253 - جبله بن عمرو انصاری ساعدی‌ یکی از جانبازان و فدائیان ولایت (38 )
49 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                          
                                                                                                                       جبله بن عمرو انصاری ساعدی‌

از سرگذشت این بزرگوار معلوم می شود او هم در میان مردم محترم بوده و هم صلابت ایمان داشته است که  با خواندن مطالب ذیل مسئله برای عزیزان روشن می شود.
او یکی از یاران بزرگ و بافضیلت پیامبرصلی الله علیه وآله بود او از فقهاي صحابه به شمار ميآمد. «كان جبلة بن عمرو فاضلاً من فقهاء الصحابة.»  . ابن اثير، اسدالغابه، ج5، ص 187
 جبلة بن عمرو یکی از یاران بزرگ و بافضیلت پیامبرصلی الله علیه وآله بود که بعد از رحلت حضرت به صف لشکریان امام علی‌علیه السلام پیوست و در جنگ صفین از لشکریان حضرت به شمار می‌آمد.     الاستیعاب، ج ۱، ص ۲۴۱ ؛ اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۶۹ ؛ الاصابه، ج ۱، ص ۲۲۵٫
  در كنار پيامبر، در جنگهاي فراوان، از جمله بدر و احد و خندق و... حضور داشت و كلمات نوراني پيامبر را فرا ميگرفت و از پيامبر در بارة مفاهيم و محتواي آيات ميپرسيد و آنها را در سينة خود حفظ ميكرد. به حق او از فقهاي صحابة پيامبر بود.
علامه امینی پس از نقل جریانهائی از جبله  می گوید: درباره این مرد بزرگ، ابو عمر مینویسد: ” مردی بزرگ و با فضیلت از اصحاب فقیه و دین شناس بود، و یکی از اصحاب عادل ونیکو سیرتی است که روایات و مشاهداتش در فقه مورد استناد است.” همین صحابی عالی قدر و مجاهد بدری چنین نظری به عثمان دارد و چنین رفتاری با او داشته است. حتی سکوت در برابر کارهای عثمان، و بی طرفی سیاسی را گمراهی و از دین بدر شدگی میشمارد، وبر عثمان میتازد و دوستانش را از جواب سلامش باز میدارد در حالیکه جواب سلام مسلمان واجب است، و او رادر برابر مردم و اصحاب و مهاجران و انصار از منبر پائین میکشد، و به کوبیدن او چندان ادامه میدهد حتی  پس از مرگش او را از دفن شدن در گورستان مسلمانان محروم میسازد تا در گورستان یهود خاکش می کنند. اینها میرساند که وی چه نظری به عثمان داشته است!
 جبله بن عمرو انصاری تمام این کارها را درحضور و پیش چشم مسلمانان و اصحاب پیامبر (ص) انجام میدهد و اینها بر ضد عثمان همداستان و در تلاشند تا در خواری او کوشیده یا از آنچه علیه او میگذرد خوشحالند باستثنای مشتی اموی که وی خوب معرفیشان کرده و گفته آیات قرآن در مذمت آنها فرود آمده و پیامبر (ص) خون بعضیشان را روا و هدر شمرده است، که آنها در جامعه قدر و اعتباری نداشته و منفور و مطرود بوده اند      (.الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 189 – 191
                  در برابر عثمان                                                                              
 نخستین کسی که به عثمان اعتراض منطقی نمود
طبری می‌نویسد: «جبله بن عمرو نخستین کسی بود که با سخنان تند و خشن به عثمان اعتراض نمود، به این ترتیب که روزی جبله در میان گروهی از افراد قبیله بنی سعد نشسته بود و زنجیری در دست داشت. عثمان که از آن جا عبور می‌کرد به آنان سلام نمود. مردم جواب سلام او را دادند. در این هنگام جبله رو به مردم کرد و گفت: چرا جواب سلام کسی را می‌دهید که این همه اعمال خلاف مرتکب می‌شود؟ سپس رو به عثمان کرد و گفت: باید این نور چشمی‌ها را از خود دور کنی و گرنه این زنجیرها را برگردنت خواهم انداخت.
عثمان گفت: کدام نورچشمی‌ها؟ من برای انجام کارها افراد شایسته را انتخاب می‌کنم.
جبله پاسخ داد: آیا مروان و معاویه و عبدالله بن عامر و عبدالله بن سعد ابی سرح را به دلیل شایستگی آنان انتخاب نموده‌ای؟! اینان کسانی هستند که قرآن و پیامبرصلی الله علیه وآله خون برخی از آنان را مباح دانسته و در اسلام ارزشی ندارند. عثمان که در برابر سخنان نافذ و اعتراض منطقی جبله پاسخی نداشت آن جا را ترک کرد. از آن روز اعتراض‌ها شروع شد و مردم نسبت به عثمان جری شدند».     (تاریخ طبری، ج ۵، ص ۱۱۴٫
                                                                                                             

پائین کشیدن عثمان از منبر

بلاذری می‌نویسد: «روزی عثمان بالای منبر بود که جبله وارد شد و او را از منبر پایین آورد. جبله نخستین کسی بود که با سخنان تند و خشن بر عثمان اعتراض نمود و بی پروا با او رفتار می‌کرد…».  (انساب الاشراف، ج ۵، ص ۴۷٫
جبله از نخستین کسانی بود که: به تخلفات عثمان بن عفان (خلیفه سوم) اعتراض کرد و با سخنانی تند و خشن، رفتار او را زیر سؤال برد.
محمد تقی تستری از ثقفی نقل می‏کند: روزی جبله به مسجد آمد و عثمان بالای منبر صحبت می‏کرد او را از منبر به صورت اعتراض پایین آورد.
أَنَّ زَيْدَ بْنَ ثَابِتٍ مَشَي إِلَي جَبَلَةَ وَ مَعَهُ ابْنُ عَمِّهِ أَبُو أُسَيْدٍ السَّاعِدِيُّ فَسَأَلاهُ الْكَفَّ عَنْ عُثْمَانَ. فَقَالَ وَ اللهِ لا أَقْصُرُ عَنْهُ أَبَداً، وَ لا أَلْقَي اللهَ فَأَقُولُ (أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلاً...)».36   «زيدبن ثابت با پسرعمويش ابو اسيد ساعدي نزد جبله رفته و از او خواستند از عثمان دست بردارد. گفت: هرگز دست از او برنمي‌دارم و نمي‌خواهم خدا را در حالي ملاقات كنم كه در برابر سؤال خداوند بگويم: ما از بزرگان و رييسان خود اطاعت مي‌كرديم، آن‌ها ما را گمراه كردند.»  (قاموس الرجال، ج 2، ص 568..
                                                                                                                           مانع شدن از دفن عثمان در بقیع

جبله نه تنها در زمان حیات عثمان با او مبارزه می‌کرد، بلکه از آن جا که او را یک عنصر خطاکار می‌دانست، پس از مرگ وی نیز هنگامی که خواستند جنازه او را در قبرستان بقیع دفن کنند از این کار جلوگیری نمود و از این رو جنازه عثمان را به حش کوکب برده و در آنجا دفن کردند.   (الاصابه، ج ۱، ص ۲۲۵٫
حش کوکب منطقه‌ای بود در نزدیکی قبرستان بقیع - در واقع قبرستان یهودیان بود - که دیواری آن را از بقیع جدا می‌نمود و یهودیان مردگان خود را در آن جا دفن می‌کردند. هنگامی که معاویه بر سر کار آمد دستور داد تا آن دیوار را خراب کرده تا آن نقطه به بقیع متصل گردد و فرمان داد تا مردم مردگان خود را در اطراف قبر عثمان دفن کنند. به این ترتیب به تدریج به قبرستان بقیع متصل گردید. (٫الاصابه، ج ۱، ص ۲۲۵٫
 ابن شبه در” اخبار مدینه ” از قول عبد الرحمن بن ازهر مینویسد “: وقتی خواستند عثمان را دفن کنند به طرف بقیع رفتند. ولی جبله بن عمرو نگذاشت او را در آنجا دفن کنند. ناچار به” حش کوکب- ” قبرستان یهود- رفته او را در آنجا به خاک سپردند. “ (الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 189 – 191
  

                                                                                                      سخن جبله بن عمرو انصاری مجاهد بدر

طبری مینویسد”: جبله بن عمرو ساعدی در کنار خانه اش نشسته بود و بند ستوری در دست داشت. عثمان از آنجا میگذشت. جبله به او گفت: آی نعثل به خدا ترا میکشم و بر ستور زخمناکی نشانده به منطقه آتشفشان (یعنی دماوند) خواهم فرستاد. بار دیگر هنگامی که عثمان بالای منبر بود آمده او را بزیر آورد.”و مینویسد “: اولین کسی که زبان به دشنام عثمان گشود و علیه او جرات به خرج داد جبله بن عمرو ساعدی بود،

                                                                                                              اعتراض به جواب دهندگان سلام عثمان

 در انجمن قبیله اش نشسته و بندی در دست داشت، عثمان از آنجا میگذشت، به آنها سلام کرد، جواب سلامش را دادند، جبله به آنها اعتراض کرد که چرا جواب سلام کسی را که چنین و چنان کرده دادید؟ و رو به عثمان کرده گفت: به خدا اگر این دور و بری هایت را طرد نکنی این بند را بر گردنت می بندم. عثمان گفت: کدام دور و بریها بخدا من کسی را بعنوان دور و بری اختیار نمیکنم. گفت: مروان را اختیار کرده ای، و معاویه را اختیارکرده ای، و عبد الله بن عامر را اختیار کرده ای، و عبد الله بن سعد را اختیار کرده ای، و در میان اینها کسی هست که قرآن مذمتش کرده و پیامبر(ص) خونش را هدر ساخته است عثمان راه خویش گرفت و رفت. از آن روز تا به حال زبان مردم علیه عثمان دراز شده است.”
امینی می گوید :  از این دو مطلب طبری، مطلب اول رابلاذری با همان لفظ روایت کرده و دنباله مطلب را چنین آورده است”: بعد، در حالی که عثمان بالای منبر بود آمده او را بزیر آورد. و اولین کسی بود که به خود جرات پرخاش به عثمان را داده و به او تند گفت، و روزی بندی آورده به او گفت: بخدا یا این دور و بری هایت را طرد نکنی  این بند را بر گردنت خواهم افکند،
                                                                                                           اعتراض به داروغه گری  حارث بن حکم

همچنين موضعگيري تند او نسبت به عثمان در خصوص داروغة مدينه، حارث بن حكم، در تاريخ مشهور است.
 عثمان، حارث بن حکم را بر بازار (مدینه) گماشته بود  جبله به او گفت:   بازار را به انحصار حارث بن حکم درآورده ای و چنین و چنان کرده ای. و او اجناسی را که از خارج میامد ارزان خریده گران می فروخت، و از محل کسانی که در بازار داد و ستد میکردند عوارض میگرفت و خیلی بدرفتاری میکرد). به همین جهت به عثمان گفتند بازار را از چنگ حارث بن حکم بیرون بیاورد، نپذیرفت.
او به دستور و موافقت عثمان، اجناس رسيده از اطراف را ميخريد و به قيمت دلخواه خود ميفروخت و مجالي براي بازاريان باقي نميگذاشت. حارث علاوه بر اين، كراية دكانداران و دستفروشها را براي خود جمعآوري ميكرد و با مردم، بدرفتاري مينمود و هر چه مسلمانان در مورد كوتاه كردن دست حارث از بازار، با عثمان گفتوگو كرده بودند، او ترتيب اثر نداده بود و همين امر موجب اعتراض شديد جبله بود.») جعفر سبحاني،شخصيتهاي اسلامي شيعه، چاپخانه علميه قم،، ص 108، به نقل از تاريخ طبري، ج5، ص114                                                                                                                                                                                                                       
                                                                                                                        در جبهه علي علیه السلام

پس از رحلت پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم ، جبلة بن عمرو از علي علیه السلام جدا نشد و در جبهة آن حضرت قرار گرفت. «با آن حضرت به كوفه رفت و در نبردهاي جمل، صفين و نهروان حضور فعّال داشت.» ). جعفر سبحاني، شخصيتهاي اسلامي شيعه، چاپخانه علميه قم، 1359، ص 107
او از منتقدان ماجراي سقيفه بود و همواره از مظلوميت و حقانيت علي علیه السلام سخن ميگفت.
جبله، پس از قتل عثمان دل در گرو امیر مؤمنان علی علیه‏السلام نهاد و جزو نخستین اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله است که با حضرت بیعت کرد و از یاران باوفای ایشان گردید [رجال طوسی، ص 37، ش 9؛ الجمل، ص 106.   و در جنگ صفین هم در رکاب حضرت جنگید. [ اسد الغابه، ج 1، ص 269؛ الاصابه، ج 1، ص 457.  .
او با توجه به اعتقاد شديد به حقانيت علي علیه السلام در برابر خلفا، موضع تندي داشت؛ از جمله در برابر عثمان به موضعگيريهاي صريح ميپرداخت.
ابن اثیر و دیگران نوشته‏اند: «جبلة بن عمرو انصاری» برادر ابی مسعود عقبة بن عمرو انصاری، از اهالی مدینه و از فقیهان اصحاب رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و از یاران امیر مؤمنان علیه‏السلام است. او مردی شجاع و دلاور بود که در جنگ صفّین در رکاب حضرت علی علیه‏السلام حضور داشت و در سال 50 هجری با معاویة بن حدیج در جنگ آفریقا شرکت نمود و ساکن مصر گردید. [ ر. ک: اسد الغابه، ج 1، ص 269؛ الاصابه، ج 1، ص 457؛ قاموس الرجال، ج 2، ص 567.  
                                                                                                                               مرگ جبله و آرميدن در بقيع

«جبله، در سال 38 هجري، چشم از جهان فروبست. مسلمانان زيادي بر جنازة مطهّرش نماز گزاردند و در بقيع دفنش کردند.» ر.ک: الاستيعاب، ج 6.    - رحمه الله علیه .
البته از برخي منابع  تاريخي برميآيد كه وي در مصر سكونت گزيده ولي هرگز اشارهاي به دفن وي در مصر نکرده اند، بلكه صاحب «الاستيعاب» محل دفنش را بقيع دانسته است. به همين جهت به نقل عبارتي از بحار، از مرحوم مجلسي بسنده ميكنيم:
«ذكر القاضي عياض في المدارك أن المدفونين من أصحاب النبي هناك عشرة آلاف و لكن الغالب منهم مخفي الآثار عيناً وجهةً و سبب ذلك أن السابقين لم يعلموا القبور بالكتابة و البناء، مضافاً إلي أنّ تمادي الأيام يوجب زوال الآثار...»  ( محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج48، ص297
«قاضي عياض در مدارك خود آورده است: مدفونين در بقيع از اصحاب پيامبر، دو هزار نفرند ليكن بيشتر آنها، آثارشان از حيث اصل و نام و نشان، مخفي است و سبب اين مسأله هم اين است كه سابقين، قبور اين صحابه را در كتب خود نياورده اند. مضاف بر اين، گذر ايام موجب زوال نشانه ها ميشود.»
چنانكه در مورد صحابه و تابعين آن شد كه دربارة جبله و بهلول بن ذؤيب و غیرهم  شد.
                                                                                                                                    منابع

    ۱٫الاستیعاب، - ؛ ابن اثير اسد الغابه، -  ٫تاریخ طبری،  - انساب الاشراف، - نهج البلاغه برنامه زندگی -  وبسایت شخصی محمدعلی حسن زاده - امینی -الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب،-   - ؛ قاموس الرجال، -  رجال طوسی، - ؛ الجمل،  -  . جعفر سبحاني، شخصيتهاي اسلامي شيعه، الاصابه في تمييز الصحابه،- -. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار -  علي اكبر نوايي -  ابن شبه ” اخبار مدینه ” - و مدارکی جز اینها.