270 - بشر بن براء بن معرور از اصحاب پیامبر (47)
64 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بِشر بن براء بن معرورازنقباء و از اصحاب

 

 براء ابن معرور، فرزندی دارد به نام بِشر که او نیز از بزرگان و اشراف مدینه است و در عقبه با پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) بیعت کرد و در بدر و اُحُد و دیگر غزوات پیامبر(صلی الله علیه و آله) شرکت داشت و در راه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و آرمان های والای آن حضرت جانفشانی های فراوان نمود.

 

نسب

بشر بن البراء بن مَعْرُور بن صَخْر بن خنساء بن سنان بن عُبید بن عدی بن غَنْم بن کعْب بن سَلمة بن سعد بن علی بن أسد بن سارِدَة بن تَزید بن جُشم بن الخزرج الأنصاری الخزرجی السّلمی]

مادر

خُلیدة باخلیسة بن قیس است.[ابن حجر،الإصابة،ج ۸،ص:۱۰۷.] قیس بن ثابت بن خالد من أشجع ثمّ من بنی دُهْمان.))

 

روایات فراوانی حضور بشر را در عقبه مورد تأکید قرار داده اند.

 

وکان أهل بیعة العقبة الآخرة، ثلاثة وسبعین رجلاً و امرأتین وهم: أسید بن حضیر النقیب، أبوالهیثم بن التیهان النقیب... البراء بن معرور النقیب، بشـر بن البراء الخزرجی و.... [هجرة النبی الی المدینة...، مرکز المصطفی، ١٣٧٨ ه‍‍. ش، ص ١٠٠.]

و اهل بیعت عقبه آخر، هفتاد و سه مرد و دو زن بودند... که از جمله آنان، اسید بن حضیر نقیب، ابوالهیثم بن تیهان، نقیب قوم خویش، براء بن معرور، نقیب قومش و بشر بن براء بن معرور خزرجی بودند.

همراه با پیامبر(صلی الله علیه و آله) در خیبر

از غزوه هایی که در آن، بِشر بن بَراء بن معرور، بیش از همیشه، در کنار پیامبر(صلی الله علیه و آله) بوده، حادثه فتح خیبر است. هنگام نماز و در زمان غذا خوردن، با پیامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) به ایشان علاقه داشته و این علاقه را بار ها به وی اظهار کرده اند.

 

توطئه یهود بر ضدّ پیامبر(صلی الله علیه و آله) و شهادت بِشر

هنگامی که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله)، خیبر را فتح کرد و پیش از آن، در غزوه های فراوانی بر یهود چیره شد، بر آنان سنگین آمد، از این رو زنی یهودی به نام زینب دختر حارث، برادرزاده مرحب، برای گرفتن انتقام از پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قتل برادرش مرحبِ خیبری، در ماجرای فتح خیبر، تصمیم گرفت به گونه ای پیامبر را به قتل برساند و به ایشان سم بخوراند. بنابراین پرسید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) از اعضای گوسفند، کدام عضو را بیشتر از همه دوست می دارند؟ گفتند: پیامبر(صلی الله علیه و آله) دست گوسفند را دوست دارد. به این جهت، گوسفندی را ذبح کرده و همه آن را کباب کرد و سم در اعضای آن، به خصوص دست هایش قرار داد و خدمت پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) آورد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) لقمه ای از آن غذا در دهن گذاشتند و بی درنگ از دهن بیرون آورده، فرمودند: دست نگهدارید که این غذا، خودش می گوید من مسموم هستم. همه یاران دست کشیدند؛ ولی بشر بن براء ابن معرور قبل از آن، لقمه ای را فرو برده بود که همین لقمه به شدت در وجود او اثر گذاشت و همانجا از دنیا رفت. و در واقع به شهادت رسید توسط زنی یهودی، که بر اساس تحریک دیگر یهودیان در آن غذا سم ریخته بود.

حدّثنا وهب بن بقیة، حدثنا خالد، عن محمد بن عمرو، عن أبی سلمة، أنّ رسول الله(صلی الله علیه و آله) أهدت له یهودیة بخیبر شاة مصلیة... کانت زینب بنت الحارث زوجة سلام بن مشکم و لم یأکل النبی(صلی الله علیه و آله) و الآکل کان بشر بن براء بن معرور، فمات بشر بن براء بن معرور الأنصاری.[. اهم مناظرات الشیعة، الإنتصار، العاملی، دار السیرة، بیروت، لبنان، ١۴٢١ ه‍‍. ش، ص ۴٨٧.]

وهب بن بقیه گوید خالد برای ما روایت کرد از محمد بن عمرو، و او از ابوسلمه که زنی یهودی، به نام زینب دختر حرث (حارث) همسر سلاّم ابن مشکم، گوسفندی مسموم را برای پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آورد، اما حضرت از آن تناول نکرد و فقط در دهانش گذاشت و بیرون آورد، اما بشر بن براء بن معرور، لقمه ای خورد و در اثر آن سمّ، از دنیا رفت.

البته در سند های مورد اعتماد تاریخی آمده است که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله)، گرچه از آن غذا نخورد، اما همان لقمه ای را که در دهان خویش گذاشت، اثر سم در وجود مبارکش باقی ماند و گاهی در وجود آن گرامی اثر می گذاشت و حال ایشان را منقلب می ساخت و به همین جهت بسیاری از مورّخان عقیده دارند که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در اثر همان سم زن یهودی، به شهادت رسیده اند و مرض آخرین ایشان اثر سم زن یهودی بوده که در خیبر به پیامبر(صلی الله علیه و آله) داده شده است.

 

موعظه بِشر در برابر یهود

بشر بن براء بن معرور، همراه با معاذ بن جبل در جریان خباثت های مکرر یهود، به میان آنان رفته و به موعظه شان پرداخته است.

در کتاب «متفرقات در اسباب نزول» این گونه آمده است: نزلت هذه الآیة فی بنی قریظة و بنی نضیر؛ (وَلَمَّا جَاءَهُمْ کتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکانُوا مِنْ قَبْلُ یسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کفَرُوا بِهِ، فَلَعْنَةُ اللهِ عَلَی الْکافِرِینَ).[متفرقات فی اسباب النزول، مرکز المصطفی، 1376 ه‍‍. ش، مرکز الرسالة، ص ٢۶.]

این آیه درباره بنی قریظه و بنی نضیر نازل شده است: و آن گاه که کتابی از نزد خدا برای آنان آمد و آن تصدیق می کرد آنچه را که به آنان نازل شده بود و آنها از قبل اظهار فتح و پیروزی کردند و چون آنچه را که می شناختند به آنان داده شد، به آن کفر ورزیدند. پس لعنت خدا بر کافران باد!

در تفسیر این آیه، ابن عباس که آشنا به علم تفسیر از جانب پیامبر(صلی الله علیه و آله) شد، کلمه «یسْتَفْتِحُونَ» را چنین تفسیر کرده است:

یستفتحون، أی: یستنصرون علی الأوس و الخزرج لرسول الله(صلی الله علیه و آله) قبل مبعثه: فلمّا بعثه الله من العرب و لم یکن من بنی اسرائیل کفروا به.[متفرقات فی اسباب النزول، مرکز المصطفی، 1376 ه‍‍. ش، مرکز الرسالة، ص 37

آنها اظهار می داشتند که پیروز خواهند شد؛ یعنی به وسیله پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بر اوس و خزرج غلبه خواهند کرد؛ هنگامی که خداوند پیامبر را از عرب برانگیخت و از بنی اسرائیل برنینگیخت به ایشان کفر ورزیدند.

ابن عباس ادامه داده است: پس از اظهار کفر یهود، دو نفر به نزد یهود رفته و آنها را شماتت کردند؛ یکی معاذ بن جبل و دیگری بشر بن براء بن معرور بود.

فقال بشر بن البراء بن معرور، یا معشر الیهود: اتقوا الله و أسلموا، فقد کنتم تستفتحون علینا بمحمد و نحن أهل الشـرک، و تصفونه، و تذکرون أنّه مبعوث، فقال سلام بن مشکم: ما جاءنا بشیء نعرفه و ما هو بالذی کنّا نذکر لکم فأنزل الله تعالی هذه الآیة.... [متفرقات فی اسباب النزول، مرکز المصطفی، 1376 ه‍. ش، مرکز الرسالة، ص٣٨.]

بشر بن براء بن معرور گفت: ای جماعت یهود، تقوا پیشه کنید و مسلمان شوید. شما کسانی بودید که پیش از رسالت محمد(صلی الله علیه و آله) بر ما، طلب و اظهار نصرت می کردید و او را به صفات نیک می ستودید. حال چرا این موضع را گزیده اید؟

سلاّم بن مشکم گفت: محمد چیزی را که ما می خواستیم نیاورده و آنچه را یاد می کردیم محقّق نکرده، سپس این آیه نازل شد....

مورّخان آورده اند که پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) از همان سم دچار مریضی شد، مادر بشر به عیادت پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد. حضرت به وی فرمودند: «ای مادر بشر، اثر همان لقمه ای که در خیبر با پسر تو خوردم، گاهی در من ظاهر می شد تا اینکه این بار نفسم را قطع می کند».

فقال(صلی الله علیه و آله) یا أمّ بشر، ما زالت أکلة خیبر التی اکلت بخیبر مع ابنک تعاودنی، فهذا أوان قطعت ابهری فکان المسلمون یرون أنّ رسول الله(صلی الله علیه و آله) مات شهیداً مع ما أکرمه الله به من النبوّة.[بقیة اخبار مرض النبی و وفاته، مرکز المصطفی، مرکز الرساله، ١٣٧٨ ه‍. ش، ص ٩۴.]

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: ای مادر بشر، همواره لقمه خیبر که با پسرت خوردیم، مرا به مرض وا داشت که امروز هم برای همان به عیادتم آمده ای. پس اکنون زمان قطع نفس من است و مسلمین اعتقاد دارند که پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) شهید از دنیا رفته، به اضافه کرامتی که خدا به او به نبوت فرموده.

البته در مطاوی و مسانید تاریخی آمده است که پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله)، پس از شهادت بِشر، زن یهودی را آوردند و دستور دادند که او را به سزای عملش برسانند و او را کشتند.

بِشْرِ بْن بَراء (د ۷ یا ۸ ق /۶۲۸ یا ۶۲۹م)، صحابی پیامبر(ص) و از تیره بنی سلمه از قبیله خزرج بود.[ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۶۹۷، ج۳، ص۳۵۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۶۷.] پدرش براء بن معرور و مادرش خلیسة بن قیس است.[ابن حجر،الإصابة،ج ۸،ص:۱۰۷. بشر بن براء به همراه پدرش در بیعت عقبه دوم اسلام آورد [ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۵۷۰؛ نیز نک: ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۸۶. ] و پیامبر(ص) پس از هجرت، میان او و واقد بن عبدالله تمیمی عقد اخوت بست. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۵۷۰ - ۵۷۱؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۱، ص۱۸۳).

 

بشر در بیشتر غزوات مانند بدر، احد و خندق شرکت داشت.[واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۹، ص۲۴۳، ج۲، ص۶۷۷ - ۶۷۸؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۳۳، ص۳۵۴، ج۳، ص۳۴۲، ص۳۵۲، ۳۵۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۵۷۱؛ نیز نک: شیخ طوسی، رجال، ص۹.] با آنکه ریاست تیره بنی سِلمه با جدّ بن قیس بود، اما پیامبر(ص) گویا با توجه به ناخشنودی افراد بنی سلمه از وی، بشر را سرور قوم خواند.[واقدی، المغازی، ج۱، ص۵۹۱؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۶۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۴؛ نیز نک: ابونعیم، معرفة الصحابة، ج۳، ص۷۶؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱، ص۲۶۹.

 

 گفته اند که بشر در جریان غزوه خیبر ۷ق، به همراه تنی چند از صحابه، از گوشت زهرآلودیی که زنی یهودی برای پیامبر(ص) آورده بود، خورد و مسموم شد. [واقدی، المغازی، ج۱، ص۶۷۸؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۴؛ خلیفه، تاریخ، ج۱، ص۵۲.] بنابر برخی روایات، او پس از یک سال بیماری درگذشت.[ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۵۷۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۶۷.]

 

وفات

شخصیت نام آور دیگری که در بقیع دفن گردیده،

بشر بن البراء بن معرور الأنصاری الخزرجی من بنی سلمة

قال ابن إسحاق شهد بشر بن البراء العقبة وبدرًا وأحدًا والخندق ومات بخیبر فمن حین افتتاحها سنة سبع من الهجرة من أکلة أکلها مع رسول الله صلی الله علیه وسلم من الشاة التی سم فیها قیل إنه لم یبرح من مکانه حین أکل منها حتی مات.

وقیل بل لزمه وجعه ذلک سنة ثم مات منه وکان من الرماة المذکورین من الصحابة

 

مدفون در بقیع

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بشر بن براء بن معرور را در بقیع دفن کرد و خود، شخصاً بر جنازه اش نماز گزاردند. رحمت و غفران و رضوان الهی، بر این حماسی پاکباخته و شهید «فَصَلّی عَلَیهِ رَسُولُ الله وَ دُفِنَ بِالبقیع»(بعض ما جاء فی غزوة خیبر، مرکز المصطفی، مرکز الرسالة، ١٣٧٨ ه‍. ش، ص١٢٧.)؛ «پیامبر بر او نماز گزاردند و در بقیع دفن گردید».

 

منابع

ابن اثیر، علی، اسد الغابة، بولاق، ۲۸۰ق._ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر.

ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۳۸۰ق /۹۶۰م.-ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۳۵۵ق.- ابونعیم اصفهانی، احمد، معرفة الصحابة، به کوشش محمد راضی، مدینه /ریاض، ۴۰۸ق.-بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۹۵۹م.- خلیفه بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۹۶۰م.- ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۴۰۶ق /۹۸۶م.- شیخ طوسی، محمد، رجال، نجف، ۳۸۰ق /۹۶۱م.- واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۹۶۶م.-. هجرة النبی الی المدینة...، مرکز المصطفی، ١٣٧٨ ه‍‍. ش، ص ١٠٠.

 اهم مناظرات الشیعة، الإنتصار، العاملی، دار السیرة، بیروت، لبنان، ١۴٢١ ه‍‍. ش، ص ۴٨٧.-دایرة المعارف بزرگ اسلامی-. متفرقات فی اسباب النزول، مرکز المصطفی، 1376 ه‍‍. ش، مرکز الرسالة، ص ٢۶.-. بقیة اخبار مرض النبی و وفاته، مرکز المصطفی، مرکز الرساله، ١٣٧٨ ه‍. ش، ص ٩۴.-. بعض ما جاء فی غزوة خیبر، مرکز المصطفی، مرکز الرسالة، ١٣٧٨ ه‍. ش، ص١٢٧.-و اسناد دیگر.