222 - درجات بعضی از اصحاب... ابوالهیثم التیهان حامی ولایت (11)
90 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                        ابوالیثم بن تیهان عاشق و مدافع ولایت

نام و نسب

مشهورترین نام او مالک است. برخی نام پدرش را مالک و لقبش را تیهان ذکر کرده و برخی تیهان را نام پدر او دانسته اند. نسب او را به صورت های گوناگونی نقل شده است. در بیشتر منابع از تیره بنی زعور از بنی عبدالاشهل از قبیله اوس دانسته شده است. برخی او را از بلی بن مالک از تیره قضاعه و حلیف بن عبدالاشهل می دانند.

همسر او ملیکه بنت سهل بن زید بن عامر بن عمرو بن جشم بود که اسلام آورد و با رسول خدا بیعت کرد و ابن تیهان از او صاحب فرزند شد

پیش از اسلام

او پیش از اسلام اهلِ توحید و یگانه پرست بود و در دورۀ جاهلیت از بت ها بیزاری می جست. بیزاری از بت ها از ویژگی های زندگی پیش از اسلام ابوالهیثم بوده است. از این رو، گروهی او را موحد می دانستند. وی در سال یازدهم بعثت پس از بازگشت دو تن از خزرجیان از حج، از ظهور دین جدید آگاه شد و اسلام آورد. سپس در بیعت عقبه اول به سال دوازدهم بعثت و عقبه دوم به سال سیزدهم حضور یافت و به عنوان نقیب بنی عبدالاشهل، در شمار یکی از نقبای دوازده گانه پیامبر- صلی الله علیه و اله - شد. بعضی نیز وی را حلیف بنی عبدالاشهل نامیده اند. بر پایه گزارشی، وی نخستین بیعت کننده با پیامبر بود. او در دیدار با ایشان، نگرانی جمعی از یثربیان را که با پذیرش اسلام پیمانشان را با یهودیان شکسته بودند، مطرح کرد و ایشان به او اطمینان داد که با دشمنان آنان دشمن و با دوستانشان دوست باشد.

دو شمشیری ( ذوالسیفین(

وی در همه غزوه ها از جمله بدر و احد شرکت داشت و با دو شمشیر می جنگید. از این رو، وی را ذوالسیفین خواندند. او که از ثروتمندان مدینه بود، در نخلستان خود با گوشت گوسفند و خرمای مرغوب و آب گوارا از پیامبر - صلی الله علیه و اله - و همراهانش که بسیار گرسنه بودند، پذیرایی کرد و همان جا با امامت پیامبر- صلی الله علیه و اله - نماز گزارد. پس از شهادت ابن رواحه در جنگ موته به سال هشتم مسئولیت وی را در نظارت بر امور زراعی و تقسیم خرمای خیبر از سوی پیامبر- صلی الله علیه و اله - عهده دار شد.

                                                        در عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله)

اسلام آوردن ابن تیهان

همانطور که گفتیم ابن تیهان قبل از اسلام موحد و یکتاپرست بود. در زمان ظهور دین اسلام وقتی اخبار محمد به گوشش رسید، اسلام آورد و برادرش نیز

اسلام آورد و در جنگ بدر کشته شد. ابوالهیثم، قبل از اسلام، یعنی در دوره جاهلیت، از شرک و بت پرستی دوری می کرد و همیشه قائل به توحید و یکتاپرستی بود و با «اسعد بن زراره»، جزو اولین کسانی از انصار بودند که در مکه به پیغمبر ایمان آورده و جزو هشت نفری بودند که قبل از قوم خود، در مکه آنحضرت را ملاقات کرد و مسلمان شده و به مدینه برگشت و اسلام خود را آشکار کرد. پیامبر خدا، میان او و «عثمان بن مظعون»، عقد برادری بست،

بعد از هجرت

«ابوالهیثم» در گروه آن دسته از انصاری بود که در هر دو «بیعت عقبه» شرکت و با پیغمبر خدا، دست یاری داد. خود ابن تیهان از شیعیان خالص علی است. همچنین از نقبای دوازده گانه ای است که از میان بیعت کنندگان برای نشر اسلام برگزیده شدند. وی در جنگ های بدر، احد، خندق، موته و دیگر غزوه ها در رکاب پیامبر(ص) حضور یافت و پس از شهادت عبدالله بن رواحه در جنگ موته، پیامبر(ص) ابوالهیثم را به جای او به کار سنجش محصول خرمای خیبر و تأدیه سهم یهودیان از آن محصول برگزید ابوالهیثم از پیامبر(ص) حدیثی را نقل کرده است

                                   داستانی از کرامت پیغمبر اسلام (ص) در خانه او

روزی پیامبر خدا با علی (ع) به خانه ابوالهیثم رفتند. وی به استقبال این بزرگواران آمد و گفت: خیلی دوست داشتم هر وقت کسی چون شما و اصحاب به منزلم می آمدند، چیزی در خانه می داشتم ولی اکنون خانه ام از طعام خالی است و همان طعامی که داشتم، همین الان در میان همسایگان تقسیم کردم. پیامبر فرمود: آری، جبرئیل آنقدر سفارش همسایه را به من کرد که گمان بردم، همسایه از همسایه دیگر ارث می برد. در این حال، آنحضرت به درخت خرمایی که در خانه بود نگاه کرد و فرمود: ای ابوالهیثم، اجازه می دهی از این درخت، ثمری (خرما) بگیرم؟ عرض کرد: این نخل نر است و بار ندارد. پیامبر خدا به علی (ع) فرمود: قدحی آب بیاور. علی (ع)، ظرف آبی آورد. پیغمبر مقداری از آن آب را نوشید و بقیه را روی آن درخت خرما پاشید. در همان حال به بار نشست و رطب تازه آورد. حضرت فرمود: اول به همسایه ها بدهید. و بعد همگی از آن خوردند تا سیر شدند. پیامبر فرمودند: این از نعمت های بهشتی است. این قضیه در کتابهای «اعلام زرکلی،از بحار الانوار: 18/41 و الکنی والالقاب» آمده است. معارف و معاریف)

                                                    در عصر خلفای سه گانه

پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) از مخالفان خلافت ابوبکر بوده و درخواست او را مبنی بر ادامه مأموریتی که پیامبر(ص) در سنجش محصول خرما به او سپرده بود نپذیرفت.

شیخ صدوق، روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل کرده که آنحضرت فرمود: مؤمنانی بودند که بعد از رحلت پیامبر اکرم تغییر نکردند و دین خود را تبدیل ننمودند و لذا دوستی این مؤمنان واجب است و «ابوهیثم تیهان» یکی از آنهاست. (سیمای کارگزاران - ۱ ص/ ۱۲۵) به نقل از «شیخ صدوق»

 در منابعی گفته شده، او در زمان عمربن الخطاب، با چند نفر دیگر برای صلح «فدک»، نزد یهودیان فرستاده شد از وضع حال «ابوالهیثم» در زمان عثمان، اطلاعی در دست نیست. اما بعد از کشته شدن (بنا به نقل از دائره المعارف) او، نامش، جزء کسانی است که تمایل به خلافت علی بن ابیطالب داشته و سرانجام با آنحضرت بیعت کرده و از حامیان ولایت و امامت ایشان بود و می گفت: به درستی که امام ما و ولی ما و وصی رسول خداست. (خلفا ۲/ص ۲۱۶)

                                           نقش ابوالهیثم در دوره خلافت ابوبکر

از نقش ابوالهیثم در دوره خلافت ابوبکر پس از تثبیت حکومت وی گزارشی در دست نیست. تنها خودداری وی از ادامه مسئولیت نظارت بر اراضی خیبر گزارش شده که می توان آن را نتیجه مخالفت با خلافت ابوبکر دانست. او در زمان عمر برای قیمت گذاری اراضی خیبر، از جمله فدک، همراه چند تن از صحابه برگزیده شد. گزارشی از حضور او در جلسات فقه و حدیث امام علی - علیه السّلام - در دست است. از فضل بن شاذان نقل شده است که ابن تیهان از نخستین کسانی بود که [پس از درگذشت پیامبر(ص)] به سوی امام علی(ع) برگشتند. وقتی عمر، در زمان خلافت خود حکم به تبعید یهودیان خیبر داد، ابن تیهان و چند تن دیگر را برای قیمت گذاری دارایی هایشان و از جمله فدک نزد آنان فرستاد

او روایت هایی درباره ثواب سلام و وظایف مشاور، از پیامبر- صلی الله علیه و اله - و خطابه ای را از امام علی- علیه السّلام - نقل کرده است. از جمله روایت هایش، حدیث غدیر است.

                                                  در عصر حضرت علی(علیه السلام (

دفاع از حق امیرمؤمنان علیه السلام

ابوالهیثم در کنار عمار یاسر و سلمان فارسی به دفاع از حق امیرمؤمنان - علیه السّلام - پرداخت و از بیعت با ابوبکر سر باز زد. او را ازجمله ۱۲ مخالف خلافت ابوبکر شمرده اند که در مسجد پیامبر به ابوبکر اعتراض کردند و در دفاع از حقانیت علی- علیه السّلام - سخن گفت. ابوالهیثم با استناد به سخن رسول خدا - صلی الله علیه و اله - که اهل بیت: را همانند ستارگان آسمان دانسته بود، بر حقانیت علی- علیه السّلام - و شایستگی وی برای خلافت تاکید کرد. نیز در خطبه ای موسوم به طالوتیه، روایتگر کلامی از حضرت علی - علیه السّلام - است که در آن، وی از کمی یارانش برای دفاع از حق خود شکوه کرده است.

دعوت به پذیرش ولایت حضرت علی علیه السلام

وی پس از مرگ عثمان همراه عمار یاسر و گروهی دیگر، مردم را به پذیرش ولایت حضرت علی - علیه السّلام - دعوت کرد و از مردم برای ایشان بیعت گرفت و از سوی ایشان برای مذاکره با کسانی که از بیعت اکراه داشتند، انتخاب شد. بر پایه گزارشی، امام او را همراه عمار مسئول بیت المال مدینه کرد. پس از آن که سخنان علی- علیه السّلام - در تهییج مردم مدینه برای مقابله با تهاجم طلحه و زبیر به بصره، با برخورد سرد مردم روبه رو شد، ابوالهیثم از کسانی بود که مردم را به اجابت دعوت امام فراخواندند و برای جبران سستی دیگران، از امام حمایت کردند. طبق سخن شیخ طوسی، ابن تیهان به همراه عمار بن یاسر از مردم برای امام علی(ع) بیعت می گرفتند و می گفتند: با شما بیعت می کنیم بر اطاعت از خدا و سنت پیامبرش، و اگر به آن پایبند نباشیم هیچ طاعت و بیعتی بر گردنتان نداریم، و قرآن امام ما و امام شماست. ابن بابویه او را از یاران امام علی(ع) شمرده است و به همراهی وی با امیرالمؤمنین(ع) در جنگ جمل اشاره شده است.

ابوالهیثم در آغاز جنگ صفین لشکریان عراق را صف آرایی و به جنگ تشویق می کرده است کلینی خطبه ای (خطبه طالوتیه) را طبق نقل او از حضرت علی(ع) آورده است.

                                                     جنگ صفین وشهادت

ابوالهیثم ابن تیهان با امام علی در جنگ جمل شرکت نمود و در جنگ صفین به سال ۳۷ ق. به تنظیم صفوف لشکر امام- علیه السّلام - پرداخت. و پس از شهادت عمار و بر پایه گزارشی دیگر، پس از خطبه امام علی - علیه السّلام - در دعوت به جنگ وشتاب به سوی بهشت، نخستین کسی بود که به میدان رفت و جنگید و به شهادت رسید. پس از شهادتش، امام- علیه السّلام - بر او نماز گزارد و وی را به خاک سپرد. حضرت علی- علیه السّلام - از او در کنار بزرگانی همچون عمار و خزیمه ذوالشهادتین یاد کرده که بر راه حق استوار ماندند این حاکی از جایگاه ممتاز او نزد ایشان است.

او در جنگ صفین  لشگریان عراق را تشویق به جنگ و سپاهیان را صف آرایی کرده است. البته این مطلب را، «ابن ابی الحدید» از «نصر بن مزاحم» در تاریخ آورده است. اگرچه در نسخه های کنونی کتاب او، دیده نمی شود ولی مرثیه ای برای ابوالهیثم در کتاب نصر بن مزاحم، در بین کشته شدگان جنگ صفین، حاکی از افتادگی هایی در نسخه های موجود کتاب می باشد..

شهادت  او در صفین  از اقوالی، چون شیخ عباس قمی و بلاذری و «ابن حجر»، شاهد بر همین مطلب است که او در این پیکار حضور داشته و بعد از عمار یاسر، شهید شده و در کتاب نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲، سخنی از علی بن ابیطالب است که نشان از، حزن و اندوه امام علی است بر مرگ او، که احتمالا سال ۳۸ هـ. ق می باشد. این صحابه بزرگ، از پیامبر حدیث روایت کرده است. و شیخ کلینی نیز، حدیثی به نقل او از حضرت علی آورده و اشعاری به او، نسبت داده اند. در نهج البلاغه علی بن ابی طالب علیه السلام  در خطبه ای از کشته شدن ابن تیهان اظهار تاسف می کند و از نداشتن یارانی به مانند او با این عبارات غصه می خورد.

(:أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُوالشهادتین؟

                                                                       منابع

الاستیعاب: ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ق.)، اسد الغابه: ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م. ۶۳۰ق.)،؛ الاشارات الی معرفة الزیارات: علی بن ابی بکر الهروی (م. ۶۱۱ق.)؛ الاصابه: ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق.)؛ الاختصاص: المفید (م. ۴۱۳ق.) امتاع الاسماع: المقریزی (م. ۸۴۵ق.)، ؛ انساب الاشراف: البلاذری (م. ۲۷۹ق.)،؛ بحار الانوار: المجلسی (م. ۱۱۱۰ق.)، ؛ البدء و التاریخ: المطهر المقدسی (م. ۳۵۵ق.)،؛ البدایة و النهایه: ابن کثیر (م. ۷۷۴ق.)، بیروت، مکتبة المعارف؛ تاریخ ابن خلدون: ابن خلدون (م. ۸۰۸ق.)، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر: الذهبی (م. ۷۴۸ق.) تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک): الطبری (م. ۳۱۰ق.)، تاریخ المدینة المنوره: ابن شبة النمیری (م. ۲۶۲ق.) التحصین: ابن طاووس (م. ۶۶۴ق.)، ؛ الثقات: ابن حبان (م. ۳۵۴ق.) الخصال: الصدوق (م. ۳۸۱ق.)، دلائل النبوه: البیهقی (م. ۴۵۸ق.)،؛ سیر اعلام النبلاء: الذهبی (م. ۷۴۸ق.)، ؛ السیرة النبویه: ابن هشام (م. ۸-۲۱۳ق.)، شذرات الذهب: عبدالحی بن عماد (م. ۱۰۸۹ق.)، شرح نهج البلاغه: ابن ابی الحدید (م. ۶۵۶ق.)، الطبقات الکبری: ابن سعد (م. ۲۳۰ق.)، الطرائف: ابن طاووس (م. ۶۶۴ق.)، الغارات: ابراهیم الثقفی الکوفی (م. ۲۸۳ق.)، الفتوح: ابن اعثم الکوفی (م. ۳۱۴ق.)؛ فتوح البلدان: البلاذری (م. ۲۷۹ق.)؛ الکافی: الکلینی (م. ۳۲۹ق.) کتاب سلیم بن قیس: الهلالی (م. ۷۶ق.) کمال الدین: الصدوق (م. ۳۸۱ق.)، مجمع البحرین: الطریحی (م. ۱۰۸۵ق.)، المحبر: ابن حبیب (م. ۲۴۵ق.)؛ المغازی: الواقدی (م. ۲۰۷ق.)، المناقب: الخوارزمی (م. ۵۶۸ق.)؛ المنتظم: ابن جوزی (م. ۵۹۷ق.)،؛ الولایه: ابن عقدة الکوفی (م. ۳۳۳ق.)؛ الیقین: سید ابن طاووس (م. ۶۶۴ق.)، .

با استفاده از دانشنامه  حوزوی ( ویکی فقه) و دانشنامه مجازی اهلبیت ( ویکی شیعه ) و ویکی پدیا دانشنامه آزاد و( دانشنامه رشد) و سایت  یاران معصومین و وبسایت فرهنگی مذهبی ابن تیهان