115 - وسعت رحمت خدا
36 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

وسعت رحمت خدا

پيش از ورود به اصل یادداشت، به دو مطلب توجه داشته باشيد.

1-نوميدى و يأس و بدبينى از خصلت‏هاى خانمان برانداز و بنيان كن است كه هركس به آن گرفتار آيد ، زندگى دنيا و آخرت خود را تباه ساخته و هيچ وقت روى سعادت و خوشبختى را نديده و طعم آرامش و استوارى و سكون را ، نخواهد چشيد.

پس انسان تا مى تواند اين صفت ذميمه و خانمان سوز را ، از خود دور ساخته و از حيطه فكرى خود براند و پيرامون آن نگردد.

2-در دوران زندگى، هر انسانى در اثر نادانى و خواسته‏هاى نفسانى ، به گناهان و خواسته‏هاى نا مشروع نفس و تسويلات شيطانى ، گرفتار مى شود ، چون بشر مانند فرشتگان، معصوم آفريده نشده است تا از گناه و معصيت ، مبرّا شود.

و مثل حيوان نيست كه بى عقل و بلا تكليف زندگى نمايد، نه امر و نهيى، دامنگير او شود و نه اطاعت از دستورات آسمانى متوجه او گردد.

پس موجودى كه از دو عنصر تجرد و ماديت ، تركيب يافته و متشكل گرديده و زير بار هزاران تكاليف و دستورات الهى قرار گرفته است، خواه و ناخواه ، خطا و اشتباهى از او سرخواهد زد ، مگر آنانكه به مصداق »عَبْدى أطِعْنى حَتَّى أجْعَلَكَ مَثَلىبنده من ، از من فرمان بر تا تو را همانند خود قرار دهم! آن گونه كه من به هرچيز مى گويم »باش« مى شود ، تو هم به هر چيزى بگوئى باش،بشود« عمل كرده و خود را از آلودگى‏هاى نفسانى ، دورساخته‏اند )مانند انبياء و اولياءالهى ( كه پيرامون معاصى ، نگشته‏اند.

با اين گفتار روشن مى شود كه اكثريت قريب به اتفاق بشر، به گناه و نافرمانى خدا ، مبتلا مى شوند ، در اين صورت نبايد خود را ببازند و از گردونه بندگى بيرون روند، زيرا خدائى كه او را آفريده با يك جمله محكم ونيرومند » وَرَحْمَتى وَسِعَتْ كُلَّ شَيْى‏ءٍ رحمت من همه چيز را فراگرفته « به يأس و نااميدى ، خط بطلان كشيده و به سوى عفو وبخش و گذشت خويش رهنمون شده است كه در خلال اين سخنرانى‏ها چند جلسه در باره آن با آيات مربوطه واسناد و مدارك ، صحبت خواهيم نمود.

پس كسانى كه با تلاوت قرآن و تدبّر در فرازها و آيات آن ، سر و كار دارند ، مى دانند كه اين كتاب آسمانى و كلام ربّانى ، مشحون از آيات عفو و بخش با تعابير و جملات گوناگون مى باشد كه آوردن همه آنها در اين گفتار، امكان پذير نيست ××× (1) مؤلّف: آيات وروايات مربوط به عفو و بخش را، در كتابى به نام »رحمت واسعة« جمع آورى و پيرامون آن مطالب و شواهد زياد بيان داشته است. ××× زيرا اول 113 سوره را با بسم اللّه الرّحمن الرّحيم افتتاح كرده است بعد در سوره ‏هاى گوناگون براى عفو و بخش، آيات زيادى در جملات و تعابير گوناگون كه به بخشيدن و گذشت كردن و توبه پذير و رحم نمودن وو... تصريح فرموده و هيچ گونه جاى شك و ترديد نگذاشته است كه انسان از كثرت گناه بترسد و به سوى خدا بر نگردد!.

پس آن بندگانى كه غرق گناهند و فرو رفته در منجلاب معصيت ، نترسند و برگردند و توبه كنند و بگويند خدايا غلط كردم و نفهميدم بنده فراريت، به درِ رحمتت برگشته و از درگاه كرم و لطف و مغفرتت ، طلب بخشش و گذشت و چشم پوشى مى نمايد اى رحمان و رحيم و اى غفور و كريم و اى رؤف و ودود و اى غفّار و توّاب ، از من درگذر و مرا بپذير به احترام مقرّبين درگاهت و مخصوصاً پنج تن آل عبارات به درگاهت شفيع مى آورم .

نترس بچسب به دامن رحمتش واقعاً برگرد و توبه كن و روى بر آستان كبريائيش بگذار مأيوس نباش ، به خدا اين درِ رحمت ردخور ندارد مگر اين كه كسى خيال كند اين همه وعده مغفرت و كرم و لطف و گذشت وو.. آن هم در آخرين كتاب آسمانيش )قرآن( بى اساس است ؟! نه به خدا.

شكى نيست اگر كسى با كوهى از گناه ، بدون توبه از دنيا رود ، در آتش جهنّم خواهد سوخت ، اگر مسلمان باشد به اندازه كيفر گناهانش كه مدت و حدّتش را خدا مى داند و اگر كافر باشد »خالدين فيها مادامت السّماوات و الأرض هميشه در آن )جهنمند( مادامى كه زمين و آسمان برپاست «.

اما اگر تا زنده است با بار سنگين گناه به سوى معبود خود برگردد و واقعاً توبه نمايد، باز بدون شك خداوند علاوه براين كه به تعداد گناهانش اجر و ثواب مى نويسد، »يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنات « تمامى معصيت هايش را از پرونده‏اش محو نموده و او را مى بخشد و قبول مى كند و گناهانش را به ثواب تبديل مى نمايد.

پس گناهكاران، دغدغه نوميدى را به خود راه ندهند معبودشان صاحب عظمت و بخش و گذشت است و نگرانى ندارد.

مگر اينكه مشمول اين آيه شوند »وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِئاياتِ اللَّهِ وَ لِقائهِ أُولئِكَ يَئسوا مِن رَّحْمَتى وَ أُولئك لَهُمْ عَذبٌ أَلِيمٌ عنكبوت : 23 كسانى كه به آيات خدا و ديدار او كافر شدند، آنان از رحمت من مأيوسند؛ و براى آنها عذاب دردناكى است!.

حالبا آوردنچند آيه در باره رحمت واسعه خدا ، مطلب را كمى روشن مى‏نماييم و تفصيل آن رابراى مراجعه به خود قرآن كريم حواله مى‏دهيم.

1 - قُل لِّمَن مَّا فى السَّماوتِ وَ الأَرْضِ قُل لِّلَّهِ كَتَب عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْب فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ انعام 12 بگو: »آنچه در آسمانها و زمين است، از آن كيست؟« بگو: »از آن خداست؛ رحمت )و بخشش( را بر خود، حتم كرده؛ )و به همين دليل،( بطور قطع همه شما را در روز قيامت، كه در آن شكّ و ترديدى نيست، گرد خواهد آورد. )آرى،( فقط كسانى كه سرمايه ‏هاى وجود خويش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ايمان نمی ‏آورند.

2 - وَ إِذَاجَاءَك الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِئَاياتِنَا فَقُلْ سلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَب رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سوئاً بجَهالَةٍ ثُمَّ تاب مِن بَعْدِهِ وَ أَصلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(54) وَ كَذَلِك نُفَصلُ الاَياتِ وَلِتَستَبِينَ سبِيلُ الْمُجْرِمِينَ انعام: 54 هرگاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آنها بگو: »سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض كرده؛ هر كس از شما كار بدى از روى نادانى كند، سپس توبه و اصلاح )و جبران( نمايد، )مشمول رحمت خدا می شود چرا كه( او آمرزنده مهربان است.« 55 و اين چنين آيات را برميشمريم، )تا حقيقت بر شما روشن شود،( و راه گناهكاران آشكار گردد.

3 - فَإِن كذَّبُوك فَقُل رَّبُّكمْ ذُو رَحْمَةً وَسِعَةً وَ لا يُرَدُّ بَأْسهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ انعام : 147 اگر تو را تكذيب كنند )و اين حقايق را نپذيرند(، به آنها بگو: »پروردگار شما، رحمت گسترده‏اى دارد؛ اما مجازات او هم از مجرمان دفع شدنى نيست! )و اگر ادامه دهيد كيفر شما حتمى است(

4 - وَ اكتُب لَنَا فى هَذِهِ الدُّنْيَا حَسنَةً وَ فى الاَخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْك قَالَ عَذَابى أُصِيب بِهِ مَنْ أَشاءُوَ رَحْمَتى وَسِعَت كلَّ شىْ‏ءً فَسأَكتُبهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَ الَّذِينَ هُم بِئاياتِنَا يُؤْمِنُونَ ‏اعراف : 156 و براى ما، در اين دنيا و سراى ديگر، نيكى مقرّر فرما؛ چه اينكه ما به سوى تو بازگشت كرده‏ايم! )»خداوند در برابر اين تقاضا، به موسى( گفت:« مجازاتم را به هر كس بخواهم می رسانم؛ و رحمتم همه چيز را فراگرفته؛ و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند، و زكات را بپردازند، و آنها كه به آيات ما ايمان می ‏آورند، مقرّر خواهم داشت!

6 -وَ رَبُّك الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كسبُوا لَعَجَّلَ لهَُمُ الْعَذَاب بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئلاًكهف : 58 پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است؛ اگر میخواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات كند، عذاب را هر چه زودتر براى آنها میفرستاد؛ ولى براى آنان موعدى است كه هرگز از آن راه فرارى نخواهند داشت!

با دقت در اين آيات مباركات، براى ما روشن مى‏شود كه خداى مهربان داراى عفو و بخش بر بندگان گناه كار و بازگشت كننده است و در اين مورد بخصوص، هيچ شك و شبهه وجود ندارد، زيرا در قرآن كريم با فرستادن آيات زياد، به رسول گرامى خود، وعده داده است و خداوند هم هيچ وقت، خلاف وعده نخواهد كرد.

توجه داشته باشيد، اين خداست كه صاحب گذشت بى انتهاست و در عفو و بخش خود، محدوديتى قائل نيست، هركس در هر مقامى و زير بار هر اندازه گناه و نا فرمانى، اگر به سوى او برگردد، با آغوش باز، او را مى‏پذيرد و رد نمى‏ كند، لطفاً به محتواى چند روايت بعدى نيز دقت نماييد تا مطلب واضح و روشن شود.

1 - أبى عبيدة الحذاء گفت : شنيدم أبا جعفر عليه السلام مى‏گفت : ألا إنّ اللّه أفرح بتوبة عبده حين يتوب من رجل ضلّت راحلته فى أرض قفر و عليها طعامه و شرابه ، فبينما هو كذلك لا يدرى ما يصنع ولا أين يتوجه حتى وضع رأسه لينام فأتاه آت فقال له : هل لك فى راحلتك ؟ قال : نعم ، قال : هوذه فاقبضها ، فقام إليها فقبضها ، فقال أبو جعفر عليه السلام : والله أفرح بتوبة عبده حين يتوب من ذلك الرجل حين وجد راحلته ××× (1) بحارالانوار: 38 / 6 ح 67 از كتاب حسين بن سعيد. ×××. آگاه باش خداوند باتوبه بنده‏اش و قتى كه توبه میكند، شادتر شود از مردى كه مركبش را دربيابان بى آب و علف، با آب و غذايش گم كند، و در اين حال نميداند چكند و به كجا رود تا سرش را )با نااميدى به زمين( میگذارد كه بخوابد )ناگهان( كسى برسد و به او گويد آيا مركبت را میخواهى، گويد بلى، گويد بگير اين مركبت پس بلند شده و آن را بگيرد، أبو جعفر عليه السلام فرمود: به خداقسم خداوند هنگام توبه بنده‏اش شادتر از آن مرد است كه مركبش را پيداكرد.

2 - أبى عبيدة گفت : شنيدم أبا جعفر عليه السلام مى‏فرمود: إن الله تعالى أشد فرحا بتوبة عبده من رجل أضلّ راحلته وزاده فى ليلة ظلماء فوجدها فالله أشد فرحا بتوبة عبده من ذلك الرجل براحتله حين وجدها××× (2) اصول كافى : ج435 / 2، بحارالانوار: 40 / 6 ح 73 از آن.××× خداوند شادى اش شديدتر است به بازگشت بنده‏ اش از مردى كه زاد و راحله‏اش را در شب تاريك گم كند و سپس پيدانمايد، پس خداوند خوشحال‏تر است به توبه بنده‏اش از آن مرد پيداكننده گمشده‏ اش.

3 - پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: ينادى مناد يوم القيامة تحت ا لعرش : يا امة محمد ما كان لى قبلكم فقد وهبته لكم ، وقد بقيت التبعات بينكم فتواهبوا وادخلوا الجنة برحمتى . ××× (3) التبعة : ما يترتب على الفعل من الخير أو الشر ، الا أن استعماله فى الشر أكثر ، وهو المراد ههنا

و إن الوعد غير الوعيد ، إن العرب لا يعد عيبا ولا خلفا أن يعد شرا ثم لم يفعله ، بل يرى ذلك كرما وفضلا ، وإنما الخلف أن يعد خيرا ثم لم يفعله .

بحارالأنوار: 7 / 6 ب 19 ح 17 از عدةالداعى .××× نداكننده در روز قيامت در زير عرش ندا مى‏كند » اى امت محمد ، آنچه كه حقى از براى من ، پيش شما هست ، بتحقيق آن را به شما بخشيدم فقط مى ماند مطالبات بين خودتان ، پس همديگر را ببخشيد و داخل شويد بر بهشت من .

4 - سكونى ، از امام صادق ، از پدرانش عليهم السلام فرمود : رسول خدا صلى الله عليه واله فرمود: إن لِلّه عزوجل فضولا من رزقه ينحله من يشاء من خلقه ، والله باسط يديه عند كل فجر لمذنب الليل هل يتوب فيغفر له ؟ ويبسط يديه عند مغيب الشمس لمذنب النهار هل يتوب فيغفر له ؟  (1) فى الكافى : أو قال : بسطت .بحارالأنوار: ج 6ص 18 ح 34 از ثواب الأعمال: ص 173.  براى خداى عزّو جلّ )زيادى و( تفضل هائى از رزقش هست كه عطا نمايد براى كسى كه از خلقش بخواهد و خداوند دستان )قدرتش ( را هر صبحگاهان براى گناهكاران شب ، مى گستراند كه آيا او توبه مى كند تا اورا ببخشد؟ و مى گستراند دست‏هاى )رحمتش ( را نزديك غروب بر گناهكار روز ، آيا برمى گردد كه اورا ببخشد؟.

5 -دارُم ، از امام رضاعليه السلام ، ازپدرانش عليهم السلام رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: التائب من الذنب كمن لا ذنب له . ××× (2) بحارالأنوار: ج 6 ص21 ح 16از عيون الأخبار: ص 230. ××× توبه كننده از گناه مانند كسى است كه گناه نكرده باشد.

6 - شعبى گويد: شنيدم على بن أبى طالب عليه السلام مى فرمود: العجب ممن يقنط ومعه الممحاة ! فقيل له : وما الممحاة ؟ قال : الاستغفار .××× (3) بحارالأنوار: ج 6 ص21 ح 17 از امالى ص 54. ××× تعجب از كسى است با وجود نابود كننده ، مأيوس شود، گفته شد »ممحاة و « نابود كننده چيست؟! فرمود: استغفار نمودن.

7 -برادر دعبل ، از امام رضا ، از پدران بزرگوارش عليهم السلام از أمير المؤمنين عليه السلام فرمود:تعطروا بالاستغفار لا تفضحكم روائح الذنوب . ××× (4) بحارالأنوار: ج 6 ص22 ح 17 از امالى ص 237. ××× خوشبوكنيد خود را با استغفار، رسوا نسازد شمارا بوهاى بد گناهان .

ابن عقبة، از پدرش، از أبى عبد الله عليه السلام در باره قول خداى عزوجل

" ثم تاب عليهم " قال : هى الاقالة . )أى هى الصفح عنه والاعراض عن ذنبه(.××× (5) بحارالأنوار: ج 6 ص21 ح 18 از معانى الاخبار: ص 65. ××× در مورد اين آيه مباركه فرمود: آن اقاله است يعنى درگذشتن از گناهكار و اعراض ) و روگرداندن ( از گناه اوست .

با توجه به روايات فوق و روايات بى شمار ديگر در اين باره ، براى ما مسجل مى‏شود كه خداوند عالم ، بنده برگشت كننده را، با مهربانى پذيرفته و او را مأيوس نمى‏كند.

چنان كه میبينيم بندگان خالص او نيز، با اعتراف طرف مقابل كهبا كوهى از گناه، به سوى او برگشته و اظهار ندامت و احساس شرمندگى كرده، بدون اين كه كوچكترين توبيخى متوجه او نمايد و سرزنشش كند، از تقصير او میگذرد و قبولش مى‏كند.

مانند امام حسين عليه السلام بعد از آنكه حرّ بن يزيد رياحى رضوات الله عليه با اين كه گناهى به آن بزرگى را كرده و آن حضرت را با اهل و عيالش در دست دشمنان گرفتار ساخته بود، و بعد از آن كه در روز عاشورا در يك حمله، بيش از چهل نفر به شهادت رسيدند، با ديدن اين منظره، در يك چشم بهم زدن تصميم خود را گرفت و به تمام جاه و مقام دنيائى وثروت و دارائى خود، پشت پا زد و خود را به دربار حجت خدا رسانيد و سر به آستان او سائيد و به سوى معبود خود پركشيد و رفت.

بلى بعد از به محاصره در آوردن و قرار دادن آن امام مظلوم، در دست دشمنان خون آشام كوفيان و پس از شهادت بيش از چهل نفر از ياران و اصحاب آن حضرت، متوجه اشتباهش شده با غلام و فرزند خويش، به سوى آن فرزند رحمة للعالمين، با هزار ترس و لرز كه آيا امام او را خواهد پذيرفت يانه، رهسپار گرديد و با اظهار توبه و پشيمانى كه عرض كرد »هل لى من توبة«امام بدون اين كه عمل كرد او را در نظر بگيرد يا او را توبيخ نمايد، بلافاصله در پاسخ مى‏فرمايد: »ان تبت تاب اللّه عليك« اگر توبه كردى خداوند ازتو درگذرد و ببخشد!!.

ابتدا پسرش را پيش از خود به ميدان فرستاد تا باشهادت او قلب مبارك امام را شاد نمايد و بعداز او خود عازم ميدان گشته و با رشادت و شجاعت تمام گروهى از لشگر ابن سعد، به خاك هلاك افكند و خود كه به هزار نفر برابر مى‏دانستند، جنگيد و از اسب افتاد، امام عليه السلام خود را بالاى سر او رساند و دستمالش را به زخم سر او بست و فرمود، أنت حرّ فى الدّنيا والاخرة كما سمّتك أمّك توئى آزاد در دنيا و آخرت آن گونه كه مادرت ترا به آن ناميد )حرّ يعنى آزاد(.

همان دستمال بود كه در زمان شاه اسماعيل صفوى بحث شد كه توبه حرّ قبول است يانه، قبرش را شكافتند ديدند بدن شريفش به حالت شهادتش است، شاه اسماعيل خواست دستمال امام را براى تيمن وتبرك بردارد، دستمال كه باز شد خون شروع كرد به جارى شدن.

چندين دستمال بستند خون بند نيامد آخر يكى از علماى حاضر گفت: شاه آن دستمال مدال افتخار اوست كه مولايش به او داده است نمی توانى از او دور سازى!!

دستمال را به سرش بستند و خون بند آمد.

امثال اين قضاياى عفو و بخش در دوران زندگى بزرگان عالم و بندگان خدا، زياد است پس از اينجا پى توان بردن چه آشوبيست در دريا، حالا ببين خود خدا چه گذشتى بر بندگان نادم و بازگشته دارد.

خدایا به احترام مقربین درگاهت مارا نیز مشمول رحمت واسعه خود قرار ده آمین یارب العالمین..