281 - فروه بن عمروانصاری از یاران ولایت(56)
127 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

فروة بن عمروعمرو بن ردقة بن عبید انصاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بود،

در بیعت عقبه شرکت داشت، در جنگ بدر شرکت کرد، و هم چنین در جنگ های دیگر نیز شرکت نمود، پیامبر اکرم بین او و عبدالله بن مخرمه عامری عقد اخوت خواند، از پیامبر اکرم حدیث نقل کرده است؛ وقتی که مالک در کتاب «الموطأ» این حدیث را آورده، در سند حدیث نام او را ذکر نکرده است؛!

أخرج مالک فی الموطّأ حدیثه فی باب العمل فی القراءة، و سکت عن اسمه و لم یسمّه، بل ذکره بلقبه البیاضی.

و قال ابن وضاح و ابن مزین إنّما سکت مالک عن اسمه، لأنّه کان ممّن أعان علی قتل عثمان.

و عقّبه أبو عمر فی الاستیعاب فقال: هذا لا یُعرف و لا وجه لما قالاه فی ذلک و لم یکن لقائل هذا علم بما کان من الأنصار یوم الدار.

الاستیعاب ترجمة فروة، أُسد الغابة (179)، الإصابة (204)، شرح الموطّأ للزرقانی (152».

بن وضاح و ابن مزین می گویند: علت نام نبردن مالک در موطأ به این دلیل است که او از کسانی بود که در کشتن عثمان کمک نمود

 وآخی رسول الله صلی الله علیه وَسَلَّمَ بینه وبین عَبْد اللَّهِ بْن مخرمة العامری. حَدِیثُهُ عَنِ النَّبِی صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ: لا یجْهَرُ بَعْضُکمْ عَلَی بَعْضٍ بِالْقُرْآنِ. قَالَهُ مَالِک، عَنْ یحْیی بْنِ سَعِیدٍ، عَنْ محمد بن إبراهیم بن الحارث التیمی، عن أَبِی حَازِمٍ التَّمَّارِ، عَنِ الْبَیاضِی، وَلَمْ یسَمِّهِ فِی الْمُوَطَّأِ. وکان ابْن وَضَّاح وَابْن مزین یقولان: إنما سکت مَالِک عَنِ اسمه لأنه کانَ ممن أعان علی قتل عُثْمَان رَضِی اللَّهُ عَنْهُ.» الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج3، ص1260.

 

 آدم خیر بود

ابن حجر عسقلانی هم در شرح حالش گفته که او از کسانی بود که همراه پیامبر اکرم بود و دو اسب را در راه خدا می کشید؛ هر سال هزار وسق صدقه می داد؛ در زمان امیرالمؤمنین هم در جنگ جمل شرکت کرد.[«کان ممّن قاد مع رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه وآله وسلم فرسین فی سبیل اللَّه، وکان یتصدق فی کل عام من نخله بألف وسق، وکان من أصحاب علی یوم الجمل.» الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر، ج5، ص27

در بیعت عقبه شرکت داشت، از طرف پیامبر اکرم مأمور می شد، در معیت پیامبر کمک می کرد،

وی هر ساله مقدار قابل توجهی از محصول خرمای خود - معادل هزار وسق - را صدقه می داد. او از سادات و بزرگان قوم خود بود و از بیعت با ابوبکر خودداری کرد، و نیز از اصحاب علی علیه السلام نیز بود که در جنگ جمل همراه آن حضرت مجاهدت نمود.

[ شرح ابن ابی الحدید، ج 6، ص 29 - 27؛ ر. ک: الاصابه، ج 5، ص 364. ].

 

 درجنگها ی زمان پیامبرشرکت داشت

«شهد العقبة، وشهد بدرا، وما بعدها من المشاهد مع رسول الله صلی الله علیه وسلم،

در جنگ های مختلف، مخصوصاً جنگ بدر همراه پیامبر بود، ( ان النبی صلّی الله علیه وآله وسلّم یبعثه یخرص عَلَی أهل المدینة ثمارهم، فإذا دخل الحائط حسب ما فیه من الافناء، ثُمَّ ضرب بعضها عَلَی بعض، عَلَی ما یری فیها، فلا یخطیء.» اسدالغابه، ابن اثیر، ج4، ص58.

 

در زمان امیر مومنان علیه السلام

، وکان من أصحاب علی یوم الجمل.» الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر، ج5، ص2

از اصحاب او در جنگ جمل بود.

البته می دانیم که جنگ بدر، اولین و مهم ترین جنگ، میان مسلمانان و مشرکان قریش است که خداوند در قرآن از آن نام برده: «وَلَقَدْ نَصَرَکمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ.[آل عمران/123] خداوند شما را در «بدر» در حالی که شما، ناتوان بودید؛ پس، از خدا بپرهیزید تا شکر نعمت او را به جا آورده باشید!».

عنایت خاص خداوند در این جنگ به طور گسترده در سوره هایی مانند انفال و آل عمران آمده است، که از پرداختن قرآن به ذکر تفصیلی این جنگ می توان اهمیت آن را دریافت؛ به همین دلیل صحابه ای که در این جنگ، در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حاضر شدند، به بدریون موسوم شده و نسبت به سایر صحابه از جایگاه ویژه ای بهره مند شدند. این جایگاه خاص سبب شد که حضور و جانبداری آنان در هر امری در صدر اسلام، وزنه ی سنگینی در آن جهت گیری ایجاد می کرد.

 تمام تعریف هایی که از صحابه وجود دارد، او از صحابه ویژه به شمار می رود.

اهل سنت در مورد او چه می گویند؟! آیا او هم مثل همه صحابه عادل است و بهشتی است یانه؟!عدالت صحابه برای او که در قتل عثمان شرکت داشته، به چه صورتی است؟! -کشتن عثمان بدری بودن او را از بین می برد؟! واقعا که.

؛ اهل سنت که معتقد به عدالت همه صحابه اند، و در بین صحابه هم، احترام ویژه ای برای شرکت کنندگان در جنگ بدر قائلند و این. از طرف اهل سنت، موضع منطقی نسبت به صحابه است

 

وفات

 در تاریخ نیامده است که او غیر مسلمان از دنیا رفته باشد؛ طبق تمام تعریف هایی که از صحابه وجود دارد، او از صحابه ویژه به شمار می رود.

پس تا آخر عمر از مسلمانان بود،ست

 ابو عمر در ” استیعاب ” توضیح میدهد که حرف آنها ( ابن وضاح و ابن مزین ) بیمعنی است و کسی که چنین حرفی بزند معلوم میشود از نقش و موضع انصار در قضیه تسخیر خانه عثمان و کشتنش بی خبر است.اگرکاری را که برای فروه بن عمرو انصاری جرم شمرده اند هر گاه گناه باشد و مرتکبش را از عدالت خارج سازدپس نمیتوان از مرتکبش حدیث نقل کرد، چه با ذکر نامش و چه بدون آن. در صورتیکه جرم و مایه سلب عدالت نباشد فروه بن عمرو انصاری مشمول فضائل و عدالتی است که آن جماعت برای همه اصحاب پیامبر (ص) قائلند- خواهد بود و حدیثی که او نقل میکند برای آن جماعت صحیح و حجت خواهد بود و عدم ذکر نامش اثری در صحت و اصالت آن ندارد.

وانگهی اگر این کار، جرم و جنایت بشمار آید شامل همه انصار خواهد شد نه تنها شامل فروه بن عمرو انصاری. و این مطلبی است که ابو عمر بان اشاره کرده میگوید”: کسی که چنین حرفی زده معلوم میشود از نقش و موضع انصار در قضیه تسخیر خانه عثمان و کشتنش بی خبر است.” پس یا باید هیچیک از روایاتی را که توسط انصار نقل شده صحیح ندانست یا نام هیچیک ازآنان را در نقل روایتشان ذکر ننمود. - (الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 9 ص 187)

    درمورد قداست صحابه به سوالات ذیل دقت نمائید.

 

احادیث ضد و نقیض درباره قداست صحابه

آیا علی(ع) در نهج البلاغه همه صحابه را مدح فرموده است؟***آیا رسول الله(ص)بر تمام کسانی که او را دیده اند بشارت بهشت داده اند؟***

آیابودن صحابه ای که در بیعت رضوان حاضر بودند بر رضایت دائمی خداوند از خود و اهل بهشت بودن خود اعتقاد نداشتند

وجود منافقین در میان «السابقون الأولون» ادعای عزیزان اهل سنت، در رضایت دائمی خداوند ازهمه صحابه را باطل می کند.

مگر قاتلان عثمان غیر از صحابه«السابقون الأولون» بودند، و شما آنها را اهل آتش می دانید، پس چگونه خداوند از آنها راضی وخشنود است؟!(مقاله دوم)

مگر عزیزان اهل سنت نمی گویند که خداوند از همه صحابه راضی و خشنود است، پس چرا جناب ابوبکر وعمر اینقدر ابراز پشیمانی دارند؟!!!

مگر «ثعلبه بن حاطب »، از (السابقون الاولون) نبود که از بانیان مسجد ضرار شد که خداوند آنها را توبیخ کرد و دروغگو خواند

مقایسه خشنودی خداوند از صحابه که در بیعت رضوان شرکت داشتند در مقایسه با آیه تطهیر

مگر «أبو الغادیه» که از صحابه«السابقون الأولون» بود،جزء همان گروه نابکاری که رسول اکرم(ص) پیش بینی کرده بود، نبود که عمار را کشت، پس چگونه خداوند از اوراضی وخشنود است! !!

قائل شدن به «رضایت دائم» برای تمام صحابه از آیه «وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ...» با آیات دیگرقرآن در تضاد است

خداوند، حتی همسران رسول خدا (ص) را تهدید می کند، و رضایت ابدی را برایشان اعلام نمی دارد پس چگونه بدون قید وشرط از تمام صحابه راضی خواهد بود؟

چطور از تمام انبیاء روز قیامت سئوال می شود ولی صحابه بدون قید وشرط وارد بهشت می شوند و هیچ سئوالی از آنها نمی شود؟!!

اعتقاد به رضایت دائمی خداوند از صحابه در آیه«السابقون الأولون» با آیاتی از قرآن مجید که احتمال ارتداد صحابه را مطرح می کند و آن ها را از این کار بازداشته است، سازگار نیست

آیا وعده بهشت دادن به مومنین باعث عصمت و عدالت و رضایت دائمی خداوند از آنان می شود؟

آیا مقصود از «السابقون» در آیه« وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ....» همه صحابه هستند؟

آیا قاتلان عثمان که در میان جمع بیعت کنندگان «بیعت رضوان» نیز مورد رضای خدایند

آیا خداوند از همه بدرییون(کسانی که در جنگ بدر شرکت داشتند) راضی است در انجام گناه آزاد هستند و هیچ معصیتی برای آنان نوشته نمی شود؟

آیا با وجود حدیث معروف «حوض» در کتاب معتبر اهل سنت یعنی صحیح بخاری باز هم رضایت دائمی خداوند از همه صحابه را باور دارید؟!

آیا آیه «بیعت رضوان» اعلام کننده رضایتمندی دائمی خداوند از همه صحابه است؟

یکی از کسانی که هم در بیعت رضوان و هم در کشتن عثمان حضور و نقش اساسی داشته و گفته اند که سرکرده اصلی لشکر مصر و قیام کنندگان علیه عثمان محسوب می شده  

عبد الرحمن بن عدیس است.

ابن عبد البر در الإستیعاب می نویسد:

عبد الرحمن بن عدیس البلوی مصری شهد الحدیبیة ذکر أسد ابن موسی عن ابن لهیعة عن یزید بن أبی حبیب قال کان عبد الرحمن بن عدیس البلوی ممن بایع تحت الشجرة رسول الله صلی الله علیه وسلم قال أبو عمر هو کان الأمیر علی الجیش القادمین من مصر إلی المدینة الذین حصروا عثمان وقتلوه.

عبدالرحمن ابن عدیس کسی بود که با پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در زیر درخت بیعت کرد و پرچمدار گروهی بود که خانه عثمان را محاصره کردند و وی را به قتل رساندند.

الاستیعاب، ابن عبد البر، ج 2 ص 840، ح 1437.

و ابن اثیر در تاریخش می نویسد:

عبد الرحمن بن عدیس البلوی أمیر القادمین من مصر لقتل عثمان وکان ممن بایع النبی تحت الشجرة. عبد الرحمن بن عدیس، فرمانده سپاهی بود که از مصر برای کشتن عثمان آمده بودند. او کسی است که در بیعت شجره با پیامبر بیعت کرده بود. - الکامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج 3 ص 287.

و ابن أبی شیبه می نویسد:

قدم عبد الرحمن بن عدیس البلوی وکان ممن بایع تحت الشجرة فصعد المنبر المصنف، ابن أبی شیبة الکوفی، ج 7 ص 492 و ج 8 ص 43 و الآحاد والمثانی، الضحاک، ج 2 ص 472 و ج 5 ص 74 و کتاب السنة، عمرو بن أبی عاصم، ص 581، تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج 35 ص 107.

حال باید برادران اهل سنت یا قائل شوند که خداوند از قاتل عثمان برای همیشه راضی شده و قتل عثمان هیچ خللی در این رضایت ندارد و یا باید بپذیرند که صرف حضور در صلح حدیبیه و بیعت با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نمی تواند سبب رضایت دائمی خداوند از شخصی باشد.

 

منابع

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب- المصنف، ابن أبی شیبة الکوفی - الکامل ابم اثیر - الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر- اسدالغابه، ابن اثیر،- شرح ابن ابی الحدید، - الاستیعاب: ابن عبدالبر-

کاتب اهل سنت- شرح الموطّأ للزرقانی- الآحاد والمثانی، الضحاک -، تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر - کتاب السنة، عمرو بن أبی عاصم - و مدارک دیگر.