258 - ولادت باسعادت سیدالساجدیین امام سجادعلیه السلام به تمام مسلمین جهان مخصوصا شیعیان آن حضرت مبارک باد
60 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                                           میلاد با سعادت سید الساجدین(ع) مبارک باد

 امشب كه در بهشت وا مى ‏گردد***هر درد نگفتنى دوا مى ‏گردد***از يمن ولادت امام سجاد(ع)***حاجات دل خسته روا مى ‏گردد
 امشب ای اهل دعا روح دعا می آید ***پسر خامس اصحاب کسا می آید***مؤمنین گرد هم آیید به محراب دعا***صف ببندید که مولای شما می آید
علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، مشهور به امام سجاد و زین العابدین (۳۸- ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان. مدت امامت وی ۳۵ سال بود. امام سجاد(ع) در واقعه کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت شد.
واقعه حره، نهضت توابین و قیام مختار در زمان امام سجاد(ع) روی داد. مجموعه ادعیه و مناجات امام سجاد(ع) در کتاب صحیفه سجادیه گرد آمده است. رسالة الحقوق، رساله‌ای کوچک درباره تکالیف بندگان در برابر خدا و خلق خدا، منسوب به اوست.
بنابر روایات شیعه، امام سجاد(ع) به دستور ولید بن عبد الملک با سمّ به شهادت رسید. مدفن وی در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع)   است                                                                                                                                                        زندگی‌نامه

.زمان ولادت

مشهورترين نقل ، در تاريخ ولادت امام سجاد، زين العابدين عليه السلام اين است كه آن حضرت در روز پنجشنبه ، پنجم شعبان المعظم سال 38 هجرى قمرى ديده به جهان گشوده است.در سال تولد آن گرامى جز سال 38 معروفترين و صحيح ترين نظر شناخته مى شود، ( منابعى كه اين نقل را پذيرفته اند، عبارتند از: دلائل الامامه 80 ؛ اصول كافى 2/368 ؛ ارشاد 2/139 اعلام الوردى 151 ؛ مناقب 2/310 ؛ كشف النغمه 2/260 ؛فصول المهمه 201؛ تذكره الخواص 291 ؛ وفيات الاعيان 2/260 ؛ نور الابصار 139.)

برخى از مورخان و محدثان به سال 37 (اعلام الورى 251: تذكره الخواص 29: اعيان الشيعه 2/629.) و 36 (سال 36 مقارن با جنگ جمل مى باشد مصباح المجتهد 733 ؛ مصباح كفعمى 29.) و حتى 35 (فيض كاشانى ره تاريخ وفات مادر امام سجاد را سال 35 هجرى قمرى دانسته است ، اگر اين نقل پذيرفته شود، لازمه آن اين است كه امام سجاد يادر همين سال و يا درسالهاى قبل متولد شده باشد.) اشاره كرده اند.

در روز و ماه ولادت آن امام دو قول وجود دارد. بيشتر مورخان چنان كه يادآور شديم پنجشنبه ، پنجم شعبان را ترجيح داده اند. (كشف الغمه 2/260 ؛ فصول المهمة 201 ؛اسعاف الراغبين 216 ؛ نورالابصار الشيعة 1/629)

و برخى ديگر جمعه يا يكشنبه نيمه ماه جمادى الاولى را برگزيده اند.

پس  بنا بر قول مشهور، امام در سال ۳۸ق متولد شده است. بر این اساس، وی بخشی از حیات امام علی(ع) و نیز دوران امامت امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) را درک کرده است. اما بنابر روایات دیگر، تولد امام چهارم شیعیان، حدود سال ۴۸ق دانسته شده است.[ قاضی نعمان، شرح الاخبار، ج۳، ص۲۶۶.

مكان ولادت

همه منابع حديثى و روايى ، به اتفاق ، زادگاه امام سجاد را مدينه دانسته اند. (ارشاد 2/138: مناقب 3/310 ؛ اعلام الورى 251 ؛ كشف الغمه 2/201 ؛ فصول المهمه 187 ؛ اسعاف الراغبين 216 ؛ نور الابصر 139 ؛ اعيان الشيعه 1/629.)

برخى نويسندگان مانند ابن جرير طبرى امامى در كتاب دلائل الامامه ، حتى به خانه اى كه امام سجاد در آن متولد شده اشاره كرده اند و گفته اند كه آن حضرت در خانه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) قدم به جهان نهاده است . ( دلائل الامامه 80.)

آنچه براى محققان منشا ترديد شده ، اين است كه اگر سالهاى 38 يا 37 و يا 36 را سالهاى ولادت آن گرامى بدانيم اين سالها مقارن بوده است با جنگ جمل و حضور على عليه السلام و خاندان وى در عراق ، بنابراين حسين بن على و همسر وى نمى توانسته اند چنين سالهايى را در مدينه باشند. (برخى از نويسندگان معاصر براساس همين شبهه اعتقاد يافته اند كه سال ولادت امام سجاد در 36 هجرى قمرى بوده است زيرا چنين سالى خاندان على عليه السلام در مدينه حضور داشته اند. ولى اين نظريه ، مخالف راى مشهور مى باشد. رك : زندگانى على بن الحسين عليه السلام سيد جعفر شهيدى 17.)

ولى اين اشكال بآسانى قابل پاسخگويى است ، چه اين كه سالهاى ياد شده ، سالهاى بحرانى و پركشمكش بوده و حضور على عليه السلام و فرزندان او براى مقابله با اصحاب جمل صورت گرفته است و بعيد نمى نمايد كه در چنين شرايطى ، حسين بن على عليه السلام همسرش را در مدينه گذاشته باشد تا در ميان خويشاوندان و با آرامش كامل ، فرزند خود - على بن الحسين - را به دنيا آورد.

کنیه امام چهارم شیعیان، ابوالحسن، ابوالحسین، ابومحمّد و ابوعبداللّه گزارش شده[  ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۴،ص۳۸۶؛ کسروی، موسوعة رجال الکتب التسعة، ج۳، ص۶۴؛ ابوحاتم رازی، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۱۷۸؛ دولابی، الکنی و الاسماء، ج۱، ص۱۴۷؛ سیوطی، طبقات الحفّاظ، ص۳۷؛ ذهبی المقتنی فی سرد الکنی، ج۱، ص۱۹۹؛ مزّی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۲۳۶.
القاب وی، زین العابدین، سیدالساجدین، سجاد، هاشمی، علوی، مدنی، قرشی، علی‌اکبر است.[ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۸۶؛ ذهبی، العِبَر، ج۱، ص۸۳؛ مزّی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۲۳۶؛ ابن تغری، النجوم الزاهرة، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن خَلَّکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۶؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۳۱؛ کسروی، موسوعة رجال الکتب التسعة، ج۳، ص۶۴.
] امام سجاد(ع) در زمان خویش به نام‌های «علی‌الخیر»، «علی‌الاصغر» و«علی‌العابد» شهرت داشته است.( ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۲۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۹۶۲م، ج۱۵، ص۲۷۳.]

امام سجاد ابن الخيرتين

يكى از نامهايى كه امام سجاد عليه السلام را با آن مى خواندند ابن الخير تين است و علت اين نامگذارى سخنى است مستند به رسول خدا كه : در ميان عرب ، نسل قريش و در ميان غير غرب ، فارسيان نمونه اند. (قال رسول الله (ص ): ان الله من عباده خيرتان ، فخيرته من العرب قريش و من العجم فارس . كامل مبرد 300 ش اصول كافى كتاب الحجة مترجم ، 2/369؛ فيات الاعيان 2/429؛ اثبات الهداة /214.)

ابوالاسواد دئلى ، ضمن برشمردن فضايل امام سجاد، على بن الحسين عليه السلام مى گويد:

                                     و ان غلاما بين كسرى و هاشم   ***  لا كرم من نيطت عليه التمائم

(اصول كافى 2/365 .)     يعنى ؛ پسرى كه از يك سوى به نسل هاشميان و از سوى ديگر به نسل فرمانروايان فارس كسرى منسوب مى باشد، گرمى ترين و با كرامت ترين فرزندى است كه بر او بازوبند بسته اند (تا از گزند چشم تنگان ايمن بماند).(شاعر از رسم اجتماعى آن روز كه بر بازوى كودكان بازوبند مى بسته اند تا از چشم زخم در امان باشند، بهره جسته است تا نبوغ و نمونگى شخصيت مورد ستايش خود را بيان كند)


                                            -                                  ماجرای ازدواج مادر امام سجاد علیه السلام
پس از شکست یزدگرد سوم و فتح ایران، شهربانو به مدینه آورده شد. چون خواستند وی را بفروشند. امیرمؤمنان علیه السلام آنها را از این عمل بازداشت و پیشنهاد فرمود که شهربانو به اختیار خود، شخصی را به همسری خویش انتخاب کند و مهریه او نیز از بیت المال پرداخته شود. شهربانو امام حسین علیه السلام را برگزید. امیرمؤمنان علیه السلام از این انتخاب بسیار خوشحال شد و فرزند خود امام حسین علیه السلام را به نکوداشت و احسان در حق وی بسیار توصیه کرد. ثمره این ازدواج، امام زین العابدین علیه السلام است.

نام و نسب مادر علی بن الحسین، از مسائل اختلافی است؛ شیخ مفید نام مادر وی را شاه‌زنان، دختر یزدگرد[مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۷.] و شیخ صدوق، او را دختر یزدگرد، پسر شهریار پادشاه ایران می‌داند که هنگام وضع حمل او از دنیا رفته است.[شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۱۲۸.]

به هر حال قراين تاريخى و مدارك روايى نشان مى دهد كه مادر امام سجاد - عليه السلام - بانويى ايرانى و بزرگزاده بوده است . ( در اين که  شهر بانو دختر يزدگزد، آخرين پادشاه ساسانى در چه تاريخى از ايران به مدينه انتقال يافته است و به همسرى حسين بن على - عليه السلام - در آمده است . مورخان و محدثان راءى متحدى ندارند و در مجموع سه نظريه را ابراز كرده اند:

الف - از برخى منابع استفاده مى شود كه اسارت شهربانو واعزام وى به مدينه در زمان خلافت عمر  صورت گرفته است  : اصول كافى 2/369 احقاق الحق 12/54.

ب - گروهى معتقدند كه انتقال شهربانو به مدينه دوران خلافت عثمان رخ داده است ( تاريخ طبرى 3/248؛ عيون اخبار الرضا 2/128؛ المختصر فى اخبار البشر 1/561؛ بحارالنوار 46/10.

ج - و بعضى بر اين عقيده اند كه موضوع ياد شده در عصر خلافت امير المؤمنين على عليه السلام تحقق يافته است . (: كامل مبرد 300؛ تاريخ طبرى 4/46؛ ارشاد، 2/138؛ اعلامم الوردى 251؛ كشف الغمه 2/275؛ وفيات الاعيان 2/430.

در اين ميان نشانه هايى وجود دارد كه نظريه نخست را به شدت تضعيف مى كند، از آن جمله اين كه :

1- يزدگزد پس از سقوط مدائن كشته نشده است بلكه پس از آن زمان سالها به حكومت ادامه داده است و ابتدا به حلوان و سپس به جانب قم ، كاشان ، اصفهان ، كرمان و مرو عقب نشينى كرده و درطول اين مسير خانواده و بستگانش را به همراه داشته است . با توجه به اين كه فتح ناحيه جنوبى و شرقى ايران در عهد خليفه دوم صورت نگرفته است ، اسارت فرزندان وى نيز در روزگار خلافت عمر نبوده در اواخر خلافت عثمان يا اوايل خلافت على - عليه السلام - اتفاق افتاده است .

2- خليفه دوم در سال 23 هجرى قمرى چشم از جهان بسته است در حالى كه ولادت امام سجاد به عنوان نخستين و آخرين فرزند شهربانو در سال 38-36 بوده است و بعيد مى نمايد كه در طول اين فاصله 15 ساله ، شهربانو به همسرى حسين بن على و فرزندى نياورده باشد. اين قرينه ها مى نمايند كه نظريه صحيح را بايد در احتمال دوم و يا سوم جستجو كرد.

همسر و فرزندان

امام زين العابدين عليه السلام با توجه به فرزندان زيادى كه براى ايشان ياد كرده اند، همسران متعددى داشته است ، اما در ميان اين همسران ، تنها يكى از ايشان ، از طريق عقد دائم به همسرى آن حضرت در آمده بود و ديگران ، كنيزانى بودند كه به وسيله حضرتش خريدارى شده و افتخار يافته بودند كه از آن امام فرزندى داشت باشند.

 همسرى كه از طريق عقد دائم به ازدواج امام سجاد عليه السلام در آمده است ، ام عبدالله دختر بزرگوارش - امام حسن مجتبى - عليه السلام - مى باشد.

ام عبدالله از زنان با فضيلتى است كه در بسيارى از افتخارهاى معنوى ، در عصر خويش يگانه بوده است . از آن جمله اين كه وى هم دختر امام و هم همسر امام و هم مادر امام مى باشد.

همسرى ام عبدالله با امام سجاد، دونسل امامت را به هم پيوند داد (   اعلام الورى 259؛ مناقب 3/338 كشف الغمه 2/322. و نتيجه اين پيوند، يگانه فرزندى بود كه باقر العلوم نام گرفت (رخى تاريخنگاران جز امام باقر - عليه السلام - فرزندان ديگرى چون محمد، حسن و حسين و اكبر و عبدالله را فرزندان ام عبدالله شمرده اند. رك : طبقات ابن سعد 5/156؛ انساب الاشراف 3/147؛ تاريخ يعقوبى 2/305،) و خط امامت را تداوم بخشيد.

اما تعداد فرزندان امام سجاد در كتابهاى تاريخى و حديثى 15،  ( ارشاد 5/154؛ فصول المهمه 206؛ تذكرة الائمه 124؛ نورالابصار 142.) 16 (علام الورى 297؛ كشف الغمه 2/286؛ اعيان الشيعه 1/630.)، 17 (طبقات ابن سعد 5/156.)، و حتى 20 (تاريخ آل محمد 127؛ تاريخ گزيده 203. فرزند پسر و دختر ياد شده است .

شيخ مفيد ره نام فرزندان امام سجاد عليه السلام را اين گونه آورده است :

1- محمد (ابوجعفر، باقر العلوم عليه السلام ) كه مادر وى ام عبدالله دختر امام حسن مجتبى عليه السلام بوده است .2- عبدالله3- حسن4- حسين ، كه مادر اينها ام ولد بوده است.5- زيد6- عمر، كه مادر آن دو نيز ام ولد مى باشد.7- حسين اصغر 8- عبدالرحمان9- سليمان كه هر سه از يك مادر ام ولد بوده اند.10- محمداصغر11- على وى را كوچكترين فرزند امام سجاد دانسته اند.12- خديجه كه با على از يك مادر ام ولد بوده اند.13- فاطمه 14- عليه 15- ام كلثوم كه مادر هر سه آنان ام ولد مى باشد. (ارشاد 2/154.

آنچه شيخ مفيد در اين زمينه يادكرده ، مورد اشاره برخى ديگر از مورخان نيز قرار گرفته است . (علام الوردى 297؛ كشف اغمه 2/284؛ فصول المهمة 209؛ نور البصار 142

بسيارى از فرزندان على بن الحسين عليه السلام داراى اعقاب و نسلى نبوده اند و يا در تاريخ از نسل آنان چيزى ثبت نشده است .

ابن عنبه نسب شناسى معروف ، استمرار نسل امام سجاد عليه السلام را تنها از طريق شش تن از فرزندان آن حضرت به نامهاى محمد الباقر عليه السلام ، عبدالله ، زيد شهيد، عمر اشرف ، حسين اصغر و على اصغر دانسته است . (عمدة الطالب 138.) و ابن قتيه در اين زمينه تنها از محمد بن على الباقر، زيد، عبدالله بن الحسين ياد كرده است . (معارف ابن قتيبه 215-216 .

در ميان فرزندان امام سجاد، با فضيلت ترين ، عالم ترين و شريف ترين فرزند را نخست امام باقر عليه السلام و سپس زيد بن على دانسته اند.

چنان كه از محمد بن منكدر نقل كرده اند:هيچ كس را نديدم كه در فضيلت با على بن الحسين برابری كند مگر زمانى كه با فرزندش محمد الباقر عليه السلام مواجه شدم . (ارشاد 2/159؛ تهذيب 9/352؛ احقاق الحق 12/178.)

و اما زيدبن على بن الحسين كنيه اش الوالحسين . معروف به زيد شهيد است .وى در سال 79 هجرى قمرى ديده به جهان گشود و به سال 122 هجرى قمرى در عصر خلافت هشام بن عبدالملك مروان به فرمان او و بدست يوسف بن عمر ثقفى به شهادت رسيد.

او در مبارزه عليه دستگاه مستبد خلافت اموى ، بسيار جدى و صريح بود و در عين اعتقاد و اذعان به امامت ولايت امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام ( تنقيح المقال 1/668؛ بحارالانوار 47/19.)، قيام مسلحانه عليه دستگاه اموى را وظيفه خود مى دانست . مركز اصلى فعاليتى سياسى زيد در كوفه بود و در همان منطقه قيام كرد و به شهادت رسيد.

زيد علاوه بر مبارزات سياسى ، در علم و دانش نيز شخصيتى والا داشت و ابوخالد واسطى كتابى را بنام الفقه به وى نسبت داده است كه اگر اين انتساب درست باشد نخستين كتاب فقهى به شمار مى آيد. ( اعلام زركلى 3/98-99.)                                                                                                                              امامت

امامت امام سجاد(ع) با شهادت امام حسین(ع) در عاشورای سال ۶۱ قمری آغاز شد و تا زمان شهادتش، یعنی سال ۹۴ قمری یا سال ۹۵ قمری ادامه داشت.

بنابر روایاتی صریح در منابع شیعی، امام سجاد(ع) جانشین و وصی حسین بن علی(ع) است.[کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، صص ۱۸۸-۱۸۹. در احادیث نقل شده از پیامبر(ص) درباره اسامی امامان شیعه هم نام امام سجاد(ع) در میان امامان آمده است.[شیخ مفید، الاختصاص، ۱۴۱۴ق، ص۲۱۱؛ طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۱۸۲-۱۸۱. متکلمان شیعه مانند شیخ مفید، برتری علمی و عملی وی بر دیگران پس از پدرش را نخستین دلیل بر امامت وی دانسته‌اند.[مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۸.

حاکمان زمان امامت امام سجاد (ع)

حاکمان دوره امامت امام سجاد(ع)، عبارتند از: یزید بن معاویه (۶۱- ۶۴ق)، عبد الله بن زبیر (۶۱- ۷۳) که حاکم مستقل مکه بوده است، معاویة بن یزید (چند ماه از سال ۶۴)، مروان بن حکم (نه ماه از سال ۶۵)، عبدالملک بن مروان (۶۵- ۸۶) و ولید بن عبد الملک (۸۶- ۹۶).[شیخ مفید، الارشاد، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ص۲۵۴; مجلسی، بحار الانوار، المکتبة الاسلامیه، ج۴۶،     ص۱۲.]

                                                                                 واقعه کربلا و اسارت
امام سجاد(ع) در واقعه کربلا و در روزی که امام حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند، به شدت بیمار بود به گونه‌ای که در مواردی که می‌خواستند او را به قتل برسانند،[۲۱] عده‌ای گفتند: او را همین بیماری که دارد کفایت می‌کند.[طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۴۶۹.]

                                                                                            کوفه
پس از واقعه کربلا، اهل بیت امام حسین(ع) را به اسیری گرفتند و روانه کوفه و شام کردند. هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه، بر گردن امام سجاد(ع) غل و جامعه [جامعه، طوق مانندی است که دست‌ها و گردن را با آن به هم می‌بندند] نهادند و چون بیمار بود، و نمی‌توانست خود را بر پشت شتر نگاهدارد هر دو پای او را بر شکم شتر بستند.[شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، صص۵۱-۵۲.]
بنابر برخی گزارش‌ها، امام سجاد(ع) در کوفه خطبه‌ای ایراد کرده است؛ ولی توجه به شرایط کوفه و سختگیری و بی‌رحمی مأموران حکومت و بیم کوفیان از آنان، پذیرفتن چنین گزارشی را دشوار می‌سازد. سخنان امام سجاد(ع) در خطبه کوفه، به خطبه او در مسجد اموی دمشق بسیار شبیه است. از این رو احتمال می‌رود که با گذشت زمان راویان حادثه‌ها را با هم آمیخته باشند.[ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، صص۵۶-۵۷]
ابن زیاد، امام سجاد(ع) و سایر اسیران کربلا را در زندان نگاه داشت و نامه‌ای به شام نوشت و از یزید کسب تکلیف کرد. یزید پاسخ داد، اسیران و سرهای شهیدان کربلا را به شام بفرستد. ابن زیاد، امام سجاد(ع) را غل بر گردن نهاد و با اسیران همراه مُحَفّر بن ثَعلبه روانه دمشق کرد.[شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۸۵ش، ص ۵۸-۵۹.
                                                                                                                                                                        شام
خطبه امام سجاد (ع) در شام
امام سجاد(ع) در مسجد شام خطبه‌ای خواند و خود و پدر و جد خویش را به مردم شناساند و به شامیان گفت که آنچه یزید و کارگزاران او بر زبان‌ها انداخته‌اند درست نیست. پدر او خارجی نیست و نمی‌خواسته است جمعیت مسلمانان را بر هم بزند، و در بلاد اسلام فتنه برانگیزد. او برای حق و به دعوت مسلمانان به پاخاست تا دین را از بدعت‌هایی که در آن پدید شده بزداید و به سادگی و نزاهت عصر جدّ خود برساند  (شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)،  ص۷۵.]                                                                                                                                                     بازگشت به مدینه
به نوشته شیخ مفید سرانجام خاندان امام حسین (ع) روز اربعین از شام به سوی مدینه حرکت کرد.[ منتظرالقائم، تاریخ امامت، ۱۳۹۰ش، ص۱۵۹، به نقل از: شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۲۶. امام سجاد (ع) که تا ۳۴ سال پس از واقعه کربلا زنده ماند، همواره تلاش می‌کرد یاد و خاطره شهدای کربلا را زنده نگه دارد. امام هر گاه آب می‌نوشید به یاد پدر بود و بر مصایب امام حسین(ع) گریه می‌کرد و اشک می‌ریخت.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است، «امام زین العابدین(ع) چهل سال بر پدر بزرگوارش گریه کرد، در حالی که روزها روزه بود و شب‌ها به نماز می‌ایستاد، هنگام افطار که غلام حضرت برای ایشان آب و غذا می‌برد، و عرض می‌کرد بفرمایید، حضرت می‌فرمود: فرزند رسول خدا گرسنه کشته شد! فرزند رسول خدا تشنه، کشته شد! و پیوسته این سخن را تکرار می‌کرد و گریه می‌کرد به گونه‌ای که اشک‌های آن حضرت با آب و غذایش مخلوط می‌شد. پیوسته این گونه بود تا رحلت کرد.»[    سید بن طاووس، اللهوف، ص۲۹۰؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۴۹؛ شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ج۱، ص۷۹۴.                                                                                                                                                        قیام‌های مهم معاصر امام سجاد

در دوران امام سجاد(ع) و پس از واقعه کربلا جنبش‌های مختلفی صورت گرفت که مهمترین آنها عبارتند از:                                                                                                                                        واقعه حره
بعد از واقعه کربلا در سال ۶۳ق، مردم مدینه علیه امویان قیام کردند که این قیام حوادثی در پی داشت و به واقعه حَرّه شهرت یافت. مردم شهر با عبدالله بن حنظله -که پدرش حنظله به غسیل الملائکه معروف بود- بیعت کردند و بنی امیه را که شمار آنان به ۱۰۰۰ تن می‌رسید، نخست در خانه مروان بن حکم به محاصره افکندند، سپس از شهر بیرون راندند.[شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۸۵ش، ص۸۲-۸۳.) امام سجاد(ع) از آغاز شورش خود را کنارکشید و با مردم هم داستان نگشت، چون پایان کار را می‌دانست.[ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۸۶.]
در روزهای پرگیرودار واقعه حره، مروان (از دشمنان اهل بیت(ع)) نزد عبدالله بن عمر رفت و از او خواست تا خانواده وی را نزد خود نگاه دارد، ولی عبدالله نپذیرفت. مروان چون از حمایت او ناامید شد پناه به امام سجاد(ع) برد. امام با بزرگواری خاص خود خواهش او را قبول فرمود و کسان مروان را همراه با زن و فرزند خود به ینبع (چشمه ساری نزدیک مدینه از جانب راست کوه رضوی) فرستاد.[طبری نوشته است که امام سجاد(ع) با مروان دوستی قدیمی داشت. ولی این سخنی بی‌اساس است چرا که مروان هیچگاه به بنی هاشم روی خوش نشان نداده است. بنابراین جایی برای دوستی او با امام(ع) نبوده است. طبری می‌خواهد جوانمردی را که خاندان هاشم از حد اعلای آن برخوردار بوده‌اند نادیده بگیرد و آن را به حساب دوستی شخصی بگذارد. شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۸۳.]
امام در این حادثه، ۴۰۰ خانواده را در کفالت خود گرفت و تا وقتی که لشکر مسلم بن عقبه (فرمانده لشکر یزید در واقعه حره) در مدینه بود هزینه آنان را می‌پرداخت.[ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۸۶.]
                                                                                                                          قیام توابین
نهضت توابین یکی دیگر از نهضت‌های پس از واقعه کربلا بود که رهبری آن را سلیمان بن صرد خزاعی، به همراهی تنی چند از دیگر سرشناسان شیعه در کوفه بر عهده داشتند. توابین در مجموع بر آن بودند تا در صورت پیروزی، امامت جامعه را به اهل بیت(ع) بسپارند و بالطبع از نسل فاطمه(س)، کسی جز علی بن حسین(ع) برای این کار وجود نداشت. اما رابطه سیاسی خاصی بین امام سجاد(ع) و توابین وجود نداشته است.[ نک: جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ص۲۸۶.]
                                                                                                                                               قیام مختار
قیام مختار نیز سومین جنبش مهم پس از واقعه کربلا است که درباره ارتباط امام سجاد(ع) با این جنبش نیز ابهاماتی وجود دارد. این ارتباط نه تنها از زاویه نگرش سیاسی، بلکه از جنبه اعتقادی (پیروی مختار از محمد بن حنفیه)نیز مشکلاتی را در بردارد. گفته شده که مختار پس از آنکه موفق شد در کوفه شیعیانی را به سوی خود جذب کند، از امام سجاد(ع) استمداد جست، اما امام روی خوش نشان نداد.[طوسی، اختیار معرفة الرجال، ص۱۲۶.]                                                                                                                                    فضائل و مناقب
عبادت

مالک بن انس می‌گوید: علی بن حسین در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواند تا اینکه از دنیا رحلت کرد. لذا به ایشان «زین العابدین» می‌گویند.[ذهبی، العِبَر، ج۱، ص۸۳.]
ابن عبد ربّه می‌نویسد: هنگامی که علی بن حسین آماده نماز می‌شد، لرزه عجیبی وجودش را فرا می‌گرفت. از ایشان در این باره سؤال شد، فرمود: «وای بر شما! آیا می‌دانید که من در برابر چه کسی می‌خواهم بایستم و در برابر چه کسی می‌خواهم مناجات کنم؟!»[ابن عبد ربه، عقدالفرید، ج۳، ص۱۶۹؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۳۹۲.]
مالک بن انس می‌گوید: هنگامی که علی بن حسین احرام بست، لبیک اللّهمّ لبیک را قرائت کرد و در همان لحظه، بیهوش شده و از مرکب خود به زمین افتاد.[ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۹۲.]
                                                                                                                          کمک به فقرا
ابو حمزه ثمالی می‌گوید: علی بن حسین شبانه مقداری غذا بر دوش خود می‌گذاشت و در تاریکی شب به صورت مخفیانه به فقرا می‌رساند و می‌فرمود: «صدقه ای که در تاریکی شب داده شود، غضب خداوند را خاموش می‌کند.»[ذهبی، سیراعلام النبلاء، ج۴، ص۳۹۳]
محمد بن اسحاق می‌گوید: مردمی در مدینه زندگی می‌کردند و نمی‌دانستند معاش آنها از کجا تأمین می‌شود؛ با درگذشت علی بن الحسین غذای شبانه آنان قطع شد.[ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۹۳.]
شب هنگام انبان‌های نان را بر پشت خود برمی‌داشت و به خانه مستمندان می‌رفت و می‌گفت: صدقه پنهانی، آتش غضب پروردگار را خاموش می‌کند. برداشتن این انبان‌ها بر پشت او اثر نهاده بود و چون به جوار پروردگار رفت به هنگام شست و شوی آن حضرت آن نشانه‌ها را بر پشت او دیدند[حلیة الاولیاء ج ۳ ص ۱۳۶؛ اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۷۷؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ج۴، ص۱۵۴؛ صفة الصفوة ج ۲ ص ۱۵۴؛ خصال ص ۶۱۶؛ علل الشرایع ص ۲۳۱؛ بحار ص ۹۰؛ به نقل شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۸۵ش، ص ۱۴۷-۱۴۸.]
 ابن سعد نویسد: چون مستمندی نزد او می‌آمد، برمی‌خواست و حاجت او را روا می‌کرد و می‌گفت: صدقه پیش از آنکه به دست خواهنده برسد، به دست خدا می‌رسد.[طبقات ج ۵ ص ۱۶۰؛ به نقل شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۴۸.]
سالی، قصد حج کرد. خواهرش سکینه توشه‌ای به ارزش هزار درهم برای وی آماده ساخت. چون به حره رسید، آن توشه را نزد او بردند. امام همه آن را میان مستمندان پخش فرمود.[ربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۷۸؛ صفة الصفوة ج ۲ ص ۵۴؛ به نقل شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۴۸.]
علی بن الحسین(ع) پسر عموئی مستمند داشت. شب هنگام چنانکه وی او را نشناسد، نزدش می‌رفت و چند دینار بدو می‌بخشید. آن مرد می‌گفت: علی بن الحسین رعایت خویشاوندی را نمی‌کند، خدا او را سزا دهد. امام این سخنان را می‌شنید و شکیبائی و بردباری می‌کرد و خود را بدان خویشاوند نمی‌شناساند. چون به دیدار خدا رفت آن احسان از آن مرد بریده شد و دانست که آن مرد نیکوکار علی بن الحسین بوده است پس بر سر مزار او رفت و گریه کرد.[اربلی، کشف الغمه، ج،۲ ص۱۰۷؛ حلیة الاولیاء ج ۳ ص ۱۴۰؛ به نقل شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۴۸.]
ابونعیم نویسد: دو بار مال خود را با مستمندان قسمت کرد و گفت: خداوند بنده مؤمن گناهکار توبه‌کننده را دوست دارد[همان کتاب ص ۱۳۶ طبری بخش ۳ ص.۲۴۸۲ طبقات ج ۵ ص ۱۶۲؛ به نقل شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۴۸.] و نویسد: مردم او را بخیل می‌دانستند و چون به جوار حق رفت دانستند که هزینه صد خانوار را عهده‌دار بوده است.[صفة الصفوة ج ۲ ص ۵۴؛ حلیة الاولیاء ج ۳ ص ۱۳۶؛ طبقات ج ۵ ص ۱۶۴؛ به نقل شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۴۸). چون گدائی نزد او می‌آمد، می‌گفت مرحبا به کسی که توشه مرا به آخرت می‌برد.[کشف الغمه ج ۲ ص ۷۷؛ مناقب ج ۴ ص ۱۵۴؛ حلیة الاولیاء ج ۳ ص ۱۳۶؛ بحار ص ۱۳۷؛ به نقل شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۴۸.]
                                                                                   رفتار با بردگان
از تلاش‌های امام، که هم جنبه دینی داشت و هم جنبه سیاسی، توجه به بردگان بود؛ قشری که بخصوص از زمان خلیفه دوم(عمر بن خطاب) به بعد و مخصوصا در عصر امویان، مورد شدیدترین فشارهای اجتماعی بودند و از محروم‌ترین طبقات جامعه اسلامی در قرون اولیه به‌شمار می‌رفتند.
امام سجاد(ع)، مانند امیرالمؤمنین علی(ع) که با برخورد اسلامی خویش بخشی از موالی عراق را به سمت خویش جذب کرد، کوشید تا حیثیت اجتماعی این قشر را بالا برد.
سید الاهل نوشته است: امام سجاد(ع)در حالی که نیازی به بردگان نداشت، آنها را می‌خرید. این خریدن تنها برای آزاد کردن آنها بود. بردگان که چنین نیتی از امام می‌دیدند، خود را در معرض او می‌نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد(ع) در هر زمان و موقعیتی به آزادی آنها می‌پرداخت، به طوری که در شهر مدینه عده زیادی، همچون یک لشکر از موالی آزاد شده، از زن و مرد، به چشم می‌خورد که همگی از موالی امام بودند.[سید الاهل، زین العابدین، صص ۷، ۴۷. .
                                                                                                                                           آثار

قرآن با دست خط منسوب به امام سجاد (ع) که در موزه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود.
                                                                              صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه، مجموعه دعاهای امام سجاد(ع) و آینه‌ای است که تصویر اجتماع آن روز -به ویژه مدینه- را در آن می‌توان دید: بیزاری از کردار و گفتار زشت مردم آن روز و پناه بردن به خدا از آنچه می‌بیند و می‌شنود، و روشن نمودن راه درست در پرتو تربیت دین و قرآن و پاکیزه ساختن جان ها از آلایش؛ گویی امام می‌خواهد تا آنجا که ممکن است، به زبان دعا مردم را از شیطان ببرد و به خدا پیوند دهد.[ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۰۵.) افراد مختلفی صحیفه سجادیه را به فارسی ترجمه و منتشر کرده اند.
                                                                                امام سجاد(ع):
بارالها، چنان کن که از هیبت پدر و مادرم همانسان که از هیبت پادشاه خودکامه، بیمناک باشم و به آنان چون مادری مهربان نیکی کنم. و طاعت مرا نسبت به آنان و نیکویی مرا درباره ایشان در نظرم از خواب در چشم خسته شیرینتر کن و از آب خنک در کام تشنه گواراتر. چندان که خرسندی شان را بر خرسندی خود برتری دهم، و آرزوشان را بر آرزوی خود مقدم بدارم، و نیکویی آنان را، هرچند اندک، درباره خود بسیار شمارم، و نیکویی خود را در مورد آنان، هر چند بسیار، اندک انگارم. (صحیفه سجادیه، دعای ۲۴، ص۱۵۲.
شیخ مفید می‌نویسد: علمایاهل سنت علوم بسیاری را از امام سجاد(ع) نقل کرده‌اند و پندها، دعاها، احادیثی در فضل قرآن، حلال و حرام، جنگ‌ها و روزها (تاریخ) از وی بجا مانده است که نزد علما مشهور است.[مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵۳). گفتنی است از امام سجاد حدود سیصد حدیث در کتب اربعه شیعه آمده است.[منتظر القائم،‌ تاریخ امامت، ۱۳۹۰ش، ص۱۷۲.
همچنین مجمع جهانی اهل بیت کتابی با عنوان کتاب شناسی امام سجاد، صحیفه سجادیه و رساله حقوق را به چاپ رسانده که کتب مرتبط با امام سجاد (ع) را معرفی نموده است.
                                                                                                                      رساله حقوق
رساله حقوق، یکی از چند اثر منسوب به امام سجاد(ع) است. در این رساله ۵۱ حق (یا ۵۰ حق طبق برخی نسخه ها) شمارش شده است(شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۶۹-۱۷۰.]   این اثر را افراد مختلفی به فارسی برگردانیده‌اند و بارها به چاپ رسیده است.
برخی از حق های شمارش شده در این رساله از این قرار است:    حق خدا-    حق نفس-    حق زبان    حق نماز-    حق صدقه-    حق معلم -     حق رعیت-    حق زن-     حق مادر-    حق پدر -     حق فرزند -     حق برادر -     حق بنده-     حق همنشین-    حق همسایه-     حق وام‌خواه- -    حق خصم بر تو -    حق شادکننده تو-    حق بدکننده -    حق اهل ذمه
                                                                                                  دعای سحر مشهور به دعای ابوحمزه
این دعا را امام زین‌العابدین در سحرهای ماه رمضان می‌خواند و ابوحمزه ثمالی از آن حضرت نقل کرده است. این دعا دربردارنده مفاهیمی متعالی و تعابیری شیوا و فصیح است.
                                                                                                            زیارت امین الله
زیارتنامه‌ای است که امام سجاد (ع) هنگام زیارت مزار حضرت علی (ع) خوانده است.[ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص۲۸۵؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ق، ص۳۹.)
                                                                                                                                  یاران و شاگردان
    ابوحمزه ثُمالی: راوی، محدّث و مفسّر امامی قرن دوم که از اصحاب امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) بود.
    ابوخالد کابلی: ملقب به كنكر، از رجال شیعی سده اول قمری و از اصحاب امام سجاد(ع) و امام باقر (ع).
    اَبان بن تَغلِب: ادیب، قاری، فقیه، مفسّر و از محدّثان بنام امامیه که محضر امام سجاد (ع)، امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) را درک کرد.
    جابر بن عبدالله انصاری: صحابی پیامبر اسلام(ص) است که در بسیاری از غزوه‌ها و سرایا شرکت کرد. جابر، راوی حدیث لوح است - که دربردارنده نام امامان شیعه از زبان پیامبر(ص) است. جابر را از اصحاب امام علی (ع) و ائمه تا امام باقر (ع) دانسته‌اند.
    سُلَیم بن قیس هلالی: از اصحاب خاصّ چهار امام نخست شیعه(ع) که محضر امام باقر(ع) را هم درک کرده است. او از قدیمی‌ترین علمای شیعه و بزرگان اصحاب ائمه(ع) و مورد وثوق آنان بوده و نزد ایشان از محبوبیت خاصّی برخوردار بوده است.
    حسن بن محمد بن حنفیه: از محدّثان قرن اول، فرزند محمد بن حنفیه و نواده علی بن ابیطالب (ع) است. --     سعید بن مسیب بن حزن قرشی مخزومی: از تابعین که او را از فقهای هفتگانه مدینه در زمان امام سجاد(ع) به شمار آورده‌اند. --     یحیی بن اُمّ طُوَیل---    سعید بن جُبَیر: مفسر و از تابعین و اصحاب امام سجاد(ع) است.--    محمد بن جُبَیر بن مُطعِم

رسالت دينى و اجتماعى امام سجاد عليه السلام

هدف اصلى و نهايى از تحقق و كاوش در زندگى معصومين عليه السلام ، در حقيقت شناخت مواضع دينى و اجتماعى و معرفت پيامها و درسها و شيوه عملى ايشان است . زيرا امام يعنى جلودار قافله صالحان به سوى ارزشها، امام يعنى هدايتگر خلق به سوى خدا. و كسانى مى توانند اهل ولايت و رهپوى مسير صلاح و هدايت باشند كه نخست پيشواى خود را آن گونه كه بايد بشناسند و بر اساس شناخت و معرفت ، وى را الگوى عملى و اعتقادى خود قرار دهند.

مهمترين بعد اين شناخت را در زمينه پيامهاى اعتقادى ، اخلاقى ، اجتماعى ، سياسى و عبادى بايد جستجو كرد و اما شناخت نام ، كنيه و لقب و... امورى است كه جنبه مقدماتى دارد و رهگذرى است براى رسيدن به شناخت هاى اصلى و بنياد دينى كه بايد الگو و برنامه عمل و عقيده قرار گيرد. اكنون ما،  در بررسى اجمالى زندگى امام سجاد عليه السلام از ولادت تا رحلت دريغمان آمد كه حتى اشاره اى هم به موضوع اصلى اين تحقيق نداشته باشيم . زيرا بيم آن مى رود كه ساده انديشانى گمان كنند شناخت زندگى امام سجاد - عليه السلام - خلاصه شده است در: شناخت زمان ولادت ، مكان ولادت نام پدر و مادر، همسران و فرزندان و... و بس !

بديهى است كه در فصلهاى مختلف كتاب های مربوط به 14 معصوم ، دقيقا در راستاى شناخت ابعاد اصلى زندگى امام سجاد - عليه السلام - مى باشد و چون در اين یاد داشت ، نظر به ترسيم اجمالى بيوگرافى آن حضرت است ، به همين تذكر و ياد بسنده    می کنیم.                                                                                                                             

شهادت

تاریخ دقیق شهادت امام سجاد(ع) روشن نیست؛ برخی آن را ۹۴[ الإتحاف بحب الأشراف، الشبراوی، ص:۲۷۶.) و برخی دیگر سال ۹۵ دانسته‌اند.[   شیخ مفید، الإرشاد، ج‏۲، ص۱۳۷؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۶۶؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۱۶۰.       درباره روز درگذشت امام سجاد هم اختلافاتی وجود دارد؛ از جمله شنبه [امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج‏۱،ص:۶۲۹.] ۱۲ محرم،[الإتحاف بحب الأشراف، الشبراوی ،ص:۲۷۶.] و ۲۵ محرم.[ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی ،ج‏۲،ص:۱۱۶۷.] گزارش‌های دیگری نیز از جمله ۱۸، ۱۹، و ۲۲ محرم در منابع دیده می‌شود.[امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج‏۱، ص۶۲۹.]

درباره علت شهادت امام سجاد - عليه السلام - و چگونگى شهادت آن پيشواى صالحان ، عمده تاريخنگاران تصريح كرده اند، وليد بن الملك ، ايشان را مسموم ساخته و آن را حضرت در نتيجه همان مسموميت درگذشته است

.[شبراوی، الاتحاف بحب الاشراف، ص۱۴۳.

بعضى هم نوشته اند كه هشام بن عبدالملک در روزگار خلافت وليد، امام على بن الحسين - عليه السلام - را مسموم كرده است .

اما ميان اين دو نظر، تنافى و تعارضى وجود ندارد. زيرا طبيعى است كه هر چند برنامه مسوميت امام سجاد از سوى دستگاه خلافت - وليد - ريخته شده و فرمان آن توسط شخص خليفه صادر گشته باشد، كسان ديگرى مجرى آن برنامه و فرمان خواهند بود. زيرا مسايل سياسى و اجتماعى و همچنين محبوبيت امام سجاد - عليه السلام - در ميان مردم و معروفيت وى به علم و زهد و تقوا، هرگز به حاكمان اين جراءت را نمى داده است كه به طور مستقيم با آن حضرت رويا رو شوند و به ستيز برخيزند و با زمينه هاى قتل وى را به طور علنى فراهم آورند.

بر اين اساس ، بعيد نمى نمايد كه هشام بن عبدالملك به دستور بردارش ‍ وليد مرتكب چنين جنايتى شده باشد و وليد و هشام هر دو كشنده امام سجاد بوده باشند.

مدفن على بن الحسين عليه السلام

بدن مطهر زين العابدين عليه السلام كنار امام حسن مجتبى عليه السلام در قبرستان بقيع مدفون گشت . ،[  مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۸.)   اامام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) است.

(شعرانى در كتاب طبقات احتمال داده است كه مرقد امام سجاد عليه السلام در روستايى نزديك مصر قديم باشد ولى اين احتمال بى مورد است و چه بسا آنچه سبب پيدايش اين توهم اين شده ، مزارى باشد كه منسوب به زيدبن على بن الحسين است و بر اساس برخى نقلها سرزيد شهيد در آنجا مدفون است ، رك : اسعاف الراغبين 221

بقيع زمين كوچكى است كه بسيارى از بزرگان اسلام را در خود جاى داده است . از آن جمله چهار امام شيعه - امام حسن مجتبى عليه السلام ، امام زين العابدين عليه السلام ، امام محمد باقر عليه السلام و امام جعفر صادق - عليه السلام - ميباشد.

در گذشته زمان ، مسلمانان و شيفتگان اسلام و اهل بيت ، به تجليل آبادى اين مكان همت گماشته و براى هر يك از اين بزرگان ، حرم و بارگاهى بنا كرده بودند . اما سوگمندانه ، و هابيان در شوال 1344 هجرى قمرى اين آثار را تخريب كردند و همه را با خاك يكسان نمودند!از آن اين پس ، رفتار ناشايست و هابيان و حكام حجاز همواره از سوى محافل اسلامى مورد انتقاد شديد قرار داشته و دارد.

در اين مدت تلاشهاى زيادى صورت گرفت تا شديد وضع اسفبار بقيع به صورت نخستين آن برگردد و بى حرمتها پايان يابد. اما على رغم قولهاى مساعدى كه گاه حكام حجاز داده اند، هرگز قدم مثبتى در اين راستا برداشته نشده است . و در حالى كه شاهزادگان هوسران و خوشگذران سعودی و غیرهم  در مجلل ترين كاخها به سر مى برند و دشمنان خلق و خدا و بيگانگان و دشمنان اسلام در آن كاخها استقبال مى كنند و ثروت و امكانات جهان اسلام را به پاى غرب و صهيونيسم بين الملل نثار مى نمايند، مرقد بزرگان و شايسته ترين چهره هاى دينى مسلمانان ، چون گورستانى متروك مورد بى مهرى و بى اعتنايى قرار دارد و شعائر اسلامى مورد سخت ترين بى حرمتيها واقع شده است !

                                                                                                                                 ازکلمات امام   علیه السلام   
امام سجاد(ع):
«پسرک من! بر بلا شکیبا باش و به حقوق دیگران تجاوز مکن و کسی را یاری مکن که زیان آن برای تو بیش از سود آن برای اوست.»
شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۶۰.

امام سجاد(ع):
«حق زن این است که بدانی خدای -عزوجل- او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتی است از خدا بر تو.»
شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، ص۱۷۹.
امام سجاد(ع):
«حق خواهنده، دادن بدو بمقدار نیاز است. حق کسی که چیزی از او خواسته شده اینست که اگر داد، از او با سپاس و قدردانی از فضل او، پذیری. و اگر نداد عذر او را قبول کنی.» شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۸۷.
امام سجاد(ع):
«حق کسی که به تو بدی کند اینست که بر او ببخشی. و اگر دانستی که بخشیدن او بد است، داد خود را از او بگیری. خدای -تبارک و تعالی- گوید بر کسی که بدو ستم رسیده باشد و دادخواهی کند گناهی نیست.» شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، ص۱۸۷.
                                                                                                                                             سخنان بزرگان اهل سنت درباره امام سجاد علیه السلام
محمد بن مسلم زهری:
        نه هاشمی‌ای را برتر از او و نه کسی را فقیه‌تر از او دیدم.[ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۹، ص۱۲۴؛ الذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۷۵؛ الامینی، تکملة الغدیر، ج۲، ص۴۰۶.]
شافعی:
        او فقیه‌ترین مردم مدینه بود.[ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۹۶۲م، ج۱۵، ص۲۷۴.
جاحظ:
        کسی را ندیدم که در فضیلت او شک داشته باشد و یا در مقدم بودن او سخنی گوید.[بن عنبه، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص۱۹۴؛ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۰۸.]

با قامت عصمت و حيا مى ‏آيد ***با بانگ مناجات و دعا مى ‏آيد***ميلاد عبادت است يعنى سجاد***از سوى خدا به سوى ما مى ‏آيد
مروز دل اهل ولايت شاد است**ميلاد سعيد اشرف ايجاد است**آن قدر به درگاه خدا كرد سجود**معروف از آن به سيد سجاداست
میلاد سید الساجدین(ع) مبارک باد

                                                                                      منابع
    ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء الکتب العربیة، ۱۹۶۲م.
    ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب، تصحیح محمدحسن آل الطالقانی، نجف، منشورات المطبعة الحیدریة، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م.
    ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف، مطبعة المبارکة المرتضویة، ۱۳۵۶ق.
    ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۳۷۸ش.
    ابن کثیر، البدایة والنهایة، تحقیق علی شیری، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
    امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۳ق.
    امینی، عبدالحسین، تکملة الغدیر: ثمرات الاسفار الی الاقطار، تحقیق مرکز الامیر لاحیاء التراث الاسلامی، بیروت، مرکز الغدیر للدراسات و النشر و التوزیع، ۱۴۲۹ق/۲۰۰۸م.
    ذهبی، محمد بن احمد، تذکرة الحفاظ، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
    ذهبی، محمد بن احمد، سیر أعلام النبلاء، تحقیق شعیب ارناووط، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
    سید الاهل، عبدالعزیز، زین العابدین، قاهره، مکتبة وهبة، ۱۹۶۱م.
    شبروای، جمال الدین، الإتحاف بحب الأشراف، قم، دارالکتاب، ۱۴۲۳ق.
    شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا(ع)، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
    شیخ مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ق.
شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، - ویکی شیعه دانشنامه مجازی اهلبیت علیهم السلام - بیتوته -  موسسه در راه حق - دلائل الامامه  ؛ اصول كافى  ؛ ارشاد  اعلام الوردى  ؛ مناقب ؛ كشف النغمه  ؛فصول المهمه؛ تذكره الخواص   -وفيات الاعيان  ؛ نور الابصار - ارشاد -  مناقب ؛اسعاف الراغبين  -حبيب السير - - سير اعلام النبلاء - تنقيح المقال -  بحارالانوار - كامل مبرد - احقاق  الحق - صفوه الصفوه -

اعلام زركلى - - معارف ابن قتيه -  كامل ابن اثير -  مطالب السئوول -  تذكرة الخواص - ؛تذكرة الائمه -- تاريخ يعقوبى - تاريخ الائمة ؛ مروج الذهب  اعلام الورى -  كفاية الطالب -  مصباح كفعمى - - تاريخ طبرى -  و مدار ک جز اینها.