385 - به امامت رسیدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ( 2 )
10 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 به امامت رسیدن حضرت مهدی عجل ا لله تعالی فرجه الشریف  

 سالروز آغاز امامت آخرین شخصیت نجات و مایۀنزول برکات مبارک باد.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مصوبه ای هشتم ربیع الاول، آغاز سالروز امامت حضرت ولی عصر(عج) را تعطیل رسمی اعلام کردند.

 به گزارش آفتاب بر اساس ماده الحاقی 38 این لایحه و طبق تصویب مجلس هشتم ربیع الاول سالروز شهادت حضرت امام حسن عسگری (ع) و آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) به عنوان تعطیل رسمی تعیین می شود.

 ای نعمت باطنی عالم مهدی**وی نور دل نبی خاتم، مهدی**تکمیل نموده رب به تو نعمت ها**ای نعمت جاری دمادم، مهدی

 ( سالروز آغاز امامت و ولایت گل سرسبد عالم هستی، تبریک و تهنیت )

 

 گل ها همه با اذن تو برخاسته اند

ا ز بهر ظهور تو خود آراسته اند

 

 مردم همه در لحظۀتحویل، بی شک

اوّل فرج تو از خدا خواسته اند

 

 بهار، همه طراوتش را مدیون یک گل است: گل زیبای نرگس.

 مهدی جان!

 سئوالی ساده دارم از حضورت

 من آیا زنده ام وقت ظهورت. . .

 

 اگر که آمدی من رفته بودم

 اسیر سال و ماه و هفته بودم. . .

 

 دعایم کن دوباره جان بگیرم

 بیایم در رکاب تو بمیرم. . .

 

 بر چهره پر ز نور مهدی صلوات

بر جان و دل صبور مهدی صلوات. . .

 

 تا امر فرج شود مهیا بفرست

 بهر فرج و ظهور مهدی صلوات. . .

 

 سر راهت در انتظارم

برده هجرت صبر و قرارم

 

جز ظهورت ای گل زهرا

 به خدا حاجتی دگرندارم

 

امام زمان (عج) دوازدهمین پیشوای شیعیان جهان در روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 265 هجری برابر با شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسگری (علیه السلام) درسامرا، امامت را آغاز کردند. خلفای عباسی به دلیل ترس از نفوذ ائمه معصوم ((علیهم السلام))، تهدیدی جدی برای حیات و زندگانی امام مهدی (عج) محسوب می شدند، بنابراین به خواست خداوند آن حضرت از دیده ها پنهان شد و به این ترتیب، غیبت صغری شکل گرفت.

هرچند ایشان در زمان غیبت نیز سرپرستی و هدایت شیعیان را بر عهده دارند اما این غیبت و هجران، درد و حرمان بزرگی برای پیروان آن حضرت محسوب می شود. اینک مسلمانان جهان و به ویژه شیعیان، مفهوم انتظار را به عنوان متعالی ترین وظیفه دنبال می کنند تا به خواست خداوند در روز موعود، نور آن حضرت بر پیروان راستینش متجلی و جهان از چراغ حقیقت منور گردد.

نهم ربیع الاول روز تجلی حاکمیت مستضعفان بر جهان، و روز نوید دهندۀشکست نمرودیان و روز شادی شیعیان در تاجگذاری امام زمان(عج) مبارک باد.

حضرت امام مهدی (عج) مصلح کل، دوازدهمین پیشوای شیعیان، یگانه فرزند حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) است که در روز پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامرا چشم به دیدار جهان گشود. آن حضرت در پنج سالگی به مقام امامت رسید. در میان امامان معصوم ((علیهم السلام)) سه امام در خردسالی به امامت رسیدند: امام جواد ((علیه السلام)) در هفت سالگی، امام هادی ((علیه السلام)) در نه سالگی و حضرت مهدی (عج) در پنج سالگی.

از این رو، از همان عصر امامت امام رضا ((علیه السلام)) به بعد، این سؤال مطرح شد که با توجه به مقام بسیار ارجمند امامت، چگونه انسانی در خردسالی به امامت می رسد؟ چرا که دوران شکوفایی رشد و عقل در مردان، به طور معمول از پانزده سالگی شروع و در چهل سالگی به تکامل می رسد. و نظر به این که این مساله در مورد امامان ((علیهم السلام)) نخستین بار در مورد حضرت جواد ((علیه السلام)) رخ داد، در آن عصر، از جنجالی ترین مسائل روز بود.

حضرت رضا ((علیه السلام)) قبل از امامت امام جواد ((علیه السلام)) به بیان پاسخ این سؤال می پرداختند، و با روشن گری و آگاهی بخشی، اذهان را روشن می ساختند.

گاهی این مساله به گونه های دیگر، در نزد بستگان امامان ((علیهم السلام)) مطرح می شد، و آنها نیز به پاسخ آن می پرداختند؛ به عنوان نمونه محدث خبیر کلینی از محمد بن حسن بن عماد روایت می کند که گفت: من در حضور علی بن جعفر (عموی بزرگوار حضرت رضا ((علیه السلام)) در مسجدالنبی نشسته بودم، دو سال بود که در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به درس او می رفتم و از محضرش مستفیض می شدم، یک روز ناگاه دیدم حضرت جواد ((علیه السلام)) در خردسالی در مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله ) به نزد علی بن جعفر ((علیه السلام)) آمد، علی بن جعفر ((علیه السلام)) تا آن حضرت را دید، شتابان برخاست و با پای برهنه و بدون ردا به سوی حضرت جواد ((علیه السلام)) رفت و دست او را بوسید و به او احترام شایان نمود، حضرت جواد ((علیه السلام)) به او فرمود: «ای عمو، بنشین خدا تو را رحمت کند». علی بن جعفر گفت: ای آقای من چگونه بنشینم با این که تو ایستاده ای؟ هنگامی که علی بن جعفر به مجلس درس خود بازگشت، اصحاب و شاگردانش او را سرزنش کردند و به او گفتند: «تو عموی پدر حضرت جواد ((علیه السلام)) هستی، در عین حال با این سن و سال، این گونه در برابر حضرت جواد ((علیه السلام)) که خردسال است فروتنی می کنی و دستش را می بوسی و آن همه احترام شایان می نمایی؟» علی بن جعفر ((علیه السلام)) گفت: ساکت باشید. آن گاه محاسن خود را به دست گرفت و گفت:

«اذا کان الله عزوجل لم یؤهل هذا الشیبة و اهل هذا الفتی و وضعه حیث وضعه، انکر فضله، نعوذ بالله مما تقولون بل انا له عبد؛ اگر خداوند صاحب این ریش سفید را شایسته (امامت) ندانست، و این نوجوان را سزاوار دانست، و به او چنان مقامی داد، آیا من فضیلت او را انکار کنم؟ پناه به خدا از سخن ناروای شما. من غلام و برده او هستم و او مولای من است ». ( محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 322-

پاسخ های امام رضا ((علیه السلام)) و امام جواد ((علیه السلام))

عده ای در مورد امامت حضرت جواد ((علیه السلام)) در خردسالی، از حضرت رضا ((علیه السلام)) سؤال کردند، آن حضرت به آنها که به قرآن معتقد بودند، ماجرای نبوت حضرت عیسی ((علیه السلام)) را در خردسالی به عنوان شاهد ذکر کرد، در این مورد دو روایت را از فرهنگ روایی خود ذکر می کنیم:

1 - صفوان بن یحیی می گوید: به حضرت رضا ((علیه السلام)) عرض کردم؛ قبل از تولد حضرت جواد (ع) در مورد جانشین شما می پرسیدیم، می فرمودید خداوند پسری را به من عنایت می کند. اکنون خداوند حضرت جواد ((علیه السلام)) را به شما داده است، و چشم های ما را به وجود او روشن نموده است، خداوند آن روز را که شما از دنیا بروید برای ما نیاورد، ولی اگر حادثه ای رخ داد، به چه کسی رجوع کنیم؟ (امام بعد از شما کیست؟) حضرت رضا ((علیه السلام)) به پسرش حضرت جواد ((علیه السلام)) که در مقابلش ایستاده بود اشاره کرد و فرمود: «به این مراجعه کنید».

عرض کردم فدایت گردم، این پسر سه سال دارد؟ فرمود: «و ما یضره من ذلک، فقد قام عیسی بالحجة و هو ابن ثلاث سنین؛ چه مانعی دارد! عیسی سه ساله بود که به حجت قیام کرد (و نبوت خود را آشکار نمود.

2 - خیرانی می گوید: پدرم گفت در خراسان، در محضر حضرت رضا (ع) بودم، شخصی از آن حضرت پرسید: «اگر برای شما پیشامدی رخ داد، پس از شما امام مردم کیست؟» امام رضا ((علیه السلام)) در پاسخ فرمود: «پسرم ابوجعفر (حضرت جواد) است ». گویی پرسش کننده از شنیدن این پاسخ - از این رو که حضرت جواد ((علیه السلام)) کودک بود و حدود هفت سال داشت - قانع نشد، حضرت رضا ((علیه السلام)) به او فرمود: «خداوند حضرت عیسی ((علیه السلام)) را در کمتر از سن ابوجعفر (حضرت جواد) به عنوان پیامبر شریعت تازه ای برگزید. ( محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 322- بنابراین، چه مانعی دارد که همان خدا ابوجعفر را در خردسالی به امامت برساند». توضیح این که: در آیه 30 سوره مریم به این مطلب تصریح شده که حضرت عیسی ((علیه السلام)) در گهواره با بیان گویا چنین گفت: «انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا؛ من بنده خدایم، او کتاب آسمانی به من عنایت فرموده و مرا پیامبر قرار داده است. »

بنابراین، وقتی حضرت عیسی در گهواره برای ابلاغ شریعت تازه به مقام پیامبری برسد، چه اشکالی دارد که به اراده خداوند، حضرت جواد ((علیه السلام)) در هفت سالگی، به مقام رهبری، آن هم در مورد شریعت پیامبر اسلام (ص) که بیش از دو قرن از آغاز آن با داشتن چندین رهبر می گذرد، برسد.

مساله امامت حضرت جواد ((علیه السلام)) در خردسالی، در عصر امامت حضرت جواد ((علیه السلام)) نیز مطرح بود، حتی این مساله را از خود آن حضرت می پرسیدند. گفته اند شخصی همین سؤال را به صورت اعتراض از آن حضرت پرسید، او در پاسخ فرمود: خداوند به داود ((علیه السلام)) وحی کرد تا پسرش سلیمان را که در آن وقت کودک و چوپان بود، جانشین خود سازد، دانشمندان و عابدان بنی اسرائیل، آن را نپذیرفتند، و گفتند سلیمان خردسال است. خداوند با نشان دادن اعجازی، شایستگی سلیمان را آشکار ساخت، و همین امر موجب شد که عالمان و عابدان بنی اسرائیل نزد داود (ع) آمدند، و جانشینی سلیمان را پذیرفتند. ( اقتباس از همان، ص 383-

در موردی دیگر، امام جواد (ع) در پاسخ اعتراض کنندگان، این آیه را خواند: «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی؛ بگو این راه من است که من و پیروانم با بصیرت کامل همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنم ». (یوسف (12) آیه 108-

آن گاه امام جواد ((علیه السلام)) فرمود: «سوگند به خدا در آغاز بعثت، جز علی ((علیه السلام)) از پیامبر (صلی الله علیه وآله) پیروی نکرد، با این که او در آن وقت نه سال داشت، من نیز اکنون نه سال دارم ». ( محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 384-

استدلال امام جواد ((علیه السلام)) به ایمان آوردن حضرت علی ((علیه السلام)) در نه سالگی بر این اساس است که حضرت علی ((علیه السلام)) در این سن و سال، پیرو کامل پیامبر (ص) بود، و شایستگی کسب ایمان کامل را پیدا کرد، با توجه به این که بر اساس روایات شیعه و اهل تسنن، پیامبر (ص) در آغاز بعثت، در مجلسی که خویشانش را دعوت کرده بود، و در میان آنها تنها علی (ع) ایمان خود را آشکار ساخت، پیامبر (ص) در همان مجلس علی ((علیه السلام)) را جانشین خود معرفی نمود. (قاضی نورالله شوشتری، احقاق الحق، ج 4، ص 62 (به نقل از مدارک متعدد اهل تسنن). ). همه این گفتار در مورد امامت حضرت مهدی (عج) در نج سالگی نیز مطرح است، بلکه امامت حضرت جواد ((علیه السلام)) در هفت سالگی، و حضرت هادی در نه سالگی، مقدمه ای برای پذیرش امامت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه ) در پنج سالگی بود، تا یک نوع آمادگی به وجود آید و مردم امامت حضرت مهدی (عج) در خردسالگی را بپذیرند.

آغاز امامت امام زمان(عج)، زمانی برای شادی منتظران

بر اساس تعالیم اسلامی یکی از وظایف مهم هر مسلمان، انتظار ظهور حضرت قائم(عج) است؛ انتظار تحقق وعده الهی بر حاکمیت صالحان و تشکیل دولت اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است. اما آیا هیچ می دانید که پاداش این انتظار چیست و چه ثمری برای منتظران دارد؟

امام صادق(علیه السلام) در روایت زیر به این پرسش پاسخ می دهند:

«الا اخبرکم بما لا یقبل الله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت: بلی. فقال: شهادة ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده [و رسوله] و الاقرار بما امرالله، و الولایة لنا، و البراءة من اعدائنا - یعنی الائمة خاصة - و التسلیم لهم، و الورع و الاجتهاد و الطمانینة، و الانتظار للقائم - علیه السلام - ثم قال: ان لنا دولة یجیی ء الله بها اذا شاء. ثم قال: من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم بعده کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه، فجدوا وانتظروا، هنیئا لکم ایتها العصابة المرحومة. ( النعمانی، محمدبن ابراهیم بن جعفر، کتاب الغیبة، ص 200، ج 16/ المجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 52، ص 140، ح 50.

سپس [امام] فرمود: برای ما دولتی است که هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق می سازد. آنگاه [امام] فرمود: هر کس دوست می دارد از یاران حضرت قائم(عج) باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالی که منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج)، بپا خیزد، پاداش او همچون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] ای گروه مشمول رحمت خداوند! آیا شما را خبر ندهم به آنچه که خدای صاحب عزت و جلال، هیچ عملی را که جز به آن عمل، از بندگان نمی پذیرد؟ گفتم: بله. فرمود: گواهی دادن به این که هیچ شایسته پرستشی جز خداوند نیست و این که محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده او است، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزاری از دشمنانمان - یعنی خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزکاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج).

برای منتظران زمان غیبت همین پاداش بس که نام آنها در زمره یاران امام عصر(عج)، و از جمله کسانی ثبت شود که آن حضرت را به هنگام ظهور همراهی می کنند.

غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

فشار و شرایط سخت زمان، سبب شد که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 هجری قمری، حضرت مهدی(عج) غایب گردد؛ به طوری که حتی شیعیان خاص نیز جز در موارد نادر از دیدار ایشان محروم گشتند. البته در این زمان نیز رابطه امام و امت به کلی قطع نشد، بلکه مردم به وسیله نایبان خاص ایشان، که همگی از بزرگان شیعه و برگزیدگان امام عصر علیه السلام بودند، با مولای خویش ارتباط داشتند. نتیجه آن شد که در همین دوره، شیعیان به رفت و آمد و ارتباط گسترده تر با عالمان دینی خو گرفتند و دانستند که در شرایط غیبت امام نیز راه شناخت وظایفی دینی به روی آنها بسته نیست. عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان عمری، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، چهار نماینده ای بودند که از سوی امام عسکری علیه السلام و امام مهدی(عج) انتخاب و به مردم معرفی شدند.

فلسفه غیبت

امام صادق(علیه السلام ) فرمود: "موضوع غیبت سرّی است از اسرار خداوند و غیبی است از غیوب الهی، چون خدا را حکیم می دانیم باید اعتراف کنیم که کارهایش از روی حکمت صادر می شود؛ گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد. "

از این حدیث به خوبی آشکار می شود که علت و فلسفه اصلی غیبت، جزء اسرار الهی است و جز ائمه اطهار(علیهم السلام) کسی نمی داند؛ آنها هم مأذون به بازگو کردن آن نبودند. ولی در پاره ای از روایات بعضی از حکمت های آن بیان شده که به آنها اشاره می کنیم.

حکمت های غیبت و سرّی از اسرار الهی

غیبت امام مهدی(عج) سری از اسرار الهی است که فلسفه اصلی آن بر بندگان مخفی و پوشیده است و تنها بعد از ظهور حضرت روشن خواهد شد.

در باره حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مطالب زیادی در شماره های قبل در دو جا مفصلا به عرض رساندم - طالبین به یاد داشتها ی پیشین مراجعه نمایند.

آمادگی پذیرش جهانی:

برای ظهور امام مهدی(عج) به عنوان خاتم الاوصیا و منجی بشریت و تحقق یک انقلاب همه جانبه در سطح جهان، علاوه بر وجود رهبری شایسته، قطعاً زمینه و آمادگی جهانی نیز لازم است؛ بنابراین می توان فقدان آمادگی جهان را یکی از فلسفه ها و حکمتهای غیبت امام مهدی(عج) برشمرد.

غیبت امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف

یک سنت الهی

اساساً مساله غیبت در گفتار معصومین(ع) به عنوان یک سنت الهی مطرح شده است که در میان انبیاء پیشین و اوصیای آنها معمول بوده است. بنابر روایات، صالح پیامبر در سن پیری از میان قومش غایب شد و غیبت او مدتی به طول انجامید. به طوریکه چون به میان قومش بازگشت وی را نشناختند.

موسی(ع) نیز مدتی غایب بود و در طی این مدت بنی اسراییل در حیرت و سرگردانی و رنج بسیار به سر می بردند تا بار دیگر موسی(ع) به نزد آنها بازگشت. چنین غیبتهایی درباره حضرت یونس، یوسف و برخی دیگر از پیامبران نیز ذکر شده است. بنابراین مساله به مانند سنت جاریه ای تلقی شده است که در باره امام زمان(عج) در امت خاتم الانبیا نیز مصداق پیدا می کند.

در آخر، ذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه دانش بشری برای کشف بسیاری از امور یارا نیست و توان فهم آنها را ندارد.

بسیاری از اسرار نظام خلقت هنوز برای ما مجهول است و خداوند متعال که در گفتارش جای هیچ شک و تردیدی نیست در کتاب خود از این موضوع اینچنین خبر داده است: " و از دانش تنها مقدار بسیار کمی به شما داده شده است"7 و همچنین امام صادق(ع) در باره علت غیبت امام مهدی(عج) می فرمایند: " بی گمان برای قائم آل محمد غیبتی است که بطلان خواهان در آن شک می کنند.

" سپس از آن حضرت سوال شد چرا آن حضرت غیبت می کنند؟ ایشان جواب دادند: " برای امری که ما اجازه بیان آن را برای شما نداریم".

البته درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مطالب زیادی در شماره های زیاد قبل. به عرض رسید و کتاب دوجلدی (سیمای جهان در عصر امام زمان ) از نشریات مسجد جمکران درباره کیفیت حکومت آن حضرت و کتاب 111 پرسش و پاسخ در بار ه آن حضرت از تالیفات اینجانب در اختیار عزیزان قرار گرفته طالبین به آن دو مراجعه نمایند.

 منابع از کتابها و سایت های زیاد و فراوان که آوردنش بطول می انجامد. و از صاحبان آنها معذرت می خواهم که نتوانستم از آنها نام ببرم. اجرکم عندالله.