402 = تبدیل سیآت به حسنات
16 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

تبدیل سیئات به حسنات

ما انسان ها موجودی هستیم که از دو عنصر متضاد (روح مجرّد و تن ماده، ) تشکیل و ترکیب یافته ایم، نه مانند فرشتگان، معصومیم گناهی از ما سرنزند ونه مثل حیوانات، بی عقل و بلا تکلیفیم که مسئولیتی نداشته باشیم، به این جهت زیر بار امانت خدا و تکالیف بی شمار هستیم.

از آنجا که خدای مهربان، دربرابر این مسئولیت ها، بنایش گذشت و بخشیدن است بزرگان دین فرموده اند: هروقت گناهی از شما سرزد بلافاصله، استغفار نمائید و یا عمل خیری انجام دهید تا اقلًا گناه زیادتر از ثواب نباشد.

و هچنین خدای توانا قول داده است، آنان که توبه و برگشت می کنند، تمام گناهانشان را، می بخشد و به تعداد گناهان برایش حسنات می نویسند و دیگر از معصیت، اثری باقی نمی ماند.

باز فرموده و قول داده است، آنانکه از معاصی کبیره و گناهان بزرگ، خود داری و پرهیز نمایند، سیئات کوچک را، می بخشد و چشم پوشی می نماید.

در این مقوله به آیات مبارکات، توجه فرمائید.

1- اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می پوشانیم؛ و شما را در جایگاه خوبی وارد می سازیم. نساء: 31

2- خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت. و از آنها، دوازده نقیب (سرپرست) برانگیختیم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید، و به خدا قرض الحسنه بدهید (در راه او، به نیازمندان کمک کنید)، گناهان شما را می پوشانم (می بخشم)؛ و شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد می کنم. اما هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف گردیده است. مائده: 12

3- مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است! فرقان: 70

4- و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، گناهان آنان را می پوشانیم (و می بخشیم) و آنان را به بهترین اعمالی که انجام می دادند پاداش می دهیم. عنکبوت: 7

5- امّا کسی که سخن راست بیاورد و کسی که آن را تصدیق کند، آنان پرهیزگارانند! 34 آنچه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنان موجود است؛ و این است جزای نیکوکاران! 35- تا خداوند بدترین اعمالی را که انجام داده اند (در سایه ایمان و صداقت آنها) بیامرزد، و آنها را به بهترین اعمالی که انجام می دادند پاداش دهد! 35 زمر: 33[1]

______________________________

(1)- 1- إِنْ تَجْتَنِبُوا کبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکفِّرْ عَنْکمْ سَیئاتِکمْ وَ نُدْخِلْکمْ مُدْخَلًا کرِیماً نساء: 31

2- وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکفِّرَنَّ عَنْکمْ سَیئاتِکمْ وَ لَأُدْخِلَنَّکمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ کفَرَ بَعْدَ ذلِک مِنْکمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ مائده: 12

3- إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِک یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً فرقان: 70

4- وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُکفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِینَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کانُوا یعْمَلُونَ عنکبوت: 7

5 - وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِک هُمُ الْمُتَّقُونَ (33) لَهُمْ ما یشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِک جَزاءُ الْمُحْسِنِینَ (34) لِیکفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَ یجْزِیهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِی کانُوا یعْمَلُونَ (35) زمر: 33

این آیات مبارکات برای ما، منشأ امید و مایه برکات و تفضّل خداوندیست که، هیچ وقت از فضل و کرم او، مأیوس و ناامید نشویم، زیرا او خودش می داند، ما انسان ها را، در برابر دو جانور خطرناکی به نام شیطان و نفس، (با صرف نظر از جنود و لشکریانشان، ) قرار داده است، روی این اصل باید درباره بنی آدم تفضل خاصی هم داشته باشد که دارد، یکی از آن تفضل ها، تکفیر و نابود کردن گناهان صغیره، در مقابل عدم ارتکاب، به گناهان کبیره است و دیگری به جدمان، حضرت آدم علیه السلام وعده کرده است «أغفر و لا أبالی » می بخشم و (به کسی) اعتنائی ندارم (واز کسی ترسی ندارم).

ساحران فرعون که عمری را با سحر و جادوگری و شعبده بازی گذرانده و از مردم، هرگونه که دلبخواهشان بود، اختلاس کرده و سرکیسه می نمودند.

اما پس از رو به رو شدن با حق و حقیقت، چون خود اهل فن بودند، بادیدن عصای اژده ها شده حضرت موسی علیه السلام و ید بیضای او، و بلعیده و نابود کردن سحرها و شعبده های آنها، فهمیدند این کارها از جنس کارهای آنها نیست، لذا بی تردید تسلیم شده و خود را آماده شهادت در راه خدای موسی و هارون نمودند.

در قرآن کریم سرگذشت افتخارآمیزشان نقل، و از شخصیتشان تجلیل شده، که پس از استماع براهین توحیدی و رؤیت آیات الهی و اعجاز غیبی به دست موسی، ایمان آوردند و علی رغم همه فشارها و شکنجه ها، بر این ایمان پای فشردند.

سرگذشت این گروه انقلابی و پیشتاز طی حدود پنجاه آیه از سوره های اعراف، طه، شعراء و یونس در ضمن داستان موسی نقل شده است.

فرعون، پس از آن که موسی را به سحر متهم ساخت، با مشورت درباریان، تصمیم به گردآوری تمام ساحران بزرگ مصر گرفت و به آنان وعده ورود به دربار و جرگه مقربان را داد، اما این گروه حقجو که از هوشمندان بنی اسرائیل بوده و به سبب جای گاه ارزشمند این حرفه بدان روی آورده بودند، پس از مشاهده بی پرده آیات الهی و معجزات موسوی، ایمان خویش را به فرعون اعلام کردند وتوطئه او را نقش بر آب ساختند. از سویی، ایمان این گروه برجسته و متخصص توانست نظر برخی از آحاد آن جامعه را به سوی موسی و ایمان به رسالتش جلب نماید.

 ساحران بنی اسرائیل، اسوه مقاومت دربرابر تهدیدهای جبهه کفر

شاید بتوان گفت برجسته ترین ویژگی ساحران فرعون که به طور قطع دارای تأثیر تبلیغی می باشد مقاومت ایشان دربرابر تهدیدها و وعیدهای متعدد دستگاه ستم فرعون است. ساحران با ایمان خود اصحاب کفر را غافلگیر نموده و توان عکس العمل را از آنان گرفتند و صحنه ترتیب یافته با هدف تضعیف موسی را به مؤثرترین عرصه تبلیغی او بدل ساختند و بدین ترتیب خشم و غضب فرعونیان را برانگیختند. این بود که فرعون گفت: پس بی شک دست های شما و پاهایتان را یکی از راست و یکی از چپ قطع می کنم و شما را بر تنه های درخت خرما به دار می آویزم، تا خوب بدانید عذاب کدام یک از ما سخت تر و پایدارتر است. (طه آیه 71) اما آنها اهمیتی نداده و به راه خویش ادامه دادند. و به همگان نشان دادند که حاضرند آن همه تهدیدها و سختی ها را به خاطر نیل به مغفرت و رحمت الهی به جان بخرند:

«إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِیغْفِرَ لَنا خَطایانا وَ ما أَکرَهْتَنا عَلَیهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَیرٌ وَ أَبْقی » (طه، آیه 73) ما به پروردگارمان ایمان آوردیم، تا گناهان ما و آن سحری که ما را بدان واداشتی بر ما ببخشاید، و خدا بهتر و پای دارتر است. در این آیه با استدلال به این که پروردگار، می تواند گناهان و جادوگری ایشان را بیامرزد، ایمان خویش را مستدل می کنند و بر این اساس در پاسخ جمله «وَ لَتَعْلَمُنَّ أَینا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقی » با شیوه مقایسه می گویند: «وَ اللَّهُ خَیرٌ وَ أَبْقی » خداوند ما الله بهتر و ماندگارتر است». هم چنین در پاسخ های خود اظهار داشتند که تو در اوج و نهایت قدرت نیز تنها حاکم بر ما در این جهانی و اقتدار آن جهان، مطلقا از آن پروردگار ماست: «إِنَّما تَقْضِی هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا» (طه، آیه 72) تنها در این زندگی دنیاست که تو حکم می رانی.

البته ساحران بنی اسرائیل از ابتدای ورود به صحنه مقابله با موسی، با آگاهی و از روی شناخت حرکت کردند. باآن که فرعون آنها را برای محکوم کردن موسی به خدمت گرفته و گرد آورد، اما اینان هرگز تن به نقشه فرعونی نداده و از آن جا که با برجسته ترین فنون سحر آشنایی داشته و جزء سرسپردگان فرعون نیز نبودند، با معیار حقیقت و درستی با اعجاز موسی مواجه شدند: «فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما کانُوا یعْمَلُونَ» (اعراف آیه 118) پس حقیقت آشکار گردید و کارهایی که می کردند باطل شد. و سرانجام به حقانیت منطق موسی اعتراف، و به رسالتش ایمان آوردند؛ «قالُوا إِنَّا إِلی رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ». این تعبیر حاکی از عمق تحولی است که در آنها به وجود آمده بود.

جلوه های آگاهی در برخوردهای ساحران را در طی جملات زیر می توان مشاهده نمود: در ابتدا چون آگاهانه و بدون تأثیرپذیری نیرنگ های فرعونی، معجزه موسی را نظاره کردند بی اختیار به سجده افتادند: «فَأُلْقِی السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسی » (طه آیه 70) پس ساحران به سجده درافتادند، گفتند: به پروردگار موسی و هارون ایمان آوردیم. تعبیر قرآن به «فَأُلْقِی السَّحَرَةُ» که مفهومش افکنده شدن و افتادن است، اشاره به این است که آنچنان تحت تأثیر جاذبه معجزه موسی قرار گرفتند که گویی بی اختیار بر زمین افتاده و سجده کردند».

- و همچنین از روی بینشی عمیق نسبت به گناه سحر و زشتی حمایت فرعون، امید به مغفرت الهی را به دلیل ایمان یکباره خود اعلام کردند. «إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ یغْفِرَ لَنا رَبُّنا خَطایانا أَنْ کنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِینَ» (شعراءآیه 51) ما امیدواریم که پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشاید، چرا که نخستین ایمان آورندگان بودیم.

آن گاه که ساحران از روی روحیه حقیقت جویی به درستی ندای موسی ایمان آوردند، حجم و شدت بسیار تهدیدهای فرعونی می توانست انسان های عادی را از تصمیم خویش منصرف گرداند، اما اینان ذره ای در ایمان و بینش خود تردید نکردند و تا پای جان بر آن ایستادند. جمله های مؤکد ایشان خطاب به فرعون گویای این حقیقت است: «قالُوا إِنَّا إِلی رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ» (اعراف آیه 125) گفتند:

ما رو به سوی پروردگار خود می آوریم. «قالُوا لا ضَیرَ إِنَّا إِلی رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ» (شعراءآیه 50) گفتند: باکی نیست، ما رو به سوی پروردگار خود می آوریم. «قالُوا لَنْ نُؤْثِرَک عَلی ما جاءَنا مِنَ الْبَیناتِ وَ الَّذِی فَطَرَنا» (طه آیه 72) گفتند: ما هرگز تو را بر معجزاتی که به سوی ما آمده و بر آن کس که ما را پدیدآورده است، ترجیح نخواهیم داد.

از سرگذشت این گروه بازگشتگان به سوی خدا و دسته جان به کفان، خیلی درسها می توان آموخت، درس چگونگی توبه واقعی، درس مقاومت در برابر دشمن، درس فداکاری در راه مرام و. و. که هرکدام از اینها برای نجات آدم گنهکار و نیل او به سعادت ابدی، کافیست.

در جریان های واقعه کربلا هم کسانی بودند که در طول راه میان کوفه و مکه هنگام باز گشت از اعمال حج تمتع، از حضرت امام حسین علیه السلام دوری می جستند و نمی خواستند در یک منزل و محل فرود آیند، مانند زهیر بن قین که خیلی مواظب بود با حضرت روبرو نشده و مأخوذ به حیا نگردد.

ولی اتفاقا در یکی از منازل به علت عدم امکان دور بودن، در نزدیک هم چادر زدند و زهیر اجبارا با امام علیه السلام روبرو گردید و پس صحبت نه چندان زیاد تسلیم امام گردید و در زمره فدائیان و جانبازان آن حضرت قرار گرفت حتی به عیالش هم طلاق داد و اورا به کوفه فرستاد تا در صحنه کربلا در دست دشمنان قرار نگرفته و اسیر آنان نشود.

این بزرگوار شب عاشورا چه خوشحالی وشادی از خود نشان داد حتی به او ایراد گرفتند که این چه وقت مزاح و شوخیست؟! در جواب فرمود: بیشتر اهل کوفه که مرا می شناسند، می دانند من حتی در جوانی هم از این رفتارها خوشم نمی آمد و پرهیز داشتم ولی حالا می بینم دیگر میان ما و حوریان بهشتی فاصله ای نمانده است چرا خوشحال و شاد نشوم.

جانم به فدای شما ای عشقبازان راه حق و حقیقت و ای جان بر کفان سالار شهیدان که با در دست گرفتن جان عزیز خود، آن را با چه عشق و علاقه ای، به مولایشان تقدیم نمودند.

منبع

از کتاب گلستان سخنوران (شامل 110 مجلس سخنرانی مذهبی)، ج 1، ص: 55 ببعد از تآلیفات این حقیر.