311 - امامت یعنی چه ؟! (2)
48 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

امامت در قرآن

در آیه ۲۴ سوره سجده این گونه ذکر شده است:

وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یوقِنُونَ. و از میان بنی اسرائیل پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت کنند؛ چون آنان، هم صبر کردند و هم به آیات ما یقین داشتند. این آیه اثبات می کند که تعیین امام از حقوق الهی است. [محسن قرائتی، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، ۱۳۸۳ ش، چاپ یازدهم جلد ۷ صفحه ۳۱۸. ]

در آیه 124 سوره بقره نیز ذکر شده است:

و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین". (به خاطر بیاورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده آزمایش برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانی قرار بده) خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند شایسته این مقامند). این آیه نمایانگر آن است که خداوند برای مردم امام تعیین می کند و آن امام باید معصوم و عاری از گناه باشد.

 امامت در احادیث

در صحیح بخاری و مسلم و مسند طیالسی و احمدبن حنبل و سنن ترمذی و ابن ماجه و منابعی دیگر آمده است که رسول خدا به علی فرمود: تو برای من به منزلۀهارون برای موسی هستی. با این تفاوت که بعد از من دیگر پیامبری نخواهد آمد. [صحیح بخاری، باب مناقب علی ابن ابی طالب، ج ۲ / ۲۰۰]

در غدیر خم در هیجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت و به هنگام بازگشت پیامبر از آخرین حج خود، و با نزول آیه ۶۷ سوره مائده به کاروانها دستور توقف داد و فرمود تا همان جا توقف کرده و پیش رفتگان را فراخوانند تا واپس ماندگان نیز از راه برسند. [تاریخ ابن کثیر، ج ۵، ۲۱۳] پس از ادای نماز، به خطبه برخاست و خدای را حمد و سپاس گفت و فرمود: نزدیک است که مرا بخوانند و من هم اجابت کنم و من و شما هر دو در پیشگاه خداوند مسئولیم. . . . آیا می دانید که من از همه مؤمنان بر خودشان سزاوارتر و مقدم تر می باشم؟ مردم بانگ برآوردند: آری ای رسول خدا. و باز پرسید: آیا می دانید و گواهی می دهید که من بر هر فرد مؤمنی از خود او مقدم تر و سزاوارتر هستم؟ مردم فریاد برآوردند: آری. سپس پیامبر خدا دست علی را گرفت و بلند کرد به طوری که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و فرمود: ای مردم! خداوند مولی و سرور من است و من مولی و سرور شما هستم. ( شواهد التنزیل، ج ۱، ۱۹۱ - تاریخ ابن کثیر، ج ۵، ۲۰۹] پس هر که را من مولای او می باشم این علی مولای او خواهد بود. [ تاریخ ابن کثیر، مجمع الزوائد، مسند احمدبن حنبل، مسند احمد] پس دست به دعا برداشت و گفت: بار خدایا! دوستدار او را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار. [مسند احمد، مستدرک حاکم، سنن ابن ماجه باب فضل علی، حاکم حسکانی، تاریخ ابن کثیر، ] یاری کننده او را یاری کن و خوارکننده او را خوار گردان. [مسند احمد، مجمع الزوائد، شواهدالتنزیل، تاریخ ابن کثیر، ]

همچنین بنا بر حدیثی دیگر از پیامبر که می فرماید: «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیّة» (هر کس بمیرد درحالیکه امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است) شناخت امام را شرط قبول اسلام نزد پروردگار دانسته شده است. »

 تو بعد از من رهبر و سرپرست تمام مؤمنین هستی

عمروبن میمون از ابن عباس نقل نموده که رسول خدا صلی اللَّه علیه وآله به علی علیه السلام فرمود: أنت ولی کلّ مؤمنٍ بعدی؛ یا علی! تو بعد از من رهبر و سرپرست تمام مؤمنین هستی. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بیروت، دارالمعرفه، ج 3، ص 124، ینابیع المودة، سلیمان قندوزی، باب 20، ص 103، تاریخ الخلفاء سیوطی، باب فضائل علی علیه السلام، ص 173-

در این حدیث با توجّه به کلمه» بعدی «معنای ولی صراحت در رهبری و امامت دارد، و معنی ندارد که پیامبر بفرماید تو محبوب مؤمنان بعد از من هستی.

راستی باید گفت پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه وآله در معرّفی علی علیه السلام و بیان منزلت ها و مقامات امیرمؤمنان علیه السلام هرگز کوتاهی نکرد و با شیوه های مختلف محوریت و رهبریت او را به جامعه معرّفی نمود، گاه دست او را بالا برد و فرمود: این علی مولا و رهبر مردم است»

 علی با قرآن است

و گاه می فرمود: «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا. . . ؛ علی با قرآن است و قرآن با علی علیه السلام است و هرگز آن دو از هم جدا نمی شوند. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بیروت، دارالمعرفه، ج 3، ص 124، ، فرائد السمطین، همان، ج 1، ص 439، ینابیع المودة، همان، باب 20، ص 104، هیثمی، مجمع الزوائد، ج 9، ص 135-

گاه او را محور حق معرّفی نمود، در حدیث متواتر این جمله آمده است که پیغمبر اکرم صلی اللَّه علیه وآله فرمود: «علی

مع الحقّ و الحقّ مع علی و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض یوم القیامة؛ المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 105، حدیث 108 علی با حق است و حق با علی است و هرگز آن دو از هم جدا نمی شوند تا روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. »

در روایت دیگر فرمود: سیکون من بعدی فتنة، فاذا کان ذلک، فالزموا علی بن ابی طالب، فانّه الفاروق بین الحقّ و الباطل؛ بزودی بعد از من فتنه (ها) پیدا می شود، پس همراه علی بن ابی طالب باشید، زیرا او (معیار) جدا کننده بین حق و باطل است. المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 105، حدیث 109

و فرمود: کسی که از علی جدا شود از من جدا شده، و کسی که از من جدا شود از خدا فاصله گرفته است. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 6، ص 221، شماره 3275؛ ینابیع المودة، همان، باب 42، ص 148؛ تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 2، ص 431-

 خلافت علی علیه السلام

از رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است به علی علیه السّلام فرمود: «لاینْبَغی أَنْ أَذْهَبَ إِلا وَ أَنْتَ خَلِیفَتی. . . أَنْتَ وَلِیی فِی کل مُؤْمِنٍ بَعْدی؛ روا نیست که من از دنیا بروم و تو جانشین من نباشی. . . . تو سرپرست برگزیده من بر هر مؤمن بعد از من هستی؛ مسند احمد، ج 1، ص 331؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 13؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 120؛ السنن الکبری، ج، ص 113-

  عدم قبول ایمان جز با قبول ولایت او

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: . . . . و لا یقبل اللَّه إیمان عبد إلا بولایته و البراءة من أعدائه؛ و خداوند متعال ایمان بنده ای را قبول نمی کند، مگر اینکه ولایت او (حضرت علی علیه السلام ) را داشته باشد و از دشمنان او بیزار باشد. (نام کتاب ولایت شرط قبولی اعمال از این احادیث، برداشته شده است).

کنزالعمال، ج 11، ص 1؛ أمالی شیخ صدوق، ص 138؛ ارشادالقلوب، ج 2، ص 209، مئة منقبه، ص 176؛ روضةالواعظین، ج 1، ص 114؛ کشف الیقین، ص 4؛ کشف الغمه، ج 1، ص 112؛ بناء المقالةالفاطمیه، ص 369؛ تأویل الآیات، ص 844 و. . ).

حضرت رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرموده اند: . . . النظر الی وجه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبادة و ذکره عبادة ولایقبل اللَّه ایمان عبد الا بولایته والبرائة من اعدائه». نگاه کردن به چهره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبادت، و یاد او عبادت است. و ایمان کسی جز با قبول ولایت و بیزاری جستن از دشمنان او پذیرفته نمی شود. (مناقب خوارزمی، 19 و 212؛ کفایة الطالب، گنجی شافعی، 214- )

  همچون مشک خشک گردد

جابر بن عبداللَّه انصاری از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلم نقل نموده خدای عزّوجلّ در شب معراج فرمود: یا محمد؛ لو أن عبداً من عبادی عبدنی حتی ینقطع أو یصیر کالشن البالی ثم أتانی جاحداً لولایتکم ما غفرت له أو یقرّ بولایتکم. ای محمد! اگر بنده ای از بندگانم، مرا آن چنان عبادت کند که بمیرد یا همچون مشک خشک گردد سپس نزد من آید در حالی که ولایت شما را انکار کند او را نمی بخشم یا به ولایت شما اقرار نماید.

مناقب ابن مغازلی شافعی: 297 ح 240). الشهب الثاقب، ص 66؛ الجواهر السنیة، ص 312؛ الاربعین شیخ ماحوذی، ص 212- الغیبه، ص 95؛ مأة منقبة 17، ص 38؛ الاربعون حدیثاً، منتجب الدین بن بابویه، ص 4؛ الطرائف، ص 173؛ شیخ البطحاء ابوطالب (ع)، ص 31؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص

143؛ غایة المرام، ج 7، ص 78؛ مکیال المکارم، ج 1، ص 65؛ شرح احقاق الحق، ج 5، ص 46؛ بحار، ج 36، ص 216؛ الزام الناصب، ج 1، ص 163؛ مدینة المعاجز، ج 2، ص 312، ح 575؛

  بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید

علمای اهل سنت نقل کرده اند که پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: یا علی! اگر کسی به اندازه عمر (حضرت) نوح خدا را عبادت کند، و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق نماید و به اندازه ای عمرش طولانی باشد که بتواند هزار بار پیاده به حج برود، آنگاه در (مکه) بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود، . . . ثم لم یوالیک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها ولی، ولایت تو را «ای علی!» نداشته باشد، بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و هرگز وارد بهشت نخواهد شد. (مناقب، خطیب خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، خوارزمی، 37/ 1).

و روایات فراوان دیگر که با کمترین مراجعه به مصادر و منابع حدیثی و روائی، مسئله مانند آفتاب درخشان روشن می شود.

 ولایت علی (ع) و بعثت پیامبر اکرم (ص)

عن سفیان الثوری، قال: حدثنی أبو عبداللَّه جعفر بن محمد قال: قال النبی (ص): أنه لیلة اسری بی إلی اللَّه تعالی عرجت سماءا سماءا، و حاوزت الکروبیین و الملائکة الصافین و جاوزت موضعا لم ینته إلیه جبرئیل (ع)، وبلغت طوبی وسدرة المنتهی فأوحی إلی ربّی ما أوحی. فقالت لی حملة العرش: بم بعثت یا محمد؟. فقلت: بولایتی وولایة أخی علی بن أبی طالب.

نوادر المعجزات، محمّد بن جریر، ص 71، ح 34-

شبی که مرا به سوی پروردگار (معراج) بردند، آسمان به آسمان بالا بردند و از مقام های فرشتگان کروبیین و صافین گذشتم و از مقام جبرئیل بالاتر و به سدرةالمنهی رسیدم، پس حملة عرش الهی به من گفتند: ای محمد! برای چه مبعوث شدی؟ گفتم: به ولایت خودم و ولایت برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام.

  ولایت علی (ع) و بعثت پیامبران

ما رواه أبو نعیم الحافظ: تفسیر قوله تعالی: وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رُسُلِنا (زخرف: 45)؛ أن النبی (ص) لیلة أسری به إلی السماء جمع اللَّه بینه و بین الأنبیاء ثم قال له: سلهم یا محمد؛ علی ما ذا بعثتم؟ فقالوا: بعثنا علی شهادة أن لا إله إلا اللَّه، و الإقرار بنبوتک، و الولایة لعلی بن أبی طالب ع). شب معراج خداوند متعال تمام پیامبران را جمع کرد و به پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه وآله فرمود: ای محمد! از اینان سؤال کن برای

چه شما به پیامبری مبعوث شدید؟ پس تمام پیامبران گفتند:

مبعوث شده ایم که شهادت دهیم هیچ خدایی جز اللَّه نیست و اینکه اقرار کنیم بر نبوت تو و ولایت حضرت علی علیه السلام.

شواهد التنزیل، ج 2، ص 223، ح 855؛ العمده، ص 353، ح 680؛ خصائص الوحی المبین، ص 170، ح 116؛ الطرائف، ص 101، ح 147؛ تأویل الآیات الظاهره، ص 546؛ نهج الحق، ص 183؛ بحار، ج 36، ص 155؛ ینابیع المودة، ج 2، ص 246، ح 692؛ تفسیر اثنی عشری، ج 11، ص 478؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج 4، ص 81؛ تفسیر منهج الصادقین، ج 8، ص 249؛ الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج 1، ص 207؛ طرائف المقال، ج 2، ص 299؛ الامام علی (ع)، احمد رحمانی همدانی، ص 73، ح 19-

ای محمد! من تو را و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهما السلام را از سنخ نور خود خلق کردم و ولایت شما را بر اهل آسمان و زمین عرضه کردم. پس هر کس ولایت شما را قبول کند نزد من از مؤمنین خواهد بود و هر کس منکر ولایت شما شود نزد من از کافرین خواهد بود. ،

  علی نسبت به من مانند سر است

از ابن عباس نقل شده است که پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه وآله فرمود: «علی منّی مثل رأسی من بدنی؛ علی نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن. » المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 144، حدیث 167-

صد البته که محبّت های پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه وآله به علی صرف محبّت عاطفی نیست بلکه بر اساس لیاقت ها و کمالاتی است که مولا علی علیه السلام دارا می باشد دلیل آن این است که خدا را باید از راهی که او می گوید شناخت و دستورات او را به کار بست و مسئله امامت یکی از مسائل مهم اعتقادی است که تبعیت از آن تبعیت از خدا و رسولش می باشد و کسی که به خدا و رسول او اعتقاد دارد باید سخنان و دستورات آن ها را در زندگی خود اطاعت کند و پشت کردن به دستورات آن ها که یکی از آن ها امامت است در واقع عدم تبعیت از خدا و رسولش می باشد.

 عبور از صراط با جواز ولایت

از مناقب ابن المغازلی با اسنادش از أنس قال: رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: اذا کان یوم القیامة و نصب الصّراط علی شفیر جهنّم لم یجز علیه الّا من معه کتاب ولایة علی بن أبی طالب علیه السلام. (العمدة: ص 193، بحار ج 27 ص 131 ح 148 از آن.

زمانی که روز قیامت شد و صراط روی جهنم نصب گردید برآن نمی گذرد مگر آن کس که نوشته ای برولایت علی بن ابی طالب داشته باشد.

اگر طالب روایات و مدارک و اسناد بیشتر هستی به مراجع آنها مراجعه کنید هر کس بر محبت آل محمّد از دنیا برود شهید مرده روایت ذیل را زمخشری در تفسیر الکشّاف و فخر رازی در تفسیرش و سایر علمای اهل سنّت نقل کرده اند. که روایت از این اشخاص قابل توجه است

عَنِ النَّبِی ص أَنَّهُ قَالَ: مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً ألا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ ألا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً ألا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَکمِلَ الْإِیمَانِ ألا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَک الْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ ثُمَّ مُنْکرٌ وَ نَکیرٌ ألا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ یزَفُّ إِلَی الْجَنَّةِ کمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَی بَیتِ زَوْجِهَا ألا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ص فُتِحَ لَهُ فِی قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَی الْجَنَّةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَّه قَبْرَهُ مَزَارَ مَلَائِکةِ الرَّحْمَةِ ألا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ عَلَی السُّنَّةِ وَ الْجَمَاعَةِ ألا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ یوْمَ الْقِیامَةِ مَکتُوبٌ بَینَ عَینَیهِ آیسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّه أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ کافِراً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ یشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّة بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج 23 ص 233

 هر کس با محبت آل محمّد از دنیا برود شهید مرده.

متوجه باشید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد آمرزیده است توجه کنید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با توبه از دنیا رفته هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با ایمان کامل از دنیا رفته و هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد ملک الموت باو بشارت بهشت میدهد بعد از او نکیر و منکر هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد چنان با جلال او را به بهشت میبرند مانند عروسی که بخانه شوهر میرود هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد دربی از قبرش به بهشت گشوده می شود. توجه کنید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد خداوند قبر او را جایگاه زیارت ملائکه رحمت قرار میدهد هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد بر راه و روش پیامبر و جماعت مؤمنین مرده هر کس با کینه آل محمّد بمیرد روز قیامت که می آید بر پیشانی او نوشته است:

مأیوس از رحمت خداست. هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد کافر از دنیا رفته و هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.

 محبت علی واجب است

جابر از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل کرده است که پیامبر فرمود: «جبرئیل از طرف خدای عزیز و جلیل ورقه سبزی از یاس را آورد که بر روی آن (با رنگ) سفید نوشته بود:

«انی افترضت محبّة علی بن ابی طالب علی خلقی عامةً، فبلّغهم ذلک عنّی؛ المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 77، حدیث 59 براستی من محبت علی را بر همه مردم واجب کردم و این را از طرف من (به همه) برسان. المناقب، ص 67، روایت 40؛ خوارزمی مقتل الحسین، ج 1، ص 69، ینابیع الموده، همان

ولایت شرط قبولی اعمال، ج 1، ص: 182

ص 252؛ و ج 2، ص 76؛ لسان المیزان، ج 5، ص 219؛ مودة القربی، شافعی همدانی، چاپ لاهور؛ ص 64؛ مناقب ابن مردویه، ص 73-

نیمه شب زمزمه ای هست بلند     

که مرا می گسلد بند از بند

هست جانسوزتر از ناله نی           

کرده صد ناله به یک زمزمه طی

چه روان بخش صدایی دارد

سوز عشق است و نوایی دارد

بس که با شور و نوا دمساز است   

به سماوات طنین انداز است

آسمان ها همه با آن عظمت         

رفته زین حال فرو در حیرت

دشت و صحرا همه در بهت و سکوت            

که بلند است نوای ملکوت

این نوای ابدیت ازلیست    

شاید آهنگ مناجات علیست

نیمه شب خلوت و رازی دارد          

با خدا راز و نیازی دارد

المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 326، حدیث 335 ( و مطالب زیاد دیگر در این رابطه در کتاب ولایت شرط قبولی اعمال )

 تعداد امامان

برخی شیعیان با استناد به حدیث جابر و برخی احادیث دیگر معتقدند ائمه ۱۲ فرد کاملاً مشخص هستند، که از جانب خدا و از زمان پیامبر با اسم معرفی شده اند. البته برخی احادیث، امامت عموم اهل بیت را اثبات می کند مثل حدیث ثقلین و برخی دیگر به تعداد امامان اشاره کرده است. برای نمونه مسلم در صحیح خود از جابربن سمره روایت کرده است که گفت: شنیدم رسول خدا فرمود:

این دین همیشه تا قیام قیامت و تا هنگامی که دوازده نفر خلیفه بر سر شما باشند، استوار و برپاست. این خلفاهمگی از قریش هستند[صحیح مسلم، ج ۳ُ، ۱۴۵۳، حدیث ۱۸۲۱]

در روایت دیگری رسول خدا فرمود: کار این امت همیشه به سامان است و پیوسته بر دشمنانشان پیروزند تا آنگاه دوازده نفر خلیفه که همگی آن ها از قریش هستند درگذرند. [منتخب کنز العمال، ج ۵، ۳۲۱]

 اسامی امامان ۱۲ گانه

امام جوینی از عبدالله بن عباس روایت می کند که رسول خدا فرمود: من آقای پیامبران و علی ابن ابیطالب اوصیاست. همانا اوصیای پی از من دوازده نفرند، اولینشان علی ابن ابیطالب و آخرینشان مهدی است. امام جوینی باز هم به سند خود روایت کنند که راوی گفت: شنیدم رسول خدا فرمود:

من و علی و حسین و نه نفر از فرزندان حسین پاکیزگان و معصومانیم.

این افراد عبارت اند از:

علی بن ابی طالب المرتضی ملقب به امیرالمؤمنین، مرتضی و حیدر کرار

حسن بن علی المجتبی

حسین بن علی سیدالشهداء

علی بن حسین السجاد ملقب به زین العابدین

محمد بن علی الباقر

جعفر بن محمد الصادق

موسی بن جعفر الکاظم

علی بن موسی الرضا

محمد بن علی الجواد

علی بن محمد الهادی

حسن بن علی العسکری

حجت بن حسن المهدی ملقب به قائم، به اعتقاد شیعیان او زنده و حاضر است ولی در دوران غیبت ظاهر نیست.

شیعه دارای شاخه های دیگری نیز هست؛ مانند اسماعیلیه و زیدیه و فاطمیه که امامان آنان با شیعیان اثنی عشری تفاوت هایی دارد.  مسئولیت ها

۱- مرجعیت دینی: در دیدگاه شیعیان بعد از تکمیل تشریع دین توسط پیامبر، تفسیر آن و پاسخ به مسائل جدید پیش آمده نیازمند ویژگی های خاصی است، که شامل علم کامل به دین و عصمت از گناه می شود. با توجه مجموعه صفات فوق تنها ائمه این ویژگی را دارند. آن ها از جانب خدا مکلف هستند آموزه های دین را برای مردم تبیین کنند و مردم باید سؤالات خود را نزد آن ها ببرند(سوره نساء، آیه ۸۳). این مرجعیت با مرجعیت مصطلح نزد شیعیان در حال حاضر در ظاهر شبیه و در باطن متفاوت است. اهل سنت اصلاً به چنین جایگاهی در دین اعتقاد ندارند و بر اشخاصی ممکن الخطا بر اساس درک خود در امور دین فتوا می دهند.

۲- رهبری اجتماع (ولایت امر): این مفهوم بین شیعه و سنی مشترک است. بدین معنا که هر دو ضرورت وجود چنین جایگاهی در جامعه مسلمانان اتفاق نظر دارند. اهل سنت آن را اصطلاحاً «خلیفه» می خوانند. آن ها برای شخص خلیفه صفت و ویژگی خاصی قائل نیستند و راه انتخاب او را «شورا»، «اهل حل و عقد»، «وصایت» و برخی «غلبه» می دانند. در طول تاریخ بسیاری خلفا با شمشیر این مقام را تصاحب کرده اند. بسیاری از خلفا را کشته و بسیاری را عزل کرده اند. اما نزد شیعه ولی باید عالم، عادل، معصوم و حجت باشد، تا بر طبق دین حکم کند و بر هیچ کس ظلمی روا نکند و مردم مکلف به اطاعت از او هستند. (سوره نساء آیه ۵۹) این مفهوم با ولایت فقیه تشابه ظاهری و تفاوت باطنی دارد. شیعیان معتقدند که شخص ولی امر توسط خدا برگزیده شده و توسط نبی یا امام قبلی به مردم معرفی می شود. خلافت حق اوست و سایرین که این مسند را گرفته اند، غاصب هستند. استناد آن ها به آیه «انما ولیکم الله و رسوله و الذین ءامنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوةوهم راکعون» است. (جز این نیست که سرپرست شمافقط خداست و پیامبرش و کسانی که ایمان آورده و در حال رکوع نماز زکات می دهند)(سوره مائده آیه ۵۵) شیعیان مصداق این آیه را علی می دانند، که در حال رکوع نماز به فقیری انگشتری خود را بخشید. ضمن آنکه این آیه سیاست اقتصادی- اجتماعی ولایت شیعی را نیز مشخص می سازد و بین اصلاح امور مسلمین و دستگیری آنان با عبادت خدا جمع می کند.

۳- ولایت باطنی: این مسئولیت به مفهوم باطنی ولایت مرتبط می شود و اموری نظیر شفاعت را شامل می شود. (امامت و ولایت علی بن ابی طالب)

 دوران امامت

دوران امامت از آغاز تا پایان برچهاردوره تقسیم می شود.

۱-دوره حضور: از آغاز امامت امام علی تاغیبت امام مهدی [مطهری، مرتضی؛ امامت و رهبری]

۲-دوره غیبت: غیبت صغری غیبت کبری از آغاز غیبت امام مهدی تاآغازظهور ایشان [شهر آشوب، محمد، مناقب]

۳-دوره ظهور: از آغاز حکومت امام مهدی تاپایان حکومت ایشان [(کتاب الغیبة)، محمدبن ابراهیم نعمانی]

۴-دوره رجعت: از آغاز بازگشت برخی از امامان تا پایان دنیا[حار الانوار / ج ۵۳، ]

 امامت و دستگاه خلافت

طبق منابع متعدد مورد تأیید شیعه، امامان یاران نزدیکی داشته اند که بدون برنامه ریزی و از روی گرایش محبت به خاندان امامت، دربارهٔ همکاری خود با دستگاه حکومتیِ خلافت، با امامان مشورت کرده و در عمل به نیروی نفوذی امامان در دستگاه حکومتی تبدیل می شده اند و از توطئه ها و دسیسه های خلفا در قبال امامان به آن ها خبر می داده اند. [http: //rasekhoon. net/article/show/1357147/سیره-معصومان-در-نفوذ-و-کشف-توطئه-های-دشمنان]

سال شمار امامت امامان دوازده گانه شیعه

(۱) علی المرتضی، از ۶۳۲ تا ۶۶۱ (۲۹ سال)

 (۲) حسن المجتبی، از ۶۶۱ تا ۶۷۰ (۹ سال)

 (۳) حسین الشهید، از ۶۷۰ تا ۶۸۰ (۱۰ سال)

 (۴) علی السجاد، از ۶۸۰ تا ۷۱۲ (۳۲ سال)

 (۵) محمد الباقر، از ۷۱۲ تا ۷۳۲ (۲۰ سال)

 (۶) جعفر الصادق، از ۷۳۲ تا ۷۶۵ (۳۳ سال)

 (۷) موسی الکاظم، از ۷۶۵ تا ۷۹۹ (۳۴ سال)

 (۸) علی الرضا، از ۷۹۹ تا ۸۱۷ (۱۸ سال)

 (۹) محمد التقی، از ۸۱۷ تا ۸۳۵ (۱۸ سال)

 (۱۰) علی النقی، از ۸۳۵ تا ۸۶۸ (۳۳ سال)

 (۱۱) حسن العسکری، از ۸۶۷ تا ۸۷۴ (۷ سال)

 (۱۲) حجت المهدی، از ۸۷۴ تا زمان حال (تاکنون ۱۱۴۲ سال)

 منابع

سید مرتضی عسکری، ولایت علی در قرآن کریم و سنت پیامبر، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، چاپ هفتم -- محسن قرائتی، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، ۱۳۸۳ ش، چاپ یازدهم جلد ۷ُ صفحه ۳۱۸. - صحیح بخاری، باب مناقب علی ابن ابی طالب، ج ۲ / -تاریخ ابن کثیر، ج ۵، ۲۱۳ - شواهد التنزیل، ج ۱، ۱۹۱ - تاریخ ابن کثیر، ج ۵، - تاریخ ابن کثیر، مجمع الزوائد، مسند احمدبن حنبل، مسند احمد - مسند احمد، مستدرک حاکم، سنن ابن ماجه باب فضل علی، حاکم حسکانی، تاریخ ابن کثیر، - مسند احمد، مجمع الزوائد، شواهدالتنزیل، تاریخ ابن کثیر، - ttps: //article. tebyan. net/235866/ - صحیح مسلم، ج ۳ُ، -منتخب کنز العمال - تاریخ فلسفه اسلامی، هانری کربن، بخش نخست، فصل دوم -مطهری، مرتضی؛ امامت و رهبری - شهر آشوب، محمد، مناقب - (کتاب الغیبة)، محمدبن ابراهیم نعمانی - بحار الانوار / ج ۵۳، -

http: //rasekhoon. net/article/show/1357147/سیره-معصومان-در-نفوذ-و-کشف-توطئه-های-دشمنان - کوربن،

ارض ملکوت - حسن زاده آملی، حسن؛ انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه - مطهری، مرتضی؛ - امامت و رهبری -؛ انتشارات صدرا - کربن، هانری؛ تاریخ فلسفه اسلامی؛ ترجمه: جواد طباطبایی؛ تهران: کویر، انجمن ایران شناسی فرانسه

المیزان، ج 1، ص 271- -شیعه در اسلام، علامه طباطبائی. -نقل از امامت: امامت نزد اهل سنت، حسن انصاری، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج 10- -المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 272- - - سوره بقره، آیه 124- - سوره انبیاء

، آیه 73- -- و مدارک دیگر.