345 - تجسم اعمال
79 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

  تجسم اعمال

یکی از مسائل مهم در جهان پس از مرگ، مسأله تجسّم اعمال است. مقصود از تجسّم اعمال این است که آن چه را که انسان در این جهان انجام داده است در عالم برزخ و صحنه قیامت، شکل جسمانی به خود گرفته، متناسب با آن جهان آشکار گردد. یعنی پاداش ها و کیفرها، ثواب و عذاب حقایق همان اعمال دنیوی انسان ها است که در جهان دیگر خود را نشان می دهد.

پس هر کرداری که انسان انجام میدهد، خواه خوب باشد و خواه بد، یک صورت دنیوی دارد و یک صورت اخروی که هماکنون در دل و نهاد عمل نهفته است، و روز رستاخیز پس از تحولات و تطوراتی که در آن رخ میدهد، شکل کنونی و دنیوی خود را از دست داده، با واقعیت اخروی خود جلوه میکند، و موجب لذت و شادمانی، و یا آزار و اندوه میگردد.

در کنار بحث تجسم اعمال، مسئله تجسم «نیتها» یا «ملکات نفسانی» نیز مطرح است و مقصود این است که صورت حقیقی انسان بستگی به همان نیتها، خصلتها و ملکات نفسانی او دارد، و براین اساس، اگر چه انسانها از نظر صورت ظاهری یکسانند، ولی از نظر صورت باطنی یعنی خصلتها و ملکات، انواع یا اصناف گوناگونی دارد

 تجسم اعمال

 ثواب و عقابِ اعمال خوب یا بد انسانها چیزی جز آن اعمال نیست و میان اعمال انسانها و عواقب آنها رابطه تکوینی برقرار است و عامل عذاب دهنده خارجی در کار نیست؛ مثلاً اگر در برابر گناهی آتش دوزخ وعده داده شده، آن آتش چیزی جدا از آن گناه نیست، بلکه حقیقت آن است که تمثل پیدا می کند و به شکل آتش نمایان می گردد.

مفهوم تجسم اعمال را می توان در آیات فراوانی در قرآن و نیز در احادیث یافت.

خداوند در قرآن سوره اسراء آیات 13 و 14 می فرماید: «و نخرج له یوم القیامة کتابا یلقیه منشورا» و بیرون می آوریم – یعنی چیزی وجود دارد و مخفی است، ظاهرش می کنیم – برای او در روز قیامت کتابی یعنی نوشته ای که آن نوشته را باز شده می بیند، یعنی مثل یک کتاب باز شده نه مثل یک کتاب بسته، کتابی که جلو چشمش باز است و دارد می خواند. بعد هم به او می گوییم: «اقرأ کتابک؛ کتاب خود را بخوان».

. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد به این معنا که هرکس در قیامت، خودِ عملش را می بیند، مثل «یوْمَئِذٍ یصْدُرُالنّاسُ اَشْتاتاً لِیرَوْا اَعْمالَهُم فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَه وَ مَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرَّاً یرَه»[زلزال: ۶ ۸] و «یوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ماعَمِلَتْ مِنْ خَیرٍ مُحْضَراً. . . ». [ البته آیات دیگر نیز وجود دارند که بر اعتباری (و نه تکوینی) بودن عقاب و وجود عامل عذاب کننده خارجی دلالت می کند، از قبیل «لِیجْزِی اللّهُ کُلَّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ اِنَّ اللّهَ سَریعُ الْحِسابِ»[ و «إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُک وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّک أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ»[مائده: ۱۱۸؛ نیز رجوع کنید به دهر: ۴؛ فتح: ۶؛ مائده: ۱۱۸

این آیات خیلی عجیب است! ممکن است شما بگویید بی سوادها چطور می توانند بخوانند؟ جواب این است: آن کتاب از نوع نوشته روی کاغذ نیست که بگوییم بی سواد چطور می تواند بخواند یا اگر مثلا به زبان عربی باشد غیر از عربی زبان ها کس دیگر نمی تواند بخواند. تمام مردم علی السویه آن کتاب را می خوانند، چرا؟ برای اینکه خطوط آن کتاب عین اعمالشان است نه یک صورتهای مکتوب، نه نوشته روی کاغذ. چون عین اعمال خودشان است که دارند قرائت می کنند همه آن سواد را دارند.

در چندین حدیث نیز با صراحت بر تجسم اعمال در قیامت تأکید شده است، به عنوان مثال، پیامبر اکرم خطاب به یکی از صحابه فرمود:

«لَا بُدَّ لَک مِنْ قَرِینٍ یدْفَنُ مَعَک وَ هُوَ حَی وَ تُدْفَنُ مَعَهُ وَ أَنْتَ مَیتٌ فَإِنْ کانَ کرِیماً أَکرَمَک وَ إِنْ کانَ لَئِیماً أَسْلَمَک- لَا یحْشَرُ إِلَّا مَعَک وَ لَا تُحْشَرُ إِلَّا مَعَهُ وَ لَا تُسْأَلُ إِلَّا عَنْهُ وَ لَا تُبْعَثُ إِلَّا مَعَهُ فَلَا تَجْعَلْهُ إِلَّا صَالِحاً فَإِنَّهُ إِنْ کانَ صَالِحاً لَمْ تَأْنَسْ إِلَّا بِهِ وَ إِنْ کانَ فَاحِشاً لَا تَسْتَوْحِشْ إِلَّا مِنْهُ وَ هُوَ عَمَلُک »[ بحار الانوار، ج۳ ص۲۵۹

«بی گمان، برای تو همراهی است که با تو در قبر دفن می شود. اگر این همراه بزرگوار باشد، تو را اکرام می کند و اگر پست باشد، تو را [به دوزخ] تسلیم می کند، جز با تو محشور نمی شود و تو محشور نمی شوی جز با او و بازخواست نمی شوی جز از او، پس او را شایسته قرار ده؛ زیرا اگر صالح و شایسته باشد با آن انس می گیری و اگر ناصالح و فاسد باشد، تنها از او هراسان می شوی و او عمل توست».

همچنین امام صادق علیه السلام فرمود:

«إِذَا بَعَثَ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ قَبْرِهِ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ یقْدُمُ أَمَامَهُ. . . فَیقُولُ مَنْ أَنْتَ فَیقُولُ أَنَا السُّرُورُ الَّذِی کنْتَ أَدْخَلْتَ عَلَی أَخِیک الْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیا خَلَقَنِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ لِأُبَشِّرَک». [مرآة العقول، ج ۹ ص۹۵

زمانی که خداوند، مؤمن را از قبر بر می انگیزد، به همراه او تمثالی خارج می شود که پیش روی او راه می رود. مؤمن به وی می گوید: تو کیستی؟ او می گوید: من همان شادی و سروری هستم که تو برادرت را با آن مسرور کردی. خدای عزوجل مرا آفرید تا تو را [به بهشت] مژده دهم.

در این دو روایت، صریحاً بر تبدل و تمثل عمل (سرور) به صورت مثالی تأکید شده است.

نسبت به مسئله تجسم اعمال میان بزرگان اختلاف است. گروهی این نظریه را پذیرفته و گروهی آن را رد کرده اند.

  مخالفان تجسم اعمال

این آیات و احادیث سبب شده که آرای مختلفی درباره جزای اعمال در آخرت مطرح شود. گروهی آیات مغایر با تجسم اعمال را مبنا قرار داده و آیات ناظر بر تجسم را طوری تفسیر کرده اند که با آیات مغایر با آن تعارضی نداشته باشد؛ مثلاً در آیه مذکور از سوره زلزال غالب مفسران، خصوصاً متقدمان، «لِیُرَوْا اعمالَهُم» را به معنای دیدن جزای اعمال یا نامه اعمال دانسته اند و نه خود عمل. [. طبری؛ زمخشری؛ طبرسی؛ فخررازی؛ بیضاوی، ذیل آیه).

 بیشتر مفسران پیشین موافق این رای بوده اند. گروهی از این مفسران، از جمله فخر رازی [ ذیل زلزال: ۶] و طبرسی، [ذیل آل عمران: ۳۰ ). در دفاع از این تفسیر گفته اند که اعمال، اَعراض اند و عرض هم باقی نمی ماند و اعاده آن امکان پذیر نیست، لذا اینکه بگوییم خود اعمال در قیامت مجسم می شوند، نادرست است.

محمد باقر مجلسی نیز از مخالفان عقیده تجسم اعمال است. دلیل او این است که تجسم اعمال با عقیده به معاد جسمانی تعارض دارد و به همین سبب نمی توان به آن قائل شد و با تخطئه نظر شیخ بهایی، قول به این نظر را مستلزم انکار دین و خروج از اسلام دانسته است. [ مجلسی، ۱۳۶۳ ش، ج ۹، ص۹۵ ). این اظهار نظر واکنش شدید طرفداران این نظریه را برانگیخته است.

  موافقان تجسم اعمال

در مقابل، بیشتر مفسران و متکلمان متاخر، آیات ناظر به تجسم اعمال را بدون تأویل و به همان صورت ظاهر پذیرفته اند، از جمله شیخ بهایی که در تفسیر آیۀ ۶ سورۀ زلزال، در تقدیر گرفتن جزا برای اعمال را درست نمی داند و معتقد است که دیدن به خود اعمال بر می گردد. [ص ۴۰۲ ). او که از طرفداران جدی نظریه تجسم اعمال است، در این زمینه به آیات مذکور و احادیث مختلفی  که به قول او موافق و مخالف نقل کرده اند  استناد می کند. وی می گوید مارها و عقربهایی که در دوزخ وعده داده شده، خود اعمال و عقاید و اخلاق مذموم و ناپسند است که به این صورت ظاهر می شود، چنانکه حور و ریحان و مانند آنها، اخلاق و اعمال و اعتقادات درست و صالح است. این تفاوت صورتها به سبب اختلاف مراتب است. [همان، ص۴۹۳ ۴۹۵

قبل از شیخ بهایی نیز این عقیده در میان اهل عرفان طرفدارانی داشته است. [آشتیانی، ص۸۷ ).

در حدیث است که – ظاهرا – امام صادق علیه السلام فرمود هر کسی وقتی که این کتاب را به او نشان می دهند و اعمال خودش را می بیند آنچنان برایش مجسم می شود که گویی همین ساعت عمل کرده. - کاری را که انسان عمل کرده جزئیاتش یادش هست، اگر دو ساعت بگذرد، روز دیگر، ماه دیگر، سال دیگر جزئیاتش را فراموش می کند.

آنجا انسان تمام اعمالش را از کوچک و بزرگ، از اول تا آخر عمر به چشمش می بیند؛ مثل این است که همین الآن این کار از او صادر شده است. به او می گویند: «اقرأ کتابک» کتاب خودت را الآن بخوان، احتیاج به کس دیگر نیست که او بیاید برای تو بخواند، هر کسی خودش قاری کتاب خودش است. «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا؛ خودت کافی هستی که امروز به حساب خود برسی» (اسراء/14). این یک دفتر نیست که ماشین حساب و کامپیوتر یا یک محاسب خیلی دقیق بخواهد و بگویند دفترها را ببینیم، اعمال خوبمان چقدر است اعمال بدمان چقدر، بیاییم نسبتها را حساب کنیم، یکی بگوید من که حساب بلد نیستم چگونه اینها را حساب کنم؛ نه، هر کسی خودش کافی است، به سرعت می تواند به حساب اعمال خودش در آنجا برسد.

آن آیات هم نشان می دهد که نشئه قیامت نشئه ای است که در آن بطونها تبدیل به ظهور می شود، مخفیها آشکار می شود؛ یعنی کتابی از بیرون نمی آورند به گردن کسی بیندازند؛ وقتی که آنجا می آید، می بیند این به گردنش آویخته بوده و خودش نمی دیده است. در آنجاست که «لاتخفی منکم خافیه؛ هیچ چیز از شما مخفی نمی ماند». آنگاه فرمود: «فاما من اوتی کتابه بیمینه فیقول هاؤم اقروا کتابیه*انی ظننت انی ملاق حسابیه*فهو فی عیشة راضیه؛ (آن که کتابش از ناحیه راستش به او داده می شود) در نهایت ابتهاج افتخار می کند، به همه مردم می گوید بیایید این کتاب را بگیرید بخوانید؛ کانه بیایید مرا ببینید.

مثل آدمی که رفته امتحان داده و نمره های عالی گرفته است؛ وقتی کارنامه اش را به دستش می دهند دائم آن را به دست گرفته می خواهد به افراد نشان بدهد. بعد می گوید که خودم هم می دانستم که چنین می شود؛ یعنی من ایمان و اعتقاد و رجا داشتم، چنین و چنان بودم»، «فهو فی عیشة راضیة؛ در یک عیش بسیار خشنود و مورد خشنودی».

«فی جنة عالیه*قطوفها دانیة*کلوا واشربوا هنیئا بما اسلفتم فی الایام الخالیه؛ در بهشتی برین، که میوه هایش در دسترس است، بخورید و بنوشید، گوارایتان باد، به (پاداش) آنچه در روزهای گذشته پیش فرستاده اید» (حاقه/18 تا 24).

البته آن جا عالم حقیقت است، حساب با ظاهر نیست، و هم چنین در دنیا ما با حواسّ پنج گانه؛ یعنی بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه به عالم ظاهر و خارج متصل می شویم و ادراکات پیدا می کنیم. اگر این ها نبود به هیچ وجه ما از عالم خارج بهره ای نداشتیم. وقتی از این دنیا می رویم، این حواسّ پنج گانه ظاهری از ما گرفته می شوند. دیگر چشم و بینایی، گوش و شنوایی، بینی و بویایی، دهان و چشایی نداریم؛ این ها در میان قبر تبدیل به خاک می گردند. ولی انسان یک نور باطن دارد که با آن حقایق را ادراک می کند؛ آن متعلق به نفس است نه متعلق به بدن.

البته آیات زیاد و اخبار فراوان و گفتار های بی شماری در باره مطلب مورد بحث وجود دارد که آوردنش امکان پذیر نیست

  تجسّم اعمال در برزخ و قبر از نظر روایات

در بالا از آیات و روایات استفاده نمودیم که دلالت می کند بر اینکه عمل انسان در دنیا  چه نیک باشد و چه بد  در قیامت تجسّم می یابد، اکنون روایات دیگری را که دلالت بر تجسّم اعمال انسان ها در عالم برزخ و قبر می کند یادآور می شویم. البتّه در این باره روایت زیاد است که به طور خلاصه به برخی از آن ها اشاره می شود:

۱. از رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که: فإذا خرجوا من قبورهم، خرج مع کلّ إنسان عمله الّذی کان عمله فی دار الدّنیا، لأنّ عمل کلّ إنسان یصحبه فی قبره. ( تفسیر برهان، ج ۴، ص ۷۳۲. ۲۷) وقتی انسان از قبر بیرون می آید، عملی که در دنیا انجام داده است او را همراهی خواهد کرد، زیرا اعمال او در قبر قرین و همراه او است.

۲. از امیر المؤمنین (ع) نقل شده است که فرمود: إِنَّ ابْنَ آدَمَ إِذَا کانَ فی آخِرِ یوْمٍ مِنَ الدُّنْیا وَاوّل یوْمٍ مِنَ الآخِرَهِ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ وَعَمَلُهُ فَیلْتَفِتُ إِلَی مَالِهِ فَیقُولُ وَ اللهِ إِنِّی کنْتُ عَلَیک لَحَرِیصاً شَحِیحاً فَمَا لِی عِنْدَک فَیقُولُ خُذْ مِنِّی کفَنَک ثُمَّ یلْتَفِتُ إِلَی وَلَدِهِ فَیقُولُ وَ اللهِ إِنِّی کنْتُ لَکمْ لَمُحِبّاً وَإِنِّی کنْتُ عَلَیکمْ لَمُحَامِیاً فَمَا ذَا لِی عِنْدَکمْ فَیقُولُونَ نُؤَدِّیک إِلَی حُفْرَتِک وَنُوَارِیک فی ها ثُمَّ یلْتَفِتُ إِلَی عَمَلِهِ فَیقُولُ وَ اللهِ إِنِّی کنْتُ فِیک لَزَاهِداً وَإِنَّک کنْتَ عَلَی لَثَقِیلًا فَمَا ذَا عِنْدَک فَیقُولُ أَنَا قَرِینُک فی قَبْرِک وَیوْمِ حَشْرِک حَتَّی أُعْرَضَ أَنَا وَأَنْتَ عَلَی رَبِّک فَإِنْ کانَ لِلَّهِ وَلِیاً أَتَاهُ أَطْیبَ النَّاسِ رِیحاً وَأحْسَنَهُمْ مَنْظَراً وَأَزْینَهُمْ رِیاشاً فَیقُولُ أَبْشِرْ بِرَوْحٍ مِنَ اللهِ وَرَیحَانٍ وَجَنَّهِ نَعِیمٍ قَدْ قَدِمْتَ خَیرَ مَقْدَمٍ فَیقُولُ: مَنْ أَنْتَ؟ فَیقُولُ: أَنَا عَمَلُک الصَّالِحُ ارْتَحِلْ مِنَ الدُّنْیا إِلَی الْجَنَّهِ … وَإِذَا کانَ لِرَبِّهِ عَدُوّاً فَإِنَّهُ یأْتِیهِ أَقْبَحَ خَلْقِ اللهِ رِیاشاً وَأَنْتَنَهُ رِیحاً فَیقُولُ لَهُ: أَبْشِرْ بِنُزُلٍ مِنْ حَمِیمٍ وَتَصْلِیهِ جَحِیمٍ ( بحار الانوار، ج ۶، ص ۲۲۴. [)انسان وقتی در آخرین روز دنیا و اوّلین روز آخرت قرار گیرد، مال و فرزند و عمل او در مقابل دیدگانش مجسّم می شود. اوّل به مال خود توجّه کرده می گوید: به خدا قسم من به تو حریص و برای تو بخیل بودم. اکنون چه بهره ای از تو دارم؟ مال جواب می دهد: کفنت را از من بگیر. (فعلاً غیر از کفن چیزی از من ساخته نیست). آن گاه متوجّه فرزندانش شده، گوید: به خدا قسم من شما را دوست می داشتم و حامی شما بودم. حالا چه می توانید انجام بدهید؟ در جواب گویند: تو را در قبر سپرده و در آن دفن خواهیم کرد. (دیگر از ما چیزی برای تو نیست. ) بعد به عملش رو کرده و گوید: من نسبت به تو زاهد و روگردان بودم و تو بر من سنگین بودی. الآن چه بهره ای از تو دارم؟ عملی که مجسّم شده است می گوید: من با تو در قبر و روز رستاخیز همدم و همنشین هستم. تا من و تو در پیشگاه پروردگار حاضر شویم. اگر میّت از اوّلیای خدا باشد، عملش از لحاظ زیبایی، خوش چهره ترین، خوش بوترین و خوش جامه ترین افراد نزد او حاضر می شود و می گوید: مژده باد بر تو روح و ریحان و بهشت پر نعمت که از هر همّ و غمی آسوده شدی. آمدنت بهترین آمدن است. آن ولی خدا می پرسد: تو کیستی؟! پاسخ می دهد: من عمل صالح تو هستم از دنیا به طرف بهشت منتقل شو…. اگر او از دشمنان خدا باشد، کسی نزد او می آید که از بدلباس ترین و بدقیافه ترین و بدبوترین خلق خدا است و به او می گوید: بر تو باد نوشیدن آب جوشان و ورود به دوزخ.

۳. قَالَ أَبُوعَبْدِاللهِ (ع): إِذَا وُضِعَ الْمَیتُ فی قَبْرِهِ، مُثِّلَ لَهُ شَخْصٌ فَقَالَ: لَهُ یا هَذَا کنَّا ثَلَاثَهً کانَ رِزْقُک فَانْقَطَعَ بِانْقِطَاعِ أَجَلِک وَکانَ أَهْلُک فَخَلَّفُوک وَانْصَرَفُوا عَنْک وَکنْتُ عَمَلَک فَبَقِیتُ مَعَک أَمَا إِنِّی کنْتُ أَهْوَنَ الثَّلَاثَهِ عَلَیک. (الکافی، ج ۳، ص ۲۴۰. )امام صادق (ع) فرموده است: وقتی میّت به قبر گذاشته شود، شخصی برای او ممثل شده و گوید: ای بنده خدا ما سه نفر بودیم یکی رزق و روزی تو که با تمام شدن عمرت قطع گردید، دیگری خانواده ات که تو را تا قبر بردند و به آغوش خاک سپردند و برگشتند ولی من که عمل و کردار تو بودم با تو ماندم، تا روز قیامت همراهت خواهم بود هر چند که مرا خوارتر و سبک تر از آن دو می پنداشتی.

۴. عَنْ أَبِی سَعِیدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (ع) قَال: إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ کانَتِ الصَّلَاهُ عَنْ یمِینِهِ وَالزَّکاهُ عَنْ یسَارِهِ وَالْبِرُّ یطِلُّ عَلَیهِ وَیتَنَحَّی الصَّبْرُ نَاحِیهً وَإِذَا دَخَلَ عَلَیهِ الْمَلَکانِ اللَّذَانِ یلِیانِ مُسَاءَلَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاهِ وَالزَّکاهِ دُونَکمَا صَاحِبَکمْ فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ. (همان. ابوسعید از امام صادق (ع) نقل نموده است که آن حضرت فرمود: وقتی مؤمن داخل قبر شود نمازش در طرف راست او و زکات در طرف چپش قرار می گیرند، و نیکی هایی که کرده بر او اشراف خواهد داشت و صبر در ناحیه ای قرار دارند و هنگامی که دو فرشته برای سؤال بر او وارد می شوند، صبر به نماز و زکات گوید: صاحب خود را که در برابر شما است دریابید و حمایت کنید؛ سپس اگر عاجز ماندید، من او را حمایت خواهم کرد.

۵. عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (ع) قَالَ: إِذَا مَاتَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ، دَخَلَ مَعَهُ فِی قَبْرِهِ سِتَّهُ صُوَرٍ، فِیهِنَّ صُورَهٌ أَحْسَنُهُنَّ وَجْهاً وَأَبْهَاهُنَّ هَیئَهً وَأَطْیبُهُنَّ رِیحاً وَأَنْظَفُهُنَّ صُورَهً قَالَ: فَیقِفُ صُورَهٌ عَنْ یمِینِهِ وَأُخْرَی عَنْ یسَارِهِ وَأُخْرَی بَینَ یدَیهِ وَأُخْرَی خَلْفَهُ وَأُخْرَی عِنْدَ رِجْلِهِ وَتَقِفُ الَّتِی هِی أَحْسَنُهُنَّ فَوْقَ رَأْسِهِ فَإِنْ أُتِی عَنْ یمِینِهِ مَنَعَتْهُ الَّتِی عَنْ یمِینِهِ ثُمَّ کذَلِک إِلَی أَنْ یؤْتَی مِنَ الْجِهَاتِ السِّتِّ قَالَ: فَتَقُولُ أَحْسَنُهُنَّ صُورَهً وَمَنْ أَنْتُمْ جَزَاکمُ اللهُ عَنِّی خَیراً؟ فَتَقُولُ الَّتِی عَنْ یمِینِ الْعَبْدِ أَنَا الصَّلَاهُ وَتَقُولُ الَّتِی عَنْ یسَارِهِ أَنَا الزَّکاهُ وَتَقُولُ الَّتِی بَینَ یدَیهِ أَنَا الصِّیامُ وَتَقُولُ الَّتِی خَلْفَهُ أَنَا الْحَجُّ وَالْعُمْرَهُ وَتَقُولُ الَّتِی عِنْدَ رِجْلَیهِ أَنَا بِرُّ مَنْ وَصَلْتِ مِنْ إِخْوَانِک ثُمَّ یقُلْنَ مَنْ أَنْتِ فَأَنْتِ أَحْسَنُنَا وَجْهاً وَأَطْیبُنَا رِیحاً وَأَبْهَانَا هَیئَهً فَتَقُولُ أَنَا الْوَلَایهُ لآلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِمْ أَجْمَعِینَ. ( المحاسن البرقی ج ۱، ص ۲۸۸. بحار الانوار ج ۶، ص ۲۳۴. )

ابا بصیر از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: هنگامی که انسان مؤمن را در قبر می گذارند شش صورت با او داخل قبر می شوند که یکی از دیگری سیمایش نیکوتر است. امّا در میان همه آن ها یکی سیمایش زیباتر، هیئتش جمیل تر، بویش خوش بوتر و صورتش نظیف و پاکیزه تر است. یکی از آن شش صورت طرف راست و دیگری طرف چپ و سوّمی در مقابل او، چهارمی در پشت سر، پنجمی در نزد پای او قرار می گیرد و آن صورتی که از همه نیکوتر است در بالای سر او می ایستد و بر همه آن ها نظارت می کند، پس اگر عذابی از سمت راست او بیاید صورتی که در آن سمت قرار دارد مانع آن می شود و اگر عذابی از طرف چپ پیش آید صورت طرف چپی او را دفع می کند. همین طور در جهات دیگر نیز چنین خواهد بود اگر عذابی برسد صورتی که در همان جهت است او را دفع می نماید. صورتی که از همه جمیل تر و در بالای سر قرار گرفته است، به بقیه صورت ها می گوید: شما چه کسانی هستید؟ خدا به شما جزای خیر دهد صورتی که در طرف راست میت است گوید: من نمازم، و صورت سمت چپی گوید: من زکاتم، و صورتی که در جانب مقابل است گوید: من روزه هستم، و صورتی که پشت سر قرار گرفته گوید: من حج و عمره ام، و آن صورتی که در پایین پا است گوید من احسان و نیکی هایی هستم که از طرف او به برادران دینی اش انجام شده، سپس دیگر صورت ها از نیکوترین صورت می پرسند تو چه کسی هستی که چهره ات از همه ما نیکوتر، بویت خوش تر و قیافه ات زیباتر است؟! او جواب می دهد من ولایت آل محمّد (صل الله علیه و آله و سلم) هستم، یعنی برای این آمده ام اگر مشکلی برای این شخص پیش آید و شما نتوانید آن را حل کنید برای او حل کنم و از گرفتاری نجاتش دهم و درود خدا بر همه آنان -. حدیث شریف، - حدیث عجیبی است. چه کسی  به جز آنانی که به جهان و عالم وحی ارتباط دارند  می توانند این حقیقت را دریابند که اعمال انسان مجسّم شده و در قبر، کنار انسان قرار می گیرند و حتّی آن ها با همدیگر گفتگو می کنند راستی اگر خاندان وحی این حقایق را برای انسان بیان نمی کردند بشر به هیچ وجه با عقل خویش به این حقایق دست نمی یافت - مضمون و محتوای حدیث خود به خود بیانگر این حقیقت است که از امام معصوم (ع) صادر شده است وگرنه این مطلب برای هیچ کس قابل جعل نیست.

روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است: عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: حَجَجْتُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللهِ (ع) فَلَمَّا کنَّا فِی الطَّوَافِ قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاک یا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! یغْفِرُ اللهُ لِهَذَا الْخَلْقِ فَقَالَ: یا أَبَا بَصِیرٍ إِنَّ أَکثَرَ مَنْ تَرَی قِرَدَهٌ وَ خَنَازِیرُ. قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَرِنِیهِمْ. قَالَ: فَتَکلَّمَ بِکلِمَاتٍ، ثُمَّ أَمَرَّ یدَهُ عَلَی بَصَرِی فَرَأَیتُهُمْ قِرَدَهً وَخَنَازِیرَ فَهَالَنِی ذَلِک ثُمَّ أَمَرَّ یدَهُ عَلَی بَصَرِی فَرَأَیتُهُمْ کمَا کانُوا فِی الْمَرَّهِ الْاوّلی. ثُمَّ قَالَ: یا أَبَا مُحَمَّدٍ! أَنْتُمْ فِی الْجَنَّهِ تُحْبَرُونَ وَ بَینَ أَطْبَاقِ النَّارِ تُطْلَبُونَ فَلَا تُوجَدُونَ وَاللهِ لا یجْتَمِعُ فی النَّارِ مِنْکمْ ثَلَاثَهٌ لَا وَاللهِ وَلااثْنَانِ لا وَاللهِ وَلَا وَاحِدٌ. (بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۷۹. این مضمون در روایتی از امام باقر (ع) نیز آمده است؛ همان، ج ۴۶، ص ۲۶۱).

ابوبصیر می گوید: در خدمت امام صادق (ع) به حج مشرّف شدیم. هنگامی که در حال طواف بودیم، عرض کردم: فدایت شوم ای فرزند رسول خدا! آیا خداوند تمام این خلق را می آمرزد و از گناهان آنان صرف نظر می کند؟ فرمود: ای ابوبصیر! بیشتر این افرادی که می بینی از میمون ها و خوک ها هستند. ابوبصیر می گوید: عرض کردم: آنان را به من نیز نشان بده. آن حضرت کلماتی بر زبان جاری ساخت و پس از آن دست خود را روی چشمان من کشید. ناگهان آن ها را که به صورت خوک و میمون بودند، دیدم و این امر موجب وحشت من شد. آن حضرت دوباره دست خود را بر چشمم کشید، آن ها را به همان صورت های اوّلیه مشاهده کردم.

سپس فرمود: یا ابا محمّد! شما در میان بهشت خوشحال و مسرورید و در طبقات آتش شما را می جویند و یافت نمی شوید. سوگند به خدا که سه نفر از شما در آتش با هم نخواهد بود. سوگند به خدا دو نفر از شما با هم نخواهد بود. سوگند به خدا یک نفر هم نخواهد بود. آنچه از این روایت بدست می آید این است که کسانی که ظاهر و باطنشان یکی است و مؤمن حقیقی می باشند به شکل حیوانات در نمی آیند و به جهنّم هم نمی روند و در صحرای قیامت به شکل انسان وارد می شوند.

فیثاغورس حکیم ( وی فرزند منسارَخس و اهل جزیره ساموس بود و از حکمای الهی و ریاضی دانان و طبیبان مشهور یونان به شمار می رفت. که از بزرگان حکما و متقدمین است، چنین می گوید:

إنّک ستعارض لک فی أفعالک وأقوالک وأفکارک وسیظهر لک من کلّ حرکه فکریه او قولیه او علمیه صوره روحانیه وجسمانیه، فإن کانت الحرکه غضبیه او شهویه صارت مادّه لشیطان یؤذیک فی حیاتک وتحجبک عن ملاقاه النّور بعد وفاتک، وإن کانت الحرکه عقلیه صارت ملکاً تلتذّ بمنادمته فی دنیاک وتهتدی به فی أُخراک إلی جوار الله ودار کرامته.

(علم الیقین، فیض کاشانی، ج ۲، ص ۸۸۵؛ الشواهد الربوبیهًْ فی مناهج السلوکیهًْ، ص ۲۹۵ ) همانا تو به زودی در برابر هر یک از اعمال و گفتار و افکارت قرار خواهی گرفت و از هر یک از حرکات فکری و گفتاری یا رفتاری تو یک صورت روحانی و جسمانی ظاهر خواهد شد. اگر این حرکت، شهوانی و غضبی باشد، مادّه تکوین شیطانی می شود و سبب اذیت و آزار در دنیا می شود (و از ملازمت با او رنج می بری و موجب سلب آسایش از تو خواهد شد)؛ و بعد از مرگ، حجاب و پرده بین شما و ملاقات نور (یعنی انوار عقلیه الهیه و ذوات قدسیه نوریه یعنی خدای تعالی) خواهد شد. اگر این حرکت، عقلایی و نیک (و سیر و سلوک در معارف کلّیه الهیه) باشد، به صورت ملکی ظاهر شده؛ در دنیا همدم با تو خواهد بود و از ملازمت با او لذّت می بری و در روز قیامت راهنما به قرب و کرامات ذات حق خواهد گردید. از کلام فیثاغورس به روشنی دانسته می شود که وی معتقد است، افعال و افکار انسان حتّی در دار دنیا تجسّم پیدا می کند.

  تجسم اعمال در قرآن

ما در اینجا شانزده آیه را که به مسئله تجسم اعمال اشاره دارند متذکر می شویم:

آیه اول

«یومئذ یصدر الناس اشتاتاً لیروا اعمالهم• فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره• و من یعمل مثقال ذرة شراً یره. »«در آن روز مردم به صورت گروه های مختلف از قبر خارج می شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. پس هر کس به اندازه سنگینی ذره ای کار خیر انجام داده آن را می بیند، و هر کس به اندازه سنگینی ذره ای کار بد انجام داده باشد آن را می بیند. - منکرین تجسم اعمال، در تاویل آیه گفته اند: «مراد لیروا جزاء اعمالهم» است.

 آیه دوم

«یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضراً و ما عملت من سوء تود لو ان بینها و بینه امداً بعیداً. »«روزی که هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده حاضر می بیند و دوست دارد میان او آنچه از اعمال بد انجام داده فاصله زمانی زیادی باشد. »

آیه سوم

«سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامة. »«به زودی در روز قیامت آنچه را درباره آن بخل ورزیدند همانند طوقی به گردن آنها می افکنند. »

آیه چهارم

«و وجدوا ما عملوا حاضراً و لا یظلم ربک احداً. »«در آن روز همه اعمال خود را حاضر می بینند و پروردگارت به احدی ظلم نمی کند. »

آیه پنجم

«انما تجزون ما کنتم تعملون. »«در آن روز تنها به اعمالتان جزا داده می شوید. » (کلمه «انما» حصر را می فهماند. یعنی: شما جزا داده می شوید به نفس عملی که انجام داده اید و عمل شما جزای شما خواهد بود. و نمی گوید: «انما تجزون بما کنتم» خدا شما را مجازات می کند به جهت اعمالی که انجام داده اید. )

 آیه ششم

«و اذا الجحیم سعرت• و اذا الجنة ازلفت• علمت نفس ما احضرت»«در آن هنگام که دوزخ شعله ور گردد و در آن هنگام که بهشت نزدیک شود، آری در آن موقع هر کس می داند چه چیزی را آماده کرده است. »

آیه هفتم

«یوم یحمی علیها فی نار جهنم فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کنزتم لانفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون. »«در آن روز طلا و نقره ای را که جمع آوری کرده اید در آتش جهنم گداخته کرده و با آن پیشانی و پهلوها و پشتهایشان را داغ می کنند و به آنها می گویند که این همان چیزی است که برای خود گنجینه ساختید. پس بچشید چیزی را که برای خود اندوختید. »

آیه هشتم

«فالیوم لا تظلم نفس شیئاً و لا تجزون الا ما کنتم تعملون. »«در آن روز به آنها گفته می شود: امروز به هیچ کس ذره ای ستم نمی شود، و جز آنچه را عمل می کردید جزا داده نمی شوید. »

آیه نهم

«و من جاء بالسیئة فکبت وجوههم فی النار هل تجزون الا ما کنتم تعملون. » «کسانی که اعمال بدی انجام دهند، با صورت در آتش افکنده می شوند، آیا جزایی جز آنچه عمل می کردید خواهید داشت؟»

آیه دهم

«و لکل درجات مما عملوا و لیوفیهم اعمالهم و هم لا یظلمون. » «برای هر کدام از آنها درجاتی ست بر طبق اعمالی که انجام داده اند، تا خداوند کارهایشان را بی کم و کاست به آنها تحویل دهد؛ و به آنها هیچ ستمی نخواهد شد. »

آیه یازدهم

«و وفیت کل نفس ما عملت و هو اعلم بما یفعلون. »«و به هر کس آنچه انجام داده است بی کم و کاست داده می شود و خدا نسبت به آنچه انجام می دادند از همه آگاهتر است. »

آیه دوازدهم

«و ما تنفقوا من خیر یوف الیکم و انتم لا تظلمون. »«و آنچه از اموال انفاق می کنید برای خودتان است و هرگز به شما ستم نخواهد شد. »

آیه سیزدهم

«ان الذین یاکلون اموال الیتامی ظلماً انما یاکلون فی بطونهم ناراً و سیصلون سعیراً. »«کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می خورند در حقیقت تنها آتش می خورند و به زودی در شعله های آتش می سوزند. »

آیه چهاردهم

«و بدالهم سیئات ماکسبوا و حاق بهم ما کانوا به یستهزؤن. »«در آن روز اعمال بدی را که انجام داده اند برای آنها ظاهر می شود و آنچه را که استهزاء می کردند بر آنها واقع می گردد. »

آیه پانزدهم

«و من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی و اضل سبیلاً. »«هر کس در این جهان نابینا است در عالم آخرت نیز نابینا و گمراه تر خواهد بود. »

آیه شانزدهم

«و نحشروهم بوم القیامة علی وجوههم عمیاً و بکماً و صماً. »

«گمراهان را در روز قیامت کور و گنگ و کر محشور خواهیم کرد. »

 منابع

منابع در بالا آخر هر مطلب - آورده شد و از سایت های گوناگون استغاده شده از جمله مجمع جهانی شیعه شتاسی - بیتوته - ویکی شیعه - ویکی فقه - دانشنامه اسلامی - و سایر.

یادداشت ارسالی از آیت الله امینی گلستانی