387 - محکوم نمودن شیطان بنی آدم را در قیامت .
10 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

محکوم نمودن شیطان بنی آدم را در قیامت

 

مسئله آزادی و اختیار چیزی است که خدای توانا. برای انسانها عنایت نموده و هیچگونه جبر و زوربرای آنها در اعمالشان. قرار نداده است.

پس همه بشر درکارها واعمالشان مخیر هستند بنا بر این همیشه تغییرات از خود ما است و (یک قانون کلی. ) است.

جمله ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم که در دو مورد از قرآن با تفاوت مختصری آمده است، یک قانون کلی و عمومی را بیان می کند، قانونی سرنوشت ساز و حرکت آفرین و هشدار دهنده!

این قانون که یکی از پایه های اساسی جهان بینی و جامعه شناسی در اسلام است، به ما می گوید مقدرات شما قبل از هر چیز و هر کس در دست خود شما است، و هر گونه تغییر و دگرگونی در خوشبختی و بدبختی اقوام در درجه اول به خود آنها بازگشت می کند، و شانس و طالع و اقبال و تصادف و تاثیر اوضاع فلکی و مانند اینها هیچکدام پایه ندارد، آنچه اساس و پایه است این است که ملتی خود بخواهد سربلند و سرفراز و پیروز و پیشرو باشد، و یا به عکس خودش تن به ذلت و زبونی و شکست در دهد، حتی لطف خداوند، یا مجازات او، بی مقدمه، دامان هیچ ملتی را نخواهد گرفت، بلکه این اراده و خواست ملتها، و تغییرات درونی آنهاست که آنها را مستحق لطف یا مستوجب عذاب خدا می سازد.

اگر اعمال انسانها بی اختیاری بود. مجازات (بد) خدا برای آنها ستم و ظلم آشکار می شد که دور از عدالت او بود.

پس - خداوند تمام راه ها را روشن کرده و انسان را هم مخیر و صاحب اختیار قرار داده است

روی این اصل ( شیطان ) در قیامت با اولاد آدم و آدمیان رو برو گشته وچنین احتجاج خواهد نمود.

وَ قَالَ الشیْطنُ لَمَّا قُضیَ الاَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکمْ وَعْدَ الحْقِّ وَ وَعَدتُّکمْ فَأَخْلَفْتُکمْ وَ مَا کانَ لیَ عَلَیْکُم مِّن سلْطنٍ إِلا أَن دَعَوْتُکُمْ فَاستَجَبْتُمْ لی فَلا تَلُومُونی وَ لُومُوا أَنفُسکم مَّا أَنَا بِمُصرِخِکمْ وَ مَا أَنتُم بِمُصرِخِیَّ إِنی کفَرْت بِمَا أَشرَکتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظلِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ( ابراهیم آیه 22 )

 و شیطان هنگامی که کار تمام می شود می گوید خداوند به شما وعده حق داد و من هم به شما وعده (باطل ) دادم و تخلف کردم، من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما پذیرفتید، بنابراین مرا سرزنش نکنید، خود را سرزنش کنید، نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من، من نسبت به شرک شما در باره خود که از قبل داشتید (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم، مسلما ستمکاران عذاب دردناکی دارند.

((مصرخ)) از ماده ((اصراخ)) در اصل از ((صرخ )) به معنی فریاد کشیدن برای طلب کمک آمده است، بنابراین مصرخ به معنی فریادرس می باشد و مستصرخ به معنی کسی است که فریادرسی می خواهد. - یعنی امروز من به فریاد شما نخواهم رسید و به درد شما نخواهم خورد.

پاسخ دندان شکنی که شیطان به پیروانش می دهد

1 - کلمه ((شیطان)) مفهوم وسیعی دارد که شامل همه طاغیان و وسوسه - گران جن و انس می شود ولی با قرائنی که در این آیه و آیات قبل وجود دارد مسلما منظور در اینجا شخص ابلیس است که سرکرده شیاطین محسوب می شود،

و لذا همه مفسران نیز همین تفسیر را انتخاب کرده اند. **برای توضیح بیشتر درباره معنی شیطان در قرآن به جلد اول تفسیر نمونه ذیل آیات مربوط به آفرینش آدم مراجعه فرمائید.

از این آیه به خوبی استفاده می شود که وسوسه های شیطان هرگز اختیار و آزادی اراده را از انسان نمی گیرد بلکه او یک دعوت کننده بیش نیست، و این انسانها هستند که با اراده خودشان دعوت او را می پذیرند، منتها ممکن است زمینه های قبلی و مداومت بر کار خلاف وضع انسان را به جائی برساند که یکنوع حالت سلب اختیار در برابر وسوسه ها در وجود او پیدا شود، همانگونه که در بعضی از معتادان نسبت به مواد مخدر مشاهده می کنیم، ولی می دانیم چون سبب این نیز حالت اختیاری بود، نتیجه آن هر چه باشد باز اختیاری محسوب می شود!.

در آیه 100 سوره نحل می خوانیم: انما سلطانه علی الذین یتولونه و الذین هم به مشرکون: تسلط شیطان تنها بر کسانی است که ولایت و سرپرستی او را نسبت به خود پذیرفته اند و آنها که او را شریک خداوند در مساله اطاعت قرار داده اند.

ضمنا شیطان به این ترتیب پاسخ دندانشکنی به همه کسانی که گناهان خویش را به گردن او می اندازند و او را عامل انحرافات خود می شمرند و به او لعنت می فرستند می دهد، و این طرز منطق عوامانه را که گروهی از گنهکاران برای تبرئه خویش دارند می کوبد. در حقیقت سلطان حقیقی بر انسان اراده او و عمل او است و نه هیچ چیز دیگر.

2 - شیطان چگونه این توانائی را دارد که در آن محضر بزرگ با همه پیروان خود تماس پیدا کند و آنها را به باد ملامت و شماتت خود بگیرد؟ این سؤالی است که در اینجا مطرح شده است.

پاسخ آن این است که مسلما این توانائی را خداوند به او می دهد و این در واقع یک نوع مجازات روانی برای پیروان شیطان است، و اخطاری است به همه پویندگان راه او در این جهان که پایان کار خود و رهبر خویش را از هم اکنون ببینند و به هر حال خداوند وسیله این ارتباط را میان شیطان و پیروانش به نحوی فراهم می کند.

جالب اینکه این نوع برخورد منحصر به شیطان و پیروانش در قیامت نیست، تمام ائمه ضلالت و پیشوایان گمراهی در این جهان نیز همین برنامه را دارند، دست پیروان خود را (البته با موافقت خودشان ) می گیرند و به میان امواج بلاها و بدبختیها می کشانند، و هنگامی که دیدند اوضاع بد است آنها را رها کرده و می روند، حتی از آنها اعلام بیزاری می کنند و به ملامت و سرزنششان می پردازند و به اصطلاح آنها را به خسران دنیا و آخرت گرفتار می سازند.

شیطان تا آخرین لحظه عمر بنی آدم دست بردار نیست!

وقتی انسان در حال احتضار قرار می گیرد، شیطان با فرزندان و یاران خود بر بالین او حاضر می شوند و تلاش می کنند تا با حیله های مختلف «ایمان» او را گرفته و آن را از چنگش بیرون آورند و این سخت ترین حالت برای هر محتضری است.

از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است: «مَا مِنْ أَحَدٍ یحْضُرُهُ الْمَوْتُ إِلَّا وَکلَ بِهِ إِبْلِیسُ مِنْ شَیاطِینِهِ مَنْ یأْمُرُهُ بِالْکفْرِ، وَ یشَککهُ فِی دِینِهِ حَتّی تَخْرُجَ نَفْسُهُ، فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً لَمْ یقْدِرْ عَلَیهِ، فَإِذَا حَضَرْتُمْ مَوْتَاکمْ، فَلَقِّنُوهُمْ شَهَادَةَ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَتّی یمُوتَ»؛ [بحار الانوار، ج 6، ص 195- ). هیچ انسانی نیست، مگر اینکه در هنگام مرگ شیطان، یکی از مأمورین خود را نزد او حاضر می کند تا وی را وسوسه کند و در دینش به شک اندازد و او را به کفر بکشاند. این وسوسه ادامه دارد تا اینکه روح از بدن او خارج شود؛ اگر محتضر از مؤمنان حقیقی باشد، شیطان نمی تواند بر او غالب شود و دین و ایمانش را بگیرد. پس هرگاه یکی از شما بر بالین شخصی از کسان خود رفتید که مرگش فرا رسیده است، شهادتش را به او تلقین کنید تا شیطان به او دست نیابد.

در بعضی از روایات چنین می خوانیم که شیطان به هنگام مرگ ( هم ) به سراغ افراد با ایمان می آید و از چپ و راست برای گمراهی او، به وسوسه میپردازد اما خداوند اجازه به او نمیدهد که مؤمن را گمراه کند و این است معنی یثبت الله الذین آمنوا. . . ((قال الصادق علیه السلام ان الشیطان لیاتی الرجل من اولیائنا عند موته عن یمینه و عن شماله لیضله عما هو علیه، فیابی الله عز و جل له ذلک قول الله عز و جل یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاة الدنیا و فی الاخرة )). (تفسیر نورالثقلین جلد 2 صفحه 540-541*

و اکثر مفسران - طبق نقل مفسر بزرگ طبرسی در مجمع البیان - همین تفسیر را پذیرفته اند.

برای سالم ماندن از وسوسه های آخرین شیطان - روایت داریم که دعای عدیله را زیاد بخوانیم این دعا در مفاتیح الجنان موجود است.

امیرالمؤمنین  علیه السلام  می فرماید: همنشینی با اهل هوی و هوس موجب فراموشی ایمان و یاد خدا و نیز حضور شیطان می شود.

آیت الله قرهی گفت: سه عمل شیطان که بعداز انجام آنها دیگر کاری به انسان نداردعبارت است از: ۱- او را به کثرت عمل گرفتار می کنم ۲-کاری می کنم که گناهش را فراموش کند ۳-او را داخل در عُجب می کنم.

می توانید یاد داشت شماره 31 را هم مطالعه نمائید.