454 - ولادت فاطمه زهراء سلام الله علیها مبارک
22 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                             ولادت فاطمه زهراء سلام الله علیها , و روز مادر مبارک

        بارِ دیگر رحمتِ حق سوی عالم جلوه گر شد ***در قلوب فاطمیون عشق زهرا شعله ور شد

           دل من امشب خدایا تو مدینه خونه کرده ***برای میلاد زهرا خودش و گلخونه کرده

 نه یک بار صد هزار بار می گم مجنون مادرم ***نه که امشب صد هزار شب می گم مهمون مادرم ---           یا زهرا مولاتی ای مادرِ ثارالله***یا زهرا مولاتی اشفعی لنا عندالله

 فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) در قرآن مصداق آیه قدر(انا انزلناه فی لیلة القدر)، سوره کوثر و مصداق آیه تطهیر است.

بمناسبت فرا رسیدن روز ولادت فاطمه سلام الله علیها به فرزند عزیزش حجت الهی عجل الله تعالی فرجه الشریف و روحی لتراب مقدمه الفداء و به تمام مسلمانان و شیعیان جهان تبریک عرض می نمایم

            «بسم الله الرحمن الرحیم، انا اعطیناک الکوثر، فصل لربک وانحر، ان شانئک هوالابتر»

به نام خداوند بخشنده و مهربان، ما کوثر به تو ارزانی داشتیم. پس پروردگار خود را به نماز گرامی دار و قربانی کن. همانا که بدخواه تو ابتر است.

                                             تاریخ و مکان تولد حضرت زهرا (سلام الله علیها )

در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علمای اسلام اختلاف است. لکین در بین علمای امامیه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادی الثانی سال پنجم بعثت تولد یافته است.

مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه خدیجه (سلام الله علیها ) اتفاق افتاد. این خانه در محله ای است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنی کوچه عطارها می گفتند. رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساکن بود. خانه مبارکی که بارها در آن فرشته وحی بر پیامبر (صلی اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد.

روزی رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم ) در «ابطح» نشسته بودند، جبرئیل امین نازل شد و عرض کرد: خداوند بزرگ، بر تو سلام فرستاده و می فرماید: چهل شبانه روز از خدیجه کناره گیری کن و به عبادت و تهجد مشغول باش. پیغمبر اکرم بر طبق دستور خداوند حکیم، چهل روز به خانۀخدیجه نرفت و در آن مدت، شب ها به نماز و عبادت می پرداخت و روزها روزه دار بودند.

رسول اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) توسط عمار برای خدیجه (سلام الله علیها) پیغام فرستاد که ای بانوی عزیز، کناره گیری من از تو بدان جهت نیست که کدورتی داشته باشم، تو همچنان عزیز و گرامی هستی. بلکه در این کار از دستور پروردگار جهان اطاعت می کنم و خدا به مصالح آگاه تر است. ای خدیجه، تو بانوی بزرگوار هستی که خداوند، در هر روز چندین مرتبه به وجود تو بر فرشتگان خویش مباهات می کند. شب ها درب خانه را ببند و در بستر استراحت کن و منتظر دستور پروردگار عالم باش. من در این مدت در خانۀفاطمه دختر اسد خواهم ماند.

خدیجه (سلام الله علیها) بر طبق دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رفتار کرد و در آن مدت از مفارقت همسر محبوب خویش و اندوه تنهایی می گریست. چون چهل روز بدین منوال سپری شد، فرشتۀخدا فرود آمد. غذائی از بهشت آورد و عرض کرد: امشب از این غذاهای بهشتی تناول کن.

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) با آن غذاهای روحانی و بهشتی افطار کرد. هنگامی که برخاست تا آمادۀنماز و عبادت شود، جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای رسول گرامی خدا، امشب از نماز مستحبی بگذر و به سوی خانۀخدیجه(سلام الله علیها) حرکت کن زیرا خدا اراده نموده که از صلب تو فرزند پاکیزه ای بیافریند. پیغمبر اکرم با شتاب رهسپار خانۀخدیجه (سلام الله علیها) شد.

خدیجه (سلام الله علیها) می فرماید: در آن شب طبق معمول، درب خانه را بسته و در بستر استراحت کرده بودم. ناگهان صدای کوبیدن درب بلند شد. گفتم: کیست؟ که جز محمد کسی سزاوار نیست درب این خانه را بکوبد. آهنگ دلنشین پیغمبر بگوشم رسید که فرمود: باز کن، محمد هستم. شتابان در را باز کردم. با روی گشاده وارد خانه شد.

                                      چگونگی تولد حضرت فاطمه (سلام الله علیها )

وقتی حضرت خدیجه با رسول خدا ازدواج کرد، زنان مکه او را ترک کردند. هیچ یک از زنان مکه به او سر نمی زدند و حتی به او سلام هم نمی دادند. خدیجه از تنهایی خود ناراحت شد و از این ناراحتی هراسان شده بود. او وقتی به فاطمه باردار شد، فاطمه از داخل رحم با مادرش حرف می زد و به او آرامش می داد. خدیجه این مطلب را از پیامبر (( صلی الله علیه و آله)) پنهان کرد. روزی رسول خدا متوجه شد و به خدیجه فرمود: جبرئیل به من گفته، آنچه در رحم داری دختر است و فرزندانش هم پاک و پاکدامنند.

 مدت زیادی نگذشته بود که حضرت خدیجه سراغ زنان قریش و بنی هاشم رفت و گفت: «مثل همه زنان که در هنگام زایمان از یکدیگر مراقبت و پرستاری می کنند مرا هم پرستاری کنید. » آنها پیغام دادند چون حرف ما را گوش ندادی و با محمد یتیم ابوطالب در حالی که فقیر بود ازدواج کردی نمی توانیم از تو پرستاری کنیم.

 خدیجه ( سلام الله علیها ) از این پاسخ رنجیده خاطر گشت، اما در یکی از همین روزها در حالی که او همچنان در بستر آرمیده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود که بر او وارد شدند. خدیجه که از دیدن آنان در هراس شده بود به تکاپو افتاد اما یکی از زنان او را آرام نمود و گفت:

 «ای خدیجه! اندوهگین و هراسناک مباش، ما از جانب خدا به سویت آمده ایم و خواهران تو هستیم، من ساره همسر ابراهیم خلیلم و این آسیه همسر فرعون است و آن یکی مریم دختر عمران و چهارمین ما صفورا دختر شعیب است. »

 در این هنگام چهار زن در چهار سوی خدیجه (سلام الله علیها ) قرار گرفتند و حضرت خدیجه (سلام الله علیها ) حمل خود را بر زمین نهاد و نوری از او ساطع گردید که شرق و غرب عالم پرتوافکن شد.

نوری که به خانه های مکه راه یافت و همه را در حیرت فرو برد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابریقی مملو از آب کوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانویی که در پیش روی خدیجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه که از شیر سفیدتر و از عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد. با یکی تن مولود را پوشاند، و دیگری را مقنعه او قرار داد آن گاه دست خود را بر لبان کودک نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنین فرمود: «اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول اللَّه سیدالانبیاء و ان بعلی سیدالاوصیاء و ولدی سادة الاسباط. »

 آن گاه یکایک بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رویی گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوریان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از یمن قدوم او نوری پدیدار آمد و ساطع گردید که تا آن زمان سماواتیان چنین نوری را رؤیت ننموده بودند.

 بانوان خدیجه را شادباش گفته از میمنت و مبارکی و طهارت نسلش سخنها گفتند. خدیجه با سروری زایدالوصف کودک را در آغوش کشید و با دنیایی امید و آرزو پستان در دهان او گذارد.

                    کوثری از سورۀطاها به دنیا آمدی  *** تا رسد انّا به اعطینا به دنیا آمد

                      تا یتیمیِ پدر را اندکی جبران کنی*** دختری و مادر بابا به دنیا آمدی

           هر کجا کردی تشرف صاحب تشریف شد ***مکه شد آنجا که تو آنجا به دنیا آمدی

                    قل هو الله احد ای معنی کفوا احد *** تا که باشی همسر مولا به دنیا آمدی

      تا که هجده سال هم اهل زمین درکت کنند *** پس به شکل حضرت زهرا به دنیا آمدی

                 بعد  مری که دلیل زندگی پوشیده بود  *** آخرش ای علت دنیا به دنیا آمدی

                     خبر بودی اگر از اتفاق کوچه ها *** پس چرا انسیة الحُورا به دنیا آمدی

               غصۀارباب ما را داشتی آن قَدْر که؛ *** بازهم در ظهر عاشورا به دنیا آمدی

               مادرش بودی ولی یک لحظه بر بالای تل *** در حقیقت زینب کبری به دنیا آمدی

     مادرم! عالم همه مبهوت و حیرانِ شماست *** آسمان ها و زمین هم تحتِ فرمان شماست

           عالمی را با نگاه خود مسلمان می کند *** هر که تسلیم شما گشته مسلمان شماست

        ما که تنها ریزه خوارِ خوانِ لطفت نیستیم **** رزق میکائیل هم از سفره و خوان شماست

         صور اسرافیل با ذکر تو احیا می کند*** جان عزرائیل هم درمشت دستان شماست

       اینهمه از تو نوشتم خوب میدانم که این *** قطره ای ناچیز از دریای احسان شماست

        گر چه ناچیزم ولی دلبستۀکوی توأم *** شکر حق بی بی که دست من به دامان شماست

       خدابا به احترام این بانوی هردو عالم -مارا ازمحبان آو قرار داده و ازشفاعتش محروم نفرما -

                                                   (آمین یارب العالمین.)