374 - متفرقات در باره ضامن آهو حضرت امام رضا علیه السلام (2)
15 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

در باره امام رضا علیه السلام مطالب گفتنی فراوان است برای استفاده عزیزان بعضی از آنها را می آوریم و امیدواریم آن حضرت به ما هم گوشه چشمی عنایت فرماید آمین.

 اشعار دعبل در خدمت امام رضا علیه السلام

دعبل دراشعار «تائیه» اش بیشتر از غصب حقّ خاندان پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم سخن گفته است. ازجمله در این دو بیت که حضرت امام رضا علیه السلام را سخت اندوهگین و محزون گردانید واشک ایشان را جاری کرد:

 بیت اوّل:

 أری فَیئَهُم فی غَیرهِم مُتَقَسِّماً *** وَأَیدِیهُم مِن فَیئِهِمْ صَفَراتِ

من، حقّ خاندان عصمت علیهم السلام را تقسیم شده نزد دیگران می بینم و دست هایشان از حقّ و اموالشان خالی است.

هنگامی که حضرت امام رضا علیه السلام این بیت را شنیدند، گریه کردند و فرمودند: صَدَقْتَ یا خُزاعی. ای دعبل؛ راست گفتی.

 بیت دوّم:

 اِذا وُتِرُوا مَدُّوا اِلی واتِریهِمُ *** اَکفًّا عَنِ الْاَوْتارِ مُنْقَبِضاتِ

هنگامی که از سوی کینه توزان به عترت ستم می شود، آنان دست های بسته را برای دریافت حقّ خود، دراز می کنند (دست هایشان به حقّشان نمی رسد).

بعد از این که حضرت امام رضا علیه السلام این بیت را شنیدند، دو دست شریف خود را برگرداندند، و با اندوه فرمودند:

به خدا قسم؛ که دست های ما بسته است. ( دعبل شاعر امام رضا علیه السلام: 245- ).

                                                          گریستن حضرت امام رضا علیه السلام برای امام زمان ارواحنا فداه

دعبل اشعار خود را درباره غصب خلافت ادامه داده و سپس به بیان ظهور امام عصر عجّل اللَّه تعالی فرجه می پردازد.

هروی گوید: از دعبل خزاعی شنیدم که فرمود: برای حضرت امام رضا علیه السلام قصیده ام را خواندم. . . و چون به این شعر رسیدم:

خروج إمام لا محالة خارج *** یقوم علی اسم اللَّه والبرکات ***یمیز فینا کلّ حقّ وباطل *** ویجزی علی النّعماء والنقمات

خروج امامی که حتماً و بدون تردید خروج خواهد کرد، و با نام مبارک خدا و برکات الهی قیام می کند.

هر حقّ و باطلی را در میان ما جدا می کند، و مردمان را به پاداش عملشان (یا) نعمت می دهد و (یا) کیفر می کند.

حضرت امام رضا علیه السلام به شدّت گریست سپس سر مبارک را بلند کرد و فرمود:

ای خزاعی؛ این دو بیت را روح القدس بر زبان تو جاری ساخت، آیا می دانی آن امام قیام کننده کیست؟ و چه زمانی قیام خواهد کرد؟

عرض کردم: نه مولای من؛ تنها شنیده ام که امامی از شما خروج می کند و او زمین را از هر گونه فساد و آلودگی پاک می کند و پر از عدل و داد می گرداند همان گونه که پر از ستم شده باشد. فرمود:      ای دعبل؛ پیشوای بعد از من فرزندم محمّد است، بعد از او فرزندش علی، و پس از علی فرزندش حسن، و پس از حسن فرزندش حجّت خدا آن قیام کننده است؛ او که در دوران غیبتش باید انتظارش را کشید و در دوران ظهورش باید اطاعتش کرد، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، خداوند آن را طولانی گرداند تا آن حضرت خروج کند و جهان را پر از عدل و داد نماید؛ همان طور که پر از ستم شده باشد.

و امّا چه زمانی خواهد بود؟ خبر دادن از وقت است، و پدرم از پدرش، از پدرانش، از حضرت علی علیه السلام خبر داده اند که فرمود:

شخصی از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم سؤال کرد که آن امام قیام کننده از فرزندان شما، چه زمانی خروج خواهد کرد؟

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مَثل خروج او مَثَل قیامت است، کسی جز او از وقت آن خبر ندارد و برایش روشن و آشکار نیست، او جز ناگهانی نمی آید و خروج نمی کند() بحار الأنوار: 154/51 و 237/49، عیون اخبار الرضا علیه السلام: 269/2، بهجة النظر: 121- )

دعبل گوید: زمانی که از خلیفه فرار کرده بودم، شبی در نیشابور تنها بیتوته کردم و تصمیم گرفتم در آن شب قصیده ای برای عبداللَّه بن طاهر بگویم. همین که در فکر آن بودم - در حالی که در را بر روی خود بسته بودم - شنیدم صدائی بلند شد: «السّلام علیک، یرحمک اللَّه»، بدنم به لرزه درآمد و حالت عظیمی بر من دست داد، صاحب آن صدا به من گفت: نترس خداوند تو را عافیت دهد، من مردی از برادران تو از جنّ از ساکنین یمن هستم، بر ما شخصی از اهل عراق وارد شد و قصیده تو را - «مدارس آیات» - برای ما خواند، من دوست داشتم که قصیده تو را از خودت بشنوم.

 دعبل گوید: من قصیده را برای او خواندم و او چنان گریست که بر زمین افتاد. سپس گفت: خدا تو را رحمت کند، آیا حدیثی برایت بگویم که بر نیت تو بیفزاید و در تمسّک به مذهبت تو را کمک نماید؟ گفتم: بلی، حدیث کن.

 گفت: مدّتی نام جعفر بن محمّد علیهما السلام را می شنیدم، در مدینه به خدمتش رفتم شنیدم که فرمود: حدیث کرد مرا پدرم ازپدرش از جدّش این که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «علی وشیعته هم الفائزون»؛ «علی و شیعه او فیروز و رستگارند».

 پس با من وداع کرد و خواست برود. گفتم: خدا تو را رحمت کند نام خود را به من بگو. گفت: منم ظبیان عامر.

 نظیر این داستان از دعبل در «دار السلام عراقی» نقل شده است. (کشکول امامت: 95/1)

 جریان بسیار جالب دیگری برای دعبل درباره قصیده تائیه واقع شده است که آن را نیز نقل می کنیم:

 شیخ طریحی در کتاب «منتخب» از ثقات، از ابی محمّد کوفی نقل کرده که دعبل خزاعی گفت: چون از شهر مرو از خدمت حضرت امام رضا علیه السلام برگشتم، وارد شهر ری شدم. در شبی از شب ها در منزل خود تنها نشسته بودم و قصیده تائیه خود را اصلاح می کردم تا آنکه بعض شب گذشت، ناگاه آواز دقّ الباب بلند شد. پرسیدم: کوبنده در کیست؟ گفت: شخصی از برادران تو. پس به نزدیک در دویدم و گشودم، شخصی داخل گردید که از مشاهده او بدنم لرزید و نفسم مقطوع گردید. پس در گوشه ای نشست و به سوی من نگریست و گفت: نترس، من برادر تو از طائفه جنّ هستم و در روز ولادت تو متولّد شده ام و با تو بزرگ گردیده ام و آمده ام برای تو حدیثی نقل کنم که باعث خوشحالی تو گردد و اعتقاد تو را قوی گرداند و بصیرت تو را زیاد نماید.

 چون این را شنیدم دلم ساکن گردید و نفسم برگشت. پس گفت: ای دعبل؛ بدان که بغض و عداوت من به علی بن ابی طالب علیه السلام از سایر آفریدگان خدا شدیدتر بود تا آنکه با جماعتی از طایفه جنّ - که سرکش و بدکار بودند - بیرون رفتیم، پس عبور ما بر جمعی افتاد که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام می رفتند، تاریکی شب ایشان را فرو گرفته بود و ما اراده نمودیم که ایشان را اذیت کنیم.

 چون نگاه کردیم ملائکه را دیدیم که در طرف آسمان ایستاده و ما را از اذیت کردن آنها منع می نمایند و دیدیم ملائکه دیگر را که بر زمین ایستاده اند و ایشان را از هوام زمین منع می نمایند. چون این کرامت را مشاهده کردم گویا خواب بودم و بیدار شدم، و غافل بودم هشیار گردیدم، و دانستم که این کرامات نیست مگر از برکات آن کسی که به زیارت قبر او می روند و قصد او را کرده اند، پس از اعمال بد خود و آن اراده قبیحه پشیمان شدم و توبه نمودم و با ایشان به زیارت قبر امام حسین علیه السلام مشرّف شدم و با آن ها در همان سال به حجّ رفتم و قبر پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم را زیارت نمودم.

 در مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مردی را دیدم که جماعتی بر اطراف او بودند و چون از نام او پرسیدم، گفتند: این پسر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم جعفر بن محمّد الصادق علیهما السلام است. چون این سخن شنیدم به نزد آن حضرت و خدمت آن سرور رسیدم و بر او سلام کردم و جواب شنیدم.

 حضرت فرمود: «مرحباً بک یا أخا أهل العراق»؛ آیا بخاطر داری آن شب خود را در بطن کربلا و آن کرامت را که از خدا در خصوص اولیاء او مشاهده کردی؟ به درستی که خدا توبه تو را قبول نمود و گناه و خطای تو را آمرزید.

 عرض کردم: حمد خداوند را که به معرفت شما بر من منّت گذاشت و دل مرا به نور هدایت شما نورانی گردانید و مرا از متمسّکین به ریسمان ولایت شما قرار داد، یابن رسول اللَّه؛ از برای من حدیثی ذکر کن که آن را هنگام بازگشت، هدیه وتحفه قوم خود نمایم.

 آن حضرت فرمود: روایت فرمود پدرم از پدر خود علی بن الحسین علیهما السلام، از پدرش علی بن ابی طالب علیه السلام، از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم که فرمود: «یا علی؛ الجنّة محرّمة علی الأنبیاء حتّی أدخلها، وعلی الأوصیاء حتّی تدخلها، وعلی الاُمم حتّی تدخل اُمّتی، وعلی اُمّتی حتّی تقرّوا بولایتک وتدینوا بإمامتک، یا علی؛ والّذی بعثنی بالحقّ نبیاً؛ لایدخل الجنّة إلاّ من أخذ منک بنسب أو سبب.

 یا علی؛ بهشت بر پیغمبران حرام است تا آنکه من داخل شوم، و بر اوصیاء پیغمبران حرام است تا آنکه تو داخل شوی، و بر امّت ها حرام است تا آنکه امّت تو داخل شوند، و بر امّت تو حرام است تا آنکه اقرار به ولایت تو نمایند واعتقاد به امامت تو داشته باشند. یا علی؛ قسم به آن کسی که مرا به حقیقت به پیامبری برگزیده؛ داخل بهشت نمی شود مگر کسی که نسب یا سبب از تو اخذ نماید.

 دعبل گوید: بعد از آن گفت: ای دعبل؛ این را بگیر که دیگر مثل آن را از مثل من نخواهی شنید.

 این بگفت و در زمین فرو رفت و دیگر او را ندیدم. (کشکول امامت: 96/1

 برادر دعبل از حضرت امام رضا علیه السلام روایت کرده است که در ضمن حدیثی فرمود: آن حضرت پیراهنی از خز (پشم نرم و نازک) به عنوان خلعت به دعبل بخشید و به او فرمود: «احتفظ بهذا القمیص فقد صلّیت فیه ألف لیلة کلّ لیلة ألف رکعة، وختمت فیه القرآن ألف ختمة»؛ «این پیراهن را نگهداری کن که من هزار شب، هر شب هزار رکعت در آن نماز خوانده ام و در آن هزار ختم قرآن نموده ام».

 نجاشی به سند خود این حدیث را از حضرت امام رضا علیه السلام روایت کرده است با این تفاوت که گفت: حضرت امام رضا علیه السلام پیراهنی سبزرنگ از جنس خزّ خلعت داد و انگشتری با نگین عقیق بخشید. (وسائل الشیعة:( 73/3)

 لباسی را که حضرت امام رضا علیه السلام به دعبل هدیه کرده بودند، مردم قم به زور گرفتند و به او سی هزار درهم با یک آستین از آن لباس دادند. (دعبل شاعر امام رضا علیه السلام: 58

 علاّمه مجلسی رحمه الله در کتاب «شرح تائیه دعبل خزاعی» چنین می گوید: دعبل کنیزی داشت که او را بسیار دوست می داشت، و رمد عظیمی در هر دو چشم او به هم رسید، چون أطبّا وکحّالان، چشم های او را ملاحظه کردند گفتند که چشم راستش از بین رفته است، آن را نمی توانیم علاج کنیم، ولی چشم چپش را معالجه می کنیم و امید هست که خوب شود.

 دعبل از این واقعه بسیار غمگین شد و جزع بسیار کرد تا به خاطرش رسید که بقیه لباس مبارک حضرت امام رضا علیه السلام با او هست، پناه به آن قطعه لباس برد، و آن را بر دیده های جاریه مالید، و قدری از آن جامه شریف را در اوّل شب به عنوان عصابه بر دیده های او بست. چون صبح شد به برکت جامه آن حضرت، دیده های جاریه خوب شد و بیناتر از اوّل گردید. (دعبل شاعر امام رضا علیه السلام: 53)

                                                                                       : امام رضا (ع): جایزه به شاعران اهل بیت علیهم السلام

هنگامى كه مأمون، حضرت رضا عليه السّلام را وليعهد خود نمود، و شاعران‏ به سوى آن حضرت روانه شدند، و مديحه‏ سرائى نمودند و رأى مأمون را در اشعار خود، تحسين كردند، يكى از آنها «دعبل بن على خزاعى» بود. او به حضور امام رضا عليه السّلام رسيد و عرض كرد: «من قصيده‏ اى را سروده‏ ام، و با خود عهد كرده‏ ام كه آن را قبل از حضور شما، در هيچ جا نخوانم».
امام رضا عليه السّلام به او فرمود: «بنشين تا مجلس خلوت شود، وقتى كه مجلس خلوت شد، به او فرمود: قصيده خود را بخوان، او قصيده خود را خواند كه نخستين شعرش اين است:
مدارس آيات خلت من تلاوة      ***  و منزل وحى مقفر العرصات‏
«مدرسه‏ هاى آيات قرآنى، كه از تلاوت قرآن خالى مانده،
و خانه ‏هاى وحى الهى كه عرصه آن از سكونت افراد، خالى شده است».
سپس «ابراهيم بن عبّاس» كه همراه دعبل بود، اين شعر را خواند:
ازالت عزاء القلب بعد التجلّد      ***  مصارع اولاد النّبىّ محمّد«1»
بسبب اعطای ولایتعهدی به امام رضا(ع)
تمامی دردها و مصائب اهل بیت، زایل شد
امام رضا عليه السّلام بيست هزار درهم، از درهم هائى كه نام شريفش در آنها ضرب شده بود، و مأمون در همان وقت، دستور ثبت نام آن حضرت را روى سكّه‏ ها داده بود، به دعبل و ابراهيم داد. دعبل، ده هزار درهم خود را گرفت و به قم رفت، و در قم هر درهمى را به ده درهم فروخت «2» و در نتيجه، داراى صد هزاردرهم، شد، ولى ابراهيم، قسمتى از آن ده هزار درهم (نصيب خود) را به بعضى هديه داد، و قسمتى را در معاش زندگى خانواده‏ اش مصرف كرد، تا تمام شد، از جمله كفن و تجهيزات مرگ خود را با آن پول، فراهم نمود.
ابراهيم بن عبّاس، در مدح حضرت رضا عليه السّلام اشعار بسيار سرود، و اشعار او معروف بود، و تا زمان خلافت متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) نسخه ‏بردارى و تكثير مى‏ شد، تا اينكه در عصر متوكّل، ابراهيم آن اشعار را جمع كرد و از ترس متوكّل، آنها را سوزانيد. او دو پسر به نام حسن و حسين داشت، هنگامى كه متوكّل روى كار آمد، او از ترس متوكّل، نام آنها را به اسحاق و عبّاس، تغيير داد. 
 پی نوشت ها:
(1) شايد اين شعر، اشاره به اين باشد كه موقعيت بدست آمده براى حضرت رضا عليه السّلام، نتيجه فداكارى‏ها و خونهاى پاك فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه در مصاف با طاغوتيان بنى اميّه و بنى عبّاس، براى اعلاى كلمه حقّ، ريخته شد (مترجم).
 (2) اين فراز تاريخى، بيانگر علاقه شايان مردم قم، به حضرت رضا عليه السّلام و خاندان رسالت است، تا آنجا كه يك درهم دعبل را كه نام حضرت رضا عليه السّلام در آن بود، به ده درهم مى‏ خريدند، اين است كه قم به عنوان آشيانه آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ناميده شده است، هم اكنون نيز آثار آن آشكار مى‏ باشد (مترجم).

منبع: انوار البهیه، شيخ عباس قمى / مترجم محمد محمدى اشتهاردى‏، قم، ناصر:1380،صص361،362.

                                      حضرت امام رضا علیه السلام و گریه اهل آسمان و زمین برای امام زمان ارواحنا فداه

حسن بن محبوب گوید: حضرت امام رضا علیه السلام به من فرمود:

ناگزیر فتنه کور و کر و بهم پیچیده سختی روی خواهد داد که در آن هر زیرک رازدار و هر بزرگ اصیل - یعنی حتّی آن ها که از خواصّ هستند – سقوط خواهند کرد، و آن، هنگامی است که شیعیان، سوّمین پسرم را از دست بدهند.

بر آن حضرت() شاید مقصود، امام عسکری علیه السلام باشد ولی به قرینه جمله های بعد اشاره به همه اهل آسمان و زمین، و همه تشنگان دیدارش و شیفتگان جمالش و همه ستمدیدگان و دلسوختگان گریه کنند.

سپس فرمود: پدر و مادرم فدای آنکه همنام جدّم و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است.

بر او لباس های قدسی و جامه های ربّانی است که از گریبان آنها انوار فضل و هدایت خداوند تبارک و تعالی فروزان است، چه بسیار زنان و مردان که تشنه دیدار اویند، و چه بسیار مؤمنی که افسوس می خورد و حیران و سرگردان و غمگین است برای از دست دادن آب گوارا، گویا آنان را می بینم که مأیوس گشته اند، ندایی برخیزد که آن هایی که دورند آن را مانند کسانی که نزدیکند بشنوند، بر مؤمنان رحمت و بر کافران عذاب می باشد. ( بحار الأنوار: 152/51-

اگر چشم و گوش باطنی ما باز می بود، شاید به ما نیز خواندن این دعا را سفارش می فرمودند.

به زائرین محترم حضرت امام رضا علیه السلام توصیه می شود در بارگاه ملکوتی آن حضرت، از خواندن زیارت های حضرت مهدی عجّل اللَّه تعالی فرجه و دعا نمودن برای تعجیل ظهور آن بزرگوار غفلت و کوتاهی نکنند؛ زیرا یکی از مکان هایی که در آن ها دعا برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه سفارش و تأکید شده، حرم نورانی حضرت امام رضا علیه السلام است.

 ما باید مواظب باشیم وقتی که وارد حرم و بارگاه آن حضرت می شویم درباره خواسته ها و حاجت های خود دقّت کنیم و با در نظر داشتن عظمتِ ولایت و قدرت آن بزرگوار، از درخواست حاجت های بزرگ دریغ نورزیم و توجّه داشته باشیم که حاجتی مهمتر و بزرگتر از فرا رسیدن فرج و ظهور منتقم آل محمّد علیهم السلام و دوران پرشکوه حکومت آن بزرگوار نیست.

 ولی متأسّفانه هدف برخی از زائرین، فقط درخواست حاجت های مادّی از حضرت امام رضا علیه السلام است و این کار یقیناً اشتباه است. مخصوصاً اگر انسان حاجت خود را رسیدن به ثروت های کلان و مال بی شمار قرار دهد که در بسیاری از موارد سبب طغیان صاحبان آن شده به گونه ای که هیچ گونه توجّهی به مسئولیت خود دربرابر ثروت های انباشته خویش ندارند.

 واضح است کسانی که دارای چنین ثروت هایی نیستند در برابر آن، مسئولیتی نیز ندارند.

حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کس از خداوند به روزی کم راضی شود، خدا از او به عمل کم راضی می شود.

 و روایت شده از ابن ابی شعبه حلبی و نوفلی که بر حضرت امام رضا علیه السلام وارد شدیم و به آن حضرت گفتیم که ما در وسعت رزق و فراوانی در زندگی بودیم ولی حال ما تغییر کرد و فقیر شدیم، دعا کنید که خدا آن را به ما برگرداند.

 حضرت فرمود:

می خواهید چگونه بشوید؟ آیا می خواهید شاه باشید؟! آیا خوشحال می شوید که مانند طاهر و هرثمه (که از سرکردگان مأمون بودند) باشید ولی بر خلاف این عقیده و آئینی که اکنون بر آن هستید می بودید؟!

گفتم: نه واللَّه؛ مرا شاد نمی کند که دنیا و آنچه در آن است از طلا و نقره از من باشد و من بر خلاف این عقیده باشم که معتقد هستم.

حضرت فرمود: حق تعالی می فرماید:

«إِعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکراً وَقَلیلٌ مِنْ عِبادِی الشَّکور»( سوره سبأ، آیه 13-

ای آل داود؛ شکر (نعمت ها) را بجای آورید و عدّه کمی از بندگان من شکر گزارند.

آن گاه فرمود: گمان خود را به خدا نیکو کن؛ همانا هر کس گمان او به خدا نیکو شد، خدا نزد گمان او است و کسی که به روزی کم راضی شد، خداوند از او عمل کم را می پذیرد، و کسی که به مال حلالِ اندک راضی شد، مؤونه او سبک می شود، و خانواده او بانشاط می باشند، و خداوند او را به درد دنیا و دواء آن بینا می کند، و او را از دنیا به سوی بهشت به سلامت بیرون می برد. () منتهی الآمال: 928-

بنابراین به شکر و سپاس خداوند بزرگ بپردازید و همّ و غمّ خود را فقط نیازهای مادّی قرار ندهید؛ بلکه به حاجت های معنوی بپردازید و توجّه داشته باشید که بزرگترین حاجت معنوی - که نیازهای مادّی را نیز برطرف می سازد – فرا رسیدن ظهور پرشکوه امام زمان عجّل اللَّه تعالی فرجه می باشد.

یکی از نکته های بسیار ارزشمند و اساسی این است که ما باید فرج و گشایش را - نه برای خودمان - بلکه برای اهل بیت علیهم السلام بخواهیم که نتیجه آن، گشایش و راحتی خودمان نیز می باشد. به این دلیل که هر کسی باید محمّد و آل محمّد صلوات اللَّه علیهم اجمعین نزد او مقدّم بر خود و نزدیکانش باشند.

 به این مقدّمه توجّه کنید: ما می دانیم ظلم ها و ستم های فراوانی که بر اهل بیت علیهم السلام وارد شده تا ظهور حضرت بقیة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه ادامه دارد و شدّت ها و سختی های وارده بر خاندان وحی علیهم السلام هنوز وجود دارد. به این جهت در دعاها می گوییم: «أللّهمّ عجّل فرجهم» و تعبیرات بسیار دیگری از این نمونه که فرج و گشایش آن ها را از خداوند می خواهیم و تحقّق فرج در صورتی است که ظلم و سختی وجود داشته باشد. پس چون ظلم و ستم و سختی و شدّت هنوز بر اهل بیت علیهم السلام ادامه دارد، فرج و ظهور آن بزرگواران را از خداوند می خواهیم.

 بنابراین اگر جامعه ما در سختی و شدّت به سر می برد و گرفتاری ها ما را احاطه کرده است، از آنجا که ستم ها و سختی ها بر پیامبر و آل پیامبر صلوات اللَّه علیهم هنوز ادامه دارد، ما باید برطرف شدن گرفتاری و ظلم و ستم از آنان را مقدّم بر رفع گرفتاری وظلم و ستم از خود بدانیم و برای برطرف شدن آن دعا کنیم که اگر چنین کاری انجام دهیم، در نتیجه برای خودمان نیز دعا کرده ایم.

شخصی در صحن حرم حضرت امام رضا علیه السلام زنی را می بیند که به شدّت می گریسته است. آن زن به او می گوید: شوهر من فرار کرده و مرا با چهار دختر تنها گذارده و چون پول اجاره خانه ندارم، صاحبخانه اثاثیه ما را بیرون ریخته، با این وضع چکنم؟

 آن شخص مقداری به آن زن کمک کرده و از اینکه نتوانسته مشکل آن زن را حلّ کند و خانه ای برای او اجاره کند غمگین به حرم مطهّر حضرت امام رضا علیه السلام مشرّف می شود و به حضرت امام رضا علیه السلام می گوید: آقاجان؛ به خاطر این افراد ستمدیده ومظلوم، فرج را از خداوند بخواهید و مشکل غیبت را پایان دهید.

 ناگهان متوجّه می شود که حضرت امام رضا علیه السلام به صورت الهام به او می فرمایند:

ظلم و ستمی که بر ما اهل بیت وارد شده، از همه بیشتر است. () یکی از موارد ظلم و ستمی که بر اهل بیت علیهم السلام روا شده است، کم توجّهی و یا بی توجّهی بسیاری از افراد به متن دعاها و زیاراتی می باشد که از خاندان وحی علیهم السلام وارد شده است. با توجّه و دقّت در متن دعاها و زیارات، به معارف و عقاید مهمّی دست می یابیم که چه بسا مانند آن ها در روایات اندک است. با این همه، متأسّفانه برخی از افراد به دعاها و زیارت ها فقط از جنبه ثوابِ آن ها می نگرند و به آثار مهمّ دیگر آن توجّهی نمی کنند.

امیدواریم خداوند به زودی به صاحب امر ولایت الهی، فرمان قیام و انتقام را صادر فرماید تا با ظهور مقام ولایت خاندان وحی علیهم السلام ریشه ظلم و ستم در سراسر جهان ریشه کن شود.

                                           جنازه یک شیعه و حضرت امام رضا علیه السلام

ابن شهرآشوب از موسی بن سیار روایت کرده که گفت: من با حضرت امام رضا علیه السلام بودم و با آن حضرت به شهر طوس نزدیک شده بودیم که صدای شیون و فغانی شنیدیم، در پی آن صدا رفتیم، ناگاه به جنازه ای برخوردیم.

 چون نگاهم به جنازه افتاد، دیدم آقایم پا از رکاب خالی کرد و از اسب پیاده شد ونزدیک جنازه رفت و او را بلند کرد، پس خود را به آن جنازه چسبانید؛ آنگونه که برّه نوزاد، خود را به مادر می چسباند. آنگاه رو به من نمود و فرمود:

ای موسی بن سیار؛ هر کس مشایعت کند جنازه دوستی از دوستان ما را، از گناهان خود بیرون می شود مانند روزی که از مادر متولّد شده که هیچ گناهی بر او نیست.

چون جنازه را نزدیک قبر بر زمین نهادند، آقای خود امام رضا علیه السلام را دیدم که به طرف میت رفت و مردم را کنار کرد تا خود را به جنازه رسانید، پس دست خود را به سینه او نهاد و فرمود: ای فلان بن فلان؛ بشارت باد تو را به بهشت، بعد از این ساعت دیگر وحشت وترسی برای تو نیست.

من عرض کردم: فدای تو شوم؛ آیا این میت را می شناسی و حال آن که به خدا سوگند این سرزمین را تا به حال ندیده و نیامده بودید؟!

فرمود: ای موسی؛ آیا می دانی که اعمال شیعیان ما در هر صبح و شام بر ما امامان عرضه می شود؟ پس اگر تقصیری در اعمال ایشان دیدیم از خدا می خواهیم که او را عفو کند و اگر کار خوب از او دیدیم از خدا برای او پاداش نیکو درخواست می کنیم. ( منتهی الآمال: 910-

 رأفت و مهربانی حضرت امام رضا علیه السلام

رأفت و مهربانی حضرت امام رضا علیه السلام به مردم آنچنان زیاد بوده و هست که همگان کم و بیش از آن آگاهیم. علاوه بر روایاتی که در این باره وجود دارد، معجزات بسیار شگفت انگیزی که از آن حضرت واقع شده خود دلیل بر مهربانی و رأفت بسیار شدید آن حضرت به مردم است. مهربانی و پذیرش دو جوان مسیحی - که در آخر مقدمّه این کتاب نقل می کنیم - دلیل بسیار روشنی بر لطف و مهربانی آن بزرگوار حتّی نسبت به غیر شیعیانی که خواهان لطف و عنایت هستند می باشد.

 اکنون جریانی را می آوریم که حضرت امام رضا علیه السلام چگونه جسد بی جان یکی از شیعیان را در آغوشِ محبّت گرفته و اظهار لطف و مهربانی نمودند.

مهربانی و رأفت امام زمان عجّل اللَّه تعالی فرجه

مهربانی امام عصر ارواحنا فداه نیز آنچنان وسیع و گسترده است که در عصر ظهور، آن حضرت نه تنها در میان دوستان و شیعیان خاصّ بلکه در سراسر عالم، بساط رأفت و مهربانی را میان تمامی مردمان عصر ظهور می گسترانند.

 مرحوم علاّمه مجلسی نقل کرده است که خداوند انوار آل محمّد صلوات اللَّه علیهم اجمعین را به حضرت آدم نشان داد و به او فرمود:

اینان وسیله تو و وسیله هر فرد سعادتمند از آفریدگان من هستند.

آنگاه حضرت آدم نگاه کرد:

فإذاً بشبح فی آخرهم، یزهر فی ذلک الصفیح؛ کما یزهر کوکب الصبح لأهل الدنیا.

فقال اللَّه تبارک وتعالی: وبعبدی هذا السعید أفک عن عبادی الأغلال، وأضع عنهم الاصار، وأملأ أرضی به حنّاناً ورأفة وعدلاً؛ کما ملئت من قبله قسوة وشقوة وجوراً. (بحاار الأنوار: 312/21 و 312/26-

حضرت (امام زمان ارواحنا فداه) را در آخرین نفر از چهارده معصوم علیهم السلام شبحی از نور دید که در آن پهنه می درخشید؛ همانگونه که ستاره صبح بر اهل دنیا می درخشد.

آنگاه خداوند تبارک و تعالی (به حضرت آدم) فرمود:

به وسیله این شخص سعادتمند، غل و زنجیر از بندگانم می گشایم و سختی ها را از آنان بر می دارم، و سراسر زمینم را به وسیله او پر از شفقت و مهربانی و عدالت می نمایم؛ همان گونه که قبل از او از قساوت و شقاوت و ستم پر شده باشد.

بنابراین همان گونه که خداوند فرموده است در عصر ظهور مهربانی و رأفت خداوند به وسیله حضرت بقیة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه در سراسر جهان حکمفرما وستم ها و شقاوت هایی که در عصر غیبت، جهان را فرا گرفته است ریشه کن خواهد شد.

 ما باید با دعا برای تعجیل ظهور امام زمان عجّل اللَّه تعالی فرجه که مظهر رأفت و مهربانی خداوند در سراسر عالم هستند، به این وظیفه مهمّ و حیاتی خود عمل نماییم تا انشاء اللَّه با حضور در دولت کریمه آن حضرت، نظاره گر رأفت و مهربانی آن بزرگوار در سراسر جهان باشیم.

- امام زمان ارواحنا فداه و اقامه برهان و دلیل

آری؛ همان گونه که بحث ها و مناظره های حضرت امام رضا علیه السلام در شهرهای مختلف با بزرگترین دانشمندان جهان به زبان های گوناگون، بر محبوبیت و توجّه مردم نسبت به آن حضرت افزود و باعث گرایش مردم به آن بزرگوار شد، در عصر ظهور نیز امام عصر عجّل اللَّه تعالی فرجه بساط بحث و استدلال را با دانشمندان بزرگ جهان می گسترانند و سراسر گیتی را برهان و دلیل و فرهنگ عظیم و مستدلّ فرا خواهد گرفت. و به این جهت در بسیاری از نقاط جهان بدون نیاز به جنگ و شمشیر، مردمِ جهان فوج فوج و گروه گروه به صف مؤمنان می پیوندند. ( پیروزی امام عصر عجّل اللَّه تعالی فرجه بر سراسر جهان، عوامل گوناگونی دارد که یکی از آن ها جنگ است. جنگ و ستیز نیز مخصوص کسانی است که به پیکار با آن حضرت بر می خیزند و دیگران مانند پیران، زنان، کودکان و. . . از آن معاف هستند. متأسّفانه دست های ناشناخته برای ترساندن مردم از فرا رسیدن حکومت امام زمان ارواحنا فداه عامل پیروزی آن حضرت را فقط جنگ و کشتار میان مردم قلمداد کرده و از سایر عوامل تسخیر جهان حرفی نمی گویند. در این باره رجوع کنید به کتابِ دیگر مؤلّف: «امام زمان عجّل اللَّه تعالی فرجه و تسخیر جهان»

 حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده اند که آن بزرگوار فرمودند: . . . یملأ الأرض عدلاً وقسطاً وبرهاناً. (بحار الأنوار: 21/44 و 280/52-

(آن حضرت) سراسر گیتی را سرشار از عدالت، قسط و برهان می سازد.

به همین جهت، یکی از القاب حضرت مهدی عجّل اللَّه تعالی فرجه «حجّت» می باشد؛ زیرا آن حضرت، حجّت و دلیل را بر همه مردم تمام می کنند و هر گونه مشکلی را با بیان و دلیل و حجّت آسان می سازند.

 این، یکی از وجوه مشترک میان حضرت ثامن الحجج امام هشتم علیه السلام و حضرت حجّت امام زمان ارواحنا فداه می باشد.        
 ( قطره ای از دریای فضائل اهل بیت علیهم السلام: 615/1 به نقل از تفسیر امام عسکری علیه السلام: 323 ح 170، بحار الأنوار: 416/75 ضمن ح 68 و مدینة المعاجز: 100/7 ح 102-