395 - فاطمه (سلام الله علیها) از نگاه امام حسن عسکری (علیه السلام)
9 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

فاطمه (سلام الله علیها) از نگاه امام حسن عسکری (علیه السلام)

امام حسن عسکری (سلام الله علیه) از امام علی (سلام الله علیه)، از رسول خدا)   (نقل می کند که: «آن هنگام که خداوند آدم و حوا را آفرید، آنان در بهشت به خود مباهات می کردند. آدم به حوا گفت: خداوند هیچ مخلوقی بهتراز ما نیافریده است. خداوند به جبرئیل فرمود: این دو بنده ام را به فردوس برین ببر! زمانی که وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانویی افتاد که جامه ای زیبا از جامه های بهشتی در برداشت و تاجی نورانی بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آویخته بود و بهشت از پرتو نور چهره اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئیل گفت:  حبیبم جبرئیل! این بانو که از زیبایی چهره اش بهشت نورانی گشته، کیست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد) صلی الله علیه و آله  (پیامبری از نسل تو است که در آخرالزمان خواهد آمد.

گفت: این تاجی که برسردارد، چیست؟  پاسخ داد: شوهرش علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) است. گفت: این دو گشواره که بر دو گوش او است چیست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن وحسین می باشند. آدم گفت: حبیبم! آیا اینان پیش از من آفریده شده اند؟ گفت: بلی، اینان در علم مکنون خداوند چهارهزار سال پیش ازآن که تو آفریده شوی، وجود داشتند. ( بحارالانوار، ج 53، ص 180

فاطمه (سلام الله علیها و آدم و حوا

وقتی آدم و حوا داخل فردوس شدند نگاهشان بسوی خانمی افتاد که بر روی تختی از تختهای بهشت نشسته است و تاجی از نوربرسرداشته و درگوشهای خود دو گوشواره از نور دارد که تمام بهشتها از نور روی او روشن گردیده است.

آدم گفت: ای حبیب من جبرئیل! این خانم کیست که تمام بهشت ازنور روی او روشن گردیده است؟

جبرئیل گفت: این خانم، فاطمه (سلام الله علیها) دختر محمد)  صلی الله علیه و آله است و محمدپیغمبری از فرزندان تو است که در آخر الزمان ظاهر خواهد شد.

آدم گفت: این تاجی که بر سردارد چیست؟جبرئیل گفت: این تاج شوهر او علی (علیه السلام)) است.  آدم پرسید: این گوشواره ها چیست که در گوش اوست؟  جبرئیل گفت: دو فرزند او، حسن و حسین علیهما السلام هستند.

 قال جعفر الصادق علیه السلام فی قوله تعالی: فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِماتٍ کان آدم و حواء جالسین. فجاءهما جبرئیل و أتی بهما إلی قصر من ذهب و فضة، شرفاته من زمرد اخضر، فیه سریر من یاقوته حمراء و علی السریر قبة من نور فیه صورة علی رأسها تاج، و فی أذنیها قرطان من لؤؤ و فی عنقها طوق من نور، فتعجبّوا من نورها حتی أنّ آدم نسی حسن حواء. فقال: ما هذه الصورة؟ قال: فاطمة و التاج أبوها و الطوق زوجها و القرطان الحسن و الحسین. فرفع آدم رأسه الی القبة، فوجد خمسة اسماء مکتوبة من نور: انا المحمود و هذا محمد و انا الاعلی و هذا علی و انا الفاطر و هذه فاطمه و انا المحسن و هذا الحسن و منی الاحسان و هذا الحسین. فقال جبرئیل: یا آدم! احفظ هذه الاسماء فانک تحتاج إلیها. فلما هبط آدم بکی ثلاثمائة عام ثم دعا بهذه الاسماء و قال: یا رب! بحق محمد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین، یا محمود یا اعلی یا فاطر یا محسن!  اغفرلی و تقبَّل توبتی. فأوحی إلیه: یا آدم، لوسألتنی فی جمیع ذریتک لغفرت لهم؛    (احقاق الحق، ج 9، ص 260، به نقل از نزهة المجالس، ج 2، ص 230، طبع قاهره. .

امام جعفر صادق علیه السلام راجع به آیه فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِماتٍ آدم از پروردگارش کلماتی را گرفت فرمود: آدم و حوا نشسته بودند.

جبرئیل به نزد آن دو آمد و آنها را به قصری که از طلا و نقره بود، برد. واین قصر مزین به زمرد سبز بود و در آن تختی از یاقوت سرخ وجودداشت. بر تخت قبه ای از نور بود. در آن بارگاه، از نور، صورتی بود که بر سرش تاج داشت و در دو گوشش دو گوشواره از لؤؤ و در گردنش گردنبندی از نور. آدم و حوّا و جبرئیل از نور آن بارگاه تعجب کردند تاآن جاکه آدم، زیبایی حوّا را فراموش کرد. آدم سوال کرد: این صورت، چیست؟ جبرئیل گفت: صورت فاطمه علیها السلام است و آن تاج، پدرش؛ گردنبند، شوهرش؛ و دو گوشواره اش حسن و حسین علیهما السلام هستند.

آدم سرش را به جانب بارگاه بلند کرد و پنج اسم نوشته شده از نور رامشاهده فرمود. من محمود و این محمد؛ من اعلی و این علی؛ من فاطر و این فاطمه؛ من محسن و این حسن. و احسان از من و این حسین می باشد. علیهم السلام.

جبرئیل گفت: ای آدم! این اسماء را حفظ کن که همانا تو به آنها احتیاج پیدا خواهی کرد.

وقتی که آدم فرود آمد، سیصد سال گریه کرد. سپس خدا را به این اسماء خواند و عرض کرد: ای پروردگار! به حق محمد و علی وفاطمه و حسن و حسین؛ یا محمود، یا اعلی، یا فاطر، یا محسن، مراببخش و توبه ام را بپذیر. به آدم علیه السلام وحی شد: اگر آمرزش تمام فرزندانت را از من خواسته بودی همه آنها را می بخشیدم..

در ادبیات اهل سنت  نیز آمه است . در تفسیر فتلقی آدم من ربه کلمات) آدم ازپروردگارش کلماتی را گرفت (در خصوص پذیرش توجه به حضرت آمده است نقل می کنند از حضرت صادق (علیه السلام)

): آدم و حوا نشسته بودند و جبرئیل به نزد آن دو آمد و آنها را به قصری که از طلا و نقره بود، برد و این قصر مزین به زمرد سبز بود و در آن تختی از یاقوت سرخ وجود داشت. بر تخت قبّه ای از نور بود. در آن بارگاه، از نور، صورتی بود که بر سرش تاج داشت و در دو  گوشش دو گوشواره از لولو در گردنش گردنبدی از نور.

آدم و حوا و جبرئیل از نور آن بارگاه تعجب کردند تا آنجا که آدم زیبایی حوا را فراموش کرد. حضرت آدم سئوال کرد: این صورت، چیست؟ جبرئیل گفت:

صورت فاطمه (سلام الله علیها) است و آن تاج، پدرش و گردنبند، شوهرش و دو گوشواره حسن و حسین (علیه السلام)) هستند.

آدم سرش را به جانب بارگاه بلند کرد و پنج اسم نوشته شده از نور را مشاهده فرمود. محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (جبرئیل گفت: ای آدم! این اسماء را حفظ کن که همانا تو به آنهااحتیاج پیدا خواهی کرد. وقتی که آدم فرود آمد، سیصد سال گریه کرد. سپس خداوند را به این اسماء خواند و عرض کرد: ای پروردگار!  به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین توبه ام را بپذیر.

به آدم وحی شد: » اگر آمرزش تمام فرزندانت را از من خواسته بودی همه آنها را می بخشیدم. «

نقل از: فضائل اهل بیت از منابع اهل سنت- ( محمدرضا امین زاده به نقل از کتاب احقاق الحق، ج 9 ص 260 به نقل از نزهه المجالس، ج 2، ص 230، طبع قاهره.

منبع: 

جلد سوم از کتاب هفت جلدی نوادر و متفرقات، ، ص: 176ببعد از تآلیفات اینجانب .