120 - پنهان بودن علم چند چیز
39 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


 
                                             پنهان بودن علم چند چيز!
 
 خداوند متعال روى حكمت هائى كه خود مى‏داند، شناساندن و شناخته شدن چند چيز را، از بندگان مخفى كرده و معين ننموده است تا آمادگى دائمى داشته و بيراهه نروند،
 1 - يكى از آنهاوقوع روز قيامت است كه تاريخش را فقط خود او مى‏داند در آيات مكرر قرآن مجيد، علم آن را به خود اختصاص داده است ××× (1) يسئلونك عن السّاعة أيّان مرساها قل علمها عند ربّى وآيات فراوان ديگر. ××× زيرا اگر بيان مى‏فرمود كه مثلاً بعد از چند هزار يا چند ميليون سال، آن روز فرا مى‏رسد، مردم دل سرد و جرى‏ء شده و مى‏گفتند، بابا كو قيامت حالا حالاها خبرى از آن نيست ؟! ولى با پنهان نمودن تاريخ وقوع آن، بندگان در ترس و واهمه و در تب ولرزند كه مبادا قيامت همين حالا فرارسد كه من بيچاره شوم و موفق به توبه و بازگشت به سوى خدارا نداشته باشم.
 اين واهمه آدمى را به آمادگى دائمى براى رخت بربستن و چشم پوشيدن، از اين دنياى فانى و حركت به سوى زندگى باقى، وامى دارد.
 2 - علم به حقيقت روح است »يسئلونك عن الرّوح قل الرّوح من أمر ربّى( از تو از روح مى‏پرسند )حقيقت وجوديش و خودش چيست( بگو روح از امر پروردگار من است.
 البته مى‏دانيم روح دوگونه است، يكى روح رحمانى، روحى كه در ايجاد حضرت آدم ابوالبشر، به فرشته‏ها فرمود: »فاذانفخت فيه من روحى فقعواله ساجدين« وقتى كه از روح خودم به او دميدم، پس به او بيفتيد درحال سجده كنندگان )درحال احترام در برابر او سجده كنيد(.
 اين روح است كه علمش و فورمولش و ساختمان وجوديش و.و. را خدا مى‏داند و علم او از دانش بشرى، بيرون است.
 دومى روح حيوانى كه وسيله پمپاژ قلب تمام ذى حيات و جنبنده‏ها توليد مى‏شود و به زندگى خود ادامه مى‏دهند، هروقت قلب از حركت ايستاد، آنها هم مى‏ايستند و از حركت باز مانده و سلول‏ها و مولكول‏هاى تشكيل دهنده آنها ازهم پاشيده و متلاشى مى‏شوند و به اصطلاح پوسيده مى‏شوند.
 3 - وما تغيض الارحام لقمان 31 آنچه رحمها فرا گرفته، سعادت وشقاوت )ياسرنوشت( جنين‏هاى رحم مادران را )كه در پايان عمر آيا ختم به خير خواهد شد يا بد و آيا تاپايان عمرش چه سرگذشت هائى خواهد داشت(فقط او مى‏داند.
 مى‏دانيم كه جنين در رحم مادر داراى طى مراحل گوناگون مى‏باشد چنانچه در چندين سوره قرآن كريم بيان نموده است از جمله در سوره مومنون : از 12 تا 16 بدين شرح. و ما انسان را از عصاره‏اى از گِل آفريديم؛ 13 سپس او را نطفه‏اى در قرارگاه مطمئن ]= رحم [قرار داديم؛ 14 سپس نطفه را بصورت علقه ]= خون بسته[، و علقه را بصورت مضغه ]= چيزى شبيه گوشت جويده شده[، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم؛ و بر استخوانها گوشت پوشانديم؛ سپس آن را آفرينش تازه‏اى داديم؛ پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است! 15 سپس شما بعد از آن مى‏ميريد؛ 16 سپس در روز قيامت برانگيخته مى‏شويد!
 ودر سوره حج : آيه 5  )چنين مى‏فرمايد( اى مردم! اگر در رستاخيز شك داريد، )به اين نكته توجّه كنيد كه:( ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از »مضغه« ]= چيزى شبيه گوشت جويده شده[، كه بعضى داراى شكل و خلقت است و بعضى بدون شكل؛ تا براى شما روشن سازيم )كه بر هر چيز قادريم(! و جنين‏هايى را كه بخواهيم تا مدّت معيّنى در رحم )مادران( قرارمى‏دهيم؛ )و آنچه را بخواهيم ساقظ مى‏كنيم؛(بعد شما را بصورت طفل بيرون مى‏آوريم؛ سپس هدف اين است كه به حدّ رشد و بلوغ خويش برسيد. در اين ميان بعضى از شما مى‏ميرند؛ و بعضى آن قدر عمر مى‏كنند كه به بدترين مرحله زندگى )و پيرى( مى‏رسند؛ آنچنان كه بعد از علم و آگاهى، چيزى نمى‏دانند! )از سوى ديگر،( زمين را )در فصل زمستان( خشك و مرده مى‏بينى، اما هنگامى كه آب باران بر آن فرو مى‏فرستيم، به حركت درمى‏آيد و مى‏رويد؛ و از هر نوع گياهان زيبا مى‏روياند!
 فاطر : 11 خداوند شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفه‏اى؛ سپس شما را بصورت زوجهايى قرار داد؛ هيچ جنس ماده‏اى باردار نمى‏شود و وضع حمل نمى‏كند مگر به علم او، و هيچ كس عمر طولانى نمى‏كند، يا از عمرش كاسته نمى‏شود مگر اينكه در كتاب )علم خداوند( ثبت است؛ اينها همه براى خداوند آسان است.
 و آيات ديگر در چندين سوره كه با مراجعه به قرآن كريم، مطلب روشن مى‏شود.
 وهمچنين كيفيت تغذيه جنين قبل و بعد از دميدن روح و اين كه خداى توانا همزمان از ابتداى تشكيل وقرار گرفتن نطفه در رحم مادر، براى او بناى جفت )و دستگاه تغذيه ( را نيز مى‏گذارد و ازآن دستگاه به شكم جنين لوله كشى مى‏كند وقتى روح دميده شد، خون عادت ماهانه مادر را در آن دستگاه تصفيه و به معده جنين تحويل مى‏دهد، زيرا از هيچ راهى تغذيه او امكان‏پذير نيست، تاروزى كه بدن به زندگى آب و هواى بيرون آمادگى پيدا كرد، به سوى جهان دوم قدم مى‏گذارد و در اين صورت است كه ديگر به وجود جفت نيازى نيست، آن را كنار گذاشته و به سطل آشغال مى‏اندازند ولى نوزاد باز خود توان تغذيه خود را ندارد، پيش از آن كه قدم به دائره وجود بگذارد، خداوند در سينه مادر دو كارگاه شير سازى آويخته يكى بجاى نان و ديگرى بجاى آب، همان خون ماهانه مادر را به آن انتقال مى‏دهد و از آن خون پر رنگ شير سفيد ميسازد، اگر داغ مى‏شد دهان بچه را مى‏سوزاند و اگر سرد مى‏شد بچه شكم درد مى‏گرفت، اگر شيرين تند بود بچه مرتب سرفه مى‏كرد و اگر بى مزه بود بچه لب نمى‏زد نيم گرم و نيم شيرين كرد تاگواراى وجود مباركش باشد!!.
 پيش از آن كه اين خانم يا آقاى نوزاد شكل بگيرد يك برده فداكار بنام پدر و يك كنيز ايثارگر و جانباز و عاشق بنام مادر، آماده كرده تا از اين ميهمان تازه وارد پذيرائى كرده و از او محافظت نمايند تاروزى كه بتواند غذا خورده و معده‏اش هضم نمايد ديگر به شير نيازى ندارد، زيرا نميتواند با آن زندگى نمايد، اين غلام برده و كنيز خدمتگذار!!!. ببخشيد پدر و مادر بامراقبتها و فداكارى‏ها روز و شب بزرگشان كردند و بحد رشد رساندند آقاپسر براى خود مادر)يعنى زن( و دختر خانم براى خود پدر )يعنى شوهر( پيدا كردند ديگر به پدر قديمى و مادر كهنه و تاريخ مصرف گذشته، نيازى نيست وبايد دور انداخت و شرايط مادر تازه وارد را پذيرفت و دستورات اورا اجرا كرد!!، ديگر پدر مادر زحمتكش را بايد به دست فراموشى سپرده و دور وبرشان قلم سرخ كشيد اى بميرم الهى!!.
 نتيجه اينكه  علم و دانش اين مراحل را خدا مى‏داند و دانش آن خاص خداست بلى آدمى نيز با دستگاه سونوگرافى به بعضى از خصوصيات جنين، از نظر نر و مادگى، پى مى‏برد اما به زشتى و زيبائى و سعادت و شقاوت و در نهايت به ختم به خيرى يا بد پايان پذيرفتن عمر او چه؟!.
 4 - علم به اوضاع شخصى و عمومى فردا وماتدرى نفس ماذا تكسب غداً لقمان 31 وهيچ نفسى نمى‏داند فردا )بلكه يك لحظه ديگر( چه خواهد كرد )يا چه برنامه‏اى برايش پيش خواهد آمد، شب تاصبح خوابش نمى‏برد و نقشه مى‏كشد و تصميم مى‏گيرد ولى فردا همه اين‏ها نقش بر آب مى‏گردد، منصرف مى‏شود و يا شرايطى پيش مى‏آيد كه درباره‏اش فكر نكرده بود يا اصلا به ذهنش نيامده بود.
 اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: )عرفت اللّه بفسخ العزائم( من خدا را بافسخ و دگرگون شدن قصدها شناختم.
 5 - دانستن تاريخ مرگ و در كجاى دنيا ازبين خواهد رفت! وماتدرى نفس بأىّ أرض تموت لقمان 31 وهيچكس نمى‏داند دركجا خواهدمرد )درهوا يا در زمين، درخشكى يا دريا، دركوه يا دشت، ودر كجاى زمين، دفن خواهد شد در وطن يا غربت، در خاك يا در شكم حيوانات برّى و يا بحرى و. و.
 6 - تاريخ حتمى ظهور حضرت بقيّة اللّه الاعظم روحى و أرواح العالمين لتراب مقدمه الفداء فقط علائم و نشانه‏هاى ظهور بيان شده و توقيت و وقت گذارى ابداً بيان نگرديده، وقت تعيين كنندگان را، كذّاب شمرده‏اند زيرا علم قطعى و حتمى او نيز خاص خداست، پس هركس وقتى براى ظهور تعيين كند، در روايات، دروغگو و كذّاب ناميده شده اند چون مكرر فرمود اند )نحن لانوقّت( ما براى ظهور، وقت تعيين نمى‏كنيم.
 حتى تاريخ و روز حتمى ظهور را، شايد خود حضرت هم نمى‏داند به دو دليل
 1 - در روايت آمده است كه در منزل حضرت دو علامت ظهور هست يكى پرچم اسلام در زمين خوابيده هروقت دستور ظهور آمد، پرچم خود بخود بلند شده، برافراشته مى‏شود.
 دوم  شمشيرى در نيام است  هر وقت ظهور رسيد آن شمشير از غلاف كشيده مى‏شود يعنى وقت ظهور است امام هر روز به آنها توجه دارد.
 2 - امام در نوشته هائى كه به بزرگان دارد از شيعيان مى‏خواهد تعجيل در ظهور را از خدا بخواهند و دعا كنند اگر وقت ظهور را مى‏دانست كه در چه تاريخى خواهد بود، اين درخواست و دستور به دعاى تعجيل، بى معنا و لغو به نظر مى‏آمد چون تغيير در علم حتمى امكان پذير نيست
 غم مخور روزى ولىّ و قلب امكان مى‏رسد***مصلح عالم ولىّ حىّ سبحان مى‏رسد
 در پس پرده بود در انتظار امر حق***گر خدا امرى كند آن گه شتابان مى‏رسد
 تكيه بر ديوار كعبه مى‏دهد محبوب حق***از دهان دُرْ فشانش صوت قرآن مى‏رسد
 چون نمى‏گردد عمل دستور قرآن در جهان***بهر اجرا مجرى احكام يزدان مى‏رسد
 داد مظلومان بگيرد او زظالم ها بسى***روزگارى آن پناه بى‏پناهان مى‏رسد
 مامريضيم و دوايى نيست بر درمان ما***آن طبيب ما مريضان بهر درمان مى‏رسد
 )منتظر( در انتظار مصلح عالم بود***شيعيان صاحب زمان روزى فروزان مى‏رسد
                                                                          محمد آخوندى »منتظر«
 از روايات متعدد چنين بر مى‏آيد كه قيام آن حضرت، بدون اخطار قبلى و تعيين وقت دقيق و به طور ناگهانى خواهد بود.
 )در كتب پيشينيان نيز( آن گونه كه ذكر شده، ظهور »پسر انسان« يعنى امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه ناگهانى خواهد بود!
 اگرچه پيش از آمدن علايم و نداهاى مكرّر آسمانى و زمينى، كم و بيش، مردم را از قريب الوقوع بودن ظهور آگاه خواهد ساخت و اما دقيق مشخص نخواهد شد كه قيام چه روز يا ماه و يا ساعتى واقع خواهد شد.
 البته ظهور چند ماه پيش از قيام خواهد بود و به اين علت مردم در روز قيام، غافلگير خواهند شد و از يكديگر خواهند پرسيد، ايشان چه كسانى هستند و از كجا آمده‏اند و اهل كجا هستند؟
 يقيناً اين مردان مسلّح از اهل مكّه نيستند و انسان‏هاى ناشناخته مى‏باشند كه در مدّت كم و در يك شب جمع شده‏اند و چه برنامه‏هايى خواهند داشت؟!
 مردم تا زمان اعلان برنامه‏ها و معرّفى خود »قائم‏عليه السلام« سر در گم مانده و ره به جايى نخواهند برد.
 به تعدادى از روايات فراوان عدم توقيت و مضامين آن توجه فرمائيد.  ( طالبين بيشتر به كتاب دوجلدى (سيماى جهان در عصر امام زمان) عجّل اللّه تعالى فرجه. چاپ انتشارات مسجد جمكران مراجعه نمايند.
 1- امام رضاعليه السلام خطاب به دعبل خزاعى شاعر اهل بيت فرمود: » »وأمّا متى يقوم فإخبار عن الوقت، لقد حدّثني أبي عن آبآئه عن رسول اللَّه‏ صلى الله عليه وآله قال: مثله كمثل الساعة لا تأتيكم إلّا بغتة؛( منتخب الأثر:ص 281 ف 2 ب 17 ح 3 به نقل از ينابيع المودّة ص 454 ازفرائد السمطين و كفاية الأثر و چندين كتاب ديگر بحارالأنوار: 154 / 51 ب 8 ح 4 از كمال الدّين و عيون أخبار الرّضا. ××× و اما كى قيام مى‏كند، پس اخبار از وقت است )كه ما وقت تعيين نمى‏كنيم(« پدرم از پدرانش‏عليهم السلام از رسول خداصلى الله عليه وآله برايم حديث كرد، مَثَل او )قائم‏ عليه السلام(؛ مانند قيامت است، براى شما نمى‏آيد مگر ناگهانى.
 2- جابر بن عبداللَّه انصارى از رسول خداصلى الله عليه وآله: نقل مى‏كند:»ثمّ يقبل كالشهاب الثاقب ويملأها قسطاً وعدلاً كما ملئت ظلماً وجوراً؛ ( بحارالأنوار: 72 / 51 ب 1 ح 13 و مثل آن نيز از ابى بصير از امام صادق‏عليه السلام ح 16 هردو روايت به نقل از كمال الدّين.  سپس مانند شهاب ثاقب مى‏آيد و زمين را از عدل و قسط لبريز مى‏نمايد، آن گونه كه از ظلم و ستم لبريز خواهد شد.«
 3- ابو بصير گويد: كه امام صادق‏ عليه السلام از پدران بزرگوارش‏عليهم السلام و ايشان از رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: »المهديّ من ولدي اسمه اسمي وكنيته كنيتي أشبه الناس بي خَلقاً وخُلقاً، تكون له غيبة وحيرة حتّى يضلّ الخلق عن أديانهم، فعند ذلك يقبل كالشهاب الثاقب فيملأها عدلاً وقسطاً كما ملئت ظلماً وجوراً؛××× (1) بحارالأنوار: 72 / 51 ب 1 ح 16 از كمال الدّين. مهدى از اولاد من، نام او نام من‏و كنيه او كنيه من و از حيث اخلاق و خلقت شبيه‏ترين خلق به من است. براى او غيبت و حيرتى خواهد بود تا اين كه مردم از دينشان گمراه شوند. در اين هنگام مانند شهاب ثاقب مى‏آيد و زمين را پر از عدل و داد مى‏كند بعد از آن كه از ظلم و جور پر شود.«
 4- امام باقرعليه السلام از پدران بزرگوارش‏ عليهم السلام از رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: »المهديّ من ولدى تكون له غيبة وحيرة تضل فيها الأمم يأتى بذخيرة الأنبياء فيملأها عدلاً وقسطا كما ملئت جوراً وظلماً؛ ( همان مدرك: 72 / 51 ب 1 ح 17 از كمال الدّين.  مهدى از اولاد من براى او غيبت و حيرتى خواهد بود كه در آن امّت‏ها گمراه مى‏شوند. در اين هنگام با ذخيره پيامبران مى‏آيد. پس زمين را پر از عدل و داد مى‏كند، بعد از آن كه از ظلم و جور پر شود.«
 5 - زراره بن اعين گويد: از امام باقرعليه السلام سؤال كردم: منظور از آيه »وَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ« چيست؟ فرمود: »هي ساعة القآئم تأتيهم بغتة؛  تأويل الايات الظاهرة: ص 571؛ المحجّة فيما نزل في القائم الحجّة: ص 348.  آن ساعت »قائم« است كه ناگهان براى آن‏ها مى‏آيد.«
 6 - امام باقرعليه السلام فرمود: »ثمّ يبدو كالشهاب الثاقب يتوقّد في الليلة الظلمآء، معه ذخائر الأنبياء؛××× (4) غيبت نعمانى: ص 75 ؛ بحارالأنوار: 72 / 51 ؛ كشف الغمّة: 311 / 3 با تعبير ديگر؛ منتخب الأثر: ص 183 از رسول خداصلى الله عليه وآله؛ ينابيع المودة: 163/ 3 ب 94 و 169 168 ب 94 از كتاب غايةالمرام از جابر عبداللَّه انصارى از رسول خداصلى الله عليه وآله: غير از آخرش و هم‏چنين بشارةالإسلام: ص 117 ؛يوم الخلاص: ص 144.  سپس مانند شهاب ثاقب آشكار شود، در شب تاريك پرتو افكنى مى‏كند و ذخاير پيامبران با اوست.«
 7 - مفضّل بن عمر گويد: از آقايم )امام( صادق‏ عليه السلام سؤال كردم: آيا به مأمور منتظر مهدى‏ عليه السلام وقتى تعيين شده است كه مردم بدانند؟! فرمود: ( حاش للَّه! أن يوقت ظهوره بوقت يعلمه شيعتنا، قلت: يا سيّدي! ولم ذاك؟ قال: لأنّه هو الساعة الّتي قال اللَّه تعالى: »وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ السّاعَةِ أَيّانَ مُرْسيها، قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يَجْلِيها لِوَقْتِها إِلّا هُوَ ثَقُلَتْ‏م يقل: إنّها عند أحد،
 وقال: فَهَلْ يَنظرُونَ إِلا الساعَةَ أَن تَأْتِيهُم بَغْتَةً  فَقَدْ جَاءَ أَشرَاطهَا الآية سوره محمد: 18.
 وقال: اقْترَبَتِ الساعَةُ وَ انشقَّ الْقَمَرُالقمر: .
 وقال:  يَسئَلُك النَّاس عَنِ الساعَةِ  قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ  وَ مَا يُدْرِيك لَعَلَّ الساعَةَ تَكُونُ قَرِيباًالاحزاب: 63.
 يَستَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا مُشفِقُونَ مِنهَا وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الحَْقُّ أَلا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فى الساعَةِلَفِى ضلالِ بَعِيدً شورى / 17 - 18.
 قلت: فما معنى يمارون؟ قال: يقولون متى ولد؟ ومَنْ رأى؟ وأين يكون ومتى يظهر؟ وكلُّ ذلك استعجالاً لأمر اللَّه وشكّاً في قضآئه، ودخولاً في قدرته، أولئك الّذين خسروا الدنيا وإنّ للكافرين لشرّ مآب. قلت: أفلا يوقت له وقت؟ فقال: يا مفضّل! لا أوقّت له وقتاً ولا يوقّت له وقت، إنّ من وقّت لمهديّنا وقتاً فقد شارك اللَّه تعالى في علمه، وادّعى أنّه ظهر على سرّه، وما للَّه من سرّ إلاّ وقد وقع إلى هذا الخلق المعكوس الضالّ عن اللَّه الراغب عن أوليآء اللَّه، وما للَّه من خبر إلاّ وهم أخصّ به لسرّه وهو عندهم، وإنّما ألقى اللَّه إليهم ليكون حجّةً عليهم؛ (مختصر بصائرالدّرجات:ص 179 ؛ بحارالأنوار:3 - 1 / 53 ب 25.

فِي السَّمواتِ وَالأَرْضِ« الاعراف: 186.الآية.
 وهو السّاعة الّتي قال اللَّه تعالى: »يَسْئَلُونَكَ عَنِ السّاعَةِ أَيّانَ مُرْسيها ( سيماى جهان در عصر امام زمان « عجّل اللّه تعالى فرجه ج 427 1 ببعد چاپ مسجد مقدس جمكران. ×××ازعات: 42. ال: إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ الساعَةِ ان: 34 و الزخرف: 61.  فرمود: مبادا وقتى معيّن شود كه شيعيان ما بدانند!
 گفتم: آقاى من، چرا؟!
 فرمود: »چون او آن ساعتى است كه خداوند تعالى فرموده است »وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ السّاعَةِ أَيّانَ مُرْسيها، قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يَجْلِيها لِوَقْتِها إِلّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمواتِ وَالأَرْضِ«)و آيات پاورقى هارا خواند(.
 گفتم: معناى »يمارون« چيست؟ فرمود: مى‏گويند: كى متولد شده، چه كسى او را ديده و كجا مى‏باشد؟ و چه وقت ظهور مى‏كند؟ و )سبب اين پرسش‏ها( شتاب كردن در كار خدا و شك كردن در قضا و وارد شدن در حيطه قدرت خدا است؛ آن‏ها كسانى هستند كه در دنيا خسارت ديدند و مطمئن باشيد كه براى كفّار بد بازگشتى هست. گفتم: آيا وقتى تعيين نخواهد شد؟!
 فرمود: اى مفضّل! نه من براى )ظهور( او وقت معيّن مى‏كنم و نه وقتى تعيين مى‏شود. به تحقيق هر كس براى مهدى ما وقت تعيين نمايد، در علم خداى تعالى ادّعاى شراكت نموده و ادّعا مى‏كند كه به كشف سرّ او راه پيدا كرده است!
 )اى مفضّل( براى خدا سرّى نيست، مگر اين كه واقع شده بر اين خلق كج مدار و گمراه شده از خدا و رو گردان از اولياى خدا و براى خدا خبرى نيست، مگر اين كه آن‏ها خاصّان سرّ اويند و خدا در نزد آنان است. خداوند به آن‏ها القا كرده تا حجّتى بر آن‏ها باشد.«
 اخيراً مى‏بينيم در جامعه كسانى پيدا مى‏شوند، براى ظهور آن حضرت يا وقت تعيين مى‏كنند و يانزديك بودن ظهور را، با خواب ديدن‏هاى بى اساس يا گفتارهاى امام جماعت فلان مسجد و شايعه پراكنى‏ هاى گوناگون اصل قضيه را لوث مى‏ كنند و زير سؤال مى‏برند و.و. اين گونه اشخاص يا از محبت و علاقه‏ هاى عوامانه به اين كارها دست مى‏زنند يا مى‏خواهند با اين كارهايشان، مردم را دلسرد وبى اعتماد كنند كه اى بابا اگر امام زمانى بود، اين همه وعده دادند و وقت تعيين كردند مى‏آمد يعنى در واقع به نبود اصل وجود آن حضرت، مقدمه چينى مى‏كنند.
 بهر صورت علم اين چند مورد كه ذكر كردم، خاص پروردگار عالم مى‏باشد و اما اين كه امام دوازدهم روحى و أرواح العالمين لتراب مقدمه الفداء در زمان غيبت چكار مى‏كند و به چه مسئوليتهائى مشغول است، در كتاب دوجلدى »سيماى جهان در عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه« مشروحا نوشته ام كه به مأموريتهاى تكوينى اش اشتغال دارد و به همه جهات ششگانه كره زمين اشراف دارد و زيرنظر اوست منتهى براى انجام وظايف تشريعى اش، خداوند كى اجازه خواهد داد، معلوم نيست

 ولى آنچه كه لازم است تذكر دهم، در همين دوران غيبتش كرارا در كنار قبر گمشده مادر مظلومه‏اش فاطمه زهراء عليها السلام و در كنار قبر شش گوشه جدبزرگوارش حضور يافته و به چند مصيبتش اشك مى‏ريزد، به شهادت بچه ششماهه عطشانش كه جنازه‏اش روى دست پدر مانده و كسى را نداشت از او بگيرد نه برادرى و نه پسرى و نه اقربائى، و وداع آخرش كه قلب عالمى را سوزانده وقلب مادرش را به آتش كشيده و همچنين به برگشتن اسب بى صاحب به خيمه هايش كه بابرگشتن آن، حرايم عصمت ديگر از برگشتن آن حضرت نا اميد گشته، و آماده مصائب بى شمار بعدى واسارت دردست دشمنان و گشتن شهرها و كوى و برزن‏ها شدند.
 خدایا به احترام محمد و آل محمد علیهم السلام با ظهور آن وجود محترم غم مظلومان عالم را به شادی تبدیل فرما آمین رب العالمین.