388 - , ولادت منجی عالم بشریت صلی الله علیه و آله وسلم
7 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

ولادت منجی عالم بشریت صلی الله علیه و آله وسلم

 با عرض تبریک بی نهایت و تهنیت بی شمار - بمناسبت فرا رسیدن ولادت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به تمام مسلمانان جهان

 بلغ العلی بکماله

کشف الدجی بجماله

حسنت جمیع خصاله

صلوا علیه و آله

 حق چو دید آن نور مطلق در حضور

آفرید از نور او صد بحر نور

آفرینش را جز او مقصود نیست

 پاک دامن تر زاو موجود نیست

 امشب سخن ازجان جهان بایدگفت

توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

 در شام ولادت دو قطب عالم

تبریک به صاحب الزمان (عج) باید گفت

 ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

 قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

 در نظر قدر با کمال محمد

 نام احمد، نام جمله انبیاست

چون که صد امد، نود هم پیش ماست

 میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش جهان بر شما خجسته باد.

جریان ولادت آن حضرت و وقایع حادثه و سایر جریان های تاریخی بیش از آن است که در این مختصر بگنجد ولی برای تبرک به گوشه کوچکی اشاره می شود.

عرشیان امشب زمین را لاله باران می کنند/خاک را خوشبو تر از زلف نگاران می کنند/افرینش فیض از دیدار احمد میبرد/کعبه امشب سجده بر خاک محمد میبرد.

میلاد مسعود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله – اول عام الفیل / ۱۷ ربیع الاول

 گفتنی است که تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه و اهل سنت، با این که در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و می گویند که آن حضرت در اوّل عام الفیل، برابر با سال 570 میلادی و در ماه ربیع الاوّل دیده به جهان گشود، ولی درباره روز تولد وی، اختلاف نظر دارند. شیعیان، معتقدند که رسول خدا(ص) در روز جمعه، مصادف با 17 ربیع الاوّل، به دنیا آمد و اهل سنت می گویند که تولد وی، روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاوّل بوده است. اما از این که سال تولد پیامبر(صلی الله علیه و آله) را "عام الفیل" می نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبرصلی الله علیه و آله، یعنی در نخستین روز محرم سال 570 میلادی، فیل سواران "ابرهه" به مکه هجوم آورده و قصد نابودی کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولی با معجزه شگفت الهی سرکوب شدند.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله آخرین پیامبر الهی در 17 ربیع الاول از پدری به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادری به نام "آمنه بنت وهب" دیده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منورش، جهان تیره و تاریک به ویژه عربستان را روشن گردانید.

ولادت پیامبر اکرم از زبان حضرت آمنه خاتون - مادرش-

آمنه می گوید: وقتی زمان زایمانم نزدیک شد، دیدم بال پرنده ای سفید بر قلبم کشیده شد و همه ترس و نگرانی ها از من دور گردید، نوشیدنی سفید رنگی برای من آوردند و من که تشنه بودم، از آن نوشیدم. نوری مرا در بر گرفت. سپس بانوانی بلند قامت با من سخن گفتند ولی گفتار آنان همانند گفتار انسان ها نبود. ناگهان دیدم پارچه ابریشمی سفیدی بین آسمان و زمین را پوشانده است و هاتفی می گوید: «از گرامی ترین مردم، او را بگیرید. »

مردانی را دیدم که در آسمان ایستاده بودند و در دستان آنان جام های آب بود. به شرق و غرب زمین نگاه کردم و پرچمی از سندس (پارچه بافته شده از حریر) دیدم که بر ستونی از یاقوت بین آسمان و زمین در پشت کعبه بر افراشته بود. پس از آن محمد صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا آمد در حالی که انگشتان خود را به آسمان بلند کرده بود.

ابر سفیدی از آسمان پایین آمد و او را در بر گرفت. گوینده ای گفت: « محمد را در شرق و غرب زمین و دریاها گردش دهید تا همگان او را به نام و صورت و عنوان بشناسند. » سپس او را باز گرداندند، و دیدمش که در پارچه ای سفیدتر از شیر پیچیده شده بود و زیر او پارچه ای بود از ابریشم سبز.

سه کلید از جنس مروارید تازه با او بود. هاتفی می گفت: « کلیدهای یاری (نصرت)، رحمت و نبوت همیشه با اوست. » پس از آن، ابر دیگری او را فرا گرفت و مدتی بیش از بار اول او را با خود برد. شنیدم که گوینده ای می گفت: « محمد را در شرق و غرب بگردانید و او را بر جنیان و آدمیان، پرندگان و درندگان نمایش دهید و به او عطا کنید صفای آدم، نازک دلی نوح، دوستی ابراهیم، زبان اسماعیل، کمال یوسف، شادی یعقوب، صدای داود، زهد یحیی و کرم عیسی را. » سپس هاتفی گفت: « همه دنیا در اختیار و قدرت محمد در آمد. »

سپس سه نفر را دیدم که صورت آنان همانند خورشید می درخشید؛ در دست یکی از آنان جامی نقره ای با مشک بود و در دست دومی ظرف زمرّدین چهارگوشه ای بود که در هر گوشه آن مروارید سفیدی قرار داشت. در این وقت هاتفی گفت: « این دنیاست؛ ای حبیب خدا، آن را بگیر. » محمد صلی الله علیه و آله وسلم وسط آن را گرفت.

گوینده ای گفت: « محمد صلی الله علیه و آله و سلم کعبه را گرفت. » در دست سومی پارچه ابریشمین سفیدی بود که آن را گشود و از آن مهری خارج کرد که چشم بیننده را به خود جلب می کرد. پس از آن هفت بار از آب همان جام شست و کتف محمد صلی الله علیه و آله وسلم را با آن مهر کرد و آب دهان خود را در دهان مبارک کودک نهاد و او را به سخن گفتن واداشت و چیزهایی گفت که من نفهمیدم، مگر این چند جمله را: « در پناه خدا باشی. من قلب تو را از ایمان و علم و یقین و عقل و شجاعت انباشتم.

تو برترین انسان هستی. آن که از تو پیروی کند سعادتمند است و آن که فرمان تو را نبرد بدبخت. »

این فرشته همان رضوان (نگاهبان بهشت) بود. رفت و پس از مدتی بازگشت و به محمد گفت: « بر تو بشارت باد ای سایه سر بلندی دنیا و آخرت. » سپس نوری از سر محمد صلی الله علیه و آله وسلم تا آسمان درخشید و من کاخ های سرزمین شام را دیدم و در اطراف خود انبوهی از مرغان زیبا را که بالهایشان را گشاده بودند.

پس - آخرین پیامبر الهی در 17 ربیع الاوّل از پدری به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادری به نام " آمنه بنت وهب" دیده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تیره و تاریک، به ویژه عربستان را روشن گردانید. و پس از استقرار در زمین، گفت: اَللّهُ أکْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ کَثیراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکْرَهً وَ أصیلاً.

 وفات پدر

پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، پیش از تولد فرزندش محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)، در حالی که همسرش آمنه، به چنین فرزندی، حامله بود، به همراه سایر بازرگانان قریش، جهت سفر تجاری عازم شام گردید و در بازگشت از شام، در یثرب(مدینه منوّره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و توفیق دیدار نوزاد خویش را نیافت.

 وفات عبدالله، دو ماه و به روایتی هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) بود.

  وفات مادر

بانو ( آمنه)، مادر گرامی رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)، که به تقوا، عفت و پاکیزگی در میان بانوان قریش معروف بود، پس از تولد نور دیده اش حضرت محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)، چندان در این دنیای فانی زندگی نکرد. وی، دو سال و چهار ماه و به روایتی شش سال، پس از میلاد رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)، در بازگشت از یثرب، در مکانی به نام "ابوا" بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد.

کفالت عبد المطلب

رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) پس از تولد، در کفالت جدش عبدالمطلب، بزرگ و سید قریش مکه، قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شیر دادن نور دیده اش محمد(ص)، در آغاز وی را به "ثویبه"، آزاد شده ابولهب سپرد ولی پس از مدتی وی را به "حلیمه دختر عبدالله بن حارث سعدیه" واگذار کرد. حلیمه، در ظاهر اگر چه دایه وی بود، ولی در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادری کرد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) از دوران کودکی دارای دو نام بود. یکی "محمّد" که جد بزرگوارش عبدالمطلب، برای وی برگزید و دیگری "احمد" که مادر ارجمندش آمنه، آن را انتخاب کرده بود.

 حوادث زمان تولد آن حضرت

در زمان ولادت آن حضرت حوادث زیادی پیش آمد و رخ داد - ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم.

جامع ترین حدیث در این باره حدیثی است که مرحوم صدوق (ره)در کتاب امالی به سند خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده و ترجمه اش چنین است که آن حضرت فرمود:

1 - «ابلیس به آسمان ها بالا می رفت و چون حضرت عیسی(صلی الله علیه و آله وسلم) به دنیا آمد، از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا می رفت، و هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) به دنیا آمد از همه آسمان های هفتگانه ممنوع شد و شیاطین به وسیله پرتاب شدن ستارگان ممنوع گردیدند، و قریش که چنان دیدند، گفتند: قیامتی که اهل کتاب می گفتند، بر پا شده

 عمرو بن امیه که از همه مردم آن زمان به علم کهانت و ستاره شناسی داناتر بود، بدانها گفت: بنگرید اگر آن ستارگانی است که مردم به وسیله آنها راهنمایی می شوند و تابستان و زمستان از روی آن معلوم گردد، پس بدانید که قیامت بر پا شده و مقدمه نابودی هر چیز است و اگر غیر از آنهاست، امر تازه ای اتفاق افتاده.

2 - همه بتها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتی درآن روز بر سر پا نبود.

3 - ایوان کسری در آن شب شکست خورد و چهارده کنگره آن فروریخت

4 - دریاچه ساوه خشک شد

5 - وادی سماوه پر از آب شد.

6 - آتشکده های فارس نیزکه هزار سال بود خاموش نشده بود، در آن شب خاموش گردید

7- موبدان فارس در خواب دیدند که شترانی سخت اسبان عربی را یدک می کشند و از دجله عبور کردند و در بلاد آنها پراکنده شدند.

8- طاق کسری از وسط شکست خورد

9 - رود دجله در آن وارد شد.

10 - در آن شب نوری از سمت حجاز بر آمد و همچنان به سمت مشرق رفت تا بدانجا رسید.

11 - فردای آن شب تخت هر پادشاهی سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند که در آن روز سخن نمی گفتند

. 12 - دانش کاهنان ربوده شد

13 - سحر جادوگران باطل گردید،

14 هر کاهنی که بود، از تماس با همزاد شیطانی خود ممنوع گردید و میان آنها جدایی افتاد.

15 - - انوشیروان، پادشاه ساسانی ایران و مؤبدان بزرگ دربار وی، خواب های وحشتناکی دیدند؛

16 - - پس از استقرار در زمین، گفت: اَللّهُ أکْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ کَثیراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکْرَهً وَ أصیلاً.

 گوش کن هفت آسمان درشور و حالی دیگرند ***عرشیان و فرشیان نام * محمد *میبرند

 ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﺭﺏ ﺧﻮﺩ ﻟﺒﯿﮏ ﮔﻮﯾﯿﻢ ***ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﻼﺋﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﻮﯾﯿﻢ ***ﺳﻼﻡ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ ﺑﺮ ﻣﺤﻤﺪ ***ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ

 محمّد وارث پیغمبران است *** که او سلطانِ شهرِ دلبران است ***به حق فرمود حق لایزالی / محمّد علت خلقِ جهان است

 به آمنه بنت وهب، خدا عطا کرده پسر***پسر چه گویم که به خلق، خدا عطا کرده پدر

منابع بیشتر از آن است که در اینجا بیاورم ولی به چند منبع اشاره می شود.

 بحارالانوار، ج15، - امالی شیخ - تاریخ الیعقوبی، ج 2، -_تاریخ ابن خلدون، ج 1، ؛ - تاریخ دمشق، ج 3، - وقایع االایام شیخ عباس قمی، - منتهی الآمال، ج 1 لمبعث والمغازی، ؛ الامتاع، ص 3؛ -. - مناقب آل ابیطالب - الفضائل - دانشگاه علم و صنعت ایران - بیتوته - دانشنامه اسلامی - موسسه تبیان، نرم افزار دایرة المعارف چهارده معصوم علیهم السلام. - جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، جلد1- - - فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله،