169 - دعا در حرم سالار شهيدان امام حسين عليه السلام
39 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

  

                                            دعا در حرم سالار شهيدان امام حسين عليه السلام
 
 دعا يكى از اعمال محبوب در نزد خداى تبارك و تعالى است كه دوست دارد بندگانش، او را در هر حال بخوانند و حل مشلكاتشان را از او بخواهند و اجابت را هم به آنان  در آيات مباركه (أدعونى أستجب لكم) و ( انّى قريب أجيب دعوة الدّاع اذا دعانى) اعلام نموده است.
  اگرچه در همه جاى عالم و در هر گوشه جهان آفرينيش، صدا و دعاى بندگانش را مى‏شنود و به اجابت مى‏ رساند ولى براى زودتر به نتيجه رسيدن بندگان، أماكن خاصى نيز تعيين گرديده است، مانند حرم سيد و سالار شهيدان امام حسين عليه السلام و كنار كعبه و عرفات و مساجد و.و.و.
 امام صادق عليه السلام بيمار شد، دستور داد كسى را اجير كنند و به كربلا بفرستند تا در حرم امام حسين عليه السلام آن حضرت را دعا كنند به شخصى پيشنهاد كردند و او هم قبول نمود و گفت: من مى‏ روم ولى امام حسين عليه السلام امام واجب الطاعة است امام صادق خود نيز واجب الطاعة است )درحالى كه اين هردو در يك مقام هستند(، چرا براى دعا نزد امام حسين بروم؟! برگشتند و گفته اورا به امام صادق عليه السلام نقل كردند حضرت فرمود: »مطلب همان است كه او گفته است ولى توجه نداشته و نمى‏ داند كه براى خدا بقعه هائى است كه دعا در آن‏ها مستجاب مى‏ شود و حرم امام حسين از آن بقعه   هاست.

(وسائل الشيعة: 10 / ص 421 كتاب الحج ابواب المزار وما يناسبه ص 421 باب 76 ج 2.)
 
 ابوهاشم جعفرى گويد: امام هادى عليه السلام بيمار بود فرمود: شخصى را بفرستيد به حائر دعا كند، ابوهاشم گويد: به على بن بلال گفتم: برو حائر امام را دعا كن، گفت امام هادى چه نيازى به حائر دارد؟! او خود حائر است ابوهاشم گويد: آمدم گفته على بن بلال را به امام هادى عليه السلام‏گفتم، امام فرمود: چرا به او نگفتى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم كعبه را طواف مى‏كرد و حجرالأسود را مى بوسيد و حال آنكه حرمت آن حضرت و حرمت مؤمن عظيم‏تر از كعبه است همچنين خدا به آن حضرت امر نمود در عرفات وقوف كند زيرا عرفات از جاهائيست كه خدا دوست دارد در آنجا عبادت شود...
( وسائل الشيعة: 10 / ص 421 كتاب الحج ابواب المزار وما يناسبه ص 421 باب 76 ج 2).
 باز در روايات آمده است امام هادى عليه السلام هنگام مريضى، مادرش فاطمه زهرا سلام اللّه عليها را، به درگاه خداوند، شفيع مى‏برد.
 روايات زياد درباره دعا در حرم و زير قبه سرور آزادگان  و سالار شهيدان و سيد مظلومان امام حسين عليه السلام وارد شده است و اين كه دعا در آن مكان مقدس، برآورده و قبول مى‏شود و اين كار كرّات و مرّات به تجربه رسيده و ثابت گرديده است.
 چرا دعا در آن مكان مقدس، به اجابت نرسد، آن جامكانيست كه يك شخصيت ممتاز جهان آفرينش، هستى اش و دار وندارش را در راه كسب رضاى او و بر افراشتن پرچم دين او و زنده نگهداشتن ياد او و تعليم راه عشقبازى او و.و. در آن بقعه و در آن حائر، در طبق اخلاص گذاشت و دو دستى به درگاهش، تقديم نمود، او هم حق دارد در برابر اين همه جانبازى و فداكارى و اهل حرم به اسارت دادن و. و. شهر به شهر گشتن و شماتت‏هاى بى شمار شنيدن و به ياوه سرائى‏ هاى دشمن گوش دادن و گرداندن حرائم عصمت، درواقع حرم كبريائى را در كوچه و بازارهاى كوفه و شام و شهرهاى طول راه و بيابان‏هاى بى آب و علف عربستان و.و. همه و همه در به دست آوردن، رضا و خوشنودى معبود بود و بس؟!.
 چرادعا در آن بقعه به اجابت نرسد در حالى كه در زير آن قبه بزرگوارى آرميده است كه از شيخ محمد حسن نجفى صاحب كتاب جواهرالكلام كه در 43 جلد نوشته شده است نقل شده مى‏ فرمود: اگر اعمال را، رد و بدل و عوض مى‏ كردند، من دوست داشتم اين كتاب مرا در نامه اعمال اُزرى (شاعر عرب) بنويسند و اشعار هائيه او را كه در مصيبت امام حسين عليه السلام سروده است، در نامه عمل من مى‏ نوشتند!.
 البته اين حرف را كسى مى‏زند كه خود از بزررگان علماى عالم تشيع و كتاب جواهرش مرجع و مورد توجه، تمام فقهاء بعد از اوست حال ببينيد كه زير آن قبه چه وجودى دفن شده است كه يك شعر در عزاى او از نظر يك فقيه با شخصيت بالا، بالاتر از كتاب 43 جلدى در فقه آل محمد مى‏ باشد.
 چرادعا در آن بقعه به اجابت نرسد در حالى كه آن تربتى است كه پرچمدار اسارت و ابديت بخشنده به آن جانفشانى‏ ها و ناموس كبريائى زينب عليها السلام، هنگام ديدن برادر در دست قاتل بى رحم از تل سرازير شده و فرياد مى‏ كرد برادرم حسين »ليت السّماء انطبقت  ( اطبقت( على الارض وليت الجبال تدكدكت على السّهل و ليت الموت أعدمنى الحياة كاش آسمان به زمين فرو مى‏ريخت و كاش كوه‏ها از هم مى‏ پاشيد و كاش مرگ پيش از اين مرا نابود مى‏ كرد (وامروز را نمى‏ ديدم) خود را به برادر رسانده و دست انداخت و شمشير برّان قاتل را با دست عريان گرفت، تا مانع كشته شدن برادر باشد اما قاتلى كه براى كشتن حجت الهى در روى زمين، اقدام كرده، به گريه وزارى زنى اعتنا نمى‏ كند و شمشيرش را از دست آن ناموس كبريائى كشيد و خون از انگشتان جارى و با خون برادر بهم آميخته حماسه كربلا را جاودانگى بخشيدند.
    ألا لعنة اللّه على القوم الظّالمين و سيعلم الّذين ظلمواأىّ منقلب ينقلبون.
 
 
.                                                              .پاورقی ها
1) بحارالأنوار: ج 6 ص  21 ح 13 از خصال : 105 - 106 / 1.
2) الطبقات الكبرى، الاستيعاب، اسدالغابه، سيره ابن هشام، قاموس الرجال، اعيان الشيعه.