179 - دست سالار بانوان در دست امير آزادگان
546 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

دست سالار بانوان در دست امیر آزادگان

رسول خدا صلی الله علیه و آله در دو مرحله دست فاطمه علیها السلام را به عنوان امانت در دست علی گذاشت و سفارشها نمود.

1- وقتی که در لباس عروسی به خانه بخت می رفت؛

2- وقتی که چشم از دنیا فرو می بست.

1- در روایت مفصلی فرمود: فلمّا وقفت بین یدیه کشف الرّداء عن وجههاحتّی رآها علی علیه السلام ثم أخذ بیدها فوضعها فی ید علی علیه السلام و قال بارک اللّه لک فی ابنة رسول اللّه (یا علی هذه ودیعتی عندک! (- فاطمة الزّهراء من المهد الی اللّحد: سید کاظم قزوینی)

یاعلی نعم الزّوجة فاطمة و یافاطمة نعم البعل علی انطلقا الی منزلکما هنگامی که فاطمه علیها السلام در برابر رسول خدا صلی الله علیه و آله ایستاد روبند را از روی او کنار زد تا علی علیه السلام او را (خوب) ببیند سپس دست فاطمه را گرفت و در دست علی گذاشت و فرمود: (ای علی) خداوند دختر پیامبر را بر تو مبارک کند ای علی! چه خوب همسری است فاطمه و ای فاطمه چه خوب شوهری است علی بروید به سوی خانه تان. تا آخر حدیث. (- بحارالأنوار: 43/ 96 از امالی شیخ طوسی. (

باز در ضمن روایتی) شبانگاه به سلمان فرمود: استر «شهبای» مرا بیاور؛ فاطمه را بر او سوار نمود پیامبر از پیش و سلمان از پس، استر را می راند، دراین حال از پشت سرش، حسیسی را حس نمود و متوجه شده، جبرئیل و میکائل و اسرافیل با گروه زیادی از فرشته ها را دید، پرسید برای چه فرود آمده اید؟! گفت: برای بدرقه فاطمه به حجله گاه عروسی؛ (جبرئیل لجام و اسرافیل رکاب ومیکائیل مرکب را گرفتند با هفتادهزار از ملایکان فاطمه را به حجله رساندند. (- بحارالأنوار: 43/ 139 از کشف الغمّة از کفایة الطالب گنجی شافعی.

پس جبرئیل و همراهانش همگی تکبیر گفتند، و پیامبر و سلمان هم تکبیر گفتند بدین جهت تکبیر گفتن پشت سر عروس از همان شب رسم شد؛

فاطمه را به خانه علی داخل نمود و در کنار خود، روی حصیر قطری نشانید و فرمود: یا علی هذه بنتی فمن أکرمها فقد أکرمنی، و أهانها فقد أهاننی. سپس فرمود:

أللّهمّ بارک لهما و بارک علیهما، واجعل لهما ذرّیة طیبة إنّک سمیعٌ علیمٌ. (- بحارالأنوار: 43/ 141 از کشف الغمّة.

در کتاب مولد فاطمة از ابن بابویه جریان عروسی فاطمه را، نقل کرده و در آخر حدیث می نویسد: ثمّ أنفذ رسول اللّه صلی الله علیه و آله إلی علی و دعاه الی المسجد ثمّ دعا فاطمة فأخذ یدیها و وضعها فی یده و قال بارک اللّه فی ابنة رسول اللّه (بحارالأنوار: 43 - 116 بنقل از أمالی شیخ طوسی.

صاحب کشف الغمّة گوید: صاحب کتاب الفردوس در أحادیث آورده است، پیغمبر فرمود: لولا علی لم یکن لفاطمة کفوٌ اگر علی نبود برای فاطمه همتائی نبود. (بحارالأنوار: 43 - 117 بنقل از أمالی شیخ طوسی.

یونس بن ظبیان گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: لولا أنّ اللّه خلق أمیرالمؤمنین علیه السلام لفاطمة ما کان لها کفو علی الأرض اگر خداوند امیرمؤمنان علیه السلام را برای فاطمه نمی آفرید، در روی زمین بر او همتائی نبود.. (بحارالأنوار: 43/ 97 بنقل از أمالی شیخ طوسی.

و فرمود: یاعلی إنّ اللّه زوّجک فاطمة و جعل صداقها الأرض، فمن مشی علیها مبغضاً لک مشی حرا ماً ای علی خداوند فاطمه را به تو تزویج کرد و مهریه اش را «زمین» قرار داد پس هرکس در روی زمین، با دشمنی تو راه رود، کار حرامی کرده است. (- بحارالأنوار: 43/ 97 بنقل از أمالی شیخ طوسی.

ای أنّه قال: مرحباً ببحرین یلتقیان و نجمین یقترنان مبارک است به دو دریایی که به همدیگر می رسند و دو ستاره ای که بهم نزدیک می شوند. (- بحار الانوار 43 ص 117 بنقل از امالی شیخ طوس.

روایت در این باره با تفاصیل فراوان آمده است به کتابهای مربوطه رجوع شود.(-

ذکر مطلبی را لازم دیم؛ در روایت آمده است که در زفاف بانوی بانوان؛ أسماء بنت عمیس خثعمیة از او مواظبت می کرد به خاطر قولی که، موقع وفات مادرش خدیجة علیها السلام به او داده بود، این أسماء زوجه جعفرطیار در حبشه بود که روز فتح خیبر سال هفتم هجرت از حبشه به مدینه آمد و رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز جعفر را به عنوان خیر مقدم به او یاد داد، در حالی که عروسی فاطمه علیها السلام کمی بعد از جنگ بدر بود تقریباً بیش از هفت سال قبل از آمدن أسماء زوجه جعفر، پس أسماء مذکوره در روایت، أسماء معروف نیست بلکه أسماء بنت یزید بن السّکن الأنصاری مکنّاة به أم السّلمة و معروفه به خطیبة النّساء بوده است). (بحارالأنوار: 43/ 134 بنقل از کشف الغمّة أربلی.)

2- در روایت آمده است که حضرت در واپسین لحظات عمر مبارکش، علی و فاطمه و حسن وحسین را خواست و دیگران را بیرون کرد و به ام سلمه فرمود: دَمِ در بنشیند و اجازه ورود به کسی ندهد؛ آنگاه فرمود: علی نزدیک بیا و دست فاطمه را گرفت و روی سینه خود گذاشت و بادست دیگرش دست علی را گرفت خواست سخن گوید، اشک امانش نداد و همگی به گریه افتادند فاطمه گفت: ای رسول خدا با گریستنت، قلب مرا شکافتی و جگرم را آتش زدی ای سالار اولین و آخرین پیامبران، ای امین و فرستاده و محبوب خدا آخر فرزندان من بعد از تو چه کسی را خواهند داشت؟! و چه کسی در برابر ستمگران از من و برادرت علی، یاور دین، دفاع خواهد کرد، و چه کسی از وحی پشتیبانی خواهد نمود، آنقدر گریست و صورت خود رابه صورت رسول خدا صلی الله علیه و آله گذاشت و اشکباران کرد و از پی او علی و حسن و حسین علیهم السلام خود را روی پیامبر افکندند، بوسه بارانش کردند؛

فرفع رأسه صلی الله علیه و آله إلیهم و یدها فی یده فوضعها فی ید علی و قال له یا أباالحسن هذه ودیعة اللّه و ودیعة رسوله محمّد، عندک (- به همین خاطر بود که امیر مظلومان علیه السلام وقتی که فاطمة علیها السلام را به خاک سپرد رو به سوی قبر رسول خدا و گفت: لقد أسترجعت الودیعة ای رسول خدا امانت برگشت داده شد (تا آخر خبر)

(امّا چگونه برگشت دادنی! ! ! بأبی و أمّی و نفسی و أسرتی أیهاالمظلومین المظطهدتین).

فاحفظ اللّه واحفظنی فیها، و إنّک لفاعله یا علی! هذه واللّه سیدةنساء أهل الجنّة من الأوّلین والاخرین، هذه واللّه مریم الکبری أما واللّه ما بلغت نفسی هذاالموضع حتّی سألت اللّه لها و لکم، فأعطانی ما سألته، یاعلی! أنفذ ما أَمَرَتْک به فاطمة فقد أَمَرْتُها بأشیاء أَمَرَ بها جبرئیل علیه السلام واعلم یا أخی إنّی راض عمّن رَضِیتْ عنه ابنتی فاطمة و کذالک ربّی و ملائکته، یا علی ویل لمن ظلمها و ویل لمن إبتزّها حقّها، و ویل لمن هتک حرمتها، و ویل لمن أحرق بابها، و ویل لمن أذی خلیلها و ویل لمن شاقّها و بارزها، أللّهمّ إنّی منهم بریی ء و هم منّی برآء، ثمّ سمّاهنّ رسول اللّه صلی الله علیه و آله و ضمّ فاطمة إلیه، و علیاً و الحسن و الحسین و قال أللّهمّ إنّی لهم و لمن شایعهم سلم، و زعیم ( زعم: ضامن شد «و أنا به زعیم» من به او ضامنم سوره یوسف و معانی دیگر (المنجد).

بأنّهم الجنّة، و عدوّ و حرب لمن عاداهم و ظلمهم و تقدّمهم أو تأخّر عنهم وعن شیعتهم، زعیم بأنّهم یدخلون النّار، ثمّ واللّه یا فاطمة لا أرضی حتّی ترضی ثمّ لا واللّه لا أرضی حتّی ترضی ثمّ لا واللّه لا أرضی حتّی ترضی الی آخر الخبر (- بحارالأنوار: 22/ 484 بنقل از الطّرائف: ص 29- 34 بنقل از الخصائص؛

سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله سرش را بلند کرد در حالی که دست فاطمه در دستش بود و آن را در دست علی گذاشت و به او گفت: ای ابالحسن این امانت خدا و سپرده رسولش محمد است پیش تو، پس امانت خدا و رسول او را خوب نگهداری کن و می دانم که خواهی کرد؛ ای علی به خدا قسم! این سالار زنان بهشت از اولین و آخرین، به خدا سوگند این مریم بزرگ است به خدا قسم! جان من که تا به اینجا نرسیده است مگر اینکه از خدا بر او و برشما در خواستهائی داشته ام و هرچه خواسته ام، داده است؛ ای علی! هرچه فاطمه به تو دستور دهد آن را اجرا کن، من چیز هائی را به او امر کرده ام که جبرئیل به آنها امر کرده است.

بدان ای برادر من راضی از آنم که دختر فاطمه از او راضی است و هچنین خدا و فرشته هایش، ای علی وای بر آنکس که به او ستم کرده و حقش را با زور از او بگیرد، و وای بر کسی که حرمت اورا بشکند و وای بر کسی که دَرِ او را بسوزاند، و وای بر آنکس که خلیل او (علی) را اذیت کند و وای بر آنکه با فاطمه دشمنی کرده و مبارزه نماید، من از آنها بدورم و بیزار و آنها هم از من بدورند، سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله نامهای آنها را بیان کرد و فاطمه و علی و حسن و حسین علیهم السلام را به خود چسبانید و گفت: خدایا! من به اینها و پیروانانشان تسلیمم و بهشت را بر اینها ضامنم و دشمن و در حال جنگم با کسانی که با اینها دشمنی ورزند و ستم کنند و از اینها پیشی گرفته و یا عقب بمانند و از پیروانانشان و می دانم که وارد دوزخ خواهند شد، سپس سه مرتبه فرمود ای فاطمه به خدا سوگند! من راضی نمی شوم تا تو راضی نشوی! تا آخر خبر. گفتنی ها زیاد و نوشتنی ها بیشمار مگر به این آسانی به پایانش می توان رسید.

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت*** آنکه خوابش نبرد چشم من و پروین است

حال به چند حدیث توجه نمائید

«یا أحمد لولاک لما خلقت الأفلاک، و لولا علی لما خلقتک، و لولا فاطمة لما خلقتکما»

هان ای أحمد! اگر به خاطر تو نبود جهان را نمی آفریدم، و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم، و اگر فاطمة نبود شما را پدید نمی آوردم. ( الجنّة العاصمة: ص 149.

«ای سلمان!)حبّ فاطمة ینفع فی مأةٍ من المواطن، أیسر تلک المواطن: الموت و القبر و المیزان و المحشر والصّراط و المحاسبة رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای سلمان دوستداری فاطمة در صد موطن پر مخاطره سود می بخشد، که آسان ترین آنها، آستانه مرگ، قبر، میزان و محشر، صراط، و به هنگام حساب و کتاب ( مقتل خوارزمی: 1/ 6؛ فرائدالسّمطین: 2/ 67.

حجّةاللّه

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:

نحن حجّة اللّه علی الخلق و فاطمة حجّةٌ علینا ما حجت های خدائیم بر خلق و فاطمه حجت خداست بر ما. (- أطیب البیان: 13/ 235.

در توقیع حضرت بقیة اللّه الأعظم روحی و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، آمده است؛ و فی إبنة رسول اللّه صلی الله علیه و آله لی أُسوةٌ حسنة در دخت رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من سرمشق (و الگوی درخشان و) نیکوئی است. ( غیبت طوسی: ص 173.

فاطمه حجت خدای متعال بر حجتهای 11 گانه اش

در روایتی از پیشوایان اهل بیت علیهم السلام آمده است که:؛ (این روایت از امام عسکری به این صورت آمده است که فرمود: نَحْنُ حُجَجُ اللّه عَلی خَلْقِهِ وَ فاطمةُ حُجةٌ عَلیَنا. ما حجّت های خدا بر آفریدگانش هستیم، و فاطمه، حجّت خدا بر ما می باشد. تفسیر أطیب البیان/ ج 13/ ص 236. مترجم.).

این روایت را می توان با الفاظ مختلفی در منابع متأخرین یافت:

ما (اهل بیت) حجت های خدا بر خلق او هستیم و جدّة ما فاطمه (علیها السلام ) حجت خدا بر ما است.(. الاسرار الفاطمیه، ص 99، للشیخ محمد فاضل المسعودی.

(ما حجت های خدا بر خلایق (مردم) هستیم و مادر ما فاطمه ـ علیها السلام ـ حجت خدا بر ما است. < الاسرار الفاطمیه، ص 17، للشیخ محمد فاضل المسعودی.>.

امام رضا ـ علیه السلام ما حجت های خدا بر شمائیم و مادر ما فاطمه ـ علیها السلام ـ حجت خدا بر ما (اهل بیت) است.ـ(الانتصار، کورانی عاملی، ج7، ص 237)؛

این احادیث شریف که مفاد آن حجیت فاطمة زهرا ـ علیها السلام ـ بر ائمّة اطهار ـ علیهم السلام ـ می باشد به عبارات مختلفی از امامان معصوم نقل گردیده است.

حجت بودن حضرت زهرا سلام الله علیها بر امامان، در منابع شیعی در قالب روایات بالا از امام رضا و امام حسن عسگری علیهما السلام آمده است. با تتبعی در منابع به دست می آید که این روایات در منابع متأخرین نقل شده (اطیب البیان، طیب، ج13، ص 225).

ا البته باید توجه داشت، متن این روایات با قراین صحت همراه بوده، و روایاتی نظیر اسوه بودن حضرت زهرا سلام الله علیها برای ائمه اطهار علیهم السلام و همچنین واجب الطاعه بودن آن حضرت برای همه موجودات حتی ملائکه و انبیا، مؤیداتی است که بر صحت مضمون آن گواهی می دهد. توضیح این روایات در یاد داشت انترنتی شماره 56 (اندیشوران حوزه ). اینجانب از نظر عزیزان گذشته است.

انسان حوری خصلت

خطیب بغدادی، با سند خود از ابن عباس روایت می کند: قال: رسول اللّه صلی الله علیه و آله ابنتی فاطمة حوراء آدمیة لم تحض و لم تطمث و إنّما سمّاها فاطمة لأنّ اللّه فطمها و محبیها من النّار پیامبر أکرم صلی الله علیه و آله فرمود: دخترم فاطمة آدمی حوری صفت است، (مانند زنان دیگر) عادت ماهانه ندارد، همانا او را که فاطمة نامید چون خداوند او و تمامی دوستدارانش را از سوختن با آتش بریده است. ( تاریخ بغداد: ج 12 ص 331؛ فضائل الخمسة: ج 3 ص 153؛ صواعق المحرقة ابن حجر: ص 96 و از نسائی نیز نقل کرده است).

هنگامی که فرزند بزرگ خود امام حسن علیه السلام را به دنیا آورد، اسماء بنت عمیس به پیامبر أکرم صلی الله علیه و آله عرضکرد: یارسول اللّه إنّی لم أر لها دماً فی حیض و لا نفاس، فقال صلی الله علیه و آله أما علمت أن ابنتی طاهرة مطهرة لا یری لها دم فی طمث و لا ولادة!. ای رسول خدا من برای او نه حیضی دیدم و نه نفاسی، فرمود: آیا نمی دانی دخترم، پاک و پاکیزه است، بر او خونی در زایمان و حیض دیده نمی شود ( ذخائرالعقبی ص 44: فضائل الخمسة: ج 3 ص 153.

از مباهله تا عاشورا، ص: 417

امینی گلستانی، محمد، از مباهله تا عاشورا، 1جلد، چاپ سپهر آذین - قم - ایران، چاپ:4 1385 ه. ش.