379 - نقطه مشترک امام رضا علیه السلام و امام زمان ارواحنا فداه (انتقال از شماره 374)
10 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


(انتقال از شماره 374)

                                                نقاط مشترک در امام رضا علیه السلام و امام زمان ارواحنا فداه

حضرت امام رضا علیه السلام و امام عصر عجّل اللَّه تعالی فرجه در چندین خصلت مشترک هستند، ما در اینجا  نمونه ای  از عمده ترینِ آن ها  نام می بریم:

محدّث عالی مقام، عماد الدین طبری می نویسد: ابراهیم بن ابی البلاد گوید:

همسایه ای داشتم که شراب خوار بود، و خدا می داند که چه هتک حرمتی انجام می داد، در عین حال حضرت امام رضا علیه السلام را نیز دوست داشت.

 روزی جریان او را برای حضرت امام رضا علیه السلام نقل کردم. حضرت فرمود:

یا أبا إسحاق؛ أما علمت أنّ ولی علی علیه السلام لم تزلّ له قدم إلّا ویثبت له اُخری؟

ای ابا اسحاق؛ آیا نمی دانی که دوست علی علیه السلام اگر گامی از او بلغزد، گام دیگرش ثابت و استوار می ماند؟!

ابراهیم گفت: من از خدمت حضرتش مرخص شدم، ناگاه نامه ای از جانب حضرت امام رضا علیه السلام دریافت نمودم که در آن نامه حضرتش برخی اشیا را خواسته و دستور فرموده بود که آن ها را به مبلغ شصت دینار خریداری نمایم.

 من با خود گفتم: سوگند به خدا؛ چنین چیزی سابقه نداشته که برای من چیزی بنویسد؛ زیرا من چیزی ندارم و فکر نمی کنم که او چیزی (از خمس و غیره) نزد من داشته باشد.

 شب شد، ناگاه درب خانه ام را زدند، متوجّه شدم که شخص مستی مرا صدا می زند، پشت درب آمدم.

 گفت: بیرون بیا. گفتم: در این موقع از شب چه کار با من داری و برای چه آمده ای؟

 او که از مستی نمی توانست خوب حرف بزند، گفت: دست خودت را بیرون آور و این کیسه را بگیر و برای مولایم بفرست تا در موارد نیاز مصرف نماید.

 من کیسه را گرفتم و او رفت، نگاه کردم دیدم به اندازه شصت دینار است.

 گفتم: سوگند به خدا؛ این مصداق همان فرمایش مولایم امام رضا علیه السلام است که در مورد دوست علی علیه السلام فرمود و در نامه اش خواسته خویش را نوشت. من همه آنچه را که حضرت خواسته بود خریدم، و طی نامه ای رفتار آن همسایه را نیز نوشته و برای حضرتش فرستادم.

 حضرت نوشت: این از همان موارد است. ( قطره ای از دریای فضائل اهل بیت علیهم السلام: 683/2 به نقل از الثاقب فی المناقب: 493-

از این جریان استفاده می شود که اساس کار، ولایت و دوستی اهل بیت علیهم السلام است و سرانجام باعث نجاتِ کسانی که دارای آن هستند، می شود و پذیرش هدایای یک فرد گنهکار، دلیل بر لطف و مهربانی نسبت به او می باشد.

 این گونه جریانات، دلیل بر شدّت رأفت و مهربانی حضرت امام رضا علیه السلام نسبت به دوستان و شیعیان شان می باشد. به این جهت یکی از القاب آن حضرت، «امام رئوف» است.

 تاکنون مطالبی را بیان کردیم تا آنان که به آستان حضرت امام رضا علیه السلام شرفیاب شده و به بارگاه ملکوتی آن بزرگوار وارد می شوند، بدانند انسان در همه زمان ها، از کودکی تا جوانی و بزرگسالی، تا پس از مرگ و جدایی از این جهان، می تواند در پناه مقام عظیم ولایت و مورد توجّه و عنایات اهل بیت علیهم السلام باشد.

 ما باید لحظاتی را که در حرم امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام هستیم قدر بدانیم و آگاه باشیم که ممکن است در هنگام زیارت، بزرگترین تحوّل روحی برای ما ایجاد شود و با نگاه آن حضرت، از خاک به افلاک رسیم.

                                                                     امام رضا (ع): جایزه به شاعران اهل بیت علیهم السلام

هنگامى كه مأمون، حضرت رضا عليه السّلام را وليعهد خود نمود، و شاعران‏ به سوى آن حضرت روانه شدند، و مديحه‏ سرائى نمودند و رأى مأمون را در اشعار خود، تحسين كردند، يكى از آنها «دعبل بن على خزاعى» بود. او به حضور امام رضا عليه السّلام رسيد و عرض كرد: «من قصيده‏ اى را سروده‏ ام، و با خود عهد كرده‏ ام كه آن را قبل از حضور شما، در هيچ جا نخوانم».
امام رضا عليه السّلام به او فرمود: «بنشين تا مجلس خلوت شود، وقتى كه مجلس خلوت شد، به او فرمود: قصيده خود را بخوان، او قصيده خود را خواند كه نخستين شعرش اين است:
                       مدارس آيات خلت من تلاوة       ***   و منزل وحى مقفر العرصات‏
«مدرسه‏ هاى آيات قرآنى، كه از تلاوت قرآن خالى مانده،
و خانه ‏هاى وحى الهى كه عرصه آن از سكونت افراد، خالى شده است».
سپس «ابراهيم بن عبّاس» كه همراه دعبل بود، اين شعر را خواند:
ازالت عزاء القلب بعد التجلّد      ***    مصارع اولاد النّبىّ محمّد«1»
بسبب اعطای ولایتعهدی به امام رضا(ع)  ***تمامی دردها و مصائب اهل بیت، زایل شد
امام رضا عليه السّلام بيست هزار درهم، از درهم هائى كه نام شريفش در آنها ضرب شده بود، و مأمون در همان وقت، دستور ثبت نام آن حضرت را روى سكّه‏ ها داده بود، به دعبل و ابراهيم داد. دعبل، ده هزار درهم خود را گرفت و به قم رفت، و در قم هر درهمى را به ده درهم فروخت «2» و در نتيجه، داراى صد هزاردرهم، شد، ولى ابراهيم، قسمتى از آن ده هزار درهم (نصيب خود) را به بعضى هديه داد، و قسمتى را در معاش زندگى خانواده‏ اش مصرف كرد، تا تمام شد، از جمله كفن و تجهيزات مرگ خود را با آن پول، فراهم نمود.
ابراهيم بن عبّاس، در مدح حضرت رضا عليه السّلام اشعار بسيار سرود، و اشعار او معروف بود، و تا زمان خلافت متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) نسخه ‏بردارى و تكثير مى‏ شد، تا اينكه در عصر متوكّل، ابراهيم آن اشعار را جمع كرد و از ترس متوكّل، آنها را سوزانيد. او دو پسر به نام حسن و حسين داشت، هنگامى كه متوكّل روى كار آمد، او از ترس متوكّل، نام آنها را به اسحاق و عبّاس، تغيير داد.
 پی نوشت ها:
(1) شايد اين شعر، اشاره به اين باشد كه موقعيت بدست آمده براى حضرت رضا عليه السّلام، نتيجه فداكارى‏ها و خونهاى پاك فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه در مصاف با طاغوتيان بنى اميّه و بنى عبّاس، براى اعلاى كلمه حقّ، ريخته شد (مترجم).
 (2) اين فراز تاريخى، بيانگر علاقه شايان مردم قم، به حضرت رضا عليه السّلام و خاندان رسالت است، تا آنجا كه يك درهم دعبل را كه نام حضرت رضا عليه السّلام در آن بود، به ده درهم مى‏ خريدند، اين است كه قم به عنوان آشيانه آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ناميده شده است، هم اكنون نيز آثار آن آشكار مى‏ باشد (مترجم).

منبع: انوار البهیه، شيخ عباس قمى / مترجم محمد محمدى اشتهاردى‏، قم،   ناصر:1380،صص361،362.