221 - درجات بعضی از اصحاب . . خزیمه ذی الشهادتین
14 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

خزیمه شخصیتی که رسولخدا صلی الله علیه و آله شهادت اورا بجای دو نفر پذیرفت

 

 نام، نسب و کنیه

 

 خُزَیمَة بن ثابِت، بن فاکه بن ثَعْلَبَة بن ساعده انصاری، اهل مدینه، از قبیله اوس و طایفه بنی خَطْمَه، از اصحاب پیامبر اسلام(ص) و یاران حضرت علی(ع) بود. مادرش، کبْشَة دختر اَوْس، از بنی ساعده بود. کنیه خزیمه را ابوعماره نوشته اند..از زندگی پیش از اسلام وی خبری در دست نیست.

 

 اسلام آوردن خزیمه

زمان اسلام آوردن وی مورد اختلاف است. برخی اسلام وی را پیش از نبرد بدر(سال دوم هجری) و گروهی پس از آن و پیش از نبرد احد(سال سوم) دانسته اند. او پس از اسلام آوردن به همراه عمیر بن عدی بن خرشه مأمور شکستن بت های قبیله خود شد.

 

 چرا خزیمة بن ثابت به لقب ذوالشهادتین نامیده شد

زیرا در جریان گواهی خواستن بر صحت یک دادوستد، شهادت داد و رسول خدا شهادت او را به منزله شهادت دو شاهد عادل پذیرفت که ظاهراً ناشی از ایمان استوار خزیمه به رسول خدا و اسلام بوده است. این امر موجب موقعیتی بس ارزشمند برای خزیمه شد و مردم مدینه اعم از اوس و خزرج بدین امر افتخار می کردند. مردم اوس می گفتند: «کسی که پیامبر خدا شهادت او را به مثابه شهادت دو نفر قرار داد، از میان ماست.».

 امام صادق علیه السلام در این مورد می فرماید: «حضرت رسول صلی الله علیه و آله روزی از مردِ عربی اسبی خرید. کسانی که با آن حضرت میانه خوبی نداشتند، مرد فروشنده را وسوسه کرده، به او گفتند: اگر این اسب را در بازار بفروشی، به چندین برابر قیمت فعلی از تو می خرند. مرد از این سخن تحریک شده، از روی طمعکاری گفت: آیا بروم و معامله را به هم زده، اسب را پس بگیرم؟ گفتند: نه، چنین مکن؛ ولی هنگامی که پیامبر می خواهد قیمت را به تو بپردازد، بگو من آن را به این مبلغ نفروخته ام؛ بلکه به فلان قیمت به تو داده ام. او شخص نرم خو و صالحی است و آنچه را که ادّعا کنی، از تو خواهد پذیرفت. مرد اسب فروش با این قصد به نزد پیامبر آمد و منکر قیمت قبلی شد. حضرت فرمود: به خدایی که مرا به پیامبری برانگیخته، به همین مبلغ فروخته ای! در این میان خزیمة بن ثابت از راه رسید و از ماجرا سؤال کرد. گفتند: این مرد سخن پیامبر را قبول ندارد. خزیمة خطاب به مرد گفت: ای اعرابی! من شهادت می دهم که تو به همین مبلغ که پیامبر می گوید، این اسب را فروخته ای. اعرابی گفت: هنگام معامله کسی پیش ما نبود! پیامبر صلی الله علیه و آله به خزیمة فرمود: خزیمة! با آنکه تو در هنگام معامله حضور نداشتی، چگونه گواهی می دهی؟ خزیمة گفت: یا رسول اللّه! پدر و مادرم فدای شما باد! ما سخن شما را در امور خیلی مهم و حیاتی مانند: خبر دادن از غیب و خداوند و وحی آسمانی تصدیق کرده، از جان و دل می پذیریم. چگونه در قیمت یک اسب تو را تصدیق نکنیم؟! بعد از این ماجرا، پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت خزیمة را معادل شهادت دو مرد قرار داد و این چنین بود که خزیمة مفتخر به لقب ذو الشهادتین گردید.».

 خزیمة بن ثابت انصاری تنها مردی است که بخاطر صفای باطن و اعتقادات عمیق خویش، از سوی اولین شخص عالم امکان به این لقب نام گرفت و در طول تاریخ تحت همین عنوان درخشش ویژه ای یافت.

 ابو عماره خزیمة بن ثابت انصاری، از بنی خطمه (تیره ای از قبیله اوس و از گروه انصار) است. او که از شجاعان قبیله خود بود، به خاطر پاکی دل و صفای باطن به آیین توحیدی اسلام گروید و در اعتقادات خویش نسبت به ارزشهای الهی در میان خواص اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شهرتی بسزا یافت. او یگانه مردی است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله شهادت و گواهی او را به جای دو شاهد قرار داد و او را به ذو الشهادتین ملّقب نمود. امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز با تجلیل بی نظیر از خزیمة بن ثابت، حزن و اندوه خود را از فقدان این بزرگمرد این گونه ابراز می دارد:

 «أَیْنَ عَمَّارٌ وَأَینَ ابْنُ التَّیِّهانِ وَأَیْنَ ذُو الشَّهادَتَیْنِ وَاَیْنَ نُظَراؤُهُمْ مِنْ اِخْوانِهِمُ الَّذِینَ تَعاقَدُوا عَلَی الْمَنِیَّةِ وَاُبْرِدَ بِرُؤُوسِهِمْ اِلَی الْفَجَرَة؛ کجاست عمار؟ و کجاست ابن تیهان؟

 و کجاست ذو الشّهادتین؟ و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند و سرهایشان را برای ستمگران هدیه فرستادند؟» آنگاه امیر المؤمنین علیه السلام دست خویش را بر محاسن شریفش کشیده، در فراق این یاران مدتی طولانی اشک می ریزد و سپس عادات پسندیده و نیک آنان را بر می شمارد:

 «أوِّهِ عَلَی اِخْوانِیَ الَّذِینَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَاَحْکَمُوهُ وَتَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَاَقَامُوهُ اُحْیَوُا السُّنَّةَ وَاَماتُوا الْبِدْعَةَ دُعُوا لِلْجِهادِ فَاَجَابُوا وَوَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ؛

 دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند [و دستوراتش را به کار بستند]. آنان در واجبات الهی اندیشه کرده، آن را به پای می داشتند. سنّتها را زنده می کردند و بدعتها را از بین می بردند. دعوت به جهاد شدند و آن را پذیرفتند و به رهبر [خود [اطمینان داشتند و [صمیمانه] از او اطاعت کردند.» مبارزه با بت پرستی و محو آثار آن، - کمک در جمع آوری قرآن، حضور در مجلس خاتم بخشی علی علیه السلام، روایت حدیث غدیر، سرافرازی در آزمونهای سخت صدر اسلام، حضور مستمر در صحنه های نبرد حق و باطل (از بدر تا صفین)، پیشتازی در جبهه های فرهنگی کفر و ایمان، درخشش در عرصه هنر، شعر و خطابه، ایستادگی در برابر انحراف رهبری مسلمانان، تربیت فرزندانی محدّث و هنرمند و بالاخره اهدای جان در پیشگاه جانان تحت لوای امیر مؤمنان علی علیه السلام، تنها بخشی از صفحات تاریخ زرّین و صفات زیبای این راد مرد الهی است. جمال الدین مزی، صاحب کتاب ( تهذیب الکمال)، از نظریه پردازان علم رجال و یکی از دانشمندان برجسته اهل سنّت می نویسد:

 «خزیمة بن ثابت، معروف به ذوالشهادتین، در جنگ بدر و احد و سایر صحنه های نبرد در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است. وی در روز فتح مکه در میان پرچمداران لشکر اسلام بود و عَلَم بنی خطمة را با خود حمل می کرد.» به اعتقاد بیش تر مورّخان، خزیمة در تمام نبردهای پیامبر در کنار آن حضرت حضور فعّال داشته است، از جمله در جنگهای بدر، احد، خیبر، موته، فتح مکه. بعد از رحلت رسول اللّه صلی الله علیه و آله نیز در کنار امام علی علیه السلام ماند و با اصحاب جمل و متجاوزان لشکر شام مبارزه کرد. او علاوه بر اینکه سمتهای مختلف نظامی را در این صحنه ها به عهده داشت، از هنر شعر و خطابه نیز بهره جسته، لشکر اسلام را با اشعار و سخنان شیوای خود تشویق می نمود و قوّت قلب می بخشید..

 علاّمه مجلسی از جنگ خیبر، گزارشی را از زبان ابن عباس نقل می کند که در آن نقش مؤثّر خزیمة در جنگ خیبر به وضوح نمایان است. ابن عباس می گوید: «در نبرد خیبر بعد از آنکه لشکر اسلام به پیروزی رسید و نوبت تقسیم غنائم شد، جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده و گفت: «یا محمّد صلی الله علیه و آله! خداوند می فرماید: من در این جنگ جبرئیل را به کمک علی علیه السلام فرستادم تا او را یاری کند. به عزت و جلالم سوگند! علی در این جنگ به سوی کفّار خیبر سنگی پرتاب نکرد، مگر اینکه به همراه آن جبرئیل نیز سنگی به سوی مشرکین پرتاب نمود؛ پس یا محمد! از غنائم خیبر دو سهم به علی بده: یک سهم برای خودش و سهم دیگر برای همراهی جبرئیل با او.».

 در این هنگام خزیمة بن ثابت به پا خاسته، اشعاری را در منقبت و توصیف دلاوریهای علی علیه السلام سرود و برای حاضرین قرائت کرد:

وَکَانَ عَلیٌّ اَرْمَدَ الْعَیْنِ یَبْتَغِیدَوَاءً فَلَمَّا لَمْ یُحِسَّ مُدَاوِیا - شَفَاهُ رَسُولِ اللّه مِنْهُ بِتَفْلِهِ فَبُورِکَ مَرقِیّا وَبُورِکَ رَاقِیا

وَقَالَ سَاُعْطی الرَأیَةَ الْیَوْمَ صَارِهکَمِیّا مُحِبّا لِلرَّسُولِ مُوَالِیا - یُحِبُّ الاِلَهَ وَاَلاْلَهُ یُحِبُّهُ بِهِ یَفْتَحِ اللّهُ الْحُصَونَ الاَوابیا

 «آن گاه که چشم علی ناراحت بود و درد می کرد، او دنبال دوایی می گشت؛ ولی آن را نمی یافت. رسول اللّه با آب دهانش او را شفا داد، آفرین به شفایافته و مرحبا به شفادهنده. پیامبر فرمود: امروز پرچم را به دست دلاورمردی خواهم داد، پهلوانی که عاشق حقیقی رسول اللّه است. او حقیقتا خدا را دوست دارد و خداوند هم او را دوست دارد. خداوند به دست او دژهای محکم را می گشاید

 

 خزیمه در عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله(

خزیمة بن ثابت از مسلمانانی بود که در غزوه بدر و جنگ ها و غزوات پس از آن شرکت کرد. [ابن عبدالبرّ، ج۲، ص۴۴۸؛ ابن اثیر، اُسْد الغابة، ج۲، ص۱۳۳] بنا به روایتی، وی نخستین بار در غزوه احد حضور یافت،[ذهبی، ج۲، ص۴۸۵] - هر چندبعضی از نویسندگان مَغازی نام وی را در شمار یاران پیامبر در غزوۀ احد یاد نکرده اند و گفته شده است که وی پس از غزوۀ احد در غزوات حضور یافت. ( ابن اثیر، اُسْد الغابة، ج۲، ص۱۳۳؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۲، ص ) ۵۷].

 

 نپذیرفتن خلافت خلیفه اول

 برخی از منابع از حضور خزیمه در سقیفه بنی ساعده خبر داده اند. به گزارش این منابع خزیمه در این اجتماع به عنوان اولین سخنران به بیان فضائل انصار پرداخت و از آنها خواست که با مردی بیعت کنند که قریش از وی حساب برده و انصار از آسیبش در امان باشند.. خزیمة بن ثابت، همچون برخی دیگر از اصحاب، پس از رحلت پیامبر اسلام به همراه اکثر بنی هاشم در امر خلافت به علی (علیه السلام ) رجوع کرد و خلافت ابوبکر را نپذیرفت و در این باره با ابوبکر محاجه کرد. خزیمه شهادت داد که پیامبر در روز غدیر خم فرمود، ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه ) و به ولایت و برادری و جانشینی علی(علیه السلام) گواهی داد..

 نام خزیمه در میان ۱۲ نفری ذکر شده است که خلافت ابوبکر را انکار کردند و هر کدام با سخنانی از وی خواستند که از خلافت صرف نظر کند. سخنان خزیمه به ابوبکر چنین نقل شده است: ای ابوبکر! آیا می دانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) گواهی مرا به تنهایی پذیرفت؟ ابوبکر پاسخ داد: بله. خزیمه گفت: پس من گواهی می دهم بخدا که از رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) شنیدم که می گفت: «اهل بیت من میان حق و باطل جدا می کنند، و آنان پیشوایانی هستند که بدانها اقتدا می شود.».

 از سوی دیگر گزارش هایی مبنی بر همکاری وی با ابوبکر در جریان جمع آوری قرآن وجود دارد.. از نقش خزیمه در رویدادهای عصر خلیفه دوم و سوم اطلاعی در دست نیست.

 

 در عصر حضرت علی(علیه السلام)

خزیمه در جریان بیعت با علی (علیه السلام ) در سخنانی او را شایسته ترین برای خلافت، برترین اشخاص از جهت ایمان، داناترین نسبت به خدا، و نزدیکترین به رسول خدا معرفی کرد. وی اشعاری در این باره سرود.

 خزیمة در طول 26 سال که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله زندگانی کرد، لحظه ای از امیر المؤمنین علیه السلام جدا نشد. وی بر اساس پیمانی که در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله، به ویژه در واقعه غدیر با علی علیه السلام بسته بود، همچنان تا آخرین لحظه زندگی ثابت قدم و استوار باقی ماند و در سخت ترین فرازهای تاریخی و در تندبادهای فتنه، خود را نباخت و در وصایت و ولایت امام علی علیه السلام ذرّه ای ترد ید و شک به دلش راه نداد.

 در جلسه ی که بنا به دستور رسولخدا( صلی الله علیه و آله) برای علی علیه السلام به مقام (امیر مومنانی سلام می کردند خزیمة بن ثابت و ابو هیثم بن تیّهان آمده، سلام گفتند. آنان بعد از شنیدن امر پیامبر صلی الله علیه و آله بدون اینکه حرفی بزنند یا سؤالی بکنند، به علی علیه السلام در حضور پیامبر و یاران به عنوان امیر مؤمنان سلام دادند. سپس سایر مسلمانان از مهاجر و انصار آمدند و طبق دستور پیامبر عمل نمودند.».

 در شاهدان جریان ( غدیر ) آمده است خزیمة بن ثابت در ردیف اولین کسانی بود که با شجاعت و صلابت به واقعه غدیر گواهی داد و بر حقانیت علی علیه السلام و خطبه معروف پیامبر در غدیر - تأکید ورزید. البته اظهار عشق و محبت و بیعت خزیمة با جانشین حقیقی پیامبر، به این موارد ختم نمی شود؛ زیرا به شهادت تاریخ، او نه تنها در گفتار و بیعت ظاهری با آن حضرت همراهی می نمود، بلکه از هر فرصت به دست آمده استفاده کرده، ارادت خویش را در عمل اثبات می کرد.

 در جریان شهادت 12 نفر به ولایت علی علیه الام آمده است -هشتمین شخص، جناب خزیمة بن ثابت بود. هنگامی که نوبت به وی رسید، به پا خواسته، گفت: ای مردم! آیا می دانید که رسول خدا شهادت مرا به تنهایی می پذیرفت و پذیرش شهادت من، نیاز به گواهِ دیگری نداشت؟ گفتند: بلی، [همه از این موضوع اطلاع دارند.] سپس افزود: پس شاهد باشید من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «اهل بیت من معیار جدایی حق و باطل هستند. و آنان پیشوایانی هستند که شایستگی پیروی دارند.» من آنچه را که شنیده بودم و می دانستم اعلان کردم. «ما عَلَی الرَّسُولِ اِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِینُ». و سپس دیگران به پا خواسته، سخنان خود را مطرح نمودند.» همچنان که ملاحظه می شود، خزیمة بن ثابت در مبارزه با انحرافات و جریانهای نفاق آمیز، جدّیت تمام داشت و با تمام وجود تلاش می نمود.

در روایت دیگری آمده است که خزیمة این جمله را نیز افزود: «ای مردم! گواهی می دهم که من از پیامبر شنیدم که فرمود: بعد از من، امام شما علی علیه السلام است؛ زیرا او داناترین و دلسوزترین فرد برای امت من می باشد.

 

 خزیمه در جنگ جمل

 وی دردر جنگ جمل (سال ۳۶) نقشی مهم ایفا کرد. درحالی که عمامه ای زرد رنگ بر سر و لباسی سفید بر تن داشت، فرماندهی هزار سوار را به عهده داشت و پرچم نیز در دست وی بود. هنگامی که امام علی(علیه لسلام ) از سران فتنه جمل زبیر، طلحه، عایشه و یعلی بن منیه گلایه کرد، خزیمه از جای برخاسته و آنها را پیمان شکن و غدار و فروتر از امیرالمؤمنین خوانده و شعری در این باره سرود. در هنگام آغاز جنگ نیز با خواندن رجز با رشادت به نبرد پرداخت.

برخی از منابع ضمن تایید حضور خزیمه - از جنگ نکردن یاد کرده اند که با گزارش های موثق دیگر مبنی بر شرکت فعالانه وی در نبرد همخوانی ندارد. زیرا خزیمة بن ثابت یکی از شاخص ترین افراد این گروه بود که داوطلبانه برای تثبیت و استقرار حکومت علوی تلاش می کرد و برای دفع دشمنان و مخالفین امر ولایت، سر از پا نمی شناخت.

منذر بن جارود که از نزدیک شاهد ورود امام علی علیه السلام و لشکریانش به بصره و رویارویی دو لشکر بوده است، بعد از آنکه شاخص ترین یاران امام علیه السلام را توصیف کرد، در مورد حضور خزیمة در جنگ جمل می گوید: «آن گاه دلاور دیگری را دیدم که در صف لشکریان علی علیه السلام نمایان شد. او که لباسی سفید و عمامه ای زرد داشت. شمشیری به گردن آویخته و کمانی را به شانه انداخته بود. او در حالی که بر اسبی اَشْقَر سوار بود و علمی را با خود حمل می کرد، در بین لشکریان آن حضرت برجستگی خاصی داشت. پرسیدم این مرد با این تجهیزات جنگی و اراده ای مصمّم و فولادین، چه نام دارد؟ گفتند: او خزیمة بن ثابت انصاری، معروف به ذو الشهادتین است

 وی همچنین می افزاید: «آن گاه که بنابه عللی امام علی علیه السلام پرچم را از محمد حنفیه باز پس گرفت، خزیمة بن ثابت به محضر امام علی علیه السلام آمد و گفت: یا امیر المؤمنین! امروز در این موقعیت حساس، محمد حنفیه را سرافکنده نفرمایید و همچنان او را پرچمدار لشکر حق باقی بگذارید. حضرت علی علیه السلام خزیمة را دعا کرد و دوباره عَلَم را به دست محمد حنفیّه سپرد.» این قطعات حساس تاریخی در جنگ جمل، نشانگر نقش فوق العاده خزیمة در این صحنه های نبرد حق و باطل بوده است و حاکی از استقامت و پایداری او در جبهه حق و در کنار ولیّ مطلق و مولای متّقیان علی علیه السلام می باشد. عبد الرحمن بن ابی لیلی می گوید: «من در جنگ صفّین حضور داشتم. مردی را دیدم که با محاسن سفید خویش در خطّ مقدّم جنگ حضور یافته است. او در حالی که عمّامه بر سر بسته و نقابی انداخته بود و به غیر از اطراف محاسن سفید او دیده نمی شد، به لشکر معاویه هجوم برده، با شدّت تمام می جنگید. گفتم: ای شیخ! آیا با مسلمانان این چنین مبارزه می کنی؟ او متوجّه من شده نقاب صورتش را کنار زد و به من گفت: من خزیمة بن ثابت انصاری هستم. از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: در کنار علی علیه السلام با تمام کسانی که به جنگ او برخیزند، مبارزه کن

 

شهادت

خزیمه در جنگ صفّین از بزرگان سپاه امام بود. وی که در آن هنگام پیری ریش سپید بود، با ایمان به حقانیت امام علی، سرسختانه با سپاهیان معاویه جنگید و از فریب کاری معاویه سستی به خود راه نداد. در جنگ صفّین، پس از آنکه عمار بن یاسر به شهادت رسید، چون خزیمةبن ثابت از پیامبر روایت کرده است که، عمار بن یاسر به دست گروهی ستمکار کشته خواهد شد به چادر خویش رفت، غسل کرد و سپس به میدان جنگ آمد و چندان نبرد کرد تا به شهادت رسید.

شهادت خزیمةبن ثابت در سال (37] در مرحله ای از جنگ صفّین روی داد که آتش پیکار بسیار شدید شد و به «یوم وقعة الخمیس» معروف گشته است امام علی(علیه السلام ) خزیمة بن ثابت را جزو شهدای صفّین و از برادران خویش یاد کرده که تا آخر بر راه حق پایدار ماندند. بنابراین با توجه به روایات پیشین، اینکه خزیمةبن ثابت در جنگ جمل و در جنگ صفّین تا قبل از شهادت عمار، جنگ نمی کرده است، صحت ندارد

. برخی از راویان گفته اند که خزیمةبن ثابت در زمان عثمان درگذشت و آن کسی که در صفّین حضور داشت، فرد دیگری همنام او بود صحت ندارد زیرا شهادت خزیمة بن ثابت در صفّین، طبق روایات عام و خاص، متواتر است و انکار شهادت خزیمه در صفّین، در واقع تلاشی از سوی معاندان برای بیان این مطلب است که مجاهدان بدر، علی( علیه السلام ) را در صفّین یاری نکرده اند. به علاوه، غالب مورخان همچون خطیب بغدادی و ابن ابی الحدید، گفته اند ذوالشهادتین همان خزیمة بن ثابت است و با استناد به کتب انساب، در میان انصار هیچ مرد دیگری به نام خزیمة بن ثابت نبوده است، این نظر که خزیمه فردی غیر از ذوالشهادتین است، در حقیقت ناشی از تعصب های برخاسته از تبلیغات امویان است. [بن ابی الحدید، ج۱۰، ص۱۰۹؛ - ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۲، ص۲۸۰؛ - امین، ج۶، ص۳۱۷ـ۳۱۸].

 سرودن شعر در مدح علی( علیه السلام)

 خزیمة بن ثابت ذوق شاعری نیز داشت و اشعار بسیاری به او منسوب است. بعضی او را در زمرۀ شعرای شیعه برشمرده اند. خزیمه که در وقایعی چون سقیفه بنی ساعده، جمل و صفّین حاضر بوده، در تفضیل و ستایش امیرالمؤمنین علی( علیه السلام) و حمایت از آن حضرت اشعار فراوانی سروده است.

 

 نتیجه

 از مطالب فوق که قسمت کمی از جریان های خزیمه بود: روشن می شود که او یکی از جان گذشتگان در راه ولایت و امامت بود و در نهایت در جنگ صفین. با دو دستی تقدیم کردن جان خود عشق و از جان گذشتگی خود در راه مولای متقیان علی علیه السلام را. به اثبات رساند و حرفهای کینه توزان - قبل و بعد از شهادتش را - محو و نابود نمود خداوند به او و همرزمانش جزای خیر دهد انشاءالله.

 

منابع

1 - ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۸۷ـ۱۳۸۵/ ۶۷ـ

2 - ۱۹۶۵. ابن اثیر، اُسْد الغابة فی معرفة الصحابة، چاپ محمدابراهیم بنا و محمداحمد عاشور و محمود عبدالوهاب فاید، قاهره ۱۳۹۰ـ۱۳۹۳/۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.

3 - ابن اثیر، الکامل فی التاریخ. - 4 - ابن بابویه، امالی الصدوق، چاپ حسین اعلمی، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰. - 5 - ابن بابویه، کتاب الخصال، صححه و علق علیه: علی اکبر الغفاری، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق. - 6 - ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲. - 7 - ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، چاپ صدقی جمیل عطار، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵. - 8 - ابن سعد (بیروت). ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف ۱۳۷۶/۱۹۵۶.9 - ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲/۱۹۹۲. - 10 - ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵. - 11 - ابن قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۳۸۸/۱۹۶۹. - 12 - ابن کلبی، جمهرةالنسب، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶. - 13 - امین. تستری. ذهبی. طبری، تاریخ (بیروت).

14 - طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵.

15 - نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران ۱۳۷۰. - 16 - محمد بن عمرکشی، اختیار معرفةالرجال المعروف برجال الکشی، (تلخیص) محمدبن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸. - 17 - کلینی. مسعودی، مروج (بیروت). -

 18 - محمدبن محمد مفید، الجمل و النصرة لسیدالعترة فی حرب البصرة، چاپ علی میرشریفی، قم ۱۴۱۶/۱۳۷۴.

19 - مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۹۱۶. - 20 - نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲. - 21 - نووی، محی الدین، تهذیب الاسماء و اللغات، مصر، ادارة الصباعة المنیریة (افست تهران). 22 - علی بن ابی بکر هروی، الاشارات الی معرفة الزیارات، چاپ جانین سوردیل ـ طومین، دمشق ۱۹۵۳ - 23 -. تاریخ یعقوبی، - 24 -.: دانشنامه جهان اسلام - 25 - دانشنامه مجازی اهلبیت ( ویکی شیعه) - 26 - پایگاه اطلاع رسانی حوزه - 27 - دانشنامه حوزوی ( ویکی فقه) - 28 - وسایر منابع و مدارک فراوان دیگر که گنجایش آوردن همه آنها نیست.