197 - بهترین خلق کنندگان
40 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بزرگ و پر برکت است خدائی که بهترین خلق کنندگان است (فَتَبارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ).

آفرین بر این قدرت نمائی بی نظیر که در ظلمتکده رحم این چنین تصویر بدیعی با اینهمه عجائب و شگفتیها بر قطره آبی نقش می زند.آفرین بر آن علم و حکمتی که اینهمه استعداد و لیاقت و شایستگی را در چنین موجود ناچیزی ایجاد می کند، آفرین بر او و بر خلقت بی نظیرش.

ضمنا باید توجه داشت که خالق از ماده خلق، و خلق در اصل به معنی اندازه گیری است، هنگامی که یک قطعه چرم را برای بریدن، اندازه گیری می کنند، عرب واژه خلق در باره آن به کار می برد، و از آنجا که در آفرینش مساله اندازه گیری بیش از همه چیز اهمیت دارد این کلمه خلق در باره آن به کار رفته است.

تعبیر به أَحْسَنُ الْخالِقِینَ (بهترین آفرینندگان) این سؤال را به وجود می آورد که مگر غیر از خدا آفریدگار دیگری وجود دارد؟! بعضی از مفسران توجیهات گوناگونی برای آیه کرده اند، در حالی که نیازی به این توجیهات نیست، و کلمه خلق به معنی اندازه گیری و صنعت در باره غیر خداوند نیز صادق است، ولی البته خلق خدا با خلق غیر او از جهات گوناگونی متفاوت است:- خداوند ماده و صورت اشیاء را می آفریند، در حالی که اگر انسان بخواهد چیزی ایجاد کند تنها می تواند با استفاده از مواد موجود این جهان صورت تازه ای به آن ببخشد مثلا از مصالح ساختمانی خانه ای بسازد، یا از آهن و فولاد، اتومبیل یا کارخانه ای اختراع کند.

- از سوئی دیگر خلقت و آفرینش خداوند، نا محدود است و او آفریدگار همه چیز است اللَّهُ خالِقُ کلِّ شَی ءٍ (سوره رعد آیه 16) در حالی که انسان موجودات بسیار محدودی را می تواند ابداع کند، و گاه توأم با انواع ضعفها و نقصها است که در جریان عمل باید آنها را تکمیل کند، اما خلق و ابداع پروردگار خالی از هر گونه عیب و نقص است.

از سوی سوم در آنجا که انسان توانائی بر این امر پیدا می کند، آن نیز به اذن و فرمان خدا است که بی اذن او در عالم حتی برگی بر درختی نمی جنبد چنانکه در باره حضرت مسیح (علیه السلام) در سوره مائده آیه 110 می خوانیم وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کهَیئَةِ الطَّیرِ بِإِذْنِی: در آن هنگام که تو از گل، صورتی همچون صورت پرنده به اذن من خلق می کردی.

آیه بعد از مساله توحید و شناخت مبدء به طرز زیبا و ظریفی به مساله معاد منتقل می شود، و می گوید: این انسان با همه شگفتی هایش تا ابد زنده نمی ماند، زمانی فرا می رسد که این ساختمان عجیب از هم فرو می ریزد و شما بعد از این زندگی همگی می میرید (ثُمَّ إِنَّکمْ بَعْدَ ذلِک لَمَیتُونَ ).

ولی برای اینکه این تصور پیش نیاید که با مردن انسان همه چیز پایان می گیرد (پس این آفرینش با اینهمه شکوه و عظمت برای این چند روز زندگی امری بیهوده بوده است) بلا فاصله می افزاید: سپس شما روز قیامت بار دیگر به زندگی باز می گردید و برانگیخته می شوید (البته در سطحی عالیتر و در جهانی وسیعتر و گسترده تر) (ثُمَّ إِنَّکمْ یوْمَ الْقِیامَةِ تُبْعَثُونَ ).

  توجه به نکاتی در این آیه ضرورت دارد.

1- اثبات مبدء و معاد با یک دلیل ساده ولی علمی-

جالب اینکه در آیات مذکور برای اثبات وجود خدا و قدرت و عظمت او از همان دلیلی استفاده شده است که در سوره حج برای اثبات معاد، و آن مساله مراحل مختلف خلقت انسان در عالم جنین است و اتفاقا در ذیل همین آیات مورد بحث چنانکه دیدیم گریزی به مساله معاد نیز زده شده است.

آری از یکسو می توان عظمت خدا را از عجائب خلقت انسان در مخفیگاه رحم که هر روز شکل و نقش تازه ای به خود می گیرد شناخت و از سوی دیگر این آفرینشهای پی در پی که هر روز چهره تازه ای به خود می گیرد، و اصولا پیدایش یک انسان کامل از یک قطره کوچک آب، بیانگر قدرت خداوند بر مساله معاد و بازگشت انسان به زندگی مجدد است، و به این ترتیب با بیان یک دلیل دو هدف و با یک کرشمه دو کار، انجام شده است.

2- آخرین مرحله تکامل انسان در رحم-

جالب اینکه در مراحل پنجگانه ای که برای آفرینش انسان در آیه مورد بحث ذکر شده همه جا تعبیر به خلق شده است، اما هنگامی که به آخرین مرحله می رسد تعبیر به انشاء می کند.

انشاء همانگونه که ارباب لغت گفته است به معنی ایجاد کردن چیزی توأم با تربیت آن است، این تعبیر نشان می دهد که مرحله اخیر با مراحل قبل (مرحله نطفه و علقه و مضغه و گوشت و استخوان) کاملا متفاوت است مرحله ای است مهم که قرآن از آن سر بسته یاد کرده و تنها می گوید: سپس ما به آن آفرینش تازه ای دادیم و بلا فاصله پشت سر آن فَتَبارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ می گوید.

این چه مرحله ای است که این قدر شایان اهمیت است، این همان مرحله ای است که جنین وارد مرحله حیات انسانی می شود، حس و حرکت پیدا می کند، و به جنبش در می آید که در روایات اسلامی از آن تعبیر به مرحله نفخ روح (دمیدن روح در کالبد) شده است.

اینجا است که انسان با یک جهش بزرگ زندگی نباتی و گیاهی را پشت سر گذاشته و گام به جهان حیوانات و از آن برتر به جهان انسانها می گذارد، و فاصله آن با مرحله قبل آنقدر زیاد است که تعبیر از آن با جمله ثم خلقنا کافی نبود و لذا ثم أنشأنا فرمود در اینجا است که انسان، ساختمان ویژه ای پیدا می کند که او را از همه جهان ممتاز می سازد، به او شایستگی خلافت خدا در زمین می دهد، و قرعه امانتی را که کوهها و آسمانها بار آن را نتوانست کشید، به نام او می زنند.

در واقع همینجا است که عالم کبیر با همه شگفتیهایش در این جرم صغیر منطوی و پیچیده می شود و به راستی شایسته فَتَبارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ است.