87 - حدود و میزان وجوب تبلیغ
113 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                            حدود و ميزان وجوب تبليغ
 
 يكى از فروع دين ما امر بمعروف و ديگرى نهى از منكر است كه از ضروريات دين و براى بجا آوردن آن ، آيات و روايات فراوان داريم كه به همه انبياء و اوصياء آنها و علما و دانشمندان، خلاصه هر كس بتواند، انجام آن را تا حدودى و باشرايطى، لازم و واجب نموده است
  و ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل‏ فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين ولينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون توبه : 122 شايسته نيست مؤمنان همگى )بسوى ميدان جهاد( كوچ كنند؛ چرا از هر گروهى از آنان، طايفه ‏اى كوچ نمی‏كند )و طايفه‏ اى در مدينه بماند(، تا در دين )و معارف و احكام اسلام( آگاهى يابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بيم دهند؟! شايد )از مخالفت فرمان پروردگار( بترسند، و خوددارى كنند!
 يعنى از جهاد در راه خدا هم، مهم است كه بايد در هر زمان و مكان، مقتضى باشد، به انجام آن اقدام نموده و مردم را، به سوى خداشناسى و عمل به دستورات او را، دعوت نمايند.
 در جهاد ممكن است با قدرت قهاره و زور شمشير، گروهى را زير پرچم دين آورد اما اگر آن قدرت مرتفع شود، به حالت اوليه خود برگردند، ولى كسانى كه با تبليغ در مغز و روح آنان ، نفوذ شود، هيچ قدرتى نمى‏تواند اورا، از عقيده‏اش برگرداند كه نمونه اين نوع اشخاص در پيروانان اديان آسمانى، فراوان است، مانند مؤمن آل فرعون خود و خانواده‏اش كه چند نفر بچه هايش را، جلوى چشمانش، به تنور آتش انداختند كه از دينش برگردد ولى برنگشت تا نوبت به بچه شيرخوارش رسيد مادر كمى متزلزل شد، بچه به نطق آمد )مادر به خود مسلط باش( اورا هم به آتش فروزان و خود مادر را نيز به شعله ‏هاى آتش، انداختند و همگى خاكستر شدند اما از دين خود دست برنداشتند. در تاريخ اسلام نيز از اين جان گذشته‏ ها زيادند.
 با توجه به آيات مربوطه، در قرآن كريم و احاديث ائمه مسلمين و نظريه فقهاء و مراجع، وجوب امر به معروف و نهى از منكر چهار شرط دارد.
 1 - آمر به معروف و ناهى از منكر بايد خود به اينها آشنا باشد.
 2 - احتمال تأثير آن در طرف مقابل و عدم لجاجت و مقاومت او داشته باشد،
 3 - امر و نهى مفسده‏اى )ضرر جانى و مالى مهم و آبروئى( برايش نداشته باشد.
 4 - كسى كه معروف را ترك و يا منكر را انجام می‏دهد بر ادامه عمل خود، اصرار داشته باشد.
 پس آنان كه قدرت و توان تبليغ را داشته باشند و شرايط فوق ، موجود باشد، بايد به اين وظيفه عمل نمايند.
 حال لازم است با استفاده از آيات مباركه بدانيم كه  حدود و ميزان آن تا چه اندازه و داراى چه شرايطى است.
 1 -قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ ﴿انعام ۱۰۴﴾ به راستى رهنمودهايى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر كه به ديده بصيرت بنگرد به سود خود او و هر كس از سر بصيرت ننگرد به زيان خود اوست و من بر شما نگهبان نيستم (

2 - وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿۱۰۷ انعام﴾و اگر خدا میخواست آنان شرك نمیآوردند و ما تو را بر ايشان نگهبان نكرده‏ ايم و تو وكيل آنان نيستى  ( انعام ۱۰۷)

3 -  و اإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿۴۰رعد﴾ و اگر پاره‏ اى از آنچه را كه به آنان وعده مى‏ دهيم به تو بنمايانيم يا تو را بميرانيم جز اين نيست كه بر تو رساندن [پيام] است و بر ما حساب [آنان] رعد(۴۰)

4 - قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ ﴿۱۰۸یونس ﴾

بگو اى مردم حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر كه هدايت‏ يابد به سود خويش هدايت مى‏ يابد و هر كه گمراه گردد به زيان خود گمراه مى ‏شود و من بر شما نگهبان نيستم (یونس  ۱۰۸)

5 - أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ﴿ فاطر  ۸﴾ آيا آن كس كه زشتى كردارش براى او آراسته شده و آن را زيبا مى ‏بيند [مانند مؤمن نيكوكار است] خداست كه هر كه را بخواهد بى‏ راه مى‏ گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى ‏كند پس مبادا به سبب حسرتها[ى گوناگون] بر آنان جانت [از كف] برود قطعا خدا به آنچه مى كنند داناست (۸)

6 -  وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ ﴿۶  شوری﴾

و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏ اند خدا بر ايشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نيستى (شورا  ۶)

7 - فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسَانَ كَفُورٌ ﴿۴۸ شوری﴾

پس اگر روى برتابند ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‏ ايم بر عهده تو جز رسانيدن [پيام] يست و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانيم بدان شاد و سرمست گردد و چون به [سزاى] دستاورد پيشين آنها به آنان بدى رسد انسان ناسپاسى مى ‏كند   (  شوری ۴۸)

8 -   فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ ﴿ غاشیه  ۲۱﴾

پس تذكر ده كه تو تنها تذكردهنده‏ اى (۲۱)

لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ﴿۲۲﴾
بر آنان تسلطى ندارى (۲۲)
إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَكَفَرَ ﴿۲۳﴾
مگر كسى كه روى بگرداند و كفر ورزد (۲۳)
فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ ﴿۲۴﴾
كه خدا او را به آن عذاب بزرگتر عذاب كند (۲۴)
إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ ﴿۲۵﴾
در حقيقت بازگشت آنان به سوى ماست (۲۵)
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ ﴿۲۶﴾
آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست (۲۶)
و آيات زیاد ديگر  در این مورد كه آوردن همه آنها بطول مى‏ انجامد.

 نتيجه اينكه: وظيفه ما اتمام حجت و آگاه كردن و آشنا نمودن مردم و طرف مقابل به وظايف دينى اش مى‏ باشد نه به خطر انداختن خود يا ديگران.
 خدايابه احترام مقربين درگاهت مارا به انجام اين وظيقه موفق بفرماآمين رب العالمين.