223 - درجات بعضی از اصحاب. . بریده حامی ولایت و نمازگزار به حضرت زهراء (12)
6 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان



                                        ابو تراب  بریده  بن حصیب اسلمی حامی ولایت و نمازگزار به  حضرت زهراء علیه السلام
                                               

با مطالعه حالات و سرگذشت این مردان بزرگ . متوجه می شویم که در راه ولایت امیرمومنان علیه السلام متحمل چه زحماتی شده و چگونه برای حفظ آن عاشقانه جانفشانی کرده اند که یکی از آنها  بریده اسلمی است  بطور خلاصه قسمتهائی از حالات او را   ذیلا مطالعه نمائید.

     نسب

نام پدر بریده  در بیشتر منابع حُصَیب و در برخی از آثار شیعه خَضیب ذکر شده است. وی رئیس قبیله اَسْلَم بن اَفْصی بوده است. برای او کنیه‌های مختلفی از قبیل ابا عبد الله، أبا سهل، أبا الحصیب و أبا ساسان گفته‌اند که مشهورترین آن اباعبدالله است.

                                                             در عصر پیامبر صلی الله علیه وآله

موقعي کهرسول خدا صلي الله عليه و آلهدر زمان هجرت عازم مدينه بود به محلي به نام «غميم» رسيد در آن جا بريده و حدود هشتاد نفر از همراهانش به پيامبر اسلام ايمان آورده و نماز عشاء را بهامامت پيامبر خدا صلي الله عليه و آلهبه جاي آوردند.

بريده در وطن خود (نزديک مدينه) ماند و پس از جنگ اُحد به مدينه آمد و در جنگ خيبر و فتح مکه و ساير غزوات شرکت جست و نيز در صلح حديبيه و بيعت رضوان حضور داشت. او در شهر مدينه ساکن شد؛ اما پس از فتح بصره، به آن جا نقل مکان کرد و در آن جا سکنا گزيد. رک: اسد الغابه، ج 1، ص 175؛ الاصابه، ج 1، ص 286؛ تهذيب التهذيب، ج 1، ص 452.).

در سال نهم هجرت، یک بار برای گرفتن خراج از اَسلَم و غِفار فرستاده شد، و بار دیگر برای دعوت آنان، که به غزوه تبوک بپیوندند.
وی از پیامبر حدیث نقل کرده و ابوداوود صاحب مسند، از او روایت کرده است. فرزندش عبدالله بن بریده، و نوادگانش اوس بن عبدالله و سهل بن عبدالله نیز از او روایت کرده اند.                     
                                                                                   در عصر خلفاء

                                                             بريده و اعتراض به خلافت ابوبکر

هنگامي کهاميرالمؤمنين علي عليه السلاممشغول غسل و کفنپيکر مطهر رسول خدا صلي الله عليه و آلهبود،جمعي در سقيفه بني ساعده اجتماع کردند و با ابوبکر بيعت کردند. «بريدة بن حصيب» در آن روز در مدينه نبود (چون از پرچم داران سپاه اسامه در بيرون شهر بود)شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص 160.

به محض ورود به شهر با خبر شد که مردم با ابوبکر بيعت کرده و او را به جانشينيپيامبر صلي الله عليه و آلهبرگزيده اند. فوراً به منزل «عمران بن حصين» رفت و به او گفت:

اي عمران، ديدي مردم آن چه ازپيامبر خدا صلي الله عليه و آلهدربارهعلي عليه السلامدر باغ و بستانِ بني فلان از انصار شنيده بودند، چه زود فراموش کردند! آيا يادت هست که در آن باغ هر کس وارد مي شد و بهرسول خدا صلي الله عليه و آلهسلام مي کرد، حضرت پس از جواب سلام، به او مي فرمود:

«سلّم علي اميرالمؤمنين، علي بن أبي طالب؛ بر علي بن ابي طالب که امير مؤمنان است، سلام کن.»

همه سلام کردند و کسي جز «عمر بن خطاب» اعتراض نکرد که:

آيا اين سلام برعلي عليه السلامبه عنوان اميرالمؤمنين به دستور خداست يا به دستور رسول خدا؟

پيامبر خدا صلي الله عليه و آلهفرمود:

«بل من اللَّه و من رسوله؛ اين دستور هم از جانب خداست و هم از جانب رسول خداست.» اي عمران، آيا اين داستان را به ياد داري؟

عمران گفت:  آري چنين روزي را به ياد دارم.

بريده گفت: پس اکنون برخيز با هم نزد ابوبکر برويم و سؤال کنيم: آيا پس از اين داستان، خبر و دستور جديدي ازپيامبر صلي الله عليه و آلهشنيده است که ما از آن بي خبريم؟ چرا که اگر او خبري را نشنيده باشد، به پيامبر دروغ نمي بندد و به ما نيز دروغ نمي گويد.

بريده و عمران با هم نزد ابوبکر رفتند و موضوع سلام براميرالمؤمنين علي عليه السلامدر باغ يکي از انصار را يادآور شدند و گفتند:

در آن روز خودت بهعلي عليه السلامبه عنوان اميرالمؤمنين سلام کردي، ديگر سزاوار نيست کس ديگري بر او امارت و حکومت کند! آيا بعد از آن، دستور جديدي از پيامبر شنيده اي که ما از آن بي خبريم؟ابوبکر تصديق کرد که آن روز را به ياد مي آورم.

بريده گفت: بنابراين چگونه کسي سزاوار حکومت بر اميرالمؤمنين است با اين کهپيامبر خدا صلي الله عليه و آلهاو را امير بر مؤمنان قرار داده است؟

ابوبکر گفت: راست مي گوييد، اما مسلمانان مرا انتخاب و با من بيعت کرده اند و من هم از رأي آنها پيروي مي کنم.

بُريده گفت: «و اللَّه ما ذلک لک و لا للمسلمين خلافرسول اللَّه صلي الله عليه و آله؛ نه، سوگند به خدا براي شما و ديگر مسلمانان سزاوار نيست که با پيامبر مخالفت کنيد، بايد امامت و ولايت را بهعلي بن ابي طالبعليه السلامواگذار کنيد.»

چون سخن به اين جا رسيد، ابوبکر گفت: بايد با عمر در اين باره مذاکره کنيموقتي عمر آمد، گفت [درست است، اما]:

«لا يجتمع النبوة و الملک في اهل بيت واحد؛ هيچ گاه نبوت و سلطنت در يک خانواده جمع نمي شود!»

بريده که مردي دانا و پرجرأت در گفتار بود، گفت:  اي عمر، چرا بر خلاف منطق قرآن سخن مي گويي؟ مگر نمي داني خداوند اين ادعاي تو را اشتباه و خطا خوانده و مي فرمايد:  «أَم يَحسُدونَ الناسُ علي ما آتاهُمُ اللَّه مِن فَضْلِه فَقَد آتَيْنَا آلَ إبْراهِيمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَيْناهُم مُّلْکاً عَظِيماً»  [نساء 4، آيه 54 «آيا مردم حسد مي ورزند که خداوند از فضل خويش به آنان(پيامبران) عطا فرمايد؟! همانا ما به خاندان ابراهيم کتاب و دانش و نيز حکومت بزرگي عطا کرديم».]

                                                در عصر مولای متقیان علی علیه السلام

بريده پس از رحلترسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آلههمواره از ارادتمندان و حامياناميرالمؤمنين علي عليه السلامو خاندان رسالت بود، و پس از قتل عثمان در زمره کساني که باحضرت علي عليه السلامتا پاي جان بيعت کردند قرار گرفت       [الجمل، ص 104.

                                                     شرکت بريده در تجهيز فاطمه

بريده در تمام شرايط طاقت فرسايي که پس از رحلت پيامبر اسلام برعلي بن ابي طالب عليه السلامو اولاد معصومش گذشت، ثابت قدم ماند و از حمايت و فداکاري لازم دريغ نکرد و حتي در نماز بر جنازهفاطمه زهرا عليها السلامو دفن پيکر مطهر آنحضرت عليها السلامکه مخفيانه و محرمانه انجام شد، شرکت کرده است.

علامه مجلسي از «روضة الواعظين» نقل مي کند که:

وقتيفاطمه زهرا عليها السلامدر بستر بيماري قرار گرفت بهعلي عليه السلاموصيّت کرد که جنازه او را شبانه غسل داده و نماز بخواند و شبانه به خاک بسپارد و هيچ کس از افرادي که به او ظلم کرده اند بر جنازه اش حاضر نشوند. چون فاطمه عليها السلام از دنيا رفت تمام اهل مدينه گريستند و صداي ضجه و ناله زنان بني هاشم خانه فاطمه را فرا گرفته بود و همه منتظر شرکت در تشييع جنازه يادگار پيامبر بودند؛ اما ابوذر از خانهعلي عليه السلامبيرون آمد و اعلام کرد همه بروند، تشييع جنازهدختر پيامبر عليها السلامبه تأخير افتاده است. همه مردم به خانه هاي خود رفتند تا فردا صبح براي تشييع جنازه و نماز و دفن حاضر شوند. اما پس از گذشت پاسي از شب که همه چشم ها به خواب رفت،امير مؤمنان عليه السلامطبق وصيتفاطمه عليها السلامبا جمع اندکي بر جنازه مطهرش نماز خواند و محرمانه جنازه آن مظلومه تاريخ را به خاک سپرد، تشييع کنندگان و نمازگزاران و همراهانعلي عليه السلامعبارت بودند از:

عمار ياسر، مقداد، ابوذر،امام حسن و امام حسين عليهماالسلام، سلمان، زبير، عقيل، بريدة بن حصيب اسلمي و تعدادي از بني هاشم و خواص آنان.

امام علي عليه السلامتعداد هفت قبر در اطراف قبرفاطمه عليها السلامدرست کرد تا قبر او شناخته نشود.و برخ ي از خواص گفته اند:

قبر فاطمه را با زمين هموار کرد تا شناخته نشو د  [ الجمل ص 194

آري بريده نيز چون سلمان و ابوذر و مقداد از محارم اسرار خاندانپيامبر صلي الله عليه و آلهبود.

ریدة اسلمی پس از درگذشت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم به هواداری علی علیه السّلام از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید. (قاموس الرجال، تستری، ج۲، ص۲۸۷ـ۲۸۸،   قاموس الرجال، تستری، ج۲، ص۲۹۱.


                                                                                               شکايتي که سبب حب علي شد

ابن ابي الحديد از بريده نقل مي کند:

رسول خدا صلي الله عليه و آله،حضرت علي عليه السلامرا در سريه اي  ريه: عبارت از گروهي است که بدون پيامبرصلي الله عليه و آلهبه جانب دشمن مي رفتند.)

و «خالد بن وليد» را در سريه ديگري قرار داد و هر دو سريه را به جانب يمن اعزام نمود و به هر دو سريه فرمود:

اگر شما دو گروه با هم جمع شديد، فرمانده کل هر دو گروهعلي بن ابي طالباست، اما اگر از هم جدا بوديد، فرماندهي يکي از آن گروه باعلي عليه السلامو ديگري با خالد است؛

اما چون در يمن همه در قالب يک سپاه در آمدند، فرماندهي سپاه راعلي عليه السلامبه عهده گرفت و پس از پيروزي بر اهل يمن و به دست آوردن غنايم جنگي از اموال و اسيران، در اين ميانحضرت علي عليه السلاماز غنايم جنگي جاريه اي را براي خود برداشت. «خالد بن وليد» چون از اين کار ناراحت گرديد به چهار نفر از جمله «بريده اسلمي» که همراه آن سپاه بود، گفت:

شما به نزدرسول خدا صلي الله عليه و آلهبرويد و اين موضوع را به عرض او برسانيد و بگوييد:علي عليه السلامچنين کرد.

پس از بازگشت سپاه از يمن، بريده و همراهان زودتر از همه خدمترسول خدا صلي الله عليه و آلهرسيدند، يکي از آنها عرض کرد:

علي عليه السلامچنين و چنان کرد و از غنايم، جاريه اي براي خود برداشته است!

حضرت چون واقف به شأن علي بود و مي دانست هرگز علي مرتکب خلاف نمي شود، لذا از آن شخص معترض روي برتافت، و ديگري پيش آمد باز همين موضوع را تکرار کرد و حضرت از او نيز روي برتافت، در آخر بريده جلو آمد و گفت: علي عليه السلامچنين و چنان کرد و از غنايم يمن، جاريه اي براي خود برداشت.

حضرت در اين نوبت به غضب رفت به طوري که رنگ صورتش سرخ گرديد و فرمود: ( ادعوا لي علياً - يکرّرها - إنّ علياً مني و أنا مِن علي، و إنّ حظّه في الخمس أکثر مما أخذ، و هو وليُّ کلِّ مؤمنٍ من بعدي)؛

علي را بياوريد (چندين بار تکرار کرد)

بعد فرمود: همانا علي از من است و من از علي و همانا سهم او از خمس غنايم، بيش از آن است که او برداشته، و او پيشوا و وليّ هر مؤمني بعد از من است.[بحارالانوار، ج 40، ص 83.).

                                                                                             (   وفات  )

وي در فتح خراسان و ديگر شهرهاي ايران در زمان خلافت عثمان جزو مجاهدان سپاه اسلام بود و پس از گسترش اسلام به تمام نواحي ايران،

 وی با ربیع بن زیاد جزو پنجاه هزار تنی بود که در ۵۱ به فرمان زیادبن ابیه همراه خانواده خود از بصره و کوفه به خراسان کوچیدند. وی  در خراسان جنگید و در مرو اقامت کرد و همانجا، در زمان فرمانروایی یزید بن معاویه (۶۰ـ۶۴)، درگذشت به نوشته ابن حجر عسقلانی  وی در سال ۶۳ درگذشته است  (الاصابة فی تمییزالصحابة، ابن حَجَر عسقلانی ج۱، ص۱۴۶.).

. و فرزندانش نيز در مرو ماندگار شدند(..

                                                                                     منابع 

1 -  ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، چاپ محمدابراهیم بنا و محمداحمد عاشور، قاهره ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
2 -  ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۹۹ـ۱۴۰۲/۱۹۷۹ـ۱۹۸۲.
3 -  ابن حجر عسقلانی، کتاب الاصابة فی تمییزالصحابة، مصر۱۳۲۸.
4 -  ابن سعد، کتاب الطبقات الکبیر، چاپ ادوارد سخو، لیدن ۱۳۳۱ـ۱۳۴۷/ ۱۹۰۴ـ۱۹۴۰، ج۴، قسم۱، ص۱۷۸ـ۱۷۹.
5 -  احمد بن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، چاپ صلاح الدین منجد، قاهره۱۹۵۶.
6 -  محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل والملوک، چاپ دخویه و دیگران، لیدن۱۸۷۹ـ۱۹۰۱، سلسله اول، ص۱۳، ۱۵۷۹، سلسله سوم، ص۲۳۴۸ـ۲۳۴۹، ۲۳۷۱، ۲۵۳۹.
7 -  یحیی بن شرف نووی، تهذیب الاسماء واللغات، تهران، بی تا، قسم ۱، جزء۱، ص۱۳۳.
8 -  L. Caetani، Annali dell'Islam، Milano ۱۹۰۵-۱۹۲۶، index
9 -  ابن قتیبه، کتاب عیون الاخبار، بیروت، بی تا.
10 -  محمدتقی تستری، قاموس الرجال، قم۱۴۱۰ـ۱۴۱۵.
11 -  محمدبن عمر کشّی، اختیار معرفة الرجال، تلخیص محمد بن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ ش.
12 -  عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، چاپ سنگی نجف ۱۳۴۹ـ۱۳۵۲.                                                    

13 -  تهذيب التهذيب، ج 1، ص 452

14- الجمل، ص 104.

 5 1 - شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص 160

16 -  نساء 4، آيه 54 «آيا مردم حسد مي ورزند که خداوند از فضل خويش به آنان(پيامبران) عطا فرمايد؟! همانا ما به خاندان ابراهيم کتاب و دانش و نيز حکومت بزرگي عطا کرديم».

17 - سريه: عبارت از گروهي است که بدون پيامبرصلي الله عليه و آلهبه جانب دشمن مي رفتند.

18  - بحارالانوار، ج 40، ص 83.: کتاب اصحاب امام علی علیه السلام نویسنده: سيد اصغر ناظم  زاده قمي

با استفاده از سایت تخصصی (ابو تراب امیرالمومنین علیه السلام  و (ویکی فقه ) و ( ویکی شیعه ) وجز اینها.