219 - درجات چند نفر از اصحاب از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله(مقداد)
60 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


درجات چند نفر از اصحاب از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله منظور از آوردن این مطالب اینست که انسان خود را می تواند به درجات و مقامی ارتقاء دهد و برساندکه مورد توجه خدای متعال می گردد.

پیامبر(ص):خداوند مرا به دوست داشتن ۴ تن دستور داد و مرا خبر داد که خودش آنها را دوست دارد: علی، مقداد، ابوذر، سلمان.الغدیر، ۱۳۹۷ق، ج ۹، ص ۱۱۷.

                                                                     مقداد بن عمرو

                                                                آیاتی در شأن مقداد  

بنابر روایت های اهل بیت(ع)، برخی از آیه های قرآن کریم، در شأن و منزلت برخی اصحاب رسول خدا(ص) و از آن جمله، مقداد نازل شده است. از جمله، آیه ی:

وَالسَّابِقُونَ الأوَّلُونَ مِنَ المُهَاجِرِینَ وَالأنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحسَانٍ رَضِیَ اللهُ عَنهُم وَرَضُوا عَنهُ؛(توبه آیه 100)- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص323. «نخستین کسانی که در اسلام و ایمان پیشی گرفتند، از مهاجر و انصار و دیگر افرادی که از آنان پیروی کردند، خداوند از آنان خشنود و آنان نیز از خداوند راضی اند».

امام صادق(ع) در تفسیر این آیه می فرماید: «این افراد، برجستگانی چون سلمان، مقداد، ابوذر و عمار بودند؛ آنانی که به ولایت امیرمؤمنان، علی(ع ) ایمان آوردند و بر این ولایت، صادق و ثابت ماندند».( کهف(18)،

107.)

آن حضرت همچنین در تفسیر آیه ی «مردمی که به خداوند ایمان آوردند و نیکوکارند، خداوند، باغ های بهشت را جایگاه و محل زندگانی آنان قرار داده است»،محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص327.

فرمود: «این آیه در شأن مقداد، سلمان، عمار و ابوذر نازل شده است».( محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص323.

امام صادق(علیه السلام ) همچنین در تفسیر آیه ی «مؤمنان کسانی اند که وقتی خدا را یاد کنند، دل هایشان ترسان می شود و چون آیه های خدا را بر آنان بخوانند، بر ایمانشان می افزاید و همواره در کارهایشان به خدا توکل می کنند»،( انفال(8)، 2) فرمود: «این آیه در شأن علی(علیه السلام )، ابوذر، سلمان و مقداد نازل شده است».( محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص323.)

حضرت درباره ی آیه ی «آنان که به خدا گرویدند و نیکوکار شدند و به قرآنی که بر محمد(ص) نازل شد که البته برحق و از سوی خداست، ایمان آوردند، خدا از گناهانشان درگذشت و امر دین و دنیایشان را اصلاح کرد و دلشان را شایسته ی نور معرفت گردانید»،(محمد(47)، 2.

فرمود: «این آیه در شأن ابوذر، سلمان، عمار و مقداد نازل شده است که پیمان خود را نشکستد و در ولایت علی(ع) ثابت قدم و استوار ماندند».( توبه( 5-9)،)

در روایت ها، برای مقداد مجموعه ای از فضایل و مناقب را، چون پیشی در اسلام آوردن، هجرت، علم، استقامت، ثبات و جوانمردی، نجابت و... بر شمرده اند. از رسول خدا(ص) نیز سخنانی درباره ی مقداد نقل شده که نشانِ جایگاه و فضایل برجسته ی این صحابی بزرگ است.

روایت شده است که روزی پیامبراعظم(ص) فرمود: «بهشت، مشتاق چهار تن از امت من است». راوی می گوید:

هیبت و شکوه پیامبر، مانع از آن شد که از ایشان بپرسم آن چهار تن کیستند. نزد سه تن از صحابه ی خاص رسول خدا(ص) رفتم و از ایشان خواستم که از حضرت، درباره ی آن چهار تن بپرسند. تنها علی(ع) پذیرفت که در این باره از رسول خدا(ص) بپرسد و فرمود: «سوگند به خدا می پرسم. اگر من میان آن چهار تن باشم، خدا را ستایش می کنم و اگر نباشم، از درگاهش می خواهم که مرا نیز جزو ایشان قرار دهد».

آن گاه نزد پیامبر رفت و عرض کرد: «ای رسول خدا، به من خبر داده اند که فرموده اید بهشت مشتاق چهار تن است. آنان کیستند؟»

رسول اکرم(ص) با دست به امیرمؤمنان، امام علی(ع) اشاره کرد و سه بار فرمود: «به خدا سوگند، تو نخستین ایشان هستی». سپس امیرمؤمنان، علی(ع) پرسید: «آن سه تن دیگر کیستند؟»پیامبر فرمود: «آن سه تن، مقداد، سلمان و ابوذرند».(محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج22، ص331.

همچنین رسول خدا(ص) در روایتی دیگر فرمود: «خداوند، چهارتن از یاران مرا دوست می دارد و مرا به دوستی با آنان فرمان داده و به من گفته است که آنان را دوست بدارم». از حضرت پرسیدند: «آن چهار تن کیستند؟» پیامبر فرمود: «علی بن ابی طالب(ع)، ابوذر، سلمان و مقداد».   

) - احمد بن حنبل، المسند، ج5، ص351.)

                                                                    ایمان مقداد

مقداد از جمله کسانی است که ایمان او را ستوده اند و دوستی با او، از شرایط و نشانه های ایمان به شمار می آید. امام صادق(علیه السلام ) در این باره فرمود: «ایمان، ده مرتبه دارد. مقداد، در مرتبه ی هشتم، ابوذر در مرتبه ی نهم و سلمان در مرتبه ی دهم قرار گرفته اند» محمد باقر مجلسی، حیات القلوب، ج2، ص883

همچنین فرمود: «جایگاه و مقام مقداد، میان امت [پیامبر]، به سان جایگاه «الف» در قرآن است که چیزی به آن نمی چسبد». مرحوم مجلسی ذیل این روایت می نویسد: «شاید مراد آن باشد که مقداد، در برخی ویژگی ها آن چنان ممتاز است که هیچ کس به پایه ی او نمی رسد ((همو، بحارالانوار، ج 22، ص 439 )

                                                         مقداد در کلام پیامبر اعظم(ص(

امام باقر(علیه السلام ) می فرماید    

روزی جابربن عبدالله انصاری از رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) درباره ی سلمان، ابوذر، عمار و مقداد پرسش کرد. پیامبر درباره ی هر یک از آنان مطالبی را فرمود. درباره ی مقداد فرمود: «مقداد از ماست. خداوند با دشمن او دشمن است و با دوست او دوست است». سپس جابر از پیامبر خدا درباره ی علی(علیه السلام) و فرزندان ایشان، امام حسن و امام حسین(علیه السلام) و نیز دخت گرامی حضرت، فاطمه(سلام الله علیها) پرسید. رسول خدا( صلی الله علیم و آله ) درباره ی هر یک از ایشان مطالبی را بیان کرد و در ادامه فرمود: «من با کسانی که با علی(علیه السلام)، حسن(علیه السلام)، حسین(علیه السلام)، فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها)، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار مبارزه کنند، می جنگم و کسانی را که به آنان علاقه دارند، دوست می دارم. ای جابر، هرگاه خواستی دعا کنی و [امید داشتی] دعایت پذیرفته شود، خدا را به نام ایشان بخوان؛ زیرا این نام ها، عزیزترین نام ها در پیشگاه خداوندند».(57 محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج22، ص341  

                                                              (  وفات مقداد   )

بنا به گفته ی تاریخ نویسان، مقداد در سال 33 هجری در جُرف(مکانی در یک فرسخی مدینه به سوی شام) از دنیا رفت. وی هنگام وفات، هفتاد سال داشت.( - عباس بن محمد رضا قمی، منتهی الآمال، تحقیق صادق حسن زاده، ج1، ص87.) بر این پایه، وی در سال شانزده عام الفیل، یعنی 34 سال پیش از بعثت رسول خدا(ص) زاده شده است. مقداد هنگام هجرت، حدود 37 سال داشته و زمان رحلت رسول خدا(ص) 47 ساله بوده است. وقتی مقداد رحلت کرد، مردم جنازه ی او را از جُرف تا مدینه تشییع کردند. بنابر وصیت او، عمار بر جنازه اش نماز خواند(احمد بن محمد بن واضح الیعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ترجمه ی محمدابراهیم آیتی، ج2، ص172. و پس از آن، پیکر پاکش را در قبرستان بقیع به خاک سپردند.( محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج3، ص163 برخی معتقدند قبر او در منطقه ی «شهروان» بغداد است، ولی این گفته درست نیست.   

                                                               منابع و مدارک   

: کلینی، اصول کافی،     

 مجلسی، بحار الانوار، بیروت، ج۲۲، ص۳۴۵.

 عاملی، سلمان فارسی، ۱۳۷۵ش، ص۳۲

بلاذری، انساب الاشراف، بیروت، ج۱،ص    ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، ج۴، ص۶۲.    حلبی، السیره الحلبیه، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص 167

 طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۴ ، ص۴۱.    نک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰.

نوری، نفس الرحمن فی فضائل سلمان، قم، ص۱۴۸.   عسکری، عبدالله بن سبا، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۴۵  مدنی، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، بیروت، ص۲۱۵.   سلمان فارسی استاندار مداین، ابن ابی همسر و فرزندان سلمان نک: صادقی اردستانی، ۱۳۷۶ش، ۳۷۷-۳۹۰.

مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص ۳۴۱     ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، ج۴، ص۶۲.    : ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۱، ص۴۰۸-۴۲۴.بلاذری، انساب الاشراف، بیروت، ص۱۲۳؛

شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ص۳۶۱   کشی، اختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۴ق، ج ص۵۴.1

:سیدنژاد، سیدرضی؛ (1389)، اسوه های جاویدان

سیری در زندگانی اصحاب وفادار پیامبر اکرم(ص)، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره

محمد محمدی اشتهاردی.

دانشنامه اسلامی موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام

راسخون. و منابع دیگر.