350 - سکینه بنت الحسین علیهما السلام ( 2 )
91 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

سکینه بنت الحسین علیهما السلام   شماره 2

لطفا شماره 203 که شماره 1 است هم مطالعه نماتید.

در باره حضرت سکینه علیها سلام : نوشته ها و گفته های زیاد وجود دارد وگفتارها و جریان های تاریخی در باره این بانو و خطبه هایش فراوان است . که ما مختصری از آنها را در اینجا بصورت متفرق . می آوریم .

درباره او ميان مورخين اختلاف است. برخى از ايشان مى‌گويند فاطمه صغرى‌ دختر امام حسين (علیه‌السلام) در هنگام شهادت آن حضرت در مدینه بود و خبر شهادت پدر بزرگوار خويش را از پرنده‌اى شنيد كه بال و پرش را به خون حسين(علیه‌السلام) آغشته كرده و روى ديوار خانه شان در مدينه نشسته بود. فاطمه ناراحت شد و شروع كرد به گريه كردن و اشعارى را خواند كه اول بيت آن، اين است: نَعَبَ الْغُرابُ فَقُلْتُ: مَنْ تَنْعاهُ وَيْلَكَ يا غُرابُ ....

از طرفى در منابع معتبر و متقدم چنين آمد كه يكى از

فرزندان امام حسین(علیه‌السلام)

فاطمه است و ديگر عنوانى به نام فاطمه صغرى‌ ديده نشد. شايد آوردن قيد صغرى به خاطر حضور فاطمه بنت علی(علیه‌السلام) در كربلا و جمع اسيران بود، نه اينكه امام حسين دو فاطمه داشته يكى صغرى و ديگرى كبرى؛ كه چنين نيست.

پس آن چه مسلم است اين كه يک دختر از امام حسين به نام فاطمه در كربلا حضور داشته و جزء اسيران بوده است. بسيارى از منابع تحت عنوان فاطمه بنت الحسین از ايشان نام برده‌اند و برخى تحت عنوان فاطمه صغرى، اما درباره حضور فاطمه صغرى در مدینه مدرک معتبر و مهمى جز ناسخ ندارد.] کلاغ خبر مرگ آورد. گفتم: خبر مرگ چه كسى را آوردى؟ گفت: حسين (علیه‌السلام) در كربلا شهید شده‌ا ست.
در مقابل، برخى مى‌گويند دخترى از امام حسين (علیه‌السلام) به نام فاطمه صغرى در كربلا حضور داشته است .


حضرت سكينه، دختر ابى عبدالله الحسين (علیهما السلام) و رباب ، دختر امرء القيس است. نام اصلى وى ، " آمنه" يا " اميمه" بود و مادرش رباب او را به " سكينه" ملقّب ساخت..
او که خواهر على اصغر (علیه السلام) بود ، در کربلا حضور داشت و در عاشورا حدودا ده یا سیزده ساله بود. وى محضر سه امام (پدرش امام حسین، برادرش امام سجاد و برادرزاده‏اش امام باقر(ع) ) را درک کرد.

بنابر نظر مشهور، تاريخ‌نگارانِ معروف نام ده فرزند را براي امام حسين ـ عليه‌السّلام ـ ذكر مي‌كنند كه شش تن آنها پسر و بقيه دختر مي‌باشند. دختران حضرت ـ عليه‌السّلام ـ عبارت بودند از زينب، سكينه، فاطمه و رقيه

اکثر محدّثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین ذکر کرده اند؛ اما علّامه ابن شهر آشوب، و محمّد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب را برای آن حضرت برشمرده اند.

در میان محدّثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی  صاحب کتاب کشف الغمّه (که این کتاب را در سال 687 ه. ق تألیف کرده است )  به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه و فاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد. احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیّه بوده باشد.

علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمّدبن طلحة شافعی ودیگران از علمای اهل تسنّن و شیعه می نویسند: امام حسین دارای ده فرزند، شش پسر و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتند از: سکینه، فاطمه صغری، فاطمه کبری، و رقیّه (ع)

آنگاه در ادامه می افزاید: رقیّه (ع)پنج سال یا هفت سال داشت و در شام وفات کرد. مادرش (ام اسحاق یا شاه زنان) دختر یزدجرد بود(یعنی حضرت رقیّه خواهر تنی امام سجّاد بود). نویسنده معالی السبطین، مادر حضرت رقیه (س) را شاه زنان؛ دختر یزدگرد سوم پادشاه ایرانی، معرفی می کند که در حمله مسلمانان به ایران اسیر شده بود. وی به ازدواج امام حسین (علیه السلام) درآمد و مادر گرامی حضرت امام سجاد (ع) نیز به شمار می آید. ( حایری، محمد مهدی، معالی السبطین، قم، منشورات الرضی، 1363 ه. ش، ج2، ص214-

بسیاری از مورخان و مقتل نویسان هنگام بیان فرزندان امام حسین (ع) به دو دختر به نام های فاطمه و سکینه، اشاره نمودند  (. مفید محمد بن نعمان، الارشاد، سلسلة مؤلفات شیخ مفید، ج 2، ص 135، دارالمفید، بیروت، 1414 ه. -

با دقّت و تحقیق در کتاب های تاریخی و مقاتل می بینیم که، تاریخ نویسان شیعی و سنّی وجود دختری به نام سکینه را برای امام حسین(ع) ثبت کرده اند. شیخ مفید می نویسد: سکینه از جمله دختران امام حسین(ع) و نام مادرش «رباب» است. مفید محمد بن نعمان، الارشاد، ، ج 2، ص 37، انتشارات علمیه اسلامیه.

شیخ طبرسی نیز با ذکر این مطلب، می گوید: امام حسین(ع) وی را به عقد عبدالله بن الحسن،  برادر زاده اش  درآورد که در روز عاشورا به شهادت رسید، طبرسی، اعلام الوری، ج 1، ص 418، نشر آل البیت، مفید محمد بن نعمان، الارشاد ص 25، اربلی، کشف الغمة، ص 157-

که امام در توصیفش می فرماید:

غالب (اوقات) بر سکینه چنین است که با تمام وجود محو جمال ازلی است. ایّامش غرق در عبادت و راز و نیاز با پروردگار سپری می گردد. ( اسعاف الراغبین، در حاشیه نورالابصار، ص 202-     این تعریف، بیانگر مقام برجسته دختر امام حسین علیه السلام در راستای یقین به پروردگار متعال و گسستن از مشغولیات و دلبستگی های دنیای فانی است.

بر اساس کتاب ˈنورالعین فی مشهدالحسینˈ تالیف علامه ˈابواسحاق اسفرائینیˈ، حضرت سکینه (س) همراه با امام حسین (ع) در ماجرای کربلا و مصائب بعد از آن در کنار حضرت زینب (س) نیز حضور داشته است.     در این کتاب آمده است: ... زمانی که مسلم بن عقیل به اتقاق فرستاده کوفیان از امام حسین علیه السلام جدا و روانه کوفه شد، امام نزد خواهرش سکینه آمد و ماجرای ظلم یزید و عبیدالله بن زیاد بر مردم کوفه و عراق و دعوت آنان از خویش را با وی در میان گذارد و به وی فرمود: خواهرم برخیز و وسایل مسافرتمان را فراهم کن و ما را برای حرکت آماده ساز.
حضرت سکینه فرمودند: برادرم ما آماده سفر هستیم، اما محرم در راه است و دوست داریم که عاشورا را در بیت الله الحرام باشیم. ای برادر اجازه بده همین جا بمانیم تا مراسم حج را دریابیم و بعد از آن عاشورا را کنار کعبه درک کنیم. من مسافرتمان در ماه های حرام را به فال نیک نمی گیرم، زیرا از جدم رسول خدا شنیدم که فرمود: خون حسین در ماه حرام ریخته می شود.
امام حسین (ع ) فرمودند: خواهرم من نیز این سخن را از جدم شنیده ام، ولی گفت وگو در این مورد بی فایده است. زیرا اهل کوفه و عراق مرا به خدا و جدم سوگند داده اند که امسال به آنجا بروم و چنانچه این کار را نکنم، روز قیامت در پیشگاه خداوند از من شکایت می کنند و آن گاه من چه بگویم. اگر هم بنا باشد کشته شوم چاره ای جز تسلیم در برابر تقدیر و مشیت الهی ندارم. برخیز تا اماده سفر شویم و در همه احوال توکل بر خدا کنیم.

این بانوی با تقوا در روز عاشورا، شاهد پرپر شدن گل های بوستان محمد(ص)بود. در آن زمان که دشمن بی رحم به خیمه های زنان و کودکان حمله کرد،

در کتاب مقتل الحسین آمده است: ایشان با پسر عمویش (عبدالله بن الحسن) ازدواج کرد که در روز عاشورا، قبل از این که بین آن ها وصلتی صورت بگیرد، به شهادت رسید و هیچ بچه ای از ازدواج آن ها به دنیا نیامد. [ موسوی عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، ، ص 397، منشورات بصیرتی.

هم چنین طبرسی نقل می کند: سکینه بنت الحسین(ع)، در روز عاشورا ده ساله بوده است.

[ موسوی عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، ، ص 397، منشورات بصیرتی.

ذهبی نیز در کتاب «تاریخ الاسلام»، سکینه را دختر امام حسین(ع) می داند و فهرستی از کتاب هایی را که از سکینه  بنت الحسین(ع)  نام آورده اند، ذکر می کند [ الذهبی، تاریخ الاسلام، ج 7، ص 371- دارالکتاب العربی، بیروت، لبنان. ه حدود بیست کتاب است؛ بنابراین، کتاب های بسیاری از سکینه  دختر امام حسین(ع)  یاد کرده اند، که نام برخی از آن ها را، افزون بر آن چه در متن آمده، در پی نوشت آورده ایم! [بوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبین، ص 94، 119، 133، 167؛ البلاذری، انساب الاشراف، ج 3، ص 362- ؛ ابن حنان، الثقات، ج 4، ص 351، مؤسسة الکتب الثقافه. ؛ البخاری، التاریخ الصغیر، ج 1، ص 273، دار المعرفه، لبنان، بیروت. ؛ العصفری، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص 274، دار الفکر، بیروت. ، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج 8، ص 475، بیروت. ؛ المزنی، تهذیب الکمال، ج 6، ص 397، مؤسسة الرساله. ، ابن عامر، تاریخ المدینة، ج 2، ص 52، و ج 29، ص 69 در صفحات مختلف، دمشق دار الفکر. ؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج 4، ص 316، و ج 7، ص 107، دارالکتاب الاسلامی، القاهره. ؛ مجلسی محمد باقر، بحارالانوار، ج 45، ص 169، ص 47، بیروت. ؛ قمی شیخ عباس، منتهی الآمال، ، ج 1، ص 547، مطبوعات حسینی.

امّا درباره سنّ آن بزرگوار، سخن روشنی وجود ندارد و از مجموع اقوال مورّخان استفاده می شود که ایشان در جریان کربلا ازدواج کرده بود، یا دست کم در سنّ ازدواج بوده است.

از روایات استفاده می شود که دختر دیگر امام حسین(ع) سکینه است که در آن زمان  قبل از جریان کربلا  به سن ازدواج رسیده بود. [ مفید محمد بن نعمان، الارشاد، ، ج 2، ص 22، ترجمه، رسولی محلاتی، انتشارات علمیه اسلامیه. نک: فرزندان امام حسین(ع)

از مجموع مطالب ارائه شده چنین نتیجه گرفته می شود، یکی از دختران امام حسین (ع) (رقیه یا فاطمه) در شام کنار خرابه کنار سر مبارک پدرش امام حسین (ع) به شهادت رسید و این دختر غیر از سکینه است که سال ها بعد از شهادت پدرش زنده بوده است.

اما در مورد حضرت سکینه:

این بانوی شریف علوی در دامن مهرانگیز پدر ارجمندش حضرت امام حسین (ع)و مادر گرانمایه اش حضرت رباب (س)و عمه بزرگوارش حضرت زینب کبری(س)پرورش یافت و از راهنمایی و تربیت ناب برادرش حضرت علی بن الحسین(ع)، معروف به زین العابدین در ایام امامت آن بزرگوار، بهره های وافر یافت.

وی از زنان خردمند و دانای عصر خویش بود. علاوه بر بهره مندی کامل از حُسن جمال، از فضایل معنوی مانند تعّبد، تدین و تقوای الهی برخوردار بود و در زمینه شعر، سخنوری و فصاحت بیان از ممتازان عصر و خانه وی، همیشه مجمع ادبا، شُعرا و سخن سرایان عرب بود. ( اعلام النّساء، ج 2، ص 202)

درباره تاریخ تولدش، اطلاع دقیقی در دست نیست. امّا وی در واقعه عاشورا، دختری رشید و بالغ بود. برخی از مورخان، وی را در واقعه کربلا، بین ده تا سیزده ساله خوانده اند. بنابراین تولدش باید میان سال های 47 تا50 قمری باشد. او در مدینه و در اواخر عصر امامت حضرت امام حسن مجتبی (ع)دیده به جهان گشود. ( شام، سرزمین خاطره ها، ص 104 (

سکینه در کربلا حاضر بود و به همراه اسیران به شام رفت و بعد به مدینه برگشت و در مدینه وفات یافت (منتهی الامال، ج 1، ص 854 - سفینه البحار، ج 1، ص 638، ماده سکن - منتخب التواریخ، محمد هاشم خراسانی، ص 244).

امام حسین (ع) به تمامی فرزندانش، از جمله سکینه، عشق و علاقه داشت و آنان را به خاطر برخورداری از فضایل و کمالات نفسانی، بسیار دوست می داشت. روایت شده که آن حضرت درباره سکینه و مادرش رباب و خانه ای که آن دو در آن زندگی می کردند شعری عاطفی سرود که ترجمه اش چنین است: به جانت سوگند! من به راستی خانه ای که سکینه و مادرش رباب در آن باشند، دوست دارم. من آن دو را دوست دارم و برای آنان دارایی ام را نثار می کنم و هیچ ملامت گری نمی تواند مرا در این کار سرزنش کند. ( منتهی الآمال، ج 1، ص 463)

حضرت سکینه، دختر ابی عبدالله الحسین (ع) و حضرت رباب است. نام اصلی وی، آمنه یا امیمه بود و مادرش رباب او را به سکینه ملقّب ساخت. ( منتهی الآمال، ج 1، ص 462 و وفیات الأعیان، ج1، ص 379 (

این بانوی شریف علوی در دامن مهرانگیز پدر ارجمندش حضرت امام حسین (ع)و مادر گرانمایه اش حضرت رباب (س)و عمه بزرگوارش حضرت زینب کبری(س)پرورش یافت و از راهنمایی و تربیت ناب برادرش حضرت علی بن الحسین(ع)، معروف به زین العابدین در ایام امامت آن بزرگوار، بهره های وافر یافت.

وی از زنان خردمند و دانای عصر خویش بود. علاوه بر بهره مندی کامل از حُسن جمال، از فضایل معنوی مانند تعّبد، تدین و تقوای الهی برخوردار بود و در زمینه شعر، سخنوری و فصاحت بیان از ممتازان عصر و خانه وی، همیشه مجمع ادبا، شُعرا و سخن سرایان عرب بود. ( اعلام النّساء، ج 2، ص 202)

درباره تاریخ تولدش، اطلاع دقیقی در دست نیست. امّا وی در واقعه عاشورا، دختری رشید و بالغ بود. برخی از مورخان، وی را در واقعه کربلا، بین ده تا سیزده ساله خوانده اند. بنابراین تولدش باید میان سال های 47 تا50 قمری باشد. او در مدینه و در اواخر عصر امامت حضرت امام حسن مجتبی (ع)دیده به جهان گشود. ( شام، سرزمین خاطره ها، ص 104 (

سکینه در کربلا حاضر بود و به همراه اسیران به شام رفت و بعد به مدینه برگشت و در مدینه وفات یافت (منتهی الامال، ج 1، ص 854 - سفینه البحار، ج 1، ص 638، ماده سکن - منتخب التواریخ، محمد هاشم خراسانی، ص 244).

امام حسین (ع) به تمامی فرزندانش، از جمله سکینه، عشق و علاقه داشت و آنان را به خاطر برخورداری از فضایل و کمالات نفسانی، بسیار دوست می داشت. روایت شده که آن حضرت درباره سکینه و مادرش رباب و خانه ای که آن دو در آن زندگی می کردند شعری عاطفی سرود که ترجمه اش چنین است: به جانت سوگند! من به راستی خانه ای که سکینه و مادرش رباب در آن باشند، دوست دارم. من آن دو را دوست دارم و برای آنان دارایی ام را نثار می کنم و هیچ ملامت گری نمی تواند مرا در این کار سرزنش کند. ( منتهی الآمال، ج 1، ص 463)

آن حضرت، پس از واقعه کربلا، به مدت 57 سال زندگی کرد. در آغاز، تحت کفالت برادر بزرگوارش امام زین العابدین (ع)قرار داشت تا این که ازدواج نمود و به خانه همسرش نقل مکان کرد. این بانوی مکرمه، بین 67 تا 70 سال زندگی کرد و سرانجام در کمال شرافت و عفت دار فانی را وداع گفت.

سکینه، گوهری مستور در صدف عفّت و حیا و آراسته به اخلاق محمّدی است. وی شأنش بالاتر از مدح ستایشگران و مقامش والاتر از وصف دوستداران است؛ زیرا او در کنف حمایت بزرگانی چون پدر و برادر رشیدش امام زین العابدین و حضرت علی اکبر علیهم السلام قرار داشت و راه تعالی روح و مبارزه با نفس را از آنها فرا گرفته بود.

یکی از نویسندگان معاصر آورده است: «سکینه بانویی جلیل القدر، با نجابت و دارای مقام و منزلتی بلند است. ( اسعاف الراغبین، در حاشیه نورالابصار، ص 202-

بانو بنت الشّاطی می گوید:

«به حق که خانم سکینه به سبب اصل و نسب عالی و شرافت و منزلت بالایش، صاحب عزّت بی پایان و آشکاری است. »(. تراجم سیّدات بنت النّبوّه، ص 956-

مورّخ شهیر، غیاث الدّین میرخواند در کتاب حبیب السّیر می گوید:

«حضرت سکینه دختر امام حسین علیه السلامرا به خاطر جمال ظاهری و کمال باطنی و حسن خلق، عقیلة القریش گفته اند. »

دختر امام حسین علیه السلام از شجاعتی قابل تحسین برخوردار بود. وی در برابر ظالمان سکوت نمی کرد و به انجام تکالیف الهی همّت می گمارد. او از هیاهوی تبلیغاتی هراسی به دل راه نمی داد و با صلابت فاطمی دشمن را خوار و رسوا می نمود، با دلیل و منطق سخن می گفت و حقّانیّت خویش را به اثبات می رساند.

روزهای جمعه، خالد بن عبدالملک، بر بالای منبر می رفت و به بدگویی از علی علیه السلام می پرداخت؛ این خبر به حضرت سکینه علیها السلام رسید، وی همراه خدمتگزارانش نزد خالد می آمد و در مقابلش ایستاده و او را سبّ و لعن می کرد.

نگهبانان خالد جرأت آزار رساندن به سکینه را نداشتند؛ اما همراهانش را اذیّت کرده و آسیب می رساندند. در مجلسی که مروان، امیرمؤمنان علیه السلام را سب نمود، با شهامت، او و اجدادش را لعنت کرد. دختر عثمان که در جلسه حاضر بود، رو به سکینه کرد و گفت: من دختر شهیدم! سکینه علیها السلام سکوت کرد و آنگاه که مؤذّن صدا به اذان بلند کرد و به عبارت: «اشهد انّ محمّداً رسول الله» رسید، خطاب به دختر عثمان فرمود: این، پدر من است یا پدر تو؟ دختر عثمان شرمسار گشت و گفت: «لافخر علیکم ابداً؛ من دیگر هرگز به شما فخر نخواهم کرد. »(. تراجم سیّدات بنت النّبوّه، ص 157-

عظمت مقام و فصاحت و بلاغت کلام حضرت سکینه، به کسی اجازه گستاخی و توهین نمی داد و همگان را سرجای خود می نشاند. همان طوری که سخن گفتن عمّه اش زینب علیها السلام بر دهان کوفیانِ بی غیرت و بی وفا مهر سکوت زد و آنان را به حیرت واداشت.

سرشتشان پاک گردیده است. (. بحارالانوار، باب فضل الشّیعه، ج 65-

محبوب دل پدر

سکینه در خاندانی بزرگ که خداوند مقامشان را رفعت بخشیده بود، رشد نمود. تمسّک به راه مستقیم الهی و تبعیّت از احکام حیات بخش قرآن، او را به کمال انسانیّت رسانید و سبب شد هم طراز عقیله بنی هاشم، زینب کبری علیها السلام از پیام آوران کربلا گردد؛ به طوری که دشمنان به شخصیّت با صلابتش معترفند و دوستداران اهل بیت علیهم السلام به وجودش مفتخر.

اخلاق نیک و خصال پسندیده این بانوی نمونه، وی را در نظر پدر که مربّی صالح و کاملی بود، عزیز نمود و چون ستاره ای فروزان در آسمان خاندان امام درخشید و همه را شیفته رفتار شایسته خود کرد. امام حسین علیه السلام که آگاه به ضمیر انسان ها و معیار سنجش اعمال است، سکینه را با زیباترین لقب، یعنی «خیرة النّساء» خواند و با عنایتی خاص مقام و منزلت وی را در مواقف بسیار، بر دیگران آشکار نمود.

دلبستگی و مهر امام نسبت به سکینه، در آخرین خداحافظی از خیمه ها، قابل توجّه و تأمّل است. وقتی آن حضرت نزدیک خیمه ها رسید، فرمود:

«ای زینب! ای امّ کلثوم! ای سکینه! علیکنّ منّی السّلام. »

چون اهل بیت صدایش را شنیدند، برای وداع گرداگرد امام حلقه زدند. علاقه فراوان سکینه به پدر، عنان اختیار را از کفش ربود، دست هایش را بر سر فرود آورد و گفت: پدرجان! آیا تن به مرگ داده ای که این گونه خدا حافظی می کنی؟ ما، بعد از تو به چه کسی پناهنده شویم؟

سخنان عاطفه برانگیز دختر، بر قلب پدر، سنگین آمد و از بی تابی فرزندش گریست و فرمود:

«ای نور دیده ام! چگونه تسلیم مرگ نشود کسی که یار و یاوری ندارد؟»

صحبت های امام برای سکینه که بوی فراق و تنهایی می داد، او را از جمع حاضر جدا کرد و در حالی که آرام آرام می گریست، به گوشه خیمه رفت! شاید قصدش این بود که قلب پدر را بیش از این غصّه دار نکند. امام حسین علیه السلام با مشاهده این وضع از اسب فرود آمد و سکینه را نزد خویش خواند و او را به سینه چسباند و اشک هایش را پاک نمود و فرمود:

«ای سکینه! بدان که بعد از من گریه زیادی در پیش خواهی داشت؛ اما تا هنگامی که جان در بدن دارم، با این اشکِ جانگدازت، دلم را آتش نزن! آن زمان که کشته شدم، تو که بهترین زنان هستی، سزاوارترین فرد به گریستن بر منی!»

لفظ جمع در اینجا، بیانگر این است که سکینه جزء بانوانی است که دلیلی واضح بر بالابودن مقامشان وجود دارد، مانند حضرت زهرا علیها السلام و زینب علیها السلام. ( نفس المهموم، ص 160.

کاروان کربلا

سکینه بلایای سنگین روز عاشورا را با دلی استوار و اراده ای پولادین تحمّل نمود. این توان، برخاسته از باطن پاک و توجّه کامل او به ذات احدیّت بود، همان گونه که امام حسین علیه السلام درباره اش فرموده: «دخترم، دائم محو جمال الهی است. » مطمئنّاً اگر امام بردباری او را محک نزده بود و به درجه ایمانش واقف نبود، او را همراه خویش به سفری پرحادثه نمی برد تا مبادا از آن حوادث دهشت بار روحش متزلزل شده و دینش دستخوش دگرگونی گردد. سکینه به مرتبه ای از یقین و رضای الهی رسیده بود که کشته شدن پدر و برادرها و عموها را دید، اما لب به شکایت نگشود و آن مصائب را لطف الهی دانست.

حضرت سکینه جز با پسر عمویش عبدالله بن الحسن ازدواج نکرد. »[سکینه دختر امام حسین، ص 20- - 22 علی محمدعلی دخیل، مترجم دکتر فیروز حریرچی، انتشارات امیرکبیر.

علمای اهل سنت نیز در کتب خود، این اعتقاد شیعه را نقل و با آن موافقت کردهاند.

کتب ذیل از جملهی کتب شیعه و سنی است که این موضوع را روایت کرده اند:

1- اسعاف الراغبین، ص 210؛

2- ریاض الجنان، ص 51؛

3- اعلام الوری، ص 127؛

4- سفینه البحار، ص 638؛ [سکینه دختر امام حسین، ص 20- تا 22 علی محمدعلی دخیل، مترجم دکتر فیروز حریرچی، انتشارات امیرکبیر.

5- مقتل الحسین، اثر مقرم، ص 330؛

6- سکینه بنت الحسین، اثر مقرم، ص 72؛

7- ادب الطف، ج 1، ص 162-  

                                                                                            آرامگاه

سکینه بنت الحسین : پس از واقعه کربلا، به مدت 57 سال زندگی کرد. در آغاز، تحت کفالت برادر بزرگوارش امام زین العابدین (ع)قرار داشت تا این که ازدواج نمود و به خانه همسرش نقل مکان کرد. این بانوی مکرمه، بین 67 تا 70 سال زندگی کرد و سرانجام در کمال شرافت و عفت دار فانی را وداع گفت.

درباره در گذشت این بانوی بزرگ علوی، دو روایت نقل شده است: روایت نخست حاکی است که وی در پنجم ربیع الاوّل سال 117 هجری قمری و در عصر خلافت هشام بن عبدالملک و در حاکمیت خالد بن عبدالملک بن حارث، در مدینه بدرود حیات گفت و روایت دیگر می گوید که وی در پنجم ربیع الاوّل سال 126 هجری قمری در مکه معظمه وفات یافت. ( شام، سرزمین خاطره ها، ص 107؛ اعلام النسّاء، ج 2، ص 224؛ وفیات الأعیان، ج 1، ص 378 (

به هر روی، در گذشت وی در پنجم ربیع الاوّل، مورد اتفاق تاریخ نگاران و سیره نویسان است. در همان سالی که حضرت سکینه (ع) وفات یافت، خواهرش حضرت فاطمه بنت الحسین (ع)نیز در مدینه بدرود حیات گفت. (وقایع الایام، ص 206 ( T

سرانجام حضرت سکینه علیه السلام در پنجم ربیع الاوّل 117 ق. دنیا را وداع گفت و روح مطهّرش در بهشت برین سکنا گزید.

آرامگاه آن بانوی گرامی در قبرستان بقیع (مدینه) است؛ وی هنگام انجام عمره، در مکّه رحلت کرده است. و گروهی نیز بر این باورند که: آرامگاه او در مقبره باب الصّغیر (دمشق) می باشد، که هم اکنون زیارتگاه شیعیان می باشد. . . ( ریاحین الشریعه، ج 3، ص 280 و 281-

در مدینه وفات یافت (منتهی الامال، ج 1، ص 854 - سفینه البحار، ج 1، ص 638، ماده سکن - منتخب التواریخ، محمد هاشم خراسانی، ص 244).

بعضی ها قبر اورا که دارای گنبد و مناره است در محلی بنام ( داریا ) دمشق  که خیلی آباد و بزرگ است - یا باب الصغیردمشق نوشته اند .

منابغ

 در اواخر مطالب منابعش را نوشته ام و ضمنا ااز بعض سایت ها استفاده شده  از جمله - اسلام کوئیست نت -