382 - اعتدال و میانه روی آری - اسراف و تَبْذِير نه .
16 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

 اعتدال وپرهیز از اسراف

در دوران زندگی انسان ها، باید یک مسئله همیشه در نظر گرفته شود و هیچ وقت فراموش نشود، آن هم اعتدال است، نه افراط و نه تفریط، نه اسراف و نه تبذیر بلکه میانه روی درهمه کار و همه چیز، زیرا در افراط ندامت و در تفریط شکست، وجود دارد، اما میانه روی در همه کارها، آدمی را به موفقیت می رساند و خوشبختی.

حتی اعتدال در عبادت و در احسان و انفاق و غیره را در دین اسلام هم بیشتر سفارش کرده اند.

وَ لا تَجْعَلْ یدَک مَغْلُولَةً إِلی عُنُقِک وَ لا تَبْسُطْها کلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً اسراء: 29 هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حدّ (نیز) دست خود را مگشای، تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی!

امتی که از هر نظر در حد اعتدال باشد، نه کندرو و نه تندرو، نه در حد افراط و نه تفریط، الگو و نمونه است.

بدون شک، نعمتها و مواهب موجود در کره زمین، برای ساکنانش کافی است، اما به یک شرط و آن اینکه بیهوده به هدر داده نشوند، بلکه به صورت صحیح و معقول و دور از هر گونه افراط و تفریط مورد بهره برداری قرار گیرد، و گرنه این مواهب آنقدر زیاد و نامحدود نیست که با بهره گیری نادرست، آسیب نپذیرد.

 ای بسا اسراف و تبذیر در منطقه ای از زمین باعث محرومیت منطقه دیگری شود، و یا اسراف و تبذیر انسانهای امروز باعث محرومیت نسلهای آینده گردد.

آن روز که ارقام و آمار، همچون امروز دست انسانها نبود، اسلام هشدار داد که در بهره گیری از مواهب خدا در زمین، اسراف و تبذیر روا مدارید.

قرآن در آیات فراوانی شدیدا مسرفان را محکوم کرده است: در جائی می گوید:

اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست ندارد وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (انعام- 141- اعراف 31).

در مورد دیگر مسرفان را اصحاب دوزخ می شمرد وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ (غافر- 43).

و از اطاعت فرمان مسرفان، نهی می کند وَ لا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ (شعراء- 151).

و مجازات الهی را در انتظار مسرفان می شمرد مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّک لِلْمُسْرِفِینَ (ذاریات- 34).

و اسراف را یک برنامه فرعونی قلمداد می کند وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ (یونس- 83).

و مسرفان دروغگو را محروم از هدایت الهی می شمرد إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کذَّابٌ (غافر- 28).

و سرانجام سرنوشت آنها را هلاکت و نابودی معرفی می کند وَ أَهْلَکنَا الْمُسْرِفِینَ (انبیاء- 9).

اسراف به معنی وسیع کلمه هر گونه تجاوز از حد در هر کاری است که انسان انجام می دهد، ولی غالبا این کلمه در مورد هزینه ها و خرجها گفته می شود.

از خود آیات قرآن به خوبی استفاده می شود، اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگیری است آنجا که می فرماید وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یسْرِفُوا وَ لَمْ یقْتُرُوا وَ کانَ بَینَ ذلِک قَواماً: کسانی که به هنگام انفاق، نه اسراف می کنند و نه سختگیری و بخل میورزند بلکه در میان این دو حد اعتدال و میانه را می گیرند (فرقان- 67).

بسیار می شود که دو کلمه اسراف و تبذیر، درست در یک معنی به کار می رود و حتی به عنوان تاکید پشت سر یکدیگر قرار می گیرند.

علی (علیه السلام) طبق آنچه در نهج البلاغه نقل شده می فرماید.

الا ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الاخرة و یکرمه فی الناس و یهینه عند الله: آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن، تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد، در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد، اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.

در دستورهای اسلامی آنقدر روی نفی اسراف و تبذیر تاکید شده که حتی از زیاد ریختن آب برای وضوء و لو در کنار نهر آب باشد نهی فرموده اند، و نیز از دور افکندن هسته خرما امام نهی می فرماید.

دنیای امروز که احساس مضیقه در پاره ای از مواد می کند، سخت به این موضوع توجه کرده است تا آنجا که از همه چیز استفاده می کند، از زباله بهترین کود می سازند، و از تفاله ها، وسائل مورد نیاز، و حتی از فاضل آبها پس از تصفیه کردن آب قابل استفاده برای زراعت درست می کنند، چرا که احساس کرده اند مواد موجود در طبیعت نامحدود نیست که به آسانی بتوان از آنها صرف نظر کرد، باید از همه به صورت دورانی بهره گیری نمود.

نا گفته نماند آن گونه که شرح دادم زیاده روی در هرکاری مانند خوردن و آشامیدن و خوابیدن وکسب و کار که مانع انجام وظایف دینی شود، مورد نکوهش قرار گرفته است، و همچنین زیاده روی در عبادت و قیام شبانه و صیام روزانه که مانع انجام وظایف مسئولیت های شرعی در برابر اولاد و اهل و عیال باشد نیز مذموم و مردود است!!. برای نمونه به سه جریان با دقت کامل توجه فرمائید.

1 - رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

نشسته بود عده ای از اصحاب شرفیاب شدند و آه می کشیدند و افسوس می خوردند که خوش به حالش الان در وسط بهشت است، حضرت سؤال کرد چه شده (که را می گوئید؟!) عرض کردند فلانکس از دنیا رفت و مانمازش را خواندیم و دفن نمودیم و یک کاری انجام داده است که واقعا بهشت را برای خود خریده است، فرمود: چه کرده است؟ گفتند: پیش از آنکه از دنیا برود تمام اموالش را در راه خدا وقف و احسان کرده و رفته!!، فرمود: بچه دارد؟ گفتند: بلی ای رسول خدا فرمود: «لو أعلمتمونی أمره قبل أن تدفنوه ما ترکتکم أن تدفنوه فی مقابرالمسلمین، ترک ذریة صغارا یتکفّفون النّاس!!» اگر پیش از دفن او این جریان را به من می گفتید من نمی گذاشتم اورا در قبرستان مسلمان ها دفن نمائید!!، بچه های کوچک خود را (در جامعه دست خالی) رها کرده است به مردم دست گشایند (وگدائی بکنند!!).

وَ لْیخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیةً ضِعافاً خافُوا عَلَیهِمْ فَلْیتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً نساء: 9 کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان می ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنی استوار بگویند.

در صورتی که هیچیک از این گفته ها تحقق نیابد مسلما ایثار بهترین راه است. از این گذشته رعایت اعتدال یک حکم عام است و ایثار یک حکم خاص که مربوط به موارد معینی است و این دو حکم با هم تضادی ندارند.

 وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یسْرِفُوا وَ لَمْ یقْتُرُوا وَ کانَ بَینَ ذلِک قَواماً فرقان: 67 و (بندگان خدا) کسانی (اند) که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می نمایند و نه سخت گیری؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند.

و دوری از هر گونه افراط و تفریط در کارها مخصوصا در مساله انفاق نیز مشمول این آیه است جالب توجه اینکه اصل انفاق کردن را مسلم می گیرد بطوری که نیاز به ذکر نداشته باشد چرا که انفاق یکی از وظائف حتمی هر انسانی است، لذا سخن را روی کیفیت انفاق آنان می برد و می گوید: انفاقی عادلانه و دور از هر گونه اسراف و سخت گیری دارند، نه آن چنان بذل و بخششی کنند که زن و فرزندشان گرسنه بمانند، و نه آن چنان سخت گیر باشند که دیگران از مواهب آنها بهره نگیرند.

در تفسیر اسراف و اقتار که نقطه مقابل یکدیگرند مفسران سخنان گوناگونی دارند که روح همه به یک امر بازمی گردد و آن اینکه اسراف آن است که بیش از حد و در غیر حق و بیجا مصرف گردد، و اقتار آن است که کمتر از حق و مقدار لازم بوده باشد.

در یکی از روایات اسلامی تشبیه جالبی برای اسراف و اقتار و حد اعتدال شده است و آن اینکه هنگامی که امام صادق (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود مشتی سنگ ریزه از زمین برداشت و محکم در دست گرفت، و فرمود: این همان اقتار و سخت گیری است، سپس مشت دیگری برداشت و چنان دست خود را گشود که همه آن به روی زمین ریخت و فرمود: این اسراف است، بار سوم مشت دیگری برداشت و کمی دست خود را گشود به گونه ای که مقداری فرو ریخت و مقداری در دستش بازماند، و فرمود این همان قوام است.

واژه قوام (بر وزن عوام) در لغت به معنی عدالت و استقامت و حد وسط میان دو چیز است و قوام (بر وزن کتاب) به معنی چیزی است که مایه قیام و استقرار بوده باشد.

 سختگیری و اسراف

بدون شک اسراف یکی از مذموم ترین اعمال از دیدگاه قرآن و اسلام است، و در آیات و روایات نکوهش فراوانی از آن شده، اسراف یک برنامه فرعونی است (وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ ) (یونس 83).

اسراف کنندگان اصحاب دوزخ و جهنمند (وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ) (غافر 43) و با توجه به آنچه امروز ثابت شده که منابع روی زمین با توجه به جمعیت انسانها آن قدر زیاد نیست که بتوان اسراف کاری کرد، و هر اسراف کاری سبب محرومیت انسانهای بی گناهی خواهد بود، بعلاوه روح اسراف معمولا توأم با خودخواهی و خودپسندی و بیگانگی از خلق خدا است.

در عین حال بخل و سختگیری و خسیس بودن نیز به همین اندازه زشت و ناپسند و نکوهیده است، اصولا از نظر بینش توحیدی مالک اصلی خدا است و ما همه امانت دار او هستیم و هر گونه تصرفی بدون اجازه و رضایت او زشت و ناپسند است و می دانیم او نه اجازه اسراف می دهد و نه اجازه بخل و تنگ چشمی. - با ( تغییرات و حذف و اضافاتی از تفسیر نمونه ج: 15 ص: 152 ببعد. ).

2 - افرا ط ابن مظعون

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خانه خود آمد، بوی عطر زن عثمان بن مظعون را (که یکی از نزدیکان حضرت بود و همیشه بابوی خوش، زندگی می کرد) استشمام نمود، پرسید زن عثمان بن مظعون آمده بود، خانمش گفت: بلی یارسول اللّه از شوهرش شکایت می کرد که آنها را ترک کرده و مشغول عبادت شبانه روزی شده است، حضرت این سخن را که شنید، با عصبانیت تمام به سوی مسجد حرکت نمود به طوری که یک طرف عبایش به زمین کشیده می شد، بالای منبر رفته و فرمود: «علی بابن مظعون » پسر مظعون را فورا بیاورید!.

وقتی که اورا با آن وضع آشفته و گرد آلود و خسته و چشم ها فرو رفته، آوردند حضرت با عصبانیت فرمود: ای ابن مظعون این چه وضع (و قیافه است که خود را به آن درآورده ای؟!!) عرض کرد ای رسول خدا، عبادت می کنم، فرمود: هنوز من نمرده ام در دین من رهبانیت (و ترک دنیائی) می آورید، «لا رهبانیة فی الاسلام » در اسلام رهبانیت (و ترک دنیائی نیست» مگر می خواهی از پیغمبرت جلو بزنی، من می خوابم و با همسرانم زندگی می کنم و موقع نماز و عبادت هم آنها را بجا می آورم، مگر تو دربرابر زن و بچه ات مسئولیت نداری؟! برو این وضع را تمام کن (و مثل من پیغمبرتان زندگی کن).

3 - عاصم بن زیاد بصری

 زمانی که امیرمؤمنان علیه السلام بصره را فتح نمود وارد شهر شده به عیادت و دیدن یکی از بزرگان شهر به نام ربیع بن زیاد حارثی، رفت که به پیشانی اش تیر خورده وخون می رفت و هرسال به چشم هایش صدمه می رسانید (و خانه مجلل و مفصل اورا دید فرمایش به این مضمون فرمود: این خانه اگر برای رفع نیاز فقرا ونیازمندان باشد، خوشا به حالت و اگر. و. . )

فرمود: اباعبدالرحمن حالت چطور است؟ عرض کرد ای امیرمؤمنان اگر با از دست دادن چشمانم حالم درست می شد، راضی بودم چشمانم برود، فرمود:

چشمانت برایت چقدر ارزش دارد؟! عرض کرد به اندازه تمام دنیا، فرمود: بناچار خداوند به این اندازه برایت عطا خواهد کرد، خداوند به مقدار درد و مصیبت عطا می کند و نزد او اضافات زیاد هم هست.

ربیع گفت: ای امیرمؤمنان، آیا شکایت برادرم عاصم بن زیاد را نکنم زن وبچه وزندگی خود را ترک کرده و مشغول عبادت گردیده است، حضرت با ناراحتی و عصبانیت فرمود: «علی بعاصم » عاصم را برای من بیاورید، وقتی که اورا آوردند و حضرت قیافه پژمرده و بهم ریخته او را دید به او صورت درهم کشیده و ابرو ترش نموده فرمود: عاصم این چه وضع است؟!! عرض کرد ای امیرمؤمنان عبادت می کنم، فرمود: وای بر تو عاصم، آیا خیال می کنی خداوند که به تو استفاده از لذت هارا مباح کرده، خوش ندارد از آن بهره ببری؟ تو خوار (وکوچک) تر از آنی که همچون فکری بکنی، آیا نشنیده ای خداوند فرموده: دو دریای مختلف (شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند؛ رحمان: 19 از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج می شود. رحمان: 22

و فرموده: دو دریا یکسان نیستند: این یکی دریایی است که آبش گوارا و شیرین و نوشیدنش خوشگوار است، و آن یکی شور و تلخ و گلوگیر؛ (امّا) از هر دو گوشتی تازه می خورید و وسایل زینتی استخراج کرده می پوشید؛ و کشتی ها را در آن می بینی که آنها را می شکافند (و به سوی مقصد پیش می روند) تا از فضل خداوند بهره گیرید، و شاید شکر (نعمت های او را) بجا آورید! فاطر: 12

آگاه باش به خدا قسم نعمت های خدا را باکردار مبتذل (و مسخره) کردن بدتر است از با گفتار مسخره نمودن، در حالی که شنیده اید خدا فرموده است؛

و نعمت های پروردگارت را بازگو کن! (ضحی: 11)

و فرموده: «چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اینها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آورده اند؛ (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود. » این گونه آیات (خود) را برای کسانی که آگاهند، شرح می دهیم! اعراف: 32

خداوند مؤمنان را خطاب کرده و فرموده است؛

مَثَل (تو در دعوت) کافران، بسان کسی است که (گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر، ) صدا می زند؛ ولی آنها چیزی جز سر و صدا نمی شنوند؛ (و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی کنند. این کافران، در واقع) کر و لال و نابینا هستند؛ از این رو چیزی نمی فهمند! بقره: 171 و فرموده:

ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام می دهید آگاهم. مومنون: 51

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به بعضی از زنهایش فرمود: چرا تورا پریشان مو و آشفته حال و دماغ افتاده (یعنی ابرو ترش و اخمواو افسرده) می بینم (چرا آرایش کرده و شاداب و خوشحال نیستی؟!)

عاصم عرض کرد ای امیر مؤمنان پس شما (امام هستید و معصوم) چرا لباس خشن می پوشید و غذای غلیظ می خورید، (هرشب دوهزار رکعت نماز می خوانید و نمی خوابید، و باغلام خود قنبر یک جور لباس می پوشید پس ما چه باید کنیم؟) فرمود: عاصم شیطان برایت دام خطرناک گسترده است، مرا جلوی چشم تو نگه داشته (و تورابه این روز انداخته است)،

فرمود: خداوند لباس خشن و غذای سخت را بر امامان عادل واجب نموده است که فقر فقیر به او فشار نیاورد (من مسئولیت دارم و مورد توجه مردم ولی شماها این گونه مسئولیتی ندارید، برو به زندگیت برس و به تکالیف شرعی خود عمل نما) عاصم در حضور آن حضرت لباسش را عوض کرد و به حال عادی برگشت. (بحارالانوار: ج 42 ص 173 باب 124-

با توجه به مانند آیات و روایت های مذکور، می بینیم که دین مقدس اسلام زندگی معتدل را سفارش کرده و تثبیت نموده است نه به آن شوری شور و نه به این بی نمکی.

منبع

تلخیص از کتاب گلستان سخنوران (شامل 110 مجلس سخنرانی مذهبی)، ج 2، ص: 33 از منابع مختلف.