372 - شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی علیه السلام
7 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                               

                                                   شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی علیه السلام

              لاله‌اى بود که با داغ جگر سوخته بود * **   آتشى در دل سودا زده افروخته بود

             شرم دارم که بگویم تن مسموم تو را  * * *  خصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود

بمناسبت فرا رسیدن شهادت آن حضرت با عرض تسلیت بعضی از مطالبی را که زیاد و فراوان است. بصورت خیلی فشرده و کوتاه به عرض میرسانم 

حسن بن علی بن ابی طالب(ع) مشهور به امام حسن مجتبی(۳-۵۰ق) دومین امام شیعیان که ۱۰ سال (۴۰-۵۰ق. ) امام و حدود ۷ ماه خلیفه مسلمانان بود. اهل سنت او را آخرین خلیفه از خلفای راشدین دانسته اند.

حسن بن علی در ۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری، و پس از شهادت امام علی(ع)، به امامت رسید و در همان روز، بیش از چهل هزار نفر با او برای خلافت بیعت کردند. معاویه، خلافت او را نپذیرفت و با لشکری از شام به سوی عراق حرکت کرد. امام مجتبی(ع) سپاهی به فرماندهی عبید الله بن عباس به سمت معاویه فرستاد و خود به همراه یک گروه دیگر به ساباط رفت. معاویه تلاش کرد با طرح شایعاتی میان سپاهیان امام حسن(ع)، زمینه را برای برقراری صلح فراهم کند. در این شرایط، امام حسن مورد سوءقصد یکی از خوارج قرار گرفت و زخمی شد و برای مداوا به مدائن انتقال یافت. همزمان، گروهی از سران کوفه به معاویه نامه نوشتند و قول دادند حسن بن علی را به وی تسلیم کنند یا به قتل برسانند. معاویه نیز نامه های کوفیان را برای حسن بن علی(ع) فرستاد و به او پیشنهاد صلح داد. امام مجتبی(ع) صلح و واگذاری خلافت به معاویه را پذیرفت به این شرط که معاویه بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) عمل نماید و برای خود جانشین تعیین نکند و همه مردم از جمله شیعیان علی(ع) در امنیت باشند. بعدها معاویه به هیچ یک از این شرط ها عمل نکرد. صلح با معاویه، نارضایتی شماری از شیعیان را در پی داشت و حتی برخی، حسن بن علی(ع) را «مذلّ المؤمنین» (خوار کننده مومنان) خواندند.

او پس از ماجرای صلح در سال ۴۱ق، به مدینه بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند. او در مدینه مرجعیت علمی را بر عهده داشت و بنابر برخی گزارش ها از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار بود.

پیامبر اکرم (ص ) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصی داشت و بارها می فرمود که حسن و حسین فرزندان منند و به پاس همین سخن علی به سایر فرزندان خود می فرمود: شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند.

امام حسن هفت سال و خرده ای زمان جد بزرگوارش را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیامبر (ص ) که با شهادت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت.

امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهری را نیز اشغال کرد، و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت.

از پیغمبر اکرم (ص ) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین (ع ) می فرمود: این دو فرزند من، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند (کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند).

امام حسن (ع ) بیست و پنج بار حج کرد، پیاده، در حالی که اسبهای نجیب را با او یدک می کشیدند. هرگاه از مرگ یاد می کرد می گریست و هرگاه از قبر یاد می کرد می گریست، هرگاه به یاد ایستادن به پای حساب می افتاد آن چنان نعره می زد که بیهوش می شد و چون به یاد بهشت و دوزخ می افتاد؛ همچون مار گزیده به خود می پیچید. از خدا طلب بهشت می کرد و به او از آتش جهنم پناه می برد. چون وضو می ساخت و به نماز می ایستاد بدنش به لرزه می افتاد و رنگش زرد می شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود برای خدا گذشت. گفته اند: (امام حسن (ع ) در زمان خودش عابدترین و بی اعتناترین مردم به زیور دنیا بود).

ابن عباس که از امام حسن (ع ) مسن تر بود، رکاب اسبشان را می گرفت و بدین کار افتخار می کرد و می گفت: اینها پسران رسول خدایند.

با این شاءن و منزلت، تواضعش چنان بود که: روزی بر عده ای مستمند می گذشت، آنها پاره های نان را بر زمین نهاده و خود روی زمین نشسته بودند و می خوردند، چون حسن بن علی را دیدند گفتند: (ای پسر رسول خدا بیا با ما هم غذا شو). امام حسن (ع ) فورا از مرکب فرود آمد و گفت: (خدا متکبران را دوست نمی دارد) و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. آنگاه آنها را به میهمانی خود دعوت کرد، هم غذا به آنان داد و هم پوشاک.

در جود و بخشش امام حسن (ع ) داستانها گفته اند. از جمله مدائنی روایت کرده که:

حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر به راه حج می رفتند. توشه و تنخواه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خیمه ای رسیدند که پیرزنی در آن زندگی می کرد. از او آب طلبیدند. گفت این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید. چنین کردند. سپس از او غذا خواستند. گفت همین گوسفند را داریم بکشید و بخورید. یکی از آنان گوسفند را ذبح کرد و از گوشت آن مقداری بریان کرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم به حج می رویم. چون باز گشتیم نزد ما بیا با تو به نیکی رفتار خواهیم کرد. و رفتند.

شوهر زن که آمد و از جریان خبر یافت، گفت: وای بر تو گوسفند مرا برای مردمی ناشناس می کشی آنگاه می گویی از قریش بودند؟ روزگاری گذشت و کار بر پیرزن سخت شد، از آن محل کوچ کرد و به مدینه عبورش افتاد. حسن بن علی (ع ) او را دید و شناخت. پیش رفت و گفت: مرا می شناسی؟ گفت نه. گفت: من همانم که در فلان روز مهمان تو شدم. و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن علی فرستاد. آن حضرت نیز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد او نیز عطایی همانند آنان به او داد.

در جود و بخشش امام حسن (ع ) داستانها گفته اند. از جمله مدائنی روایت کرده که:

روایات مربوط به فضایل امام حسن(ع) در منابع شیعه و اهل سنت آمده است. او یکی از اصحاب کسا است که آیه تطهیر درباره آنان نازل شد و شیعیان آنان را معصوم می دانند. آیه اطعام و آیه مودت و آیه مباهله نیز درباره او و پدر و مادر و برادرش نازل شده است. او دو بار کل دارایی اش را در راه خدا بخشید و سه بار نیمی از اموالش را به نیازمندان داد. گفته اند به سبب همین بخشندگی ها، او را «کریم اهل بیت» خوانده اند. او ۲۰ یا ۲۵ بار پیاده به حج رفت.

مجموع سخنان و مکتوبات امام مجتبی(ع) و نام ۱۳۸ نفر از کسانی که از او روایت کرده اند، در کتاب مسند الامام المجتبی(ع) گردآوری شده است.

بیعت مردم با امام حسن مجتبی (ع)

هنگامی که حادثه دهشتناک ضربت خوردن علی (ع) در مسجد کوفه پیش آمد و مولی (ع) بیمار شد به حسن دستور داد که در نماز بر مردم امامت کند و در آخرین لحظات زندگی، او را با این سخنان، وصی خود قرار داد: «پسرم! پس از من، تو صاحب مقام و صاحب خون منی» و حسین و محمد و دیگر فرزندانش و رؤسای شیعه و بزرگان خاندانش را بر این وصیت گواه ساخت و کتاب و سلاح خود را به او تحویل داد و سپس فرمود: «پسرم! رسول خدا دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم. همچنان که آن حضرت مرا وصی خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مامور کرده که به تو دستور دهم در آخرین لحظات زندگی ات، آنها را به برادرت حسین بدهی».

  امامت امام حسن مجتبی (ع)

امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهری را نیز اشغال کرد، و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت. در این مدت، معاویه که دشمن سرسخت علی (ع) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگیده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد.

امام حسن (ع) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. در این موقع در مسجد جامع که مالامال از جمعیت بود، عبداللّه بن عباس بپا خاست و مردم را به بیعت با حسن بن علی تشویق کرد. مردم با شوق و رغبت با امام حسن بیعت کردند و این روز، همان روز شهادت پدرش، یعنی روز بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت بود. مردم کوفه، بصره، مدائن، عراق، حجاز و یمن همه با میل با حسن بن علی بیعت کردند جز معاویه که خواست از راهی دیگر برود و با او همان رفتار را پیش گیرد که با پدرش پیش گرفته بود.

  آغاز کارشکنی های معاویه

امام (ع) کارها را نظم داد و والیانی برای شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت. امّا زمانی نگذشت که مردم چون امام حسن (ع) را مانند پدرش در اجرای عدالت و احکام و حدود اسلامی قاطع دیدند، عده زیادی از افراد با نفوذ به توطئه های پنهانی دست زدند و حتی در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حرکت به سوی کوفه تحریک نمودند و ضمانت کردند که هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن علی (ع) نزدیک شود، حسن را دست بسته تسلیم او کنند یا ناگهان او را بکشند. خوارج نیز به خاطر وحدت نظری که در دشمنی با حکومت هاشمی داشتند در این توطئه ها با آنها همکاری کردند.

در برابر این عده منافق، شیعیان علی (ع) و جمعی از مهاجر و انصار که به کوفه آمده و در آنجا سکونت اختیار کرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل ثابت کردند. امام حسن (ع) وقتی طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایی او را به اطاعت و عدم توطئه و خونریزی فرا خواند ولی معاویه در جواب امام (ع) تنها به این امر استدلال می کرد که من در حکومت از تو با سابقه تر و در این امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ.

امام حسن (ع) در مسجد جامع کوفه سخن گفت و سپاهیان را به عزیمت به سوی (نخیله) تحریص فرمود. عدی بن حاتم نخستین کسی بود که پای در رکاب نهاد و فرمان امام را اطاعت کرد. بسیاری کسان دیگر نیز از او پیروی کردند.

تنهاترین سردار

امام حسن (ع) عبیداللّه بن عباس را که از خویشان امام و از نخستین افرادی بود که مردم را به بیعت با امام تشویق کرد، با دوازده هزار نفر به (مسکن) که شمالی ترین نقطه در عراق هاشمی بود اعزام فرمود. امّا وسوسه های معاویه او را تحت تاثیر قرار داد و مطمئن ترین فرمانده امام را، معاویه در مقابل یک میلیون درم که نصفش را نقد پرداخت به اردوگاه خود کشاند. در نتیجه، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاهی نیز به دنبال او به اردوگاه معاویه شتافتند و دین خود را به دنیا فروختند.

پس از عبیداللّه بن عباس، نوبت فرماندهی به قیس بن سعد رسید. لشکریان معاویه و منافقان با شایعه مقتول او، روحیه سپاهیان امام حسن (ع) را ضعیف نمودند. عده ای از کارگزاران معاویه که به (مدائن) آمدند و با امام حسن (ع) ملاقات کردند، نیز زمزمه پذیرش صلح را بوسیله امام (ع) در بین مردم شایع کردند. از طرفی یکی از خوارج تروریست نیزه ای بر ران حضرت امام حسن زد، به حدی که استخوان ران آن حضرت آسیب دید و جراحتی سخت در ران آن حضرت پدید آمد. به هر حال وضعی برای امام (ع) پیش آمد که جز (صلح) با معاویه، راه حل دیگری نماند.

پیشنهاد صلح معاویه

معاویه وقتی وضع را مساعد یافت، به حضرت امام حسن (ع) پیشنهاد صلح کرد. امام حسن (ع) برای مشورت با سپاهیان خود خطبه ای ایراد فرمود و آنها را به جانبازی و یا صلح تحریک و تشویق فرمود. عده زیادی خواهان صلح بودند. عده ای نیز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام، پیشنهاد صلح معاویه، مورد قبول امام حسن واقع شد ولی این فقط بدین منظور بود که او را در قید و بند شرایط و تعهداتی گرفتار سازد که معلوم بود کسی چون معاویه دیر زمانی پای بند آن تعهدات نخواهد ماند و در آینده نزدیکی آنها را یکی پس از دیگری زیر پای خواهد نهاد. در نتیجه، ماهیت ناپاک معاویه و عهد شکنی های او و عدم پایبندی او به دین و پیمان بر همه مردم آشکار خواهد شد. امام حسن (ع) با پذیرش صلح از برادر کشی و خونریزی که هدف اصلی معاویه بود و می خواست ریشه شیعه و شیعیان آل علی (ع) را به هر قیمتی هست، قطع کند، جلوگیری فرمود.

شهادت امام حسن مجتبی (ع)

وقتی معاویه تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده (همسر امام حسن علیه السلام ) فرستاد تا امام را مسموم کند. گفته اند حسن بن علی(علیهما السلام ) ۴۰ روز پس از مسموم شدن به شهادت رسید. بنابر نقلی، او وصیت کرده بود کنار قبر پیامبر(ص) دفن شود ولی مروان بن حکم و عده ای از بنی امیه مانع این کار شدند. پیکر او در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

  دوران کوتاه خلافت

امام حسن مجتبی از ۲۱ رمضان سال ۴۰ق[شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۹. به مدت ۶ الی ۸ ماه خلیفه مسلمانان بود. [ تاریخ واگذاری خلافت به معاویه را ۲۵ ربیع الاول(مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۶. ) یا ربیع الاخر یا جمادی الاولی(ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۵. ) سال ۴۱ق ثبت کرده اند. ). اهل سنت او را با توجه به حدیثی منسوب به پیامبر(ص)، آخرین خلیفه از خلفای راشدین دانسته اند. [مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۹؛ مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۵، ص۲۳۸؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۶، ص۲۵۰. ). خلافت او با بیعت مردم عراق و همراهی سایر سرزمین های اطراف آغاز شد. [جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۸-۱۶۱. ). اهالی شام به رهبری معاویه با این خلافت مخالفت کردند. [ابن کثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۸، ص۲۱. ). معاویه با همراهی سپاهیانی از شام به جنگ اهل عراق آمد. [شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۸۶. ). این جنگ در نهایت به صلح و واگذاری خلافت به معاویه، نخستین خلیفه اموی انجامید. [جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۷-۱۴۸.

امام حسن (علیه السلام ) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشید، در نهایت شدت و اختناق زندگی کرد و هیچ گونه امنیتی نداشت، حتی در خانه، نیز در آرامش نبود. سرانجام در سال پنجاهم هجری به تحریک معاویه به دست همسر خود (جعده) مسموم و شهید و در قبرستان بقیع مدفون شد.

محل دفن امام حسن (علیه السلام ) مکان زیارتی به خصوص برای شیعیان گردید و گنبدی بزرگ بر فراز آن ساخته شد. اما این گنبد دو بار توسط وهابیان در سال های ۱۸۰۶ و ۱۹۲۷ میلادی تخریب گردید.

برطبق روایت ابن سعد، امام حسن (علیه السلام ) در تاریخ ۵ ربیع الاول ۵۰ (۲ آوریل ۶۷۰) درگذشت. ویلفرد مادلونگ در دانشنامهٔ ایرانیکا می نویسد که منابع اولیه قریب به اتفاق، علت درگذشت حسن را مسمومیت می دانند و اکثراً هم جعده همسر حسن، دختر اشعث بن قیس رهبر قبیلهٔ کنده را شخص مسموم کننده می دانند.

همسران و فرزندان امام حسن (علیه السلام )

دشمنان و تاریخ نویسان خود فروخته و مغرض در مورد تعداد همسران امام حسن (ع ) داستانها پرداخته و مطالب و تعداد نامعقولی نوشته اند و حتی دوستان ساده دل سخنانی هم - بهم بافته اند. امّا آنچه تاریخ های صحیح نگاشته اند همسران امام حسن (علیه السلام ) ) عبارتند از:

(ام الحق ) دختر طلحة بن عبیداللّه - (حفصه ) دختر عبدالرحمن بن ابی بکر - (هند) دختر سهیل بن عمر و (جعده ) دختر اشعث بن قیس.

بیاد نداریم که تعداد همسران حضرت در طول زندگیش از هشت یا ده به اختلاف دو روایت تجاوز کرده باشند. با این توجه که کنیزان (ام ولد)هایش هم داخل در همین عددند.

(ام ولد) کنیزخریداریشده ایست که از صاحب خود دارای فرزند می شود و همین امر موجب آزادی او پس از مرگ صاحبش می باشد.

فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15 نفر بوده اند بنامهای: زید، حسن، عمرو، قاسم، عبداللّه، عبدالرحمن، حسن اثرم، طلحه، ام الحسن، ام الحسین، فاطمه، ام سلمه، رقیه، ام عبداللّه و فاطمه.

بحث مطلاق بودن امام حسن در برخی منابع کهن و معاصر مورد نقد تاریخی، سندی و محتوایی قرار گرفته است. [مهدوی دامغانی، «حسن بن علی، امام»، ص۳۰۹. ). به گفته مادلونگ نخستین کسی که شایع کرد امام حسن(ع) ۹۰ همسر داشته، «محمد بن کلبی» بوده و این عدد را نیز «مدائنی» (درگذشته ۲۲۵ق) ساخته است. در عین حال خود کلبی تنها از یازده زن نام برده که ازدواج پنج نفر از آنان با امام حسن مشکوک است. [مادلونگ، جانشینی محمد، ۱۳۷۷ش، ص۵۱۴-۵۱۵. قرشی این اخبار را برساخته عباسیان با هدف مقابله با سادات حسنی دانسته است. [قرشی، حیاة الامام الحسن بن علی، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۵۳-۴۵۴

شهادت و ماجرای تشییع

در بسیاری از منابع شیعه و اهل سنت آمده است که امام حسن(ع) با خوراندن زهر به شهادت رسید. طبق برخی گزارش ها، او را پیش از شهادت نیز چند بار مسموم کرده بودند، اما از مرگ نجات یافته بود

در مورد مسمومیت آخر که به شهادت وی انجامید، شیخ مفید گفته است معاویه وقتی تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده دختر اشعث بن قیس (همسر امام حسن) فرستاد و به او وعده داد که در قبال مسموم کردن شوهرش، او را به ازدواج یزید درخواهد آورد. نام جعده به عنوان قاتل حسن بن علی(ع) در منابع اهل سنت نیز آمده است. مادلونگ معتقد است مسئله جانشینی معاویه و تلاش او برای ولایتعهدی یزید، روایات مسموم شدن امام حسن به تحریک معاویه و به دست جعده را تایید می کند. گزارش های دیگری ( که به نظر محققان صحت ندارد )، هند (یکی از همسران امام حسن) یا یکی از خادمان او را عامل مسموم کردن او دانسته اند. گفته اند حسن بن علی(ع) ۳ روز یا ۴۰ روز یا دو ماه پس از مسموم شدن درگذشت.

نقل شده است پس از درگذشت امام مجتبی(ع)، شهر مدینه یکپارچه شیون و گریه شد. [ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۴۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۹۱. ). نیز گفته اند هنگام خاکسپاری، قبرستان بقیع پر از جمعیت شد و تا هفت روز بازارها تعطیل بود. [ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۵۱-۳۵۲. ). از برخی منابع اهل سنت نقل شده است که نخستین خواری برای عرب، درگذشت حسن بن علی(ع) بود. [ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۵۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۹۵؛ نیز مراجعه کنید به طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق. ج۵، ص۲۷۹. ).

  جلوگیری از دفن شدن کنار پیامبر

در برخی منابع آمده است امام حسن(ع) به برادرش وصیت کرد که او را پس از درگذشت، کنار قبر جدش رسول خدا(ص) دفن کند.

 بنابر نقلی، حسن بن علی خواسته خود را با عائشه در میان گذاشته و او نیز موافقت کرده بود. [ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۲ق، ج ۱، ص۳۸۸؛ حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۵۱۷. بنابر روایت کتاب «انساب الاشراف» وقتی مروان بن حکم از این وصیت با خبر شد، به معاویه گزارش داد و معاویه از او خواست، به شدت از این کار جلوگیری کند. [ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۲.

نمایی از قبور ائمه بقیع

ولی در گزارش شیخ مفید (درگذشته ۴۱۳ق) و طبرسی (درگذشته ۵۴۸ق) و ابن شهرآشوب (درگذشته ۵۸۸ق) آمده است امام مجتبی وصیت کرد که تابوت او را برای تجدید عهد، نزد قبر پیامبر(ص) ببرند و سپس کنار قبر جده اش فاطمه بنت اسد دفن کنند. [ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۵۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۹۵؛ نیز مراجعه کنید به طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق. ج۵، ص۲۷۹. ). در این نقل ها آمده است که حسن بن علی سفارش کرد که هنگام تشییع و دفن او از هرگونه درگیری پرهیز شود[بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۶۰-۶۲. ). تا مبادا خونی ریخته شود. [ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۷.

وقتی بنی هاشم، تابوت امام مجتبی را به طرف قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله ) بردند، مروان همراه عده ای از بنی امیه، سلاح به دست گرفتند و راه را بستند تا از دفن شدن او کنار قبر پیامبر(ص) جلوگیری کنند. - ابوالفرج اصفهانی (درگذشته ۳۵۶ق) آورده است که عائشه سوار بر استری شد و بنی امیه را فراخواند تا مانع از این کار شوند. [ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه، ص۸۲ ). ولی در گزارش بلاذری آمده است وقتی عائشه دید نزاع رخ داده و نزدیک است به خونریزی بینجامد، گفت: خانه، خانه من است و اجازه نمی دهم کسی در آن دفن شود. نقل شده است که مروان گفت نمی پذیریم که عثمان بیرون از شهر دفن شده باشد ولی حسن بن علی را کنار پیامبر دفن کنید. نزدیک بود میان بنی هاشم و بنی امیه درگیری رخ دهد ولی امام حسین(ع) بنابر وصیت برادرش، از درگیری جلوگیری کرد. پیکر حسن بن علی را به بقیع بردند و کنار قبر فاطمه بنت اسد به خاک سپردند.

در گزارش ابن شهرآشوب آمده است بنی امیه، به سمت جنازه امام مجتبی تیر پرتاب کردند. طبق این نقل، ۷۰ تیر از جنازه حسن بن علی(ع) بیرون کشیدند. [ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۴۴.

 تاریخ شهادت

منابع تاریخی، سال شهادت امام حسن(ع) را به اختلاف، ۴۹ یا ۵۰ یا ۵۱ هجری ذکر کرده اند. نقل های دیگری نیز وجود دارد. [مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ۱۳۹۱ش، ص۲۶ ). برخی پژوهشگران با استناد به قراینی، سال ۵۰ هجری را درست دانسته اند.

در مورد ماه وقوع آن، منابع شیعه، ماه صفرو اکثر منابع اهل سنت، ماه ربیع الاول را گزارش داده اند.

روز شهادت نیز در منابع شیعی متفاوت نقل شده است: بسیاری همچون شیخ مفید و شیخ طوسی(درگذشته ۴۶۰ق) و طبرسی (درگذشته ۵۴۸ق) و ابن شهرآشوب (درگذشته ۵۸۸ق)، روز ۲۸ صفر را ذکر کرده اند. در مقابل، شهید اول (درگذشته ۷۸۶ق) روز ۷ صفر و کلینی روز آخر صفر را ذکر کرده است. [۲۱۲] «یدالله مقدسی» با تحقیق در مورد سند اقوال مختلف، قول ۲۸ صفر را معتبر دانسته است. [ مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(ع)، ۱۳۸۹ق، ص۱۰۹-۱۱۰.

در ایران روز ۲۸ صفر به عنوان رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام مجتبی(ع) تعطیل رسمی است و مردم به عزاداری می پردازند، ولی در برخی از کشورها از جمله عراق، روز ۷ صفر برای امام حسن عزاداری می شود. در حوزه علمیه نجف از زمان های دور، ۷ صفر را روز شهادت می دانسته اند و در حوزه علمیه قم نیز از زمان عبدالکریم حائری، این روز برای اقامه عزا تعطیل بوده است.

با توجه به اختلاف در تاریخ شهادت حسن بن علی(ع)، سن او را در هنگام شهادت ۴۶ یا ۴۷ یا ۴۸ سال دانسته اند.

وصال شیرازی:

                                        در تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد   ***  و آن طشت را ز خون جگر دشت لاله کرد

                                             خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت    ***  وجود را تهی زخون دل چند ساله کرد


                                 بسكه از آه، دل شعله ورت مي سوزد  ***  با تماشاي تو قلب پدرت مي سوزد
                                اي جگر گوشه ي من شعله مزن بر جگرم*** جگرم سوخت ز بسكه جگرت مي سوزد

 زودتر از همه پيش پدرت مي آيي *** زودتر از همه شمع سحرت مي سوزد

 بعد من هرچه بلا هست سرت مي آيد *** بعدمن واي كه پا تا به سرت مي سوزد
   زير پرهاي تو آرام گرفتم بابا *** حيف از شعله ي در بال و پرت مي سوزد

گاه در كوچه اي از درد زمين مي افتي *** گاه از ضرب كسي چشم ترت مي سوزد

 گاه يك نقش به يك روي تو جا مي گيرد *** گاه يك زخم به روي دگرت مي سوزد

 گاه در پشت در خانه ي خود مي نالي *** چشم وا مي كني و دورو برت مي سوزد

 یك طرف دست تو در پاي علي مي شكند *** يك طرف دختركت پشت سرت مي سوزد

از صداي تو در آن شعله علي مي فهمد *** که  اگر فضه نيايد پسرت مي سوزد

 منابع در اواخر مطالب آورده شد و از مدارک فراوان دیگرو از سایت های بیتوته - ستاره - ویکی شیعه - و سایر.