212 - درجات چند نفر از اصحاب از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله (سلمان)
157 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                               بعضی از   درجات چند نفر از اصحاب از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام 

منظور از آوردن این مطالب اینست که انسان خود را می تواند به درجات و مقامی ارتقاء دهد و برساندکه مورد توجه خدای متعال می گردد.

تعداد این شخصیتها افزونتر از آنست که شرح حال همه آنها را در این مختصر بیاوریم  -  قبلا سرگذشت چند نفر ازین بزرگان را در یاد داشتهای  گذشته . آوردیم و حال در نظر داریم به شرح حال تعداد دیگر بپردازیم مخصوصا آنهائئ که در تاریخ زیاد معرفی نشده یا کم گفته شده  اند .

ولی نخست بصورت بطور خلاصه گوشه ای از حال سه نفر از آنها که خیلی مغروف وهمه  مسلمانها آنها را می شناسند بعنوان تبرک . می آوریم تا به بعدی ها برسیم.

پیامبر(صلی الله علیه و آله ) فرمود: :خداوند مرا به دوست داشتن چهار  نفر دستور داد و مرا خبر داد که خودش آنها را دوست می  دارد: علی، - مقداد - ، ابوذر،-  سلمان. -( الغدیر، ۱۳۹۷ق، ج ۹، ص ۱۱۷.

                                                  1 – سلمان

در اینجا باید برای شناخت بیشتر سلمان، نگاهی کوتاه به روایات اسلامی می افکنیم:

 امام علی علیه السلام نام سلمان را «سلسل» گذاشت و او را با این لقب باد می کرد. شاید بدان خاطر بود که پیامبر صلی الله علیه و آله در شأن سلمان فرموده بود:

 «سلسل یمنح الحکمه؛ سلمان آبشار گوارایی است که حکمت و دانش از او تراوش می کند. » ( بهجه الآمال، ج4، ص 437؛ الغارات، ج2، ص 823.

 - ابن بریده می گوید: « رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: « خداوند مرا فرمان داد تاچهار نفر را دوست بدارم و به من خبر داد که آنها را دوست می دارد، آنها عبارتند از: علی علیه السلام، سلمان، ابوذر و مقداد. » (خصال صدوق، ج1، ص 255.

 - امام صادق علیه السلام فرمود:

 «ان سلمان علم الاسم الاعظم؛ سلمان به اسم اعظم آگاهی دارد. » (بحارالانوار، ج22، ص 346.

 پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:« بهشت مشتاق دیدار تو و عمار سلمان و ابوذر است (. همان مدرک، ص 324. »

امام کاظم علیه السلام فرمود:« وقتی که روز قیامت می شود، منادی خدا ندا می کند:«کجایند حواریون ( یاران مخصوص) پیامبر صلی الله علیه آله که عهد شکنی نکردند و در صراط پیامبر صلی الله علیه و آله باقی ماندند؟» سلمان و مقداد و ابوذر برمی خیزند.» (بهجه الآمال، ج4، ص 409.)

 امام باقر علیه السلام فرمود: « بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله همه ی افراد جز سلمان، ابوذر و مقداد در راه (صحیح ) اسلام متزلزل شدند.» ) بهجه الآمال، ج4، ص 409.

 امام علی علیه السلام و امام صادق علیه السلام فرمودند: « سلمان، علم پیشینیان و آیندگان را می داند و او دریایی است که هر چه از آن استفاده شود، کم نمی شود و او جزء خاندان ما اهلبیت است.»

 در ماجرای جنگ خندق، در سال پنجم هجری، طبق پیشنهاد سلمان، قرار شد در برابر دشمن خندق (کانال به عنوان سنگر) حفر کنند، رسول خدا صلی الله علیه و آله حفر آن را بین مسلمانان تقسیم کرد و برای هر ده نفر کندن چهل ذراع (حدود 20 متر را تعیین، بود(اعیان الشیعه، ج7، ص 286؛ بهجه الآمال، ج 4، ص 410. سلمان فردی نیرومند و کارآمد بود، مهاجران گفتند: سلمان از ما است ( یعنی نام او را در لیست مهاجران دیگر در گروه های ده نفری ما قرار دهید).

انصار گفتند: سلمان از ما است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «سلمان از ما اهلبیت است».

( با توجه به اینکه عدد لشکر مسلمین طبق مشهور، حدود سه هزار بود، طول مجموع خندق را بعضی دوازده هزار ذراع(تقریبا شش هزار متر) تخمین زده اند و به گفته ی بعضی از مورخان، حفر خندق در شش روز به انجام رسید ( طبقات ابن سعد، ج2، ص 67 این جمله (سلمان از ما اهلبیت است) تنها در این مورد( جنگ خندق ) گفته نشده، بلکه این تعبیر به طور مطلق از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام و بعضی امامان علیهم السلام دیگر در موارد مختلف، آمده است.) اعیان الشیعه، ج7، ص 386؛ مجمع البیان، ج2، ص 427.

این تعبیر پر معنی، حاکی است که سلمان از نظر معنوی در سطح بسیار بالا است که جزء اهلبیت پیامبر علیه السلام شده است.

مطالب دیگری که در مورد سلمان گفته شده به طور صریح، این موضوع را تأیید می کنند؛ مثلا امیرمؤمنان علی علیه السلام در شأن سلمان (در پاسخ حذیفه که درباره ی سلمان سؤال کرده بود) فرمود:

 «ما اقول فی رجل خلق من طینتنا و روحه مقرونه بروحنا، خصه الله تعالی من العلوم باولها و آخرها و ظاهرها و سرها و علانیتها؛ من درباره ی کسی که از سرشت ما آفریده شده و روحش با روح ما آمیخته شده، چه می توانم بگویم، خداوند او را به آغاز و انجام علوم و ظاهر و باطن و رموز دانش ها، اختصاص داده است.» (همان، ص 32. منبع: کتاب رابطه ی ایران با اسلام و تشیع. رامت عجیبی از سلمان

روزی ابوذر غفاری به دیدن سلمان رفت. دیگ غذای سلمان روی آتش بود، به هنگام سخن، دیگ غذا وارونه شد ولی از آب گوشت آن چیزی نریخت، ابوذر بسیار تعجب کرد.

سلمان دیگ را برداشت و روی آتش نهاد، برای بار دوم در حین سخن، دیگ سرازیر شد، ولی باز هم چیزی از آن نریخت، ابوذر که شگفت زده شده بود، از منزل خارج شد و در این باره فکر می کرد. ناگاه با علی علیه السلام برخورد کرد، علی علیه السلام از او پرسید: «چرا از منزل سلمان بیرون آمدی؟ و چرا ناراحتی هستی؟»

ابوذر ماجرا را گفت. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «ای ابوذر! اگر آنچه سلمان می داند برای تو بازگو کند (چون اندیشه ی تو کشش آن را ندارد) خواهی گفت: خدا قاتل سلمان را رحمت کند (که مثلا خیال می کنی که او این کارها را به وسیله ی سحر و جادو انجام می دهد).

ای ابوذر! سلمان از باب های الهی است، کسی که او را درست بشناسد و بپذیرد، مؤمن است و کسی که او را انکار کند و فضایل او را نپذیرد کافر است و سلمان از ما اهلبیت است.» (سید محسن امین، اعیان الشیعه، چاپ ارشاد، ج7، ص 287 )

دوستی و دشمنی با سلمان و تقرب او به پیامبر صلی الله علیه و آله

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: «از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره ی مقام سلمان پرسیدم، فرمود: سلمان دارای علم گذشته و آینده است. خداوند، دشمن او را دشمن دارد و دوستش را دوست بدارد.»( میرزا حسین نوری، نفس الرحمن، ص 31 و 33. )

 «عایشه» می گوید: «سلمان جلسات خصوصی شبانه با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت که اکثر اوقات آن حضرت را فرا می گرفت. »(اختصاص شیخ مفید، ص 223. )

                                                         وفات

سلمان در سال ۳۶ق. درگذشت. برخی روایات درگذشت وی را در زمان خلافت عثمان و برخی از روایات آن را در ماه های بعد از خلافت عثمان دانسته اند.

(·ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۱، ص۴۵۸-۴۵۹.

بنابر روایات، سلمان فارسی عمری طولانی داشت و برخی عمر وی را تا ۳۵۰ سال دانسته اند.[·خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج ۱، ص۱۷۶. ]

در برخی از روایات تاریخی آمده است که پس از وفات سلمان، امام علی(ع) از مدینه به مدائن آمد او را غسل و کفن کرد و بر او نماز خواند و دفن کرد.[·نک: مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ج۲۲، ص۳۸۰. ]

سلمان، روی کفن خود این شعر را نوشته بود:[نوری، نفس الرحمن فی فضائل سلمان (رض)، قم، ص۱۳۹

 وفدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات و القلب السلیم و حمل الزاد اقبح کل شیء اذا کان الوفود علی الکریم

 بی هیچ توشه ای از نیکیها و قلب سلیم بر [خداوند] کریم درآمدم

و توشه آوردن زشت ترین کار است هنگامی که بر [شخص] کریم وارد شوی.

سلمان در زمان استانداری مدائن از سوی خلیفه دوم در همان شهر وفات نمود و در همانجا هم به خاک سپرده شد و الان قبرش زیارتگاه شیعیان و مسلمین است.

فضایل زیاد دیگر در باره سلمان هست که بیش از این محل اقتضاء نمی کند.

                                              منابع و مدارک

: کلینی، اصول کافی،

 مجلسی، بحار الانوار، بیروت، ج۲۲، ص۳۴۵.

 عاملی، سلمان فارسی، ۱۳۷۵ش، ص۳۲.

بلاذری، انساب الاشراف، بیروت، ج۱،ص ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، ج۴، ص۶۲. حلبی، السیره الحلبیه، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص 167

 طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۴، ص۴۱. نک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰.

نوری، نفس الرحمن فی فضائل سلمان، قم، ص۱۴۸. عسکری، عبدالله بن سبا، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۴۵. مدنی، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، بیروت، ص۲۱۵. سلمان فارسی استاندار مداین، ابن ابی همسر و فرزندان سلمان نک: صادقی اردستانی، ۱۳۷۶ش، ۳۷۷-۳۹۰.

مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص ۳۴۱ ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، ج۴، ص۶۲. : ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۱، ص۴۰۸-۴۲۴.بلاذری، انساب الاشراف، بیروت، ص۱۲۳؛

شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ص۳۶۱. کشی، اختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۴ق، ج ص۵۴.1

:سیدنژاد، سیدرضی؛ (1389)، اسوه های جاویدان

سیری در زندگانی اصحاب وفادار پیامبر اکرم(ص)، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره

محمد محمدی اشتهاردی.

دانشنامه اسلامی موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام

راسخون. و منابع دیگر.