259 - ابوقتاده انصاری یکی از بزرگان اصحاب و یاران ولایت (41)
59 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                                                ابو قتاده نعمان بن ربعی انصاری خزرجی


یکی از بزرگان انصار و اصحاب پیامبر(ص). او یکی از سپاهیان لشکر پیامبر (ص) بوده که به «فارسُ رسول الله» شهرت یافته بود و در بیشتر جنگ‌ها در رکاب پیامبر(ص) جنگید، وی در زمان حکومت امام علی(ع) در نبردهای جمل، صفین و نهروان شرکت نمود. ابوقتاده از پیامبر(ص) و برخی دیگر روایت کرده است.

نسب

نسبش را چنین آورده‌اند: الحارث بن ربعی بن بلدمة بن خنّاس بن عبید بن غنم بن کعب بن سلمة بن سعد الانصاری الخزرجی السّلمیّ.

نسب پدرش را به صورت رِبعی بن بَلْدَمَة (یا تَلْذَمَة) بن خِناس بن سِنان بن عُبَيد بن عَدِيّ بن غَنْم بن كَعْب بن سَلَمَة نیز آورده‌اند.خلیفه، الطبقات، ج۱، ص۲۲۴، ابن حبان، ص۶۹]

مادرش کبشه دختر مطهر بن حرام بن سواد بن غنم بود.سرانش عبداللّه و عبدالرحمن نام داشتند.

نام و کنیه

کنیه وی ابوقتاده است اما درباره نام او اختلاف است. برخی آن را نعمان یا عمرو ضبط کرده‌اند.

                                                                در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله

حضور در غزوه‌ها و سریه‌ها

ابوقتاده یکی از نیروهای سواره‌نظام لشکر پیامبر(ص) بوده که به «فارسُ رسول الله» شهرت یافته بود.ابن اثیر، اسدالغابه، ج۵، ص۲۷۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۱۵۸] گفته اند که رسول اکرم(ص) در غزوه غابه که ابوقتاده ، مسعده را به انتقام خون محرز بن نضله از اصحاب رسول خدا به قتل رساند، او را سوارکار خود خواند.وقدی، ج۲، ص۷۶۲؛ ابن سعد، ج۲ (۱)، ص۵۸، ۶۱؛ طبری، ج۲، ص۶۰۰]

وی در اغلب غزوات و سرایا شرکت داشته اما حضور او در جنگ بدر مورد اختلاف است. ابن اثیر ضمن اشاره به این اختلاف نظر، معتقد است که وی در تمام جنگ‌های پیامبر(ص)، ازجمله غزوه بدر، همراه پیامبر اسلام(ص) بوده است.[طبری، ج۲، ص۶۰۰]

طبرانی نیز روایت کرده در شبی که فردایش جنگ بدر روی داد، ابوقتاده نگهبان و پاسدار پیامبر اکرم (ص) بوده است.[هیثمی، ج۹، ص۳۱۹]

به جز جنگ بدر، در اینکه وی در غزوه احد و جنگ‌های بعد از آن در رکاب حضرت بوده است اتفاق نظر وجود دارد؛ [نک‍: ابن کثیر، ج۸، ص۶۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۱۵۸] حتی گفته‌اند چون در جنگ احد از اندوه شدید پیامبر(ص) به سبب رفتار و اعمال دشمنان و مثله کردن شهدای اسلام ناخشنود شده و خواست قریش را ناسزا گوید، حضرت او را از این کار منع کرد و به آرامش و بردباری فرمان داد.[اقدی، ج۱، ص۲۹۰-۲۹۱]

ابوقتاده در جنگ‌ها غالباً از سواران لشکر بوده[ک‍: واقدی، ج۱، ص۳۸۴-۳۸۵، ص۴۰۴-۴۰۵] و‌ گاه فرماندهی گروه را عهده‌دار بوده است.[واقدی، ج۲، ص۷۷۷-۷۷۸]

در شعبان سال هشتم هجری، ابوقتادة بن ربعى انصارى با پانزده تن به دستور پیامبر(ص) طی سریّه‌ای به سرزمین محارب نجد‌ به نام خَضِرة بر بنی غطفان حمله بردند و دویست شتر و دو هزار گوسفند و عده زیادى اسیر گرفتند. خمس غنایم را کنار نهادند و بقیه را میان مردمى که در آن سریّه حاضر بودند، قسمت کردند.[ ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبرى، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولى، 1410/1990، ج‌2، ص 100 – 101.       

در رمضان سال هشتم هجری نیز پیامبر(ص) قبل از فتح مکه، ابوقتادة را با هشت تن به وادى اضم (ناحیه‌ای در سه منزلى مدینه، میان ذو خشب و ذو المروه)[التنبیه‌والإشراف، متن، ص 231.گسیل داشت. تا مشرکان گمان کنند، پیامبر(ص) قصد حمله بر آن ناحیه را دارد. عامر بن اضبط اشجعى در حین عبور از کنار آنان به روش مسلمانان سلام داد و مسلمانان از حمله به او خوددارى کردند؛ ولى محلّم بن جثّامه، یکی از حاضران در سریّه بر او حمله برد و او را کشت و شتر و کالاهایش را با مشکی شیر تصرف کرد. چون به حضور پیامبر(ص) رسیدند،[اضم التنبیه‌والإشراف، متن، ص 101 )  این آیه در مورد او نازل شد:

«اى کسانى که ایمان آوردید چون در راه خدا سفر مى‌کنید بى اندیشه شتاب مورزید و کسى را که به شما سلام مى‌دهد مگویید مؤمن نیستى، مال این جهانى را مى‌جویید و حال آن‌که نزد خدا غنایم زیادى است».[النساء آیه 94 و براى اطلاع بیشتر از شأن نزول این آیه ر ک: طبرسى، مجمع البیان، بیروت، چاپ بیروت، 1379 ق، ج3، ص 95 .

افراد این سریّه چون به ذو خشب رسیدند به آنان خبر رسید که پیامبر(ص) آهنگ مکه کرده است. پس آنان از راه بیبن خود را به سقیا (موضعى است نزدیک مدینه‌، ر.ک، معجم‌البلدان، ج‌3، ص 228. رسانده در آن جا به پیامبر(ص) پیوستند.(. الطبقات‌الکبرى، ج‌2، ص 101.

مأموریت ویژه

در سال چهارم هجری پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ابوقتاده و چهار تن دیگر (به نام‌های

عبدالله بن عتیک     ، عبدالله بن انیس، اسود بن خزاعی و  مسعود بن سنان)

را برای کشتن ابورافع سلام بن ابی‌الحقیق (از یهودیانی که پیوسته علیه مسلمانان فعالیّت می‌کرد) به سوی قلعه خیبر فرستاد. زیرا ابورافع نه تنها همواره یهودیان، بلکه قبیله غطفان و اعراب مجاور را نیز با تعیین پاداش‌های بزرگ برای جنگ با آن حضرت تحریک می‌کرد، ابوقتاده در این ماموریّت موفق به کشتن ابورافع شد.[واقدی، ج۱، ص۳۹۱-۳۹۴؛ ابن هشام، ج۳، ص۲۸۷]

همدردی با پیامبر

ابوقتاده پس از نبرد احد به سال سوم ق. آن‌گاه که اندوه شدید رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) را در پی مثله شدن عمویش حمزه دید، تصمیم به انتقام از قریش گرفت. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) سه بار او را به آرامش، دعوت کرد؛ اما وی نمی‌توانست غم و اندوه پیامبر را فراموش کند. به هر روی، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) او را از انتقام گرفتن بر حذر داشت و وی را فردی راستگو و قریش را قومی بد برای پیامبرشان نامید. ( واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۲۹۰-۲۹۱.   

شجاعت ابوقتاده

درغزوه بنی مصطلق

(مریسع) به سال پنجم ق. آن‌گونه که از خود ابوقتاده نقل شده، او پرچم‌دار مشرکان را کشت و بدین‌سان مسلمانان پیروز شدند.
در غزوه غابه (غزوه ذی‌قرد) (ربیع‌الاول سال ششم هجری) ‌ که ابوقتاده، مسعده را به انتقام خون محرز بن نضله کشت،ود نیز زخمی شد. رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را «بهترین سواران» خود خواندو به «فارسُ رسول‌الله» شهرت یافت.رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) دعایش کرد و آب دهان مبارکش را بر زخم‌های او کشید.

دوران خلفا

حضور اولیّه‌ی ابوقتاده همراه خالد بن ولید در جنگ‌های ردّه، نمایانگر روابط نیکوی او با خلیفه اوّل است. امّا پس از عملکرد ناروای خالد با مالک بن نویره (رئیس قبیله بنی یربوع) و کشتن او که مسلمان بود و به زنی گرفتن همسرش، روابط او و ابوبکر به سردی گرایید. زیرا ابو قتاده پس از ماجرای مالک خشمگین از کار خالد، عمل کرد او را به ابوبکر گزارش داد و نزد ابوبکر شهادت داد که مالک بن نویره و قبیله‌اش اذان مى‌گفته و نماز مى‌خوانده‌اند،[تاریخ‌ابن‌خلدون، ج‌2، ص500)  .اما ابوبکر او را به دلیل رها کردن خالد سرزنش کرد و دستور داد نزد خالد بازگردد.[29]الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیة، 1387/1967، ج‌3، ص280)   ابوقتاده خشمگینانه سوگند یاد کرد که دیگر هیچ گاه با خالد در زیر یک پرچم قرار نگیرد. گویا او از این زمان تا به خلافت رسیدن علی(علیه السلام ) گوشه‌ی عزلت اختیار کرده و جزو آن دسته از اصحاب رسول خدا(ص) بوده که از عمل کرد خلفای سه گانه ناراضی بوده است. زیرا علی رغم حضور فعّال وی در تمامی غزوه‌های روزگار پیامبر(ص)، منابع حضور وی را در فتوحات دوره‌ی سه خلیفه نخست، به سکوت برگزار می‌کنند و جز در مواردی نادر چون شرکت او در فتح ایران به روزگار عمر[ذهبی، محمد بن احمد؛ سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، 1405ق/1985م، ص 2/452..[یعقوبی، ج۲، ص۱۳۱-۱۳۲؛ بلاذری، فتوح، ص۹۸؛ طبری، ج۳، ص۲۸۰

در دوره خلغای ثلاثه نامی از او برده نشده است.  امّا در دوره کوتاه خلافت علی(ع) در جنگ‌‌ها و حوادث زمان حضرت نقشی چشمگیر داشته است.. هیثمی، پیشین، ج 9، ص 319.

] این موضع‌گیری وی در کتب کلامی امامیه چون الشافی سید مرتضی (یعقوبی، ج۲، ص۱۳۱-۱۳۲؛ بلاذری، فتوح، ص۹۸؛ طبری، ج 4، ص165]   مورد توجه قرار گرفته است.

قاتل یزدگرد سوم

روایت شده که ابوقتاده در فتح ایران به روزگار عمر نقش مهمی داشته است.

وی در فتوحات شرکت داشت و بر پایه گزارشی، از سوی عمر مامور کشتن یزدگرد سوم ساسانی شد و کمربند او را به غنیمت گرفت و عمر آن را به خود وی بخشید.

البته بر پایه سخن مشهور، قتل یزدگرد سوم به دست آسیابانی به سال ۳۰ یا ۳۱ق. در مرغاب مرو رخ داد.

گفته‌اند که ابوقتاده در فتح ایران در روزگار عمر نقش مهمی داشته است.[ذهبی، ج۲، ص۴۵۲]

                                                                           در دوران حکومت امیرالمؤمنین (ع)

ابو قَتاده، از اصحاب امام على(ع) نیز بود (جال طوسی، ص 83؛ تاریخ بغداد، ج 1، ص 159.] که در تمام جنگ‌هاى ایشان شرکت داشت   (تاریخ الإسلام، ج 4، ص 342] در جنگ جمل، با سرودن شعر حماسه‌اى، ایمان عمیق و وفادارى والایش به على(ع) را نشان داد[طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج 4 ص 451، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق.] و در جنگ نهروان، فرمانده پیاده نظام بود.(طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج 5ص 86   بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق.

 والی مکه

با آغاز خلافت امیرمؤمنان علی (علیه‌السّلام) و پس از عزل عامل عثمان در مکه، خالد بن سعید مخزومی، ابوقتاده از سوی امام به حکمرانی مکه منصوب شد. اما پس از مدتی امام به جای او قثم بن عباس را نصب کرد.  (  طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج 4 ص 451، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق.      ( الاستیعاب، ج ‏3، ص 1304؛ تاریخ خلیفة بن خیّاط، ص 201. (البته در تاریخ خلیفه نام خالد بن سعید بن العاص آمده است).

در منابع به علت عزل ابوقتاده اشاره نشده است.

 در جریان جمل هنگام ورود علی(ع) به بصره با هزار سوار تحت فرمانش حضرت را همراهی می‌کرد[المسعودی، أبو الحسن على بن الحسین، مروج‌الذهب، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، 1409، ج‌2، ص 359 – 360. )ا

و در صفین همراه بسیاری از اصحاب مشهور پیامبر(ص) حضور داشته است. [الذهبى، شمس الدین محمد بن احمد؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمرى، بیروت، دار الکتاب العربى، ط الثانیة، 1413/1993، ج‌3، ص 545.)

و در جنگ با خوارج نیز ابوقتاده فرمانده پیادگان سپاه علی(ع) بود.[ الأخبارالطوال، ص210.

ابو قَتاده، خطاب به على(ع) در جنگ جمل گفت: «اى امیر مؤمنان! پیامبر خدا این شمشیر را بر گردن من آویخت و آن‌را غلاف کرده بودم و در غلاف بودنش به درازا کشید و اکنون هنگام برهنه کردن و بر کشیدن آن بر سر این قوم ستمکار است؛ کسانى که از هیچ خیانتى در حقّ امّت، فروگذار نکردند. پس اگر دوست دارى مرا پیش فرستى، بفرست».

دیدار ابوقتاده باعایشه

هنگامى که على بن ابی‌طالب(ع) از جنگ با نهروانیان فارغ شد، ابو قتاده انصارى با شصت یا هفتاد نفر از انصار برگشتند. نخست به دیدار عائشه رفت.
ابو قتاده می‌گوید: وارد خانه عائشه شدم. پرسید: چه خبر؟
به وى گفتم: هنگامى که حَکمیّت‌خواهان از لشکر امیر مؤمنان جدا شدند، با آنان روبرو شدیم و آنان را کشتیم ... .
عائشه گفت: آنچه که بین من و على اتّفاق افتاد، مانع از آن نمی‌شود که حق را بگویم. از پیامبر خدا شنیدم که می‌فرمود: «امّت من، دو گروه می‌شوند و بین آن دو، گروهى [از دین‏] جدا می‌شوند که سرهایشان را می‌تراشند، سبیل‌هایشان را می‌چینند، دامن‌هایشان تا نیمه ساقشان است، قرآن می‌خوانند؛ امّا قرآن از گلویشان تجاوز نمی‌کند، محبوب‌ترین مرد امت در نزد من و خداى متعال، آنان را می‌کشد».
گفتم: اى مادر مؤمنان! با این‌که موضوع را می‌دانى، چرا آن کارها از تو سر زد؟
گفت: اى ابو قتاده! تقدیر الهى بود و سرنوشت، اسبابى دارد.

روایات منقول از ابوقتاده

احادیث بسیاری از او در کتب حدیث چون صحاح سته و مسند احمد بن حنبل نقل شده است.ابوقتاده از جمله راویان حدیث: «تقتله الفئة الباغیة» مبنی بر کشته شدن عمار است.علاوه بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از معاذ و عمر بن خطاب نیز روایت کرده است.انس بن مالک، سعید بن مسیب، عطاء بن یسار، علی بن ریاح، عبدالله بن ریاح و عده‌ای دیگر، از جمله پسران ابوقتاده . ثابت و عبدالله از او روایت کرده‌اند.

احادیث بسیاری از او در کتب حدیث چون صحاح سته و مسند احمدبن حنبل نقل شده است.حمدبن حنبل، مسند، قاهره، بی نا، 1313ق، ج5، ص 295 -311. -[ماوردى، أعلام النبوة( ماوردى)، بیروت، دار و مکتبة الهلال، 1409 ق‌، ص 239 و‌ الاستیعاب، ج‌3، ص 1406 و الاستیعاب، ج‌3، ص 1406. =[ابن کثیر الدمشقى، أبو الفداء اسماعیل بن عمر؛ البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، 1407/ 1986، ج‌3، ص217. علاوه بر پیامبر(ص) از معاذ و عمربن خطاب نیز روایت کرده است.

ابوقتاده جز شخص پیامبر (ص) از معاذ و عمر بن خطاب نیز روایت کرده است.

انس بن مالک، سعید بن مسیب، عطاء بن یسار، علی بن ریاح، عبدالله بن ریاح و عده‌ای دیگر، از جمله پسرانش ثابت و عبدالله از او روایت کرده‌اند. احادیث بسیاری از او در کتب حدیث همچون صحاح سته و مسند احمد بن حنبل  نقل شده است.

                                                      وفات


ابوقتادة ساکن کوفه بوده و به هنگامی‌ که علی (علیه‌السّلام) در آن شهر بوده درگذشته است و علی (علیه‌السّلام) بر پیکرش نماز گزارده است. ([الاستیعاب، ج‌1، ص 289. 

ولی واقدی منکر این موضوع است و می‌گوید نوه ابوقتاده، یحیی بن عبدالله بن ابی قتاده مرا خبر داد که ابوقتاده در هفتاد سالگی به سال پنجاه و چهار در مدینه درگذشته ([ابن الجوزى، أبو الفرج عبد الرحمن بن على؛ المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک و تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولى، 1412، ج‌5، ص 268 .است.بسیاری مرگ او را پس از سال ۵۰  ق. دانسته‌اند و ابن حجر در این زمینه ادعای اجماع کرده است. برخی نیز گفته‌اند او در سال ۵۴ ق از دنیا رفت. «ابوقتادة بن ربعی احد بنی‌سلمة، توفی بالمدینة اربع وخمسین وهو ابن سبعین».

برخی سال درگذشت او را ۳۸ق و برخی دیگر ۴۰ق نوشته‌اند و نیز گفته‌اند که وی در کوفه وفات یافت و حضرت علی (علیه‌السلام) بر او نماز گزارد،اما قول به وفات او در مدینه مشهورتر است.

به سال پنجاه و چهار در مدینه درگذشته است.برخی نیز گفته‌اند او در سال 54 ق از دنیا رفت [ الطبقات‌الکبرى، ج‌6، ص 94 و أسدالغابة، ج‌5، ص 250.- .[الاستیعاب، ج ‏1، ص 289.][ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۵۰۰] اما قول به وفات او در مدینه مشهورتر است.[ حاکم، ج۳، ص۴۸۰] ا

«أَبُو قَتَادَةَ بْنُ رِبْعِیٍّ أَحَدُ بَنِی سَلَمَةَ، تُوُفِّیَ بِالْمَدِینَةِ أَرْبَعٍ وَخَمْسِینَ وَهُوَ ابْنُ سَبْعِینَ»؛ المستدرک على الصحیحین، ج 3، ص 547.]

بوقتاده در ۷۰ سالگی چشم از جهان فروبست.[واقدی، ج۲، ص۵۴۵]


                                                                                               منآبع

ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۰ق. - همو، الکامل، ابن حبان، محمد، تاریخ الصحابه، به کوشش بوران ضناوی، بیروت، ۱۹۸۸م.-ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق. -همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۸ق.- ابن سعد، محمد، الطبقات الکبیر، لیدن، ۱۹۰۴-۱۹۱۸م.- ابن کثیر البدایه، ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۱۳۷۵ق/۱۹۵۵م.-احمدبن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.-بلاذری، حمد بن یحیی، انساب الاشراف، به کوشش محمد باقرمحمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.-بلاذری، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۶م.-حاکم نیشابوری، محمدبن عبدالله، المستدرک، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۴ق.

  • خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق. -خلیفه بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۶م. - دینوری، احمد بن داوود، الاخبارالطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر و جمال الدین شیال، قاهره، ۱۹۶۰م.- ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.- سید مرتضی، علی بن حسین، الشافی، به کوشش عبدالزهرا خطیب، تهران، ۱۴۰۷ق.- طبری، تاریخ.- فاکهی، محمدبن اسحاق، المنتقی فی اخبارام القری، به کوشش ووستنفلد، لیدن، ۱۸۵۹م.- مسعودی، مروج الذهب، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م. - واقدی، محمدبن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م. - هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.-المغازى، ج‌2، ص 762 و تاریخ‌الطبری، ج‌2، ص 600 و الإصابة، ج‌7، ص 273.-طبرسى، مجمع البیان، بیروت، -الحموى، یاقوت بن عبد الله؛ معجم البلدان، بیروت، -تاریخ‌ابن‌خلدون، -ابن الجوزى، أبو الفرج عبد الرحمن بن على؛ المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک-ویکی شیعه دانشنامه مجازی مکتب اهل بیت علیهم السلام-   دایرة المعارف بزرگ اسلامی  - اسلام کوئیست نت - پزوهشگده باقر العلوم علیه السلام زینب ابراهیمی - ویکی فقه- و مدارک دیگر که آوردنش بطول می انجامد.