355 - خدا به فرشتگان گفت به آدم سجده کنید شیطان که فرشته نبود
45 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                                            خدا به فرشتگان گفت به آدم سجده کنید شیطان که فرشته نبود

درهمه این نوع اشکالها به خاطر بسپاریم - وقتی که ما خدا را غادل و رئوف و رحیم ودود می دانیم و یقین داریم که خداوند هیچگاه  کوچکترین ظلم و ستم در باره  کسی روا نمی دارد - روی این اصل  شیطان مشمول این خطاب بود که او را به محاکمه کشید و مجازات نمود .

و به تصریح قرآن کریم،که می فرمابد: وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِن...»؛ به یاد آرید زمانى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید!» آنها همگى سجده کردند جز ابلیس که از جن بود، کهف، 50.    شیطان از جن بود که به مقام فرشتگان رسیده بود، نه آن‌که بر اثر عبادت تبدیل به فرشته شده و تغییر ماهیت داده باشد. خطاب خداوند در سجده بر آدم، با آن­که خطاب به فرشتگان بود، اما در عین حال شامل ابلیس نیز که در کنار آنان قرار داشت می­شد. این خطاب مانند آن می­ماند که منادی­ بگوید؛ ای مردم شهر مثلا (تهرانی­ها، قمی­ها یا مشهدیها .) شهر را به دلیل وقوع سیل یا زلزله ترک کنید. بدیهی است که این خطاب هم شامل مردم شهر و هم مسافرانی که در آن هستند می­شود. علاوه بر این، خود شیطان نیز به این خطاب اعتراض نکرده بود و نگفت که من از فرشتگان نیستم و این خطاب شامل من نمی‌شود، بلکه آن را پذیرفت، اما خود را برتر انسان دانست و این برتری طلبی‌اش مانع از سجده وی بر انسان شد. اما پاسخ سؤال دوم نیز در ضمن مطالب گذشته مشخص شد که نه انسان و نه هیچ موجودی دیگری تغییر ماهیت نمی‌دهد، تا تبدیل به فرشته شود، ولی انسان در اثر عبادت و اطاعت خداوند، نه تنها به مقام فرشتگان می‌رسد که برتر از آنها خواهد شد.

پس محور و علت اساسی طرح این سؤال، جریان خلقت حضرت آدم(ع) می باشد. وقتی خداوند اراده فرمود که انسان را بیافریند، فرشتگان در نهایت ادب و احترام و به قصد پرسش و استفهام، از خداوند پرسیدند که: آیا ما برای تسبیح و تقدیس تو کافی نیستیم؟! و اصولاً خلقت انسان برای چیست؟ وقتی خداوند راز خلقت انسان را برایشان بیان فرمود و به فرشتگان نوید داد که انسان خلیفه خدا، در زمین است، فرشتگان متواضعانه دعوت پروردگارشان را (مبنی بر سجده بر حضرت آدم) پذیرفته و از سر اخلاص و احترام، بر آدم سجده کردند. در میان فرشتگان و یا بهتر بگوییم در صف فرشتگان، ابلیس قرار داشت که او نیز مدت طولانی، عبادت خداوند را می کرد؛ اما در درونش رازی مکتوم و مستور بود که هیچ کس جز ذات اقدس حق تعالی بر آن آگاهی نداشت. رازی که مدت ها پنهان بود اما در جریان خلقت حضرت آدم(ع)، از آن پرده برداری شد، کفر ابلیس بود. آری او از مدت ها قبل کافر شده بود ولی استکبار و عنادش در قضیه سجده نکردن بر حضرت آدم، از این کفر پنهان، پرده برداشت.

وقتی خداوند به همه فرشتگان و ابلیس [که در میان آنها بود و عبادت می کرد] فرمان داد: بر آدم سجده کنید، همه فرشتگان اطاعت کردند غیر از ابلیس که از این فرمان سرپیچی کرده و سجده ننمود. استدلالش هم این بود که: من از آتش آفریده شده ام و او از خاک. چگونه موجود برتر بر موجود پست تر سجده کند؟

گویا ابلیس از حقیقت آدم غافل بود! گویا نمی دید که روح الهی در او دمیده شده و انسانیت انسان و ارزش و عیارش همان گوهر ملکوتی است که از ناحیه پروردگارش به او افاضه شده. آری به گمان شیطان، آتش لطیف تر از گِل بود - گرچه در این قیاس هم، دچار اشتباه شده بود، که فعلاً محل بحث ما نیست - او فقط جنبه ناسوتی و بدنی انسان را دیده و از مقام شامخ انسانیت او غافل شده بود! و این چنین بود که شیطان با دو عکس العمل مقابل دو عمل، از بهشت و درگاه عالی باری تعالی رانده شد. عکس العمل اول او، تفاخر بود نسبت به عمل آفرینش انسان و عکس العمل دومش، استکبار و در نهایت، سرپیچی بود، نسبت به خداوند و دستور الهی.

بدیهی است که فرشتگان، موجوداتی هستند که خداوند در موردشان بهترین توصیف را در قرآن مجید آورده است. آن جا که می فرماید: «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون، لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُون»[ انبیا، 26 - 27). در نهاد فرشتگان هرگز خلاف حق، چیزی نبوده و همیشه و در همه حال مشغول عبادت و اطاعت پروردگارشان هستند. موجوداتی هستند معصوم. خود و ضمیر پاکشان را هرگز به گناه آلوده نمی کنند. مهم تر از همه؛ اطاعت و انقیادشان در برابر پروردگارشان است. اظهار عجزشان در برابر آنچه نمی دانند و عدم تفاخر و استکبار در برابر آنچه می دانند؛ زیرا یقین دارند که داشته هایشان نیز از سوی ذات ربوبی حق تعالی است و اگر لحظه ای اراده اش بر ندانستن چیزی تعلق بگیرد، آنچه می دانند نیز تبدیل به نادانی خواهد شد.

آری مهم ترین تفاوت فرشتگان و شیطان در جریان خلقت و سجده بر آدم(ع) هویدا می شود؛ زیرا فرشتگان با جان و دل دریافتند که علم اسماء را نمی دانند؛ یعنی فهمیدند که چیزهایی را نفهمیده اند. اما شیطان با عناد و استکباری که داشت می اندیشید همه چیز را می داند و هرگز نفهمید که سجده بر آدم به جهت علومی است که از سوی خدا بر حضرت آدم(ع) افاضه شده و ذهن تاریک او را هیچ راهی بر یافتن آن علوم نیست! یعنی کبر و غرورش مانع از فهمیدن او شد و سرانجام مانع از سجده کردنش! زیرا ابای او از سجده نیز، ابای استکباری بود نه این که طاقت یا توان سجده را نداشته باشد!

                                                                  چرا با وجود این که شیطان در جوار الهی بود، از دستور خدا سرپیجی نمود؟

 دو پاسخ (نقضی و حلی) برای این پرسش بیان می شود:

پاسخ نقضی: اگر فرشته ای (که معصوم است) از شما بپرسد: چرا این انسانی که خداوند در مورد او می فرماید: از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) در او دمیدم و. . . از دستور خدا سر باز می زنید و نافرمانی او می کنید؟ در این جا چه پاسخی برای او می توانید بدهید. همان پاسخ پرسش شماست.

پاسخ حلی: بین دانستن و عمل کردن تفاوت زیادی وجود دارد. این طور نیست اگر کسی به چیزی علم دارد به دنبال آن عمل هم باشد! انسان می تواند به خیلی از مسائل علم داشته باشد، ولی به علت عدم اعتقاد یا اهمیت ندادن، یا به جهت پیروی از هوای نفس و. . . مخالف علمش عمل کند.

                                                                                               توبه شیطان

از آیات و روایات بسیاری برمی آید که اگر کسی با هر گناهی در حال اختیار توبه نماید و گذشته اش را جبران نماید خداوند توبه او را می پذیرد، بی گمان این شامل ابلیس و ذریه او نیز خواهد شد، برخی از روایات از توبه ابلیس در زمان حضرت نوح (ع) خبر می دهند که نوح به خداوند عرض کرد: پروردگارا! اگر ابلیس توبه کند توبه اش قبول می شود؟ خطاب رسید: اگر به قبر آدم سجده کند توبه اش را می پذیریم هنگامی که نوح (ع) این موضوع را به ابلیس خبر داد. ابلیس گفت: تا آدم زنده بود من بر او سجده نکردم. آیا اکنون که مرده است به او سجده کنم؟ [ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 60، ص 281، ح 170، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ه ق.

 اما همان طور که گفتیم: باید شرایط توبه محقق باشد؛ یعنی اولاً: توبه واقعی باشد، ثانیاً: حقوقی را که در گذشته (اعم از حق الله و حقوق غیر خدا) تضییع نموده جبران نماید.

قابل ذکر است که بعضی از افراد به خاطر گناهان زیاد توفیق توبه را از دست می دهند، شاید بتوان گفت: غرور و تکبر شیطان هرگز راه بازگشتی برای او نگذاشته است، اما با توجه به رحمت واسعه الاهی هرگز نباید از رحمت الاهی ناامید شد.

خداوند در قرآن خطاب به پیامبرش می فرماید: بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. [زمر، 53-

 با توجه به هزاران سال عبادت شیطان؛ آیا استحقاق نداشت که خداوند او را یاری کند؟

 به فرموده قرآن کریم آیه 50 سوره کهف یا آیه 31 سوره حجر - شیطان از طایفه جن است و آنها نیز همچون انسان ها مکلف اند.

و به فرمایش امام علی(ع): «شیطان شش هزار سال عبادت کرد که معلوم نیست به شمار سال های دنیایی است یا اخروی [که هر روز آن خود هزار سال است]». بزرگ ترین لطف و عنایت در باب ابلیس این بود که اولاً توفیق عبادت حضرت حق را یافته بود و ثانیاً به علت کثرت عبادت در زمره فرشتگان به حساب می آمد و بهترین استحقاق یاری درباره وی همان همنشینی با فرشتگان و درک صفا و پاکی و طهارت آنها بعد و یکی از قوانین نظام هستی این است که هر چه معرفت بیشتر و درجه مکلف راقی تر باشد، در صورت بروز خطا و اشتباه، شدت عقاب افزون تر است!

از این رو؛ بعد از اتمام حجت درباره شیطان و استکبار وی در مورد بحث به آدم خطاب های شدید حضرت حق نشان از شدت عقوبت و سقوط درجه شیطان دارد.

                                                     کسانی که  قائلند شیطان از ملائکه نبوده بلکه از جنیان است، ادله متعددی اقامه کرده اند:

1- شیطان کافر است در حالی که ملائکه معصوم هستند: «عَلَیها مَلائِکةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ»؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا می نمایند!(تحریم، 6

. 2- ملائکه ذریه و زاد و ولد ندارند در حالی که شیطان ذریه و فرزند دارد: «أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونی وَ هُمْ لَکمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً»؛ آیا (با این حال، ) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا، ) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران!(کهف، 50.

3- روایات به صراحت، شیطان را از جنیان دانسته اند و از جنس ملائکه بودن ابلیس را باطل دانسته اند: در روایتی از امام رضا (علیه السلام) در این زمینه آمده: فرشتگان همگی معصوم و از کفر و زشتیها به لطف پروردگار، محفوظ هستند. راوی حدیث می گوید: به امام عرض کردم مگر ابلیس فرشته نبود؟ حضرت فرمودند: نه، او از جن بود، آیا سخن خدا را نشنیده اید که می فرماید: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ». (عیون أخبار الرضا علیه السلام، نرم افزار جامع الاحادیث نور، ج 1، ص 269-

در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام) نقل شده فرمودند: ابلیس از جن بود، ولی همراه فرشتگان بود، آن چنان که آن ها فکر می کردند از جنس آنان است (بخاطر عبادت و قربش نسبت به پروردگار) ولی خدا می دانست از آن ها نیست، هنگامی که فرمان سجود صادر شد آن چه می دانیم تحقق یافت (پرده ها کنار رفت و ماهیت ابلیس آشکار گردید). (الکافی، نرم افزار جامع الاحادیث نور، ج 2، ص 308، ح 6؛ تفسیر نورالثقلین، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج 3، ص 267؛ البرهان فی تفسیر القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج 3، ص 643

بنابر این؛ ابلیس در گروه ملائکه بوده است ولی از جنس آن ها نبوده ( آنگونه که گروهی معتقدند شیطان  در اثر عبادت تبدیل به فرشته شده بود) بلکه از گروه جنیان است در  میان فرشتگان  و جمع آنها  بود که مورد خطاب قرار گرفت . . 

                                                                                                  منابع

                         آدرس مدارک را دربالا آوردیم و از سایت های - اسلام کوئیست نت - مرکز پاسخگوئی و سائر. منابع استفاده گردید. .