239 - زید بن صوحان فدائی امیرمومنان علیه السلام : خدا ترا رحمت کند ای زید کم هزینه و پر فایده بودی (28)
173 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                                    زید بن صوحان عاشق امامت، شهید ولایت

اطاعت از ولایت و امامت علی علیه السلام و دلباختگی به آن حضرت، از صفات برجسته و فراموش ناشدنی زید است و تا ابد در آینه تاریخ می درخشد.

بر اساس روایات، علی علیه السلام در شهادت وی گریست. هنگامی که زید از اسب بر زمین افتاد، امام علی(علیه السلام) نزدش شتافت، بر بالینش نشست و چنین فرمود: «رَحِمَکَ اللهُ یا زَیدُ کُنْتَ خَفِیفَ الْمئونة، عَظِیمَ الْمَعُونة».«ای زید، خدا تو را رحمت کند که کم مصرف و پرفایده بودی.»[. ر. ک: دانش نامه امیرالمؤنین علیه السلام: ج ۱۳ ص ۲۴۳.

 نسب

زید بن صوحان عبدی - زید فرزند «صوحان بن حجر» اهل کوفه و کنیه اش «ابو سلمان» و به نقلی «ابو عایشه» یا «ابو مسلم» یا «ابو عبداللَّه» می باشد. وی برادر بزرگ سیحان و صعصعه عبدی است.

زید بن صوحان عبدی از بزرگان قبیله عبدالقیس و از تبار ربیعه بود. او در سال های ظهور اسلام، در بلاد عمان در ساحل خلیج فارس دیده به جهان گشود. پدر وی، صوحان، از بزرگان قبیله بود که همه مردم وی را به دیده احترام می نگریستند.

برادران او، صعصعه و سبحان عبدی، نیز از شخصیت های والامقام اسلامی و از شیفتگان خاندان پیامبر بوده اند.

زید به همراه گروهی از مردان خود در سال نهم هجرت و در عام الوفود- به مدینه آمد و پس از دیدار رسول خدا اسلام آورد. در همان سال، پیامبر خدا جانبازی و مقام والای وی را پیشگویی نمود که ذیلا در ضمن روایات می آید.

مطالعه حالات چهار فرزند صوحان(زید، عبدالله، سیحان وصعصعه)فضایی آکنده از عشق علی(علیه السلام)در این خاندان را به تصویرمی کشد. تنها در جنگ جمل، سه برادر (صعصعه، زید، سیحان)حضورداشتند و سیحان پرچم داربود. وقتی او به شهادت رسید، زید پرچم را به دست گرفت و چون شهید شد، صعصعه پرچم را برافراشته نگاه داشت.

فصاحت و بلاغت خصوصیت دوم این خاندان بود. دانشمندان تاریخ،عنوان «خطبا» را از ویژگی های این خانواده دانسته اند.

زید در دوران پیامبر و خلفا

در این که زید به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده است یا نه، اختلاف است؛ برخی منابع، زید را از صحابه پیامبر دانسته اند. [ابن اثیر، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۱۳۹. و برخی دیگر ایشان را از تابعان برشمرده اند. [ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۹، ص۴۳۲.

پیامبر اسلام در گفتاری از شخصی به نام زید نام برده که قسمتی از جسم او زودتر از خودش به بهشت می رود.( ابو نعیم إصفهانی، معرفة الصحابة، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۶۶. منابع این سخن را در مورد زید دانسته اند که در نبرد با ایران دستش قطع شد.(بو الفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۹۸.

زید در زمان خلافت امیر مومنان علیه السلام

اطاعت از ولایت و امامت علی(ع) و دلباختگی به آن حضرت از صفات برجسته و فراموش ناشدنی زید است و تا ابد در آیینه تاریخ  خواهد درخشید . هر چند تشیع در گذر تاریخ همواره با نفاق و دشمنی بداندیشان روبه رو بوده و در اوج مظلومیت به سر برده است; ولی هرگز چهره تابناک عاشقانی چون زید بن صوحان مقهور کینه توزی دشمنان نشد و در زنگار فراموشی فرو نرفت. در باره علاقه زید به خاندان پیامبر و مرکز ولایت، نمونه های روشنی در تاریخ وجود دارد که تردیدها را از میان بر می دارد.

پیش از آغاز جنگ جمل، میان کوفیان اختلاف شد که آیا از امام علی(ع) در مقابل عایشه حمایت کنند یا هر دو طرف را رها کنند. زید از افرادی بود که مردم را به سپاه امام علی(ع) دعوت می کرد.در این بحران. عایشه نامه ای برای زید فرستاد (که ذیلا می آید) 

او شخصیتی فاضل، دین دار، نیکوکار و در میان طایفه خود (قبیله عبدالقیس) به مقام ریاست و آقایی رسیده بود.( اسد الغابه، ج 2، ص 234؛ ر. ک: تاریخ بغداد، ج 8، ص 439.

 زید شخصیتی بسیار با درایت و خردمند بود که معاویه را در گفتار خود تحت تأثیر قرار داد.

جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل می کند که امام باقر علیه السلام در فضیلت «زید بن صوحان» فرمود:

شهد مع علی بن ابی طالب علیه السلام من التابعین ثلاثة نفر بصفین شهد لهم رسول اللَّه صلی الله علیه و آله بالجنة و لم یرهم: اویس القرنی، و زید بن صوحان العبدی، و جندب الخیر الازدی رحمة اللَّه علیهم؛

سه نفر از تابعین در رِکاب امیرالمؤمنین علیه السلام بودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله آنان را بدون آن که دیده باشد، اهل بهشت خوانده است: اویس قرنی، جُندب الخیر ازدی و زید بن صوحان عبدی که رحمت خدا بر همه آنان باد. [ اختصاص مفید، ص 81.

سه نفر از تابعین در رکاب امام علی علیه السلام بودند که پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را ندیده بود و آنان را به بهشت بشارت داد، آن سه نفر عبارتند از: زید بن صوحان عبدی، اویس قرن، جندب الخیر که زید در جمل و اویس در صفین به شهادت رسید. (اعیان الشیعه، ج 7، ص 103.

در تاریخ دمشق از گروهی نقل شده که: در جنگ جمل هفتاد نفر از اصحاب بدر و هفت صد نفر از آنان که زیر درخت با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردند با علی علیه السلام بودند و در رکابش جنگیدند.

 معرفی زید بن صوحان

زید بن صُوحان بن حجر عبدی، برادر صَعصَعه و سَیحان، از خطیبان زبردست، شجاعان استوارگام، بزرگان، زاهدان، ارجمندان و از یاران وفادار امیر مؤمنان علیه السلام بود. او به روزگار پیامبر خدا صلی الله علیه و آله اسلام آورده و از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله شمرده شده و به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله نیز رسیده است.

پیامبر صلی الله علیه و آله از او به نیکی یاد می کرد و می فرمود: «هر کس دوست دارد مردی را ببیند که یکی از اعضایش پیش تر از او به سوی بهشت می رود، به زید بن صُوحان بنگرد». [ مسند أبی یعلی: ج ۱ ص ۲۶۶ ح ۵۰۷.

روزی پیغمبر (ص) درباره اش فرمود: «زید چه زیدی! مردی در میان این امت که عضوی از اعضاء بدنش قبل از او به بهشت خواهد رفت.» و بعد به «زید» نگاه کردند. این سخن پیغمبر (ص) در جنگ جلولاء یا قادسیه تحقق پیدا کرد و دستش قطع شد.(بعضی گفته اند که جنگ قادسیه یا نهاوند) علامه امینی (رحمه الله) این سخن پیغمبر را به طرق مختلفی بیان کرده است. بر طبق فرمایش آن حضرت، زید، به «زید خیر اجذم» معروف شد. (الغدیر ج 9 ص 42) بعد از پیامبر (ص) نیز از رؤسای تابعین و زهاد ایشان بود

 از دیدگاه عمر بن الخطاب

از منظر عمر (خلیفه دوم)، نیز مورد احترام و تکریم بود -روزی عمر بن الخطاب، چند نفر از اهل کوفه، از جمله، زید بن صوحان را دعوت کرد، در برگشت برای زید مرکب خوبی تهیه کرد مرکبی که برای فرماندهان و رؤسای خود قرار می داد و بعد دستور داد و گفت: «این را برای زید و دوستان او تجهیز کنید و اگر غیر از این شود، شما را مؤاخذه می کنم.» (طبقات الکبری(

عايشه و زيد بن صوحان

عايشه از بصره نامه‌اى بدين گونه به زيد بن صوحان عبدى نوشت: «از عايشه ام المؤمنين! دختر ابو بكر الصديق! همسر پيغمبر، به فرزند پاك سرشت خود، زيد بن صوحان. و بعد، در خانه‌ات قرار گير و مردم را از طرفدارى على بن أبي طالب بر كنار ساز. اخبارى كه از تو به من مى‌رسد بايد خشنودكننده باشد؛چون تو نزد من موثق‌ترين كسان ما هستى، و السلام» .

زيد بن صوحان-به نقل ابن ابى الحديد-پاسخ داد كه: «از زيد بن صوحان به عايشه دختر ابو بكر. اما بعد، خدا تو را به كارى مأمور داشته و ما را به كارى، به تو امر فرموده كه در خانه‌ات قرار بگيرى، و به ما امر نموده جهاد كنيم. نامۀ تو به من رسيد و در آن به من امر كرده‌اى كه بر خلاف آنچه خدا به من امر كرده است، عمل كنم! و همان كارى كنم كه خداوند تو را به آن مأمور داشته است، و تو كارى كنى كه به من امر كرده است، بنابراين امر تو در نزد من مطاع نيست و نامه‌ات پاسخ ندارد»

می بینیم عایشه در این نامه  .  او را به خانه نشینی و ترک حمایت از علی(ع) فراخواند و حتی دستور داد که مردم را به رها کردن علی(ع) دعوت کند. اما زید اعتنایی به نامه نکرده و به حمایت از علی(ع) ادامه داد.[کشی، اختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۸۴

جایگاه زید از منظر روایات و بزرگان

علاوه بر مطالب فوق چنانکه در بالا آوردیم - علی علیه السلام چون بر بالینش آمد، فرمود: «خدا تو را رحمت کند! همانا تو کم هزینه و بسیار یاری رسان بودی».[. ر. ک: دانش نامه امیرالمؤنین علیه السلام: ج ۱۳ ص ۲۴۳.  -  دیدگاه رجال شناسان شیعه و سنی درباره زید، بسیار روشن و صریح است. به گواهی همه آنها زید از شخصیت والایی برخوردار بود و از اولیا و خواص اصحاب امام علی به شمار می رفت. شیخ طوسی(متوفای 460 ق.) او را از اصحاب امام علی خوانده، می گوید: زید از ابدال بود.

آیت الله خویی، صاحب کتاب معجم رجال حدیث، می نویسد: «در بزرگی و قدر و منزلت زید همین بس که او از یاران علی بود و در مقابل دیدگان آن حضرت، در جنگ جمل به شهادت رسید

ابن قتیبه نیز در کتاب المعارف، زید را از بهترین مردم دانسته و از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) روایاتی را در ستایش او نقل کرده است.

ذهبی در دو کتاب خود از او یاد می کند و درباره اش می نویسد: «زیدبن صوحان از بزرگان تابعان و از دانشمندان و عابدان بود او بسیاری از روزها روزه می گرفت و شبها به نماز می ایستاد

در کتاب «شذرات الذهب» می خوانیم: «زید بن صوحان از خواص اصحاب علی و از صالحان و پرهیز کاران بود

ابن اثیر جزری نیز او را چنین توصیف کرده است: «او فاضل، دیندار، نیکوکار و بزرگ خاندان خویش بود

خیر الدین زرکلی می گوید: «او یکی از شجاعان و بزرگان بود. در فتح نهاوند شرکت داشت و در آن جنگ دست چپش قطع شد. او در جنگ جمل در شمار یاران علی(علیه السلام) بود

رجال نویسان و تاریخ نگاران دیگر مانند ابن داود حلّی، احمدبن خالد برقی، خطیب بغدادی و بسیاری از دانشمندان معاصر، از او یاد کرده، وی را ستوده اند.

 پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، در روایتهای مختلف، زید را ستوده، از سعادتمندی او خبر داده است. طبق این روایات، پیامبر(صلی الله علیه و آله) پیشاپیش، از قطع شدن دست زید در جهاد خبر داد و فرمود: این دست پیش از زید به بهشت می رود.

افزون بر این، پیامبر: فرمود: «زیدٌ الخیر الأجذم و جندب ما جندب؟ فقیل یا رسول الله! أ تذکر رجلین؟ قال: أما أحدهما فسبقته یده إِلَی الجنَّةِ بِثلاثین عاماً و أمّا الآخر فیضرب ضربة یفصل بها بین الحقّ و الباطل».

طبق این حدیث، پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) از زید و جندب یاد کرد و فرمود: دست یکی از این دو نفر (زید) سی سال زودتر از خود او به بهشت می رود و دیگری ضربه شمشیرش جداکننده حق از باطل است.

دانشمندان اهل سنت نیز درباره شأن و منزلت زیدبن صوحان، روایاتی از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل کرده اند. ابن منظور می گوید: پیامبر فرمود: «زید رجلٌ مِن اُمّتی تدخل الجنّة یده قبل بدنه»؛ «زید مردی از امت من است که دستش زودتر از بدنش به بهشت می رود

آن بزرگوار همچنین فرمود: «زید و ما زید، یسبقه بعض جسده الی الجنّة، ثمّ یتبعه سائر جسده إلَی الجَنّةِ«زید و نمی دانید که زید کیست. بخشی از پیکرش به سوی بهشت از او پیشی می گیرد

علی(علیه السلام) نیز فرمود: «من سرّه أن ینظر إلی مَن یسبقه بعض أعضائه إلَی الْجَنّة فلینظر إلی زیدبن صَوحان»؛ «هرکس می خواهد به کسی نگاه کندکه بخشی از پیکرش زودتر از او به بهشت می رود، به زید بن صوحان بنگرد

در حدیث دیگری می خوانیم که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «به زودی پس از من مردی به نام زید خواهد آمد که بخشی از پیکرش بیست سال زودتر از خود او به بهشت می رود

درستی کردار و نیک اندیشی زید، هر انسان منصفی را به ستایش وا می دارد. دوست و دشمن، زید را ستوده اند. در میان انبوه سخنانی که در ستایش زید بیان شده، گفتار امام علی(علیه السلام) گرانقدر و مهم تر می نماید.( که در ابتدای یاد داشت از نظر عزیزان گذشت).

ابن عباس می گوید: از صعصعه درباره زیدپرسیدم، اوبرادرش راچنین توصیف کرد: «کان و الله عظیم المروؤة، شریف الأخوّة، جلیل الخطر، بعید الأثر، کمیش العروة، ألیف البدوة، سلیم جوانح الصدر، قلیل وساوس الدهر، ذاکراً لله طرفی النهار و زلفاً من اللیل، الجوع و الشبع عنده سیان، لا ینافس فی الدنیا، یطیل السکوت و یحفظ الکلام، و ان نطق نطق بعقام، یهرب منه الدعار الأشرار و یألفه الأحرار الأخیار«به خدا سوگند! او در جوانمردی سرآمد، در برادری شریف و بزرگوار، والامقام و از دیرباز گرامی بود. دلی تهی از کینه داشت و کمتر دستخوش وسوسه های روزگار می شد. روز و شب به عبادت مشغول بود و سیری و گرسنگی در نظرش یکسان می نمود. در امر دنیا پیشی نمی گرفت. بیشتر سکوت می کرد؛ مراقب سخن گفتن خویش بود و با ابهام سخن می گفت. افراد شرور از او دوری می جستند و آزادگان و نیک مردان با او مأنوس می شدند

 زهد و تقوای زید

یکی دیگر از برجستگی های زید، زهد و تقوای اوست. بسیاری از مورخان او را صوّام و قوّام توصیف کرده؛ متقی، زاهد و پارسا شمرده اند. او بسیاری از روزها روزه می گرفت و شبها به عبادت می پرداخت. بسیاری اوقات از زن و فرزند کناره می گرفت، شبهای جمعه تا صبح بیدار می ماند و به راز و نیاز با خدا می پرداخت. بدین سبب، طبق برخی از روایتها، روزی سلمان فارسی به او گفت: «ای زید، بدنت و همسرت بر تو حق دارند؛ قدری از عبادت خود بکاه و به امور آنان رسیدگی کن

زید پیش از جنگ جمل مردم را به اطاعت از امام(علیه السلام) فرا خواند و خود نیز به شایستگی در خط مقدم نبرد شرکت جست.

بر اساس روایتی دیگر از زید پرسیدند: «هرگاه قرآن با سلطان به مبارزه برخیزد، به کدام طرف خواهی رفت؟ گفت: به سوی قرآن

زید در نبرد با ایرانیان از ناحیه دست مجروح شد و در حالی که خون از او می رفت، می خندید. شخصی به او گفت که اینجا و این حالت، مکان خنده نیست. زید گفت: من انتظار ثواب را بر این امر دارم. حال چرا این را به فریاد درد از بین ببرم.0( امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۱۰۳.

 فعالیتهای سیاسی

زید دوران خلافت ابوبکر، عمر و عثمان را درک کرد؛ اما گزارش چندانی از فعالیت زید در روزگار خلافت ابوبکر و عمر در دست نیست؛ تنها شرکت او در جنگ قادسیه (فتح نهاوند) در ایام خلافت عمر گزارش شده است که به قطع دست چپش انجامید. در روزگار خلافت عثمان ـ که دوره اوج نابسامانی ها، ستم ها و بی عدالتی ها بود ـ زید به شایستگی در عرصه های سیاسی و اجتماعی حضور داشت و در راه به دست آوردن حقوق مردم و جلوگیری از ستم، تلاش کرد.

طبق یکی از روایات، او همراه مالک اشتر، کمیل بن زیاد، جندب بن زهیر، برادرش صعصعه و گروهی از مردم کوفه نزد عثمان شتافت و از سعید بن عاص حاکم کوفه شکایت کرد. آنها از عثمان خواستند سعید را از حکومت کوفه بر کنار کند.

زید به عثمان گفت: ای عثمان، به عدالت رفتار کن تا مردم نیز در باره ات به عدالت رفتار کنند.

هر چند عثمان در آن مجلس گفته آنان را پذیرفت؛ ولی در عمل به تقاضای آنها توجهی نکرد و سعید را از کار برکنار نساخت.

البته سعید با مردم کوفه، سپاهیان مالک اشتر و تهدید آنان روبه رو شد و از حکومت کوفه چشم پوشید و به مدینه بازگشت. مخالفت سردارانی چون مالک اشتر، کمیل بن زیاد و زیدبن صوحان سبب شد تا عثمان آنها را به شام و از آنجا به حمص تبعید کند. صراحت لهجه و شجاعت این گروه، حاکمان مناطق مختلف شام و حمص را به وحشت افکند. آنها برای رهایی از این مشکل، ناگزیر تبعیدیان را دوباره به کوفه بازگرداندند.

بیشترین فعالیت سیاسی زید در جریان خلافت علی(علیه السلام) گزارش شده است. او در راه معرفی چهره حقیقی علی(علیه السلام) تلاش بسیار کرد تا جایی که برخی او را فدایی علی(علیه السلام) لقب دادند.

در دوره امامت آن حضرت، دشمنان واقعی دین و دنیاطلبان، عدالت علی(علیه السلام) را تحمل نکردند. هر یک برای رهایی از آن، به نیرنگی دست یازیدند و قلب آن حضرت را جریحه دار کردند. امام علی(علیه السلام) در نامه ای به مردم کوفه، ضمن دعوت از آنان برای شرکت در جنگ جمل، اوضاع سیاسی و اجتماعی آن روزگار را چنین تبیین فرمود: «اینک بدانید که پایگاه هجرت، اهل خویش را از خود رانده است؛ اهلش نیز از آن دل برکنده اند و خود چونان دیگی جوشان در جوش و خروش است و بحران به مرکز سرایت کرده است. پس به خواست خداوند، به سوی فرمانده خویش بشتابید و در جهاد با دشمن پیش دستی کنید

زید مردم کوفه را به یاری علی(علیه السلام) فراخواند. او در این راستا از شیوه های گوناگونی بهره برد که یکی از آنها نقل حدیث بود. او مردم را پیرامون خود گرد می آورد و روایاتی درباره عظمت شأن علی(علیه السلام) برایشان نقل می کرد. طبق یکی از این روایتها، پیامبر(صلی الله علیه و آله)فرمود: «علی أَمِیرُ الْبَرَرَة، وَ قاتِل الْفَجَرَة، مَنْصُورُ مَنْ نَصَرَهُ، مَخْذُولُ مَنْ خَذَلَهُ إِلی یوْمِ الْقِیامَةِ» «علی(علیه السلام) امیر نیکان و کشنده ستمکاران است. هر کس او را یاری کند، خدا او را یاری کرده است و هر کس از وی روی گرداند، خداوند روز رستاخیز از او روی می گرداند

او همچنین می گفت: در میان امت محمد(صلی الله علیه و آله)، علی(علیه السلام) نخستین کسی است که اسلام آورد. زید در تشویق مردم برای دفاع از حریم ولایت، مجالسی برپا کرد و به معرفی شخصیت علی(علیه السلام) پرداخت. او می گفت: «ای مردم! به سوی علی(علیه السلام) حرکت کنید تا به حق دست یابید

او همچنین می گفت: حذیفة بن یمان، صحابی گرانقدر پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) به من چنین خبر داد: به زودی فتنه و آشوب هایی رخ خواهد داد که تشخیص حق از باطل دشوار خواهد بود و مردم عوض می شوند. مراقب باشید.

از حذیفه پرسیدم: راه نجات چیست؟ گفت: به گروهی که علی(علیه السلام) در آن است بنگرید و به آن بپیوندید.

علی(علیه السلام) اندکی پیش از جنگ جمل، امام حسن(علیه السلام) و عماربن یاسر را به کوفه فرستاد تا مردم را به شرکت در جنگ فرا خوانند. هنگامی که آنان مردم را در مسجد کوفه گرد آوردند، ابوموسی اشعری بر فراز منبر جای گرفت؛ مردم را از دخالت در جنگ برحذر داشت و گفت: ای مردم، تقوا پیشه کنید، خودتان را نکشید، خداوند برشما رحیم است.

سپس گفت: این نامه عایشه است. او به من فرمان داده تا مردم کوفه را از شرکت در جنگ بازدارم. پس ای مردم، در جنگ دخالت نکنید؛ نه دوست باشید و نه دشمن.

زید، که در مسجد حضور داشت، از سخنان ابوموسی خشمگین شد و بر او خروشید. آنگاه بر در مسجد ایستاد؛ نامه عایشه خطاب به خود و مردم کوفه را خواند و گفت: عایشه از ما خواسته تا در خانه بنشینیم و از یاری علی(علیه السلام) دست برداریم؛ ولی ما تا وقتی فتنه و آشوب در جامعه وجود دارد، می جنگیم.

سپس به اشعری گفت: اگر بتوانی مسیر رود فرات را عوض کنی و آن را به عقب برگردانی، می توانی مردم را از علی(علیه السلام) دور کنی. سپس این آیه را قرائت کرد: "أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یتْرَکُوا أَنْ یقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا یفْتَنُونَ"؛ «آیا مردم پنداشتند وقتی گفتند ایمان آوردیم رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟» آنگاه خطاب به مردم کوفه گفت: «ای مردم، همگی به سوی امیرمؤمنان و سرور مسلمانان حرکت کنید تا به حق دست یافته، هدایت شوید

پیوند اخوت

زید از محضر سلمان فارسی نیز کسب فیض کرده، از وی حدیث شنیده بود; ولی ارتباط این دو بزرگوار تنها در نقل حدیث خلاصه نمی شد. بر اساس گفته مورخان، زید ارادت خاصی به سلمان داشت. این دلبستگی سرانجام با پیوند برادری به اوج رسید و او، به میمنت این پیوند، کنیه ابوسلمان را برای خود برگزید   
و زید نیز از  نگاه سلمان فارسی (بزرگترین صحابه پیامبر) موقعیت و شخصیت خاصی داشته و مورد توجه بود. (به نقل از تاریخ طبقات کبری) در یکی از جنگهای صدر اسلام که سلمان فارسی فرمانده سپاه بود به زید گفت: «تو پیش رو، تا ما به تو اقتدا کنیم.» و زمانی که سلمان، امیر مدائن بود در روز جمعه بعد از نماز به او امر می کرد و می فرمود: «ای زید، برخیز و مردم را موعظه کن و برای آنها خطبه بخوان

خدمات اجتماعی

بر اساس آنچه در تاریخ ثبت شده، زید در همه صحنه های اجتماعی و سیاسی روزگار خود حضور جدی داشت و در راه خوشبختی مردم تلاش می کرد. او روزی در بصره مردانی را دید که همواره عبادت می کردند و از دنیا دست شسته بودند. زید بن صوحان، با مشاهده وضعیت آنان، برای آنها خانه ساخت و سپس به آنها توصیه کرد که برای برآوردن نیازهای زندگی خود و فرزندانشان تلاش کنند. او همواره به آنها سرکشی می کرد و از احوالشان با خبر می شد.

 شهادت

زید در سال ۳۶ق در جنگ جمل به دست عمرو بن یثری و یا عمرو بن سبرة به شهادت رسید. امام علی(ع) لحظاتی پیش از شهادت زید بر بالینش آمد. او بر حقانیت امام علی(ع) تأکید کرد و گفت که با آگاهی از وی حمایت کرده سپس برای درستی عمل خود به خطبه غدیر استناد کرد.[ کشی، اختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۸۴. امام علی(ع) در مورد زید گفته بود: «ای زید، خدا تو را رحمت کند که کم خرج و پرفایده بودی.283[کشی، اختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ج   

به گفته برخی منابع، عایشه نیز از شنیدن خبر شهادت زید ناراحت شد و برای او رحمت الهی را طلب کرد.[ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۵۵۷.

زید در جنگ جمل در سپاه امام علی علیه السلام بود، فرماندهی و پرچمداری جنگجویان قبیله ربیعه را بر عهده داشت و سرانجام در سال 36 قمری در همین نبرد به شهادت رسید.
 رؤیای صادق

 او، پیش از جنگ، به مولایش علی(علیه السلام) چنین گفت: ای مولای من، در این جنگ کشته می شوم. حضرت فرمود: از کجا می دانی. گفت: در خواب دیدم دستم از آسمان به زمین فرود آمد و در حالی که به من اشاره می کرد، گفت: «به سوی من بیا.

 سخنان پرمحتوای زید درهنگام شهادتش به ا میرمومنان علیه السلام.

گویاترین گواه قدرت دین و ارادت او به اهل بیت(علیهم السلام)است. او لحظاتی پیش از شهادت،، چون قاتل او، زخمی کاری به او زد، از اسب بر زمین افتاد. امامعلی (علیه السّلام) بر بالای سرش آمد و فرمود: «یرحمک الله یا زید، کنت خفیف المونه، عظیم المعونه؛ ای زید خداوند تو را رحمت کند. زحمت و مشقت تو بسیار کم و تعلقات دنیوی تو اندک ولی امدادرسانی و یاریت، در دین خدا و در حق ما بسیار زیاد بود

آنگاه زید سرش را به طرف آن حضرت نمود و گفت: «خداوند به تو جزای خیر دهد ای امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و الله قسم تو را علیم و دانا به خداوند تعالی می دانستم. همچنان که در کتاب خدا علیا حکیما، آمده، خدا را چنان که باید می شناسی و خدا در دل تو بسی بزرگ است و به قرآن کاملا آشنایی. سوگند به خداوند تعالی که با دشمنان تو از روی جهالت و کورکورانه جنگ نکردم، بلکه چون «حدیثغدیر» را که در حق تو وارد شده: من از امّ سلمه ـ همسر گرانقدر پیامبر(صلی الله علیه و آله) ـ شنیدم که می گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَعَلِی مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»؛ «هر کس من مولای او باشم، علی نیز مولای اوست. خدایا! کسی که او را دوست دارد، دوست بدار و آنکه با او دشمنی میورزد، دشمن باش؛ کسی که او را یاری دهد، یاری کن و آنکه به او ستم کند، خوار ساز.» به خدا سوگند، من از آنکه به سبب دشمنی با تو نزد خداوند خوار گردم، بیزارم

همراه تو جنگیدم. و چون وخامت عاقبت کسی که تو را خوار کند، می دانستم کراهت داشتم از اینکه تو را تنها و مخذول گذارم مبادا که خداوند مرا چنین کند و وصیت کرد که خون ها را از بدنم مشویید و با همین لباس خون آلود مرا به خاک سپارید که در قیامت مرا در محاکمه اینان مدرکی باشد.» ( سیدمحمدکاظم طباطبائی، سیدمحمود طباطبائی نژاد، محمد محمدی ری شهری، موسوعه الامام علی بن ابی طالب، به نقل از: تاریخ بغداد، تاریخ دمشق، الاستیعاب، رجال کشی، طبقات الکبری و...). و او شربت شهادت را نوشید.  

وصیت زید      

   به نوشته برخی از مورخان، زیدبن صوحان، هنگام شهادت، چنین وصیت کرد: «ادْفِنُونِی فِی ثِیابِی فَإِنِّی مُخَاصِمٌ وَ لا تَغْسِلُوا عَنِّی دَماً وَ لاْ تَنْزعُوا عَنِّی ثَوْباً«مرا با لباس هایم دفن کنید، لباسم را بیرون نیاورید و خونهای بدنم را نشویید؛ زیرا می خواهم آنها در روز رستاخیز بر پایداری ام شهادت دهند  . [سمعانی، الأنساب، ۱۳۸۲ق، ج۹، ص۱۹۷. )

بر اساس روایتی دیگر، زید وصیت کرد: «ادْفِنُونِی فِی ثِیابِی فَإِنِّی مُخَاصِمٌ الْقَوم«مرا با لباس هایم دفن کنید تادر روز رستاخیر علیه دشمنانم شهادت دهند

 مشایخ و شاگردان

زید از اصحاب امام علی(ع) بود و از ایشان روایت نقل کرده است.

زیدبن صوحان از علی(علیه السلام)، سلمان فارسی، ابی کعب و امّ سلمه، همسر گرانقدر رسول(صلی الله علیه و آله) حدیث نقل کرده است. و راویانی چون ابو وائل، شقیق بن سلمة الاسدی، سالم بن ابی الجعد و... روایات زید را برای مؤمنان باز گفته اند.

 سوالات زید بن صوحان از علی (ع(

سوالات زید بن صوحان از شاه ولایت امیرالمومنین مولا علی بن ابیطالب (ع(

زید بن صوحان عبدی عرض کرد: یا امیرالمومنین کدام سلطان قوت و قدرتش بیشتر است؟ حضرت فرمود: مرگ.

عرض کرد: کدام چیز ذلتش بیشتر است؟ فرمود: حرض بر جمع مال دنیا.

عرض کرد: کدام فقر از همه سخت تر است؟ فرمود: کفر بعد از ایمان.

عرض کرد: کدام دعوت از همه گمراه تر است؟ فرمود: کسی که مردم را به طرف موهومات ( یا به طرف خلاف ) دعوت میکند.

عرض کرد: کدام عمل افضل است؟ فرمود: پرهیزکاری.

عرض کرد: کدام عمل رستگاریش بیشتر است؟ فرمود: طلب کردن از آنچه در نزد خداوند است.

عرض کرد: کدام مصاحب ( رفیق ) از همه بدتر است؟ فرمود: آن کسی که معصیت ها را در نظر انسان جلوه دهد و آدمی را به نافرمانی خداوند وادارد.

عرض کرد: کدام یک از مردم شقاوتش بیشتر است؟ فرمود: کسی که دین خود را به دنیای دیگری بفروشد.

عرض کرد: کدام یک از مخلوقات از همگان نیرومندتر است؟ فرمود: آن کس که بردباریش از همه بیشتر است.

عرض کرد: کدام یک از مردم بخلش بیشتر است؟ فرمود: آن کسی که از راه حرام مالی بدست آورد.

عرض کرد: کدام یک از مردم زرنگیش بیشتر است؟ فرمود: کسی که به حالات خود بنگرد و رستگاری خود را از گمراهی درک کند و بنگرد راه سعادت در چیست و بطرف آن گرایش پیدا کند.

عرض کرد: با حلم ترین مردم کیست؟ فرمود: آن کسی که به خشم نیاید.

عرض کرد: کدام یک از مردم ثبات رای بیشتری دارند؟ فرمود کسی که فریب مردم را نخورد و دنیا نیز با زرق و برق خود او را از راه بیرون نکند.

عرض کرد: کدام یک از مردم از همه نادان ترند؟ فرمود: کسی که گول دنیا را بخورد، در صورتیکه مشاهده میکند دنیا با دیگران چگونه بازی کرد.

عرض کرد: کدام یک از مردم حسرت و پشیمانی بیشتری دارند؟ فرمود: کسی که از دنیا و آخرت محروم شده باشد و این خود زیان آشکاری است.

عرض کرد: کدام یک از مردم کور هستند؟ فرمود: آنکس که برای خداوند عملی انجام نداده و از خداوند انتظار ثواب دارد.

عرض کرد: کدام قناعت از همگان افضل است؟ فرمود: آنکس که به آنچه خداوند به وی عطا کرده قناعت کند، و حرص و آز نداشته باشد.

عرض کرد: کدام مصیبت از همه دردناکتر است؟ فرمود: مصائب در امور دین از همه ناراحت کننده و آزار دهنده تر است.

عرض کرد: کدام یک از اعمال عبادی نزد خداوند بیشتر مورد علاقه است؟ فرمود: انتظار فرج.

عرض کرد: کدام یک از مردمان نزد خداوند ارج و اعتبار دارند؟ فرمود: آنکه بیشتر از همه از خداوند میترسد، و تقوای بیشتر و زهد زیادتری دارد.

عرض کرد: کدام سخن در نزد خداوند بهتر است؟ فرمود: زیاد در یاد خدا بودن و عجز و لابه و دعا نمودن.

عرض کرد: کدام گفته از همه راست تر است؟ فرمود: گواهی دادن به وحدانیت خداوند متعال.

عرض کرد: کدام یک از کارها در نزد خداوند بزرگتر است؟ فرمود: تسلیم در برابر خداوند و ترس از معاصی و پرهیزکاری از گناه.

 در این هنگام امیرالمومنین (ع) متوجه پیرمرد شامی شد و فرمود: خداوند متعال بندگانی را آفرید و دنیا را بر آنها تنگ گرفت، و با نظر مخصوصیکه به آنان نگریست آنها نسبت به دنیا بی میل شدند و به طرف آخرت متمایل گردیدند، و به سختی معیشت صبر کردند و در شدائد و گرفتاریها شکیبائی به خرج دادند. این جماعت همواره مشتاق بودند که زود از جهان رخت بندند و به سرای جاودانی بشتابند تا به کرامت و الطاف خداوندی برسند، این گروه مردم همواره دنبال رضای خداوند بودند و در نتیجه پایان زندگی آنها به شهادت انجام گرفت و خداوند را در حالیکه از آنها راضی بود ملاقات کردند. بدانید که مرگ راه گذشتگان است و همه باید این راه را بگذرانند، این مردم باید برای آخرت خود زاد و توشه بردارند و این زاد و توشه طلا و نقره نیست، این جماعت لباسهای درشت پوشیدند و در طول زندگی خود در شدائد صبر کردند و به فضیلت خدمت نمودند. این مردم در محبت و دوستی و یا بغض و دشمنی فقط خداوند را در نظر گرفتند، اینان چراغهای هدایت کننده اند و در آخرت از نعمتهای پروردگار برخوردار میگردند.پیرمرد گفت: من اکنون کجا روم و بهشت را واگذارم در صورتیکه با چشم خود بهشت را می نگرم، و مشاهده میکنم که اهل بهشت با تو هستند، یا امیرالمومنین اینک به من اسلحه جنگی مرحمت کن تا با دشمنانت جنگ کنم، امیرالمومنین (ع) اسلحه جنگ به آن مرد شامی مرحمت کردند و او را بر اسب سوار کرده و به طرف میدان جنگ روانه ساختند، مرد شامی مقابل حضرت به جنگ پرداخت و آن حضرت از مجاهدت آن شامی ( در میدان جنگ ) به شگفت آمده بود.هنگامی که جنگ شدت گرفت با اسب خود را به لشگر زد و سرانجام کشته شد، یکی از یاران امیرالمومنین (ع) او را روی زمین مشاهده کرد در حالیکه به شهادت رسیده بود، و اسبش هم در کنارش کشته شده بود، پس از اینکه گرد و غبار جنگ فرو نشست، امیرالمومنین (ع) در حالیکه سوار بر اسب بود و سلاح جنگی در تن داشت نزد او آمد و بر بدنش نماز گذارد و فرمود: به خدای سوگند این مرد خوشبخت بود و برای برادر خود طلب آمرزش ( از خدای تعالی ) کنید. کِتابُ المَواعِظ شیخ صدوق صفحه 58 الی 64

 یادگار جاوید از زید

از آثار به یاد ماندنی و ارزشمند زید، محراب و مسجدی کهن است که در جنوب غربی مسجد سهله (مسجدبنی ظفر) در کوفه قرار دارد و از آن کوچک تر است. این مسجد، در گذر زمان، گواه حوادث مختلف بوده و بارها مرمّت و بازسازی شده است. و در روایات برای این مسجد اعمال خاص و دعاهائی وارد شده که طالبین به مفاتیح الجنان و سایر کتابهای دعا مراجعه نمایند. فقط برای تبرک به عمل مختصر ذیل توجه نمائید.

علامه مجلسی می فرماید: از آداب مسجد زیدبن صوحان آن است که ابتدا دو رکعت نماز می خوانی، دستان خود را به آسمان بلند می کنی و می گویی: «إِلَهِی قَدْ مَدَّ إِلَیکَ الْخَاطِی الْمُذْنِبُ یدَیهِ...» و... سپس پیشانی را بر خاک بگذار و بگو: «ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَکَانَ وَ اعْتَرَفَ...».

آنگاه گونه راست را بر زمین بگذار و بگو: «إِنْ کُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ، فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ».

پس از آن، گونه چپ را بر زمین بگذار و بگو: عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ یا کَرِیمُ». سپس سجده کن و صد بار بگو: الْعَفْوُ، الْعَفْوُ.

 منابع:

 ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، دار الفکر- ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، - ابن جوزی، عبد الرحمن بن علی، المنتظم، - ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، - ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت،- ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، - ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، دار الفکر، - ابو الفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بیروت، - ابو نعیم إصفهانی، أحمد بن عبدالله، معرفة الصحابة، - امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت،- زرکلی، خیر الدین، الاعلام، بیروت، - سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب،- علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، - فسوی، یعقوب بن سفیان، المعرفة و التاریخ،- کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال،- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال -،  قاموس الرجال - پایگاه امام علی علیه السلام - ویکی شیعه--دانشنامه رشد--مسجد هدایت--پایگاه جامع عاشورا -- آیت الله کمیلی خراسانی - - دائرئ المعارف طهور - - احادیث حکمت - - مفاتیح الجنان - - منتهی الامال - - بحار الانوار - ره توشه عتبات عالیات؛ جمعی از نویسندگان - - پایگاه اطلاع رسانی حدیث شیعه حدیث نت - - ویکی فقه - پرتال جامع علوم اسلامی -- فاش نیوز خبرفارسی  و مدارک زیاد دیگر.