386 - تاریخ تدوین حدیث یا (تاریخچه کتابت آن )
15 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                                                                         تاریخ تدوین حدیث یا (تاریخچه کتابت آن(

تدوین حدیث، اصطلاحی در علوم حدیثی است و اصطلاحا به معنای ثبت احادیث و روایات متفرق در کنار هم به منظور حفظ آن ها از نابودی می باشد.

به گفته آن حضرت، باقی ماندن ورقه ای از مؤمن  که در آن علمی [از مطالب دینی] ضبط شده باشد  حایل بین او و آتش دوزخ است. [محمدرضا جلالی حسینی، تدوین السنة الشریفة، قم ۳۷۶) 

پیامبر اکرم در آستانه وفات نیز درصدد نگارش وصیت خود بود که بعضی صحابه مانع شدند.

[اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح فی اللغة و العلوم، چاپ ندیم مرعشلی و اسامة مرعشلی، بیروت ۱۹۷۴. ]

البته در اسلام برای علم و دانش وعلماء و دانشمندان . هم ارزش زیاد. قائل است و هم تشویق زیاد نموده است.

حفظ و تدوین حدیث

از آنجا که سنت در رشد و تعالی جامعه اسلامی و به خصوص در استخراج احکام شرعی، نقش مهم و چشمگیری ایفا می کند؛ لازم بود که تدبیری سنجیده شود که این منبع خروشان به نسل های اینده نیز انتقال یابد تا آنان نیز از این منبع گرانبها، بهره­مند شده و با تکیه بر آن در صراط مستقیم گام بردارند.

در همین راستا، رسول اعظم علیه السلام همواره به یادگیری و حفظ حدیث تأکید می فرمودند. احادیث فراوانی که مسلمین را به این مهم، فراخوانده است، گواه بر این مسأله است.

قال رسول اللّه6: «من حفظ من أمتی أربعین حدیثا، ینتفعون بها، بعثه الله یوم القیامة فقیها عالما».[ الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج 27، ص 93، مؤسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، الطبعة الثانیة، 1414 هـ. ق.

بسیاری از فقهای اسلامی، برای اینکه به مضمون این حدیث عمل کرده باشند، اقدام به تألیف کتاب «چهل حدیث» می نمودند.

به خاطر سفارشات و توصیه های پیامبر اعظم علیه السلام و ائمه معصومین بود که مسلمانان نسبت به حفظ حدیث، اهتمام می ورزیدند به گونه­ ای که «برخی از راویان نزدیک به سی هزار حدیث را حفظ کرده بودند که یکی از آنها محمد بن مسلم است.»[مهریزی، مهدی، آشنایی با متون حدیث و نهج البلاغه، ص 38،

همچنین پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) تدو ین و کتابت حدیث نیز تأکید ویژه ای داشتند:

«شکا رجل إلی النبی  (صلی الله علیه و آله) سوء الحفظ، فقال: استعن بیمینک».[. الهیثمی، نور الدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 1، ص 152، دار الکتب العلمیة، بیروت، الطبعة 1408 هـ. 1988 م.    مردی نزد پیامبر از ناتوانی خود در حفظ شکایت کرد؛ رسول خدا فرمود: حفظ را با دست راست یاری کن! یعنی آنچه را می شنوی بنویس!

همچنین از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمودند:  «قیدوا العلم بالکتابة»[مجلسی، محمد باقر، پیشین، ج 58، ص 124.]  دانش را با نوشتن، در بند کشید.

عبد الله بن عمرو می گوید: من هرچه از پیامبر صلی الله علیه و آله می­شنیدم، یادداشت می کردم، تا اینکه قریش مرا از این کار نهی کردند؛ جریان را به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کردم و حضرت فرمود:  «اکتب، فوالذی نفسی بیده، ما خرج منی إلاّ حق.»[احمد بن حنبل، مسند احمد، ج 2، ص 162، دار صادر بیروت، بی تا.]   بنویس، قسم به کسی که جانم به دست اوست، چیزی به غیر از حق نمی گویم.

به پیروی از سفارشات و ترغیب­های پیامبر اعظم علیه السلام مبنی بر کتابت احادیث، صحابه قلم بدست گرفته و کتابهای حدیثی متعددی را به رشته ی تحریر در آوردند. که در این میان می توان از صحیفه امیرمؤمنان علیه السلام نام برد؛ «صحیفه ای که هم در منابع شیعه از آن سخن گفته شده و هم در منابع اهل سنت به آن استتناد شده و بخشی از احکام فقهی آن در ابواب مختلف منابع حدیثی فقه به عنوان احادیث منقول ازصحیفه امیرمؤمنان علی علیه السلام ارائه و نقل گردیده است.»[فصلنامه علمی تخصصی علوم حدیث، شماره سوم، بهار 1376،]  

تدوین حدیث (یاد داشت نمودن احادیث) اصطلاحی شایع در روایات تاریخی و کتب علوم حدیثی است. با توجه به موارد کاربرد آن از تدوین دو معنی فهمیده می شود: ثبت حدیث و تنظیم حدیث و تألیف رساله یا کتاب حدیثی.

پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم کاتبان متعددی داشت که بعضی به فرمان آن حضرت وحی را می نوشتند و بعضی نیز معاهدات و نامه های پیامبر را ثبت می کردند. [رجوع کنید به رامیار، ص261269- ] با توجه به این مطلب، در طول رسالت نبی اکرم اسناد بسیاری نوشته شد که علاوه بر مصادر تاریخی، قسمتی از آنها در دو کتاب مکاتیب الرسول مرحوم احمدی و مجموعه الوثائق السیاسیة گردآوری شده است. بیش از پنجاه تن از صحابه نیز به سائقة شخصی و امکاناتی که در اختیار داشتند، احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله را ثبت و ضبط می کردند ( اعظمی، ج1، ص92142- ]

علاوه بر علی علیه السلام معروفترین کاتبان روایات این اشخاص بودند: عبداللّه بن عمروبن عاص[دارمی، ج1، مقدمه، ص125- ] جابر بن عبداللّه انصاری، [ ذهبی، ج1، ص43- ] سَمُرَة بن جُنْدَب، [ابن حجر عسقلانی، 1415، ج3، ص521522- ] سعد بن عباده انصاری[ خطیب، 1411، ص346- ] و عبداللّه بن عباس [ابن سعد، ج5، ص216- ] از این عده آثاری برجای ماند که در دوره های بعد از آنها استفاده شد. رسول خدا بارها نگارش احادیث خود را توصیه فرموده بود. [دارمی، همانجا؛ ترمذی، ج5، ص38؛ ابن عبدالبر، ص118؛ خطیب بغدادی، ص6484؛ نبن عبدالبر، ص117128: «باب ذکرالرخصة فی کتاب العلم». ]

در عصر نبوی، امام علی(علیه السلام ) و عده ای از صحابه احادیث پیامبر(صلی الله علیه و آله) را می نوشتند. پس از رحلت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) اوضاع کتابت حدیث در بین اهل سنت با شیعه تفاوت زیادی پیدا کرد. خلیفه اول و دوم و به دنبال آنها عثمان سیاست رسمی حکومت را مخالفت با نقل و کتابت و تدوین احادیث پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار دادند تا جایی که تعداد زیادی از مکتوبات حدیثی را سوزاندند

.در سال 99 عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید. وی که سیره اش با خلفای پیشین تفاوت داشت با احساس خطر نسبت به از بین رفتن سنت و حدیث پیامبر، در فرمانی به عامل خود در مدینه، ابوبکر بن محمد بن عَمرو بن حَزم انصاری، نگارش حدیث و سنّت پیامبر را خواستار شد. برخی نوشته اند که او نظیر این فرمان را برای ابن شهاب زُهْری [محمد بن احمد ذهبی، کتاب تذکرة الحفاظ، حیدرآباد دکن ۱۳۸۸۱۳۹۰/ ۱۹۶۸۱۹۷۰. ] و حکام ولایات دیگر نیز صادر کرد. محمود رامیار، تاریخ قرآن، تهران ۱۳۶۲ ش. ]

به نوشته ابن حجر عسقلانی، صدور فرمان عمر بن عبدالعزیز نشانه آغاز تدوین بوده است. [محمود رامیار، تاریخ قرآن، تهران ۱۳۶۲ ش. ] بیشتر دانشمندان معاصر نیز خلافت عمر بن عبدالعزیز را مقارن با مبدأ رسمی تدوین حدیث دانسته اند. عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قم ۱۳۷۰ ش. ] به گزارش محمد عجاج خطیب، فرمان رسمی تدوین حدیث را پیش از این یکی از امرای مصر به نام عبدالعزیز بن مروان (متوفی 85) خطاب به کثیر بن مُرّه حضرمی صادر کرده بوده، اما معلوم نیست که کثیر بن مرّه از این فرمان اطاعت کرده بوده است یا خیر. بعضی برآن اند که به سبب کوتاهی دوره خلافت عمر بن عبدالعزیز، از امتثال ابن حزم نیز اثری در دست نیست، [صدر، ص278- ] اما بنابر قراینی ابن حزم دفاتری از حدیث تدوین کرده بود که از میان رفته است. [ابن حجر عسقلانی، 1415، ج10، ص4041- ]

پس از فرمان عمر بن عبدالعزیز، به تدریج دانشمندان به تدوین حدیث روی آوردند. در این که چه کسی نخستین بار به تدوین حدیث پرداخت، اختلاف هست. ابن حجر در یک جا نخستین تدوین کنندگان حدیث را ربیع بن صبیح و سعید بن ابی عروبه ذکر کرده   1.1407، مقدمه: هدی الساری، ص 8

 و در جای دیگر ابن شهاب زهری را آغازگر تدوین معرفی نموده است.  1407، مقدمه: هدی الساری، ج1، ص  -1-     (به تصریح مالک بن انس، نخستین مدوِن علم حدیث ابن شهاب است. [بن عبدالبر، ص127- ]

به هر صورت، فرمان عمر بن عبدالعزیز نقطه عطفی در مسیر تدوین حدیث به شمار می رود

عمر بن عبدالعزیز در ابتدای قرن دوم سیاست رسمی را تغییر داد و تدوین کتابهای روایی آغاز گشت. تا قرن چهارم، صحاح سته   نگاشته شدند ولی بیش از یک قرن ممنوعیت کتابت حدیث، اصالت منابع بعدی را زیر سؤال برد.

شیعیان از همان دوران رسول خدا و پس از ایشان در زمان ائمه معصومین(ع) تا غیبت

صغری احادیث را می نوشتند. کتاب علی (علیه السلام )، جامعه، . . . از امام علی (ع) و اصول اربعمائه از اصحاب ائمه محصول این دوره است

. در قرن های بعدی تدوین و جمع آوری روایات انجام شد. کتب اربعه تا اوایل قرن پنجم نگاشته شدند و بعد از آن محدثان بیشتر به تجمیع و طبقه بندی روایات پرداختند.

با توجه به توصیه های شخص پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و برخی دیگر از صحابه در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه وآله ) به نوشتن احادیث روی آوردند. امام علی(علیه السلام) کتابهای متعددی که دربردارندۀ سنت های رسول خدا(ص) نوشته بودند. مهمترین این کتابها عبارتند از

 کتاب علی(علیه السلام)

این کتاب در روایات بسیاری از آن یاد می شود و قطعاتش در قالب روایاتی پراکنده به دست ما رسیده و دربردارندۀ موضوعات فقهی بوده است. این کتاب در دست ائمه(ع) بوده و اکنون نزد امام زمان(عج) می باشد. [ مثلاً نک‍: کلینی، ۳/ ۹، ۱۷۵، ۵۰۵، جم‍؛ طوسی، تهذیب. . . ، ۶/۳۴۳، ۱۰/۱۴۶ ).

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده که امام زین العابدین(علیه السلام) به طور معمول به کتاب علی رجوع داشته است. ( نک‍: کلینی، ۸/۱۶۳ احادیثی از دسترسی غیر ائمه نیز به این متن وجود دارد. [مثلاً صفار، ۱۶۵، ۱۸۲؛ کلینی، ۶/ ۲۱۹]

جامعه

جامعه کتابی به املای پیامبر(صلی الله علیه وآله ) و به قلم امام علی (علیه السلام) است که در نزد شیعیان به عنوان نماد میراث بری علم پیامبر (ص) نزد ائمه (علیه السلام) شناخته شده، و بارها در کتب امامیه و اهل سنت از آن یاد شده و گاه با کتاب علی یکی دانسته شده است. و کتابهای دیگرمانند کتاب الفرائض - کتاب الدیات - مناهی النبی(ص) وغیره که در منابع حدیثی مذکور است.

تدوین حدیث از سوی شیعه

در میان شیعه به خاطر پیشینهٔ کتابت حدیث، از همان آغاز تدوین حدیث و فقه شکل گرفت. به گفتهٔ شوقی ضیف، علت توجه قوی شیعه به کتابت فقه، اعتقاد آنان در موضوع امامت و امامان شیعه بوده؛ و چون این احادیث برای شیعه در حکم فتوا بوده، ازاین رو به فتاوی و قضاوت های علی بن ابی طالب توجه داشتند. در همین زمینه، گردآوری حدیث از میان شیعه و به دست سلیم بن قیس هلالی انجام گرفته است. بدین ترتیب تا اواسط سدهٔ سوم هجری، کتبی در میان شیعه پدید آمد که از سوی اصحاب امامان شیعه گردآوری شده بود. تعداد این کتاب ها از زمان جعفر صادق به بعد بسیار زیاد است. [ جعفریان، «تاریخ تدوین حدیث»، نور علم.

 وکتابهای سایر ائمه علیهم السلام

 صحیفه سجادیه یک متن اخلاقی منتسب به امام سجاد(علیه السلام) است که دربر دارندۀ مجموعه ای از ادعیۀ امام زین العابدین(علیه السلام) است و در طی تاریخ یکی از متداول ترین کتب نزد امامیه بوده است. با وجود اختلافی در تحریرهای مختلف صحیفه، بدنۀ اصلی آن از تنوع طرق و ضبط دقیقی برخوردار است.

 متن دیگر، رسالة الحقوق منتسب به امام سجاد(علیه السلام) است که به شناخت تفصیلی حقوق الله، حقوق الناس و دیگر حقوق پرداخته است. [متن رساله، نک‍: ابن بابویه، من لایحضر، ۲/ ۶۱۸-۶۲۶؛ نیز نک‍: ابونعیم، حلیة، ۳/ ۱۳۸]

 از آثار امام صادق(علیه السلام) می توان به توحید مفضل، متضمن مجالسی در خداشناسی، الاهلیلجة، متضمن مناظره ای در همان باب، تفسیر امام صادق(علیه السلام) به روایت ابو عبدالرحمان سلمی و مصباح الشریعة، رساله ای در احادیث اخلاقی اشاره کرد.

و کتاب های اصحاب ائمه علیهم السلام

در گام بعد، باید به برخی از آثاری اشاره کرد که به گزارش منابع، به دست برخی از اصحاب امام علی(ع) صورت تدوین به خود گرفته است. از یاران آن حضرت کسانی چون سلیم بن قیس هلالی، عبیدالله بن ابی رافع و برادرش علی همه به مکتوب ساختن احادیث پرداختند و آثاری پدید آوردند[ نجاشی، ۴- ۸؛ GAS، I/۸۶] که امروز از آن میان تنها کتاب سلیم بن قیس هلالی (اسرار آل محمد) برجای مانده است؛ با توجه به اینکه دربارۀ انطباق کامل متن موجود با متن اصلی سلیم، گفت و گوهایی در میان است، موضوع کتاب روایاتی در باب امامت و اختلافات میان شیعه و اهل سنت در خصوص وقایع صدر اسلام است. در همین دوره دیگرانی از اصحاب آن حضرت چون اصبغ بن نباته و زید بن وهب جهنی، به کتابت و گردآوری خطبه ها و نامه های امام علی(ع) مبادرت کردند. [ نک‍: نجاشی، ۸؛ طوسی، الفهرست، ۹۷]

 تاریخ منع کتابت حدیث

سخن در این است که آیا این ممانعت در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز وجود داشته است؟ عموم حدیث پژوهان اهل سنت تلاش دارند این ممانعت را تا زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلّم) توسعه دهند و با استناد به روایاتی ( که از حیث سند و راوی دارای اشکال می باشد) از آن حضرت به این کار مشروعیت ببخشند.

تدوین حدیث از سوی اهل سنت

کتاب های حدیثی موجود از اهل سنت همگی در اواخر سدهٔ دوم هجری و پس از آن در سدهٔ سوم گردآوری شده. با توجه به بعضی روایات تاریخی به نظر می رسد که از ابتدای سدهٔ دوم، کمابیش تعدادی از محدثان، اقدام به نوشتن روایاتی کردند که مدون نبوده است. پس از آن، این نوشته های کوچک، منبع آثار بزرگ تر قرار گرفته اند. بااین حال بسیاری از احادیث موجود در کتاب های بزرگ، از طریق حفظ نوشته شده اند و پیش از آن در جایی مکتوب نشده بودند. یکی از علل تأخیر کتابت حدیث، جلوگیری بعضی از خلفا در نوشتن احادیث بوده که متعاقب آن، گروهی از صحابه و تابعین، از این امر پیروی کردند. همهٔ صحابه و تابعین مشمول این موضوع نبودند. تعدادی از آنان مانند علی بن ابی طالب حدیث را می نوشته و به نوشتن دستور نیز می کردند. اما نوشتن احادیث از سوی دیگر صحابه زمانی آغاز شد که منع خلفا، به امر خلفا در نوشتن حدیث تغییر کرد. تنها چیزی که از پیشینیان اهل سنت به ارث مانده بود، حفظ و به یادسپردن حدیث بود؛ و ازهمین رو، ازبین بردن این روحیه بسیار مشکل بود؛ آن چنان که بعضی از محدثان اواخر سدهٔ دوم هنوز نسبت به نوشتن احادیث کراهت داشتند. [ جعفریان، «تاریخ تدوین حدیث»، نور علم.  

نتیجه

وجود سنت در کنار قرآن، به عنوان دومین منبع معارف اسلامی، ضرورتی انکار ناپذیر است، چرا که قرآن فقط کلیات را بیان نموده است و تفسیر و تبیین آن، به سنت محول شده است.

علی رغم جایگاه رفیع سنت، و با وجود اینکه پیامبر اعظم علیه السلام همواره به کتابت و تدوین احادیث سفارش می کردند، خلفای وقت با تدوین احادیث مخالفت ورزیده و مانع آن گشتند.

اهل سنت برای سرپوش گذاشتن بر اعمال آنان، به دلایلی تمسک نموده اند که هیچکدام نمی تواند مانع تدوین حدیث شود، و اگر منصفانه و به دور از هرگونه تعصب و غرض ورزی، جویای حقیقت باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که ممنوعیت تدوین حدیث ریشه ی سیاسی دارد، آنان احادیثی را که بیانگر فضائل و مناقب اهلبیت( بودند مانع رسیدن به اهداف شان می دانستند، و برای از بین بردن این موانع، دستور ممنوعیت تدوین احادیث را صادر کردند.

البته در مورد تدوین حدیث نوشته های گوناگون وگفتار های فراوان هست که آوردن آنها در یک مقاله. ممکن نمی باشد. طالبین تفصیل به مجل های مربوطه رجوع نمایند.