377 - سند امضا شده بهشت‏ برای کیست ؟! !
14 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

  سند امضا شده بهشت از سوی خدا برای چه کسانی است؟!

درآیات فراوان قرآن کریم، در باره بهشت و بهشتیان و صفات و علائم آنها، بیان های گوناگون و مراتب متفاوت، نازل گردیده است و چون در میان جوامع بشری معمولا خرید و فروش ها، با اسناد و مدارک انجام، می گیرد و سند هرچه محکم تر باشد، اعتماد و اطمینان هم، بیشتر می شود و جای هیچ گونه دغدغه و نگرانی، باقی نمی ماند، روی این اصل در سوره مبارکه نازعات و رحمن، سند بهشت را، برای صاحبان دو صفت، امضاء فرموده و تحویل داده است،

هرکس دارای این دو صفت و صاحب این دو خصلت باشد، طبق این سند امضاء شده در قرآن، سکونتش در بهشت و زندگی اش با مشخصات ذکر شده در قرآن، برای ابد و دائم، در آن خواهد بود.

حال برای این که از مشخصات پاداشی که برای صاحبان آن دو صفت، کمی اطلاع داشته باشیم، در سوره های متعدد از آن، ذکری به میان آورده است، البته این بیانات تقریب ذهن و نوعی تشبیه است وگرنه مغز ما آدمیان شناختن واقعیت بهشت را نمی کشد

مثلا در سوره زخرف: آیه 68 می فرماید: ای بندگان من! امروز نه ترسی بر شماست و نه اندوهگین می شوید! 79 همان کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم بودند. 70 (به آنها خطاب می شود: ) شما و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شوید! 71 (این در حالی است که) ظرفها (ی غذا) و جامهای طلائی (شراب طهور) را گرداگرد آنها می گردانند؛ و در آن (بهشت) آنچه دلها می خواهد و چشمها از آن لذت می برد موجود است؛ و شما همیشه در آن خواهید ماند! 72 این بهشتی است که شما وارث آن می شوید بخاطر اعمالی که انجام می دادید! 73 و در آن برای شما میوه های فراوان است که از آن می خورید.

و آیات فراوان که یک چهارم قرآن کریم است

به نعمت های گوناگون و بی انتهای بهشت، پرداخته و شرح و توضیح می دهد، در واقع هیچگونه نقصی در آن وجود ندارد، همگی با مشیت اختصاصی خدا، به وجود آمده اند. تمامی قصرها و ساختمان های بهشت از یاقوت و زبرجد وبرلیان و لؤلؤ و مرجان و. و. و. تأسیس گردیده و به وجود آمده است.

درختان میوه از جنس های ممتاز برگها وتنه هاو شاخه ها و خود میوه ها منحصر به فرد و آبشارهای زیبا و تماشائی که هم درختان باغ های اهل بهشت را، سیراب می کنند و هم مایه تفریح و خوشحالی مؤمنان است.

حوریان دست نخورده واستاندارد و بانوان با ایمان از نوساخته و همیشه جوان

در نوجوانی و جوانی، نه پیر می شوند و نه آلودگی های دنیا (حیض ونفاس و دفع مدفوع و جز اینها) در وجود آنها هست و نه عشقبازی ها و زیبائی های یک نواخت که شوهران را سیر و خسته و یا بی میل کند!!. بلکه به هرشکل و زیبائی در می آیند و خود را در اختیار مردانشان، قرار می دهند.

همبستری شان بدون بدبوئی، با خوشبوئی های گوناگون و با لذّت های فراوان و رنگارنگ وبا عشوه و غمزه هائی که نه دیده و نه شنیده شده است و هر فورم که از ذهن مردان بهشتی می گذرد و خطور بکند، به همان شکل تبدیل می شوند (مانند فرشتگان یا حنیان که به هر شکلی در می آیند).

شوهران همیشه جوان، نه پیر می شوند و نه فرسوده، نه بد ریخت و نه خمیده، هر صورت و نقشه از ذهن بانوان بگذرد، در همان شکل جلوه می کنند زیرا آنها هم در دنیا، بندگی خدا را کرده و مطیع فرمان او بودند و زحمت ها کشیده اند، در آنجا سهمی دارند و بهره برداری می کنند.

در قصرها و باغها، روی مبل های سندس و استبرق با خانمهایشان استراحت کرده و نوشیدنی های گوناگون روباز (نه گرد و غباری و نه آلودگی هوا) از جلوی ساختمان ها در هوا نه در زمین، به صورت روباز در جریان است، مؤمن یا خانمش از ذهنش که گذشت که مثلا از آب یا شراب طهور بخورد، یک شاخه از آن به سوی او مایل شده و به دهان او خواهد ریخت یا هر میوه ای، در جلویش آماده است یا کباب هر پرنده ای از نظرش بگذرد، بریانش در برابرش گذاشته شده است پس از تناول، همان پرنده درجا زنده شده برایش آواز خوانده و به پرواز در می آید، خدای متعال نازشان می کند و حتی برای بلند شدن و چیدن میوه یا برداشتن آب هم زحمتشان را، روانمیدارد، چرا چون آنها در دنیا یک عمر زحمت کشیده و ناملایمات شنیده و مسخره شده اند و زندان ها کشیده اند و. و. و. 0.

در آنجا دیگر از تکالیف دنیوی خبری نیست و هیچگونه امر و نهیی وجود ندارد، نه حلالی و حرامی نه نمازی و روزه ای، نه حجی و جهادی نه غسل جنابتی و نظافتی، وجودشان برای ابد خوشبو و پاک و تمیز و شفاف اند، بلکه همه این امر و نهی ها در دنیا، برای به دست آوردن آن مقام ها بود هرچه در اینجا کاشته درآنجا درو کرده و محصولش را خواهد خورد و کیفش را خواهد برد.

بهشتیان در جلسات سالار شهیدان اباعبداللّه الحسین علیه السلام شرکت کرده و به صحبت های او گوش می دهند، صحبت هائی که راجع به ازدیاد خوش حالی و افزایش شادی روح و روان بهشتیان و سایر شنیدنی هائی که به روح وروان آنها، جلا دهد و شاد نماید، نه موعظه و نصیحت، دیگر مراحل آنها در دنیا، سپری شد.

حوریه ای غلامش را می فرستد و به یکی از گوش دهندگان مؤمن به صحبت سیدالشهداء علیه السلام می گوید: آقا حوریه ات منتظر توست! در جواب می گوید: من شیرینی و حلاوت صحبت امام را ترک کرده پیش حوری نمی روم، غلام برمی گردد یک وقت می بینند برقی زد و همه جارا نورباران کرد، همه با تعجب و شگفتی این طرف و آن طرف را نگاه می کنند این چه نوری بود، می گویند فلان مؤمن غلام تو جوابت را به حوری ات رسانید او خندید و این نور از دندان های او ساطع گردید!!.

هرقدر از غذاها و خوردنی ها و نوشیدنی های بهشتی استفاده نمایند، کوچک ترین ناراحتی یا دفعی و دستشوئی رفتن نخواهند داشت، مانند جنین در شکم مادر تغذیه می شود اما مدفوع ندارد.

در روایات نیز توصیفات جالبی از بهشت شده که همگی به کامیابی دلبخواهی در آن، دلالت دارد.

دربهشت توان بدنی انسان درکامیابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد. ( کنزالعمال، جلد 14، ص 468

بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذّت می برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می باشد. ( وسائل الشیعة، جلد 14، ص 468)

- پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی برند. ( لئالی، ص 503)

حوری از خیمه خود بیرون آید و روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن می آید پانصد سال ازسالهای دنیا همدیگر را بوسه زنند که برای هیچ کدامشان، خستگی و ملال حاصل نمی گردد. هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوریان می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود خلوت می کند و بر کرسیها تکیه زده اند و بایکدیگر صحبت می دارند. ( بحارالانوار، ج 8، ص 157، ح 98-

بیشتر نهر های بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان (مانند گیاه) می رویند. در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند. ( بحارالانوار: ج 8 ص 127)

 دوشیزگان با چنان صدایی می خوانند که خلایق تا کنون چنین صدایی را نشنیده اند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی میکنند. ( بحارالانوار ج 8 ص 196-

 هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع با هر یک ازآن حوریان لذّت صد مرد را می یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد. ( بحارالانوار، ج 8، ص 205-

 پس آن مؤمن با قوّت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می کشد. مؤمن متحیر می باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می کند از شدّت نور و صفا، روی خود را درآن مشاهده می نماید. پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اوّلی است. ( بحارالانوار، ج 8، ص 205-

 هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خداوند غنی، پانصد حوری به او عطا می فرماید که با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز نیز می باشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می باشند. ( بحارالانوار، ج 8، ص 205-

حالا لازم به تذکر و روشن ساختن است که خدای توانا این تفضل ها را به کهِ ارزانی داشته و عطا نموده است. می فرماید:

وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی (40) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْوی (41) نازعات: 40 و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی بازدارد، 41 قطعاً بهشت جایگاه اوست!

وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ (46) فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ (47)

رحمان: 46 و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتی است! 47 پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! پس صاحبان این سند کسانی اند که صاحب دو صفت باشد

1- خدا ترس باشد 2- نفس خود را از هوا و هوس، باز دارد.

عزیزان، این ناز و نعمت های بی پایان راکه، برای صاحبان دو صفت مذکور می دهند که تمامی امر و نهی های خداوند در این دو خصلت جمع است وبس.

شمارا به خدا آیا بدبختی بدتر از این هست که کسی به خاطر مدت کوتاه زندگی دنیا و کیف های نامشروع زود گذر آن، این همه نعمت های بی انتهای بهشت را از دست داده و خود را برای مدت نامحدود و بی پایان، گرفتار عذاب الیم نماید؟!.

آخر چرا؟! درحالی که در این دار دنیاهم، همه گونه لذت های مشروع و خوردنی و نوشیدنی های حلال، برای بشر آفریده و در اختیارش قرار داده است استفاده نمی کند و بطرف حرام می رود؟!.

  به چند روایت هم در باره بهشت و بهشتیان از زبان ائمه علیهم السلام توجه نمائید.

  اوصافی از ماهیت بهشت

1- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: الجَنَّةُ بَناؤُها لَبِنَةٌ مِن فِضَّةٍ وَلَبِنَةٌ مِن ذَهَبٍ وَمِلاطُهَا المِسک الأَذفَرُ وَحَصباؤُهَا اللُّؤلُؤُ وَالیاقوتُ وَتُربَتُهَا الزَّعفرانُ. . . ؛ ساختمان بهشت خشتی از نقره و خشتی از طلاست، گِل آن مُشک بسیار خوشبو و سنگریزه آن لؤلؤ و یاقوت و خاک آن زغفران است. . . . ( نهج الفصاحه، ح 1327-

2- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: فِی الجَنَّةِ ما لا عَینٌ رَأَت وَلا اذُنٌ سَمِعَت وَلاخَطَرَ عَلی قَلبِ بَشَرٍ؛ در بهشت چیزهایی هست که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به خاطر کسی گذشته. ( نهج الفصاحه، ح 2060.

3- امام صادق علیه السلام: انَّ ادنی اهلِ الجَنَّةَ مَنزِلًا لَو نَزلَ بِه الثّقَلانِ الجِنُّ وَالانسُ لَوَسِعَهُم طَعاما وَشَرابا وَلاینقُصُ مِمّا عِندَهُ شَی ءٌ؛ کمترین فرد بهشت چنان است که اگر جن و انس میهمان او شوند همه را با خوردنی و آشامیدنی پذیرایی کند و از آنچه دارد چیزی کم نشود. ( بحارالأنوار، ج 8، ص 120، ح 11-

4- امام علی علیه السلام: لذّاتُها لاتُمَلُّ وَمُجتَمِعُها لایتَفَرَّقُ وَسُکانُها قد جاوَروا الرَّحمنَ وَقامَ بَینَ ایدیهِمُ الغِلمانُ بِصِحافٍ مِن الذَّهبِ فیها الفاکهَةُ والرَّیحانُ؛ لذتها و خوشیهای بهشت دل را نمی زند، انجمن آن از هم نمی پاشد، ساکنانش در پناه خدای رحمانند و در برابر آنان غلامانی با طبق های زرین پر از میوه و گل های خوشبو ایستاده اند. ( امالی طوسی، ج 1، ص 29، ح 31)

 راه های رسیدن به بهشت

1- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: مَنِ اشتاقَ الَی الجَنَّةِ سارَعَ فِی الخَیراتِ؛ هر کس مشتاق بهشت است برای انجام خوبی ها سبقت می گیرد. ( (بحارالأنوار، ج 77، ص 96،

2- امام علی علیه السلام: انَّهُ لَیسَ لَانفُسِکم ثَمَنٌ الّا الجَنَّةُ فَلا تَبیعوها الّا بِها؛ برای جان های شما بهایی جز بهشت نیست، پس آنها را جز به بهشت مفروشید. ( (بحارالأنوار، ج 78، ص 13، ح 71)

3- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: اضمَنوالی سِتّا مِن انفُسِکم اضمَن لَکمُ الجَنَّةَ اصدُقُوا اذا حَدَّثتُم وَأوفُوا اذا وَعَدتُم وَادُّوا اذا ئتُمِنتُم وَاحفَظوا فُروجَکم وَغُضّوا ابصارَکم وَکفّوا ایدیکم؛ شش چیز را برای من ضمانت کنید تا من بهشت را برای شما ضمانت کنم، راستی در گفتار، وفای به عهد، بر گرداندن امانت، پاکدامنی، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غیر حلال). (نهج الفصاحه، ح 321)

4- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: وَالَّذی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّی تُؤمِنوا وَلا تُؤمِنوا حَتّی تَحابّوا افَلا انَبِّئُکم بِشَی ءٍ اذا فَعَلتُموهُ تَحابَبتُم؟ افشُوا السَّلامَ بَینَکم؛ به خدایی که جان محمد در دست (قدرت) اوست به بهشت نمی روید تا مؤمن شوید و مؤمن نمی شوید تا یکدیگر را دوست بدارید، آیا می خواهید شما را به چیزی خبر دهم که با انجام آن، یکدیگر را دوست بدارید؟ سلام کردن بین یکدیگر را رواج دهید. (نهج الفصاحه، ح 1555)

5- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: انَّ فِی الجَنَّةِ دارا یقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لایدخُلُها الّا مَن فَرَّحَ یتامَی المُؤمِنینَ؛ در بهشت خانه ای هست که آن را شادی سرا گویند و جز آنان که یتیمان مؤمنان را شاد کرده اند وارد آن نمی شوند. ( (نهج الفصاحه، ح 864)

6- امام علی علیه السلام: لا یفوزُ بِالجَنَّةِ الّا مَن حَسُنَت سَریرَتُهُ وَخَلُصَت نیتُهُ؛ به پاداش بهشت نمی رسد مگر آن کس که باطنش نیکو و نیتش خالص باشد. ( (غررالحکم، ج 6، ص 423، ح 10868)

7- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: انا زَعیمٌ بِبَیتٍ فی رَبَضِ الجَنَّةِ وَ بَیتٍ فی وَسَطِ الجَنَّةِ وَ بَیتٍ فَی اعلَی الجَنَّةِ، لِمَن تَرَک المِراءَ وَ ان کانَ مُحِقّا وَ لِمَن تَرَک الکذبَ وَ ان کانَ هازِلًا وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ؛ من خانه ای در حومه بهشت و خانه ای در مرکز بهشت و خانه ای در بالای بهشت ضمانت می کنم برای کسی که بگومگو را رها کند، هر چند حق با او باشد و برای کسی که دروغ گفتن را اگر چه به شوخی باشد، ترک گوید و برای کسی که اخلاقش را نیکو گرداند. (خصال، ص 144، ح 170)

8- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: مَن بَکی صَبی لَهُ فَارضاهُ حَتّی یسَکنَهُ، اعطاهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ مِنَ الجَنَّةِ حَتّی یرضی؛ هر کس کودک گریان خود را راضی کند تا آرام شود، خداوند از بهشت آن قدر به او می دهد تا راضی شود. (الفردوس، ج 3، ص 549، ح 5715)

9- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: یا مَعشَرَ شَبابِ قُرَیشٍ احفَظوا فُروجَکم، الا مَن حَفِظَ فَرجَهُ فَلَهُ الجَنَّةُ؛ ای جوانان قریش! پاک دامنی پیشه کنید. بدانید هر کس خود را در برابر شهوت حفظ کند، بهشت از آنِ اوست. (المعجم الأوسط، ج 7، ص 61)

10- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: تَنَظَّفوا بِکلِّ مَا استَطَعتُم فَإِنَّ اللّه تَعالی بَنَی الاسلامَ عَلَی النَّظافَةِ وَلَن یدخُلَ الجَنَّةَ إِلّاکلُّ نَظیفٍ؛ خودتان را با هر وسیله ای که می توانید پاکیزه کنید، زیرا که خدای متعال اسلام را برپایه پاکیزگی بنا کرده است و هرگز به بهشت نمی رود، مگر کسی که پاکیزه باشد. (نهج الفصاحه، ح 1182)

11- راه بهشت

امام علی علیه السلام: الحَقُّ طَریقُ الجَنَّةِ وَ الباطِلُ طَریقُ النّارِ وَ عَلی کلِّ طَریقٍ داعٍ؛ حق، راه بهشت است و باطل، راه جهنم و بر سر هر راهی دعوت کننده ای است. «5» ((نهج السعادة، ج 3، ص 291)

12- امام علی علیه السلام: الا وَ مَن اکلَهُ الحَقُّ فَالَی الجَنَّةِ وَ مَن اکلَهُ الباطِلُ فَالَی النّارِ؛ بدانید که هر کس در راه حق از دنیا برود (شهید شود)، به بهشت و هر کس در راه باطل از دنیا برود (و یاری کننده آن باشد)، به جهنم می رود. (نهج البلاغه، نامه 17)

13- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: لایدخُلُ الجَنَّةَ عَبدٌ لا یأَمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ؛ کسی که همسایه از شرش در امان نباشد به بهشت نمی رود. (نهج الفصاحه، ح 2532)

14- امام کاظم علیه السلام: الحَیاءُ مِنَ الایمانِ وَالایمانُ فِی الجَنَّةِ وَالبَذاءُ مِنَ الجَفاءِ وَالجَفاءُ فِی النّارِ؛ حیا از ایمان و ایمان در بهشت است و بدزبانی از بی مهری و بدرفتاری است و بدرفتاری در جهنم است. (بحارالأنوار، ج 78، ص 309، ح 1)

15- امام علی علیه السلام: إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللّه لِخاصَّةِ أَولیائِهِ وَهُوَ لِباسُ التَّقوی وَدِرعُ اللّه الحَصینَةِ وَجُنَّتُهُ الوَثیقَةُ؛ براستی که جهاد یکی از درهای بهشت است که خداوند آن را برای اولیای خاص خود گشوده است.

جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محکم اوست. (نهج البلاغه، خطبه 27)

16- امام صادق علیه السلام: لایزالُ المُؤمِنُ یورِثُ أَهلَ بَیتِهِ العِلمَ وَ الادَبَ الصّالِحَ حَتّی یدخِلَهُمُ الجَنَّةَ جَمیعا؛ مؤمن همواره خانواده خود را از دانش و تربیت شایسته بهره مند می سازد تا همه آنان را وارد بهشت کند. (مستدرک الوسایل، ج 12، ص 201، ح 13881)

17- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: النِّیةُ الحَسَنَةُ تُدخِلُ صاحِبَهَا الجَنَّةَ؛ نیت خوب صاحب خویش را به بهشت می می برد. (کنزالعمال، ج 13، ص 151، ح 36472)

18- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: انَّ لِلجَنَّةِ بابا یدعی الرَّیانَ لایدخُلُ مِنهُ الّا الصّائِمونَ؛ بهشت را دری است که ریان نامیده می شود از آن در، جز روزه داران وارد نشوند. (معانی الأخبار، ص 409)

19- حضرت زهرا سلام الله علیهافرمود: قاری ءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس؛ تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند. (کنزالعمال، ج 1، ص 582)

20- امام حسین علیه السلام: أیما اثنَین جَری بینهما کلام فطلب أحدهما رضَی الاخر کانَ سابقة الی الجنّة؛ هر یک از دو نفری که میان آنها نزاعی واقع و یکی از آن دو رضایت دیگری را بجوید، سبقت گیرنده اهل بهشت خواهد بود. (محجه البیضاء، ج 4، ص 228)

22- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: مَن رَدَّ عَن عِرضِ اخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ البَتَّةَ؛ هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب می شود. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

23- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: مَنْ أَخَذَ لِلْمَظْلومِ مِنَ الظّالِمِ کانَ مَعِی فِی الْجَنَّةِ تَصاحُبا؛ هر کس داد مظلوم را از ظالم بگیرد، در بهشت با من یار و هم نشین باشد. (بحارالأنوار، ج 75، ص 359، ح 74)

24- امام صادق علیه السلام: ثَلاثٌ مَنْ اتَی اللّهَ بِواحِدَةٍ مِنْهُنَّ اوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنَّةَ: - الْانْفاقُ مِنْ اقْتارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمیعِ الْعالَمِ وَ الانْصافُ مِنْ نَفْسِهِ؛ هر کس یکی از این کارها را به درگاه خدا ببرد، خداوند بهشت را برای او واجب می گرداند: انفاق در تنگدستی، گشاده رویی با همگان و رفتار منصفانه. (نهج الفصاحه، ح 1281)

25- رسول اکرم صلی الله علیه و آله: مَنِ اشْتاقَ الَی الْجَنَّةِ سارَعَ الَی الْخَیراتِ وَ مَنْ اشْفَقَ مِنَ النّارِ لَهی عَنِ الشَّهَواتِ؛ هر کس مشتاق بهشت است، به سوی نیکی ها می شتابد و هر کس از جهنم بترسد، از هوا و هوس روی می گرداند. (نورالثقلین، ج 3، ص 566، ح 166)

26- امام صادق علیه السلام: انَّ لِاهْلِ الْجَنَّةِ ارْبَعَ عَلاماتٍ: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطیفٌ وَ قَلْبٌ رَحیمٌ وَ یدٌ مُعْطیةٌ؛ بهشتی ها چهار نشانه دارند: روی گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده. (مجموعه ورام، ج 2، ص 91)

رسول اکرم صلی الله علیه و آله: یا عَلی العَقلَ مَا اکتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ وَطُلِبَ بِهِ رِضَی الرَّحمنِ؛ یا علی عقل چیزی است که با آن بهشت و خشنودی خداوند رحمان به دست می آید. (کنزالعمال، ج 13، ص 151، ح 36472) امام علی علیه السلام: مَنْ باعَ نَفْسَهُ بِغَیرِ نَعیمِ الْجَنَّةِ فَقَدْ ظَلَمَها؛ هر کس خودش را جز به نعمت بهشت بفروشد، براستی که به خویشتن ظلم کرده است. (غررالحکم، ج 5، ص 458، ح 9164)

امام صادق علیه السلام: لَمّا سُئِلَ عَنْ طَریقِ الراحَةِ: فی خِلافِ الْهَوی. قیل: فَمَتی یجِدُ عَبدٌ الرّاحَةَ؟ فَقالَ علیه السلام عِنْدَ اوَّلِ یوْمٍ یصیرُ فِی الْجَنَّةِ؛ در پاسخ به این سؤال که راه رسیدن به آسایش چیست؟ فرمودند: مخالفت با هوا و هوس. عرض شد: پس، چه وقت انسان به آسایش می رسد؟ فرمودند: در نخستین روز ورودش به بهشت (تحف العقول، ص 370).

رسول اکرم صلی الله علیه و آله: مَنْ قالَ: انّی خَیرُ النّاسِ فَهُوَ مِنْ شَرِّ النّاسِ وَ مَنْ قالَ: انّی فِی الْجَنَّةِ فَهُوَ فِی النّارِ؛ هر کس بگوید: من از همه مردم بهترم، او بدترین مردم است و هر کس بگوید: من بهشتی هستم، او جهنمی است. (النوادر للراوندی، ص 107).

امام علی علیه السلام: ما خَیرٌ بِخَیرٍ بَعْدَهُ النّارُ و ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الجَنَّةُ وَ کلُّ نَعیمٍ دونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقورٌ وَ کلُّ بَلا ءٍ دونَ النّارِ عافیةٌ؛ خیری که به دنبال آن آتش باشد، خیر نیست و شری که به دنبال آن بهشت باشد، شر نیست. هر نعمتی جز بهشت ناچیز است و هر بلایی جز آتش، سلامتی. (نهج البلاغه، حکمت 387).

امام صادق علیه السلام: الْخَیرُ کلُّهُ امامَک وَ انَّ الشَّرَّ کلَّهُ امامَک وَ لَنْ تَری الخَیرَ وَ الشَّرَّ الّا بَعْدَ الْاآخِرَةِ لَانَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ الْخَیرَ کلَّهُ فِی الْجَنَّةِ وَ الشَّرَّ کلَّهُ فِی النّارِ؛ همه خوبی ها و بدی ها در مقابل توست و هرگز خوبی و بدی واقعی را جز در آخرت نمی بینی، زیرا خداوند همه خوبی ها را در بهشت و همه بدی ها را در جهنم قرار داده است. (تحف العقول، ص 306).

رسول اکرم صلی الله علیه و آله: لَنْ یشْبَعَ الْمُؤْمِنُ مِنْ خَیرٍ یسْمَعُهُ حَتّی یکونَ مُنْتَهاهُ الْجَنَّةَ؛ هرگز مؤمن از شنیدن خیر و خوبی سیر نمی شود، تا آن که سرانجامش بهشت گردد. (نهج الفصاحه، ح 2961).

امام صادق علیه السلام: لا یدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کبر؛ کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود. (- (جهاد النفس، ح 569)

البته برای بهشتیان و رسیدن به بهشت در قرآن و اخبار اوصاف و علائم زیادی بیان گردیده است که به همین تعداد کفایت می کنیم.

پس عزیزان نا برده رنج گنج میسّر نمی شود، باید زحمت کشید تا برحمت رسید آنان که از جان و مال و هستی خودشان در راه خدا، مضایقه نمی کنند، خداوند نیز برآنها از فضل و کرم خویش دریغ نخواهد ورزید.

به یک قطره اشک چشم در مصائب سیدالشّهداء علیه السلام بهشتش را مضایقه نمی کند چرا چون او هستی اش را در راه رضایت او، فدا کرد. روایت می گوید: من بکی أو أبکی أو تباکا، وجبت له الجنّة هرکس در مصیبت امام حسین علیه السلام گریه کند یا بگریاند یا خود را شبیه گریه کنندگان نماید، بهشت بر او واجب می شود چرا چون تا طفل ششماهه اش را روی دست گرفت و با کمال عشق و علاقه، تقدیم معبود کرد.

کسی که زینت عرش خدا بود، زیر سم اسبان اشقیاء قرار گرفت و پاره پاره شد، چرا بهشتش را به زنده نگهداران یاد او و عاشورای او، با اشک یا مال و منال و وجود خود، ندهد در حالی که اوست صاحب فضل و کرم است.

اشقیا مردگان خود را، شتاب زده دفن کردند و رفتند امابزرگ شده در دامان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خورنده شیر سینه حجّت خدا بر امامان ( امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: نحن حجج اللّه علی خلقه و أمّنا فاطمة حجّة اللّه علینا - ما (امامان) حجت های خدا بر خلق خدائیم و مادرما فاطمه حجت خدا بر ما (امامان) است بهجةالمصطفی ص 1).

 یعنی فاطمه زهراء علیها السلام، سه روز در بیابان و زیر آفتاب سوزان، بی غسل و بی کفن ماند و مادرش نیز گاه به گودی قتلگه سر می زند و گه به تنور خولی و گاه در بیابانها همراه بچه های اسیر و گهی در شهرها کنار اشک ریزان و تحقیر شوندگان، میوه های دلش. - اف بر این دنیا و دنیا پرستان که چه مصیبتهائی که بر آن عزیزان الهی تحمیل ننمودند و عالمی را غرق عزا و ماتم نکردند. ألالعنة اللّه علی القوم الظالمین"

منبع

تمام مطالب این یاد داشت از کتاب ( گلستان سخنوران (شامل 110 مجلس سخنرانی مذهبی)، ج 1، ص: 238 ببعد از تالیفات اینجانب با تلخیص وتنظیم - انجام گرفت.