85 - حسود بدتر از شیطان و فرعون
118 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


-حسود بدتر از شيطان و فرعون

حسادت یکی از صفات مذمومه و توبیخ شده در ادیان آسمانی خاصه در دین مقدس اسلام و در میان مردم است بگونه ای که صاحبان این خصلت را بدتر از شیطان و فرعون . به حساب آورده اند.

در قرآن کریم به رسول خدا دستور می دهد از صاحبان چند صفت به خدا پناه ببرد یکی هم ( و من شر حاسد اذا حسد) از شر حسودان هنگام حسد ورزیدنشان زیرا حاسد موقع جوشش حسد از هیچ جنایت و خیانتی فروگذار نمی کند.

در تاریخ آمده است مردی همیشه به همسایه اش حسد می ورزید و هرچه او بیشتر ناراحت می شد خداوند به محسود بیشتر عنایت داشت تا اینکه روزی غلامی را از برده فروشان خرید و آورد و هرچه می توانست به او خدمت کرد و احتیاجاتش را رفع می نمود تا اینکه یک سال گذشت.

روزی غلام گفت. آقا من باید بتو خدمت کنم و در اطاعتت باشم نه شما ؟!

گفت . من ترا برای کاری خریده ام که باید آنرا انجام دهی و بعد از آن ترا از بردگی آزاد کردم و هرجا خواستی برو .

یک شمشیر تیزی به غلام داد و گفت. امشب همه که بخواب رفتند توآهسته با من به پشت بام این همسایه بغلی می رویم و در آنجا سر مرا از تنم جدا میکنی و باشمشیر خون آلود به حیاط همسایه می اندازی و این پول را هم برمی داری و آزادی می زنی بچاک .

گفت این کار برای چه هست گفت. من هرچه خواستم بدبختی او را ببینم نتوانستم می خواهم با اینکار چاقوی خون آلود و سر مرا در حیاط او پیدا کنند و مامورین اورا گرفته و قاضی به اعدام محکوم نماید و اعدامش کنند ! گفت. بعد از مردنت چه فائده ای به حال تو دارد؟!

گفت. می خواهم با بیچاره شدن او روحم کیف بکند و خوشحال شود!!!.

غلام ماموریتش را انجام داد و رفت و منتظر نتیجه این کار ماند تا انیکه همسایه را گرفتند و به اعدام محکوم کردند و به پای چوبه دار بردند و مردم شهر هم با حاکم وبزرگان شهر به تماشای اعدام همسایه نشسته اند و غلام هم داخل جمعیت بود و یک وقت بخود آمد و رفت پیش حاکم و قاضی و گفت آقایان آن شخص را من کشته ام آن همسایه از آن خبری ندارد گفتند. مگر تو دیوانه شده ای خودتو به کشتن می دهی جریان را شرح داد حاکم دستورداد. حال که این طور است تمام اموال و ما یملک اورا به همسایه اش بدهید تا روحش هم ازین حسادت معذب شود و رنج ببرد و غلام را هم آزاد نمود.

عزیزان از شر حاسد به خدا پناه برده و از او کمک بخواهیم.

روزي عده اي يك خوشه انگور به فرعون دادند و گفتند اگر اين خوشه را به طلا تبديل كني خدائيت را مي پذيريم وشب را بتو مهلت مي دهيم فرعون تمام طلا سازان را دعوت كرد و به آنها پيشنهاد نمود همگي به ناتواني خود اعتراف كردند
مبهوت ماند فردا به آنها چه جوابي دهد ديد در را مي كوبند گفت كيست گفت اگر خدا بودي مي فهميدي دانست شيطانست گفت داخل شو شيطان و ارد شد فرعون گفت آيا بدتر از من و تو هست گفت حسود از ما بدتر است چون حسد اعمال صالح را مي سوزاند مانند سوزاندن آتش هيزم خشك را شيطان پرسيد چرا غمگيني گفت خوشه اي از انگور بمن داده اند آنر بهمان صورت تبديل به طلا نمايم تا خدائي مرا بپذيرند گفت آن را بمن ده شيطان گرفت و دعائي خواند خوشه تبديل به طلا شد
فرعون با تعجب گفت تو كه اين قدرت را داري چرا به آدم سجده نكردي گفت چون ميدانستم همچون توئي در نسل او به وجود خواهد آمد. من بتو سجده نكردم نه به آدم. عزيزان به هوش باشيم حسد قابيل را وادار به قتل برادرش كرد تا قيامت قسمتي از گناه ناحق كشته شدگان را به او بار خواهند نمود چون بناي نا حق كشي را او گذاشت.

خدایا به احترام مقربین در گاهت ما را از شرحسودن هنگام حسدش . محفوظ بدار آمین یا رب العالمین.

2/1393/