366 - شق القمر
11 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                                                                         شق القمر ( 2 )

لطفا شماره 187 را  هم که شماره اول شق القمر است مطالعه نمائید.

این اصل همیشه یادمان باشد وقتی خدای متعال کسی را به پیامبری یعنی سر وکله زدن با هر گونه انسان ها به جائی می فرستد - از او هم در هر حالی مراقبت کرده و خواسته های اورا اجابت می نماید یکی از آن موارد جریان شق القمرو دو نیم شدن ماه آسمانی است

شَقّ القَمَر، از معجزات پیامبر(ص). به نقل منابع اسلامی، پیامبر(ص) در این معجزه، با انگشت به ماه اشاره کرد و ماه دو نیمه شد. زمان این معجزه، سال های آغازین بعثت بوده است. تحقق این معجزه، با ایرادهایی رو به رو شده است و برخی عالمان اسلامی درصدد پاسخگویی آنها برآمده اند.

یکی از روزها که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) با پیروان خود به طرف مسجدالحرام در حرکت بود. دشمنان او که وجودش را مانع سیطره بی چون و چرای خود بر طبقه مستضعف جامعه می دانستند، تقاضایی کردند. درخواست آنان چیزی بود که امیدوار بودند، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نتواند اجابت کند و در بین همه رسوا شود ولی به خواست خداوند نتیجه کار برعکس انتظار آن ها شد و با اینکه با وجود معجزه بزرگ و جاودان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) یعنی قرآن مجید، حجت بر همگان تمام شده بود، اما باز هم رسالت جهانی او نیازمند تقویت بود. لذا معجزه ای دیگر نمایان شد. آنان گفتند:

«اگر راست می گویی و پیغمبر خدا هستی ماه را به دو نیم تقسیم کن. نیمی را در راستای کوه صفا و نیمی را در راستای کوه مروه قرار بده».

( البته آنها نمی دانستند ماه یک کره است و به آن کوچکی نیست که این تقاضا را نمودند ولی خداوند هم خواسته آنها را در نظر آنها با همان شکل انجام داد)

همه حاضران در فکر فرو رفتند و منتظر ماندند تا پایان کار را ببینند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) به همراه پیروان خود طواف خانه معشوق را به جای آورد و به درگاه او، به نماز و استغاثه ایستاد. سپس مثل همیشه رو به حضرت امیر (علیه السّلام) نمود و فرمود: یا علی برخیز و کنار کوه صفا بایست و هروله کنان به طرف کوه مروه برو و با صدای بلند این اذکار را بگو:

«بارخدایا! (ای) صاحب کعبه و مکه و زمزم و مقام و ای فرستنده پیامبر مکی! به ماه اجازه بده که به دو نیم تقسیم شود، نیمی بر سر کوه صفا و نیمی بر سر کوه مروه قرار گیرد، (ای) که ندای نهان و آشکار ما را شنیدی و به همه چیز عالم و آگاهی».

سران شرک، طبق عادت همیشگی مشغول مسخره کردن شدند. ولی هنوز دعای حضرت علی (علیه السّلام) تمام نشده بود، که آسمان و زمین به حدی به تکاپو افتاد که گویا نزدیک بود آسمان بر زمین بیافتد. ترس تمام وجود مردم را فرا گرفته بود و با نگرانی ناظر و شاهد این واقعه بزرگ بودند. ناگهان با اشاره انگشت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم)، ماه به دو نیم شده نیمی سر کوه صفا و نیمی بر سر کوه مروه قرار گرفت و تمامی شهر مکه را منور ساخت. مؤمنان فریاد زدند و تکبیرگویان، ایمان خود را به خدا و پیغمبرش اظهار داشتند. اما سران کفر باز هم با تمسک به حربۀ اتهام سحر و جادو، عناد و لجاجت غیرمنطقی خود را برملا ساختند. [مرعشی نجفی، سید شهاب الدین، شرح احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳۱، ص۴۱۸.

به گفته شیخ طوسی، مسلمانان در وقوع شق القمر اجماع داشته اند و مخالفت با این اجماع سال ها بعد از اجماع روی داده و بدین سبب، این مخالفت معتبر نیست. [شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۴۴۳.

] اما اختلافاتی در جزئیات و چگونگی واقعه در روایات به چشم می خورد. بنابر روایات، پیامبر اکرم(ص) به عنوان معجزه، ماه را در آسمان به دو نیمه جدا از هم تبدیل کرد و سپس فرمان داد تا به حال نخستین بازگردد. این بخش از ماجرا محل اتفاق منابع اسلامی است. [رای نمونه نک: شیخ طوسی، التبیان، بیروت، ج۹، ص۴۴۳. ]

  علت درخواست مشرکان

انگیزه مشرکان از این درخواست این بود که به عقیده آنان، سحر و جادو تنها در پدیده های روی زمین تأثیر می گذارد. به همین جهت از ایشان خواستند کار خارق العاده ای را انجام دهد که در آسمان ها روی دهد. [مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۷، ص۳۵۵. ]

  جایگاه این مطلب نزد علما

رویکرد علمای اسلامی در مورد این واقعه، به دو صورت بوده است. عموم مفسران شیعه و اهل سنت به وقوع این مطلب اذعان دارند و معتقدند که ۳ آیه اول سوره قمر ناظر به معجزه شق القمر است. [رجوع کنید به: طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۲۸۲؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۹، ص۳۳۷. ] این مطلب با اندکی تفاوت، در کتاب های شیعه وسنی آمده است و بسیاری از علما نسبت به این حادث ادعای اجماع، [طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ص۳۱۰] تواتر[سید شریف در شرح المواقف و ابن السبکی در شرح المختصر به نقل از آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۷۴. ] یا استفاضه[طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۱ق، ج۱۹، ص۶۰] نموده اند.

دومین دیدگاه، مربوط به افرادی مانند حسن بصری، عطاء خراسانی، بلخی است که معتقدند این آیات مربوط به زمان قیامت و از موارد اشراط الساعة است. [طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۱ق، ج۱۹، ص۵۶

 سوال ها و ایرادها

از چند جهت بر این واقعه ایراد وارد کرده اند که عبارتند از:

·اشکال اول: این ایراد بر اساس نظریه کیهان شناسی بطلمیوسی است که بیان می کند، امکان ندارد افلاک آسمانی از هم جدا شوند یا به هم ملحق شوند. پاسخ این ایراد این است که بر اساس مشاهدات جدید کیهان شناسی جدید، این دیدگاه باطل است. بعلاوه، پیدایش منظومه شمسی و نیز پیدایش شهاب سنگ ها بهترین دلیل بر بطلان این دیدگاه است. [تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ش، ج۲۳، ص۱۳-۱۷]

·اشکال دوم: اگر این واقعه روی داده است، پس چرا در کتاب های تاریخی نقل نشده است. این ایراد نیز با پاسخ هایی از سوی اندیشمندان اسلامی همراه بوده است؛ مانند اینکه این واقعه در شب روی داده و احتمال خواب بودن عده ای هست؛ اعراب در آن زمان به دنبال رصد ستارگان و آسمان نبوده اند و جواب هایی دیگر. [طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۱ق، ج۱۹، ص۶۴-۶۵]

·  ادعای مشاهده شکاف کره ماه در پژوهشهای ناسا

به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ چندی است که ویدئویی با عنوان اثبات معجزه شق القمر پیامبر اکرم (ص) به دست دانشمندان ناسا توسط کاربران در فضای مجازی در حال دست به دست شدن است. ویدئویی که طی آن با استناد به تصاویر دریافتی از مرکز ناسا در خصوص کمربندی که دور تادور ماه را فرا گرفته تلاش شده تا دلیلی علمی برای این معجزه منتسب به پیامبر آورده شود.

عکس هایی که در مأموریت آپولو توسط ریما آریادوس گرفته شده نشان دهنده شکافی در سطح ماه بود. زغلول النجار کتابی را در سال ۲۰۰۴ منتشر کرد و یکی از این عکس ها را بازتولید کرده است. این ادعا در سال های بعد توسط برخی دانشمندان ناسا تکذیب شد.

 اجماع بر وقوع شق القمر

بر وقوع انشقاق قمر ادعای اجماع شده است چنان که شیخ طوسی گفته است: مسلمانان اجماع دارند شقّ القمر واقع شده و مخالفت کسی که بعداً مخالفت کرده، چون بر خلاف قاعده است، به حساب نمی آید، زیرا قول وقوع شقّ القمر بین صحابه مشهورتر است و هیچ کس منکر آن نشده، و همین دلالت بر صحت آن می کند. [لفتوحات الالهیة، العجیلی، ج۴، ص۲۴۱، سلیمان بن عمر، ۱۲۰۴ق، دار احیاءالتراث العربی، بیروت. الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج۱۸، ص۱۲۷، محمد بن احمد، ۶۷۱ق، انتشارات ناصرخسرو، تهران، ۱۳۶۴. ]

التبیان فی تفسیر القرآن، طوسی، ج۹، ص۴۴۳، شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن، ۴۶۰ق، با مقدمه شیخ آغا بزرگ تهرانی و تحقیق احمد قصیر عاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

 سندیت حدیث

بسیاری از علما نسبت به این حادث ادعای اجماع (اجماع یعنی اتفاق نظر علما در حدی که کشف از نظر معصوم (علیه السّلام) نماید) [طبرسی، فضل بن حسن، تحقیق لجنة من العلماء و المحققین الاحصایین، ص۳۱۰.

یا تواتر (تواتر در روایات یعنی روایات در حدی باشد که احتمال تبانی بر کذب یا خطا و لغزش منتفی باشد. از جمله کسانی که مدعی تواتر است: سید شریف در شرح المواقف و ابن السبکی در شرح المختصر به نقل از کتاب زیر است: الآلوسی، سید محمود، تفسیر روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ) [الآلوسی، سید محمود، تفسیر روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، مصحح محمد احمد الامد و عمرعبد السلام السلامی، ج۲۷، ص۱۰۵.

روایات و یا حداقل استناضه (خبر مستفیض یک قسم از خبر واحد است که تعداد آن از سه نفر به بالا باشد و کمتر از حد تواتر باشد. علامه طباطبایی مدعی استفاضه این خبر است. ) [طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۶۰.

نموده اند. زمان وقوع آن هم مسلما قبل از هجرت و در مکه بوده است هر چند نسبت به اینکه در ابتدای رسالت بوده یا نزدیک هجرت اختلاف است. [ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۱۸.

این حدیث با اندکی اختلاف، در کتب مختلف شیعه و سنی آمده است. در کتاب های شیعه، با اسناد مختلف در امالی شیخ طوسی [طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص۳۴۱.

رحمة الله علیه، تفسیر قمی رحمة الله علیه، [ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تصحیح سید طیب موسوی جزایری، ج۲، ص۳۴۱.

تفسیر تبیان [ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مصحح احمد حبیب قصیر العاملی، ج۹، ص۴۴۳.

و تفسیر کبیر منهج الصادقین [ کاشانی، فتح الله، تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، پاورقی میرزا ابوالحسن شعرانی، ج۹، ص۹۸.

و. . . و در کتب اهل سنت با اسناد مختلف در تفسیر در المنثور، [سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، مصصح شیخ نجدت نجیب، ج۷، ص۵۱۰.

تفسیر کشاف، [الزمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل، ج۴، ص۴۳۱.

تفسیر طبری، [الطبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۲، ص۱۰۴.

و. . . مطرح شده   وضعیت سندی روایات

از سند روایات تعبیر به تواتر شده است - تعبیرهای دیگری نیز درباره سند روایات وجود دارد: - شهرتش بی نیاز از نقلش کرده [الخرائج والجرائح، قطب الدین راوندی، ج۱، ص۳۱، ابوالحسن یا ابوالحسین سعید بن عبداللّه، ۵۷۳ق، تحقیق ابطحی، مؤسسه امام مهدی (عج)، قم، ۱۴۰۹ق. - البدایة والنهایة، ابن کثیر دمشقی، ج۶، ص۸۵، ابوالفداء اسماعیل بن عمرو، ۷۷۴ق، مکتبة المعارف، بیروت.

قصه اش معروف است [کشف الغمة، إربلی، ج۱، ص۲۸، علی بن عیسی، ۶۹۳ق، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات مکتبة بنی هاشمی، تبریز، ۱۳۸۱هجری.

همانا این حدیث را جماعت کثیری از صحابه روایت کرده اند و امثال صحابه، تابعین از آن ها نقل کرده اند، سپس آن را همه از آنان نقل کرده اند تا به دست ما رسیده و به وسیله آیه کریمه تأیید شده است [ المواهب اللدنیّة بالمنح المحمدیة، احمد بن محمد، ج۲، ص۵۲۲، ۹۲۳ق، تحقیق صالح احمد الشامی، المکتب الاسلامی، بیروت، ۱۴۱۲ق.

نزدیک است که متواتر) معنوی (گردد اگرچه تواتر لفظی نباشد [شرح الشفاء، قاضی عیاض، ج۱، ص۵۸۷، ۵۴۴ق، شرح ملاعلی القاری، مؤسسه دارالعلوم لخدمة الکتاب الاسلامی، دمشق.

نقلی مستفیض دارد که نزد کسی که از طرق آن اطلاع دارد، مفید قطع است [فتح الباری شرح صحیح البخاری، ابن حجر عسقلانی، ج۶، ص۵۹۲، أحمد بن علی ابوالفضل، ۸۵۲ق، دارالمعرفة، بیروت ۱۳۷۹.

روایاتش مستفیضه اند و اهل حدیث و مفسرین بر قبول شان اتفاق دارند همان طور که گفته شده، . . . آن روایت ها را محدثین و علمای شیعه بدون هیچ توقفی، به تحقیق پذیرفته اند. . . روایات مستفیض زیادی که شیعه و سنی آن ها را نقل کرده اند و محدّثین قبول کرده اند. . . این معجزه از معجزاتی است که مسلمانان آن را بدون تشکیک در آن پذیرفته اند. [میزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، ج۱۹، ص۵۵، سید محمدحسین، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم۱۴۱۷ق.

المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، ج۱۹، ص۵۹، سید محمدحسین، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم۱۴۱۷ق.

 المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، ج۱۹، ص۶۰، سید محمدحسین، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم۱۴۱۷ق.

بنابراین، سخن برخی که آن را خبر واحد دانسته اند [تفسیر الکاشف، مغنیه، ج۷، ص۱۸۹، محمد جواد، ۱۴۰۰ق، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۲۴ق.

 تفسیر المراغی، مراغی، ج۹، ص۷۶، احمد بن مصطفی، ۱۳۷۱ق، داراحیاء التراث العربی، بیروت. ]

بی اساس است گرچه برخی از آن ها وقوع شق القمر را قبول دارند. [لفتوحات الالهیة، العجیلی، ج۴، ص۲۴۱، سلیمان بن عمر، ۱۲۰۴ق، دار احیاءالتراث العربی، بیروت. الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج۱۸، ص۱۲۷، محمد بن احمد، ۶۷۱ق، انتشارات ناصرخسرو، تهران، ۱۳۶۴.

 نظر مفسرین

علمای تفسیر هم دو آیۀ اول سوره قمر یعنی:

«وانشق القمر وان یروا آیة یعرضوا ویقولوا سحر مستمر» (قمر/۱و۲) [قمر/سوره۵۴، آیه۱. قمر/سوره۵۴، آیه۲.

« قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت و هرگاه نشانه و معجزه ای را ببینند، روی گردانده و می گوید: این جادویی مستمر است» را ناظر به این واقعه عظیم دانسته اند.

  درخواست کنندگان معجزه

درخواست انشقاق قمر نیز توسط مشرکان؛ اصحاب عقبه، [تفسیر علی بن ابراهیم القمی، قمی، ج۲، ص۳۴۱، ابوالحسن علی بن ابراهیم بن هاشم، ق۳، مؤسسه دار الکتاب، قم، ۱۴۰۴ق.

دانشمندان یهود، [دلائل النبوة، ابونعیم الاصبهانی، احمد بن عبداللّه، ۴۳۰ق، ج۱، ص۲۴۵، ح۲۰۵، دارالوعی، حلب.

حمزة بن عبدالمطلب، عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم [لنکت والعیون تفسیر الماوردی، الماوردی، ج۵، ص۴۰۹، ابوالحسن علی بن محمد بن حبیب، ۴۵۰ق، تعلیق السید بن عبد المقصود بن عبدالرحیم، مؤسسة الکتب العلمیه، دار الکتب العلمیه، بیروت.

وابوجهل و یک یهودی [تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، کاشانی، ج۹، ص۹۳، ملافتح اللّه، کتابفروشی محمدحسن علمی، تهران، ۱۳۳۶ش.

[ تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، کاشانی، ج۹، ص۹۴، ملافتح اللّه، کتابفروشی محمدحسن علمی، تهران، ۱۳۳۶ش. دانسته شده است.

  مخالفان دلالت آیه بر شق القمر

از «حسن بصری»، «عطاء» و «بلخی» به عنوان مخالفان دلالت آیه بر وقوع شق القمر یاد شده است که گفته اند انشقاق قمر در آینده اتفاق خواهد افتاد. [ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۹، ص۳۱۰، امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن بن فضل، ۵۴۸ق، انتشارات ناصرخسرو، تهران ۱۳۷۲ش.

حسن بصری گفته است که پس از نفخه ثانیه، قمر مُنشق خواهد شد. . [النکت والعیون تفسیر الماوردی، الماوردی، ج۵، ص۴۰۹، ابوالحسن علی بن محمد بن حبیب، ۴۵۰ق، تعلیق السید بن عبد المقصود بن عبدالرحیم، مؤسسة الکتب العلمیه، دار الکتب العلمیه، بیروت.

«نظّام»، [ تأویل مختلف الحدیث، الدینوری، ج۱، ص۲۱ ۲۰، ابن قتیبه، ۲۷۶ق، درالکتاب العربی، بیروت.

[الفصول المختارة، ج۱، ص۲۰۸، علم الهدی، سید مرتضی، علی بن حسین، ۴۳۶ق یا شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، ۴۱۳ق، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ق (جلد دوم از مجموعه مصنفات شیخ مفید).

و برخی دیگر [تفسیر المراغی، مراغی، ج۹، ص۷۶، احمد بن مصطفی، ۱۳۷۱ق، داراحیاء التراث العربی، بیروت. [فسیر الکاشف، مغنیه، ج۷، ص۱۸۹، محمد جواد، ۱۴۰۰ق، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۲۴ق. ] [تفسیر المنتخب، ذیل آیه). منکر وقوع شقّ القمر شده اند.

در پاسخ گفته شده است: قیامت روزی است که حقایق در آن ظاهر می شود و برای انکار یا سحر شمردن آن مجالی نخواهد بود.

علاوه بر این، ظاهر آیه بر وقوع انشقاق در گذشته دلالت دارد چرا که با فعل ماضی «انشقَّ» بیان شده است.

مخالفان در نقد آن گفته اند: حوادثی که در آینده قطعاً اتفاق می افتد، در قرآن کریم با واژگان ماضی تعبیر می شود. .

پاسخ این است که استفاده از واژه ماضی دالّ بر گذشته در حادثه مربوط به آینده، مَجاز است و مجاز دانستن کلام هنگامی جایز می باشد که به صورت قطعی بدانیم حادثه مربوط به آینده است.

 اخبار واقعه شق القمر

اگر در قرآن کریم آیه ای درباره شق القمر وجود نداشت، اخبار و روایاتی که در کتب شیعه و اهل سنت آمده اند با توجه به کثرتشان و صحیح بودن سند برخی از آن ها به تنهایی بر وقوع شق القمر دلالت می کنند.

به اعتقاد بیشتر مفسران شیعه و اهل سنت، آیات ابتدایی سوره قمر، در مورد همین حادثه نازل شده است:

اِقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ وَإِن یرَوْاْ آیةً یعْرِضُواْ وَ یقُولُواْ سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ

 (ترجمه: نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه. و هر گاه نشانه ای ببینند روی بگردانند و گویند: «سحری دایم است. »)[ القمر۱ -۲]

گزارش های معجزهٔ شق القمر را در منابع تاریخی، روایی و تفسیری می توان یافت. در منابع تاریخی مانند البدایة و النهایة[ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶؛ ج۶، ص۸۲]، الفتن[المروزی، کتاب الفتن، ۱۴۱۴ق، ص۳۶۷]، الخرائج و الجرائح، [ الراوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۱ امتاع الاسماع مقریزیمقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۵. ] این ماجرا نقل شده است. قاضی عبدالرحمن ایجی روایات شق القمر را متواتر می داند. الایجی، المواقف، الشریف الرضی، ج۸، ص۲۵۶. ]

در منابع روایی اهل سنت، ماجرای شق القمر از شش نفر نقل شده است: انس بن مالک، [ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶؛ بخاری، صحیح البخاری، استانبول، ج۴، ص۲۴۳. ] جبیر بن مطعم، [ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۵۱۳. ] حذیفة بن یمان، [ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶. ]ابن عباس، [ابونعیم الأصبهانی، دلائل النبوة، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۸۰؛ ابن کثیر، البدایة‌ و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶]عبدالله بن عمر[ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۵۱۱؛ بخاری، صحیح البخاری، استانبول، ج۴، ص۲۴۳. ]و ابن مسعود. [حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۵۱۲؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶]

در متون روایی و تفسیری شیعه نیز دو روایت دربارهٔ شق القمر آمده است:

1.نقل شیخ طوسی در امالی[شیخ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۴۱تفسیر 2

2. - قمی[قمی، تفسیر قمی، ۱۳۶۷ش، ج۲، ص۳۴۱]

 مکان وقوع معجزه

مکان وقوع معجزه در برخی روایات، مکه مکرمه معرفی شده، گرچه روایتی از ابن مسعود می گوید «همراه با پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در منی بودیم و قمر منشق شد، آیات اول سوره قمر نیز مکی است، - فقط نقلی هست که ابن عباس آن را مدنی می دانست. .

 زمان وقوع شق القمر

بعضی روایات که به زمان حادثه اشاره دارند، آن را قبل از هجرت معرفی کرده اند، - زمان های دقیق تری هم وجود دارد: پنج سال قبل از هجرت اوّل مبعث پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) شب چهاردهم ذی الحجة آخر شب چهاردهم پس از نیمه شب.

 منابع

به علت مفصل بودن منابع و رعاییت اختصار از آوردن آن معذوریم. واز سایت ویکی شیعه - و ویکی فقه نیز استفاده شده است

یادداشت ارسالی از آیت الله امینی گلستانی