158 - آیا مریم بانوی بانوان جهان است یا فاطمه زهراء
88 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                         بمناسبت ولادت با سعادت  حضرت زهراء علیهاالسلام به مطالب ذیل توجه نمائید.
با در نظر گرفتن امتيازات ذيل براى حضرت مريم عليهاالسلام دو سؤال پيش مى‏ آيد 1 - آيا حضرت زهراء سلام اللّه عليها، افضل است يا مريم، 2 - آيا او سيّدة النّساء العالمين )بانوى بانوان جهان( است يا حضرت زهراء؟
 با مطالعه تعدادى از فضايل بيشمار حضرت زهراء عليهاالسلام بعد از امتيازات حضرت مريم عليهاالسلام كه مى‏ آيد جواب سؤالها روشن مى‏ شود.
                                             امتيازات حضرت مريم عليهاالسلام در قرآن و اسلام 
                                      1 - مهمترين امتياز اين بانو، پذيرفه شدنش در درگاه خداوند است.
 ميدانيم كه )حنّة( مادر مريم موقع حاملگى، اورا براى خدمت دركليسا، نذر كرد آل عمران : 36 فلما وضعتها قالت رب انى وضعتها أنثى و الله أعلم بما وضعت و ليس الذكر كالانثى و انى سميتها مريم و انى أعيذها بك وذريتها من الشيطان الرجيم‏ولى هنگامى كه او را به دنيا آورد، )و او را دختر يافت،( گفت: »خداوندا! من او را دختر آوردم - ولى خدا از آنچه او به دنيا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نيست. )دختر نمى‏تواند وظيفه خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد.( من او را مريم نام گذاردم؛ و او و فرزندانش را از )وسوسه‏هاى( شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم.«
 آل عمران : 37 فتقبلها ربها بقبول حسن و أنبتها نباتا حسنا و كفلها زكريا كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم أنى لك هذا قالت هو من عند الله ان الله‏يرزق من يشاء بغيرحساب پس خداوند، او » مريم« را به طرز نيكويى پذيرفت؛ و به طرز شايسته‏اى، )نهال وجود( او را رويانيد )و پرورش داد(؛ و كفالت او را به »زكريا« سپرد. هر زمان زكريا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى‏ديد. از او پرسيد: »اى مريم! اين را از كجا آورده‏اى؟!« گفت: »اين از سوى خداست. خداوند به هر كس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد.«
 در عبارت دو جمله »فتقبّلها ربّها بقبول حسن«پس خداوند، او » مريم« را به طرز نيكويى پذيرفت؛ و » و أنبتها نباتا حسنا« و به طرز شايسته‏اى، )نهال وجود( او را رويانيد )و پرورش داد(؛ دقت كنيد كه چه مقام با عظمت و ممتازيست كه خداوند خود قبول شدن او را در درگاه ربوبيش، اعلام نمايد. 
                                                  2 - برگزيده شدن از سوي خداوند ) اصطفاكِ (.
 آل عمران : 42 واذ قالت‏الملائكة يامريم ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين و هنگامي كه فرشتگان گفتند: اي مريم! خدا تو را برگزيده است و پاك ساخته و بر همه زنان جهان برتري داده است .
 امام باقر عليه السلام  درباره اين آيه مي فرمايد: برگزيدن حضرت مريم از دو جهت است:
                                                                    3 - پاك گردانيدن از هر ناپاكي  ( و طَهَّرَكِ(.
 و در نهايت، معصوم قرار دادن او. يعني‏او را از نسل پيامبران برگزيد كه در گناهكاري پدران و مادرانش، هيچ احتمالي نيست .
                                  4 - برگزيده شدن او بر زنان عالميان )و اصطفاك على نساءالعالمين(.
 ترا به بالاتر از زنان جهان، پسنديد و براي مقام عبوديت و بندگى ممتاز گردانيد.
                                                            5 - فرستادن فرشتگان به سوي او، 
 واعطاي انواع و اقسام كرامت‏هاى مقام قُرب و بندگي به او 
 پس از برگزيد شدن او، فرشتگان به سوى او آمده و گفتند:
 آل عمران : 43 يامريم اقنتى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين
 اكنون در برابر پروردگارت، خضوع و سجده و با ركوع كنندگان، ركوع به جاي آور و اين در حقيقت، شكرانه اي در برابر آن نعمت بزرگ بود.
 و بالاتر و مهم تر از همه اينكه، 
                                                       6 - حضرت عيسى عليه السلام را بدون پدر 
 به دنيا آورد و اين، سبب تقدم او بر همه جهانيان است .
 امام صادق عليه السلام  فرمود: خدا مريم را براي ذريه پيامبران برگزيد و هر چيز زشتي را از او پاك گردانيد و او را بر همه زنان زمان خود برتري داد .
                                                                7 - سخن گفتن با فرشتگان 
 چون مريم بانويي پاك و برگزيده از سوي خداوند بود، فرشتگان بر او نازل مي شدند و مي گفتند:
 اي مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر همه زنان جهان، برتري داده است اين سخن، از بلندي مقام مريم، حكايت مي كند . خداوند در جاي ديگر مي فرمايد:
 فرشتگان گفتند: اي مريم! همانا خداوند، تو را به كلمه اي از خود بشارت مي دهد كه نامش، مسيح عيسي بن مريم است و در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان است .
 سخن گفتن با فرشتگان را در اصطلاح »محدثه بودن« مي گويند . پس حضرت مريم نيز »محدثه«بوده است .
                                                                   8 - خوردن روزي بهشتي
  فرستادن رزق بهشتي براي او، بي نيازي از كسب
 خداوند، مريم عليهاالسلام را به شايستگي پذيرفت و به نيكويي، گل وجود او را پرورش داد مريم در لواي سرپرستي زكريا بزرگ شد .
 وي آنچنان در بندگي خدا غرق بود، كه در 9 سالگي، روزها روزه بود و شب ها به عبادت مي پرداخت .
 آنچنان در تقوا و شناخت پروردگار پيش رفت كه بر احبار و دانشمندان پارساي آن زمان پيشي گرفت .
 خداوند در قرآن مي فرمايد:
 هرگاه زكريا در كنار محراب او قرار مي گرفت و براي ديدار او مي آمد، غذاهاي مخصوصي كنار محراب مي ديد )كه از آن در شگفت مي شد( و از او مي پرسيد:
 اين غذا را از كجا آورده اي؟ مريم در پاسخ مي گفت: اين از سوي خداست و اوست كه هر كس را بخواهد بي حساب، روزي مي دهد .
 از روايت ها برمي آيد كه غذا، گونه اي ميوه بهشتي بوده كه در زماني غير از فصل به بار نشستن آن، در آنجا حاضر مي شده است . البته اين شگفت نيست كه خدا از بنده پرهيزكارش، اينگونه پذيرايي كند .
 علامه طباطبايى قدس سرّه در ذيل اين آيه شريفه و در توضيح اين كه چرا خداوند )رزق ( را بدون الف و لام آورده است، مي فرمايد:
 اين نكته اشاره به اين است كه رزق نامبرده، طعام معهود در بين مردم نبوده، همچنان كه بعضي هم گفته اند كه زكريا در آنجا ميوه زمستاني را در تابستان و ميوه تابستاني را در زمستان مي ديد .
 مؤيد اين حكايت، اين است كه اگر رزق نام برده از طعام هاي معمول آن روز و طعام موسمي بود، در اين صورت، زكريا از پاسخ مريم كه اين رزق از ناحيه خداست، قانع نمي شد؛
 زيرا از ناحيه خدا بودن رزق، اختصاص به رزق مريم ندارد .
 رزق همه مردم از ناحيه خداست و جا داشت كه زكريا دوباره بپرسد:
 اين رزقي كه خدا روزي كرده، به وسيله چه كسي به تو رسيده است؟ چون ممكن است افرادي از مردم كه به معبد آمد و شد دارند، برايش آورده باشند .
 حال چه هدف خدايي در نظر داشته باشند و چه هدف شيطاني .
 پس همين كه مي بينيم زكريا از پاسخ مريم قانع شده، معلوم مي شود رزق نامبرده، رزق معمولي نبوده ... و با وجود خود بر كرامت خدايي نسبت به مريم دلالت مي كرده ... در اينجا بود كه او نيز كرامت الهي را طمع كرده از حضرتش درخواست فرزندي طيب كرد .
                                                                              9 - پاكدامني 
 تحريم : 12 و مريم بنت عمران التى أحصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا و صدقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتين. و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دميديم؛ او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود!.
 قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:
 خداوند مثل مي زند براي مؤمنان ... مريم دختر عمران را كه دامن خود را از هر آلودگي، حفظ كرد .
 سپس ما از روح خود در او دميديم )و نطفه حضرت عيسي را با معجزه الهي در رحم او قرار داديم( و مريم، كلمات پروردگار خود و همه كتاب هايي را كه بر پيامبران نازل شده است، تصديق كرد و از پيروي كنندگان هميشگي حق تعالي گشت .
 امام صادق عليه السلام‏فرمود:
 حضرت مريم، خود را از حرام حفظ كرد كه مدت آن زياد بود . اين، گواه به پاكي اوست از هرگونه پليدي. 
                                                                       10 - راست گويي بسيار 
 يكي ديگر از ويژگي هاي برجسته حضرت مريم عليهاالسلام، بسيار راستگو بودن ايشان است .
 قرآن مجيد نيز در اين باره شهادت مي دهد و مي فرمايد:
 مادر حضرت عيسي )مريم( بسيار راستگو بود .
 اين ويژگي هاي برجسته و برخي ويژگي هاي ديگر، او را شايسته مادري يك پيامبر اولوالعزم قرار داده است .
                                       11 - مريم تنها بانوئيست كه نامش در قرآن كريم آمده؟
 نام زنى به صراحت در قرآن نيامده است، جز نام مبارك حضرت مريم  مادر حضرت عيسى)عليهماالسلام(. البتّه نام چندين بانو به صورت اشاره در قرآن ذكر شده است؛ مثلاً در آيه 33 سوره احزاب كه درباره اهل بيت نازل شده، حضرت زهرا هم مورد نظر بوده است. هم چنين در آيه 71 سوره هود به همسر حضرت ابراهيم بدون ذكر نام اشاره شده است. در آيه هاى 11 سوره قصص، 23 نمل و 40 آل عمران و آيات بسيارى ديگر نيز از برخى زنان مانند )آسيه بنت مزاحم زن فرعون ( بى آن كه اسمشان بيايد ياد شده است اما در كل قرآن مجيد فقط به نام )مريم( تصريح شده است.
                                         12 - در قرآن چند مرتب از حضرت مريم و حضرت عيسى )ع(     نام آمده 
 در بالا گفتيم: در قرآن كريم از اول تا آخر، نام هيچ خانمى به صراحت، ذكر نشده غير از حضرت مريم عليهاالسلام كه نه تنها يك بار بلكه 34 بار ذكر گرديده و اين نشانه ارزش آن بانو، از نظر اسلام و قرآن است. 
 آنگونه كه در بالا گفتيم حالات و سرگذشت بانوانى در قرآن، بيان شده ولى با صراحت نيامده بلكه مثلا از زن فرعون با عبارت )وامرأة فرعون( ياد كرده است با اينكه اين خانم از شكنجه ديده گان و شهيد شده در راه حق است، ولى نامش به صراحت نيامده است، يا از مادر موسى عليه السلام با عبارت )و أوحينا الى أم موسى( آمده و از بانوان ديگر ولى از حضرت مريم عليهاالسلام، 34 مرتبه، بصراحت نام برده شده است. 
                                          13 - سوره مريم، تنها سوره اي كه به نام يك بانو است!
    سيماى سوره مريم
 سوره مريم نوزدهمين سوره‏ى قرآن، داراى نود و هشت آيه و در مكّه نازل شده است. )بعضى دو آيه 58 و 71 را مدنى مى‏دانند( در تفسير خازن عدد كلمات آن را هفتصد و هشتاد و عدد حروفش را سه هزار و هفتصد گفته‏اند.
 در تفسير الميزان مى‏خوانيم: خداوند در دو آيه‏ى آخر اين سوره مى‏فرمايد:
 هدف ما از نزول اين سوره، بشارت و انذار است و اين هدف در قالب زيباى داستان زندگى پيامبران آمده است.
 نام اين سوره از آيه 16 آن گرفته شده، نام مريم 34 بار در قرآن آمده است و خداوند نام هيچ زنى را با اسم خاص در قرآن ذكر نكرده، جز مريم و تنها سوره‏اى كه به نام يك زن در قرآن ناميده شده، همين سوره مريم است.
    فضيلت سوره
 از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله چنين نقل شده است كه هر كس اين سوره را بخواند به تعداد كسانى كه زكريا و يحيى و مريم و عيسى و موسى و هارون و ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسماعيل، را تصديق يا تكذيب كردند و همچنين به تعداد كسانى كه )به دروغ و تهمت( براى خدا فرزندى قائل شدند و نيز به تعداد كسانى كه فرزند قائل نشدند  هر يك از آنها خداوند ده حسنه به او مى‏دهد. )مجمع البيان ذيل آيه(.
 و نيز در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم هر كس مداومت به خواندن اين سوره كند از دنيا نخواهد رفت مگر اينكه خدا به بركت اين سوره او را از نظر جان و مال و فرزند بى‏نياز مى‏كند.)مجمع البيان ذيل آيه.
 اين غنا و بى‏نيازى مسلما بازتابى است از پياده شدن محتواى سوره در درون جان انسان و انعكاسش در خلال اعمال و رفتار و گفتار او.
    محتواى سوره
 اين سوره از نظر محتوا داراى چندين بخش مهم است:
 1- مهمترين بخش اين سوره را قسمتى از سرگذشت زكريا و مريم و حضرت مسيح عليه السّلام  و يحيى و ابراهيم قهرمان توحيد و فرزندش اسماعيل و ادريس و بعضى ديگر از پيامبران بزرگ الهى، تشكيل مى‏دهد كه داراى نكات تربيتى خاصى است.
 2- قسمت ديگرى از اين سوره كه بعد از بخش نخست، مهمترين بخش را تشكيل مى‏دهد مسائل مربوط به قيامت و چگونگى رستاخيز و سرنوشت مجرمان و پاداش پرهيزكاران و مانند آن است.
 3- بخش ديگر مواعظ و نصائحى است كه در واقع مكمل بخشهاى گذشته مى‏باشد.
 4- بالآخره آخرين بخش، اشارات مربوط به قرآن و نفى فرزند از خداوند و مساله شفاعت است كه مجموعا برنامه تربيتى مؤثرى را براى سوق نفوس انسانى به ايمان و پاكى و تقوا تشكيل مى‏دهد.
                                                               14 - تكرار نام مريم در قرآن
 مريم 33 بار
 ومريم 1 بار جمعا 34 مرتبه.
    آياتي كه لغت مورد نظر در آنها تكرار شده است:
 مريم
 - 2:87 - 2:253 - 3:36 - 3:37 - 3:42 - 3:43 - 3:44 -3:45 -3:45
 - 4:156 -4:157 -4:171 -4:171 - 5:17 - 5:17 - 5:46 - 5:72 - 5:75
 5:78 - 5:110 - 5:112 - 5:114 - 5:116 - 9:31 - 19:16
 - 19:27 - 19:34 - 23:50 - 33:7 - 43:57 - 57:27 - 61:6 - 61:14 - ومريم 66:12
                             امتيازات حضرت فاطمه زهراء نسبت به حضرت مريم    عليهماالسلام 
                                               1 - زهراسلام اللّه عليها حجت الهي بر امامان
 حديث شريفي كه مفاد آن حجيت فاطمة زهرا عليها السلام  بر ائمّة اطهار عليهم السلام مي باشد به عبارات مختلفي از امامان معصوم نقل گرديده كه به سه مورد آن اشاره مي گردد:
 الف: از امام رضا عليه السلام نقل شده كه فرمود: »نحن حجج الله عليكم و اُمُّنا فاطمة حجّة الله علينا« الانتصار، ج7، للشيخ العاملي، ص 237.
 ما حجت هاي خدا بر شمائيم و مادر ما فاطمه عليها السلام حجت خدا بر ما )اهل بيت( است.
 ب: از امام حسن عسكري عليه السلام نقل شده كه فرمود: »نحن حجج الله علي خلقه و جدّتنا فاطمة حجة الله علينا« )الاسرار الفاطميه، ص 17، للشيخ محمد فاضل المسعودي. ما )اهل بيت( حجت هاي خدا بر خلق او هستيم و جدّة ما فاطمه (عليها السلام ) حجت خدا بر ما است.
 ج - از امام حسن عسكري  عليه السلام نقل شده كه فرمود: »نحن حجج الله علي الخلائق و امّنا فاطمة حجة الله علينا« الاسرار الفاطميه، ص 99، للشيخ محمد فاضل المسعودي. ما حجت هاي خدا بر مردم هستيم و مادر ما فاطمه عليها السلام حجت خدا بر ما است. 
 معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر. 1 - الاسرار الفاطميه، محمد فاضل مسعودي.  2 - الانتصار، شيخ حر عاملي، ج7. 
 دلائل فراواني وجود دارد كه نشان مي دهند آن حضرت در رديف ائمه اطهار عليها السلام حجّت بر خلق بوده اند. 
 يكي از آن دلائل حديث ثقلين مي باشد كه نبيّ مكرم اسلام در ضمن آن فرمودند:« ... فانظروا كيف تخلّفوني في الثقلين. فقام رجل فقال يا رسول الله و ما الثقلان؟ فقال رسول الله صلي الله عليه و سلم الاكبر كتاب الله ؛ سبب طرفه بيد الله و طرفه بأيديكم فتمسكوا به لم تزالوا و لا تضلّوا. والاصغر عترتي و انّهما لن يفترقا حتّي يردا عليّ الحوض و سألت لهما ذلك ربّي فلاتقدّموهما فتهلكوا و لاتعلّموهما فانّهما اعلم منكم.  بنگريد كه پس از من ، با دو يادگار گرانبهاى من چگونه رفتار مى‏كنيد؟ مردي برخواست و پرسيد: يا رسول الله! دو أثر گرانبهاى شما چيست؟ فرمود: ثقل اكبر كتاب خداست ؛ وسيله اي كه جانبى از آن در دست خدا مى‏باشد و طرف ديگر آن در اختيار شما قرار گرفته است ؛ پس به آن چنگ بزنيد كه نمي لغزيد و گمراه نمي شويد ؛ و ثقل اصغر عترت من است؛ كه همانا آن دو هرگز از همديگر جدا نمي شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. و من هم از پروردگارم همين اتحاد و يگانگى را براى آنها درخواست كرده‏ام. پس بر اين دو پيشى نگيريد كه به هلاكت مى‏رسيد و سخنى به آنها نياموزيد كه آنان از شما داناترند.)المعجم الكبير ،الطبراني ، ج3 ، ص66). 
 طبق اين حديث شريف ، عترت رسول خدا حجّت بر خلائق مي باشند و شكّي نيست حضرت فاطمه‏ي زهرا سلام اللّه عليها نيز از فرد كامل عترت مي باشد. پس آن جناب نيز حجّت بر خلق مي باشند.
 دليل دوم حديث سفينه است كه نبيّ خدا فرمودند: إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَيْتِي فِي أُمَّتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ فِي قَوْمِهِ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَرَكَهَا غَرِقَ  همانا مثل اهل بيت من در امّتم مانند كشتي نوح است در قوم خودش كه هر كه سوار آن شد نجات يافت و هر كه آن را ترك نمود غرق شد. )الإحتجاج ، ج1 ،ص 157). 
 باز روشن است كه حضرت فاطمه‏ي زهرا سلام اللّه عليها نيز جزء اهل بيت مي باشد. 
 همچنين طبق آيات و روايات فراواني آن حضرت معصومه بوده و سخن و فعل هر معصومي حجّت است. چرا كه سخن و فعل معصوم يقيناً حقّ مي باشد و هر حقّي از خداست. 
 دلائل ديگري نيز در اين باره وجود دارد كه براى رعايت اختصار از آوردن آنها صرف نظر مى‏كنيم .
                                           2 - او سرور زنان جهانيان تا قيامت؛ مريم سرور جهان زمان خود 
 يكي از شبهاتي كه نسبت به حضرت زهراسلام الله عليها و روايات شيعه مطرح مي‏شود، اين است كه شيعه حضرت زهراعليها السلام را از همه زنان عالم بالاتر مي‏داند در حالى كه طبق آيات قرآن كريم، حضرت مريم عليها السلام برترين زنان است. آيه مورد نظر عبارت است از: »وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمين )آل‏عمران 42. و (ياد كن) هنگامى را كه فرشتگان گفتند اى مريم، خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است«. 
 در پاسخ به اين سؤال بايد به چند نكته توجه نمود:
 اگر وقتي به كسي گفته شود: )تو به عنوان برترين دانشمند جهان انتخاب شده‏اي(، آيا اين دليل مي‏شود كه در سال‏هاي بعد هم، هيچ دانشمندي بالاتر از تو نخواهد بود؟ قطعا چنين برداشتي اشتباه است. در معناي آيه فوق هم همين اشتباه را برخي مرتكب شده و گفته‏اند پس در قرون بعد از حضرت مريم عليها السلام هم كسي بالاتر از وي به دنيا نخواهد آمد، در حالى كه آيه اصلاً چنين دلالتي ندارد. فلذا در روايات نيز آمده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: ...إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ هِيَ سَيِّدَةٌ لِنِسَاءِ عَالَمِهَا فَقَالَ ذَاكَ لِمَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ فَأَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَهِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الآْخِرِين.                    شيخ صدوق، الأمالي، ص 487، تهران: انتشارات كتابچى، 1376.
 و او )فاطمه( سيده زنان عالميان است. عرض شد يا رسول اللَّه او سيده زنان عصر خود است؟ فرمود مريم دختر عمران چنين بود، اما دخترم فاطمه بانوى زنان عالم است ، از اولين و آخرين.
 در موارد ديگري نيز در قرآن كريم، لفظ »عالمين« به معناي )همان عصر خود( به كار رفته است. مثلا خداوند درباره بنى‏اسرائيل فرموده است: يا بَني إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ.)البقرة 47.
  اى فرزندان اسرائيل، از نعمت‏هايم كه بر شما ارزانى داشتم، و )از(اينكه من شما را بر جهانيان برترى دادم، ياد كنيد. كه بديهى است منظور، برترى مؤمنان بنى اسرائيل بر مردم عصر خود بوده است.
  رواياتي كه حضرت زهرا عليها السلام را سرور زنان بهشتي معرفي نموده است، نيز ثابت مي‏كند، كه ايشان از حضرت مريم عليها السلام  والاترند. چرا كه قطعا حضرت مريم عليها السلام از زنان بهشتي است و حضرت زهرا عليها السلام، سرور همه آنها. 
 به عنوان مثال، در روايتي آمده است كه پيامبرصلي الله عليه و آله خطاب به ايشان فرمودند: «...فَأَنْتِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ ابْنَاكِ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة.)شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج1: ص263، تهران: نشر اسلاميه، 1395 ق. پس تو سرور زنان بهشتي و دو پسرت، حسن و حسين سرور جوانان بهشتند.
 در قرآن مجيد، كه يك سرى از ويژگى ها و امتيازات براى حضرت مريم عليها السلام بيان شده است. اين ويژگى‏ها از اختصاصات حضرت مريم عليها السلام نيست و افراد ديگرى نيز در رتبه او و چه بسا بالاتر از او به چنين مقاماتى رسيده اند؛ اما آنچه از اختصاصات حضرت مريم سلام الله عليها است و بدان وصف، بر همه زنان عالم امتياز يافته است، چگونگى ولادت فرزند وى مى‏باشد. 
 علامه طباطبايى‏قدس الله نفسه الزكيه در تفسير الميزان مى فرمايد: )اين كلمه( از خصايص وجودى حضرت مريم عليها السلام انگشت روى هيچ خصيصه‏اى به جز ولادت عجيب فرزندش نمى‏گذارد. اين است كه )اصطفاء( از هر جهت نيست؛ بلكه آنگونه فرزند آوردن مراد است. اما غير از كلمه )اصطفاء( كلمات ديگرى كه در آيات مربوط به آن حضرت آمده، از قبيل تطهير، تصديق به كلمات خدا و كتب او، قنوت و محدثه بودن همه از امورى است كه اختصاص به آن حضرت ندارد.
 )طباطبايى سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، ج1: ص189، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ‏ى مدرسين حوزه علميه قم، چاپ پنجم، 1417 ق.)پايگاه جامع فرق، اديان و مذاهب(.
 در منابع اهل سنت نيز، روايات متعددي از رسول خداصلي الله عليه وآله نقل شده كه نشان مي دهد حضرت فاطمه زهراعليها السلام از همه زنان عالم برتر و بالاتر بوده، كه ما در اينجا به برخي از آن روايات اشاره مي كنيم:
 1- ابن شاهين، به سند خود از عمران بن حصين، نقل مي كند كه پيامبر صلي الله عليه وآله خطاب به فاطمه عليها السلام  فرمود: يا بنيه اما ترضين ان تكوني سيدة نساء العالمين؛ اي دخترم! آيا خشنود نيستي كه تو سيده زنان عالم هستي. فضائل فاطمة لابن شاهين.
 2- طبراني، از ابو هريره، نقل كرده كه پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: 
 ان ملكٌ من السماء لم يكن زارني فاستاذن الله في زيارتي، فبشّرني، او قال: اخبرني ان فاطمه سيدة نساء امتي؛ همانا فرشته اي مرا زيارت نكرده بود و از خداوند براي زيارت من اجازه گرفت، پس بشارت داد كه فاطمه سرور زنان امت من است.)مناوي، اتحاف السائل بما لفاطمة من الفضائل، ص 1.
 3- مناوي، به سند خود از حضرت فاطمه عليها السلام روايت كرده كه پيامبر صلي الله عليه وآله به آن حضرت فرمود: يا فاطمه اما ترضين ان تأتي يوم‏القيامه سيدة نساء المؤمنين؛ اي فاطمه! آيا خشنود نيستي كه روز قيامتوارد شوي در حاليكه سرور زنان مومنان باشى.)مناوى،اتحاف السائل بمالفاطمة من الفضائل، ص 8.
 4- همچنين وي از ابن عباس روايت مي كند كه پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: افضل نساء اهل الجنه خديجه بنت خويلد، و فاطمه بنت محمد، و مريم بنت عمران، و آسيه بنت مزاحم؛  برترين زنان بهشت چهار نفرند: خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمدصلي الله عليه وآله، و مريم دختر عمران، و آسيه دختر مزاحم.) مناوي، اتحاف السائل بما لفاطمة من الفضائل، ص 10.
 5- طبري از فاطمه بنت الحسين‏عليه السلام ازحضرت فاطمه عليها السلام روايت كرده كه پيامبرصلي الله عليه وآله به آن حضرت فرمود: انت سيدة نساء اهل الجنه؛توبرترين بانوي اهل بهشتي)مناوى،اتحاف السائل بمالفاطمة من الفضائل، ص 12.
 روايات در اين مورد زياد است كه قسمتى از آن را در كتاب »اسلام دين صلح و گفتگو با اديان « آورده‏ام. 
                                          3 - اگر على عليه السلام نبود كسى تاقيامت كفو همسرى اورا نداشت.
 امام صادق عليه السلام فرمودند: لَوْ لَا أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع تَزَوَّجَهَا مَا كَانَ لَهَا كُفْوٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَه  اگر امير المؤمنين عليه السّلام نبود كه با حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها ازدواج كند ، در روى زمين تا روز قيامت براى ايشان همتايي پيدا نمى‏شد ؛ از آدم ابو البشر گرفته به بعد. )علل الشرائع ، ج1 ،ص 178 )
                                                       4 - زهراء از نور عظمت خدا آفريده شده است 
 « عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ لِمَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ زَهْرَاءَ فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِهَا وَ غَشِيَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِكَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِينَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا مَا لِهَذَا النُّورِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِي فِي أَرْضِي بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْيِي : جابر)جعفى( مى‏گويد: محضر مبارك امام صادق عليه السّلام عرض كردم: براى چه فاطمه زهراء سلام اللَّه عليها به زهراء موسوم گرديد؟ حضرت فرمودند: زيرا حقّ عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفريد، و هنگامى كه نور وجود فاطمه سلام اللَّه عليها درخشيد آسمانها و زمين به نورش روشن شده و ديدگان فرشتگان از شدّت نورش بسته شد و تمام ملائكه ، حقّ تبارك و تعالى را سجده نموده و عرض كردند: اي اله و معبود ما و سرور و مولاى ما ! اين نور چه خصوصيّتى دارد كه اين قدر تابان و روشن است؟ خداوند متعال به آنها وحى فرمود: اين نور از نور من است كه در آسمان ساكنش كرده‏ام آن را از عظمت خويش آفريدم ، آن را از صلب پيامبرى از پيامبران كه بر تمام انبياء برتريش داده‏ام خارج خواهم ساخت و از اين نور پيشوايانى را بيرون مى‏آورم كه به امر من قيام مى‏كنند و مردم را به طرف من هدايت مى‏نمايند ، اين پيشوايان را پس از انقطاع وحى خلفاي خود در زمين قرار مى‏دهم.)علل الشرائع ، ج1 ،ص180). 
                                                       5 - آسمانها و زمين از نور فاطمه آفريده شده است 
 أنس بن مالك گفت: يك روز پيامبر اكرم به نماز صبح اشتغال داشت در محراب ايستاد چون ماه تابان ؛ عرض كردم اگر صلاح بدانيد اين آيه را براى ما تفسير فرمائيد: « فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ. » فرمودند: منظور از پيامبران من هستم ، صديقين علي بن ابى طالب است و اما شهدا عمويم حمزه و امّا صالحين دخترم زهرا و فرزندانش حسن و حسين مي باشند. عباس (عموي پيامبر) از گوشه مسجد به خدمت پيامبر اكرم آمده گفت: مگر من و شما و علي و فاطمه و حسن و حسين از يك سرچشمه نيستيم؟ فرمودند: منظورت چيست عمو جان؟ عرض كرد: زيرا مرا نام نبردى و به اين مقام مفتخر نكردى. فرمود عمو جان اينكه گفتى من و تو و علي و حسن و حسين از يك سرچشمه هستيم صحيح است ولى خداوند ما را موقعى آفريد كه نه آسمان افراشته و نه زمين گسترده و نه عرش و نه بهشت و نه جهنم بود ؛ ما او را تسبيح و تقديس مي كرديم هنگامى كه تسبيح و تقديسى وجود نداشت. وقتى خدا اراده كرد ابتداى آفرينش را نور مرا شكافت و از آن عرش را آفريد ؛ نور عرش از نور من است و نور من از نور خدا است. سپس نور علي بن ابى طالب را شكافت و از آن ملائكه را آفريد پس نور ملائكه از نور علي بن ابى طالب است و نور پسر ابى طالب از نور خدا است. نور دخترم فاطمه را شكافت و آسمانها و زمين را آفريد ؛ نور آسمانها و زمين از نور دخترم فاطمه است و نور فاطمه از نور خدا است ؛ و فاطمه برتر از آسمانها و زمين است. سپس نور حسن را شكافت و از آن خورشيد و ماه را آفريد ؛ پس نور خورشيدو ماه از نور حسن است و نور حسن از نور خدا است و حسن از خورشيد و ماه برتر است. آنگاه نور حسين را شكافت و از آن بهشت و حور العين را آفريد ؛ پس نور بهشت و حور العين از نور حسين است و نور حسين از نور خدا است و حسين از بهشت و حور العين برتر است. سپس خداوند به قدرت خود ظلمت را آفريد و آن را بر پرده ي چشمها افشاند ؛ ملائكه گفتند: سبوح قدوسي اي پروردگار ما ؛ خدايا از وقتى اين اشباح را شناخته ايم چيز بدى مشاهده نكرديم تو را سوگند مي دهم به مقام آنها كه اين گرفتارى را از ما برطرف فرما ! در اين موقع خداوند قنديل‏هاى رحمت را آفريد و بر سرادق عرش آويخت. گفتند خدايا اين فضيلت و نورها از كيست ، خطاب نمود اين نور كنيزم فاطمه زهرا است به همين جهت او را زهرا (نوراني) ناميدم ؛ چون آسمانها و زمين به واسطه ي نور او پديدار شد. او دختر پيامبرم و همسر وصىّ او و حجّت من بر خلق است. شما را گواه مي گيرم كه ثواب تسبيح و تقديس شما را به اين بانو و شيعيانش دادم تا روز قيامت. در اين موقع عباس از جاى خود حركت كرد و پيشانى علي بن ابى طالب را بوسيده و گفت: يا علي خدا تو را حجّت بالغه بر مردم قرار داده تا روز قيامت.)بحار الأنوار ، ج25 ،ص 17 )
                                                              6 - فاطمه اختر درخشان در ميان زنان جهان 
 امام صادق عليه السلام  در تفسير آيه 35 نور فرمودند: « فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ع فِيها مِصْباحٌ الْحَسَنُ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الْحُسَيْنُ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْيَا يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ إِبْرَاهِيمُ ع زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لَا يَهُودِيَّةٍ وَ لَا نَصْرَانِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِي‏ءُ يَكَادُ الْعِلْمُ يَنْفَجِرُ بِهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يَهْدِي اللَّهُ لِلْأَئِمَّةِ مَنْ يَشَاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ :« خدا نور آسمانها و زمين است، حكايت نور او چون فانوسى است » آن فانوس فاطمه عليها السلام است «كه در آن فانوس چراغي است » آن چراغ حسن است« چراغ در آبگينه است » آبگينه حسين است «آبگينه مانند اختر درخشانى است » آن اختر درخشان فاطمه است در ميان زنان جهان «از درخت پر بركتى برافروزد » آن درخت حضرت ابراهيم عليه السلام است« درخت زيتونى است نه شرقي و نه غربي » يعني نه يهودى و نه نصرانى« كه نزديك است روغنش برافروزد » نزديك است علم از آن بجوشد« اگر چه آتشى به او نرسد، نوري است روى نورى » از فاطمه امامى پس از امامى آيد «خدا هر كه را خواهد به نور خود رهبرى كند » هر كه را خدا خواهد به امامان رهبرى كند «و خدا براى مردم مثلها مي زند. )الكافي، ج1، ص: 195).
                                                    7 -  مريم پدرى مانند محمد و شوهرى مانند على ندارد
 يكى از امتيازات مهم فاطمه بر مريم عليهماالسلام، داشتن پدرى مانند حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله و شوهرى چون على عليه السلام مى‏باشد. 
 درست است او فرزندى بدون پدر به دنيا آورد ولى خلقت آدم عليه السلام )بى پدر و مادر( از او مهم و جالبتر است ولى أشرف از عيسى عليه السلام و فاطمه عليها السلام، نيست. 
                                    8 - فاطمه عليهاالسلام مادر حجّتى است كه عيسى عليه السلام به او    اقتداء مى‏كند
      فاطمه مادر 11 حجّت اليهى است كه هر كدام مقام والائى در پيشگاه خداى توانا دارد و آخرين فرزندش طبق روايات، مقتداى حضرت عيسى عليه السلام
 خواهد بود.
     - اقتداي حضرت عيسي‏ عليه السلام به حضرت قائم‏عجل الله تعالي فرجه الشّريف
 روايات متعدد، از برگشت و حضور حضرت عيسي‏عليه السلام در جبهه حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشّريف خبر داده‏اند. حضرت مسيح عليه السلام، حامي و مروّج حضرت حجت است كه به هدايت مردم به‏ويژه اهل‏كتاب مي‏پردازد. هم‏چنين هنگام نماز جماعت به حضرت مهدي‏عجل الله تعالي فرجه الشّريف اقتدا مي‏كند، چنان‏كه پيامبر اعظم صلي الله عليه واله به اين موضوع اشاره فرموده است: 
 فينزل روح‏ الله عيسي بن مريم فيصلّي خلفه؛ )بحارالانوار، ج 51، ص 17. 
 پس هنگام ظهور حضرت مهدي عيسي بن مريم فرود مي‏آيد و پشت سر او حضرت مهدي نماز مي‏خواند. 
 در زمان ظهور آن حضرت، مسيح عليه السلام نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و اين به مفهوم خاتميت و خاتم الاوصياء بودن آن بزرگوار است و در روايت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسيح عليه السلام احترام نموده و به امامت جماعت، دعوت مى‏كند، مسيح عليه السلام گويد، كسي را نرسد كه بر ائمه اهل البيت عليهم السلام تقدم بجويد و حق تقدم با شماست كتاب منتخب الاثر 25 حديث در اين رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده كه امام عصرعجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف به حضرت عيسي عليه السلام مي گويد:بياييد بر ما امامت كنيد تعال صلّ بنا، فيقول الا إنّ بعضكم علي بعض امراء تكرمه الله تعالي هذه الامة.
 و حضرت عيسي عليه السلام مي گويد:بعضي از شما بر بعضي ديگر امارت دارد و اين عنايت خداوند نسبت به اين امت است.
 آنگاه مي گويد اين حديث صحيح و نيكو است كه بزرگان نقل نموده اند و دلالت دارد بر اينكه مهدي عليه السلام به جز عيسي عليه السلام است و اين به معني تسليم مسيحيت و يهوديت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البيت  عليهم  السلام خواهد بود. امتيازات فراوان ديگر حضرت زهراء عليهاالسلام كه بخاطر رعايت اختصار،به همين اندازه، بسنده مى‏ كنيم.