251 - فرا رسیدن بعثت گل سرسبد جهان هستی به همه مسلمانان جهان مبارک باد
41 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

  بعثت شخص اول جهان آفرینش مبارک

 

  امروز قلب عالم و آدم حرای توست *** این کوه نور شاهد حرف خدای توست

  مکه دگر برای بزرگیت کوچک است *** فریاد کن رسول که دنیا برای توست

  اقرأ باسم ربّک یا ایها الرسول *** قران بخوان امین که همین آشنای توست

  لات و هبل برای تو تعظیم کرده اند***وقتی که قلب سنگی عُزی فدای توست

  خورشید و ماه بین دو دست تو دلخوشند *** یعنی تمام تکیه عالم عصای توست

  بعد از هزار سال دگر می شناسمت*** وقتی که جای جای دلم ردّ پای توست

  فریادتان تمام زمین را گرفته است *** امروز هر چه می شنوم از صدای توست  سید محمد حسین جسینی

این حادثه مبارک (بعثت و ولایت) به راستی انفجار نور در قلب تاریکی ها و فریادی در خاموشی ها و هشداری در اوج غفلت ها بود. عظمت و اعجاز این حرکت بزرگ و توفنده را می توان با مطالعه کارنامه جهان پیش از بعثت به دست آورد.

 قرن ششم میلادی را باید عصر حاکمیت سیاهی و تباهی نامید، چرا که در آن زمان ابرهای متراکم نادانی، سایه شوم و سنگین خود را بر زندگی بشر افکنده بود و جوامع آن روز در تنگناهای اقتصادی و اجتماعی مرگباری قرار داشتند، لیکن سنت تاریخ و قانون طبیعت و مشیت حق تعالی، همواره به اثبات رسانیده که در چنین مقاطع حساس و یأس آور است که روشنایی و امید از اعماق ظلمت و یأس پیدا میشود و بهار سبز و خرم از دل زمستان سرد و بیجان متولد میگردد.

 در عصری، پیام روح بخش بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر کالبد افسرده و مرده جهان دمیده شد که پانصد سال و به نقلی هفتصد سال از ظهور عیسی بن مریم گذشته بود. در این فترت و فاصله ممتد کسی به پیامبری مبعوث نگردید،جهل و ظلم بر سراسر گیتی حکومت می کرد و جنگ نامعقول ایران و روم نابسامانی ها و افسردگیهای فراوانی به بار آورده بود.

آری، مشیت الهی بر این بود که از گریبان تاریکی، سپیده شکافته شود و آفتاب تابناک نیّر اعظم و فخر بنی آدم،حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله طلوع کند.

 آری، مشیت الهی بر این بود که از گریبان تاریکی، سپیده شکافته شود و آفتاب تابناک نیّر اعظم و فخر بنی آدم،حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله طلوع کند.

 بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهم ترین فراز از تاریخ اسلام است که به عنوان حادثه ای بس بزرگ و عظیم نقش مهم و تأثیرگذاری در سرنوشت انسان ها داشته است.

مَبعَث یا بِعثَت در اصطلاح اسلامی به معنای برانگیخته شدن محمد بن عبدالله (ص) به پیامبری است. این اتفاق در۴۰ سالگی پیامبر(ص) در غار حراء واقع در کوه نور (در نزدیکی شهر مکه) روی داد و سرآغاز دین اسلام بود. طبق دیدگاه مشهور شیعه امامیه، این رویداد در روز ۲۷ رجب، ۱۳ سال قبل از هجرت پیامبر (ص) روی داده است.

قبل از بعثت پیامبر(ص)، دین بیشتر مردم آن ناحیه، بت پرستی بود. دیگر ادیان آسمانی نیز در قسمت های مختلف این سرزمین پیروانی داشت. اما با بعثت پیامبرص)، اسلام فراگیر و بت پرستی از حجاز برچیده شد.

سالگرد مبعث رسول خدا (ص)، از اعیاد شیعیان و به «عید مبعث» مشهور است.

به روایت اهل سنت آن حضرت صلی الله علیه و سلم روز دوشنبه هفدهم یا هجدهم یا نوزدهم ماه مبارک رمضان، به پیامبری مبعوث گردیده اند. اما اجماع شیعه بر آن است که مبعث آن حضرت در روز بیست و هفتم ماه رجب صورت گرفت. روایات دال بر این مطلب در منابع شیعه بسیار است از آن جمله مرحوم کلینی با سند خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «روزه بیست و هفتم رجب را فراموش نکن، زیرا آن روزی است که محمد به نبوّت گماشته شده است.» شیخ صدوق و شیخ طوسی هم این را روایت کرده اند. و نیز روایات دیگری که دال بر این موضوع است از سایر ائمه یا صحابیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است.[ تاریخ تحقیقی اسلام( موسوعة التاریخ الاسلامی )، ج 1، ص: 315 مطابق روایت فریقین آن حضرت به هنگام بعثت چهل ساله بود.

امام حسن عسکری علیه السّلام در توصیف بعثت نبی اکرم صلّی اللّه علیه و آله بود، می فرماید: «... تا این که به چهل سالگی رسید، و خداوند قلب کریمش را بهترین و والاترین و خاشع ترین و مطیع ترین قلب ها یافت. پس به درهای آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به ملائکه اجازه داد و آنها نازل شدند و در این حال محمد صلّی اللّه علیه و آله به آنها می نگریست. پس رحمت از طرف عرش بر وی نازل شد و او به روح الامین، جبرئیل- طاووس ملائکه- نگاه می کرد، جبرئیل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چیزی را بخوانم؟ گفت: ای محمد!اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّک الْاَکرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...». (قرآن را) به نام پروردگارت- که هستی را آفرید- بخوان همو که انسان را از خون بسته آفرید. بخوان که پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو که با قلم تعلیم داد و آن چه را که انسان نمی دانست به او آموخت. سپس آنچه را که می بایست بر او نازل کرد و خودش به سوی پروردگارش بالا رفت.

محمد صلّی اللّه علیه و آله از کوه پایین آمد در حالی که عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهی او را مدهوش خود کرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چیزی که اضطرابش را بیشتر می کرد، این بود که می ترسید، قریشیان او را تکذیب کرده و او را به دیوانگی نسبت دهند، در حالی که او عاقل ترین مردم و گرامی ترین آنان بود و مبغوض ترین چیزها در نظر او شیاطین و اعمال دیوانگان بود؛ بنابراین، خداوند اراده کرد که قلبش را مملوّ را شجاعت نماید و به او فراخی دل عنایت فرماید. برای همین از کنار هر سنگ و درختی که ردّ می شد، می شنید که می گفتند: «السّلام علیک یا رسول اللّه». [تاریخ تحقیقی اسلام( موسوعة التاریخ الاسلامی )، ج 1، ص: 316، به نقل از بحار الانوار، ج 18، ص 206

به روایتی، جبرئیل امین با هفتاد هزار فرشته و میکائیل با هفتاد هزار فرشته فرود آمدند و برای آن حضرت، کرسی عزت و کرامت آوردند و تاج نبوت و رسالت را بر سر آن بزرگوار گذاشتند و لوای حمد را به دستش داده و گفتند بر فراز این کرسی برو و خدایت را سپاس گو. به روایت دیگر آن کرسی از یاقوت سرخ و پایه ای از آن از زبرجد و پایه ای از مروارید بود و چون فرشتگان به سوی آسمان صعود کردند، آن حضرت از کوه حرا پایین آمد و انوار جلال او را فراگرفته بود، به طوری که کسی توان نظر کردن به چهره مبارکش را نداشت و بر هر درخت گیاه و سنگی که می گذشت، وی را سجده می کردند و با زبان فصیح می گفتند: السلام علیک یا نبی الله، السلام علیک یا رسول الله.

همین که وارد خانه شد از نور چهره مبارکش خانه خدیجه کبری سلام الله علیها منور شد و آن بانوی پرهیزکار پرسید: ای محمد! این چه نوری است

که در تو مشاهده می کنم؟ حضرت فرمود: این نور پیامبری است، بگو: لا اله الله، محمد رسول الله. خدیجه گفت: من سال هاست که پیامبری تو را می دانم و هم اکنون نیز شهادت می دهم که خدایی جز خداوند یکتا نیست و تو رسول و پیامبر خدایی. بدین گونه خدیجه نخستین کسی بود که به همسرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد[ منتهی الآمال، ج 1، ص 47.].

از میان مردان نیز امام علی بن ابی طالب علیه السلام، به محض دیدن چهره نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری کرد. از آن پس پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار خانه خدا نماز می گذارد و خدیجه سلام الله علیها و علی علیه السلام بر او اقتدا می کردند و نماز می خواندند.[فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص 95. این سه نفر، با جان و مال و هستی خویش اسلام را پرورانده و فراگیر نمودند.

 

معنای بعثت

در اصطلاح دینی، بعثت به معنای فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند برای دعوت انسان ها به دین الهی است. روز مبعث یا عید مبعث نیز در اصطلاح به روزی گفته می شود که حضرت محمد(ص) از طرف خداوند به رسالت مبعوث شد.

این واژه در سوره های مختلفی از قرآن کریم، به معنای برانگیختن و فرستادن پیامبران برای هدایت مردم به کار رفته است.[سوره بقره، آیه ۲۱۳؛ سوره نحل، آیه ۳۶؛ سوره اسراء، آیه ۱۷).

بعثت در قرآن کریم، همچنین در معنای حشر مردگان هم به کار رفته است.[ سوره یس، آیه ۵۲؛ سوره بقره، آیه ۵۶؛ سوره حج، آیه ۷). در همه موارد ذکر شده در قرآن، انتساب بعثت به «الله» است و اوست که برانگیختن پیامبران و محشور کردن مردگان را انجام می دهد. - کلمه «مبعث» مصدر میمی یا اسم زمان و مکان، از ریشه «ب ع ث»، به معنای برانگیختن، ارسال و یا روانه کردن است.

«بعثت» از ماده (بعث) به معنای برانگیختن و فرستادن است. - و در شرع، فرستادن خداوند است، انسانی را به سوی جن و انس یا بعضی از آنها تا آنان را به راه حق، دعوت کند و شرط آن دعوی پیغمبری و اظهار معجزه باشد.

 در آیات قرآن و احادیث اهل بیت (علیهم السّلام) چنین بیان گردیده است که، خداوند متعال در زمان های مناسب پیامبرانی را برای هدایت مردم برانگیخته و هیچ قومی را بدون راهنمای الهی وانگذاشته است.

 

 اهمیت بعثت

بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حادثه ای بس بزرگ در سرنوشت، هدایت بشری بوده و عظمت این امر عاملی بود که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد.

 

  مهم ترین منشأ تحولات

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) منشا بزرگ ترین تحولات فکری عقیدتی جوامع بشری به شمار می رود؛ با این حال، سیره نویسان از آن غفلت کرده اند. روایات مجعول و بی اساس آنان در این باره، نه تنها دون شان آخرین پیامبر خداست؛ بلکه حتی با ادراکات بشری نیز سازگاری ندارد؛ [زینی دحلان، احمد، حاشیه الحلبی الشافعی، ج۱، ص۳۳ـ۴۲.

اما چون بررسی آن در مقاله ای کوتاه نمی گنجد، تنها به ارائه رخداد بعثت با توجه به روایات و احادیث معتبر از دیدگاه شیعه اکتفا می شود.

 

 نوید بعثت پیامبر

برخی از خصوصیات و نشانه های ظهور آن حضرت در کتب و اخبار ادیان پیشین مطرح بوده وبسیاری از اهل کتاب و اعراب مشرک نیز با آن آشنائی قبلی داشتند. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «الَّذِینَ ءَاتَیْنَهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ و کَمَا یَعْرِفُونَ اَبْنَآءَهُمْ وَ اِنَّ فَرِیقًا مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یعلمون؛ [ بقره/سوره۲، آیه۱۴۶.

کسانی که به ایشان کتاب (آسمانی) داده ایم، همان گونه که پسران خود را می شناسند، او (محمد) را می شناسند و مسلماً گروهی از ایشان حقیقت را نهفته می دارند، و خودشان هم می دانند.»

بعثت، انقلابی بزرگ بر ضد جهل، گمراهی، فساد و تباهی است وسزاوار منت گذاری خداوند ودر بردارندۀ حکمت و تربیت است: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ اِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ اَنفُسِهِمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ ءَایَتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَاِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ؛ [ل عمران/سوره۳، آیه۱۶۴.

به یقین، خدا بر مؤمنان منّت نهاد (که) پیامبری از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان تلاوت کند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، و قطعاً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.»

حضرت علی (علیه السّلام) دربارۀ فلسفه بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله وسلّم) می فرمایند: «خداوند سبحان، برای وفای به وعدۀ خود و کامل گردانیدن دوران نبوّت، حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله وسلّم) را مبعوث کرد؛ و از همۀ پیامبران پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود، نشانه های او شهرت داشت؛ و تولدش بر همه مبارک بود. در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده، خواسته های گوناگون و روش های متفاوت بودند؛ عده ای خدا را به پدیده ها تشبیه کرده وگروهی نام های ارزشمند خدا را انکار وبه بت ها نسبت می دادند وبرخی به غیر خدا اشاره می کردند. پس خدای سبحان، مردم را به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) از گمراهی نجات داد و هدایت کرد و از جهالت رهایی بخشید. سپس دیدار خود را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) برگزید و آنچه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با کوچ دادن از دنیا گرامی داشت.» [امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه اول، ص ۳۹.

 

حالات روحی پیامبر قبل از بعثت

در پی همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و در نتیجه ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کرده اند. حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: خداوند بزرگترین فرشته خود را از خردسالی پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته در تمام لحظات شبانه روز با آن حضرت همراه بود و او را به راههای بزرگواری و اخلاق پسندیده و شایسته رهبری می کرد.

 

مقدمات بعثت پیامبر

پیامبر به دلیل همین حالات معنوی و طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه آن روز و به ویژه در شهر مکه، حاکم بود، رنج می بردند.

همچنین به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره می گرفتند و به کوه حرا می رفتند. این کناره گیری برای حنفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود داشته است. می گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایه گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه می رفت و مستمندانی را که از آنجا می گذشتند، اطعام می نمود. در واقع می توان گفت که این خلوت گزینی، زمینه ای برای تقویت هرچه بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمه ای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت بوده است.

در دوران این خلوت گزینی ها نیز چون سایر مراحل مختلف زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام) که پرورش یافته در خانه پیامبر و دامان ایشان است، آن حضرت را همراهی می کرد و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه می برد.

 

فلسفه و هدف بعثت

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و معجزه جاویدش قرآن برای شناساندن حقایقی به بشر بود که پیامبران پیشین به تناسب رشد فکری جوامع بشری، بخشی از آن را بازگو کردند؛ حقایقی که بشر درباره آن جهل نسبی و یا مطلق داشته است. حقایقی همچون: منشا هستی و علت آن، سرانجام حیات دنیوی بشر و سرنوشت او پس از مرگ است.

 

 دین پیامبر پیش از بعثت

درباره دین خاتم انبیا (صلی الله علیه و آله وسلّم) قبل از بعثت، اقوال گوناگونی وجود دارد که پرداختن به آنها نیازمند پژوهشی مستقل است و از آن میان به طرح صحیح ترین اقوال مورد اتفاق علمای شیعه و علمای سنی اکتفا خواهد شد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) و سرپرستان بزرگوار آن حضرت (عبدالمطلب و ابوطالب)، از بازماندگان دین یکتاپرستی و شریعت ابراهیم بوده اند. ( زمخشری، محمود بن عمر، تفسیر الکشاف، ج۱، ص۱۹۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۱، ص۴۰۳. که در قرآن «حنفا» خوانده می شوند. [ بقره/سوره۲، آیه۱۳۵.

و انزوای آنان را برای خلوت و مناجات با خدا «تحنف» تا «تحنث» نامیده اند؛ اما این، بدان معنا نیست که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) پیش از بعثت از شریعت انبیای پیشین پیروی «برخی بر این عقیده اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) قبل از بعثت، تابع یکی از ادیان الهی بوده است. برخی از علمای اهل سنت، مانند: غزالی، قاضی عبدالجبار، سیف الدین آمدی، تاج الدین عبدالوهاب سبکی و برخی از علمای شیعه، مانند: سید مرتضی بر این عقیده اند.» می کرده است؛ بلکه بدان معناست که در اصول اعتقادی، همچون: توحید، معاد، مکارم اخلاقی و صبر بر آزار معاندان و مشرکان، همانند انبیای الهی، استوار و ثابت قدم بوده است.

 

 گفتار امام علی

بنابر گفتار علی (علیه السّلام) که آگاه ترین شخص به احوال رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) است از همان زمان که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) از شیر گرفته شد، خداوند، بزرگ ترین فرشته اش را با وی قرین ساخت تا همواره او را به زیباترین خلق و خوی هدایت کند؛ [ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۱، ص۸۹.

چنان که خود حضرت می فرماید: «کنت نبیاً و آدم بین الروح و الجسد؛ من نبی بودم در حالی که هنوز روح به کالبد آدم دمیده نشده بود.»[ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۷۸.

شریعت پیامبر قبل از بعثت

بنابراین - نظر صحیح مورد توافق علمای شیعه و سنی این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) تابع هیچ یک از ادیان و شرایع قبل از اسلام نبود؛ بلکه به شریعت خود عمل می کرد و هدایت خاص خداوند، وحی و الهام به او می رسید.

 

مراحل بعثت

پیامبر برای رسیدن به مقام بعثت زمینه هایی را خدای متعال برای ایشان مهیا کرد از جمله خواب های صادقه و شنیدن صدای غیبی و در نهایت جناب جبرائیل را دیدن بود.

 

1 - دیدن رؤیاهای صادقه

پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در آستانه بعثت، خواب هایی می دید که به همان صورت در خارج به وقوع می پیوست، [ ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، ج۲، ص۲۰۴.

و گاه فرشته ای او را «رسول الله» خطاب می کرد. [ ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شر ح نهج البلاغه، ج۳، ص۲۰۷.

 

 2 - شنیدن ندای غیبی

آن حضرت از سی و هفت سالگی، حالاتی روحانی داشت و احساس می کرد دریچه ای از غیب به رویش باز شده است؛ زیرا نور مخصوصی می دید و اسراری بر ایشان فاش می شد. بارها سروش غیبی را می شنید؛ ولی او را نمی دید، [ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۲، ص۷۱۳. - حلبی شافعی، نورالدین، انسان العیون فی سیرة الامین المامون، ج۱، ص۳۸۰.- حلبی شافعی، نورالدین، انسان العیون فی سیرة الامین المامون، ج۱، ص۳۸۱.

و چه بسیار که او را از درخت و کوه، ندا می کرد. [ جامی، عبدالرحمان، شواهد النبوه، ص۱۳۹.

 

 3 - روئیت جبرائیل

آن حضرت در آستانه بعثت، جبرئیل را می دید، در حالی که او را رسول الله خطاب می کرد. [ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۴۱.

هرچه زمان بعثت نزدیک تر می شد، مدت تحنث در غار حراء و میل به تفکر و عبادت در او فزونی می یافت.

 

 مکان بعثت

«غار حراء» واقع در قله «کوه نور»، از معروف ترین کوه های مکه و با ارتفاع ۲۰۰ متر در دو فرسنگی شهر مکه و در شمال شرقی [ ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، ج۲، ص۲۸۸.

آن واقع شده است. این محل از زمان های دور، مکانی مقدس [ ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، ج۲، ص۲۸۰.- ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، ج۲، ص۲۸۱.

و محل اعتکاف انسان های حقیقت جو و روشن ضمیری بوده است که به "حنفا" شهرت داشتند. [ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۱، ص۲۱۶.

 

 موقعیت جغرافیایی غار

سطح غار، هموار و برای نشستن و برخاستن فردی بلند قامت، مناسب بوده است؛ اما بالا رفتن از آن به دلیل ناهمواری های شیب دار، دشوار است. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در غار که دهانه اش به سوی کعبه و محله بطحا باز می شد، می نشست و ساعت ها در اندیشه رهاییدن قومش از بیهودگی هایی بود که در آن غوطه ور بودند. منابع، درباره زندگی و ویژگی های شخصیتی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) پیش از بعثت، چندان سخن نگفته اند؛ اما از تحنث او در غار حراء می توان تصور کرد که همواره در اندیشه راه چاره ای برای نجات قومش از تباهی ها بود.

 

 مدت زمان وقوف در غار

معمولاً تحنث، سالی یک بار به مدت یک ماه در غار حراء بوده است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در این مدت به مستمندانی که نزد او می رفتند، طعام می خورانید. [ حمیری، هشام بن عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۳۶.

پس از آن، هفت بار، کعبه را طواف می کرد و به منزل باز می گشت. در سال های نزدیک بعثت که رشد قوای عقلی و روحی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به اوج رسیده بود، میل و اشتیاق او به کناره گیری از مردم [ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۲، ص۷۱۳.

و تفکر و عبادت، آن چنان بود که روزها و شب ها را در غار حراء به سر می برد؛ به ویژه در ماه رمضان، مدت تحنث طولانی تر بود. در این مدت، علی (علیه السّلام)، همسرش خدیجه و یا فرد دیگری از اهل خانه برای او آب و غذا می برد. [ امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ترجمه شهیدی، ص۲۲۲.

این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیع ترین و خاضع و خاشع ترین دل ها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش هدایت کند.

 خدیجه در انتظار بعثت

روزی بانوان قریش از جمله خدیجه در کنار کعبه نشسته بودند یکی از یهودیان خطاب به آنها گفت: ای زنان قریش عنقریبا در مکه پیغمبری مبعوث خواهد شد. هرکدام از شما با او ازدواج کند شرف دنیا و آخرت را به دست می آورد. زنها او را باسنگ از مسجد بیرون کردند تنها بانوئی که این حرف در روحیه او اثر گذاشت خدیجه بود. که فکر او را مشغول ساخت که این گفتار مسئله عادی نیست.

چندی بعد یکی دیگر از عالمان یهودی در اطاق پزیرائی خدیجه کنار پنجره نشسته و به کوچه نگاه می کرد خدیجه دید رنگ چهره این شخص تغییر یافت پرسید چرا به این حال درآمدی گفت: ای خدیجه الان جوانی از کوچه رد شد می توانی او را صدا بزنی بالا بیاید.

خدیجه صدا زد محمد می توانی بیایی بالا؟! محمد آمد یهودی گفت: می توانی پشت کتفت را باز کنی؟ محمد پیراهن را زد کنار. یک وقت دیدند یهودی وضعش بدتر شد و گفت: جوان می توانی بروی سپس رو به خدیجه کرد و گفت بانو از علایمی که من نسبت به آخرین پیغمبر خوانده ام تماما در این جوان هست مخصوصا آن مهری که در پشت کتف او بود.

گفتار این دو عالم یهودی برای خدیجه مشخص کرد که محمد پیغمبر آخرین خواهد بود با این که بزرگان مکه بخاطر ثروت کلان وزیبائی چهره از او خواستگاری می کردند و هیچکس را نمی پسندید و هم کفو خود نمی دانست حالا چگونه از محمد یتیم و فقیر آل عبدالمطلب بخواهد که با او ازدواج نماید. ولی این فکر شب و روز او را به خود مشغول ساخته بود که چگونه در میان بزرگان و ثروتمندان شهر سر بلند می کند

مدتی گذشت روزی عموهای محمد باهم نشسته بودندبهمدیگر گفتند: این پسر برادرمان به حد جوانی رسیده چرا به او عیال اختیار نمی کنیم دیگری گفت ما که چیزی نداریم صلاح در اینست که برویم از خدیجه درخواست کنیم کاری به او تعیین کند و از دست مزد آن محمد را زن بگیریم . بمنزل خدیجه آمده مسنله را مطرح کردند پرسید چرا خود محمد نیامد گفتند: اگر لازم است بگوئیم بیاید گفت: بلی خودش باشد بهترست.

محمد را آوردند بانو خدیجه پرسید محمد می توانی به شتر بار بزنی فرمود: بلی خدیجه بغلام گفت: برو فلان شتر را بیاور. در میان هشتادهزار شترخدیجه این شتر سرسختی بود که کسی نمی توانست به او نزدیک شود.

عموهای محمدگفتند: بهتر بود که بگوئی کار نمی دهم چرا این شتر دیوانه را خواستی. محمد بعموها گفت: نگران نباشید شتر را که آوردند جلوی چشم همه آن حیوان زانوها را به زمین و سرش را به پای محمد می سائید همه تعجب کردند اما خدیجه رنگش شفاف شده و گفت قبول.

نگو که خدیجه بانوی فهمیده و هو شیار میخواست از این راه به نبوت محمد مطمئن شود. محمد با کاروان تجارت خدیجه به شام رفت و روزی که بمکه نزدیک شدند محمد جلوتر رفت تا آمدن کاروان را اطلاع دهد بانو در جلوی پنجره نشسته و چشم به راه شام دوخته بود دید کسی می آید و ابر بالای سرش به او سایه انداخته از شتر خاص خودش که به محمد داده بود فهمید او محمد است آمد و پس از دادن خبر رسیدن قافله خدیجه گفت: محمد برگرد جلوی قافله منظورش این بود که دوباره سایه انداختن ابر را ببیند ودید و لی آرام و قرار ندارد

وقتی که دستمزد محمد را می داد پرسید این پول را برای چه خرج می کنی؟ گفت: عموهایم برای من زن میگیرند وخرج می کنند گفت: مرا وکیل می کنی برایت زن پیداکنم محمدگفت بلی گفت من برایت زن پیدا کرده ام پرسید کیست با کمال شهامت گفت: کنیزت خدیجه است! !! که محمد عرق ریزان به خانه برگشت عموها پرسیدند محمد آیا دختری زیر نظر داری؟ فرمود بلی. کیست؟ گفت خدیجه عموها گفتند: این چه حرفیست؟! گفت: چه مانعی دارد عمه ها را فرستادند با زبان زنانه از زیر زبان خدیجه حرف بکشند وقتی عمه ها رسیدند خدیجه باکمال افتخار برای هرکدامشان یک غلام و یک کنیز و سه هزار دینار طلا داد و عمه ها با ایما و اشاره حرف را شروع کردند و خدیجه گفت: دختران عبدالمطلب با من با اشاره حرف نزنید من خودم از محمد خواستگاری کرده ام نه او از من خانمهابلند شده و به برادرها اطلاع دادند و خلاصه مسئله با تمام تعجب یک شهر به پایان رسید و خدیجه 15 سال تمام در اتظار نشست پس کی نبوت محمد آشکار خواهد شد تا این که همچو شبی انتظار پایان یافت ( خلاصه و گلچینی از بحار الانوار و حیات اللقلوب مرحوم مجلسی رضوان الله تعالی علیه).    

 

 نزول امین وحی

پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را طواف می نمودند. این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیع ترین و خاضع و خاشع ترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش هدایت کند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) ساعت ها در آسمان، کوه ها و بیابان های مکه که بی کرانگی خالق را به هزاران زبان نجوا می کردند به تفکر و مطالعه می پرداخت و از خدایان سنگی و چوبی قومش به ستوه آمده، در جستجوی چاره آن، آسمان بی انتها را می کاوید. جبرئیل امین در یکی از این تحنث ها هنگام چهل سالگی [ حمیری، هشام بن عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۳۳.

بر او ظاهر شد و نخستین آیه های سوره علق [ علق/سوره۹۶، آیه ۵. را به وی القا کرد. سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) از غار به سوی منزل سرازیر شد و همسرش را از این ماجرا آگاه کرد. خدیجه که سال ها بود، آثار بزرگی را در کردار و گفتار وی دریافته بود، [ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۹4 --ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۴۳.

نخستین تصدیق کننده و ایمان آورنده به رسالتش شد. [ زینی دحلان، سید احمد، حاشیه الحلبی الشافعی، ج۱، ص۲۴۹.

«علاوه بر منابع تاریخی علی (علیه السّلام) در نهج البلاغه (خطبه۱۹۲) می فرماید: «در حالی که در هیچ خانه ای مسلمانی نبود، من سومین آنها بودم.» [ امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ج۱، ص۴۷۴.

 

همراهی امام علی

حضرت علی (علیه السلام) در مواقع مختلف از جمله در دوران خلوت گزینی های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه حضرت بود، این سخن امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان می دارد که ایشان در لحظه نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشته اند. البته مطالعات تاریخی بیانگر آن است که تنها شخصی که در آن لحظات پیامبر را همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای همراهی رسول اکرم در آن لحظات را ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار دیگر به آسمان بازگشت.

امام علی(ع):فرموده: پیامبر(ص)] هر سال در حراء خلوت می گزید، من او را می دیدم و جز من کسی وی را نمی دید. آن هنگام جز خانه ای که رسول خدا(ص) و خدیجه در آن بود، در هیچ خانه ای مسلمانی راه نیافته بود، من سوّمین آنان بودمنهج البلاغه، ترجمه هیدی، خطبه ۱۹۲، ص۲۲۲.      حوادث مقارن با اولین وحی

[مبعث پیامبر اکرم(ص) در ۴۰ سالگی و همراه با اولین نزول وحی بود - در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که از آن جمله می توان به شنیده شدن صدای ناله ای اشاره کرد. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می گوید: صدای ناله شیطان را در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: یا رسول الله این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله درآمده است. سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: تو می شنوی آنچه را من می شنوم و می بینی آنچه را که من می بینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمی شوی.      :     

 

حضرت محمد(ص) و اسلام

در قولی خلاف مشهور، بعثت در ۴۳ سالگی حضرت محمد(ص) رخ داد؛[ عقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۲۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۴۶؛ ابن کثیر، السیرة النبویة، [۱۳۸۳ق]، ج۱، ص۳۸۵). سبب این اختلاف، برداشت متفاوت از مفهوم بعثت است که آیا اولین نزول قرآن و آیات الهی مساوی با بعثت است، یا

 

اولین تبلیغ رسمی و علنی.

طبق گفته مورخان، مبعث، در روز دوشنبه ۲۷ رجب سال چهلم عام الفیل و بیستمین سال حکومت خسرو پرویز بر ایران روی داده است. قول های دیگری ۱۷ یا ۱۸ رمضان، یا یکی از روزهای ماه ربیع الاول را روز بعثت دانسته اند، هرچند شیعیان قول اول را برگزیده اند.[ ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، [۱۳۸۳ق]، ج۱، ص۳۸۵؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۵؛ طبری، تاریخ الطبری، ج ۲، ص۲۹۳.

وقتی پیامبر اکرم(ص) در غار حرا به تفکر و عبادت مشغول بود، با نزول نخستین آیات سوره علق، بعثت او آغاز شد و با نخستین آیات سوره مدثر ادامه یافت. ( ابن هشام، السیره النبویه، جلد ۱، ص۲۳۶-۲۳۷؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۱۶؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص 298 ).

پیامبر(ص) ابتدا همسرش خدیجه(س) و پسر عمویش علی(ع) را در جریان نبوت خویش قرار داد. ۳ سال بعد با نزول آیه وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ ﴿۲۱۴﴾ (ترجمه: و خویشان نزدیکت را هشدار ده.)[ شعراء–۲۱۴] دعوت وارد مرحله جدیدی شد و در همان سال با نزول آیه فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ ﴿۹۴﴾ (ترجمه: پس آنچه را بدان مأموری آشکار کن و از مشرکان روی برتاب)[ حجر–۹۴] علنی شد و اول بار پیامبر(ص) در بازار عُکاظ، جایی که همه مردم برای تجارت در آن جمع بودند و عده ای نیز در بلندی های آن به بیان اشعار تازه و داستان های گوناگون مشغول بودند، همه را به سکوت خواند و دعوت خویش را آشکار کرد.

آن روز ابولهب، پیامبر(ص) را به استهزا آزرد وعده ای نیز به پیروی از او پیامبر(ص) را آزار رسانیدند؛ اما ابوطالب در حمایت از پیامبر(ص) آنان را تنبیه کرد، عده کمی ایمان آوردند و به جمع گروه اندکی که در این دوره ۳ ساله، پنهانی ایمان آورده بودند، پیوستند.[یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۱۷- ۱۸          سنگینی رسالت

درک همه حقیقت هستی، سنگینی بار امانت رسالت و بیم تکذیب قومی غوطه ور در خرافات و اوهام، او را در تبی گدازنده فرو برد؛ «تواریخ عامه، بیم و هراس پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را هنگام دیدن جبرئیل، از این رو دانسته اند که حضرت در رسالت خود دچار تردید بوده است که متاسفانه این تفاسیرِ بی منطق به منابع شیعی نیز راه یافته است.» [ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۶۷.

چنان که خود را در جامه ای پیچید تا لحظاتی بیاساید و قوای خود را باز یابد. روز دیگر باز هم جبرئیل فرود آمد و به او یادآوری کرد که برای انذار فومش باید از آسایش دوری گزیند. [مزمل/سوره۷۳، آیه۱ ۵.

آیات الهی در عمق روح و جانش آن چنان انقلابی بر پا کرده بود که حقیقت محض را بی هیچ شبهه ایی با چشم دل می دید. «ماکذب الفواد ما رای»، [ نجم/سوره۵۳، آیه۱۱ - مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۸۷.    

 

ارتباط با وحی

اولین وحی، وقتی توسط جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل می شود، همراه با هیبت و احساس سنگینی بار عظیم رسالت است، به گونه ای که گفته شده است وقتی به خانه آمد، به همسرش گفت: «مرا بپوشان»، اما از ابهام و شگفتی گزارشی نشده است؛ چه، آمادگی ارتباط با فرشته وحی و جهان غیب از پیش برای پیامبر(ص) ایجاد شده و پیش از اینکه جبرئیل را ببیند، آثار او را دیده بوده است.

در کودکی به واسطه پاکی درونی که داشت و نیز بیزاری از محیط فاسد آن زمان مکه، میل به تنهایی و گوشه گیری از شهر و دیار خود را داشت. به همین جهت، عزلت های یک ماهه در کوههای اطراف مکه و بعد بازگشت به شهر، خواب هایی که حال و هوای جهان غیب داشت، شنیدن صدای ملک وحی پیش از بعثت و ارتباط ۳ ساله اسرافیل و ۲۰ ساله جبرئیل با ایشان[یعقوبی، احمد، تاریخ، جلد ۲، ص۱۶؛ نیز ابن اثیر، الکامل، جلد ۲، ص۴۶- ۵۰) آمادگی هایی بوده که ایشان را برای ابلاغ پیامبری مهیا می ساخته است.

اگر این دسته از روایات را بپذیریم، درباره روایات دیگری که پیامبر(ص) را ناآشنا به فضای وحی و ارتباط با فرشتگان می دانند، تأمل باید کرد. نگاه ناباورانه پیامبر(ص) به حادثه وحی و ترس از پریشان خاطری یا جنزدگی، مشورت با خدیجه و تأییدگرفتن از ورقة بن نوفل به عنوان شاهد پیامبری او و آرام شدن حضرت با دلداری وی، مضامین این دسته از روایات است[ ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، جلد ۱، ص۲۳۸؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، جلد ۲، ص۱۷؛ طبری، تاریخ، جلد ۲، ص۲۹۹) که با سیر رشد و فضای تربیتی حاکم بر پیامبر(ص) و بصیرت و بینش او نسبت به وظیفه سنگین رسالت، ناسازگار به نظر می رسد.      حالات پیامبر پس از نزول وحی

 در بالا گفتیم که دیدن خواب و شنیدن صدای غیبی و دیدن جبرئیل قبل از بعثت، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهاماتی نیز می شد و ایشان حالات فوق العاده ای داشتند. اما کیفیت نزول اولین وحی بر پیامبر و موضوع آن، به طور کلی با الهامات قبل از بعثت ایشان متفاوت بود. این امر سبب شد تا حالات روحی پیامبر و در نتیجه حالات جسمانی ایشان تغییر نماید. پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامی که به خانه رسیدند ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بازگو کردند. حضرت خدیجه نیز که در سال های همسری با پیامبر آثار بزرگی و پیامبری در ایشان را دیده بود وازعلمای یهود نبوت ایشان را شنیده و دیدن سایه انداختن ابر و، و. - گفت: "به خدا دیر زمانی است که من در انتظار چنین روزی به سر برده ام و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی."

 

آغاز رسالت

پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) با آغاز رسالت، نزدیک ترین خویشاوندش، علی (علیه السّلام) را به پذیرش حق خواند و او که جسم و جانش در کنار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) رشد یافته بود و هیچ تعلق و سابقه ای در افکار و اعتقادات جاهلی نداشت با فطرتی پاک به وحدانیت خداوند ایمان آورد. ( حمیری، هشام بن عبدالملک، السیرة النبویه، ج۲، ص۹۴. - بغدادی، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۳، ص۲۱.- ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، السیره النبویه، ص۶۷.

براساس روایات منقول از معصومان (علیهم السّلام) علمای امامیه بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را در ۲۷ رجب پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم در این هنگام چهل سال داشتند. [ سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۳، ج۱، ص۲۳3.- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۹۰.

و بنا به قولی دیگر که با تصریح قرآن [ بقره/سوره۲، آیه۱۸۵. قدر/سوره۹۷، آیه۱.

[«بر نزول قرآن در ماه رمضان دلالت دارد.» نیز هماهنگ است، ۱۷ رمضان می دانند. [مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۹۰.

دانشمندان اهل سنّت برای اثبات بعثت در ماه مبارک رمضان به آیات سوره بقره، دخان و قدر استناد نموده اند، آنان می گویند در قرآن، نامی از رجب و بعثت در آن وجود ندارد. آن چه قرآن بر آن دلالت دارد نزول آن در ماه رمضان و شب قدر می باشد و چون بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) با نزول قرآن همراه بوده، بنابر این بعثت نیز در ماه رمضان به وقوع پیوسته است. و برخی نیز [ میری، هشام بن عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۳۹-۲۴۰. -- ابن منیع، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۱، ص۱۵

۱۷، ۱۸ و ۲۴ رمضان و برخی ۱۲ ربیع الاول [ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۳، ص۱۱.

را زمان بعثت دانسته اند. اقوال و تفاسیر موجود درباره تاریخ بعثت و نزول اولین آیات بسیار متفاوت است؛ بنابراین با تکیه بر محتوای آیات قرآن که شرایط زمانی نزول آیات را در خود دارد، می توان چنین استنباط کرد که بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در ۲۷ رجب رخ داد و سپس با نزول نخستین آیات سوره علق در ماه رمضان، هنگام تحنث در غار حراء به رسالت برگزیده شد و اندکی پس از آن، نزول دفعی قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) القا شد و نیز کمی پس از آن آیات [ مزمل/سوره۷۳، آیه۵-۱.

سوره مزمل پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را به شب زنده داری، تبشیر و انذار خلق فرا خواند. صاحب کتاب التمهید چنین می گوید:

براساس روایات اهل بیت (علیهم السّلام) بعثت در ماه رجب واقع شده است، اما قرآن به عنوان کتاب آسمانی، سه سال بعد از آن بر پیامبر نازل شده است و در این سه سال پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) دعوت مخفیانه داشتند. پس از آن دعوت علنی حضرت آغاز شد. که مقارن با آن نزول پیوسته قرآن هم آغاز گردید. [ معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ج۱، ص۸۱-۸۲

 

احکام مشرکان گرویده به اهل کتاب

مشرکانی که قبل از بعثت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) به اهل کتاب پیوسته اند، مشمول احکام آنان هستند. بر خلاف مشرکانی که بعد از بعثت به آیین آنان گرویده اند. [ حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام ج۱، ص۵۰۸-۵۰۹. نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۶.

 

گرایش اهل کتاب بعد از بعثت

اگر فردی از اهل کتاب بعد از بعثت به آیین آسمانی دیگری بجز اسلام بگرود مانند آنکه مسیحی یهودی شود، آیا از او پذیرفته می شود یا آنکه جز پذیرش اسلام راهی دیگر حتّی بازگشت به آیین پیشین خود ندارد؟ مسئله محلّ اختلاف است. [ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۶-۴۷.

 

حکم یهودی پس از بعثت مسیح

آیا احکام اهل کتاب بر گرویدگان به آیین یهود پس از بعثت حضرت عیسی (علیه السّلام) جاری می شود یا نه؟ برخی، جریان آن را مورد اشکال قرار داده اند. [ حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۳، ص۳۸.

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهم ترین فراز از تاریخ اسلام است که به عنوان حادثه ای بس بزرگ و عظیم نقش مهم و تأثیرگذاری در سرنوشت انسان ها داشته است.

 

اعمال شب وروز مبعث

اعنال امشب و روز در کتابهای دعا زیاد و متفاوت است فقط به آنچه در مفاتیح الجنان مرحوم قمی آمده اکتفا می کنیم.

شب مبعث 27 رجب 1 - غسل 2 - زیارت امیرالمومنین علیه اسلام که در مفاتیح الجنان آمده است - 3 - دوازده رکعت نماز دو رکعت دو رکعت با حمد و هر یک از سوره های کوچک مفصل - و مفصل از سوره محمد تا آخر قرآن است - چون در هر دو رکعت سلام دادی و فارغ شدی می نشینی بعد از سلام و می خوانی حمد را هفت مرتبه و معوذتین را هر کرام هفت مرتبه و قل هوالله و قل یا ایهاالکافرون هرکدام را هفت مرتبه و انا انزلنا و آیه الکرسی را هفت مرتبه پس از اتمام دعائیست کوچک که در مفاتیح الجنان آورده را میخوانی. 4 باز دعائیست در مفاتیح.

اعمال روز 27 رجب مبعث - 1 - غسل - 2 - روزه که ثوابش برابر با هفتاد سال روزه است 3 - بسیار صلوات گفتن. - 4 - زیارت حضرت رسول و امیرالمومنین = 5 - 12 رکعت نماز دو رکعت دو رکعت که در هرکعت حمد و سوره بعد از فراغ - سوره های حمد و قل هوالله و معوذتین هرکدام 4 مرتبه و بهد از فراغ (( لا اله الاالله و الله اکبر و سبحان الله و الحمد لله ولاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم - 4 مرتبه - الله الله ربی لا اشرک به شیئا- 4 مرتبه - لااشرک بربی احدا - 4 مرتبه و دعاهای دیگر که در مفاتیح الجنان آمده است التماس دعا.

 

 منابع

قرآن کریم،. - نهج البلاغه.- دائرة المعارف تشیع، - ویکی شیعه دانشنامه مجازی اهل بیت- فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، - سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «بعثت»- سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «بعثت حضرت محمد»، ویکی فقه - بیتوته -ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م. - شهیدی، سید جعفر، «بعثت»، در بعثت نامه: مقالاتی درباره بعثت پیامبر اکرم(ص)، گردآورنده: محمد رصافی، تهران، صبح صادق، ۱۳۸۳ش. -

جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح،-ابن زکریا، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، - دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا،- زینی دحلان، احمد، حاشیه الحلبی الشافعی،

 بقره/سوره۲، آیه۱۴۶. - آل عمران/سوره۳، آیه۱۶۴. - امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه اول - زمخشری، محمود بن عمر، تفسیر الکشاف

 طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، - بقره/سوره۲، آیه۱۳۵. - مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، - مجلسی حیات القلوب. - ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه،- ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شر ح نهج البلاغه، ج۳،

 ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة،- حلبی شافعی، نورالدین، انسان العیون فی سیرة الامین المامون، - جامی، عبدالرحمان، شواهد النبوه،- ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، - ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، - حمیری، هشام بن عبدالملک، السیرة النبویه، - امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ترجمه شهیدی، - علق/سوره۹۶، آیه۱ ۵. - امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲،

مزمل/سوره۷۳، آیه۱ ۵. - نجم/سوره۵۳، آیه۱۱. - بغدادی، محمد بن سعد، طبقات الکبری، - ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، السیره النبویه - سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، - بقره/سوره۲، آیه۱۸۵. - قدر/سوره۹۷، آیه۱. - میری، هشام بن عبدالملک، السیرة النبویه، - ، محمد بن سعد، طبقات الکبری، - مزمل/سوره۷۳، - یه۵-۱.- معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، قم،، حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام - نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، - همایی، «مبحث بعثت رسول اکرم(ص)»،- مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۳۶۸ش،- راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، و مدارک و اسناد دیگر.