217 - درجات بعضی ازاصحاب. . .بلال مردی که سینش بجای شین مورد قبول خداوند قرار گرفت(6)
52 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                 بلال مردی که سینش بجای شین مورد قبول خداوند قرار گرفت

این شخص سیاه چهره و برده زاده در ظاهر اما وجودش غرق در نور در عالم معنی غلام امیة بن خلف وزجرکشیده و زیر سنگین ترین سنگ. روی شین های تفتیده مکه خوابانده و کتک خورده و مزه تلخ انواع و اقسام عذاب های بدنی کشیده و کسی که اولین اذان گوی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و پس از فراگیری دین اسلام جزیره العرب را چون مردم زیاد به دیدن آن حضرت می آمدند - بخاطر لکنت زبان و گفتن (اسهد) بجای (اشهد) اصحاب به پیامبر پیشنهاد کردند او را عزل نموده و شخص صحیح القرائه نصب نماید. جضرت قبول نمودند جبرئیل امین نازل شد و گفت یا محمد خدا می فرماید ( سین اسهد) بلال بجای ( اشهد) بمن قبول است (حق نداری او را کنار گذاری). (منتهی الآمال، محدث قمی (م۱۳۵۹ هـ)، دلیل، قم، چاپ اول ۱۳۷۹ ش، ص)۲۹۲).

امتیازات و فضایل این عاشق جان به کف رسالت و شهادت - در روایات زیاد آمده است که ذیلا قسمتی از آنها را بطور خیلی فشرده و مختصر به عرض عزیزان می رسانم.

                                      آیاتی شامل حال  بلال و هم مسلکانش

بنا یه گزارش مفسران، آیات گوناگون در شان بلال و یارانش مانند سلمان و اباذر و خبااب ابن ارت  و مانند اینها - نازل شده است که عبارتند از: -  بقره آیه ۲۱۲، - نساء ۶۹، - انعام ۵۲، - انفال ۷۴، - نحل ۴۱، - ۱۰۶-۱۱۰ - اسراء، ۱۹، ۲۱، ۲۸.،- کهف ۲۸، - مؤمنون ۱۱۰، فرقان ۲۰  - ،شوری ۱۸، - احقاف ۱۱، -حجرات ۱۱ - مطففین ۲۹.

لطفا به مدارک ارائه شده مراجعه نمائید تا مطلب روشن شود.

1 - بقره/سوره۲، آیه۲۱۲.

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۸۱.

قرطبی (م. ۶۷۱ق)، تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۲۹.

2 - نساء/سوره۴، آیه۶۹.

ابن شهرآشوب (م. ۵۸۸ق)، مناقب آل ابی طالب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق، ج۳، ص۸۷.

3 - انعام/سوره۶، آیه۵۲.واحدی، اسباب النزول، به کوشش کمال بسیونی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق، ص۲۱۹.

طبرسی (م. ۵۴۸ق)، مجمع البیان، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۴۷۲.

4 - انفال/سوره۸، آیه۷۴.

ابن شهرآشوب (م. ۵۸۸ق)، مناقب آل ابی طالب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۵۷.

5 - نحل/سوره۱۶، آیه۴۱.

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۴۶۹.

واحدی، اسباب النزول، به کوشش کمال بسیونی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق، ص۲۸۵.

زمخشری، الکشاف، مصطفی البابی، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۴۳۰.

طبرسی (م. ۵۴۸ق)، مجمع البیان، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق، ج۶، ص۵۹۷.

میبدی (م. ۵۲۰ق)، کشف الاسرار، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ش، ج۵، ص۴۶۲.

6 - اسراء/سوره۱۷، آیه۱۹     7 - اسرا، آیه۲۱  - 8 - اسراء  آیه۲۸

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۵۲۶-۵۲۹.

9 - کهف/سوره۱۸، آیه۲۸.

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۵۸۲.

طبری (م. ۳۱۰ق)، جامع البیان، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۱۵۵.

10 - مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۱۰.

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۱۶۷.

قرطبی (م. ۶۷۱ق)، تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق، ج۱۲، ص۱۵۴.

11 - فرقان/سوره۲۵، آیه۲۰.

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۲۳۰.

قرطبی (م. ۶۷۱ق)، تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق، ج۱۳، ص۱۸.

12 - فرقان/سوره۲۵، آیه 62

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۶۵۲.

سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، بیروت، دار المعرفه، ۱۳۶۵ق، ج۵، ص۳۱۹.

13- صاد/سوره۳۸، آیه۶۲.

14- شوری/سوره۴۲، آیه۱۸.

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۷۶۸.

15 - احقاف/سوره۴۶، آیه۱۱.

اندلسی، ابوحیان، البحر المحیط، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۲ق، ج۹، ص۴۳۷.

16 - حجرات/سوره۴۹، آیه۱۱-۱۳.

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۴، ص۹۴.

زمخشری، الکشاف، مصطفی البابی، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۵۶۶.

مقاتل بن سلیمان (م. ۱۵۰ق)، تفسیر مقاتل بن سلیمان، به کوشش عبدالله محمود شحاته، بیروت، التاریخ العربی، ۱۴۲۳ق، ج۴، ص۹۶.

واحدی، اسباب النزول، به کوشش کمال بسیونی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق، ص۴۱۱.

17 - مطففین/سوره۸۳، آیه۲۹.

طبرسی (م. ۵۴۸ق)، مجمع البیان، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق، ج۱۰، ص۶۹۴.

بیهقی، دلائل النبوه، به کوشش عبد المعطی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۵ق، ج۲،

                                                                  بلال دوستدار اهل بیت


بلال از دوستداران و علاقه مندان
اهل بیت (علیهم‌السّلام) بود. 

التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (علیه‌السلام)، به کوشش ابطحی، قم، مدرسه امام مهدی، ۱۴۰۹ق، ص۹۰.

.روزی با تاخیر به مسجد آمد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم)  علت  آن را جویا شد. او گفت: برای کمک کردن به فاطمه (سلام‌الله‌علیها) رفته بودم که آن حضرت برایش دعا کرد..  او  با شنیدن خبر شهادت یگانه دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) به شدّت گریست. امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) و امام سجاد از او ستایش کردند.امام صادق (علیه‌السّلام) درباره اش فرمود: خدا رحمت کند بلال را که همواره اهل بیت (علیهم‌السّلام) را دوست می‌داشت. ( شیخ مفید، الاختصاص، به کوشش غفاری و زرندی، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ق، ص۷۳.

بلال از راویان حدیث پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) است. بسیاری از صحابه و تابعان از او روایت نقل کرده‌اند. احمد حنبل شماری از احادیثش را در مسند خود جمع آوری کرده است..

ابن حنبل، احمد، مسند احمد، بیروت، دار صادر، ج۷، ص۲۰.  - ابن حنبل، احمد، مسند احمد، بیروت، دار صادر، ج۷، ص۲۶.

روایت مشهوری درباره اذان در منابع امامیه از او نقل شده است.

                                                      تبیر عمر بن خطاب

 عمر بن خطاب از بلال با تعبیر «سیدنا» یاد می کرد طوسی، ابوجعفر، رجال الطوسی، به کوشش قیومی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۵ق، ص۱، ص۱۸۹.

و عبدالله بن عمر او را بهترین «بلال» ها می دانست. ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۷۸.

عبدالله بن عمر درباره اش گفت: بلالِ رسول الله بهترین بلالهاست،

                                                      

                                                                    بلال و ارتباط با اهل بیت


با این حال بسیار فروتن بود. هرگاه در حضور وی از فضایلش یاد می‌شد با فروتنی می‌گفت: من همان حبشی هستم که تا دیروز برده بودم.
به ندرت اشعاری به زبان عربی و حتی چند بیت حبشی در مدح رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) از بلال نقل شده است.ƒ

  بلال دوستدار اهل بیت: بود.             

( شیخ مفید، الاختصاص، به کوشش غفاری و زرندی، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ق، ص۷۳.

به همین سبب، نزد شیعیان و دانشوران شیعه جایگاهی برجسته دارد و منابع شیعی او را ممدوح دانسته‌اند .

(حر عاملی (م. ۱۱۰۴ق)، وسائل الشیعه، قم، آل البیت (علیهم‌السلام)، ۱۴۱۲ق، ج۳۰، ص۳۲۶.

او در برگزاری جشن ازدواج حضرت علی (علیه‌السّلام) و فاطمه (سلام‌الله‌علیها) نقشی اثرگذار داشت و به خواست پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) عطر و مواد خوشبوی لازم برای جهیزیه حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و طعام جشن ازدواج را فراهم کرد

.او علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) را بسیار ارج می‌گذاشت، به گونه‌ای که از سوی برخی مخالفان سرزنش می‌شد.(التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (علیه‌السلام)، به کوشش ابطحی، قم، مدرسه امام مهدی، ۱۴۰۹ق، ص۶۲۳.وی به خانه امام علی (علیه‌السّلام) رفت و آمد داشت (ابن‌ بابویه‌، محمد، الامالی صدوق، قم‌، ۳۶۲ش‌، ص۷۳۴.و به پاس یاری رساندن به فاطمه (سلام‌الله‌علیها) از دعای خیر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) برخوردار شد..ابی الفراس (م. ۶۰۵ق)، تنبیه الخواطر (مجموعه ورام)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۸ش، ج۲، ص۵۴۹.  به سبب همین ارادت بود که در پی شهادت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) فریاد اندوه برآورد.سیدعلی بن معصوم، الدرجات الرفیعه، به کوشش بحر العلوم، قم، بصیرتی، ۱۳۹۷ق، ص۳۶۶.امام علی(علیه‌السّلام) بلال را پیشگام حبشیان. ابن بابویه، محمد بن علی، خصال صدوق، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۱۲.و امام سجاد (علیه‌السّلام) او را از بهترین اصحاب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) شمرد.(التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (علیه‌السلام)، به کوشش ابطحی، قم، مدرسه امام مهدی، ۱۴۰۹ق، ص۶۲۳. امام صادق (علیه‌السّلام) او را عبد صالح نامبرد ( طوسی، اختیار معرفة الرجال، به کوشش میرداماد و رجایی، قم، آل البیت (علیهم‌السلام)، ۱۴۰۴ق، ص۱۹۱.و نخستین وارد شونده به بهشت خواند و برایش طلب رحمت کرد. (طوسی‌، محمد، تهذیب الاحکام، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۲۸۴( شیخ مفید، الاختصاص، به کوشش غفاری و زرندی، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ق، ص۷۳..)  


                                          جایگاه بلال نزد امامان شیعه


بلال نزد امامان شیعه  و اصحاب ایشان از پایگاهی بلند برخوردار است. ( - کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ۳۴۸ش، ج۱، ص۹

امام علی (علیه السلام) او را از جمله برگزیدگان اصحاب پیامبر ( التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (علیه السلام)، به کوشش ابطحی، قم، مدرسه امام مهدی، ۱۴۰۹ق، ص۲۱.

(صلی الله علیه و آله وسلم) و از جمله سابقان در اسلام دانسته اند و در دیوان منسوب به امام، در ابیاتی از بلال و اذان گویی او یاد شده است.. (دیوان امام علی (علیه السلام) ، قم، ۳۶۹ش. ) گفته اند: با آنکه بلال آزاد شده ابوبکر بود، ولی امام علی (علیه السلام) را بسیار دوست می داشت و گویا در این باره سرزنش هایی هم شنیده است. ( التفسیر المنسوب الی الامام العسکری (علیه السلام)، به کوشش ابطحی، قم، مدرسه امام مهدی، ۱۴۰۹ق، ص۲۱-۲۲.

بلال از نخستین کسانی بود که اسلام را پذیرفت و در این راه شکنجه‌های فراوانی از کفار مکه، به ویژه اُمَیه بن خَلَف که مالک او بود دید، ولی از دین خود دست برنداشت.

حضرت علی(ع) نیز بلال را از سابقان در اسلام دانسته و اخلاص و تهذیب نفس او را ستوده است. امام سجاد(ع) نیز در مدح بلال و نقل احتجاج او با مخالفان درباره فضائل امیرالمؤمنین(ع) مطالبی بیان داشته است. امام صادق(ع) بلال را «عبد صالح»و دوستدار اهل بیت(ع) نامیده است.

او یکی از راویان احادیث پیامبر(ص) بود و جماعتی از صحابه و تابعان از او حدیث نقل کرده‌اند همچنین احادیث فراوانی از پیامبر(ص) در جلالت قدر او وارد شده است؛ از جمله اینکه بِلال از سابقان و پیشی گیرندگان در اسلام بود؛ او سید مؤذّنان است؛ بهشت مشتاق سه تن است: علی، عمّار و بِلال؛ سه تن از سیاهان سادات بهشت‌اند: لقمان حکیم، نجاشی و بلال؛ و نیز دعای پیامبر(ص) در حق او به جهت یاری دادن به حضرت فاطمه(س) در کار منزل.

و از حضرت امام صادق علیه السلام مروی است که فرمود: خدا رحمت کند بلال را که ما اهل بیت را دوست می داشت و او بنده صالح بود و گفت اذان نمی گویم برای اَحَدی بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پس از آن روز ترک شد «حی علی خیرالْعملِ» و شیخ ما در (نفس الرحمن) نقل کرده که چون بلال از حبشه آمد در مدح حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم خواند:

   اره بر ه کنکره - -

کراکرا مندره

حضرت فرمود: به حسان که معنی این شعر بالا را به عربی نقل کن. حَسان گفت: اِذِالْمَکارِمُ فی آفاقِنا ذُکرَتْ فَاِنَّما بِک فینا یضْرَبُ الْمَثَلُ  -  نفس الرحمان : محدث نوری استاد محدث قمی ص


                                              نخستین مؤذن در تاریخ اسلام

در بحار الانوار مجلسی آمده است هنگامی که جبرئیل اذان و اقامه را از سوی خداوند بر محمد نازل کرد، سر محمد در دامان علی بود. جبرئیل اذان و اقامه را گفت. محمد برخاست و فــــرمود:«ای علی، شنیدی؟» علی پاسخ داد:«آری.» پس از آن پیامبر علی را مامور نمود که به عنوان اولین نفر اذان را به بلال بیاموزد[بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۶۲، حدیث 9۶

پیامبر او را مؤذن اسلام قرار داده بود. پس از فتح مکّه، بلال در بالای کعبه ایستاد و اذان گفت و در حالی که مشرکان به او سنگ می زدند به اذان گفتن ادامه می داد. و نقل شده که «شین» را «سین» می گفت، و در روایت اسلامی است که سین بلال نزد حقّ تعالی شین است. پس از مرگ پیامبر، بلال با سپاه اسامه بن زید به سوریه رفت و اسامه را در این جنگ یاری کرد. او پس از وفات پیامبر فقط یک بار وقتی فاطمه از او خواست اذان گفت که وقتی به نام محمد رسید گریه شدید او را از ادامهٔ اذان بازداشت. و باردیگر خلیف دوم درشام از او خواست او شروع نمود و آنجا هم ناله ها بلند

                                                   مؤذن بالای کعبه

                                                                       در عمرة القضاء

و فتح مکه به فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بر بام کعبه، اذان گفت که برای سران شرک به حدی گران آمد که برخی از آنها آرزوی مرگ کردند. او از معدود افرادی بود که پس از فتح آن شهر به همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) وارد کعبه شد. بلال در فتوحات شام در دوره خلافت ابوبکر و عمر از جمله در فتح مَرْجُ الصُفَّر (منطقه ای نزدیک دمشق)، محاصره دمشق و حمصشرکت داشت. وقتی مسلمانان عراق را فتح کردند، برخلاف رای عمر بر تقسیم اراضی آن پافشاری داشت. مسلمانان برایش احترامویژه ای قائل بودند. عمر از او به «سیّدنا» یاد می کرد.

                                            آیا بلال بعد از پیامبر اذان گفت؟!

پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، بلال دیگر اذان نگفت و به اصرار اجازه یافت تا برای جهاد به شام رود. در این باره دو روایت هست: برخی آورده اند که ابوبکر می خواست بلال را در مدینه و نزد خود نگاه دارد، پس او را اجازه سفر نداد. چون ابوبکر درگذشت، بلال سرانجام عمر را با اصرار راضی کرد و روی به شام نهاد. مطابق روایتی دیگر، بلال در همان روزگار خلافت ابوبکر وارد شام شد. او پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، به رغم خواست ابوبکر، هیچ اذان نگفت، مگر دو یا بار. یک بار به درخواست حضرت فاطمه زهرا علیها سلام، و بار دیگر وقتی عمر به جابیه شام آمده بود، به درخواست مسلمانان و دعوت او اذان گفت. به روایتی، بلال پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) را در خواب دید که او را به زیارت خود می خواند. پس بی درنگ بر نشست و به مدینه رفت و در آن جا اذان گفت. نیز آورده اند که این کار به درخواست امام حسن  و امام حسین علیهم السلام صورت گرفت و اذان بلال در مسجدالنبی ، شهر را به لرزه افکند.

                              

                                           علاقه پیامبر به بلال

رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) علاقه فراوانی به بلال داشت. او را به بهشت بشارت و از رستگاریش خبر داد و برایش دعاکرد.در ماجرایی، از ابوذر به سبب سرزنش بلال روی برگرداند و به ابوبکر درباره ناراحت کردن او و جمعی دیگر هشدار داد و خطاببه همسر بلال فرمود: هرچه او از من نقل می کند راست می گوید. او را ناراحت نکن که هیچ عملی از تو پذیرفته نمی شود. بنابرروایات نبوی بلال مردی نیکو و سید مؤذّنان، از حبشیان پیشتاز در اسلام،از بهترین سیاه چهرگان و اولین شفیع مؤمنان حبشهاست. او نخستین مؤذنی است که وارد بهشت می شود و بهشت مشتاق اوست.او بنده صالح خدا و از نخستین کسانی است که پس از پیامبر و شهیدان در قیامت لباس بهشتی بر تن می کنند.         نماز بلال

احادیث او بیشتر در موضوع نماز و مقدمات آن، ربا و شب قدر است. او در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) درباره ازدواجعلی (علیه السّلام) و فاطمه -سلام الله علیها -، از شفاعتگری آن دو برای محبان اهل بیت: گزارش می دهد.نیز در روایتی بلند، فضیلت اذان و وصف بهشت را از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) گزارش کرده است.

                                              مساجدی با نام بلال

برای تکریم بلال، بعدها مسلمانان مساجدی با نام او ساختند که یکی از آن ها در شهر مکه و بر فراز کوه ابوقبیس قرار داشت. اینمسجد که به مناسبت اذان گفتن او بر فراز این کوه ساخته شده بود، نزدیک به ۱۰۰ متر مربع وسعت داشت و در طرح های جدید گسترش و بنای کاخ برای مهمانان دولت سعودی، ویران شد و اکنون اثری از آن برجای نیست.مسجدی دیگر نیز در غرب مدینه، در محل قلعه بنی زریق و منطقه خالدیه وجود داشت که مسجد بلال بن رباح نامیده می شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بهسال هفتم ق. در این مکان نماز عید خواند. این مسجد در گسترش ساختمان های حکومتی سعودی ویران شد و به ایستگاه اتومبیل های شهرداری تبدیل شد. اکنون در جنوب شرقی مسجد نبوی، مسجدی منتسب به بلال وجود دارد که ارتباطی با مسجدپیشین ندارد و نوبنیاد است.مکانی دیگر به نام دار رباح منسوب به پدر بلال حبشی در مدینه بود که به سال ۸۴۰ق. به مدرسه باسطیه بدل شد و در دوره معاصر در گسترش پیرامون باب السلام از مسجد نبوی ویران گشت.مکان منتسب به اذان گویی بلال بر فراز کوهی در منطقه جعرانه در شمال مکه، تا اواخر سده پنجم ق. نمازگاه حاجیان و مسافران و مورد اقبال و تکریم عمومی بود.

                                                    راویان از بلال

برخی از مهم ترین کسانی که از او روایت کرده اند، عبارتند از جابر بن عبدالله ، ابوبکر، عمر، براء بن عازب ، عبدالرحمان بن ابی لیلی  وعبدالله بن رواحه . در منابع شیعی نیز احادیثی از او آمده است و کسانی چون هشام بن حکم  با اسناد از عبدالله بن علی ، از بلال روایت کرده اند.

                                                وفات

بیشتر منابع تاریخ درگذشت او را سال ۲۰ پس از هجرت در دمشق ذکر کرده اند ولی سال های ۱۷، ۱۸ و ۲۱ نیز ذکر شده است و در پاره ای منابع تصریح شده است که به بیماری طاعون از دنیا رفته است.بنا بر مشهور در باب الصغیر دمشق مدفون است. برخی نیز مدفن او را در باب کیسان داریا و باب الاربعین حَلَب دانسته اند ولی مزّی احتمال می دهد کسی که در شهر حَلَب مدفون است خالد برادر بِلال باشد.سن او را به هنگام وفات بیش از ۶۰ ذکر کرده اند که در پاره ای منابع ۶۳، ۶۴ و ۷۰ نیز ذکر شده است.

                                          اقوال در وفات

درباره سال مرگ، محل و علت درگذشت بلال میان منابع اختلاف است. مرگ او را در سال های ۸، ۰ و ۱ق در شصت و اند سالگی، به مرگ طبیعی یا بر اثر طاعون دانسته، و مرقدش را غالباً در دمشق باب الصغیر یا باب کیسان و بعضی در داریا یا عمواس، و حتی حلب نشان داده اند.

بلال به هنگام مرگ از اینکه به ملاقات پیامبر و یاران او می شتابد بسیار شادمان بود و شادمانی خود را با سرودن اشعاری ابراز کرده، می گفت: فردا با دوستانم محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) و یارانش ملاقات می کنم. بلال در دوره خلافت عمر و در سال ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰ یا ۲۱ هجری در شام (حلب، داریا یا عمواس [۵۲۰] از دنیا رفت و در باب الاربعین، باب کیسان یا باب الصغیر دفن شد ولی بنا به نقل مشهور در سال بیستم از دنیارفت.

                                                 نتیجه

سر گذشت بلال و شکنجه های شدید - شکنجه های طاقت فرسا - او و شرکت در جنگهای اسلامی و ازدواج و بودن او با رسولخدا صلی الله علیه و آله - عنایت خاص پیامبر به بلال - از نخستین گروندگان به اسلام - اولین برده مؤمن - هم نشینی پیامبر در مسجدالحرام - عنایت خاص پیامبر به بلال - بودن او از اهل صفه - مراهی پیامبر در غزوات - از نخستین مهاجران به مدینه - و خزانه داری بلال - بودن او مؤذن بالای کعبه - شرکت در جنگ ها و فتوحات - بودنش در عمرةالقضاء و حجة الوداع با پیامبر - ← همراه پیامبر در جة الوداع - و رها کردن خلفاء و گرفتن دامن مولای متقیان علیه السلام و. و. همچنین نظر مساعد اهل سنت در باره او و دهها مسائل دیگر و آوردن اسناد و مدارک آنها بیش از آنست که در این یاد داشت بگنجد عزیزانی که خواهان تفصیلند به منابع مفصل مخصوصا به سایتهای دانشگاه مجازی اهلبیت ( ویکی فقه) ودانشنامه حوزوی ( ویکی شیعه) و ویکی پدیا دانشگاه آزاد و جز اینها که فراوان است- مراجعه نمایند.