389 - ولادت حضرت امام جعفر صادق آل محمدعلیهم السلام
8 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

 ولادت امام ششم شیعیان حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

میلاد جامع علم و عمل و عبادت، پرچم دار شاهراه ولایت علوی

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گرامی باد. . .

 بسم الله الرحمن الرحیم

 مناسبت ولادت امام ششم حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)مختصری از زندگانی و شرح حال و فضائل آن بزرگوار را می آوریم، به امید آن که از الطاف این بزرگواران در دنیا و آخرت برخوردار باشیم.

 فیض دو جهان به حب مولا بسته ست

بر گوشه ای از چادر زهرا(س) بسته ست

دنیا به گروه "پنج تن" وابسته ست

ای چراغ دانشت گیتی فروز

 تا قیامت پیشتاز علم روز

آفرینش را کتاب ناطقی

 اهل بینش را امامِ صادقی

بر امام منتظر بادا مبارک این ولادت

تهنیت بر شیعیان حضرتش از این ولادت

رسید شادی شیعیان به عرش اعلی

چونکه شد نور رخ صادق هویدا

  تاریخ ولادت امام صادق(علیه السلام)

 امام جعفر صادق ((علیه السلام)) در روز جمعه، به هنگام طلوع فجر و به روایتی در روز دوشنبه، هفدهم ربیع الاوّل سال 83 قمری از پدری بنام حضرت امام باقر(علیه السلام)، در شهر مقدس مدینه دیده به جهان گشود و عالم انسانی را با انوار طیبه خویش تابناک نمود. پدرش امام محمد باقر(علیه السلام) وی را به نام عموی نیاکانش جعفر طیار((علیه السلام))، "جعفر" نام نهاد. حضرت جعفر بن محمد((علیه السلام)) دارای یک کنیه معروف به نام "ابوعبدالله" و دو کنیه غیر معروف به نام های " ابواسماعیل" و " ابوموسی" بود. هم چنین، دارای القابی چند بود که معروف ترین آن ها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.

شیعیان و محبّان اهل بیت((علیه السلام)) وی را به " صادق آل محمد(صلی الله علیه وآله) " می شناسند. زیرا آن حضرت، هرگز سخنی جز راست و درست، چیزی نفرمود. پدر ارجمندش، امام محمد باقر (علیه السلام)) است که نَسَب وی با دو واسطه به امیر مؤمنان حضرت علی ((علیه السلام)) و با سه واسطه به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) منتهی می گردد.

 لقب صادق را حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) برای آن حضرت انتخاب فرمودند، مرحوم مجلسی در جلد 47 بحار الانوار صفحه 8 روایتی بدین مضمون نقل کرده است:

«امام زین العابدین (علیه السلام) از پدرش و او از جدش امیر المؤمنین (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: وقتی که فرزند من جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب متولد شد، او را صادق نام گذارید، زیرا در اولاد او کسی همنام او خواهد بود که به ناحق دعوی امامت می کند، و او را کذاب خواهند گفت.

مادر

والده ماجده آن حضرت نجیبه جلیله مکرمه علیا جناب فاطمه مسمّاه به امّ فروه بن قاسم بن محمد بن ابی بکر است که حضرت صادق علیه السلام در حق او فرموده ( کانَتْ اُمّی ممَّنْ آمنتْ وَ اتَّقتْ وَ اَحْسَنَتْ وَاللّهْ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ )؛ یعنی مادرم از جمله زنانی بود که ایمان آورد و تقوی و پرهیزکاری را اختیار کرد و احسان و نیکوکاری نمود و خدا دوست دارد نیکوکاران را. همانا حضرت صادق علیه السلام در این کلمه موجزه وصف کرده آن مخدره را به تمام اوصاف شریفه همانطور که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در جواب همّام بن عباده که سؤ ال کرد از آن حضرت که وصف کند برای او متقین را اکتفا کرد به کلمه: ( اِتَّقِ اللّهَ وَ اَحْسِنْ فَاِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقوْا وَالَّذینَهُمْ مُحْسِنوُنَ )؛

چه آنکه علما در شرح آن گفته اند که گویا مراد از تقوی، اجتناب کردن است از آنچه خدای تعالی نهی فرموده و احسان به جا آوردن هر چیزی است که حق تعالی به آن امر فرموده، پس این کلمه جامع است صفات متقین و فضایل ایشان را، و شیخ جلیل علی بن الحسین المسعودی در ( اثبات الوصیّه ) فرموده که امّ فروه از تمامی زنان زمان خود تقوایش زیادتر بود، روایت کرده از حضرت امام زین العابدین علیه السلام احادیثی از جمله آنها است قول آن حضرت به او که ای امّ فروه! من دعا می کنم برای گناهکاران شیعیان ما در روز و شب صد نوبت، یعنی استغفار و طلب آمرزش می کنم برایشان؛ زیرا که ما صبر می کنیم بر چیزی که می دانیم و ایشان صبر می کنند بر چیزی که نمی دانند.

مؤ لف گوید: که امّ فروه چندان مجلّله و مکرمه بود که به سبب آن از حضرت صادق علیه السلام گاهی به ابن المکرمه تعبیر کردند. و روایت شده از عبدالا علی که گفت: دیدم امّ فروه را که پوشیده بود کسایی و طواف کعبه می کرد متنکّرهً که کسی او را نشناسد، پس استلام کرد حجرالا سود را به دست چپ، مردی در آنجا به وی گفت: ( یا اَمهَ اللّهِ! قدْ اَخطاْتِ السُّنَّهَ )؛ ای کنیز خدا! خطا کردی در سنت و آداب که با دست چپ استلام کردی؛ ( امّ فروه اِنّا لاَغْنِیاءُ مِنْ عِلْمِکَ )؛ یعنی نمی خواهد چیزی یاد ما دهی همانا ما از علم شما بی نیازیم.

تشکیل حوزه علمیه

امام جعفر صادق (علیه السلام) به مدت دوازده سال، حیات با برکت جدّ گرامی اش امام زین العابدین (علیه السلام) را درک کرد و از مکتب تربیتی و علمی وی بهره وافر یافت. هم چنین، آن حضرت به مدت 32 سال از وجود شریف پدرش امام محمد باقر (علیه السلام) برخوردار بود و در تمام رویدادهای مهم در کنار پدر ارجمندش قرار داشت

 آن حضرت با تشکیل حوزه علمیه و تعلیم شاگردانی مبارز، چون هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحول شگرفی در جهان اسلام و مذهب شیعه پدید آورد و جهانیان را با اسلام ناب محمدی (ص) و مکتب حیات بخش اهل بیت (علیهم السلام) آشنا ساخت. به همین جهت، وی را پایه گذار مذهب "امامیه" دانسته و شعیان امامی اثناعشری را " شیعه جعفری" می گویند.

آن حضرت از میان برادران خویش جانشین پدرش حضرت باقر(علیه السلام) بود، و وصی آن جناب بود که پس از او به امر امامت قیام نمود، و در فضل و دانش سر آمد همه برادران گشت، و از همه آنان نام آورتر، و در قدر و منزلت بالاتر، و در میان شیعه و سنی مقامش ارجمندتر بود، و به اندازه مردم از علوم آن حضرت نقل کرده اند که سخنانش توشه راه کاروانیان و مسافران و نام نامیش در هر شهر و دیار زبانزد مردمان گشته، و از هیچ یک از این خاندان علماء و دانشمندان بدان اندازه که از آن جناب حدیث نقل کرده از دیگری نقل نکرده اند، و هیچ یک از اهل آثار و ناقلان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره بردند از دیگران بهره گیری نکردند، زیرا اصحاب حدیث که نام راویان ثقات آن بزرگوار را جمع کرده اند با اختلاف در عقیده و گفتار شماره آن به چهار هزار نفر می رسد.

و دلیل های روشن درباره امامت آن جناب به اندازه ای است که دل ها را حیران کرده و زبان دشمن را از خورده گیری گنگ و لال ساخته.

فضائل و کرامات امام صادق(علیه السلام)

 فضائل آن حضرت زیاده از آن است که در این مختصر احصا شود، لکن برای تیمن و تبرک به بعض آنها اشاره می کنیم.

1 - مالک بن انس فقیه مدینه می گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) می رفتم، آن حضرت برای نشستن من متکا می گذاشت و احترام می فرمود و ایشان نسبت به من محبت داشت، و این امر مرا بسیار خوشحال می کرد و خدای را بر این نعمت شکر می کردم. سپس مالک می گوید: آن حضرت مردی بود که از سه حال خارج نبود: یا روزه بوده یا در حال نماز، و یا در حال ذکر خداوند، از بزرگان عبادت کنندگان، و در زهد سرآمد بود، از همان هایی که از خدا خوف و خشیت فراوان دارند.

آن حضرت کثیر الحدیث، خوش مجلس، پر فایده بود.

2 - هر زمانی که می فرمود: «قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) » گاهی رنگ آن حضرت کبود، و گاهی زرد می شد، تا به جایی که گاهی شناخته نمی شد.

یک سال با آن حضرت به حج خانه خدا رفته بودم، وقتی که گاه احرام شد، هرچه آن حضرت سعی می کرد که تلبیه «لبیک اللهم لبیک» بگوید، صدا در گلوی آن حضرت قطع می شد و نزدیک بود که از بالای مرکب به زمین بیافتد، به آن حضرت عرض کردم؛ ای فرزند پیامبر بگو لبیک، زیرا باید محرم شوی و چاره ای از گفتن نیست، آن حضرت فرمود:

چگونه جسارت کنم و بگویم: «لبیک اللهم لبیک» در حالی که می ترسم از آن که خداوند عزوجل به من بگوید: «لا لبیک و لا سعدیک؟» بحار الانوار، ج 47، ص 16

3 - شخصی به نام مفضل بن قیس می گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) رفتم و بعض گرفتاری هایم را به آن حضرت گفتم و از ایشان خواستم که برایم دعا کند، آن بزرگوار به خادمه خانه فرمود: آن کیسه پولی را که ابوجعفر منصور برای ما فرستاده بیاور، خادمه کیسه را آورد، آن حضرت فرمود: این کیسه ای است که در آن چهار صد دینار است، به واسطه آن امور خود را اصلاح کن، به آن حضرت گفتم: فدای شما شوم، قصد من این نبود، بلکه می خواستم که شما برایم دعا بفرمایید، آن حضرت گفت: من به شما دعا هم می کنم، لکن همه گرفتاریت را برای دیگران باز گو مکن، زیرا خوار می شوی. بحار الانوار ج 47، ص 34-

4 - هشام بن سالم که یکی از اصحاب آن حضرت است می گوید: حضرت صادق (علیه السلام) وقتی شب می شد کیسه ای برمی داشتند که در آن نان و گوشت و پول گذاشته بودند، آن را به دوش می گرفتند و برای فقراء و نیازمندان مدینه می بردند و بین آنان تقسیم می کردند، و کسی آن حضرت را نمی شناخت، تا آن که ایشان از دنیا رفتند و فقراء دریافتند که آن کسی که دست کرم او بر سر آنان بوده امام صادق (علیه السلام) بوده است. بحار الانوار، ج 47، ص 38

5 - مسمع بن عبدالملک می گوید: در منی نزد امام صادق (علیه السلام) نشسته بودم در حالی که ظرف انگوری در مجلس بود که از آن می خوردیم. سائلی آمد و چیزی خواست، امام صادق(علیه السلام) خوشه انگوری به او داد. سائل گفت: به انگور نیازی ندارم، اگر پول بود! حضرت فرمود: خدا کار تو را بگشاید، شخص فقیر رفت و سپس برگشت و گفت: خوشه انگور را بدهید، حضرت فرمود: خدا کار تو را بگشاید و چیزی به او نداد. سپس شخص دیگری آمد، امام(علیه السلام) سه دانه انگور به او داد، آن شخص سائل گرفت و گفت: سپاس خداوند دو جهان را که مرا روزی داد.

امام صادق(علیه السلام) به او فرمود: بایست، سپس دو دست خود را از انگور پر کرد و به او داد، آن مرد گرفت و مثل دفعه قبل حمد خدای را به جای آورد، امام(علیه السلام)دوباره او را امر به ایستادن کرد و به خادم فرمود: چقدر پول همراه داری، نزد خادم بیست درهم یا نزدیک به این مبلغ بود، آن بزرگوار آن پول را به شخص سائل دادند، او گرفت و گفت:

سپاس خدای را، این نعمت از توست به تنهایی، و شریکی برای تو نیست، امام(علیه السلام)او را امر به توقف فرمود، و سپس پیراهنی که در بر داشت بیرون آورده به او داد و فرمود این لباس را بپوش، او هم پوشید و گفت: سپاس خداوندی را که مرا پوشانید و مستور نموده ای ابا عبدالله خداوند ترا جزای خیر دهد و سپس رفت، راوی می گوید این شخص جز این دعایی برای امام صادق(علیه السلام) نکرد، و ما گمان می کردیم که اگر برای خود آن حضرت دعا نکرده بود، بلکه فقط خداوند را سپاس می گفت حضرت مرتب به او بخشش و احسان می کردند، زیرا هر وقت حمد خداوند را به جای می آورد حضرت چیزی به او می دادند. بحار الانوار ج 47، ص 42-

 از این روایت به خوبی فهمیده می شود که امامان معصوم(علیهم السلام) چه اندازه توجه به حضرت پروردگار داشته و در مقابل عظمت او خاضع بوده اند.

همچنان که در روایت دیگر وارد شده است که

6 - امام صادق (علیه السلام) در نماز قرآن تلاوت می کرد، تا آن که غش کرد، وقتی که به حالت عادی برگشت کسی پرسید: چه چیز باعث این حالت برای شما شد؟ آن حضرت فرمود: من مرتب آیات قرآن را تکرار می کردم تا آن که حالی برای من پیدا شد که گویا قرآن را رو در رو از کسی که آن را فرستاده می شنیدم. بحار الانوار، ج 47، ص 58

شمه ای از کلمات امام صادق(علیه السلام)

1 - از سخنان آن حضرت است که فرمود: این گونه نیست که هر کس قصد چیزی را کرد توانایی بر آن پیدا کند، و نه هر که توانایی انجام کاری پیدا کرد موفق بدان شود، و نه هر کس موفق شد آن را درست به دست آورد، پس هر گاه قصد و توانایی و رسیدن به هدف همه با هم فراهم شد، آنگاه اسباب سعادت فراهم شده است. ارشاد شیخ مفید(رحمه الله)، ج 25، ص 197-

2 - در باب توبه فرموده اند: به تأخیر انداختن توبه از فریفتگی به دنیاست، و بسیاری امروز و فردا کردن از حیرت و سرگردانی است، و بهانه جویی بر خدا موجب هلاکت است، و پافشاری و تکرار در گناه به علت ایمنی از مکر خدا است، و ایمن نشوند از مکر خدا جز زیانکاران.

3 - از سخنان آن حضرت(علیه السلام) در وادار کردن مردم به دقت نظر در دین خدا و شناختن دوستان او است که می فرماید: نیک نظر و دقت کنید در آنچه نادانی آن بر شما جایز و روا نیست، و برای خود خیر اندیشی کنید، و بکوشید در به دست آوردن آنچه در ندانستن آن بهانه و عذری از شما پذیرفته نیست، زیرا در دین خدا ارکانی است که با جهل به آن ارکان کوشش در عبادت سودی ندارد، و هر که آن ها را شناخت معتقد و متدین به آنها شد میانه روی در عبادت به او زیان نزدند (مقصود شناختن امام و امامت است که کوشش در عبادت بدون شناسایی امام سودی ندارد، و میانه روی در عبادت با معرفت به امام زیانی ندارد) و برای هیچ کس راهی به شناسایی ارکان دین نیست جز آن که خداوند توفیق عنایت فرماید.

4 - و از آن حضرت نقل شده است که فرمود: همه دانش مردم را در چهار چیز یافتم، ، اول: این که پروردگار خود را بشناسی، دوم: این که آنچه درباره تو انجام داده بدانی، سوم: این که آنچه از تو خواسته است بشناسی، چهارم: آنکه بدانی چه چیز تو را از دینت بیرون می برد.

معارف واجبه از این چهار قسم بیرون نیست زیرا نخستین چیزی که بر بنده واجب است شناختن پروردگارش می باشد، و چون دانست که خدایی دارد واجب است کارهایی که خدا درباره اش انجام داده بداند، و چون آن را دانست نعمت خدا را شناخته است، و چون نعمت خدا را در وجود خویش شناخت واجب است شکر آن را انجام دهد، و چون بخواهد شکر آن نعمت را به جا آورد لازم است خواسته خدا را بداند که با انجام دادن آن پیرویش کند، و چون پیروی خدا بر او واجب شد باید بداند چه چیز است که او را از دین خدا بیرون برد تا از آن اجتناب ورزد، و در نتیجه اطاعت خدا و شکر نعمت های او را از روی اخلاص انجام خواهد داد.

شهادت امام صادق(علیه السلام)

حضرت امام صادق(علیه السلام) در بیست و پنجم شوال سال 148 ه ق در حالی که 65 سال از عمر مبارک آن حضرت گذشته بود با شهادت ( مسموم شدن ) از دنیا رحلت فرمود، و در قبرستان بقیع در کنار پدر و جد و عموی خود امام مجتبی(علیه السلام) به خاک سپرده شد. و بنابر روایا ت پس از آزار و اذیت زیاد آن حضرت به وسیله عوامل منصور دوانیقی با سم به شهادت رسید. خداوند همه ما را از شیعیان آن حضرت قرار دهد.

وصیت و سفارش امام صادق(علیه السلام) به شیعیان و دوستداران آن حضرت

1 - شخصی به نام خثیمه از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمود: به دوستان ما سلام برسان، و آنان را به تقوی و عمل نیک سفارش کن، و بگو که اشخاص سالم از بیماران عیادت کنند، و ثروتمندان به فقرا سرکشی کنند، زندگان مردگان را به خانه قبر بدرقه و تشییع کنند، و افراد به خانه های یکدیگر رفت و آمد داشته باشند و گفتگوی علوم دینی را برنامه خود قرار دهند، زیرا این باعث ماندگاری امر ما «ولایت و امامت» است، خداوند بیامرزد بنده ای را که امر ما را احیاء کند. ای خثیمه آنان را آگاه کن که ما در برابر فرمان خدا کاری برای آنان نمی توانیم انجام دهیم مگر آن که عمل صالح داشته باشند، زیرا ولایت ما جز با پرهیزکاری حاصل نمی شود و شدیدترین عذاب در قیامت برای مردمی است که عدل و نیکی را برای مردم ستوده و خود به راهی دیگر رفته است.

2 - شخص دیگری می گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: مرا وصیت کن، حضرت فرمود: تو را به تقوای الهی و پرهیز کاری، و عبادت، و سجده طولانی، و ادای امانت، و راستگویی، و خوش همسایگی وصیت می کنم، زیرا سرلوحه برنامه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) همین بوده است، و بعد فرمود: در بین فامیل صله رحم به جا آورید، مریض ها را عیادت کنید، در تشییع جنازه های مؤمنین شرکت کنید، برای ما زینت باشید و باعث سرشکستگی ما نشوید.

. مدت امامت امام جعفر صادق(ع)، 33 سال و ده ماه (از ذی حجه سال 114 تا 25 شوال سال 148 قمری) بود و در ایام زندگی با برکت خویش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی به شرح ذیل معاصر بود:

1- عبدالملک بن مروان (65 – 86 ق ) - 2- ولید بن عبدالملک (86 - 96 ق ) - 3- سلیمان بن عبدالملک (96 – 99) - 4- عمر بن عبدالعزیز (99 - 101 ق ) - 5- یزید بن عبدالملک (101 - 105 ق) - 6- هشام بن عبدالملک (105 - 125 ق ) - 7- ولید بن یزید (125 - 126 ق ) - 8- یزید بن ولید (126 - 126 ق ) - 9- مروان بن محمد (126 - 132 ق ) - 10 - ابوالعباس سفاح (132 - 136 ق ) - 11- منصور دوانقی (136 - 158 ق )

گفتنی است که نُه نفر اوّل از طایفه بنی امیه و دو نفر آخر از خاندان بنی عباس بودند و آن حضرت از هر دو طایفه، سختی ها و بی مهری های فراوانی دید؛ اما چون آن امام بزرگوار در انتهای دوران خلافت ستم کارانه امویان و در آغاز خلافت فریب کارانه عباسیان می زیست، فرصت مناسبی به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از یک طایفه غاصب، به طایفه غاصب دیگر و سرگرم شدن آنان به یکدیگر، مکتب اهل بیت (ع) را به مسلمانان بشناساند و زمینه ترویج و تبلیغ این مکتب را مهیا سازد و از این راه، بیشترین بهره را نصیب اسلام و مسلمانان نماید.

جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد صادق

منور قلب عالم گشت از میلاد صادق

بده ساقی می باقی که غرق عشرت و شادی

دل اولاد آدم گشت از میلادصادق

ای ششم پیشوای اهل ولا

خلق را رهبری به دین هدی

پای تا سر خدا نمایی تو

هم ز سر تا بپای صدق و صفا

  والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

منابع : بحار الانوار- ارشاد شیخ مفید - منتهی الامال - علماء و عرفاء - بیتوته - ومنابع زیاد دیگر