118 دلایل تکرار آیات
33 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت


نگاهي بر دلايل تكرار آيات در قرآن كريم
 
 يكي از مسايلي كه از قديم الايام ذهن قرآن پژوهان را به خود مشغول ساخته، تكرار برخي عبارت‏ها و آيه‏هاي قرآن كريم است. مانند آيات.
 1. )فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ»؛ اين آيه مباركه (31) مرتبه در سوره «الرحمن» تكرار شده است.
 2.)وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»؛ اين آيه مباركه (10) مرتبه در سوره «مرسلات» آمده است.
 3. )فَاَلْقي عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ»؛ اين آيه مباركه هم در سوره اعراف آيه(107) و هم در سوره شعراء آيه(32) آمده است.
 4. )وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ»؛ اين آيه مباركه هم در سوره اعراف آيه (108) و هم در سوره شعراء آيه (33) آمده است.
 5.)وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ»؛ اين آيه شريفه هم در آيه (3) و هم در آيه (5) سوره «كافرون» تكرار شده است.
 6. )كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ»؛ اين آيه شريفه، در آيات (2 و 3) سوره «تكاثر» آمده است.
 7. )إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً»؛ آيه مباركه درسوره «شرح» آيات (5 و 6) تكرار شده است.
 «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلاَّ عَلي أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغي وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»
 اين آيات شريفه، بين سوره‏هاي «مؤمنون» آيات (5 الي 8) و سوره «معارج» آيات (29 الي 32) مشابه مي‏باشد.
 8. )وَ الَّذِينَ هُمْ عَلي صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ»؛ اين آيه ي شريفه بين سوره «مؤمنون» آيه (9) و آيه (34) سوره «معارج» مشابه مي‏باشد.
 9. )يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَي الْعالَمِينَ وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَهٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ»؛ اين آيات مباركه، بين آيات (48  47) و (123  122) سوره «بقره» مشابه مي‏باشد.
 10. )الم» اين آيه شريفه (6) مرتبه در كل قرآن تكرارشده است.
 سوره‏هاي: بقره، آل عمران، سجده، لقمان، روم، عنكبوت.
 11. )فَسَجَدَ الْمَلائِكَهُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».
 اين آيه شريفه در آيه(73) سوره «ص» و همچنين در آيه (30) سوره «حجر» آمده است.
 12. )يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ»
 اين آيه شريفه (110 و 111 و 112) سوره «اعراف» مشابه با آيات (35 و 36 و 37) سوره «شعراء» مي‏باشند.
 13. )كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ»
 اين آيه شريفه درسوره‏هاي «عنكبوت» آيه (57) و «انبياء» آيه (35) آمده است.
 14. )وَ أُلْقِيَ السَّحَرَهُ ساجِدِينَ قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ رَبِّ مُوسي وَ هارُونَ»
 آيات شريفه (120 و 121 و 122) سوره «اعراف» مشابه و مثل آيات (46 و 47 و 48) سوره «شعراء» مي‏باشد. (8)
 15. دربسياري آيات نيزداستانهايي مانند داستان حضرت موسي، آدم، ابراهيم، سجده نكردن شيطان و... به صورت هاي مختلف)معنايي( تكرار شده است.
 لازم به ذكر است، در بعضي از آيات، نصف آيه با آيه ي ديگر مشابه هستند، يا اينكه مشابه هستند ولي به آنها حروفي اضافه شده است. به‏طور كلي اين تشابه، دليل بر مشترك بودن تمام محتواي آيه نيست؛ چون هر آيه‏اي معني و مفهوم خاص خودش را دارد.
 آيا اين تكرارها، به  فصاحت و بلاغت قرآن، لطمه نمى‏زند؟! پاسخ: نه، زيرا
 اولا - يك مطلب را درتمام دوران عمر و زندگيمان به ياد داشته باشيم اگر ما خدارا به خدائى و صاحب علم بى پايان از همه جهات و اينكه تمام كارهاى او و حجتهائى كه به سوى مردم فرستاده، همه از روى حكمت و رأفت و محبت انجام گرفته است را مى‏پذيريم، و اينكه خدا خود حكيم و قرآن را هم حكيم معرفي نموده است، پس قرآن مبرا و دور از بيهوده‏گويي و داراى هدف صحيح است و هدف مهم آن، عاقل ساختن انسان است تادر سايه آن به هدف نهايي خود يعنى به )هدايت( دست يابد. و براي رسيدن به آن از شيوه‏هاي مختلف مثل تكرار و .... استفاده كرده است. بنابراين نبايد اينگونه سؤال‏ها را مطرح كرده و ذهن خود را به آن مشغول سازيم، چون علم و دانش ما در برابر علم خدا صفر و بى پايه مى‏باشد.
 و ثانيا -  بايد توجّه داشت قرآن مجيد در مدّت بيست و سه سال بر حسب موقعيّت ها و حوادث و پيشامدهاى مختلف نازل شده است. قرآن يك كتاب خشك قانونى و يا يك كتاب كلاسيك نيست كه قوانين و مسايل علمى را بطور دسته بندى شده بيان نمايد. قرآن كتاب ارشاد و تبليغ و هدايت است و هدف آن اين است كه حقايق زندگى انسانى و دستورات لازم براى رسيدن به كمال انسانى را بيان كند و از راه نفوذ در روح ها و افكار مردم و موضع قوانين اجتماعى صحيح، جامعه اى به وجود آورد كه كمال مادّى و معنوى را دارا باشد. براى تأمين چنين هدفى، قرآن مجيد درباره تمام موضوعات مورد لزوم سخن گفته است. قرآن تدريجاً و در حوادث مختلف و براى پاسخگويى به نيازهاى گوناگون در طول 23 سال نازل شده است.
 براى اينكه اين پرسشها بى پاسخ نماند به مطالب آتى بادقت توجه نمائيد.
 
 علت تكرار بعضي از آيات قرآن چيست؟
 براي علت تكرار آيات حكمت هاوبرداشتها و نظريه هاي مختلفي ذكر شده است كه به تعدادى از آنها، اشاره مي كنيم:
 
 1. تأكيد :
 يكي از حكمت‏هاي تكرار در قرآن مي‏تواند به منظور تأكيد باشد. مثلاً در سوره انشراح خداوند به پيامبرش بشارت مي‏دهد، كه همراه با سختي‏ها آساني است. «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» يا در آيه بعدي تأكيد مي‏كند كه با هر سختي آساني است. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا» تكرار يكي از فنون فصاحت است و غرض عمده از آن تأكيد است،
 ) شرح المختصر ج1ص282).
 
 2 - تكرار به خاطر متعلقات وتناسب با آنان :
 
 يكي از حكمت‏هاي تكرار آيات در قرآن تناسب با متعلقات و موارد وموضوعات مختلف است. مثل تكرار آيات در سوره مرسلات و الرحمن و قمر.
 
 3 - تكرار براي تهديد :
 يكي ديگر از رازهاي تكرار كلمات در بعضي سوره ها براي تهديد است مثل «أَوْلي لَكَ فَأَوْلي ثُمَّ أَوْلي لَكَ فَأَوْلي» براي تهديد نسبت به افراد بي‏ايمان است كه آيات الهي را تكذيب مي‏كنند.يا طبق بعضي از اقوال، تكرار آيه ي )ويل يومئذ للمكذبين( نيز براي تهديد دروغگويان وترسانيدن آنها از عذاب وغضب الهي بيان شده است.
 
 4 -  هدايت افكار :
 بيدار ساختن افكار و وجدان‏ها ايجاب مي‏كند، كه از يك موضوع در موارد مختلف به‏طور مكرر سخن به ميان آيد، لذا بعضي از نكات اجتماعي و اخلاقي، در موارد متعدد بيان مي‏شود و اين نوع تكرار بر اساس پايه بلاغت و مقتضاي حالت است.
 و از آنجايي كه قران كتاب هدايت است - وهدايت عمومي جز با تكرار مطالب با بيانات متفاوت امكان ندارد- در آن تكرار وجود دارد.چنانكه آيت الله جوادي آملي مي‏فرمايند: « تكرار در قرآن كريم از آن روست كه قرآن كتاب نور و هدايت است و در مقام هدايت لازم است مطلب واحد، در هر مناسبت، با زباني خاص ادا شود، تا ويژگي موعظه داشته باشد؛ بر خلاف كتب علمي كه هر مطلب، تنها در يك جا بيان مي‏شود و تكرار آن سودمند نيست. سرّ لزوم تكرار در كتاب هدايت آن است كه، شيطان و نفس امّاره (كه عامل ضلالت و عذابند، پيوسته به اضلال)گمراه كردن آدمي مشغولند، و كار آنها گر چه گاهي كم مي‏شود، ليكن ترك نمي‏شود، از اين رو تكرار ارشاد و هدايت نيز ضروري است. )تسنيم ص51 و52).
 5 - هشدار :
 
 يكي از علل تكرارهاي آيات، جنبه هشداري دارد. مثل جريان شيطان كه با آن كه آن همه عبادت كرد ولي در اثر نافرماني به چنان سرنوشتي گرفتار شد، كه مغضوب درگاه خدا قرار گرفت.يعني هشدار نسبت به اينكه غرور بيجا باعث ميشود يك نفر آن همه مقام و عظمت را از دست بدهد وپست ترين افراد بشود.(tebyan-hamedan.ir).وهشدار نسبت به اينكه عذاب الهي بسيار دردناك وغير قابل تحمل و تصور است. و نيز هشدار به انسان، براي دوري از گناهان زيرا اين گناه است كه انسان را به بدترين بدبختي ها وبيچارگي ها دچار ميكند .و درآخر هشدار به اينكه فراموشي ياد خدا چه اثرات بدي دارد.
 
 6 - تذكر ويادآوري :
 
 مسئله ي تذكر ويادآوري در زندگي انسان اهميت بسيار زيادي دارد چراكه يادآوري معلومات ومهارت هاي گذشته ما را براي مقابله با مشكلات آينده توانا ميسازد وما را در ادامه ي پيشرفت، به منظور كسب اطلاعات جديد وكشف حقايق تازه كمك ميكند .اين خود مسئله ي مهم در تكامل پيشرفت علمي و تمدن انساني محسوب ميشود.
 دائما به ياد خدا بودن ويادآوري تفضلات ونعمت هاي فراواني كه خدا عطا فرموده(به وسيله ي تكرار آنها) ونيز يادآوري آخرت وروز جزاء وپاداش كيفري كه در انتظار انسان است؛ داراي اهميت بسياري است زيرا انسان را به تقوا وعمل صالح وآراسته شدن به فضايل اخلاقي واميدارد.بنابراين تكرار و تذكر هم براي دنيا وهم براي آخرت سودمند است.
 در قرآن آيات زيادي تكرار شده كه خداوند متعال پيامبر اسلام را مبعوث فرموده وقرآن را بر او نازل كرده است تا مردم را به ياد يكتاپرستي وروز رستاخيز وحساب آخرت وهمچنين به ياد تعاليم انبياء وفرستادگان گذشته (كه از آنها غافل مانده وفراموششان كرده بودند) بيندازد. )قرآن وروانشناسي ص275).
 
 7 - لحاظ كردن شأن نزول وشرايط زماني ومكاني :
 
 احتمال ديگر لحاظ شأن نزول و شرايط و اوضاع زماني و مكاني نزول آيات است كه گاه با توجه به اوضاع و احوال مردم، هنگام نزول آيات قرآن؛ وعده، وعيد، مبالغه، تمثيل، تكرار و ديگر وجوه بلاغي لحاظ مي‏شود؛ در نتيجه ممكن است تكرار، بي‏ارتباط با مطلب مذكور نباشد ( paasokhgoo.com91)
 
 8 - برقراري رابطه ميان اجزاي جمله :
 
 ممكن است تكرار در قرآن به اين دليل باشد كه گاهي اوقات ميان موضوع ومحمول يا مبتدا وخبر فاصله زيادي ميافتد وتكرار موضوع براي يادآوري مفيد است. واگر اين تكرار نبود، قطعا به معنا يا مفهوم جمله ضربه ي سختي وارد ميكرد(يعني معنا را مبهم، غيرقابل فهم ويا حتي دروغين ارائه ميداد) ولي اين در حالي است كه اعتقاد ما اين است قرآن در كمال فصاحت، وخالي از ابهام است. (jameatulquran.com).
 
 9 - رموز حروف ابجد در آيات و كلمات قرآن نقش ويژه اي دارند.
 
 در حروف زبان عربي رمزهائي است به نام حروف ابجد و تلفظ هر حرفي نوعي فركانس ايجاد مي كند كه اين فركانسها، انرژي هائي به نام سيگنال توليد مي كنند و كيفيت و كميت اين فركانسها و انرژي ها، از طريق رموز عددي حروف ابجد محاسبه مي گردد. از اين جهت نوع چينش حروف در قالب كلمات عربي، تأثيرات ويژه اي را در بر دارد. يكي از وجوه معجزه بودن قرآن و مخصوصاً رموز حروف مقطعه قرآن نيز به همين موضوع ربط پيدا مي كند. تكرار آيات از اين لحاظ هم قابل تأمل است. (21) Tebyan.net).
 
 10 - آيات قرآن يكديگر را تفسير مي كنند :
 
 آيات قرآن يكديگر را تفسير مي كنند و شايد گاهي يكي از وجوه اين تكرارها در قرآن اين باشد كه آيات مربوطه به هم ربط پيدا مي كنند.با اينكه آيات قرآن،بيش از شش هزار آيه است اما چنان باهم منسجم، هماهنگ، همراه وهنگام است كه همگي به منزله ي يك كلام ميباشند،چرا كه قرآن از مبدأ حكمت نازل شده)كتاب احكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير() هود1كتابي است كه آيات آن استحكام يافته،سپس از جانب حكيمي آگاه به روشني بيان شده است(. چون اين حكمت از آن منشأ حكمت واستواري ويكپارچگي سرچشمه گرفته آياتش نه تنها اختلافي با يكديگر ندارند بلكه مثاني (ثاني وقرين ديگري) ومتشابه نيز هستند. (الله نزل احسن الحديث كتابا متشابها مثاني » زمر23 خدا زيباترين سخن را به صورت كتابي متشابه،متضمن وعده و وعيد نازل كرده است(.
 هماهنگي آيات بگونه اي است كه اگر يكي از آنها را حذف كنيم،انگار همه ي آيات را حذف كرده ايم.بنابراين در ايمان به قرآن نيز نميتوان به برخي از آيات ايمان آورد وبرخي ديگر آن را نپذيرفت »نؤمن ببعض الكتاب ونكفر ببعض« ) نساء150
 5)شبهه شناسي قرآن  ص 39).
 پس ميتوان گفت تكرار يك آيه ميتواند بخاطر تفسير وتوضيح بيشتر( آيه ي مشابه خود يا آيات ديگر)باشد، چون آيات قرآن مانند زنجير به يكديگر وصلند.
 
 نكته اي در مورد روش تفسيري قرآن به قرآن :
 اين روش از روش هايي است كه در عصر حاضر نيز در باب تفسير قرآن متداول شده،كه در آن استخراج معاني ومصاديق آيات به كمك آيات همانند(آيات تكراري از لحاظ لفظ ومعنا)صورت ميگيرد.
 اين روش تفسيري، بر اساس (القرآن يفسر بعضه بعضا )الميزان ج3 ص36).
 بوده وهست.هرگونه ابهام واجمال ابتدايي در مورد آيات قرآني به علت عدم توجه به ساير آيات همانند، ميباشد كه با مراجعه وتدبر در مجموع آياتي كه موضوع آنها با موضوع آيات مورد نظر يكسان ويا نزديك به هم است برطرف ميشود،واگر به نتيجه نرسيد از سنت(حديث) تفسير آن دريافت ميشود.از جمله تفاسيري كه از اين شيوه بهره برده است، تفسير شريف الميزان نوشته علامه طباطبايي است؛ كه ميفرمايد: تفسير آيات با تدبر ودقت در آنها ودر آيات ديگر و با استفاده از احاديث،روشي اساسي است كه ما بدان تمسك جسته ايم؛اين همان روشي است كه پيغمبر اكرم واهل بيت در احاديث خود بدان ترغيب نموده اند.)پرسمان علوم قرآني ص182
 
 چناچه حضرت علي(عليه السلام) فرمودند:(ذكر أن الكتاب يصدق بعضه بعضا،وانه لا إختلف فيه،فقال سبحانه ولو كان من غير عند الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا) خداوند در قرآن تذكر داده كه بعض قرآن گواه بعض ديگر است واختلافي در آن نيست مانند آيه ي شريفه (ولو كان........)نهج البلاغه خطبه 18
 ونيز در جاي ديگري فرمودند: كتاب الله تبصرون به، وتنطقون به وتسمعون به،فينطق بعضه ببعض ولا يختلف في الله ولا يخالف بصاحبه عن الله؛ )كتاب خداست كه به آن مي بينيد وبه آن مي گوييد وبه آن ميشنويد،بعضي از آيات تفسير بعضي ديگر وبرخي گواه برخي ديگر است، آياتش در مورد خدا اختلاف ندارند وهمدم خود را از خدا منحرف نكند.) هج البلاغه خطبه
  امّا در مورد تكرار:
 قرآن‏پژوهان تكرار در قرآن را به دو گونه تقسيم كرده‏اند:
 1 تكرار لفظى يعنى اينكه لفظى به صورت مفرد يا مركب بيش از يك بار گفته شده باشد.
 2 تكرار معنوى: مقصود از اين نوع تكرار، تكرار يك مضمون يا مفهوم است مانند تكرار داستان ابراهيم يا موسى و مانند آن كه در موارد زيادى با جملات و عبارات متفاوتى تكرار شده و يا از مقاطع مختلف شروع شده است.
 براى هريك از اين دو مورد، بيانات مختلف و گوناگون ارائه داده‏اند كه آوردن آنها در اين مختصر، امكان پذير نيست.
 باز در قرآن به دو نوع تكرار برمى خوريم:
 1- تكرار پاره اى از تاريخ ها.
 2- تكرار پاره اى از آياتى كه بيان كننده «واقعيّت خاصّى» است.
 در مورد داستان هاى تاريخى بايد توجّه كنيد كه هدف اساسى قرآن از ذكر تاريخ گذشتگان، توجّه دادن مردم به قوانين مسلّم زندگى است كه بر زندگى انسان هاى پيشين حكومت داشته است.
 قرآن مى خواهد مردم را با اين قوانين آشنا كند و آنها را توجّه دهد كه علل ترقّى و پيشرفت و يا انحطاط جوامع و ملل گذشته چه بوده است؟ خوددارى آنها از قبول دعوت پيامبران چه نتايج خطرناكى به بار آورده و رواج ظلم و ستم با آنها چه كرده و كدام عامل بود كه آنها را به انقراض و سقوط كشانيد و بالاخره نقاط ضعف و قوّتشان چه بوده است؟
 قرآن در داستان ها مردم را به اين قوانين و حقايق متوجّه ساخته و همچنين عاقبت نافرمانى افراد گردنكش و جبّار را نشان داده است.
 همين حقيقت ايجاب نموده كه قرآن سرگذشت جوامع گذشته را زير و رو كند و جنبه هاى مختلف آن را نشان دهد. بنابراين، اگر قرآن در موارد مختلفى مثلا از «بنى اسراييل» و يا «آفرينش آدم» سخن مى گويد، در هر مورد به قسمت و فراز خاصّى از اين موضوع اشاره مى كند و مى خواهد در هر مورد، مردم را به نكته خاصّى توجّه دهد كه در مورد ديگر به آنان توجّه نداده است.
 اين حقيقتى است كه با دقّت در داستانهاى قرآن به دست مى آيد.
 در موارد ديگرى كه پاره اى از آيات قرآن تكرار شده، مثلا تكرار آيه شريفه «فَبِاَىَّ آلاَءِ رَبَّكُمَا تُكَذِّبَانِ» در «سوره الرّحمن» بايد توجّه داشت اين تكرارى براى نتيجه گيرى از تاثير خاصّ روانى در روحيّه خوانندگان و شنوندگان قرآن است. خداوقتى براى بيدار ساختن روح و فكر يك جمعيّت سخن مى گويد گاهى بر روى موضوعاتى كه جنبه روانى و عاطفى خاصّى دارد تكيه مى كند و آن را تكرار مى نمايد؛ مثلا، در همين سوره«الرّحمن» خداوند در مقام شمردن نعمت هاى مهمّى است كه در آفرينش انسان و تشكيل جامعه و تمدّن انسانى و ادامه آن، نقش اساسى دارد؛ و همچنين در اين سوره نعمت هاى بزرگى بيان مى شود كه در زندگى جهان ديگر براى انسان فراهم شده است، خداوند در خلال شمردن اين نعمت ها كه به منظور تحريك عواطف بشر است، آيه«فَبِاَىَّ آلاَءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» را تكرار مى كند و از اين راه در خلال شمردن اين نعمت ها حسّ حق شناسى انسان را بيدار مى كند و او را به خضوع در برابر حقيقت وامى دارد و وجدان و عواطفش را تحريك مى كند. بنابراين، اين نوع تكرار هم در جاى خود از نظر ارشاد و هدايت لازم است و مخلّ به فصاحت و بلاغت قرآن نيست، بلكه از محسّنات كلام نيز به شمار مى رود؛ زيرا موجب تاكيد و تاثير بيشتر مى گردد.
 اين قبيل تكرار در ادبيّات فارسى و عربى فراوان است و شواهد بسيارى از قصايد عرب در دست است كه مشتمل بر تكرار يك «بيت» و يا يك «مصراع» و يا يك «جمله» مى باشد.
 از جمله در قصيده اى كه «عدَّىّ بن ربيعه» دايى «امْرء القِيس» در مرثيه برادرش «كُليبْ» سروده است، جمله «عَلى انْ لَيْسَ عِدْلا مِنْ كَليبْ» بيست مرتبه تكرار شده است. در اشعار ادباى بزرگ فارسى زبان نيز نمونه هاى زيادى دارد.
 گرد آوري‏قسمتى از يادداشت از كتاب: پاسخ به پرسش هاي مذهبي ، آيات عظام مكارم شيرازي و جعفر سبحاني، مدرسة الإمام علي بن أبي طالب(ع)، چاپ دوّم، ص541.
 بررسي علت تكرار آيات و موضوعات قرآن در برنامه )پرسش آزاد( كاري از گروه انديشه و علوم قرآني راديو قرآن
 و ازنوشته: جناب آقاى سيد رضا مرتضوي منبع : راسخون مى‏باشد.