342 - «الغدير» از نگاه انديشمندان اهل سنت‏
34 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 «الغدیر» از نگاه اندیشمندان اهل سنت

دوری از تعصب

محمدعبدالغنی حسن) مصری (: دانشمند بزرگوار» امینی «از زلال محبت پیشوا) علی علیه السلام (و پیروان او سیراب گشته. . . در عین این که محبت سرشار و شیفتگی سراسر وجود او را فراگرفته؛ از عصبیت و هواهای نفسانی دور است. . . از خداوند مسالت می کنم که برکه آب زلال شما را [کنایه از غدیر، در عربی به معنای برکه آب است ] سبب صلح و صفا میان دو برادر شیعه وسنی قرار دهد که دست به دست هم داده بنای امت اسلامی را بسازد.

  نزدیک شدن شیعه و سنی

عادل غضبان مدیر مجله مصری الکتاب: این کتاب منطق شیعه را روشن می کند و اهل سنت می توانند به وسیله این کتاب شیعه را به طور صحیح بشناسند. شناسائی صحیح شیعه سبب می شود که آرای شیعه و سنی به یکدیگر نزدیک شود.

مجموعاً صف واحدی تشکیل دهند.

 راهی به سوی عقاید شیعه

دکتر محمدغلاب، استاد فلسفه در دانشکده اصول دین جامع الازهر: مابه یقین معتقدیم که جوانان اسلامی این عصر از این کتاب نفیس [الغدیر. . . ] استفاده خواهند نمود. . . علاقه مندم که راهی به سوی عقاید واقعی و صحیح شیعه امامیه به رویم گشوده شود که با بینش و تدبر کافی درآن بررسی و اظهار عقیده کنم تا دربرابر این فرقه جلیله دچار لغزش و سقوط نشوم!

 جبران گذشته

دکتر عبدالرحمن کبالی: کتاب الغدیر و محتویات غنی آن چیزی است که سزاوار است هر مسلمانی از آن آگاهی یابد تا دانسته شود. چگونه مورخان کوتاهی کرده اند و حقیقت کجاست؟ ما به این وسیله باید گذشته را جبران کنیم و با کوشش در راه اتحاد مسلمین به اجرو ثواب نایل گردیم.

 برطرف کننده اوهام

شیخ محمد سعید دحدوح از علمای برجسته سوریه: » الغدیر «. . . . اوهامی را بر طرف نمود و حقایقی را ثابت کرد که ما به آنها وقوفی نداشتیم و نمی دانستیم و سخنانی را و مطالبی را ابطال کرد که قرنها برمبنای آن طالب نکوهش ها می شدو ماچنین می پنداشتیم که آن مطالب مطابق واقع است! ونمی دانستیم که از کجا آمده و در اسرار آن نمی اندیشیدیم!. . . و این امر برای هر سخندان و اهل بحث و تحقیق اکنون از ضروریات است که به این دقایق پی ببرند، ولی نه به منظور برانگیختن اختلاف و بروز کینه های قبلی که موجبات آشفتگی و نقار را فزونی بخشد، بلکه برای آشکار ساختن و بیان اینکه حق کدام است؟ پیروان مرتضی علی کیانند؟

 دریای آکنده از مروارید

عبدالفتاح عبدالمقصود مصری نویسنده دوره 4 جلدی» امام علی (ع) «: درحالی که نمی توانستم دیدگانم را از سطرهای این کتب و کلمه های آن برگیرم، چیزی نمانده بود که خرد و فرزانگی ام در جهانی پهناور از معرفت و بینش سردرگم شود. . . . آیا این غدیر است؟ نه، دریایی آکنده از مروارید است. مرواریدهای گونه گون رنگارنگ که هوش و خرد از شمردن آن حیران ناتوان می شود.

استاد عبدالفتّاح عبدالمقصود مصری، نویسنده معروف می نویسد: «امینی آن غوّاص و شناوری است که موکلّ و مکفّل شده به پرده برداشتن گوهرهای گران قدر از دریا. . . امینی جهانی است وسیع که در آن هوش و حافظه خوانندگان گم می شود. . . جهان بدون علی علیه السلام بازار گم راهی است و انسانیّت بی وجود او کانون جاهلیّت و نادانی است».

  مردی که خود امتی است

علاءالدین خروفه: من گمان نمی کردم در این عصر که مادیات برآن غلبه کرده است و به شتابزدگی در کار تالیف و سطحی بودن بحث و تحقیق معروف است.

مردی که گویا به تنهایی خود امتی است. نهضت کند و این کتاب جلیل که مانند آنرا جمعیتی هماهنگ از دانشمندان عمیق در علم نتوانند به دست داد پدید آورد.

 یک شیعه و یک مسیحی

بولس سلامه بیروتی از محققان مسیحی: دلایل بزرگی بر شخصیت امیرالمومنین بلکه امیر تمام عرب، هرآینه برتر از آن است که به شماره درآید و آکس که بخواهد دلایل مزبور را به شماره درآورد به مانند کسی است که بخواهد اشعه خورشید را به چنگ آورد! و من در این نامه اکتفا می کنم به ذکر یکی از دلایل و آن این است که دومرد برمبنای دوستی خاندان پیغمبر با یکدیگر تلاقی می نمایند، یکی از آن دومرد شیعه بزرگوای است که 15 سال است قلم خود را در راه خدمت به حق وقف نموده و هم اکنون نیز به این خدمت ادامه می دهدو او تو هستیو دومین آنها؛ این مرد مسیحی ناتوان است که اخیراً [دراثر مطالعه الغدیر] به این عقیده درآمده است. . . .

علامه از دیدگاه استاد یوسف داغر بیروتی

استاد یوسف اسعد داغر بیروتی محقق برجسته مسیحی و مؤلّف مَصادِرُ الدَّراسَةِ الاَدَبِیّة می نویسد: «به خدا سوگند، اگر برای شیعه در قرن چهاردهم قمری جز امینی بزرگ و الغدیرش و مرحوم سیدمحسن امین و اعیان الشیعه اش و علامه کبیر شیخ آقا بزرگ و الذریعه اش نبود، در نظر خردمندان، همین مردان دین برای خدمت به علم و اجتماع و هدایت افکار کافی بودند».

دست نوشته علاّمه بزرگوار سیدشرف الدّین بر الغدیر

«گفتار ما در مقام تقریظ و قدردانی از ادای حقّ بزرگی که تو بر گردن مسلمانان پیدا کردی عاجز است. کتاب الغدیر از حدّ ستایش بالاتر است. این کتاب مثل و مانندی ندارد. همین قدر می گویم که امّت اسلامی تو را از پهلوانان نادری که در عرصه علم و جهاد به وجود آمده اند می داند و از خداوند تبارک و تعالی می خواهد که بازویت را محکم و در پیمودن این راه نورانی خیر و صلاح که در پیش گرفته ای تایید نماید».

دست نوشته آیت الله سیدعبدالهادی شیرازی بر الغدیر

تقریظ مرجع بزرگ جهان تشیّع حضرت آیة اللّه سیدعبدالهادی شیرازی رحمه الله بر کتاب الغدیر از حقایق بسیار روشن این است که کتاب ارزشمند الغدیر نوشته رهبر دینی بی نظیر و مصلح کبیر و معلم اخلاق حجت الاسلام امینی نجفی از عالی ترین چیزهایی است که دانشگاه بزرگ اسلامی و نجف اشرف به آن فخر می کند، چنان که فخر تمام مسلمین می باشد. اگر مؤلف عالی قدر این کتاب (علامه امینی) در میان ما نبود و نمی دیدیم که او به تنهایی اقدام به این عمل بزرگ نموده، جا داشت که گمان شود این کتاب اثر گروهی است. . . نویسنده آن در جهان دانش بی نظیر است و کسی به پای او نمی رسد و اگر به این دائرة المعارف الغدیر دست یافتی خود را در ساحل آب جوشانی خواهی یافت که هرگز تمام نمی شود و از آن بر نمی گردی مگر آن که جانت را از معارف الهی و حافظه ات را از تعالیم قدسیه دینی پر خواهی دید».

علامه از دیدگاه علامه

استاد علامه سترگ محمدتقی جعفری رحمه الله درباره مرحوم علامه امینی می نویسد: «عبدالحسین امینی، یکی از موثرترین گامهای بلند را در زدودن گرد و غبار تاریخ از چهره امیدبخش علی بن ابی طالب علیه السلام برداشته است».

علامه از دیدگاه استاد حکیمی

استاد محمدرضا حکیمی در توصیف علامه امینی می گوید: «و الحق صاحب الغدیر. . . کردارها را روشن کرد، اسرار اعمال سلف را باز نمود، تاریخ را دوباره پیش چشم ما گذاشت و به تعبیر شیخ محمّد سعید دَحدوح حلبی، از گذشته فیلمی تهیه کرد و به ما نشان داد تا حقایق را نه تنها بدانیم، بلکه ببینیم و این بود روحیه و اخلاص و وسیع نگری مردی که خویشتن را فدای حقیقت بزرگ کرد. . . الغدیر را به عنوان کتابی اصلاحی و تفاهمی به جهان تقدیم کرد او به اقتضای بحث علمی رعایت واقع تاریخی پژوهش های خویش را با کمال حریّت و قاطعیّت دنبال می کرد و برای زنده نگاه داشتن شعله ولای علی در جان ها زبان آتشین خویش را هیچ گاه به کام نمی برد. راست و صریح و قاطع سخن می گفت و مدرک ارائه می کرد و با خلوص و امانت تمام به نقد تاریخ و حدیث می پرداخت».

به گزارش شفقنا به نقل از حوزه حکایت؛ حجت الاسلام سید محمد نوری که در کتابخانه نجف اشرف، ملازم علامه امینی بود، گفته است: علامه امینی می فرمود: در یک شب جمعه، زائر حرم حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و مشغول زیارت و دعا بودم، از خدا می خواستم به خاطر حضرت امیر علیه السلام کتاب «درالسمطین» را که در آن زمان کمیاب بود و در تکمیل مباحث کتاب الغدیر به آن نیاز داشتم، برای من مهیا کند.

در این هنگام، یک عرب ساده و بی آلایش برای زیارت حضرت مشرف شد و از حضرت می خواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مریض بود شفا دهد، یک هفته گذشت ولی کتاب را پیدا نکردم؛ بعد از آن، دوباره برای زیارت مشرف شدم، از حسن اتفاق در وقتی که مشغول زیارت بودم، دیدم همان مرد به حرم مشرف شد و از حضرت تشکر کرد که حاجت او را برآورده کرده است. وقتی من کلام آن مرد را شنیدم، محزون شدم، چون دیدم امام، حاجت او را برآورده کرده، ولی حاجت مرا برآورده نکرده است.

خطاب به حضرت(علیه السلام) عرضه داشتم: جواب این مرد را دادی و حاجتش را برآورده کردی! اما من مدتی است به خدا متوسل می شوم و شما را شفیع قرار می دهم که آن کتاب را برای من مهیا کنید ولی آن کتاب مهیا نشده، آیا من کتاب را برای خودم می خواهم، یا به خاطر کتاب شما؟

آنگاه گریه برایم مستولی شد و با حالت ناراحتی از حرم بیرون آمدم، آن شب از ناراحتی چیزی نخوردم و خوابیدم، در عالم خواب دیدم که مشرف به خدمت حضرت امیر(علیه السلام) شده ام و حضرت در آن حال، به من فرمود: آن مرد، ضعیف الایمان بود و نمی توانست صبر کند ولی تو باید صبر داشته باشی.

از خواب بیدار شدم، صبح سر سفره بودم که در زده شد، در را باز کردم، دیدم همسایه ای که شغلش بنایی بود، داخل شد و سلام کرد و گفت: من خانه جدیدی خریده ام که بزرگ تر از این خانه است، بیشتر اثاث خانه را به آنجا منتقل کرده ام و این کتاب را در گوشه آن خانه پیدا کردم، خانمم گفت: این کتاب به درد تو نمی خورد، آن را به شیخ عبدالحسین امینی هدیه کن، شاید او استفاده کند.

من کتاب را گرفتم، غبارش را پاک کردم و دیدم همان کتاب خطی «در السمطین» است که دنبالش بودم. در این هنگام، بر این نعمت، سجده شکر کردم. ۱

سخن دارم ز استادم، نخواهد رفت از یادم که گفتا حل شود مشکل، ولی آهسته آهسته:

  پانوشتها

1- الغدیر، جلد 1، ترجمه محمد تقی واحدی، مقدمه چاپ دوم. * 2- یادنامه علامه امینی، به کوش دکتر سید جعفر شهیدی، محمدرضا حکیمی، ص 28- 3*. 241 هزار روز تاریخ ایران و جهان، ضمیمه روزنامه اطلاعات، ص 4*. 353- یادنامه علامه امینی، همان؛ ص 5*. 242- شیخ عبدالحسین امینی نجفی، ترجمه محمدتقی واحدی، تهران، کتابخانه بزرگ اسلامی، 1368، ص 6*. 14- محمدرضا حکیمی، حماسه غدیر، انتشار، ص 7*. 370. همان ص 288*. 406 هزار روز تاریخ ایران و جهان، همان، ص 354-

 منبع

 از تالیفات 7 جلدی نوادر و متفرقات ، ج 3، ص: 331 ببعد از نوشته های اینجانب.

مرحوم حاج حسین شاکری سالها ملازم علامه امینی صاحب اثر گرانسگ الغدیر بوده و حاصل این مصاحبت تاثیر شگرف علامه امینی بر ایشان است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، او که تاجری خوشنام و پاک طینت بود در سایه مصاحبت با عالمانی چون علامه امینی و آیت الله حکیم، در زمره مولفین کتاب های ارزشمندی قرار گرفت، یکی از این آثار، کتاب «ربع قرن با علامه امینی» می باشد؛ حاج حسین شاکری اهل تبریز است که موقوفات فراوان و تالیف بیش از 90 جلد کتاب تاریخی و اعتقادی را در کارنامه علمی و اجتماعی خود دارد، وی چهار سال پیش در قم دار فانی را وداع گفت و جهت خاکسپاری در عتبات عالیات به عراق انتقال یافت.

آقای عارف شاکری، فرزند مرحوم حاج حسین شاکری که هم اکنون تولیت کتابخانه امیرالمومنین (ع) نجف را بر عهده دارد، به مناسبت سالروز رحلت علامه امینی، بخشی از خاطرات پدر خود از علامه امینی و نیز نحوه تألیف الغدیر را در گفت وگو با خبرگزاری حوزه بیان کرده است.

قسمتی از مصاحبه آقای شاکری

مرحوم حاج حسین شاکری مدت ها با علامه امینی (ره) مانوس بودند این آشنایی چگونه صورت گرفت.

پدرم محل توجه و عنایت سه تن از علمای بزرگ نجف یعنی علامه امینی و شیخ محمد رضا مظفر و آیت الله حکیم بود و تحت نظر این سه استاد بزرگ تربیت شد، وی مقدمات علوم حوزوی را در نجف خواند و سپس در دانشگاه بغداد به تحصیل حقوق مشغول شد، اما به دلیل حوادث سیاسی عراق مجبور به ترک تحصیل شد.

دو برادر بزرگ وی هم کارخانه تولید کفش تاسیس کردند که این شرکت، دومین شرکت کفش در عراق شد، ایشان در کنار تجارت و داد ستد در بازار، کارهای خیر فراوانی انجام داد و مانند پدر مرحوم شان مورد وثوق علماء و مراجع وقت نجف بود.

* به نظر شما کار بزرگ علامه امینی چه بود؟

علامه امینی در حالی به عراق آمد که غریب بود و عربی خوب حرف نمی زند، ایشان دو کار بسیار بزرگ انجام داد، اول) کتابخانه عظیمی تاسیس کرد و نسخه های خطی ارزشمندی را در آن جمع آوری کرد که؛ قریب به 5 هزار مخطوط از قرن دوم و سوم هجری در این کتابخانه موجود می باشد

دوم) کتاب الغدیر را نوشت و بر اساس مصادر و مسانید اهل سنت ثابت کرد که غدیر یک حقیقت بوده است.

در وصیت نامه علامه امینی آمده است، نباید هیچ کتابی از کتابخانه خارج شود بر این اساس پدرم تولیت کتابخانه علامه را به عهده داشتند و بعد از ایشان بنده متولی کتابخانه هستم.

* از خاطراتی که پدر از علامه امینی برای شما نقل می کردند بگویید؟

وقتی علامه امینی تالیف الغدیر را شروع کرد جهت تهیه مصادر کتاب به مسافرت رفت، در دمشق کتابخانه ای به نام کتابخانه «ظاهریه» بود، علامه امینی شنیده بود در آنجا منابع ارزشمندی از اهل سنت وجود دارد. پدرم می گوید: به کتابخانه ظاهریه رفتم، دیدم علامه امینی بسیار خسته است، وقتی مرا دید گریه کرد و گفت؛ من از خدا می خواستم کسی را برای کمک بفرستد که شما آمدید.

ایشان در مدت 10 روز بیش از 1500 صفحه را با خط خود نوشت، استنساخ در آن زمان مانند الان نبود، کار بسیار مشکلی بود و دیگران برای این امور از کتاب ها فیلم می گرفتند، علامه بسیار خسته شده بود، پدرم به علامه گفته بود: من همه مخارج فیلم های این مخطوطات را تامین می کنم، لذا تصمیم می گیرد، دستگاهی برای تهیه فیلم از کتاب ها خریداری کند، اما اداره اوقاف عراق به خاطر شیعه بودن به پدرم اجازه این کار را نداد.

* به حرم نرسیده امیرالمومنین (ع) حاجت امینی را روا کرد!

یکی از خاطراتی که می خواهم در باره علامه امینی نقل کنم این است که؛ علامه امینی روزی در کوچه «سوق الحویش» نجف عبور می کردند؛ سیدی که به قصابی اشتغال داشت به علامه گفت؛ با شما کاری دارم؛ ظاهراً علامه در مسیر برگشت فراموش می کنند نزد سید بروند، وقتی به منزل رسیدند یادش می آید که قصاب با او کار داشت نزد قصاب برگشتند، به علامه عرض کرد بسیار تنگدستم و چهار دختر علویه دارم که لباس ندارند، حتی برای نماز یک چادر دارند، علامه بسیار ناراحت شد و دست سید را گرفت به سمت حرم امیرالمومنین (ع) حرکت کردند، هنوز به حرم امیرالمومنین (ع) نرسیده بودند، حاجت ایشان روا شد. در راه رسیدن به حرم، شخصی به علامه امینی پولی داد و گفت؛ یکی از شیوخ عراق یکصد دینار برای شما فرستاده است، آن ایام، مبلغ زیادی بود، همه را به سید داد و رفت.

* «الغدیر غدیره»

پدرم از قول یکی از یکی از علمای خوزستان نقل می کرد: در عالم رویا دیدم، صحرای محشر است و هر کس به نفس خویش مشغول است، همگی تشنه بودند و در این بین عده ای از مردم برای رسیدن به آب زلال و گواریی سبقت می گیرند، مردی نورانی و جلیل القدر بر حوض آب، اشراف دارد، به بعضی اجازه نوشیدن آب می دهد و به بعضی اجازه نمی دهد، متوجه شدم حضرت امیرالمومنین (ع) است، پیش رفتم و سلام کردم و اجازه خواستم از این آب بنوشم، حضرت اجازه دادند و قدحی از آن آب گوارا نوشیدم، دیدم علامه امینی تشریف می آورند، امام به استقبال او رفتند و از جایگاه خود به پایین آمدند و با دست خود لیوان پر از آبی به علامه امینی نوشاندند، من در دل خود نسبت به علامه حسادت کردم و از این رفتار علوی متعجب شدم و عرض کردم، یا امیرالمومنین، من هم مانند علامه امینی عمری در تعظیم و ترویج شعائر مذهب زحمت کشیده ام و در نشر معارف شما کوشا بوده ام، اما چرا این گونه بین ما تفاوت می گذارید؟ حضرت فرمودند: «الغدیر غدیره».

هزینه نشر الغدیر چگونه پرداخت شد؟

به نظر من، تجار همت کردند و این مطلب، اهمیتش وقتی زیاد شود که تجار شیعه فرهنگ این کار را داشتند، مهم نیست پدرم یا شخص دیگری اینکار را کرده باشد، متاسفانه این فرهنگ الان روز به روز کم رنگ تر می شود، من چندین جلسه با تجار بزرگ برگزار کرده ام تا تحمل این مسئولیت را داشته باشند؛ ارتباط بین بازار و حوزه رابطه ای محکم و سابقه دار است تجار بزرگ و بازاریان باید در نشر معارف دین نقش خویش را ایفاء کنند، منتهی در سالهای اخیر این رابطه کم رنگ شده و من در پی احیاء این سنت نیک فراموش شده هستم.

* از بقیه مجلدات الغدیر چه خبر آیا منتشر می شوند؟

در خاطرات پدرم ج 12 و 13 و 14 الغدیر منتشر نشده، مطالبی در این مجلدات است که انتشار آن صلاح نیست این سه جلد در عراق در مکانی امن هستند و الان جهت حفظ اسلام صلاح نیست چاپ شود.

*آیا برای مخطوطات کتابخانه علامه امینی و تصحیح و تحقیق آنها کاری شده است؟

از معجرات الهی این است که کتابخانه از زمان صدام تا الان سالم مانده و حتی بعد از صدام و در جنگ های داخلی اخطار دادند که کتابخانه را منهدم می کنند، مخطوطات همه سالم مانده اند و البته به دنبال راه اندازی بخش تخصصی نگهداری کتاب هستیم، در مرحله بعد می خواهیم کتابخانه را در فضای مجازی در معرض دید همگان قرار دهیم، قبلا مردم به کتابخانه ها می آمدند، اما الان می خواهیم این کتابخانه را به جهانیان برسانیم، تا چند ماه دیگر سایت افتتاح می شود، علاوه بر قم یک دفتر در تهران و یک دفتر نیز در انگلستان خواهیم داشت و گزارش ها در سایت بروز رسانی می گردد.

مسئول مخطوطات جهانی یونسکو به کتابخانه امیرالمومنین (ع) نجف آمدند و زمانی که این مخطوطات را دیدند بهتشان زد و گفت: من 15 سال است مسئول مخطوطات خاورمیانه ام و در این مدت مثل این گنج ندیدم.

این کتابخانه اکنون در معرض خطر است و هزینه ترمیم و نگهداری آن بسیار بالا است و انشاءالله در دو ماه آینده مرکز تخصصی نگهداری و ترمیم کتابخانه را تاسیس خواهیم کرد.

* علامه این کتابها را چگونه جمع آوری کردند؟

خدا با او یار بود؛ بیشتر این کتابها را از ایران جمع کرد، یکی از مخطوطات قرآنی است به دست خط امیرالمومنین (ع) و البته صحت این انتساب جای تحقیق دارد.

* کدام خصوصیت علامه برای پدرتان جذابیت بیشتری داشت؟

ایشان برای پیشبرد تشیع بسیار دلسوز بودند و در راه حق از احدی نمی هراسید، مرحوم پدرم بسیار متاثر از علامه امینی بودند کما اینکه من هم بسیار از آیت الله سید محمد سعید حکیم متاثرم و هشت سال با ایشان در زندان بعث بوده ام.

* آیا خاطرات خود از پدر و آیت الله حکیم را مکتوب کرده اید؟

بله این خاطرات را مکتوب کرده ام، این خاطرات در شش مجلد آماده شده است.

* کتاب مرحوم پدرتان با عنوان ربع قرن با علامه امینی بعد از رحلت علامه نوشته شد؟

بله بعد از رحلت علامه نوشته شد؛ تقریبا 13 سال بعد از وفات علامه نوشته شد

* در حال حاضر آیا تمامی تالیفات پدر محفوظ است؟

بله الان می خواهم در کنار مسجد شاکری؛ کتابخانه ایشان را هم تجدید بنا کنم؛ و مجموعه آثار ایشان را به مرکز تحقیقات کامپیوتری نور هم داده ام که به صورت نرم افزار کنند. من کتابهای پدر را چاپ کرده ام و به سراسر جهان هدیه می فرستم.

* کتاب های پدر بیشتر در چه موضوعاتی می باشند؟

تاریخی و عقاید تشیع.