315 - ماجرای هاروت و ماروت
41 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

هاروت و ماروت

. . ما انزل علی الملکین ببابل هاروت و ماروت و ما یعلمان من احد حتی یقولا انما نحن فتنة فلا تکفر فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه و ما هم بضارین به من احد الا باذن الله و یتعلمون ما یضرهم و لا ینفعهم. . .

داستان دو فرشته به نام های هاروت و ماروت که در سورۀ بقره از آنها یاد شده این گونه بیان شده است: هنگامی که بازار سحر و جادو در سرزمین بابل به اوج خود رسید و جادوگران نابکار از این رهگذر به آزار و اذیّت مردم آن سامان دست اندازی می کردند، گوئی مردم چشم امّید به درگاه خدا دوخته و دست نیاز به سوی یگانه فریادرس خود دراز کردند و گشایش کار خود یعنی نابودی ساحران نابکار را از خداوند متعال خواستار شدند و خداوند رحیم در رحمتش را گشود و دو فرشته از بارگاه پرعظمت خود به نام های هاروت و ماروت را به صورت دو انسان مأمور به تعلیم روش های خنثی سازی و باطل ساختن جادو و سحر کرد وظیفۀدو فرشتۀانسان نما (هاروت و ماروت) در میان مردم بابل این بود که نکات و مطالب علم سحر و جادو را برای مردم تشریح و توضیح می دادند تا بتوانند در برابر آزار و اذیت و ترفندهای جادوگران مقاومت و یا حدّاقل سحر آنان را خنثی و باطل سازند و پس از تعلیم نکات سحر و جادو به مردم هشدار می دادند که مبادا از تعلیمات آنها سوء استفاده شود زیرا که این تعلیمات مایۀآزمایش است و کسی که سوء استفاده کند به خدا کفر ورزیده است. (با رسوخ خرافات و اسرائیلیات در متون اسلامی ما ساحت مقدس این دو فرستادۀالهی (هاروت و ماروت) مورد اهانت واقع می شوند).

   از احادیث چنین بر مى­ آید که در زمان سلیمان نبی”علیه السلام” گروهى در کشور او به عمل سحر و جادوگرى می­پرداختند. سلیمان”علیه السلام” دستور داد تمام نوشته­ ها و اُوراق آنها را جمع آورى کرده، در محل مخصوصی نگه­دارى کنند. این نگه­دارى شاید به خاطر آن بوده که مطالب مفیدى براى دفع سحر ساحران در میان آنها وجود داشته است. پس از وفات حضرت سلیمان”علیه السلام” گروهى آنها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند؛  لذا خداوند این دو فرشته را به سوی مردم گسیل ذاشت تا آنان را از سحر ساحران برهانند.  این دو فرشته زمانى به میان مردم آمدند که بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران بودند. آنها مردم را به طرز إبطال سحر ساحران آشنا ساختند ولى از آنجا که خنثى کردن یک مطلب [همانند خنثى کردن یک بمب] فرع بر این است که انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد و بعد طرز خنثى کردن آن را یاد بگیرد، ناچار بودند فوت و فن سحر را قبلاً شرح دهند اما سوء استفاده کنندگان یهود همین را وسیله قرار دادند براى اشاعۀ هر چه بیشتر سحر و تا آنجا پیش رفتند که پیامبر بزرگ الهی، حضرت سلیمان”علیه السلام” را نیز متهم ساختند که اگر عوامل طبیعى به فرمان او است، یا جن و انس از او فرمان مى­برند همه مولود سحر است. پس در سرزمین بابل چون سحر و جادوگرى به اوج خود رسید و باعث ناراحتى و ایذاء مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق إبطال آن را به مردم بیآموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر حذر دارند.

 ولى این تعلیمات بالأخره قابل سوء استفاده بود؛ چرا که فرشتگان ناچار بودند براى إبطال سحر ساحران، طرز آن را نیز تشریح کنند، تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیرى بپردازند. این موضوع سبب شد که گروهى پس از آگاهى از طرز سحر، خود در ردیف ساحران قرار گیرند با اینکه آن دو فرشته به مردم هشدار دادند که این یک نوع آزمایش الهی براى شما است و حتى گفتند سوء استفاده از این تعلیمات یک نوع کفر است.[ تفسیر نمونه: ج 1، ص 369 ؛ 375 و مجمع البیان: ج 1، ص 175.]

. . . از آنچه بر دو فرشته بابل (هاروت ) و (ماروت ) نازل شد پیروی کردند، (آنها طریق سحر کردن را برای آشنائی به طرز ابطال آن به مردم یاد می دادند) و به هیچ کس چیزی یاد نمی دادند مگر اینکه قبلا به او می گفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم، کافر نشوید (و از این تعلیمات سوء استفاده نکنید) ولی آنها از آن دو فرشته مطالبی را می آموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدائی بیفکنند (نه اینکه از آن برای ابطال سحر استفاده کنند) ولی هیچگاه بدون فرمان خدا نمی توانند به انسانی ضرر برسانند، . . .

آنها از این آزمایش الهی پیروز بیرون نیامدند از آن دو فرشته مطالبی را می آموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدائی بیفکنند (فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه ).

ولی قدرت خداوند ما فوق همه این قدرتها است، (آنها هرگز نمی توانند بدون فرمان خدا به احدی ضرر برسانند) (و ما هم بضارین به من احد الا باذن الله ).

آنها آگاهانه به سعادت و خوشبختی خود و جامعه ای که به آن تعلق داشتند پشت پا زدند و در گرداب کفر و گناه غوطه ور شدند در حالی که اگر ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند پاداشی که نزد خدا بود برای آنان از همه این امور بهتر بود،

اگر توجه داشتند) (و لو انهم آمنوا و اتقوا لمثوبة من عند الله خیر لو کانوا یعلمون ).اگر آنها ایمان می آوردند و تققوا داشتند البته برای آنها پاداش های خوبی نزد خدا بود.

 1 - ماجرای هاروت و ماروت

درباره این دو فرشته که به سرزمین بابل آمدند، افسانه ها و اساطیر عجیبی بوسیله داستان پردازان ساخته شده و به این دو ملک بزرگ الهی بسته اند تا آنجا که به آنها چهره خرافی داده اند، و حتی کار تحقیق و مطالعه پیرامون این حادثه تاریخی را بر دانشمندان مشکل ساخته اند آنچه از میان همه اینها صحیحتر به نظر می رسد و با موازین عقلی و تاریخی و منابع حدیث سازگار است همان است که در ذیل می خوانید: (در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسید و باعث ناراحتی و ایذاء مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان ماءمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر کنار دارند.

ولی این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود، چرا که فرشتگان ناچار بودند برای ابطال سحر ساحران طرز آن را نیز تشریح کنند، تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیری پردازند، این موضوع سبب شد که گروهی پس از آگاهی از طرز سحرخود در ردیف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازهای برای مردم شدند.

با اینکه آن دو فرشته به مردم هشدار دادند که این یکنوع آزمایش الهی برای شما است و حتی گفتند: سوء استفاده از این تعلیمات یکنوع کفر است، اما آنها به کارهائی پرداختند که موجب ضرر و زیان مردم شد).

آنچه در بالا آوردیم چیزی است که از بسیاری از احادیث و منابع اسلامی

استفاده می شود و هماهنگی آن با عقل و منطق آشکار است، از جمله حدیثی که از عیون اخبار الرضا (علیه السلام ) نقل شده (که در یک طریق از خود امام علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام ) و در طریق دیگری از امام حسن عسکری (علیه السلام ) است ) به روشنی این معنی را تاءیید می کند.

اما متاسفانه بعضی از مورخان و نویسندگان دائرة المعارفها و حتی بعضی از مفسران در این زمینه تحت تاثیر افسانه های مجعولی قرار گرفته اند و داستانی را که در افواه بعضی از عوام مشهور است درباره این دو فرشته معصوم الهی ذکر کرده اند که: آنان دو فرشته بودند، خداوند آنها را برای این به زمین فرستاد تا بدانند اگر آنها نیز جای انسانها بودند از گناه مصون نمی ماندند، و خدا را معصیت می کردند، آنها هم پس از فرود آمدن به زمین مرتکب چندین گناه بزرگ شدند و به دنبال آن افسانهای درباره ستاره زهره نیز ساختند، همه اینها بی اساس و جزء خرافات است و قرآن از این امور پاک می باشد و اگر تنها در متن آیات فوق بیندیشیم خواهیم دید که بیان قرآن هیچ ارتباطی با این مسائل ندارد.

 2 - واژه هاروت و ماروت

نام (هاروت ) و (ماروت ) به عقیده بعضی از نویسندگان، ایرانی الاصل است او می گوید در کتاب ارمنی با نام (هرروت ) به معنی حاصلخیزی و (مروت ) به معنی (بی مرگی ) برخورد کرده است، او معتقد است که هاروت و ماروت ماخوذ از این دو لفظ می باشد.

ولی این استنباط دلیل روشنی ندارد.

در (اوستا) الفاظ (هرودات ) که همان (خرداد) باشد و همچنین (امردات )

به معنی بی مرگ که همان مرداد است به چشم میخورد.

دهخدا در لغت نامه خود نیز مطلبی در این زمینه نقل کرده است که بی شباهت به معنی اخیر نیست.

و عجیب اینکه: بعضی هاروت و ماروت را دو مرد از ساکنان بابل دانسته اند و بعضی حتی آنها را به عنوان شیاطین معرفی کرده اند در حالی که آیه فوق به وضوح این مسائل را رد می کند.

 3- چگونه فرشته معلم انسان می شود؟

در اینجا سؤ الی باقی میماند و آن اینکه طبق ظاهر آیات فوق و روایات متعدد چنانکه گفتیم هاروت و ماروت دو فرشته الهی بودند که برای مبارزه با اذیت و آزار ساحران به تعلیم مردم پرداختند، آیا براستی فرشته می تواند معلم انسان باشد؟

پاسخ این سؤ ال در همان احادیث ذکر شده است و آن اینکه خداوند آنها را به صورت انسانهائی در آورد تا بتوانند این رسالت خود را انجام دهند، این حقیقت را می توان از آیه 9 سوره انعام نیز دریافت آنجا که می گوید: و لو جعلناه ملکا لجعلناه رجلا (اگر او (پیامبر) را فرشتهای قرار می دادیم حتما او را به صورت مردی جلوه

گر می ساختیم ).

 4 = هیچکس بدون اذن خدا قادر بر کاری نیست

در آیات فوق خواندیم که ساحران نمی توانستند بدون اذن پروردگار به کسی زیان برسانند این به آن معنی نیست که جبر و اجباری در کار باشدبلکه

اشاره به یکی از اصول اساسی توحید است که همه قدرتها در این جهان از قدرت پروردگار سرچشمه می گیرد، حتی سوزندگی آتش و برندگی شمشیر بی اذن و فرمان او نمی باشد، چنان نیست که ساحر بتواند بر خلاف اراده خدا در عالم آفرینش دخالت کند و چنین نیست که خدا را در قلمرو حکومتش محدود نماید بلکه اینها خواص و آثاری است که او در موجودات مختلف قرار داده، بعضی از آن حسن استفاده می کنند و بعضی سوء استفاده، و این آزادی و اختیار که خدا به انسانها داده نیز وسیله ای است برای آزمودن و تکامل آنها.

منابع -

مقد ا ری از مطالب تلخیص و تنظیم از تفسیر نمونه ج 1 در تفسیر آیات. - سایت گوناگون - سایت آفتاب - ویکی پرسش -  مجمع جهانی صادقین - و چندین منابع  و مدارک دیگر.