86 - اهانت به معتقدات دیگران ممنوع
105 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


موضوع: اخلاق و عرفان

      

                                   توهین به اعتقدادات دیگران ممنوع 

از آنجائى كه دين مقدس اسلام، از سوى خداى عالميان، دين جهانى و براى عموم مردم جهان تعيين واعلام شده است، بدينجهت به تمام اعمال و رفتار و كيفيت ادامه زندگى بنى آدم، هم نظارت دارد و هم تعيين تكليف و هم راهنمائى به ابعاد صحيح آن.

مى دانيم كه عقائد و معتقدات هر فرد و گروهى براى خود محترم و با ارزش است. خواه صحيح و آسمانى باشد مانند اديان كليميت و مسيحيت و جز اينها. يا من در آورده ها و غلط مانند بت پرستى و گاو پرستى و آفتاب و آتش پرستى وغيرها.
دين مقدس اسلام براى حفظ ارزشها و احترام به اعتقادات مردم، به هيچكس اجازه تحقير يا اهانت به مخالفان اسلام را (از هر نژاد يا طبقه‏اى) باشد نمى‏دهد و كوچك شمردن آنها را، ممنوع اعلام مى‏دارد.
حتى بر مبلغين هنگام تبليغ و امر به معروف و نهى از منكر، اجازه نمى دهد كه با كلمات و گفتارهاى نا شايست و يا با خشونت و زور گوئى، با طرف مقابل، روبرو شود، زيرا اگر اين عمل ها همراه تبليغ باشد، نتيجه برعكس وسبب ايستادگى و مقاومت طرف خواهد بود.
در اين باره به دستور صريح و روشن خداى توانا در قرآن مجيد دقت نمائيد.
سوره انعام آيه 108 وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ‏ (معبود) كسانى را كه غير خدا را مى‏خوانند دشنام ندهيد مبادا آنها (نيز) از
اسلام دين صلح و گفتگو با اديان، ج‏1، ص: 41
روى ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، اين چنين براى هر امتى عملشان را زينت داديم سپس بازگشت آنها به سوى پروردگارشان است و آنها را از آنچه عمل مى‏كردند آگاه مى‏سازد (و پاداش و كيفر مى‏دهد).
در باره منطقى بودن تعليمات اسلام و لزوم دعوت از راه استدلال، نه از راه اجبار، در آيات قبل دستور داده، و در اين آيه تاكيد مى‏كند كه هيچگاه بتها و معبودهاى مشركان را دشنام ندهيد، زيرا اين عمل سبب مى‏شود كه آنها نيز نسبت به ساحت قدس خداوند همين كار را از روى ظلم و ستم و جهل و نادانى انجام دهند.
از بعضى روايات استفاده مى‏شود كه، جمعى از مؤمنان بر اثر ناراحتى شديد كه از مساله بت پرستى داشتند، گاهى بتهاى مشركان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام مى‏دادند، قرآن صريحا از اين موضوع، نهى كرد و رعايت اصول ادب و عفت و نزاكت در بيان را، حتى در برابر خرافى‏ترين و بدترين اديان، لازم مى‏شمارد دليل اين موضوع، روشن است، زيرا با دشنام و ناسزا نمى‏توان كسى را از مسير غلط باز داشت، بلكه به عكس، تعصب شديد آميخته با جهالت كه در اينگونه افراد است، سبب مى‏شود كه به اصطلاح روى دنده لجاجت افتاده، در آئين باطل خود راسختر شوند، سهل است زبان به بدگوئى و توهين نسبت به ساحت قدس پروردگار بگشايند، زيرا هر گروه و ملتى نسبت به عقائد و اعمال خود، تعصب دارد همانطور كه قرآن در جمله بعد مى‏گويد ما اين چنين براى هر جمعيتى عملشان را زينت داديم.
و در پايان آيه مى‏فرمايد: بازگشت همه آنها به سوى خدا است، و به آنها خبر مى‏دهد كه چه اعمالى انجام داده‏اند.
در روايات نيز تاكيد شده با پيروانان هر دين و مذهبى. محترمانه برخورد كنيم و مؤدبانه رفتار نمائيم. معلوم است اگر ما بتها وآتش و آفتاب تابعين آنها را.
سب نما ئيم آنها هم خداى ما را سب خواهند نمود. پس وظائف مبلغين. تبليغ با ادب و احترام و با برخورد انسانى و روبرو شدن با اخلاق حسنه مى باشد.
در آيه مباركه خداى متعال با كلمه‏ (كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ) كه تزئين اعمال آنها را به خود نسبت داده. بنا به تعبير علمى سببيت از ناحيه خداست اما ايجاد سبب‏
بوسيله افراد و خود انسانها و وسوسه شيطان است.
در آيات قرآن در 8 مورد زينت دادن اعمال زشت و بد يا به شيطان نسبت داده و در 10 مورد به صورت فعل مجهول (زُيّنَ (آمده و در 70 محل تكرار شده و در دو مورد به خدا نسبت داده شده كه به توضيح علمى بالا معناى هر سه مورد روشن مى شود.
در اينجا به سه نكته بايد توجه كرد:
1- در آيه فوق، زينت دادن اعمال نيك و بد هر كس را در نظرش، به خدا نسبت داده شده، ممكن است اين موضوع براى بعضى مايه تعجب گردد كه مگر ممكن است خداوند عمل بد كسى را در نظرش زينت دهد؟! پاسخ اين سؤال همان است كه بارها گفته‏ايم كه اين گونه تعبيرات، اشاره به خاصيت و اثر عمل است، يعنى هنگامى كه انسان كارى را به طور مكرر انجام دهد، كم كم قبح و زشتى آن در نظرش از بين مى‏رود، و حتى به صورت جالبى جلوه‏گر مى‏شود، و از آنجا كه علت العلل و مسبب الاسباب و آفريدگار هر چيز خدا است و همه تاثيرات به خدا منتهى ميشود اين گونه آثار در زبان قرآن گاهى به او نسبت داده مى‏شود.
و به تعبير روشنتر جمله‏ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ‏ چنين معنى مى‏دهد كه آنها را گرفتار نتيجه سوء اعمالشان كرديم، تا آنجا كه زشت در نظرشان زيبا جلوه كرد.
و از اينجا روشن مى‏شود اينكه در بعضى از آيات قرآن زينت دادن عمل به شيطان نسبت داده شده نيز منافاتى با اين موضوع ندارد، زيرا شيطان آنها را وسوسه به انجام عمل زشت مى‏كند و آنها در برابر وسوسه‏هاى شيطان تسليم مى‏شوند و سرانجام گرفتار عواقب شوم عمل خود مى‏گردند، و به تعبير علمى، سببيت از ناحيه خدا است اما ايجاد سبب بوسيله اين افراد و وسوسه‏هاى شيطانى است.
2- در روايات اسلامى نيز منطق قرآن در باره ترك دشنام به گمراهان و منحرفان، تعقيب شده و پيشوايان بزرگ اسلام به مسلمانان دستور داده‏اند هميشه روى منطق و استدلال تكيه كنند و به حربه بى‏حاصل دشنام نسبت به معتقدات مخالفان، متوسل نشوند.
3- گاهى ايراد مى‏شود كه چگونه ممكن است بت پرستان نسبت به خدا بدگوئى كنند در حالى كه آنها غالبا اعتقاد به الله (خدا) داشتند و بت را شفيع بر
درگاه او مى‏دانستند؟ ولى اگر ما در وضع عوام لجوج و متعصب دقت كنيم خواهيم ديد كه اين موضوع چندان تعجب ندارد، اين گونه افراد هنگامى كه ناراحت شوند، سعى دارند طرف را به هر قيمتى كه شده است ناراحت كنند، حتى اگر از طريق بدگوئى به معتقدات مشترك طرفين باشد آلوسى دانشمند معروف سنى، در تفسير روح المعانى نقل مى‏كند كه بعضى از عوام جاهل هنگامى مشاهده كرد بعضى از شيعيان، سب شيخين مى‏كند، ناراحت شد و شروع به اهانت به مقام على‏ عليه السلام‏ كرد، هنگامى كه از او سؤال كردند چرا به على‏ عليه السلام‏ كه مورد احترام تو است اهانت مى‏كنى؟ گفت: من مى‏خواستم شيعه‏ها را ناراحت كنم زيرا هيچ چيز را ناراحت كننده‏تر از اين موضوع براى آنها نديدم!، و بعد او را به توبه از اين عمل وادار ساختند.
فحش پشت سر معاويه وعكس العمل امير عليه السلام‏
در نهج البلاغه مى‏خوانيم كه على‏ عليه السلام‏ به جمعى از يارانش كه پيروان معاويه را در ايام جنگ صفين دشنام مى‏دادند مى‏فرمايد: انى اكره لكم ان تكونوا سبّابين و لكنّكم لو وصفتم اعمالهم و ذكرتم حالهم كان أصوب فى القول و ابلغ فى العذر. من خوش ندارم كه شما فحاش باشيد، اگر شما به جاى دشنام، اعمال آنها را برشمريد و حالات آنها را متذكر شويد (و روى اعمالشان تجزيه و تحليل نمائيد) به حق و راستى نزديكتر است و براى اتمام حجت بهتر.
 (نهج البلاغه بخش خطبه ها كلام 206).
مى بينيم آن حضرت حتى بدگوئى به دشمن سرسختش معاويه هم به صورت سبّ و فحش اجازه نمى دهد. در بعضى از روايات آمده كه فرمود. من دوست ندارم. زبان دوستانم به فحش عادت نمايد. پس مبلغين محترم ما موظف به تبليغ با رفتار و كردار نيك اند.
اهانت عرب شامى به امام حسن عليه السلام‏
يك نفر از اهل شام كه با تربيت معاويه بزرگ شده و به خاندان مولا اميرمومنان‏ عليه السلام‏ تا حد كفر بد بين بود.
روزى تصميم گرفت به مدينه آمده هر كه از فرزندان آن حضرت را پيدا كند او را
سب و فحش هاى زشت دهد اگر او را كشتند (به عقيده خودش) شهيد مى شود وگرنه ثواب بزرگى به دست آورده با موفقيت بر مى گردد.
با اين عقيده پس از طى مراحل وارد مدينه گشت و اتفاقا هنگام اتمام نماز ظهر بود. ديد گروهى از مسجد بيرون آمدند و اطراف يك شخصيتى را گرفته اند.
پرسيد اين شخص كيست؟ گفتند: فرزند امير مؤمنان و نوه رسول خداست گفت.
 (عجب) ببين خدا از اين خاندان چقدر بدش مى آيد كه من با چه منظورى آمده ام و كه را به مقابل من آورد.
با همان وضع خاك آلودگى راه، در برابر حضرت ايستاد و هرچه از دهنش مى آمد. به حضرت گفت. اطرافيان گفتند يابن رسول الله اجازه دهيد او را ساكت كنيم (و زباانش را از حلقومش در آوريم)؟!.
فرمود. كار نداشته باشيد. آن مرد آنقدر ناسزا گفت و خسته شد و گفت حسن بن على اين فحش ها ر ا نمى شنوى بتو مى گويم دستور دهيد اطرافيانت مرا بكشند و من در راه رضاى خدا شهيد شوم!!!.
فرمود يا اخاالعرب مى بينم تازه از راه رسيده و خسته اى (و هنوز گرد راه را از خود دور نساخته‏اى) اگر به منزل احتياج دارى برايت منزل دهم اگر به عيال نياز دارى برايت عيال اختيار كنم و اگر به خرجى محتاجى برايت پول دهم اگر كسى برايت ظلم كرده بگو از ستمگرت انتقام بگيرم (چرا اينقدر آشفته و عصبانى هستى)؟!.
حضرت اينگونه كه با او برخورد كرد عرب خود را به پاى حضرت انداخت و گفت: عجب‏ الله اعلم حيث يجعل رسالته‏ خدا خودش خوب مى داند كدام خاندان لايق رسالت است به آنها داده است يابن رسول الله درشام شما را براى ما. ستمگر و كافر و آدمكش معرفى كرده بودند به خداى لايزال از شام كه بيرون آمدم براى شما و خاندانت. در زير آسمان و روى زمين از من دشمن تر نبود و الان بر مى گردم و در زير آسمان و روى زمين كسى براى شما دوستدارتر از من پيدا نمى شود.
پس اخلاق نيك و برخورد خوب در تسليم نمودن طرف مقابل. نقش اساسى و موفقيت و نتيجه گيرى خوب دارد.

خدایا به احترام این بزرگواران ما را از پیروان خوب اینها قرار ده آمین رب العالمین.