142 - ارتش بدون علوفه و غذا و اصحاب کهف
41 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 
  حضرت خضر نبى‏ عليه السلام و اصحاب کهف

 
 1 - از جمله ياران »قائم عليه السلام« حضرت »خضرعليه السلام« است كه هميشه با اوست.×××  اكمال الدين: 61 / 2 باب ماروى من حديث الخضر عليه السلام ؛ بحارالأنوار:152 / 52 ح 3 ؛ معجم أحاديث امام المهدى: 167 / 4 ح 1229. ×××
 2 - و هم‏چنين حضرت »عيسى عليه السلام« خواهد بود البته نه در آغاز خروج بلكه بعد از چند ماه، هنگامى كه براى جنگ سفيانى به شام عزيمت مى‏ نمايد.×××  معجم أحاديث امام المهدى: 535 -534 / 1 ح 365 - 364 )از رسول أكرم صلى الله عليه وآله( و 121 / 3 ح 659 )از اميرمؤمنان ‏عليه السلام( و ص 170 ح 694 )از امام حسن عليه السلام( و ص 316 ح 857 )از امام باقر عليه السلام( و 170 / 4 )از امام رضا عليه السلام( مهدى منتظر:ص 320. ×××
 3 - حسن بن العباس بن الحريش مى‏ گويد  أبى‏ جعفر الثانى )امام جواد عليه السلام فرمود: قال أبو عبد اللَّه‏ عليه السلام: بينا أبى يطوف بالكعبة إذا رجل معتجر قد قيّض له ، فقطع عليه اسبوعه حتى أدخله إلى دار جنب الصفا فأرسل إلىّ فكنّا ثلاثة فقال: مرحبا بابن رسول اللَّه‏ صلى الله عليه وآله ثم وضع يده على رأسى وقال: بارك اللَّه فيك يا أمين اللَّه بعد آبائه. يا با جعفر -؛ يعنى أنه بعد ما فعل ذلك التفت إلى أبى جعفر عليه السلام فقال يا باجعفر! إن شئت فأخبرنى وإن شئت فأخبرتك ، وإن شئت سلنى وإن شئت سألتك ، وإن شئت فاصدقني وإن شئت صدقتك قال: كل ذلك أشاء. و ساق الحديث إلى أن قال: فوددت أن عينيك تكون مع مهدى هذه الأمة والملائكة بسيوف آل داود بين السّماء و الأرض ، تعذب أرواح الكفرة من الأموات ويلحق بهم أرواح أشباههم من الأحياء ثم أخرج سيفا ثم قال: ها إن هذا منها. قال: فقال أبى: إ ى والذ ى اصطفى محمدا على البشر ، قال: فرد الرجل اعتجاره وقال: أنا إلياس ما سألتك عن أمرك ولى به جهالة ، غير أنى أحببت أن يكون هذا الحديث قوة لاصحابك ، و ساق الحديث بطوله إلى أن قال: ثم قام الرجل و ذهب فلم أرهامام صادق‏ عليه السلام فرمود: در بين طواف بودم دور كعبه، ناگهان مرد رو پوشانده‏ اى كه مترصد پدرم بود، )شوط( هفتم او را قطع كرد، تا او را به خانه‏ اى كنار صفا، داخل كرد و مرا هم برد پس سه نفرى بوديم و گفت: مرحبا به فرزند رسول خدا صلى الله عليه وآله سپس دستش را بر سر من گذاشت و گفت: خدا بركت دهد به امين خود بعد از پدرانش، اى ابا جعفر! تو مى‏ خواهى به من خبر ده يا من به تو، خبر دهم و مى‏ خواهى از من بپرس يامن از تو بپرسم و اگر مى‏ خواهى تو مرا تصديق كن يامن تو را تصديق كنم؟!
 فرمود: همه اين‏ها را مى‏ خواهم )وحديث را ادامه داد تا اين‏كه گفت:( پس دوست داشتم، چشمانت با مهدى اين امّت باشد )كاش او را مى‏ ديدى( در حالى كه فرشته‏ ها با شمشيرهاى آل داوود، ميان آسمان و زمين، ارواح كافرها را از مردگان و ارواح مثل آن‏ها، از زنده‏هارا عذاب مى‏ دادند، سپس شمشيرى بيرون آورد و گفت: اين هم از آن )شمشيرها( است، پدرم گفت: بلى! به خدايى كه »محمد« را براى بشر برانگيخت.
 امام صادق‏ عليه السلام فرمود: آن مرد روپوشيده را برگردانيد و گفت: من »الياسم« از چيزهايى كه پرسيدم از روى ندانستن نبود، غير از اين‏كه دوست داشتم اين حديث، نيرويى براى هم صحبتان تو باشد )روايت را ادامه داد تا فرمود:( آن مرد بلند شد و رفت و ديگر نديدمش.×××  .... اصول كافى: 242-247 / 1 ؛ بحارالأنوار: 371 / 52 ب 27 ح 163. ××× از روايت بالا تلويحاً فهميده مى‏ شود كه »الياس پيغمبرعليه السلام« نيز؛ مانند »خضرعليه السلام« در خدمت »قائم‏ عليه السلام« خواهد بود .
 
  أصحاب كهف

 1 - اميرالمومنين عليه السلام فرمود: »إنّ أهل الكهف كلّهم أعجام، ولايتكلّمون إلّا بالعربية؛×××  منتخب الأثر : ص 485 و أنّهم يكونون وزراء المهدىّ عليه السلام؛ يوم الخلاص : ص 216. ××× همانا اهل كهف همگى عجم هستند و سخن نمى‏ گويند مگر با عربى )در زمان مهدى‏ عليه السلام(.«
 2 - امام صادق‏ عليه السلام فرمود: »هرگاه »قآئم آل محمد« قيام نمايد، بيرون آورد از پشت كعبه)در روايتى از پشت كوفه و اين أظهر است( بيست و هفت نفر را پانزده نفر از قوم موسى كه مردم را به حق هدايت مى‏ كردند و به حق عدول مى‏ دادند و هفت نفر از اصحاب كهف و يوشع بن نون وصى موسى و مؤمن آل فرعون و سلمان فارسى و مالك أشتر و ابودجانه در روايت ديگر جابر انصارى×××) مفضل بن عمر ، عن أبى عبد اللَّه‏ عليه السلام قال: يخرج مع القائم‏ عليه السلام من ظهر الكوفة سبع وعشرون رجلا خمسة عشر من قوم موسى‏ عليه السلام الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون  وسبعة من أهل الكهف ، ويوشع بن نون ، وسلمان ، وأبو دجانة الأنصارى، والمقداد ، ومالك الأشتر ، فيكونون بين يديه أنصارا وحكاما. شي: عن المفضل مثله بتغيير ما. إلزام النّاصب: 284 / 2 ؛ بحارالأنوار:90 / 53 ب 29 ح 95 و 346 / 52 ب ح 92؛ معجم أحاديث امام المهدى: 122 / 5 ح 1543 ؛ دلائل الإمامة:ص 247 و معجم‏ الملاحم والفتن:« 7 / 4 ؛ تفسير عياشى: 32 / 2 ؛ المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة: ص 136 ؛ روضةالواعظين: ص 228. ×××
 3 - در حديث ديگر به جاى مؤمن آل فرعون، مقداد را فرموده است و سپس فرمود: »پس اين‏ها درخدمت او و از انصار و حكّام خواهند بود«
 امتيازات اين اشخاص بدين جهت است كه خود امام‏ عليه السلام آن‏ها را بر مى‏ گرداند و گرنه برگشت داده شدگان زياد خواهد بود.
 4 - أميرالمؤمنين‏ عليه السلام در خطبه‏ اى فرمود: »ايشان با سگشان بر مى‏ گردند، از ايشان است مردى كه به او )مليخا( گويند و ديگرى حملاها )كمسلميناخ( و اين دو شاهد خواهند بود براى »قائم« و امر وى را تسليم مى‏ شوند، پس »قائم عليه السلام« يكى از آن‏ها را به جنگ روم مى‏ فرستد و او بدون فتح بر مى‏ گردد، پس ديگرى را بفرستد و او فاتحانه بر مى‏گردد«×××  و تقبل الروم إلى قرية بساحل البحر عند كهف الفتية ، فيبعث اللَّه الفتية من كهفهم ، مع كلبهم ، منهم رجل يقال له: مليخا وآخر خملاها )كمسلمينا(، و هما الشاهدان المسلمان للقائم‏ عليه السلام... بحارالأنوار: 84 / 53 باب الرّجعة ح 86 از اختصاص. مختصر بصائر الدرجات: ص 201 ؛ بحارالأنوار:85 / 53 ب 29 ح 86؛ معجم أحاديث امام المهدى: 95 / 5 ح 1481. ×××
 5 - در خبرها آمده است: »يسلّم عليهم فيحييهم اللَّه، ثمّ يرجعون إلى رقدتهم إلى يوم القيامة؛×××  منتخب الأثر: ص 165 ؛ الزام النّاصب: ص 177؛ يوم الخلاص: ص 216. ××× قائم‏عليه السلام به آن‏ها سلام مى‏ كند، پس خداوند آن‏ها را زنده مى‏ كند سپس به خوابگاهشان برمى‏ گردند تا روز قيامت.«
 6 - شيخ مفيدرضى الله عنه در ارشاد مى‏ فرمايد: »وقيل إنّهم يبايعونه هم وخمسة عشر من قوم موسى‏ عليه السلام الّذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون؛×××  ارشاد: 344؛ يوم الخلاص: ص 216 قسمت پاورقى. ××× گفته شده است آن‏ها با 15 نفر از اصحاب موسى كه به حق راهنمايى مى‏ كردند و به آن برمى گشتند، به مهدى‏ عليه السلام بيعت مى‏ كنند.«
 
 ياران حسين ياران من و مهدى است
 
 12 هزار تن با 72 تن شهداء كربلا

 قال الحسين عليه السلام فى ليلة العاشوراء لأصحابه فى خطبته....و قد قال جدّى رسول اللّه صلى الله عليه وآله وسلم: ولدى الحسين يقتل بطفّ كربلاء غريباً وحيداً عطاشاً و فريداً ،فمن نصره فقد نصرنى و نصر ولده الحجّة و لو نصرنا بلسانه فهو فى حزبنا يوم القيامة.××× معالى السبطين: ص 209 سطر 3 بنقل از كتاب »ايقادالقلوب« سيد محمد الشّاه عبدالعظيمى او هم از كتاب نورالعين .  ××× امام حسين عليه السلام شب عاشورا در ضمن خطبه‏اى كه خواند فرمود: جدم رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرزندم حسين در طفّ كربلا غريب و وحيد و عطشان و تنها كشته مى شود، پس هركس او را يارى نماى، مرا و فرزندش حجّة را يارى كرده است، و اگر با زبان نيز به ما كمك نمايد، روز قيامت در حزب ما خواهد بود.
 1 - در حديث مفصّل از مفضّل روايت شده است كه به امام صادق‏عليه السلام گفت: اى آقا و مولاى من پس 72 تن مردان كه با حسين بن على عليهما السلام شهيد شدند با 313 تن خواهند بود؟! فرمود: »أبوعبداللَّه حسين بن على عليهما السلام ظاهر ميشود با 12 هزار نفر مؤمن از شيعيان على عليه السلام كه بر سرش عمامه سياه خواهد داشت«××× (بحارالأنوار:7 / 53 ب 29 ح 1. ×××
 2 - امام صادق‏ عليه السلام فرمود: »ثمّ يظهر الحسين‏ عليه السلام في اثنى عشر ألف صدّيق واثنين وسبعين رجلاً أصحابه يوم كربلاء، فيا لك عندها من كرّة زهرآء بيضآء؛××× بحارالأنوار:16 / 53 ب 29 ح 1. ××× سپس حسين‏ عليه السلام‏ظاهر مى‏ شود با دوازده هزار صدّيق و هفتاد و دو تن أصحاب او در كربلا، اى خوش به حال برانگيخته شدگان سفيد درخشنده.«
 
   از مؤمنين

 1 - حضرت باقرعليه السلام فرمود: »هنگامى كه »قائم عليه السلام« ظهور كرد، داخل كوفه شود، خداوند برانگيزاند براى او از پشت كوفه، هفتاد هزار صديق«×××   معجم أحاديث امام المهدى: 324 / 3 ح 867 ؛ بحارالأنوار:390 / 52 ب 27 ح 212. ××× )به احتمال قوى آن‏ها از وادى السّلام بر مى‏ خيزند.
 2 - در اثبات الهداة از كسانى كه به خصوص اسم برده شده است يكى مفضّل است.
 3 - حضرت صادق‏ عليه السلام به او فرمود: »تو و چهل و چهار نفر با »قائم« خواهيد بود تو سمت راست »قائم« به امر و نهى مشغول مى‏شوى. مردم در آن روز بيش از امروز از تو فرمان مى‏برند.×××  اثبات الهداة: 573 / 3 ب 32 ف 48 ح 709 ؛ معجم أحاديث امام المهدى: 98 / 4 ح 1165؛ دلائل الإمامة: ص 248. ×××
 4 - امام باقر عليه السلام فرمود: »گويا مى‏بينم عبداللَّه بن شريك عامرى را كه عمامه سياه بر سر دارد و دو طرف آن را ميان دوشانه‏ اش آويزان و در جلوى روى »قائم« با چهار هزار نفر از دامنه كوه بالا مى‏ رود و مكرر تكبير مى‏گويند«.×××  معجم أحاديث امام المهدى: 333 / 3 ح 877 ؛ بحارالأنوار:76 / 53 ب 29 ح 81؛ در ذيل حديث82)منهم عبداللَّه بن شريك و هو صاحب لوائه( و حديث بعد از آن )وفيهم عبداللَّه بن شريك العامرى و فيهم صاحب لوائه( آمده است. ×××
 5 - ابن بكير مى‏ گويد امام صادق‏ عليه السلام فرمود: »كأنّي بحمران بن أعين وميسر ابن عبد العزيز يخبطان الناس بأسيافهما بين الصفا والمروة؛×××  خبْط: زدن، كوبيدن، خبْطٌ عشواء: بى هدف، همينطورى )المنجد در لغت خبط(. بحارالأنوار: 40 / 53ب 19 ح 7 از مختصر بصائرالدّرجات. ××× همانا من )مى‏ بينم( حمران بن اعين و ميسّر بن عبدالعزيز را كه در ميان صفا و مروه، مردم را با شمشيرشان كنار مى‏ زنند.«
 6 - احمد بن محمد مى‏گويد امام صادق برقى از حضرت امام صادق‏ عليه السلام به )يكى از اصحاب بنام( داوود رقى كه در حال راه رفتن بود نگريست و فرمود: هركس خوشحال مى‏ شود به يكى از ياران »قائم« نگاه كند، به اين شخص بنگرد.
 در جاى ديگر فرمود وى)داوود( را در ميان خود بمنزله مقداد به شمار آوريد.××× جامع الرّواة: 308 / 1 ؛ تنقيح المقال: 414 / 1 ؛ زندگانى امام زمان: ص 167. ×××
 7 - رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: »يا سلمان! إنّك مدركه ومن كان مثلك ومن تولاّه بحقيقة المعرفة، قال سلمان: فشكرت اللَّه كثيراً... قال سلمان: فقمت بين يدي رسول اللَّه‏ صلى الله عليه وآله وما يبالي سلمان متى لقى الموت أو الموت لقاه )فقمت من بين يديه وما أبالي لقيت الموت أو لقيني؛×××  دلايل الإمامة: ص 237 ؛ المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة: ص 298. ××× اى سلمان او )قائم( را تو و كسانى كه مثل توأند و آن‏هايى كه او را با حقيقت معرفت، دوستش دارند، درك خواهيد كرد.
 سلمان گويد: خدا را شكر زياد كردم و در برابر رسول خداصلى الله عليه وآله ايستاده و گفتم: حالا براى سلمان مهم نيست مرگ را ملاقات كند يا مرگ او را فراگيرد.
 8 - حضرت صادق‏ عليه السلام فرمود: »أرواح مؤمنين در جنان )رضوى( به زيارت آل محمدعليهم السلام مى‏روند و با ايشان از خوردنى‏ها و نوشيدنى‏ها استفاده مى‏كنند و در مجالس آن‏ها حاضر مى‏ شوند و با ايشان صحبت مى‏ كنند تا روزى كه »قائم ماعليه السلام« قيام كند خداوند آن‏ها را بر مى‏ انگيزاند، پس با آن حضرت همراه مى‏ شوند و دسته دسته او را لبيك گويند«×××  معجم أحاديث امام المهدى: 101 / 4 ح 1167 ؛ بحارالأنوار:97 / 53 ب 113 29. ×××.
 
                                                                                   زنده شدن منتظران

 1 - مفضّل مى‏ گويد: روزى نزد حضرت صادق‏ عليه السلام از »قائم عليه السلام« و كسانى كه به انتظار مُردند، يادى كرديم آن حضرت فرمود: »هرگاه »قائم« قيام كند به نزد قبر مؤمن مى‏آيند و به او مى‏گويند: اى فلانى! صاحب تو ظهور كرده، اكنون اگر مى‏خواهى برخيز و بر او ملحق شو و اگر مى‏خواهى هم‏چنين در كرامت حق بمان«.××× ( معجم أحاديث امام المهدى: 332 / 3 ح 876 ؛ بحارالأنوار:76 / 53 ب 29 ح 81. ×××

البته مى‏ دانيد تعداد منتظران در مقايسه با ديگر مردم جهان، خيلى كم و حتّى از خود شيعيان نيز، درصد منتظران كم است.
 
 زنده شدن مؤمنان با چهل روز باران

 1 - عبدالكريم خثعمى گويد كه امام صادق‏ عليه السلام فرمود: »إذا آن قيام القآئم مطر الناس جمادي الآخرة وعشرة أيام من رجب مطراً لم تر الخلآئق مثله فينبت اللَّه به لحوم المؤمنين وأبدانهم في قبورهم، وكأنّي أنظر إليهم مقبلين من قبل جهينة، ينفضون شعورهم من التراب؛×××  ارشاد: ص 342 ؛ بحارالأنوار: 90 / 53 ب 29 ح 94 و 291 / 52 ب 26 ح 35 و ص 337 ب 27 ح 77 از ارشاد مفيد؛ معجم أحاديث امام المهدى: 79 / 4 ح 1150. ××× زمانى كه قيام »قائم« نزديك شد، ماه جمادى آخر و ده روز از رجب، براى مردم، باران مى‏ بارد كه؛ مانند آن را نديده اند پس خداوند با آن باران گوشت‏هاى مؤمنان و بدن‏هاى آن‏ها را در قبرهايشان مى‏روياند! و گويا مى‏ بينم آن‏ها از سوى »جهينة« )سرازير( مى‏شوند در حالى كه خاك سرهايشان را مى‏ تكانند )پاك مى‏ كنند(.«
 2 - سعيد بن جبير گفت: »السنة الّتي يقوم فيها المهديّ تمطر أربعاً وعشرين مطرة يرى أثرها وبركتها؛××× (3) معجم‏الملاحم والفتن: 295/4 )لفظ »المطر«(؛ غيبت طوسى: ص443 ف7 ح435؛ بحارالأنوار:212 / 52 ب 25 ح 63. ××× سالى كه در آن مهدى‏ قيام مى‏ كند 24 روز باران مى‏ بارد كه اثر و بركت آن )به طور آشكار« ديده مى‏ شود.«
 اين حديث علاوه بر اين‏كه مستند نيست احتمالاً همان باران رجب باشد يا در ماه‏هاى ديگر ببارد.
 3 - ابى‏ بصير از امام صادق‏ عليه السلام فرمود: »إنّ قدام القآئم لسنة غيداقة يفسد التمر في النخل؛×××  المراد بالغيداق أو الغيداف، السّنة الماطرة و لأجل المطر المداوم والغمام المطبق يفسد التمر على النخل وذلك لفقدان الحرارة وشعاع الشمس. بحارالأنوار: 214 / 52 ب 25 ح 69 از غيبت طوسى. و مانند آن در ارشاد: ص 340. ××× پيش از قيام »قائم« البته سال فراوانى خواهد بود به گونه‏ اى كه )در اثر فراوانى( خرما در نخل فاسد مى‏شود.«
 
  العجب كلّ العجب بين جمادى والرّجب

 1 -اميرالمومنين‏ عليه السلام اين جملات را بسيار تكرار مى‏ كرد: »العجب كلّ العجب بين جُمادى و رجب« گفتند: اى اميرالمومنين‏ عليه السلام آن چيزى كه هميشه از آن تعجب دارى، چيست؟! فرمود: »مادرت بر تو بگريد! كدام عجب عجيب تر است از اين‏كه مُرده‏ ها )زنده شده( سر دشمن خدا، رسول و اهل بيت را بزنند؟!«
 2 - در سؤال ديگر فرمود: »آخر چه عجبى عجيبتر است از اين‏كه مُرده‏ ها، سرهاى زنده‏ ها را بزنند« گفت: چه وقت خواهد بود اى اميرالمومنين ؟ فرمود: »قسم به آن كس كه دانه را مى‏ شكافد و بنده را مى‏ آفريند، گويا نظر مى‏ كنم و مى‏ بينم كه در كوچه‏ هاى كوفه رفت و آمد مى‏ كنند و شمشيرهاى خود را كشيده بر روى دوش‏ها گذاشته، مى‏ زنند هر دشمن خدا و رسول و دشمن مؤمنين را.«×××  أبى الجارود ، عمن سمع علياعليه السلام يقول: »العجب كل العجب بين جمادى ورجب« فقام رجل فقال: يا أمير المؤمنين ما هذا العجب الذى لا تزال تعجب منه ، فقال: ثكلتك امك وأ ى عجب أعجب من أموات يضربون كل عدو للَّه ولرسوله ولأهل بيته ، وذلك تأويل هذه الآية: »يا أيها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب اللَّه عليهم قد يئسوا من الآخرة كما يئس الكفار من أصحاب القبور« )الممتحنة: 13) فإذا اشتد القتل ، قلتم: مات أو هلك أو أ ى واد سلك ، وذلك تأويل هذه الآية »ثم رددنا لكم الكرة عليهم وأمددناكم بأموال وبنين وجعلناكم أكثر نفيراً )أسرى: 6.) معجم الملاحم و الفتن: 196 / 3؛ )واژه‏ العجب( مختصر بصائرالدّرجات:ص 198 ؛ بحارالأنوار: 60/ 53 ب 29 ح 48 و إن أمرنا صعب مستصعب لا يحتمله إلا ملك مقرب أو نبي مرسل أو عبد امتحن اللَّه قلبه للايمان لا يعى حديثنا إلا حصون حصينة ، أو صدور أمينة أو أحلام رزينة يا عجبا كل العجب بين جمادى ورجب. فقال رجل من شرطة الخميس: ما هذا العجب يا أمير المؤمنين؟ قال: ومالي لا أعجب وسبق القضاء فيكم وما تفقهون الحديث ، ألا صوتات بينهن موتات ، حصد نبات ونشر أموات ، واعجبا كل العجب بين جماد ى ورجب. قال أيضا رجل يا أمير المؤمنين: ما هذا العجب الذ ى لا تزال تعجب منه قال ثكلت الآخر امه وأ ى عجب يكون أعجب منه أموات يضربون هام  الأحياء قال: أنى يكون ذلك يا أمير المؤمنين؟. قال: والذ ى فلق الحبة وبرأ النسمة ، كأني أنظر قد تخللوا سكك الكوفة وقد شهروا سيوفهم على مناكبهم ، يضربون كل عدو للَّه ولرسوله وللمؤمنين وذلك قول اللَّه تعالى: »يا أيها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب اللَّه عليهم قد يئسوا من الآخرة كما يئس الكفار من أصحاب القبور« الممتحنة: 1) 13) اى فرق رأس الأحياء.1. بحارالأنوار: 81 / 53 ب 29 ح 86. ×××
 3 - عبداللَّه بن خفقه گويد: ابان بن تغلب به من گفت: گذر كردم به گروهى كه مرا عيب مى‏كردند، به روايتى كه از امام باقرعليه السلام نقل مى‏كردم!، من به آن‏ها گفتم: »كيف تلوموني في روايتي عن رجل ما سألته عن شي‏ء إلّا قال: قال رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله: فمر صبيان وهم ينشدون »العجب كلّ العجب بين جمادي ورجب« فسألته عنه فقال: لقآء الأحياء بالأموات؛×××  بحارالأنوار: 77 / 53 ب 29 ح 77 از رجال كشى. ××× چگونه مرا ملامت مى‏كنيد، درباره روايت من از كسى كه هر وقت چيزى از او مى‏پرسيدم؟ مى‏گفت: رسول خداصلى الله عليه وآله چنين فرمود)؛ يعنى تمام گفته هايش از رسول خداصلى الله عليه وآله بود(! پس به دسته‏ اى از بچه‏ ها عبور كرد كه )اين سرود را( مى‏خواندند »العجب كلّ العجب بين جُمادى ورجب« پس از آن جريان سؤال كردم؟ فرمود: ملاقات زنده‏ ها با مرده‏ ها است.«
 2 - ابن الكوا به امام على‏ عليه السلام گفت: »يا أميرالمؤمنين! أ رأيت قولك »العجب كلّ العجب بين جمادي ورجب« قال: ويحك يا أعور! هو جمع أشتات، ونشر أموات، وحصد نبات، وهنات بعد هنات، مهلكات مبيرات، لست أنا ولا أنت هناك؛×××  بحارالأنوار:59 / 53 ب 29 ح 46 از معانى الأخبار. ××× اى اميرالمومنين عليه السلام! آيا در گفتار شما »العجب كلّ العجب بين جُمادى ورجب« )حكمتى هست؟(، فرمود: واى برتو اى اعور، آن گرد آورى پراكنده‏ ها و زنده شدن مرده هاو درو كردن روييدنى‏ ها و گرفتارى پس از گرفتارى، نابود كننده و ريشه برانداختن است، من و تو در آن‏جا نمى‏ باشيم!«
 
                                                                                      دابّة الأرض

 خروج دابّة الأرض از امور حتميّه است و از كسانى است كه آن حضرت را يارى خواهد نمود و طبق روايات مراد از آن أميرمؤمنان عليه السلام است كه با لشكرش براى كشتن ابليس به او كمك خواهد كرد،اماوقت خروج آن معلوم نيست ظاهراً در رجب دوّم از سال ظهور باشد.
 ناگفته نماند خروج »دابّة الأرض« از مقدمات »رجعت« است و درباره آن اخبار فراوان است كه تعدادى از آن را در بخش 14 کتاب (سیمای جهان در عصر امام زمان (عج)  فصل »دابّة الأرض« آورده‏ ايم به آن‏جا مراجعه شود.
 
                                                                                        نزول مسيح

 جريان فرود آمدن پيامبر بزرگ الهى در »عصر ولايت« و تقويت جبهه امام‏ عليه السلام‏ و نماز خواندن پشت سر امام آزادگان، از مسلّمات عقيده فريقين و مورد قبول شيعه و سنّى است كه همگى بانام نبوّت و ولايت تصريح كرده‏ اند ،اما بعضى از خود فروشان؛ مانند نعيم‏ بن‏ حمّاد، استاد اسماعيل بخارى )صاحب صحيح بخارى( بامتن حديث بازى كرده ونام‏ها را حذف و با تعبير خليفه يا امير و غيره، از مهدى عليه السلام« نام مى‏ برد تا تصريح به نام امام را از صفحات احاديث حذف كند؛ مانند »زائدة« دلاّل جعل حديث، از زبان رسول خداصلى الله عليه وآله كه در ضمن حديث مقبول فريقين كه فرمود: اسمه اسمى به عمد و اسم ابيه اسم ابي را داخل در متن حديث نموده است تا نسبت امام را به پدرش امام حسن عسكرى عليه السلام پنهان نمايد كه جريان آن، دراين كتاب مشروحاً در کتاب (سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) آورده ایم.
 1 - بخارى هم در صحيح خود اين گونه آورده است. ابوهريره گويد: »چگونه خواهيد بود آن هنگام كه فرزند مريم درميان شما فرود آيد و امام شما از خودتان باشد.×××  صحيح بخارى: چاپ الميمنيه - مصر 1312ق باب نزول عيسى 2/158. ×××
 اين حديث را مسلم نيز در صحيح خود و ديلمى در فردوس الأخبار واحمد بن حنبل در مسند خود نقل كرده‏اند.××× (صحيح مسلم كتاب الايمان باب نزول عيسى بن مريم: 2/500؛ مسند احمد چاپ الميمنيه مصر 1313ق ؛ نورالأبصار ط مصر 1382ق ص 170؛ عقدالدرر ص 229 باب دهم. ×××
 2 - نعيم ابن حماد استاد بخارى با اسناد خود از »كعب‏ الأحبار« بدون تصريح به نام امام‏عليه السلام چنين گويد: عيسى مسيح كنار پل سفيد در دمشق شرقى، وقت سحر، فرود آيد. ابرى او را حمل مى‏كند دو دست خود را بر شانه دو فرشته نهاده دو پارچه سراسرى دربردارد ؛ يكى از آن‏ها را بر كمر بسته و ديگرى را بر دوش افكنده است وقتى سر خود را خم مى‏كند عرق از سر او؛ مانند مرواريد قطره قطره مى‏ چكد، يهود نزد او آمده گويند: ما ياران توييم گويد: دروغ مى‏ گوييد! پس مسيحيان نزد او مى‏ آيند و به او مى‏گويند: ما ياران توييم. گويد: دروغ مى‏ گوييد! ياران من مهاجرانند، باقيمانده ياران حماسه.
 پس به محلى كه مسلمانان آن‏جا هستند مى‏آيد، مى‏يابد كه خليفه آنان براى آن‏ها نماز مى‏خواند وقتى مسيح او را مى‏بيند عقب مى‏ايستد )تا اقتدا كند( آن خليفه به او گويد: اى مسيح! تو با يارانت نماز بگزار، عيسى مسيح گويد: تو با يارانت نماز بگزار خداوند از تو خوشنود است، من وزير، برانگيخته شده‏ام نه امير.
 پس خليفه مهاجران يك نماز دو ركعتى با آنان مى‏گزارد در حالى كه فرزند مريم در ميان آن‏هاست.×××  الملاحم و الفتن ابن طاوس: ص 83 باب 187؛ التّرمذى:512 / 4 6 ؛ الطبرانى الكبير: 186 / 1. ×××
 3 - نعيم بن حمّاد، حديث ديگرى را از حذيفة بن يمان از رسول خداصلى الله عليه وآله نقل مى‏كند در اين حديث روشن مى‏شود، كه چگونه با الفاظ، بازى كرده است، او گويد: عيسى فرود آيد، مردم به او خوش آمد گويند: و از فرود آمدنش خوشحال مى‏شوند، چرا كه آمدن او، راست بودن حديث رسول خدا صلى الله عليه وآله را، ثابت مى‏كند و مؤذّن و عيسى هم با آنان در نماز خواندن، همراهى مى‏كند.×××  الملاحم و الفتن سيد ابن طاوس: ص 83، باب 187. ×××
 مى‏ بينيد، اين دلاّل حديث از تصريح كردن به نام مهدى آل محمدعليهم السلام روحى فداه، طفره رفته و با الفاظ بازى كرده است، بجاى نام امام، كه در اصل حديث آمده است، با كلمات )امامتان، خليفه آنان، امير آنان،( تعبير كرده است.
 با اين حال بعضى از نويسندگان اهل سنّت، آزادى و حرّيت قلمشان را بر تعصّب جاهلى پيروز ساخته و اين حديث را بدون دست كارى و تحريف آورده‏ اند.
 4 - ابوسعيد خدرى نقل كرده است رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: »از ما است آن كس كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز مى‏ خواند«.×××  عقد الدّرر: باب 10 ص 230 و ينابيع المودة، و حافظ ابونعيم نيز آن را در دو كتاب، اربعين و حلية الأولياء آورده است. ×
 5 - حذيفة بن يمان گويد: رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: »وقتى كه عيسى‏ بن‏مريم فرود آيد و به مهدى‏ عليه السلام وارد مى‏ شود، گوئى از موى سرش آب مى‏ چكد )يعنى موى سر او مى‏ درخشد، گوئى كه آن را روغن آلود كرده‏ اند يا آن‏كه با آب شسته‏ اند( امام رو به او كرده و مى‏ گويد: پيش آى و با مردم نماز بگزار، عيسى بن مريم گويد: نماز براى تو به پا شده است، پس عيسى پشت سر مردى از فرزندان من نماز گزارد وقتى كه خوانده شد، عيسى بر مى‏ خيزد تا در »مقام« مى‏ نشيند و با وى بيعت نمايد.×××  عقد الدرر: ص 230- 229 ؛ پس از ذكر حديث گويد: حافظ ابونعيم در مناقب »المهدى« و طبرانى در معجم خود حديث را نقل كرده است. ×××
 6 - از عبداللَّه بن عبّاس از رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: »سوگند به خدايى كه مرا به عنوان بشير مبعوث نمود، اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى آن روز را آن قدر طولانى مى‏ كند تا در آن روز فرزندم مهدى ظهور كند و عيسى بن مريم فرود آمده، پشت سر او نماز گزارد.×××  فرائد السّمطين: 229 / 2. ×××
 7 - امير آزادگان على‏ عليه السلام در داستان جلاد مى‏ فرمايد: »مهدى‏ عليه السلام داخل بيت‏المقدس شده به عنوان امام جماعت بر مردم نماز مى‏ گزارد. وقتى روز جمعه فرا رسد و نماز اقامه شود، عيسى‏ عليه السلام با دو جامه درخشان قرمز فرود مى‏ آيد، گوئى كه از سر او روغن مى‏چكد، موهاى سر او صاف، چهره‏ اش زيبا و شبيه‏ ترين خلق خدا به پدرتان ابراهيم خليل الرّحمان است، مهدى، عيسى را مى‏ بيند و به عيسى گويد: اى فرزند بتول××× (4) بتول به زنى گويند كه خون حيض و نفاس نبيند، در احاديث آمده است، مادر عيسى‏ عليه السلام مريم‏ عليها السلام از خون زنانه مبرّا بود. ××× با مردم نماز گزار، عيسى گويد: نماز براى تو به پا شده است. پس مهدى‏ عليه السلام پيش آمده با مردم نماز مى‏گزارد و عيسى در پشت سر او نماز خوانده و با او بيعت نمايد.
 8 - آلوسى گويد: مشهور آن است كه او )عيسى‏ عليه السلام( در دمشق نازل مى‏شود و مردم در حال گزاردن نماز صبح مى‏ باشند. حضرت مهدى‏ عليه السلام عقب او مى‏ايستد)كه با او نماز بخواند(اماعيسى‏ عليه السلام وى را پيش مى‏دارد و پشت سر او نماز مى‏ خواند و مى‏گويد: نماز براى تو برپا شده است.×××  روح المعانى: 59 / 25 در تفسير آيه 59 سوره زخرف. ×××
 سيوطى در پاسخ كسى كه نماز خواندن عيسى را در پشت سر مهدى انكار مى‏ كرد گفت: »اين )انكارتو( از عجيب‏ترين عجائب است، چرا كه نماز گزاردن عيسى پشت سر مهدى عليه السلام« در احاديث صحيح از رسول خدا صلى الله عليه وآله خبر داده است، مطلب ثابت و او راستگوى تصديق شده ايست كه خبر وى خلاف نخواهد شد.×××  الحاوى على الفتاوى:167 / 2. ××× سپس برخى از آنچه كه در اين زمينه روايت شده است ذكر مى‏نمايد.
 9 - در كتاب »عيون المعجزات« آمده است رسول خدا صلى الله عليه وآله خروج »خاتم الأئمه« را به ائمّه خبر داده است، آن‏كه زمين را از عدل و داد پر مى‏ كند، آنسان كه از ظلم و جور پرشده باشد و اين‏كه حضرت عيسى هنگام خروج و ظهور فرود آمده پشت سرش نماز مى‏خواند، سپس گويد: اين خبرى است كه شيعه بر آن اتفاق نظر دارند و در بين علماء و غير علما و اهل سنّت و خاص و عام اين خبر مشهور است.×××) عيون المعجزات: نوشته حسين بن عبدالوهاب از علماء قرن پنجم، امام مهدى: ص 578. ×××
 10 - مجلسى‏ قدس سره مى‏ فرمايد: حسين بن مسعود در كتاب »شرح السنّة« از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت مى‏ كند كه فرمود: »والّذي نفسي بيده ليوشكن أن ينزل فيكم ابن مريم حكماً عدلاً يكسر الصليب ويقتل الخنزير ويضع الجزية فيفيض المال حتى لا يقبله أحد؛ قسم به كسى كه جانم در دست )قدرت( اوست، حتماً فرزند مريم بر شما فرود مى‏آيد. حاكم عادل صليب را مى‏ شكند و خوك را مى‏كشد و جزيه را فرو گذارد، پس مال را )آن قدر( مى‏ريزد تا ديگر، كسى آن را نپذيرد.«
 11 - ابوهريره از رسول خدا صلى الله عليه وآله درباره نزول حضرت عيسى‏ عليه السلام روايت نموده است كه فرمود: »ويهلك في زمانه الملل كلّها إلّا الإسلام، ويهلك الدجّال فيمكث في الأرض أربعين سنة، ثمّ يتوفي فيصلّي عليه المسلمون؛××× رواه أبو داود فى سننه ج 2 ص 342 ولفظه: أن النبى‏ صلى الله عليه وآله قال: " ليس بينى وبينه نبى‏يعنى عيسى‏ عليه السلام - وانه نازل ، فإذا رأيتموه فاعرفوه ، رجل مربوع إلى الحمرة والبياض بين ممصرتين ، كأن رأسه يقطر ، وان لم يصبه بلل ، فيقاتل الناس على الاسلام فيدق الصليب ويقتل الخنزير ، ويضع الجزية ، ويهلك اللَّه في زمانه الملل كلها الا الاسلام ويهلك المسيح الدجال ، فيمكث في الارض أربعين سنة ، ثم يتوفى فيصلى عليه المسلمون. سنن أبو داود: 342 / 2 ؛ بحار الأنوار:384 / 52 ب 27 ح 194. ××× ميان من و او، پيغمبرى نخواهد بود و حتماً او فرود آيد، پس هرگاه او را ديديد بشناسيد، مردى است ميان بالا و همچون مخلوط از دو رنگ سرخ و سفيد، گوئى از سرش آب چكه مى‏كند اگرچه آبى‏به او نرسيده، پس براى پيش برد اسلام، با مردم مى‏جنگد پس صليب را مى‏كوبد و خوك را مى‏كشد و در زمان او تمام ملّت‏هاأديان( مى‏ميرد مگر اسلام و »دجّال« را هلاك كند پس او چهل سال در زمين زندگى مى‏كند، سپس وفات يابد و مسلمان‏ها بر او نماز خوانند.«
 12 - بخارى با سند خود از ابوهريره روايت مى‏كند، رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: »كيف أنتم إذا نزل ابن مريم وإمامكم منكم؛×××  تراه فى صحيح البخارى ج 2 ص 256 باب نزول عيسى‏عليه السلام. وأخرجه« فى المصابيح ص 380 من صحيحى مسلم والبخارى وهكذا السيوطى فى الجامع الصغير منهما على ما فى السراج المنير ج 3 ص 106 وقال العزيزى فى شرحه: قال المناوى: أى والخليفة من قريش أو وامامكم فى الصلاة رجل منكم ، و هذا استفهام عن حال من يكون حيّاً عند نزول عيسى ، كيف سرورهم بلقاه ، وكيف يكون فخر هذه الامة و روح اللَّه يصلّى وراء امامهم. ×××

چگونه مى‏ شويد، زمانى كه فرزند مريم، نازل شود و امام شما از خودتان خواهد بود. )بخارى گويد: در صحّت اين حديث، همه اتّفاق نظر دارند(«
 رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: عيسى نازل مى‏ شود بر هشتصد مرد و چهارصد زن كه بهترين افراد زمين و صالح‏ترين مردم هستند.×××  الفردوس: 515 / 5 ؛ زندگانى امام زمان: ص 159 از آن. ×××
 درباره نزول حضرت عيسى عليه السلام روايات زياد در كتاب‏هاى سنّى و شيعه، آمده است. شكى در آن وجود ندارد،اما آن‏گونه كه گفتيم: بعضى از بازيگران حديث به جاى نام »قائم عليه السلام« جمله »وامامكم منكم« را جايگزين كرده‏اند، از اين دلاّلان حديث! سؤال مى‏كنيم منظور شما؛ از جمله بالا چيست؟
 
                                                                                        أولين ياور از نصارا

 1 - أميرمؤمنان عليه السلام در خطبه طولانى )المخزون( فرمود: »خروج مى‏كند راهبى ازاهل »نجران«، اجابت نمايد دعوت »قائم‏ عليه السلام« را و او اوّل نصرانى است كه اجابت نمايد پس بيعه )و محل كار و عبادت( خود را خراب كند و صليب خود را بشكند و با مواليان و ضعفاى مردم خروج كند، پس حركت كند تا با بيرق‏هاى هدايت در نُخيله فرود آيد.«
 2 - به سند ديگر خروج كند با مواليان و ضعفاى مردم، با اسبان و علم‏هاى هدايت.××× (1) و يخرج رجل من أهل نجران راهب يستجيب الإمام، فيكون اوّل النّصاراإجابةً، و يهدم صومعته و يدقّ صليبها، و يخرج بالموالى و ضعفاء النّاس و الخيل فيسيرون بالنُّخَيلة بأعلام هدى،...« معجم أحاديث امام المهدى: 255 / 5 ح 1680 ؛ مختصر بصائرالدّرجات:ص 200؛ بحارالأنوار:84 / 53 باب الرّجعة 29 ح 86 از الإختصاص ؛ از مباهله تا عاشوراص 23 به نقل از بحار. ×××
 
                                                                                   قدرت نظامى

 در مورد »طىّ الأرض« »قائم عليه السلام« احتمالاتى وجود دارد، به معناى واقعى آن، يابا وسايل حمل و نقل مدرن آن روز و يا با سفينه‏ هاى فضايى فوق مدرن آن روز و... زمين زير پاى آن حضرت پيچيده مى‏ شود به اصطلاح با »طىّ الأرض« حركت مى‏كند.
 1 - از عبدالعظيم حسنى از امام محمد تقى عليه السلام در ضمن خبرى فرمود: »وهو الّذي يطوى الأرض؛××× (2) منتخب الأثر:ص 353 ف 2 ب 32 ح 1 به نقل از كفاى ة الأثر ××× مهدى‏عليه السلام كسى است كه زمين زير پايش پيچيده شود.«
 امام رضا عليه السلام در ضمن خبرى فرمود: »وهوالّذي تطوى له الأرض ولا يكون له ظلّ؛××× (1) منتخب الأثر:ص 279 ف 2 ب 17 ح 1 به نقل از كفاية الأثر. ××× و او كسى است كه زمين بر او پيچيده شود.«
 
 ارتش بدون علوفه و آشپزخانه

 1 - ابى‏الجارود مى‏ گويد كه امام باقرعليه السلام فرمود: »إذا ظهر القآئم‏ عليه السلام ظهر براية رسول اللَّه‏ صلى الله عليه وآله وخاتم سليمان وحجر موسى وعصاه، ثمّ يأمر مناديه فينادي ألا لايحملنّ رجل منكم طعاماً ولا شراباً ولا علفاً، فيقول أصحابه: إنّه يريد أن يقتلنا ويقتل دوآبّنا من الجوع والعطش، فيسير ويسيرون معه، فاوّل منزل ينزله يضرب الحجر فينبع منه طعام وشراب وعلف فيأكلون ويشربون، ودوآبّهم حتّى ينزلوا النجف بظهر الكوفة؛×××  غيبت نعمانى: باب 3 حديث 27 ص 238 ؛ معجم‏ الملاحم والفتن: 7 / 4 ؛ بحارالأنوار:351 / 52 ب 27 ح 105 و 324 - 325 و 335 نصف اوّل و 338 تمام خبر؛ ارشاد: ص 343؛ اصول كافى: 231 / 1 ؛ الزام النّاصب: ص 7 و 140 و 223 نصف آخر؛ منتخب الأثر: ص 312 اوّل آن را؛ اعلام الورى: ص 430؛.الامام المهدى: ص 227؛ بشارةالإسلام:ص 231-232 و 244 جز آخرش و 246 ؛ يوم الخلاص: ص 255 از قسمتى ازمنابع فوق. ××× زمانى كه »قائم« ظهور كرد با پرچم رسول خداصلى الله عليه وآله و انگشتر سليمان و سنگ و عصاى موسى، ظهور مى‏نمايد سپس منادى را امر مى‏كند اعلان نمايد، آگاه شويد! هيچ كس آب و غذا و علوفه، با خود برندارد، اصحابش مى‏گويند: او مى‏ خواهد ما و حيواناتمان را از گرسنگى و تشنگى نابود سازد! پس مى‏ رود و مى‏ روند تا به منزل اوّل كه رسيدند، فرود مى‏ آيند و سنگ را )به زمين گذاشته( و ضربتى به آن مى‏زند، از آن غذا، آب و علف، مى‏ جوشد و مى‏ خورند و مى‏نوشند و حيوانات را، سير مى‏كنند تا در پشت كوفه، به نجف فرود آيند.«
 2 - امام باقر و صادق‏ عليهما السلام فرمودند: »إذا خرج القآئم‏ عليه السلام من مكة ينادي مناديه ألا لا يحملنّ أحدكم طعاماً ولا شراباً، وحمل معه حجر موسى بن عمران‏ عليه السلام وهو وقر بعير، ولا ينزل منزلاً إلّا انفجرت )نبعت( منه عيون، فمن كان جائعاً شبع ومن كان ظمآناً روى ورويت دوآبّهم حتّى ينزلوا النجف من بطن الكوفة )من ظهر الكوفة(؛×××  كمال الدّين: 387 / 2 باب نوادر الكتاب ؛ غيبت نعمانى: ص 238 ؛ اصول كافى: 231 / 1 ؛ بحارالأنوار: 324 / 52 ب 27 ح 37. ××× زمانى كه »قائم‏ عليه السلام« از مكّه خارج شد، منادى ندا كند: هيچ كس باخود آب و غذا برندارد، سنگ حضرت موسى را كه بار يك شتر است باخود بردارد و هرجا اتراق كردند از آن سنگ چشمه‏ ها ظاهرشود! هر گرسنه و تشنه‏ اى از آن بخورد، سير و سيراب شود و هم‏چنين چارپايان واين برنامه ادامه دارد تا به نجف وارد شود در پشت كوفه.«××× (2) معجم أحاديث الإمام المهدى:247 / 3 ح 777 ؛ بحارالأنوار:324 / 52 ب 27 ح 37 ؛ منتخب‏الأنوارالمضيئة: ص 350 - 349 ف 12. ×××
 3 - ابى‏ سعيد خراسانى گويد كه جعفربن محمد از قول پدرش‏ عليهما السلام فرمود: »إذا قام القآئم بمكة وأراد أن يتوجّه إلى الكوفة نادى مناديه: ألا لا يحمل أحد منكم طعاماً ولا شراباً، ويحمل حجر موسى الّذي انبجست منه اثنتي عشرة عينا فلاينزل منزلاً إلّا نصبه فانبجست منه العيون، فمن كان جآئعاً شبع، ومن كان ظمآن روي، فيكون زادهم حتى ينزلوا النجف من ظاهر الكوفة، فإذا نزلوا ظاهرها انبعث منه المآء واللبن دآئماً، فمن كان جآئعاً شبع، ومن كان عطشاناً روي؛×××  الخرائج و الجرايح : 690 / 2 ؛ بحارالأنوار:335/ 52 ب 27 ح 67 از الخرائج. ××× زمانى كه »قائم« در مكّه، قيام نمود و خواست متوجه كوفه شود، منادى‏ اش ندا كند، آگاه باشيد، هيچ كس، با خود آب و طعام برندارد و سنگ موسى بن عمران‏ عليه السلام كه از آن )در آن زمان( دوازده چشمه )براى 12 قبيله جوشيده بود( را برمى دارد، پس در هر منزلى فرود آمدند، آن را نصب مى‏كند و چشمه‏ها از آن مى‏جوشد، پس هركس گرسنه باشد، سير شود و تشنه باشد، سيراب شود، اين توشه آن‏ها است، تا در كنار كوفه به نجف وارد شود، آن‏جا كه نزول كردند، از آن سنگ، به طور دائم، آب و شير مى‏جوشد، هركس از آن بخورد، سير و سيراب مى‏ شود.«
 4 - ابى‏ بكر حضرمى مى‏ گويد كه امام باقرعليه السلام فرمود: »من أدرك قآئم أهل بيتي من ذي عاهة برأ ومن ذي ضعف قوى؛×××  بحارالأنوار:335/ 52 ب 27 ح 68 از الخرائج. ××× هرصاحب نقاهت)بيمارى و( يا ناتوانى، قائم اهل بيت مرا درك كند، بهبود يافته و توانا شود.«
 با دقت در مفاد روايات بالا، معلوم مى‏شود مشكلات، بيمارى، مخصوصاً بيمارى‏ هاى واگير در اثر جنگ‏ها و آذوقه ارتش امام‏عليه السلام حل شده است و هيچ گونه مريضى و گرسنگى و كمبودى در لشكريان امام مشاهده نمى‏شود و زحمتى براى حمل وسايل سنگين آشپز خانه و خورد و خوراك و علوفه، نخواهد بود، و در پشت كوفه پايتخت و مقرّ سلطنتى امام عليه السلام ، از سنگ حضرت موسى عليه السلام كه با آن حضرت است آب و شير دائماً جريان خواهد داشت .
  استفاده و انتقال از کتاب دو جلدی  ( سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) از تألیفات محمد امینی گلستانی .