224 - درجات بعضی از اصحاب. . . عامربن واثله ازمنتظران قائم (عج)( 13)
31 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                   بوالطفیل  عامربن  واثله  از اصحاب پیامبر (ص) و از منتظران  حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه)

از چهره‌های صدر اسلام که هم در دوره جاهلیت می‌زیسته و هم دوران اسلامی را درک نموده و از عمری طولانی برخوردار شد، عامر بن واثله کنانی است. نام کامل او عامر بن واثلة بن عبدالله بن عمرو بن جحش بن جری بن سعد بن لیث بن بکر بن عبد مناة بن علی بن کنانة لیثی، از اهالی مکه بود.

عامر بن واثِلَة کِنانی (ولادت ۳قصحابی پیامبر(ص) و از سپاهیان حضرت علی(ع) در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان.

ابوطفیل، از پرچمداران قیام مختار ثقفی بود. او و فرزندش طفیل، در قیام ابن اشعث بر ضد حجاج (۸۲ق)، نیز شرکت داشتند.

ابوطفیل از رسول اکرم(ص)، امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام سجاد(ع) روایت کرده است. او سخنور و شاعر نیز بود اشعاری از وی به چاپ رسیده است.

 درتاريخ اليعقوبياینگونه روایت شده است:

ابو طفيل عامر بن واثله از ياران عليعليه السلامبر عمر بن عبد العزيز وارد شد و به او گفت: اي امير مؤمنان! چرا سهم مرا قطع کردي؟

 عمر گفت: به من خبر رسيده که تو شمشيرت را صيقل داده و نيزه‏ات را تيز کرده و تيرت را تراشيده و کمانت را آماده ساخته‏ اي و به انتظار امامِ قيام کننده نشسته‏ اي. پس چون قيام کرد، سهمت را کامل مي‏دهد. ابو طفيل گفت:  خداوند از تو در اين باره خواهد پرسيد.  عمر، از رفتار خويش شرمگين شد و سهمش را داد.  (تاريخ اليعقوبي:307:2.).

 درتاريخ دمشقبه نقل از ابو عبد اللَّه حافظ آمده: شنيدم که ابو عبد اللَّه (محمّد بن يعقوب احزم) در پاسخ به اين پرسش که چرا بخاري حديث ابو طفيل عامر بن واثله را نقل نکرده‏است، مي‏گويد:  چون او در تشيّع، زياده روي مي‏کرد. [ تاريخ دمشق:128:26.).

                                                                               خصوصیات ابوالطفیل

(در این نوشتار سعی شده است به زندگی و شخصیت این صحابی بزرگوار پرداخته شود.)
عامر بن واثله از جنگاوران دوران خود و فردی شجاع بود. او محب امام علی (علیه‌السّلام) و از افراد ثقه و متدین امام به شمار می‌رفت.  ابن ابی‌خیثمه او را در شمار شعرای صحابه آورده است و گوید او مردی فاضل و عاقل و حاضر جواب و فصیح و از شیعیان علی (علیه‌السّلام) بود...چنان که بعد از وفات امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) روزی معاویه به طنز از او پرسید: حزن تو بر مرگ صاحب خود ابی الحسن چون است؟ گفت: چون سوگ مادر موسی بر موسی، و نزد خدای تعالی از تقصیر خویش شرمنده‌ام.  از جمله اشعار معروف او، شعرش در جنگ صفین بود. روزی که وی به همراه مردان قبیله کنانه به میدان رفته بود. او این شعر را می‌خواند:
                    قد صابرت فی حربها کنانه   - - و الله یجزیها بها جنانه...
کنانه در جنگ خود پایداری کرد، خداوند در برابر این پایمردی بهشت خود را پاداشش دهد. هر که به پیکار پایداری کند به مردانگی آراسته شود و هر که دستخوش ترس آید زشت نامی برد. یا هر که به خدا کافر شود در کار جنگ سستی کند. نافرمان فردا انگشت ندامتش را به دندان گزد.
از جنگ صفین اشعار متعدد و زیبایی از ابوطفیل به جا مانده است. ابوطفیل کسی بود که در گرفتن حقش بسیار جسور بود و از چیزی هراس نداشت.

روزی عمر(بن عبدالعزیز)  مستمری وی را قطع کرده بود و وقتی او از عمر علتش را جویا شد عمر گفت: خبر یافته‌ام که شمشیر خود را صیقلی کرده و نیزه خود را تیز نموده و تیر خود را پیکان زده و کمانت را آویخته‌ای و امام قائم را انتظار می‌بری تا ظهور کند. پس هر گاه ظهور کرد مستمری تو را خواهد داد. گفت: خدا تو را از حق من بازخواست خواهد کرد. عمر از این گفتار حیا کرد و حق او را داد. [ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، تهران، علمی و فرهنگی، سال ۱۳۷۱ش، ج۲، ص7۲۷                            

                                                                                  درعصر رسولخدا (ص)

از چهره‌های صدر اسلام که هم در دوره جاهلیت می‌زیسته و هم دوران اسلامی را درک نموده و از عمری طولانی برخوردار شد، عامر بن واثله کنانی است. نام کامل او عامر بن واثلة بن عبدالله بن عمرو بن جحش بن جرى بن سعد بن لیث بن بکر بن عبد مناة بن على بن کنانة لیثی، از اهالی مکه بود. برخی نام او را معمر نوشتند که عامر درست‌تر است. وی بیشتر از این که به نامش شهره باشد به کنیه‌اش که ابوطفیل بود، معروف شد. وی در سالی که جنگ احد اتفاق افتاد؛ یعنی در سال دوم هجری به دنیا آمد و حدود هشت سال از زندگانی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را درک کرده است. وی که از صحابیان به نام پیامبر اسلام شناخته می‌شود، از یاران باوفای امام علی علیه السلام نیز بوده است و حتی در برهه‌ای از زمان والی منطقه‌ای به دستور امام علی علیه السلام بود. وی از جمله اصحابی است که تا دوران امامت امام باقر علیه السلام در قید حیات بوده است و دوران حکومت امویان را درک نموده است.

. ظاهرا اولین باری که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را دیده است مربوط به فتح مکه می‌باشد.

    وی که از شاعران نامی دوران خود بوده است( نه 9 ). روایت از پیامبر اسلام روایت کرده است. وی که در میان صحابه، آخرین کسی بود که وفات نموده، احادیث معروفی همچون ثقلین را نقل کرده است.  عامر بن واثله در مورد دیدارش با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گوید: من در جعرانه رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را دیدم که گوشت میان مردم تقسیم می‌کردند، زنی در نزد آن حضرت بود که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ردایش را برای او پهن کرده بود، پرسیدم این زن کیست که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ردای خود را برای او پهن کرده؟ گفتند: او مادر رضاعی او می‌باشد، او حلیمه سعدیه است که آن حضرت را شیر دادند

در زمان حیات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز وی به امام علی (علیه‌السّلام) ارادت خاصی داشت و از وی حمایت می‌کرد. از مجاهد، از قول ابی‌عمرو و ابوسعید خدری نقل شده که هر دو گفته‌اند: در حضور رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نشسته بودیم که سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد بن اسود و عمار بن یاسر و حذیفة بن یمان و ابوهیثم بن تیهان و خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین و ابوالطفیل عامر بن واثله آمدند و مقابل پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) زانو زدند و‌اندوه بر چهره ایشان آشکار بود و گفتند: ‌ای رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ! پدر و مادرمان به فدای تو باد. ما از گروهی درباره برادر و پسر عمویت سخنانی می‌شنویم که‌اندوهگین می‌شویم و اکنون از شما اجازه می‌خواهیم که پاسخ آنان را بدهید. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمودند: چه چیزی درباره‌ برادر و پسر عمویم علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) می‌گویند؟ گفتند: می‌گویند چه فضیلتی برای علی در مورد پیشی گرفتن او به اسلام آوردن است و حال آنکه به هنگام ظهور اسلام او کودک و کوچک بوده است و امثال این سخنان. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرسیدند: همین موضوع شما را‌اندوهگین می‌سازد؟ گفتند: آری به خدا سوگند...و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌ و‌آله‌وسلّم) پاسخ آنان را داد و آنان را آرام نمود. روایت در بحار الانوار مفصل آمده است] ارادت وی به امام علی (علیه‌السّلام) به حدی بود که برخی او را شیعه غالی می‌دانستند و وی را به غالی‌گری متهم می‌نمودند. [ مستوفی، حمدالله بن ابی بکر بن احمد، تاریخ گزیده، تحقیق عبدالحسین نوایی، تهران، نشر امیر کبیر، سال ۱۳۶۴ش، ص۲۱۷

از ایشان حدیث   غدیر به طور کامل نقل شده است و بسیاری از راویان نیز از ایشان نقل قول کرده‌اند.  وی به جز پیامبر از بسیاری از صحابه همچون ابی‌بکر و عمر و علی (علیه‌السّلام) و معاذ و ابن مسعود روایت نقل کرده است و اشخاصی چون زهری و قتادة و عمرو بن دینار و ابوزبیر از وی روایت نقل نمودند.

                                                                                                                                                           ابوطفیل در دوران خلفاء

در دوران خلفا، ابوطفیل شمشیر خود را بر زمین گذاشت و در جنگ‌ها و امور سیاسی ممالک اسلامی شرکت نداشت و این اعتراض خلفا را به همراه داشت.[یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ج۲، تهران، علمی و فرهنگی، سال ۱۳۷۱ش ج۲، ص۲۷۲ - طبق اعتراف خود او، در زمان کشته شدن عثمان، وی در دارالخلافه حضور داشت؛ اما کاری انجام نداد و از عثمان حمایت نکرد. ابوطفیل می‌گوید: من روز وفات ابوبکر را درک کردم و بیعت عمر را هم مشاهده کردم، در هنگام بیعت عمر على علیه السلام در گوشه‌اى نشسته بود.[ طبرسی، فضل بن حسن، زندگانی چهارده معصوم علیه السلام، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۰ق، ص۵۰۸

شاید همین کناره‌گیری وی باعث شد تا برخی او را مرجئه نیز بدانند. (الحنبلی الدمشقی، عبد الحی بن احمد العکری، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، دمشق - بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۰۶، ج۱، ص۴۰۳   

                                                               در عصر امیرمومنان علیه السلام

 با به حکومت رسیدن امام علی‌ علیه السلام او به کوفه نقل مکان کرد و در جوار آن امام قرار گرفت و از وی حمایت نمود. ابوطفیل از یاران بسیار صالح و وفادار امام و از کسانی بود که از امام علی علیه السلام کسب علم نمود و افتخار شاگردی ایشان را داشت و در تمام جنگ‌ها در رکاب امام علی علیه السلام جنگید.

او از ياران [6] و معتمدان [7] و از دوستداران [8] و پيروان [9] و شيفتگان عليعليه السلامبود و در نبردها همراه او بود. [10]

6 رجال الطوسي:646:70، تاريخ  اليعقوبي:307:2، سير أعلام النبلاء:97:468:3.

[7]. کشف المحجّة:236.

[8]. سير أعلام النبلاء:97:469:3، تاريخ دمشق:116:26، الاستيعاب:1352:347:2.

[9]. تهذيب الکمال:3064:80:14، سير أعلام النبلاء:97:468:3، تاريخ دمشق:113:26.

او در جنگ جمل حضور داشت البته در منابع تاریخی در این باب سخنی به میان نیامده است؛ اما در طبری ماجرایی نقل شده مبنی بر این که امام خبری غیبی به نیروهایش دادند مبنی بر این که به زودی از جانب کوفه دوازده هزار و یک مرد به یاری شما می‌آیند. ابوطفیل کسی بود که زمانی که سخن امام را شنید بر بالای تپه‌ای در ذی‌قار رفت و تعداد سپاه کوفی را شمرد که مطابق با سخن امام بود و این نشان از حضور او در جنگ جمل دارد که برای از بین بردن فتنه ناکثین به وقوع پیوست.[طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، نشر اساطیر، سال ۱۳۷۵ش، ج۶، ص۲۴۲۵

                                                                                          (در صفین)

ابوطفیل در جنگ صفین نیز حضور داشت و جنگاوری و دلاوری او در این جنگ شهره خاص و عام بوده است. او در این جنگ به همراه مردان قوم خود بر علیه سپاه شام جنگ سختی را انجام داد و پیروز میدان شد. این جنگ به نبرد کنانه معروف شد.(منقری، نصر بن مزاحم، پیکار صفین، ترجمه پرویز اتابکی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰ش ص۴۲۲] در این نبرد وی به عنوان جانشین قیس بن سعد فرمانده سپاه امام منصوب شده بود.[ن اعثم کوفی، الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۷۲ش، ص۷۱۲۲۳] در واقع وی در کل جنگ‌های امام علی علیه السلام حضور داشت[ ابن کثیر الدمشقی، ابو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ ج۹، ص۱۹۰] و در برخی از جنگ‌ها پرچم‌دار امام بود.[حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله چلچی، ترجمه تقویم التواریخ، مترجم ناشناخته، تهران، احیاء کتاب، ۱۳۷۶، ص۲۲۵۲]

 از جنگ صفین اشعار متعدد و زیبایی از ابوطفیل به جا مانده است. ابوطفیل کسی بود که در گرفتن حقش بسیار جسور بود و از چیزی هراس نداشت.  وی در زمان حذیفة بن یمان به کوفه و سپس به مداین رفت. وی مدت‌ها در مصاحبت امام علی(ع) می‌زیست و از کسانی بود که از آن حضرت کسب علم می‌کردند. و در تمام جنگ‌های آن حضرت شرکت داشت.[یعقوبی، ج۲، ص۲۱۳-۲۱۴؛ المعارف، ص۳۴۱؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۹۶؛ تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۸

پس از شهادت علی(ع) به مکه بازگشت و تا آخر عمر در آنجا زندگی کرد. (تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۸، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۹۶. ]

                                                                                                 قیام مختار

در ۶۵ق ابن زبیر از محمد بن حنفیه بیعت خواست، چون او از بیعت خودداری کرد، ابن زبیر او را به همراه عده‌ای از یارانش، از آن جمله ابوطفیل، در شعب بنی‌هاشم زندانی کرد. ابوطفیل تا قیام مختار بن ابی عبید ثقفی در زندان بود.[ تاریخ، بغداد ج۱، ص۳۳۰ ] ابوطفیل در قیام مختار به خوانخواهی امام حسین(ع) شرکت کرد و پرچمدار سپاه او بود. [لمعارف، ص۳۴۱؛ نیز نک: البدایة، ج۹، ص۱۹۹.

عامر بن واثله ، در انتقامجويى از قاتلان ابا عبد اللّه الحسين عليه السلام ، پرچمدار مختار بود . برخى او را كيسانى پنداشته اند ، كه اين ديدگاه ، مقبول همگان نيست و بر فرض صحّت ، او از اين عقيده بازگشته است .

او را به سبب شرکت در قیام مختار، کیسانی دانسته‌اندختیار معرف‌ه الرجل، ۹۵]، اما شرکت او در این قیام دلیلی بر کیسانی بودن او نمی‌تواند باشد (.برای تفصیل، نک: الکیسانیه فی التاریخ و الأدب، ۳۰۹ 

ابوطفیل چنانکه خود در مجلس معاویه گفته، در واقعه قتل عثمان حاضر بوده، ولی در آن شرکت نداشته است  و هم نزد او، بر دوستی خلل ناپذیر خود نسبت به علی(ع) تأکید کرده است.[الاغانی، ج۱۳، ص۱۶۷.)

او و فرزندش طفیل، در قیامی که عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج آغاز کرده بود، شرکت داشتند و در جنگی که در محرم ۸۲ میان آن دو درگرفت، پسرش طفیل کشته شد و ابوطفیل در رثای او شعری سرود.[الکامل، ج۴، ص۴۶ ۴۶۲، ص۴۶۷ ۴۶۸.

                                                                  بعد از مولای متقیان علیه السلام

بعد از شهادت امام علی علیه السلام به مکه رفت و در آن جا به زندگی خود ادامه داد. در دوره معاویه وی برای دیدار با برادرزاده‌اش که در دستگاه خلافت معاویه کار می‌کرد به شام رفت؛ اما معاویه از این موضوع باخبر شد و او را نزد خود آورد و گفتگویی بین آنان در گرفت و ابوطفیل با رشادت دوستی خود نسبت به امام علی علیه السلام را ابراز نمود. معاویه او را به خاطر کمک نکردن به عثمان در جریان قتلش محکوم کرد؛ اما وی جوابی صریح و دندان شکن داد. ابو طفیل گفت: چرا خود با مردانى از شام او را یارى نکردى؟ معاویه گفت: آیا ندیدى که براى خونخواهى او قیام کردم. ابوطفیل خندید و گفت: آرى، کار من و تو همچون سخن عبید بن ابرص است که گفت: نبینم بعد از مرگ براى من اظهار پشیمانى کنى، در صورتى که در زندگى‌ام چیزى به من ندادى.[ دینوری، امامت و سیاست (تاریخ خلفاء)، ترجمه سید ناصر طباطبایى، تهران، ققنوس، ص 211 و
212

                                                                                  حالات دیگر او

ابوطفیل در قیام عاشورا حضور نداشت. در سال شصت و پنج هجری به سبب این که با ابن زبیر بیعت نکرد به همراه محمد بن حنفیه و چند تن دیگر در شعب بنی‌هاشم زندانی شد و تا زمان قیام مختار ثقفی در آن جا در حبس بود. بعد از قیام مختار، ابوطفیل به کوفه رفت و جریان خود و محمد بن حنفیه را بیان نمود که مختار موجبات آزادی آنان را فراهم کرد. (ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و اندیشه، 1374ش، ج5، ص 220] او در قیام مختار شرکت داشته و پرچمدار سپاه نیز بوده است. وی همواره می‌گفت: از هفتاد تن جز من کسى نمانده و این شعر را مى‌خواند:

و بقیت سهما فی الکنانة واحدا -- سیرمى به او یکسر السهم کاسره‌

من به عنوان یک تیر در قبیله کنانه باقى مانده‌ام، و آن هم بزودى به سمت دشمن پرتاب خواهد شد و یا آن که خود خواهد شکست. و پیوسته این شعر را مى‌خواند:

                              و انّ لاهل الحق لا بد دولة__ على النّاس إیّاها أرجّى و ارقب‌

و به یقین پیروان حق ناگزیر، بر مردم حکومت خواهند کرد و من امیدوار و منتظر آن هستم.[شریف قرشی،باقر،تحلیلی از زندگانی امام سجاد علیه السلام،ترجمه محمد رضا عطائی،مشهد، آستان قدس رضوی،1372،ج2،ص 559ب

عد از ماجرای مختار و کشته شدن او، ابو طفیل وارد سپاه محمد بن اشعث شد و در قیام ابن اشعث شرکت کرد. در این قیام، وی نخستین کسی بود که در میان سپاه بر ضد حجاج سخن گفت و او را از سمتش خلع کرده بود. او در میان سپاه می‌گفت: این (حجاج) دشمن خدا را خلع کنید و با امیر عبدالرحمان بیعت نمایید. مردم نیز از هر سو بانگ برآوردند. چنین کنیم. چنین کنیم. پسرش طفیل نیز در همین جنگ کشته شد.

بعد از این جنگ توسط حجاج به زندان افتاد و بعد از آزادی به مکه رفته و تا آخر عمر در آن جا زندگی نمود.

                                                نقل حدیث

ابوطفیل احادیثی از رسول اکرم(ص)  و احادیث فراوانی از اصحاب پیامبر(ص) مانند خدیجه، معاذ بن جبل و ابن مسعود و نیز امام علی(ع) و امام حسن مجتبی(ع) و امام سجاد(ع) روایت کرده است.

همچنین به موجب خبری که در الکافی آمده، از امام باقر(ع) و نیز به استناد خبری که در علل الشرایع قید شده، از امام صادق(ع) حدیث نقل کرده است البته روایات او از امام صادق(ع) پیش از امامت او و در دوران امامت امام باقر(ع) بوده است.

                                                شخصیت ادبی

ابوطفیل مردی سخنور و فصیح بود. نمونه‌ای از سخنان او را که در مجلس معاویه بیان داشته، آورده‌اند. شعر او مانند اشعار عهد جاهلی منسجم و حماسی و غالباً در مفاخره و رثاست بوده و نمونه‌هایی از آن به طور پراکنده در منابع ادبی آمده است.

دیوان او را یک محقق آلمانی همراه با دیوان طرماح بن حکیم طایی به طبع رسانیده و کرنکو هر دو را به انگلیسی ترجمه کرده است.

                                              تک‌نگاری

عبدالعزیز بن یحیی جلودی (د۳۰۲ق) کتابی به نام اخبار ابی‌الطفیل، درباره سرگذشت او تألیف کرده که طیب عشاش تونسی این اثر و اشعار او را در ۳۷ صفحه در حولیات جامعة التونسیة در ۱۹۷۳م به چاپ رسانیده است.

                                              مرگ ابوطفیل

وی تا دوران عمر بن عبدالعزیز را درک نمود.[الزرکلی، پیشین، ج3، ص 256

برخی او را از اصحاب خاص امام سجاد علیه السلام می‌دانند.[- شریف قرشی، پیشین، ج2، ص 559

] در تاریخ دقیق مرگ او اختلاف است. برخی او را متوفای سال صد هجری می‌دانند. برخی سال صد و ده هجری را سال وفاتش دانستند. به هر صورت وی در سن حدود صد سالگی دار فانی را وداع گفت و با مرگ وی، دیگر صحابه پیامبری در قید حیات نبوده است. در پایان شعری از وی آورده می‌شود که بیانی کلی از زندگی خود را بیان می‌دارد: 

               یدعوننی شیخا و قد عشت حقبة - -  و هن من الأزواج نحوی نوازع‌

                و ما شاب رأسی من سنین تتابعت - - علی و لکن شیبتنی الوقائع‌

- او مرا پیرمرد مى‌خواند در حالى که من مدت کوتاهى است که زندگى مى‌کنم و آنان از همسران منند که با من در ستیزند. موهاى سرم از گذشت سالها سفید نشده است، بلکه حوادث و وقایع روزگار مرا پیر کرده است ...

ابوطفیل بسیار زندگیش طولانى شد و او آخرین نفر از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود که جهان را وداع گفت، او خود به این موضوع افتخار مى‌کرد و مى‌گفت: امروز کسى در روى زمین نیست که بگوید: من رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را دیده‌ام جز من که در میان شما مى‌باشم. درباره چهره ظاهری رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، از ابوطفیل نقل شده است: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دارای چهره‌ای سپید و ملیح بود. او نه چاق و نه لاغر بود.
                                                                                         (منابع)

  • آقابزرگ طهرانی، الذریعه.
  • ابن اثیر، الکامل.
  • ابن تعزی بردی، النجوم.
  • ابن حبان، محمد، کتاب الثقات، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۶ق.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
  • ابن عدی جرجانی، عبدالله، الکامل فی ضعفاء الرجل، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
  • ابن کثیر، البدایه.
  • ابواسحاق شیرازی، طبقات الفقها، به کوشش احسان عباس، بیرون، ۱۴۰۰ ق/۱۹۷۹م.
  • ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ۱۲۸۵ق.
  • امین، محسن، اعیان الشیعه، به کوشش حسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۰ق/۱۹۷۰م.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۴۰۰ ق/۱۹۷۹م.
  • تستری، محمد تقی، قاموس الرجال، تهران، ۱۳۸۲ ق/ ۱۹۶۲ م.
  • خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق.
  • خلیفه بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۷م.

زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۸۹م.

طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجل، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ۱۳۴۸ش.

  • قاضی، وداد، الکیسانیه فی التاریخ و الأدب، بیروت، ۱۹۷۴م.
  • کاظمی، عبدالنبی، تکملة الرجال، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، مطبعه الآداب.
  • مرزبانی، محمد بن عمران، اخبار شعراء الشیعه، تلخیص محسن امین، به کوشش محمد هادی امینی، نجف، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۸م.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت،‌دار صادر.
  •  دایره المعارف بزرگ اسلامی و
    دانشکده پزوهش باقرالعلوم علیه السلام  و  (ویکی شیعه)   و  (ویکی فقه)  و اسناد فراوان دیگر