365- عرش و کرسی
32 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 عرش و کرسی

در باره عرش و کرسی در روایات و کلام علما و داتشمندان و مفسرین اظهار نظر ها و گفتارها زیاد است. و لی اینجانب مطالبی را بطور خلاصه به نظر عزیزان ارائه می دهم و تفصیل را به کتاب های مربوطه ارجاع می نمایم.

عَرش یا جایگاه الهی، مفهومی قرآنی است که بنابر اعتقاد شیعه مقصود از آن، علم، تدبیر یا حاکمیت الهی است. ولی

عرش در لغت به معنای «تخت پادشاه» یا «چیزی که دارای سقف باشد» است. [دهخدا، فرهنگ دهخدا، ۱۳۷۷ش، ج۱۰، ذیل واژه عرش. )

 واژه عرش، بیش از سی 30 بار در قرآن تکرار شده است. آیه ۱۲۹ سوره توبه به عظمت عرش الهی اشاره می کند. [ فَقُلْ حَسْبِی اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیهِ تَوَکلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ: بگو خدا مرا بس است هیچ معبودی جز او نیست بر او توکل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است). در چندین آیه، نشستن خداوند بر عرش مطرح شده[سوره اعراف، آیه ۵۴ و سوره طه، آیه ۵ و سوره یونس، آیه ۳. ). و در آیاتی دیگر، از فرشتگانی یاد شده که در اطراف عرش، مشغول تسبیح گفتن بوده[ سوره زمر، آیه ۵۷.

یا از حاملان عرش هستند. [ سوره حاقه، آیه ۱۷. ). در آیه ۷ سوره هود نیز آمده است که عرش الهی بر روی آب قرار دارد. [«وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی سِتَّةِ أَیامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ»: او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب قرار دارد. ).

 جایگاه عرش در روایات

روایات گوناگونی درباره عرش وجود دارد؛ از جمله اینکه فرشتگان مقرب الهی عرش را حمل می کنند و تمثال تمام موجودات جهان در عرش وجود دارد[ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۱۷۰. ). یا اینکه جمله «لا إله إلّا اللّه، مُحَمَّدٌ رَسول اللّه، علی أمیرالمؤمنین» خدایی جز خدای یگانه نیست، محمد (ع) فرستاده خداست و علی (ع) امیر مومنان است. بر روی عرش نوشته شده است. [ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج ۲۷، ص۱. ). پیامبر(ص) در حدیثی می گوید در سفر معراج، هنگامی که به عرش نگاه کردم، مشاهده کردم همه معصومان در طرف راست عرش قرار دارند. [ مجلس، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۶، ص۲۱۷). در بعضی از روایات نیز وارد شده که عرش، علم بی پایان پروردگار است. [بیات مختاری، «عرش خدا و تفاوت آن با کرسی»، ص۵۸.

از دیدگاه روایات، عرش بسیار با عظمت است و تمام موجودات در مقابل عرش، مانند حلقه ای در بیابانی پهناور هستند. [ رستمی و آل بویه، سیری در اسرار فرشتگان، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۸. ). همچنین فاصله بین هرکدام از ستون های عرش، به اندازه ای است که هزار سال طول می کشد تا پرنده تیز پروازی بتواند از ستونی به ستون دیگر آن برود. [ رستمی و آل بویه، ۱۳۹۳ش، سیری در اسرار فرشتگان، ص۱۹۸. ). عرش از کرسی بزرگتر است. ( بیات مختاری، «عرش خدا و تفاوت آن با کرسی»، ص۵۹. ). خداوند عرش را از نور خلق کرده است و هیچ کدام از مخلوقات نمی توانند به آن نگاه کنند. [جعفری، «معارف قرآنی دیدگاه ها در باره عرش خدا»، ص۴۱. ).

 تعریف اصطلاحی عرش

در معنای کلمه عرش، تعاریف مختلفی ارائه شده است که به مهم ترین آن ها اشاره می شود مرحوم علامه مجلسی مجموع این تعابیر را در کتاب خود با نام السماء و العالم آورده است.

 عرش به معنای فلک الافلاک

عده زیادی از فلاسفه، بر اساس هیئت بطلمیوسی که در زمان قدیم رایج بوده است، عرش را فلک نهم یا فلک الافلاک (یا همان عرش جسمانی) نامیده اند؛ توضیح این که فیلسوفان بعد از عالم مجردات در نظام خلقت، عالم جسمانی را قرار داده اند و آن را مرکب از نه فلک تو در تو می دانند که محیط و محدد همه را فلک الافلاک، فلک اقصی و فلک اطلس یا عرش نامیده-اند. [سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۱۴۳۶).

این تعریف برای عرش، به لحاظ آن که مبتنی بر وجود افلاک نه گانه و هیئت بطلمیوسی است و اکنون بطلان این نظریه بر دانشمندان نجوم معلوم شده، از اساس باطل است؛ ضمن این که عرش به این معنا، روشنگر حقیقت آن در آیات قرآنی نیست و نمی توان آیاتی که در آنها از عرش ربانی صحبت شده را توضیح داده و تفسیر کرد. [سبحانی، جعفر، مفاهیم القران، قم، موسسه الامام الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۵۸. ).

 عرش به معنای کل نظام هستی

خداوند می فرماید: ان ربکم الله الذی خلق السماوات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش. [. اعراف/سوره ۷، آیه ۵۴. یونس/سوره ۱۰، آیه ۳. رعد/سوره ۱۳، آیه ۲. فرقان/سوره ۲۵، آیه ۵۹. حدید/سوره ۵۷، آیه ۴. در این معنا عرش به معنای کل نظام هستی [آشنایی با قرآن، ج۵، ص۷۴. همچنین ر. ک: صدوق، علی بن بابویه، اعتقادات، ترجمه سید محمد علی حسنی، و تصحیح اعتقادات الامامیه، ج۱، ص۷۵.

است و استوای خداوند بر آن به عنوان استیلا و چیرگی حق بر کل نظام مخلوقات عنوان شده است. علامه طباطبایی(ره) می فرماید: «ثُمَّ اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ» کنایه است از استیلا و تسلط خداوند بر ملک خود و قیام به تدبیر امور آن، به طوری که هیچ موجود کوچک و بزرگی از قلمرو تدبیرش ساقط نمی شود، و در تحت نظامی دقیق، هر موجودی را به کمال واقعیش رسانیده حاجت هر صاحب حاجتی را می دهد، و لذا در سوره یونس آیه۳ پس از ذکر «استواء»، تدبیر خود را ذکر می کند و می فرماید: «یدَبِّرُ الْأَمْرَ». [ترجمه تفسیر المیزان، ج۸، ص۱۸۷.

همچنین در تفسیر این آیه و آیات مشابه آن، گاهی استوا به معنای تساوی و عرش به معنی کل اشیاء بیان شده است. [ شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تهران، دفتر نشر داد، ۱۳۷۳، ج۲، ص۴۴.

برخی دیگر هم چون مرحوم شبّر در تفسیر خود، عرش را به معنای جسم کل و محیط بر عالم اطلاق کرده و معنای آیه را تسلط خداوند بر این جسم کل بیان نموده اند. [ شبّر، سید عبدالله، تفسیر القران الکریم، دار البلاغه بیروت، ۱۴۱۲، ج۱، ص۱۷۵.

این تفسیر برای عرش درست نیست. آن چه در وهله اول به ذهن خواننده می رسد این است که خداوند مثل کسی است که چیرگی و تسلطی بر ملک خود نداشته و پس از خلق آن ها و تسلطش، به تدبیر امور می پردازد، در حالی که شایسته است بگوییم: چیرگی و تسلّط حق دائمی است، به دلیل آن که قدرت او که ما فوق قدرت همه ممکنات است، دائمی بوده و صفتی است که ذاتی اوست؛ پس تسلط او همیشگی و مربوط به زمان خاصی نمی شود. اگر استوا را به معنای چیرگی بگوییم با لفظ ثمّ به معنای سپس، همین معنایی که گفته شد به ذهن خطور می کند. یعنی تسلّط خداوند بعد از یک دوره ای ظاهر می شود. [قبادیانی، ناصر خسرو، جامع الحکمتین، کتابخانه طهوری، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۵.

هم چنین تفسیر عرش به معنای جسم کل و استوی، به معنای تسلط بر آن نیز، ثابت کننده همین نقص و محدودیت برای قدرت خداوند است.

 عرش به معنای محل صدور اوامر الهی

در این معنا، عرش محل صدور فرامین و اوامر الهی و ملائکه گرد آمده حول آن، اجراکننده این اوامر هستند. علامه طباطبایی(ره) ذیل آیه ۷۵ سوره زمر می فرماید: «کلمه عرش عبارت است از آن مقامی که فرامین و اوامر الهی از آن مقام صادر می شود، فرامینی که با آن امر عالم را تدبیر می کند. و ملائکه مجریان مشیت الهی و عاملان به اوامر او هستند. و دیدن ملائکه به این حال کنایه است از این که بعد از درهم پیچیده شدن آسمان ها، ملائکه را به این صورت و حال می بینی. و معنای آیه این است که: تو در آن روز ملائکه را می بینی در حالی که گرداگرد عرشند و پیرامون آن طواف می کنند، تا اوامر صادره را اجرا کنند، و نیز می بینی که سرگرم تسبیح خدا با حمد اویند. » [ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۴۵۳.

هم چنین در برخی تفاسیر، عرش به معنای جایگاه فرشتگان، و ملائکه مستقر در آن آماده برای اجرای اوامر حق تعالی هستند. [قرائتی، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳، ج۱۰، ص۲۰۶.

اشکال موجود در این معنا، آن است که برای عرش یک معنای کنایی بیان شده، در حالی که بنا به نص آیات قرآن، عرش دارای یک معنای حقیقی است. ضمن آن که نشان می دهد در تفسیر مفسران (از آن جمله علامه طباطبایی) وحدت معنایی مراعات نشده است. [ سبحانی، جعفر، مفاهیم القران، ج۶، ص۲۵۹.

 عرش به معنای احاطه پروردگار

حق تعالی در قرآن می فرماید: و کان عرشه علی الماء [هود/سوره ۱۱، آیه ۷.

. تفسیر این آیه در میان مفسران مختلف است. برخی عرش را احاطه پروردگار و ماء را ماء وجود، [طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸، ج۷، ص۱۲.

برخی دیگر عرش را مقام مالکیت خداوند و ماء را عبارت از همین آب حیات دانسته اند. [ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۲۲۴.

اما گروهی دیگر از مفسرین نیز عرش را به معنای قدرت و مالکیت، و ماء را مواد مذابی نامیده اند که آفرینش آسمان و زمین از آن بوده است و برای استناد کلام خود به آیه ۳۰ سوره انبیاء اشاره کرده اند. [ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج۶، ص۲۹۵.

برای توضیح بیشتر به عنوان تشبیه معقول به محسوس، وقتی می گوییم: فلانی بر تخت نشست، منظورمان آن است که حکومت و پادشاهی را به دست گرفت؛ به همین ترتیب در مورد خداوند وقتی می گوییم مستوی بر عرش شد، یعنی حکومت و تدبیر عالم را به دست گرفته و بر همه قدرت یافت.

بر اساس این تعریف، (همانطور که پیش از این گفته شد) برای عرش واقعیتی جز یک معنای کنایی نیست که همان سلطه بر عالم و استیلا و غلبه بر وجود است و به عبارت دیگر این نظریه مبتنی بر این امر است که عرش امری اعتباری و استیلا امری حقیقی باشد که در این صورت با آیاتی از قرآن که می فرماید: برای عرش حمله ای است [ غافر/سوره ۴۰، آیه ۷.

یا صفت عظیم را برای عرش معرفی می کند [ مومنون/سوره ۲۳، آیه ۸۶.

مخالف است. [ سبحانی، جعفر، مفاهیم القران، تهران، موسسه الامام الصادق، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۲۵۹.

 عرش به معنای علم خداوند

در تعریف دیگر، عرش مرتبه علم فعلی حق بوده که حق تعالی از آن مقام، بر همه عوالم و ممکنات، احاطه علمی دارد و احکامی که از آن صادر می کند، ناشی از علم او در همین مرتبه است. موید این قول روایاتی است که از ائمه معصوم وارد شده، از آن جمله از عبدالله بن سنان در تفسیر قول خداوند که می فرماید: وسع کرسیه السموات و الارض از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: آسمانها و زمین و آنچه مابین آنهاست در کرسی است و اما عرش علمی است که احدی اندازه و مقدار آن را نمی داند. [ حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمه فی اصول الائمه، موسسه معرف اسلامی امام رضا، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۲۸.

با تطبیق با آیات قرآن این معنا برای عرش درست درنمی آید، هر چند که می توان علم را یکی از مصادیق عرش به حساب آورد.

 عرش به معنای هر یک از صفات الهی

علامه مجلسی یکی از معانی عرش را، اطلاق آن بر هر یک از صفات کمال و جلال خداوند می داند و می فرماید: «هر یک از صفات، محل ظهور عظمت و جلال حق تعالی بوده و خداوند به واسطه آنها بر خلق خود به اندازه قابلیت و ظرفیتشان تجلی می کند. پس او صاحب عرش علم، عرش قدرت، عرش رحمانیت، عرش رحیمیت، عرش وحدانیت و عرش تنزه و. . . است چنان که در تفسیر آیه «الرحمن علی العرش استوی» آمده، معنی استوی آن است که هیچ چیزی از چیز دیگر به او نزدیکتر نیست. [ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۱۲۸.

(همه پیش او یکسان حاضرند) و مراد از عرش، عرش رحمانیت است. » [ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق، ج۵۵، ص۳۷.

مرحوم محی الدین عربی(ره) اسم الرحمن را عرش ذات دانسته، و قلب انسان کامل را عرش الرحمن معرفی می کند. [ ↑ ر. ک: عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ۴جلدی، بیروت، دارالصادر، ج۱، ص ۲۱۵.

پس به این تعبیر عرش محل تجلی و استیلای اسم الرحمن است. [ قونوی، صدرالدین، النفحات الالهیه، ترجمه محمد خواجوی، انتشارات مولی، ۱۳۷۵ش، چاپ اول، ص۱۶۱.

مؤید این قول حدیثی است از امام رضا(ع) که فرمود: عرش، الله نیست؛ بلکه اسم علم و قدرت است و عرش همه چیز و هر چیزی در عرش می باشد. [بحارالانوار، ج۵۸، ص۱۴

به این معنا که عرش مظهر دو اسم علم و قدرت است؛ یعنی عرش علم و عرش قدرت و به طور کلی عرش همه چیز است؛ زیرا هر شی ای در عالم، مظهر اسمی از اسماء الله است؛ پس هر یک از اشیاء، مظاهر و مصادیق عرشند.

این کلام اگر چه سخن نیکویی است، اما به مظاهر و مصادیق عرش نزدیکتر است تا خود عرش. آن چه از آیات قرآن فهمیده می شود، آن است که عرش یک حقیقت واحد است، هر چند ممکن است مصادیق بسیار داشته باشد.

 عرش به معنای قلب انسان مؤمن

برخی از حکمای متأله و عرفای بزرگ( مرحوم دوانی نفس انسان کامل را عرش الرحمن معرفی می کند که در معنا تفاوتی با قول عرفا مبنی بر اینکه عرش، قلب انسان کامل است، ندارد. ) [ دوانی، محمد بن اسعد (معروف به محقق دوانی)، رساله الزوراء، مکتبه الامام امیر المومنین، بی تا، ص ۸۹، ص۸۹؛

، مانند مرحوم محی الدین عربی(ره)، قلب انسان کامل را، عرش الرحمن معرفی می کنند. [ عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ۴جلدی، بیروت، دارالصادر، ج۱، ص ۲۱۵.

او می گوید: حدیث قدسی است که خداوند فرمود: ما وسعنی ارضی و لا سمائی و وسعنی قلب عبدی المؤمن. آسمان و زمینم گنجایش مرا ندارند ولی قلب بنده مومنم گنجایش مرا دارد. [عربی، محی الدین، الفتوحات المکیه، ۴جلدی، بیروت، دارالصادر، ج۱، ص۲۱۶

(به این معنا که قلب بنده مومن، گنجایش و ظرفیت پذیرش همه اسماء را دارد. )

مرحوم صدرالمتالهین در بیان حقیقت عرش در کتاب اسرار الآیات می گوید: برخی از ارباب قلوب می گویند: عرش، قلب انسان کامل و کرسی، سینه اوست و این صحیح ترین و محکم ترین اقوال در باب عرش و کرسی است. [ شیرازی، صدرالدین، اسرار الایات، انجمن حکمت و فلسفه، ۱۳۶۰ش، ص 118

این معنا نزدیک ترین معنا به حقیقت عرش الهی و مورد قبول جمیع محققان عرفا بوده و تاکنون بر آن اشکالی وارد نشده است. انسان کامل، واسطه در نزول فیض و تجلی الهی به مخلوقات [جامی، عبدالرحمن، نقد النصوص فی شرح فصوص الحکم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۰ش، چاپ دوم، ص۶۳.

، و قلب او مظهر جمیع اسماء و صفات الهی است. [حسن زاده آملی، حسن، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۴۲. ↑ پارسا، محمد، شرح فصوص الحکم، تصحیح دکتر جلیل مسگر نژاد، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، ۱۳۶۶ش، ص۳۳

و به فرموده حضرت امام خمینی(ره) هیچ موجودی آینه جمال محبوب نیست مگر قلب مومن. متصرف در قلب مومن فقط حق است نه نفس. قلب مومن خودسر و هرزه نیست دست حق در مملکت قلب او متصرف است تقلیب و تقلب او با خود حق تعالی است. [خمینی، سید روح الله، شرح چهل حدیث، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ش، ص۴۵.

 مراد از عرش و کرسی در قرآن چیست؟

 انسان چون از نطفه تا رسیدن به کمال عقل دارای مراحل و منازل بسیار است و در هر موطنی که قرار می گیرد واجد کمالات و قابل عطیات بعدی می گردد و از طرف دیگر موجودات مادی صرف یا عقول مجرده این کثرت در منازل را ندارند و فقط انسان است که از عقل هیولانی به عقل مستفاد رسیده و لیاقت همنشینی با رب الارباب را دارد، از این رو قلب مومن را عرش الله یا عرش الرحمن گفته اند. [ ممد الهمم، ص ۱۰۸.

نظریه معاصران مانند علامه طباطبایی و نظریه صحیح است. طبق این دیدگاه، کرسی در عین این که کنایه است، اما وجود حقیقی دارد و مرتبه ای از مراتب وجود است و مراد، آن مقام ربوبی است که تمامی موجودات آسمان ها و زمین قائم به آن هستند. پس کرسی مرتبه ای از مراتب علم خداست که تمام عالم قائم بدان است و همه چیز در آن محفوظ و نوشته شده است. بنابر این، عرش و کرسی در حقیقت، امر واحدی هستند که به حسب اجمال و تفصیل دارای دو مرتبه اند و اختلافشان در حقیقت، رتبی است و هر دو از حقایق وجودی هستند، ولی نه آن طور که عده ای پنداشته اند که تختی است و خداوند را بر آن حمل می کنند. روایات موجود از ائمه(ع) در این زمینه نیز سند محکمی است بر صحّت همین قول که به چند نمونه از این روایات اشاره می کنیم.

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) ضمن جواب هایی که به جاثلیق دارد می فرماید: «ملائکه، عرش خدا را حمل می کنند، و عرش خدا آن طور که تو می پنداری مانند تخت نیست، بلکه چیزی است محدود و مخلوق و مدبر به تدبیر خدا، و خداوند مالک او است، نه این که روی آن بنشیند». [. شیخ صدوق، التوحید، ص 316، انتشارات جامعه مدرسین، 1375ش.

روایت دیگری از علی(علیه السلام) نقل شده است که در آن مراد از کرسی، علم الهی است که به تمام آسمان ها و زمین و آنچه در زیر زمین است محیط است. [ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 130، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.

حنان بن سدیر نقل می کند که از حضرت صادق(علیه السلام ) معنای عرش و کرسی را پرسیدم، فرمود: «عرش، صفات کثیر و مختلفی دارد؛ در هر جای قرآن به هر مناسبتی که اسم عرش برده شده صفات مربوط به همان جهت ذکر شده است»[ [ التوحید، باب العرش و صفاته، ص 322- ). که عرش در این روایت در معانی ملک و مشیت و اراده و علم به کار رفته است، و از عرش و کرسی به عنوان دو در مقرون به هم نام برده شده که علم عرش، نهان تر از علم کرسی است.

در معانی الأخبار از حفض بن غیاث روایت آورده است که گفت: من از امام صادق (علیه السلام) از قول خدای عز و جل پرسیدم که می فرماید: "وسع کرسیه السموات و الار ( سوره بقره آیه 255 ) " امام فرمود: منظور از کرسی علم خداوند است ( معانی الاخبار ص 30

عرش در ادیان دیگر

در ادیان دیگر نیز عرش الهی مطرح شده است؛ گاهی آسمان را عرش پروردگار دانسته و ذکر شده که به آسمان قسم نخورید، زیرا آسمان همان عرش خداست. گاهی از آن به تختی یاد شده که چرخ هایی دارد و خداوند بر آن نشسته و عرش و چرخ های آن نیز از آتش ملتهب شده اند. در کتاب پادشاهان از تورات نیز از فرشتگانی یاد شده که در سمت راست و چپ بر سریر(عرش) الهی نشسته اند. همچنین ملائکه سرافین نیز در اطراف تخت پروردگار به تسبیح پروردگار مشغول هستند.

 منابع

از آیات و روایات زیاد که درمتن اشاره شد و از سایتهای ویکی شیعه - ویکی فقه - سایت پژوهه - ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد - اسلام کوئیست نت و حوزه - و یره.

یادداشت ارسالی از آیت الله امینی گلستانی