243 - معقل بن قیس ریاحی از نام آوران مورد توجه مولا و از سرداران مورد اعتماد سپاه امام علي و امام حسن عليه السلام.(32
53 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                                                                 مَعقِل بن قيس رياحي،
مَعقِل بن قيس رياحي، از جنگاوران بي‏باک کوفه و از سخنوران چيره دست آن ديار و از سرداران سپاه امام علي عليه السلام و امام حسن عليه السلام است. در زمان عمر، در فتح شوشتر، پيک عمّار به مدينه بود و همراه با هُرمُزان به مدينه آمد. ( شرح نهج البلاغة:92:15 و 39:16.).
با دقت در شرح مختصر حال او که ذیلا می آید عظمت و شجاعت و بزرگواری و اطاعت کامل او از ولایت و امامت و سایر صفات کمال او . روشن می شود.
                                                                                               نسب
[معقل بن قیس اهل کوفه و از قبیلۀ بنی‌ریاح بود. («من بنی‌ریاح بن یربوع بن حنظلة بن مالک بن زید مناة بن تمیم بن مرّ»)  کنیۀ وی ابا رُمَیْلَه.
او از شیعیان و اصحاب امام علی (علیه‌السّلام) به شمار می‌رفت.    ( بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۱۶۰، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ه. ق، چاپ اول.    
 در نبرد جمل، نبرد صفین و درگیری‌ها پس از آن حضور داشت. در نبرد نهروان فرمانده جناح چپ سپاه علی بود. هم‌چنین شورش بنی‌ناجیه شد و «خرّیت بن راشد» را شکست داد. زمانی که در سال ۳۹ هجری معاویه یزید بن شجره را به مکه گسیل داشت، علی نیز معقل را با سپاهی به مقابله با وی فرستاد. وی موفق شد عده‌ای از شامیان را اسیر کند و بقیه را فراری داد. وی در سال ۴۳ هجری قمری در جریان شورش «مُستَورِد» (از سران خوارج) در جنگ تن به تن با وی پرداخت و هر دو کشته شدند.
وی ریاست نیروهای انتظامی‌ در حکومت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را بر عهده داشت
و هم‌چنین از امیران سپاه امام علی (علیه‌السّلام) و از جمله کسانی بود که در جنگ صفین، گاه به سرپرستی گروهی روانۀ میدان جنگ می‌گردید.
                                                                                     ایمان معقل
معقل ایمانی راسخ به ولایت امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) داشت - در ایمان و اخلاص او نسبت به امیر  مؤمنان على(علیه السلام) همین بس که قبل از جنگ صفین هنگامى که لشکر در نُخَیله (منزلگاهى نزدیک کوفه) اجتماع کرده بودند، امام(علیه السلام) خطبه اى درباره جهاد در برابر شورشیان شام ایراد فرمود، معقل عرض کرد: «وَاللهِ یا اَمیرِالْمُؤْمِنینَ لا یَتَخَلَّفُ عَنْکَ إلاّ ظَنینٌ وَ لا یَتَرَبَّصُ بِکَ إلاّ مُنافِقٌ; به خدا سوگند اى امیر  مؤمنان هیچ کس در این سفر از تو جدا نمى شود مگر فرد متهم و مورد سوء ظن و تردید نمى کند درباره تو مگر منافق». .(  نهج البلاغه، ج 3، ص 225 ; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 3، ص 202 ; تاریخ الامم و الملوک للطبرى، ج 4، ص 144.
← سخنی از ابی‌الحدید   ابن‌ ابی‌الحدید در توصیف شخصیت معقل می‌نویسد: معقل بن قیس، از بزرگان و شجاعان کوفه به شمار می‌آمد و در کوفه ریاست و مسئولیت داشت.

[ ابن ابی‌الحدید، عزالدین ابوحامد، شرح ‌نهج‌البلاغة، ج۱۵، ص۹۲، مصحح محمد ابوالفضل ‌ابراهیم‌، قم، کتاب‌خانه ‌عمومی‌آیةالله ‌مرعشی ‌نجفی‌ ۱۳۳۷ه‌ش، چاپ اول.    
وصیت امیر مومنان علیه السلام به معقل
و من وصية له ( عليه السلام ) وصى بها معقل بن قيس الرياحي حين أنفذه إلى الشام في ثلاثة آلاف مقدمة له :
اتَّقِ اللَّهَ الَّذِي لَا بُدَّ لَک مِنْ لِقَائِهِ وَ لَا مُنْتَهَى لَک دُونَهُ . وَ لَا تُقَاتِلَنَّ إِلَّا مَنْ قَاتَلَک وَ سِرِ الْبَرْدَينِ وَ غَوِّرْ بِالنَّاسِ وَ رَفِّهْ فِي السَّيرِ .
وَ لَا تَسِرْ أَوَّلَ اللَّيلِ فَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ سَکناً وَ قَدَّرَهُ مُقَاماً لَا ظَعْناً فَأَرِحْ فِيهِ بَدَنَک وَ رَوِّحْ ظَهْرَک فَإِذَا وَقَفْتَ حِينَ ينْبَطِحُ السَّحَرُ أَوْ حِينَ ينْفَجِرُ الْفَجْرُ فَسِرْ عَلَى بَرَکةِ اللَّهِ فَإِذَا لَقِيتَ الْعَدُوَّ فَقِفْ مِنْ أَصْحَابِک وَسَطاً وَ لَا تَدْنُ مِنَ الْقَوْمِ دُنُوَّ مَنْ يرِيدُ أَنْ ينْشِبَ الْحَرْبَ وَ لَا تَبَاعَدْ عَنْهُمْ تَبَاعُدَ مَنْ يهَابُ الْبَأْسَ حَتَّى يأْتِيک أَمْرِي وَ لَا يحْمِلَنَّکمُ شَنَآنُهُمْ عَلَى قِتَالِهِمْ قَبْلَ دُعَائِهِمْ وَ الْإِعْذَارِ إِلَيهِمْ .
متن فارسی
Your browser does not support the audio element.

وصيتي است از آن حضرت (عليه السلام) با اين سخنان معقل بن قيس رياحي را توصيه فرمود :موقعي که او را با سه هزار تن در مقدمه اي براي لشکرش فرستاد.
براي خدايي تقوي بورز که چاره اي جز ديدارش نداري و پاياني جز پيشگاهش براي هستي تو نيست.
 با کسي جنگ مکن مگر آنکه با تو بجنگند. در خنکي بامدادان و ساعات شامگاهان حرکت کن. مردم را در سايه گاه ها فرود آورد و در حرکت آنان را به زحمت نينداز.
 در آغاز شب حرکت نکن، زيراخداوند آن موقع را براي آرامش قرار داده و براي توقف، نه کوچ کردن، مقرر فرموده است. در آن موقع بدن خود را راحت ساز و پشت بارکش ها را آسوده نما. و هنگامي که آماده شدي و سحرگاه گسترده شد، يا صبحگاه سر برآورد، در سايه برکت خداوندي حرکت کن. وقتي که با دشمن ملاقات مي کني، در وسط يارانت قرار بگير و به دشمن چنان نزديک مباش، نزديک شدن کسي که مي خواهد جنگ را شعله ور بسازد. و آن اندازه هم از دشمن فاصله مگير که گمان کنند تو هم از هجوم و صولت دشمن مي ترسي. تا آنگاه که امر من به تو برسد و کينه توزي با آنان تو را به کشتار آنان وادار نکند پيش از آنکه آنان را به اسلام دعوت کني و عذر را براي آنان امکان پذير بسازي.
                                                                                     به سوی رَقّه
امام علی (علیه‌السّلام) پیش از جنگ صفین، معقل بن قیس را به همراه سه هزار نفر، از مدائن اعزام کردند و به او فرمودند: «به سوی موصل و نصیبین حرکت کن و هنگامی‌ که به رقّه («رَقه» شهری است مشهور در کنارۀ رود فرات.)
رسیدی، منتظر من باش که من به آن‌جا خواهم آمد. امام به معقل فرمودند: مردم را آرام کن و امان ده و جز با کسی که با تو به جنگ برمی‌خیزد، جنگ نکن. صبح و عصر حرکت کن و در هنگام گرما به مردم اجازۀ استراحت بده. شب بیدار باش و در هنگام راه‌پیمایی، برای استراحت در چند مکان توقف کن. شب‌ها حرکت نکن؛ چراکه خداوند شب را وسیلۀ آرامش قرار داده است. شب هنگام، به جسم خود و یارانت آرامش بخش و سحر به حرکت خود ادامه ده».
معقل و یارانش طبق دستور امام حرکت کردند تا این‌که در رقّه به امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) ملحق شدند
                                                               ماجرای خریت بن راشد
خریت بن راشد از یاران حضرت علی (علیه‌السّلام) بود و در جنگ‌های دوران حضرت، ایشان را همراهی نمود. وی روزی نزد امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) آمد و با طرح مسئلۀ حکمیت، جدایی خود را از امام اعلام نمود و به همراه یارانش که از قبیلۀ بنی‌ناجیه بودند، به خارج از کوفه رفتندو سر به فساد برداشتند و برخی را نیز به قتل رساندند.
با توجه به این اوضاع، امام علی (علیه‌السّلام) زیاد بن خصفه را به تعقیب آنان فرستاد. دو گروه در منطقه‌ای به نام مَذار با یک‌دیگر درگیر شدند که نتیجۀ خاصی در پی نداشت و تعداد ‌اندکی از دو طرف کشته و زخمی ‌شدند.
                                                                           حرکت به سوی اهواز
پس از این جنگ، خریت و یارانش به سوی اهواز رفتند و در راه دویست نفر به آنان ملحق شدند. (این تعداد از اهالی کوفه و از یاران خریت بودند که در زمان حرکت خریت نتوانستند به وی ملحق شوند).
خریت به اهواز رفت و در آن‌جا تعدادی از کسانی که نمی‌خواستند، خراج بدهند، به همراه عده‌ای از دزدان و برخی خوارج هم به آن‌ها ملحق شدند.
با توجه به وضعیت به وجود آمده، امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) معقل بن قیس ریاحی را همراه دو هزار نفر، برای مقابله با خریت اعزام نمودند. هم‌زمان با اعزام معقل، امام طیّ نامه‌ای به ابن‌عباس که حکومت بصره را در دست داشت، نوشتند: مردی شجاع و درست‌کار را همراه دو هزار نفر به سوی معقل روانه کن. هنگامی‌ که به معقل رسیدند، معقل فرمانده هر دو گروه است و فرماندۀ تو باید از او اطاعت و فرمان‌برداری کند.

                                                                           فرمایش امام علی به معقل
هنگام حرکت، امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) به معقل فرمودند: ‌ای معقل! تا جایی که توان داری، از خدا بترس که این سفارش خدا به مؤمنان است. بر مسلمانان ستم منما و بر اهل کتاب ظلم مکن. هیچ‌گاه تکبر نکن که خداوند متکبران را دوست ندارد. ( ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج۱، ص۳۵۱، تحقیق جلال‌الدین حسینی ارموی، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳ه. ش.    
معقل بن قیس حرکت خود را آغاز نمود و در اهواز با سپاه بصره ملاقات نمود. سپاه کوفه و بصره، متحداً به فرمان‌دهی معقل به سوی خریت و یارانش به راه افتاد و هر دو گروه در منطقۀ رام‌هرمز به یک‌دیگر برخورد کردند و در مقابل هم صف‌آرایی نمودند.

                                                                              سخن معقل به یارانش
معقل به میان یاران خود آمد و به آنان گفت: ‌ای بندگان خدا! چشم از این قوم فرو بندید و به آنان منگرید. سخن کوتاه کنید و دل به جنگ و نبرد دهید. بشارت می‌دهم به شما که به واسطۀ این جنگ پاداش عظیم خواهید داشت. همانا شما با از دین خارج‌شدگان، کردان و کسانی که زکات خود را نمی‌دهند، جنگ می‌کنید. به من بنگرید و هرگاه من حمله کردم، شما نیز حملۀ خود را آغاز کنید.
                                                                                         شکست خریت
پس از سخنان معقل جنگ آغاز شد و سپاه خریت بن راشد به‌سختی شکست خوردند و افراد بسیاری از آنان کشته شدند. خریت از صحنۀ جنگ گریخت و به سواحل دریا و به میان هم‌قبیله‌ای‌های خود رفت و آنان را برای جنگ با امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) تشویق نمود و افراد بسیاری گرد او جمع شدند. معقل بن قیس خبر شکست سپاه خریت را به اطلاع امام علی (علیه‌السّلام) رساند و ایشان از معقل خواستند به پیش‌روی و تعقیب خود ادامه دهد تا این‌که خریت کشته شود یا از سرزمین‌های اسلامی ‌خارج گردد.

                                                                                        قتل خریت
معقل نیز طبق فرمان امام به سوی محل اجتماع خریت و یارانش حرکت کرد. با روبه‌رو شدن دو سپاه جنگ سختی درگرفت و خریت بن راشد کشته شد و تعداد زیادی از سپاهیان وی به اسارت درآمدند. معقل مسلمانان و کسانی را که توبه کردند، آزاد نمود؛ اما نصرانی‌ها را با خود به کوفه برد.
                                                                          سرکوب شورش هلال بن عَلْقَمه
یکی دیگر از خوارج که در زمان حکومت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) خروج کرد و به قتل و غارت پرداخت، هلال بن عَلْقَمه بود. وی به همراه برادرش مجالد، در جمادی الآخر سال ۳۸ ه. ق علیه حکومت امام علی (علیه‌السّلام) سر به شورش برداشت. با اطلاع یافتن امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) از خروج وی، ایشان معقل بن قیس ریاحی را به مقابلۀ با هلال فرستادند و معقل موفق شد هلال و یارانش را که بالغ بر ۲۰۰ نفر بودند، شکست دهد. (و برخی نام هلال را «هلال بن عُلَّفَة» ذکر کرده‌اند).
                                                                             سرکوب سپاه یزید بن شجره
در سال ۳۹ ه. ق یزید بن شجره از طرف معاویه مأموریت یافت تا به مکه رود و پس از اخراج حاکم امام علی (علیه‌السّلام) برای وی بیعت بگیرد.
پس از آگاهی امام علی (علیه‌السّلام) از این مسئله، ایشان گروهی از مسلمانان را به منظور مقابله با سپاه معاویه، به فرمان‌دهی معقل بن قیس به مکه اعزام فرمودند و هم‌زمان نامه‌ای را برای حاکم مکه که قثم بن عباس بود و از طرف امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) حکومت مکه را در دست داشت، ارسال داشتند.
امام در نامۀ خود به قثم بن عباس، از او خواستند تا در مقابل گروه مهاجم مقاومت کند و نوشتند معقل بن قیس را که مردی شریف، مقاوم و پرهیزکار است، به سوی آن‌ها روانه کرده است.
پس از اعزام لشکر، معقل بن قیس وارد مکه شد و اطلاع یافت یزید بن شجره از مکه خارج شده است. او یزید و سپاهش را تعقیب کرد و در وادی‌ القری به آن‌ها رسید و پس از جنگ با آنان، تعدادی را اسیر کرد و به کوفه بازگشت. امام علی (علیه‌السّلام) نیز اسیران سپاه شام را با اسیران خودشان که نزد معاویه بودند، مبادله نمودند.

                                                                            مأموریت برای تشکیل سپاه
معقل بن قیس، پس از جنگ نهروان و هنگامی ‌که امام علی (علیه‌السّلام) مشغول تشکیل سپاه برای نبرد دوباره با معاویه بودند، از طرف ایشان مأموریت یافت تا به منطقۀ سواد کوفه برود و مردم را برای شرکت در سپاه امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) دعوت نماید. معقل به سواد رفت و هنوز از این منطقه باز نگشته بود که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در کوفه به شهادت رسیدند.
                                                                            قیام ابولیلی خارجی
یکی دیگر از قیام‌های به وقوع پیوسته توسط خوارج، قیام شخصی به نام ابولیلی است که فردی بلندقد و سیه‌چرده بود و در سال ۴۲ ه. ق در کوفه قیام نمود. وی در حالی که بزرگان و اشراف در مسجد کوفه نشسته بودند، فریا د تحکیم (لا حکم الا لله) سر داد و بدون آن‌که کسی مزاحم او شود، از همان‌جا قیام خود را همراه سی تن از موالی آغاز نمود. مغیره که در آن زمان حکومت کوفه را از جانب امویان در دست داشت، معقل بن قیس ریاحی را به همراه عده‌ای برای مقابله با ابولیلی و یارانش اعزام نمود و معقل پس از مواجهه و درگیری با ابولیلی، موفق شد وی و یارانش را در منطقۀ سواد کوفه شکست دهد.

                                                                                  قیام مستورد بن علفه
از دیگر قیام‌های مهمی که توسط خوارج به وقوع پیوست، قیام مستورد بن علفه تمیمی ‌است که توسط معقل بن قیس ریاحی و یارانش سرکوب شد. ماجرای قیام به این صورت بود که عده‌ای از خوارج که پس از جنگ نهروان زخمی ‌و پراکنده شده بودند، بار دیگر گرد یک‌دیگر جمع شدند و تصمیم گرفتند تا نیروهای خود را برای قیامی ‌جدید، در شعبان سال ۴۳ ه. ق سازمان‌دهی کنند. بر همین اساس تعدادی از خوارج در کوفه با مستورد بن علفه بیعت نمودند.
با نزدیک شدن زمان قیام و آگاهی مغیره بن شعبه، (همان‌گونه که قبلاً بیان شد، وی حاکم کوفه بود) وی در میان مردم و سران قبایل حاضر شد و آنان را از همراهی با خوارج برحذر داشت و نسبت به هرگونه اقدام علیه دستگاه حاکم هشدار داد. پس از سخنان مغیره، معقل بن قیس به پا خاست و به مغیره اطمینان داد که او و سران قبایل جلوی هر واقعۀ ناخوش‌آیندی را خواهند گرفت و مانع بروز فتنه خواهند شد.
با اطلاع یافتن مستورد و یارانش از تهدید مغیره، آنان از کوفه خارج شدند و قلعه‌ای را محل ملاقات قرار دادند و سیصد نفر در آن مکان اجتماع نمودند. مغیره قبل از این واقعه، برخی خوارج را نیز دستگیر و زندانی نموده بود.

                                                                             اعزام معقل بن قیس
پس از آن‌که مغیره از تحرک تازۀ خوارج آگاهی یافت، به نزد مردم و سران قبایل رفت و در مورد این‌که چه کسی را به جنگ خوارج بفرستد با آن‌ها مشورت نمود. در این میان معقل به پا خاست و اعلام آمادگی نمود و خود را بهترین فرد برای مقابله با مستورد و یارانش دانست. مغیره نیز با فرمان‌دهی او موافقت کرد و سه هزار نفر را به همراه وی برای سرکوبی شورشیان اعزام نمود.
هنگامی‌ که زمان حرکت معقل فرا رسید، مغیره به او گفت: ‌ای معقل! بهترین سواران را همراه تو نمودم. به سوی این جماعت بی‌دین روان شو که از جماعت ما بریده‌اند و ما را کافر پنداشته‌اند. آنان را دعوت به توبه نما تا به سوی جماعت باز گردند. اگر توبه نمودند و باز گشتند، دست از آنان بردار؛ ولی اگر توبه نکردند، با آنان جنگ کن.
معقل گفت: آنان را دعوت به توبه می‌کنم و حجت را بر آنان تمام می‌نمایم؛ اما به خدا سوگند! گمان ندارم سخنم را بپذیرند. اگر آنان حق را از ما نپذیرند، ما هم باطل را از آنان نمی‌پذیریم.

                                                                         آغاز جنگ و کشته شدن معقل
معقل با سپاه خود به تعقیب مستورد پرداخت تا این‌که سرانجام دو سپاه در استان بَهُرَسیر («از نواحی شهر سواد در عراق و نزدیک شهر مدائن است».) با یک‌دیگر ملاقات کردند.
پس از برپایی جنگ و کشته شدن عده‌ای از دو طرف، معقل بن قیس و مستورد بن علفه به جنگ تن به تن پرداختند. مستورد با نیزۀ خود به سینۀ معقل کوفت و معقل نیز شمشیر خود را بر سر مستورد فرود آورد و هر دو بی‌جان به روی زمین افتادند. با کشته شدن معقل، سپاهیان وی به سوی خوارج حمله کردند و تمام ‌آنان را کشتند. به این ترتیب ماجرای مستورد و یارانش پایان یافت و معقل بن قیس ریاحی نیز سرانجام در سال ۴۳ه. ق دیده از جهان فرو بست.   [ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۰۶، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ه. ق، چاپ دوم.    ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۰۶، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۲ه. ق، چاپ اول.   

                                                                         خلاصه حالات معقل
 در جنگ جمل، فرمانده پياده نظام کوفه بود    [الجمل:321]      و در جنگ صِفّين، فرماندهي برخي از قبايل کوفه  [ وقعة صفّين:117.     در اين منبع آمده است:معقل بن قيس يربوعي.] و در درگيري‏هاي ماه ذي حجّه در جنگ صِفّين نيز گاهي فرماندهي سپاه را به عهده داشت.        [وقعة صفّين:195، تاريخ الطبري:574:4، الکامل في التاريخ:366:2.
 در جنگ نهروان، فرمانده جناح چپ سپاه بود      [ البداية والنهاية:289:7، تاريخ الطبري:85:5، الکامل في التاريخ:405:2]              و پس از آن، مأمور سرکوبي شورش بني ناجيه شد و «خرّيت بن راشد» را شکست داد        .[ تهذيب الأحکام:551:139:10، الغارات:348:1-364، تاريخ اليعقوبي:195:2.
 بعد از شبيخونِ يزيد بن شجره بر مکّه و مدينه، مَعقِل به مقابله با او و همراهانش شتافت. عدّه‏ اي از آنان را اسير کرد و بقيه را فراري داد        .[ الغارات:511:2.
 پس از درهم شکسته شدن فتنه نهروان، امام عليه السلام آهنگ نبرد با معاويه را داشت و چون آمادگي نسبي مردم کوفه روشن شد، مَعقِل براي جمع‏آوري جنگاوران به نواحي اطراف کوفه رفت؛ امّا در حين مأموريت، خبر جانگداز شهادت علي عليه السلام را دريافت کرد         .[ الغارات:638:2، الأخبار الطوال:213.
 به هنگام حاکميت غارتگرانه معاويه در سال 43 هجري که شورش «مُستَورِد»(از سران خوارجْ) شيعيان را تهديد مي‏کرد، به رويارويي با او رفت و پس از درهم شکستن لشکر مُستَورِد، در نبردي تن به تن، او را به هلاکت رساند و خود نيز به شهادت رسيد
 سعيد بن قيس، او را خيرخواه، خردمند، استوار گام و شجاع خوانده است    .[الأمالي، طوسي:293:174، الغارات:638:2.

                                                                   چند روایت در مورد معقل:
در شرح نهج البلاغة آمده است: -معقل بن قيس، از مردان و قهرمانان کوفه بود و بر مردم، حقّ سروري و پيشگامي داشت. عمّار بن ياسر، پس از فتح شوشتر، او را با هُرمُزان به سوي عمر بن خطّاب فرستاد.
 او از پيروان علي عليه السلام بود و علي عليه السلام وي را به جنگ «بني‏ساقه» فرستاد و او برخي از آنان را کشت و برخي را اسير کرد و [ بعدها] با مستورِد بن «عُلفه» - که از خوارج و از قبيله تَيْمِ رَباب بود - جنگيد و هر دو در کنار دجله همديگر را کشتند          .[ شرح نهج البلاغة:92:15.
در الغارات به نقل از «عبد اللَّه بن قعين»، در يادکرد جنگ «بني ناجيه»  آمده است:-- مَعقِل در ميان ما حرکت مي‏کرد و ما را ترغيب مي‏کرد و مي‏گفت:
اي بندگان خدا! شما جنگ را آغاز نکنيد و ديدگانتان را فرو اندازيد و کم گوييد و خود را براي زخم نيزه و ضربت شمشير آماده کنيد و پاداش بزرگ را در پيکار با آنان به خود، مژده دهيد.
 شما با کساني مي‏جنگيد که از دين، بيرون رفته‏ اند و کافراني که از پرداخت ماليات، مانع گشته‏ اند و دزدان[ي مشرک]. به من بنگريد. پس چون حمله کردم، همگي چون فردي واحد، يورش بَريد.
 او از ميان همه صف‏ها گذشت و اين سخنان را به آنان مي‏گفت تا آن که از ميان همه گذشت و سپس پيش آمد و در ميان ميدان، در قلب لشکر ايستاد و ما به او مي‏نگريستيم که چه مي‏کند. سپس پرچمش را دو بار حرکت داد و در بار سوم، حمله کرد و ما نيز همگي با او حمله کرديم.  [ الغارات:353:1، تاريخ الطبري:123:5، البداية والنهاية:317:7.
در کتاب الغارات به نقل از «کعب بن قعين» آمده است:
معقل بن قيس در سرزمين اهواز ماند و نامه‏ اي به علي عليه السلام درباره پيروزي‏ اش نوشت و همراه من فرستاد و در آن، چنين نوشته بود:
به نام خداوند بخشاينده مهربان. به بنده خدا علي امير مؤمنان، از معقل بن قيس. سلام بر تو، که من نيز چون تو خداي يکتا را مي‏ستايم.
 امّا بعد ؛ ما بيرون‏رفتگان از دين را ديدار کرديم. آنان عليه ما از مشرکان، کمک گرفته بودند و ما تعداد بسياري از آنان را کشتيم؛ ولي از شيوه تو تجاوز نکرديم و فراري و اسير آنان را نکشتيم و کار زخمي‏ ها را نساختيم، و خداوند، تو و مسلمانان را نصرت داد. و سپاس، ويژه خداي جهانيان است. والسلام!   [ الغارات:354:1، تاريخ الطبري:124:5.
و نیز در این کتاب به نقل از «ابو عبد الرحمان سُلَمي» در يادکرد عزم امام عليه السلام بر جنگ مجدّد با معاويه و سخنان او خطاب به يارانش آمده است:
[علي عليه السلام فرمود:]  «مردي را به من معرّفي کنيد که مردم را از اطراف و آبادي‏هاي عراق و جايگاه‏هايشان بسيج کند».
 سعيد بن قيس گفت:  - هان! به خدا سوگند، بهترين فرد را به تو معرّفي مي‏کنم، شه‏سوار عرب که [ براي تو ]خيرخواه و بر دشمنت سختگير است.
 فرمود:  - «چه کسي؟». گفت: - معقل بن قيس رياحي. -  فرمود:- «آري، خوب است».
پس او را فراخواند و در پيِ بسيج مردم اطراف و آوردن آنان به کوفه، روانه‏اش کرد؛ ولي او هنوز بازنگشته بود که امير مؤمنان - که درودها و سلام خدا بر او باد - به شهادت رسيد       .[الغارات:638:2، الأمالي، طوسي:293:174.

                                                                                   منابع
۱.    ↑ ابن عساکر، ابوالقاسم علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق‌،--  بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، --↑ ‌اندلسی، ابن عبد ربه، العقد الفرید، -- یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، -- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، -- ‌اندلسی، ابن عبد ربه، العقد الفرید، -- منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین،-- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، --    ابن ابی‌الحدید، عزالدین ابوحامد، شرح ‌نهج‌البلاغة  --   حموی بغدادی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، -- ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، اول.    
 ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، -- ابن اثیر، علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ،-- ابن اعثم، الفتوح، ج۴، ص۲۲۰،-- حموی بغدادی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان،  الجمل:-- البداية والنهاية
 تهذيب الأحکام:-- الأمالي، طوسي: ویکی فقه -- سایت ابوتراب--سایت‌ پژوهه، برگرفته از مقاله «معقل بن قیس ریاحی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۳/۲۸.    سایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
 معقل بن قيس الرياحی | ترجمه نهج البلاغه  علی اصغر فقیهی -- - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد--  سایت پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم -- مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت علیهم السلام