287 - آغاز ظهور شیعه و حکومت آنان در سواحل شام ( طرابلس )
55 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                     

سرزمین شام

به گفته یاقوت حموی در معجم البلدان سرزمین شام در اقلیم سوم واقع شده است که از شرق شروع شده از شمال چین گذشته وسپس از هند و سند و کابل و کرمان و سیستان و فارس و اهواز و عراق عرب و عراق عجم و شام و مصر و اسکندریه و ... عبور می کند و به اقیانوس اطلس منتهی می شود و مسعودی نیز در مروج الذهب شام را واقع در اقلیم پنجم می داند.

 آغاز ظهور شیعه در سواحل شام

همه اتفاق نظر دارند که ابوذر غفاری کسی بود که تشیع را در نواحی شام و جبل عامل منتشر ساخت که به طور تقریبی بین سالهای 28 تا 30 هجری است.

ابوذر پیش از آن که عثمان او را به شام تبعید کند در مسجد رسول خدا (ص) می­نشست و مردم برگرد او جمع می شدند و او مطالبی می­گفت که در آنها طعن بر عثمان بود. وقتی سخنان ابوذر به گوش عثمان رسید او را به شام به نزد معاویه فرستاد، او در آنجا نیز در مسجد می­نشست. مردم به گرد او جمع می شدند و به سخنانش گوش می دادند و تعدادشان روز به روز زیادتر می­شد. او همچنین به روستاها و نواحی ساحلی می­رفت و مردم را به موالات و دوستی امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرا می خواند. معاویه به عثمان نامه نوشت که اگر به شام احتیاج داری به دنبال ابوذر بفرست که او قلب های مردم را از کینه پرکرده است.

اما در نواحی ساحلی شام تعدادی از خواص امیرالمؤمنین علی علیه السلام تشیع را منتشر ساختند که عبارت بودند از: مالک­اشترنخعی، ثابت­بن­قیس­همدانی، کمیل­بن­زیاد­نخعی و زید­بن­صوحان، صعصعه­بن صوحان، جندب­بن­زهیر­غامدی، حبیب­بن­کعب­ازدی، عروه­بن­جعد و عمرو­بن­حمق­خزاعی. آنها در کوفه از عثمان بدگویی می کردند. عثمان آنها را به شام تبعید کرد و معاویه آنها را از برپایی فتنه بر­حذر داشت اما آنها به سوی او هجوم برده و ریش و موی سر معاویه را گرفتند. پس از آن معاویه نامه­ای به عثمان نوشت و در پی این نامه، عثمان به معاویه دستور داد که آنها را به کوفه به نزد سعید­بن­عاص بازگرداند.

ظهور شیعه در سواحل شام تحت تأثیر عواملی بود از جمله:

1- فرار از کشتار شیعیان در شام به دست معاویه

2- آمدن برخی از اولین رجال شیعه مانند سلمان فارسی و عبدالله بن مسعود به سواحل شام برای مرزبانی و جنگ با رومیان

3- مهاجرت­ ؛ این مهاجرت­ها به دوگونه بود: مهاجرت داخلی، یعنی از داخل سرزمین شام به نواحی ساحلی و مهاجرت خارجی به مناطق سواحل شام که عبارت از مهاجرت مغربیها به خصوص در آغاز حکومت فاطمیان بود.

تشیع در نواحی ساحلی شام سابقه قدیمی دارد در همان زمانی که تشیع در جبل عامل انتشار یافت در این نواحی نیز انتشار یافت.

در دو قرن پنجم و ششم هجری اکثریت ساکنان سرزمین های داخلی شام و نواحی ساحلی آن، از شیعیان بودند و به مذهب خویش فتوا می دادند و این نکته ای است که منابع متعددی بر آن تأکید کرده­اند.

 ادوار تاریخی که شیعیان در سواحل تاریخی سپری می کردند

دوره­های متعددی بر شیعیان نواحی ساحلی سپری شده است که می توان آنها را در سه دوره  خلاصه کرد:

1- دوره شکوفایی                  2- پیامدهای دشوار                        3- دوره تجدید حیات

فاصله زمانی میان سالهای 249 تا 670  r (دوران شکوفایی شیعیان در نواحی ساحلی شام محسوب می­شود، زیرا در طی این مدت ، سه دولت مستقل پی­در­پی در این ناحیه ظهور یافتند:

1- دولت تنوخیان در لاذقیه و جبله از سال 249 تا 364  r

2- حکومت قاضیان آل عمار در طرابلس از سال 462 تا 502  r

3- دولت اسماعیلیان در مصیاف از سال 535 تا 670  r

و هر یک از این دولت های سه گانه نقش مهمی را در صحنه حوادث سیاسی در نواحی ساحلی شام به ویژه در جنگ های صلیبی بازی­کردند.

  دولت تنوخیان در لاذقیه

اصالت تنوخیان از قبیله قضاعه است. آنها اولین عرب­هایی بودند که به شام وارد­شدند و از این جهت که در شام اقامت کردند تنوخ نامیده شدند زیرا تنوخ به معنی اقامت در مکانی خاص است.

بزرگ آنها، یوسف بن ابراهیم تنوخی، معروف به فصیص در سال 249 هجری به عنوان والی از جانب ابو­الساج اشروسنی به لاذقیه آمد که این منصب به پاداش نبرد او با قبایل کلبی بود. فصیص در ابتدای کار بر معره استیلا یافت و با گروهی از تنوخیان به قنسرین رفت و آن را تصرف و در آنجا اقامت گزید و بر لاذقیه و اطراف آن امارت کرد. پس از در گذشت یوسف الفصیص دولت تنوخیان دچار آشفتگی شد. از حاکمان تنوخی می­توان از محمد بن اسحاق، علی بن ابراهیم بن یوسف­الفصیص که او آخرین امیر تنوخیان بود. فیلیپ حتی می گوید: این شمشیق (یوحنا زمسیس) در سال 364 هجری نواحی ساحلی شامل بیروت و جبیل و عرقه و طرطوس و جبله و لاذقیه را تحت فرمان خود درآورد.

 آل عمار قاضیان طرابلس

آل عمار در فاصله زمانی 462 تا 502 هجری بر طرابلس حکومت کردند که به اجماع همه منابع، شیعه دوازده امامی بوده و نسبشان به قبیله طی برمی­گردد.

سه تن از آل عمار توانستند حکومت کنند:

1- امین الدوله ابوطالب عبدالله بن محمد بن عمار

2- جلال الملک، ابوالحسن علی بن عمار

3- فخرالملک ابو علی

امین­الدوله اولین امیرآل­عمار قضاوت در طرابلس را بر عهده داشت که در سال 462 هجری بر این شهر غلبه یافت و از این زمان به بعد طرابلس و نواحی مجامد آن به صورت امارتی مستقل تحت امر آل­عمار در آمد. گفته شده او از عاقل ترین مردان بود و در مذهب شیعه فقیه بود. از پر افتخارترین کارهای او احداث دارالعلم در طرابلس بود که آن را بنیان نهاد تا دانشگاهی شیعی باشد و بیش از صد هزار کتاب به صورت وقف در آن قرار داد.

آخرین امیر آل عمار فخرالملک است که به خاطر عدم مساعدت خلیفه عباسی و سلطان سلجوقی، شهر او توسط صلیبیان محاصره می­شود و در سال 502 پس از پنج سال محاصره شهر را به زور شمشیر تصرف می کنند و عده بسیاری از مردم را کشتند و عده زیادی را نیز به اسارت بردند. بدین ترتیب، طرابلس و جبله به تصرف صلیبیان در آمد و حکومت آل عمار بر این مناطق پایان پذیرفت. درباره آل عمار گفته­ شده که علاقه زیادی به همنشینی با دانشمندان و ادیبان و شاعران و مناظره و شعر و ادب داشتند.

(البته نا گفته نماند در استان صعده کشور یمن علما و راویان بزرگ و زیادی از آل عمار که اخیرا ستمگران آل سعود چندین مرتبه آن نواحی را بمباران خوشه ای وشیمیایی کرده است - زیست و زندگی می کنند سعی و کوشش می کنم که بدانم آیا این خانواده های علم و دانش و راویان از امام صادق علیه السلام  از قبایل آل عمار شام هستند یانه - هنوز به جایی نرسیده ام که از خدا می خواهم این ابهام را برای من حل کند و از دوستان هم استدعا دارم اگر در این مورد مطلبی داشته باشند مرا مطلع نمایند.).

از علمایی که در دوران آل­عمار در منطقه تحت حکومت آنها می زیستند می توان این افراد را نام برد:

1- ابو عبدالله طلیطلی (شیخ عالم) که متولی دارالعلم طرابلس بود.

2- حسین بن احمد بن محمد بن قطان بغدادی (از فقهای شیعه)

3- قاضی سعد الدین

4- شیخ عزالدین عبدالعزیز بن ابی کامل طرابلسی ( قاضی )

5- ابو عبدالله محمد بن هبه بن جعفر وراق (شاگرد شیخ طوسی)

6- ابن منیر طرابلسی (شاعر)

دولت اسماعیلیان در مصیاف

پس از وفات امام جعفر صادق علیه السلام حدود سال 147 هجری شیعیان در امامت به دو فرقه شدند بیشتر آنها پیروان مذهب جعفری بودند که امامت امام موسی­­بن­جعفر را پذیرفته­بودند اما فرقه دوم اسماعیلیه بود که قائل به امامت اسماعیل بن جعفر صادق علیه السلام بودند و به او منسوب شدند.

ضربات پی­در­پی که بر اسماعیلیان وارد می­شد (کشتار و قتل عام آنان) بزرگان آنها را بر آن داشت تا به مناطقی بروند که به سبب طبیعت جغرافیایی امنیت بیشتری داشته باشد و اینگونه بود که آنها مصیاف و قلعه های اطراف آن را که نقاطی مرتفع بود انتخاب کردند. از میان این قلعه ها و دژها بود که دولت جدید اسماعیلیان شکل گرفت­که در زمان راشد­الدین­سنان شیخ الجبل (شیخ کوهستان) به اوج شکوفایی­اش رسید.در موارد زیادی امرا و پادشاهان برای دستیابی به اهداف سیاسی خود از فداثیان اسماعیلی برای ترور مخالفین استفاده می­کردند.

زمانی که دسته­جات مغولها قلعه و دژهای آنها را در سال 658 هجری تصرف کردند و بر مصیاف و الکهف قدموس و خوابی (نام قلاع اسماعیلیه) استیلا یافتند. دولت اسماعیلیان رو به اضمحلال رفت با وجود اینکه بعد از شکست قلعه­ها را پس­گرفتند اما هرگز بدان درخشش سابق بازنگشتند و پس از آن فقط دوازده سال به حیات خود ادامه دادند و سرانجام دولت آنها به دست ملک طاهر بایبرس امیر مملوکی خاتمه یافت.

برخی از مردان فرهنگ و ادب دولت اسماعیلی:

1- امیر مزید حلی اسدی (شاعر)

2- راشد الدین سنان (ادیب، فیلسوف، شاعر و داعی اسماعیلی)

3- شمس الدین الطیبی (داعی)4- حسن بن احمد بن علی معدّل (داعی)

                                                                                   2- پیامدهای دشوار

دوران افول دولت­های شیعه در سال 502 هجری با پایان یافتن امارت آل­عمار در طرابلس و جبله آغاز و در سال 670 هجری با اضمحلال اسماعیلیان در مصیاف به پایان رسید. اما افول این دولت­ها به معنی افول و نابودی مذهب شیعه نیست بلکه شمار شیعیان به واسطه فشارهایی که بر آنها وارد می­شد و حملات پاکسازی که در تمام بلاد شام علیه آنها صورت می­گرفت، بسیار کاهش یافت.

کلیه حکومت هایی که در پی کاهش سایه دولت عباسیان در بلاد شام به حکومت رسیدند نظیر سلجوقیان ، زنگیان، ایوبیان، ممالیک و عثمانی ها، سنی بودند و دشمنی شدیدی با شیعیان داشتند و این حکومت­ها پس از نابود کردن شیعیان در مصر، به ریشه کنی کلیه آثار شیعیان در بلاد شام اقدام­کردند. این موضوع در زمان زنگیان علنی شد و در پی آنان ممالیک در ریشه­کنی کلیه آثار شیعیان زیاده روی  و مبالغه کردند. فاصله سالهای 543  r تا 922   r دوران مصیبت­هایی بود که پی­در­پی بر شیعیان وارد می­شد. خونهای بسیاری از آنها از روی ظلم و دشمنی و به واسطه فتواهایی که برخاسته از جهل و تعصب بود ریخته شد.

کشتار شیعیان که به حد قتل عامهای گسترده رسیده بود شیعیان را به کلی متلاشی و پراکنده ساخت و بسیاری از آنها را ناچار به گردن­نهادن به مذاهب اهل سنت کرد تا جان خود را حفظ کنند اما آنان که بر مذهب خود باقی ماندند اقامه شعائر دینی بر آنها حرام شد و در گوشه و کنار این بلاد پراکنده شدند. پس از ریشه کنی مذهب تشیع در بلاد شام، تشیع باردیگر در حلب به دست امام سید ابراهیم محمد ممدوح ظهور کرد. اما به آن قوت و نیرویی که در دورانهای گذشته دارا بود، بازنگشت.

 3- دوره تجدید حیات

در فاصله سالهای 1864 تا 1941 میلادی حکومت علویان (شیعیان) از نواحی زیر تشکیل شده بود:

1- اراضی استان لاذقیه         2- اراضی استان طرابلس        3- اراضی شهرستان مصیاف (عمرانیه)

پس از امضای معاهده میان سوریه و فرانسه در 1936 میلادی حکومت علویان به عنوان یکی از استان های دولت سوریه محسوب می شد. اما فرانسه به زودی از قرار معاهده بازگشت و دوباره به جداسازی منطقه لاذقیه از سوریه اقدام کرد که بعد از کشمکش های طولانی در 1942 دوباره استان لاذقیه منضم شد. نتایج حاصل از تغییرات پدید آمده در بین سالهای 1920 – 1942 به شرح زیر است:

1- در نهایت نام سرزمین شام از بین رفت.

2- به جای سرزمین شام چند دولت به وجودآمد: جمهوری سوریه، جمهوری لبنان، اردن هاشمی و فلسطین.

3- استان اسکندرون به ترکیه منضم شد.

4- حدود سواحل شام به نحو چشمگیری کاهش یافت.

فشارهای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی که بر شیعیان سواحل شام وارد می شد. باعث انزوای آنان به مدت طولانی گردید اما نشانه هایی از بیداری ابتدا در منطقه جنوبی یعنی طرطوس نمودار شد و اما در شمال در منطقه لاذقیه نیز شیعیان منطقه به این نهضت پیوستند.

شایان ذکر است نهضتی که منطقه سواحل سوریه با آن آشنا شد ،در دو جهت حرکت کرد: دینی و ادبی.

جهت گیری دینی

1- اهتمام به ساخت مساجد

2- مبارزه با خرافات و عادتهای ناروا

3- مبارزه با تبعیضات عشره ای

جهت گیری ادبی

1- گسترش آموزش

2- مجله عرفان که مدیر آن مرحوم احمد عارف الزین بود.

3- پیدایش کتاب ها و مجلات ادبی در سواحل سوریه. (مجلات الصدی العلوی- صوت الحق – النهضه)

4- تأسیس انجمن های شیعی در سواحل

الف- اتحادیه جوانان مسلمان علوی در سال 1936 (جوانان تحصیل کرده شیعی)

ب- جمعیت خیریه اسلامی جعفری در لاذقیه در 1951

از مسائل قابل توجه، ارتباط امام موسی صدر با این جمعیت است.

اهداف انجمن بسیار و متنوع بود که عبارتند از:

1- نشر فرهنگ اسلامی و حمایت از اهل فضل

2- بازسازی و نوسازی مساجد و مدارس دینی و علمیه و مراکز درمانی

3- گسترش آموزش های دینی در مدارس علویان بر اساس مذهب جعفری

4- کمک­رسانی به فقرا و آموزش طلاب فقیر به صورت رایگان بر حسب امکانات انجمن

5- اندیشه نزدیک­سازی طوایف اسلامی و ایجاد الفت با طوایف دیگر

پایه گذار و مغز متفکر این انجمن، مرحوم شریف عبدالله الفضل­آل علوی حسنی بود که پس از تسلط سعودیها بر حجاز به لاذقیه مهاجرت کرده بود.

روز فعالیت­های این انجمن به واسطه حضور روحانیان ایرانی از تابستان 1990 افزایش یافت که با استقبال و توجه گسترده مردم روبرو شدند و جمعیت بسیاری جذب مسجد شدند. حضور شیوخ ایرانی مرحله جدیدی در حیات انجمن بود که آن را از حالت سکون و رکود به حرکت فعالانه  وا­داشت.

ج-انجمن خیریه امام علی الرضا (ع) در جبله:در سال 1962 در دو منطقه جبله وقرداحه تأسیس شدو اهداف آن:

1- احداث مسجد در این دو منطقه

2- شرکت در کارهای خیر مانند کمک به خانواده شهیدان، فقیران، مساکین و طلب علم و احداث درمانگاه­ها و خانه سالمندان و دارالعلمها و کتابخانه­های عمومی.

د- انجمن بانیاس در 1972 احداث مساجد

ه- انجمن خیریه اسلامی جعفری در طرطوس در 1972 منطقه صافیتا و الدریکش

 (منابع)

فصل سوم  از تلخیص کتاب:  تاریخ شیعه در شام- نویسنده: هاشم عثمان ترجمه: حسن حسین زاده شانه­ چیانتشارات بنیاد پژوهش­های اسلامی آستان قدس رضوی

تاریخ اسلام - دانشگاه باقرالعلوم - همراه با تاریخ - و مدارک دیگر.