81 - مرگ . یکی از نعمتهای بزرگ خدای مهربان
157 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                          مرگ يكى از نعمت‏هاى مهم خدا
 
 پايان عمر  چشم  از دنيا  فرو بستن ، يكى از نعمت‏هاى با ارزش خدا بر بندگانش، مى‏باشد.
 اگرچه اكثريت قريب به اتفاق مردم حتى از شنيدن نامش مى‏ ترسند و نا راحت مى‏ شوند، اما به ياد نمى‏ آورند روزى را كه اگر عمر طولانى داشته باشند و سلولها و موليكولهاى بدن كه دوران بچگى را سپرى كرده و به جوانى رسيده و از جوانى عبور نموده و به ضعف و فرتوتى رسيد و رو به سوى انحطات و سراشيبى گذاشت و قدرت ايستادن و خود نيازى را از دست داد، چه مسائلى پيش مى‏ آيد؟!!!.
 در زمان يكى از انبياى بنى اسرائيل، دسته‏ اى از مردم به او گفتند: اى پيغمبر خدا به خدايت بگو آخر اين كار چيه كه عزيزان ما را از ما مى‏ گيرى و بكام مرگ مى‏ فرستى و داغ فراقشان را به دل ما مى‏ كشى غرق در غم و اندوه مى ‏نمايى، و خواهش كن مرگ را از جمع ما بردارد.
 نبى الهى پس از مناجات درخواستهاى مردم را به عرض رسانيد، جواب رسيد مرگ از آنها برداشته شد و درخواستشان را اجابت كرديم.
 مدتى گذشت و از مرگ خبرى نشد و يكوقت ديدند جامعه پر از افتادگان و زمين گيران شده و خانه‏ ها از بوى تعفن و خود آلوده كنندگان و. و. انباشته شده و تمام كسب و كارشان تعطيل و به نظافت و ساير گرفتاريهاى آباء و اجدادشان، مشغول شدند.
 از دست پيران و ناله‏ هاى گوناگون آنها بيچاره شده و دسته جمعى به محضر پيامبر رسيده و ندامت و پشيمانى خود را از درخواستشان، اعلام نمودند و به غلط كرديم افتادند و خواهش كردند كه شرّ اين پيرها را از سرشان بردارد!!!.
 پيامبر خدا جريان را به عرض خداوند رسانيد و فردا ديدند كه خانه‏ ها پر از مرده‏ ها شده و همگى دست به دست داده، آنها را به قبرستان انتقال داده و به خاك سپرده و نفسى عميق كشيدند كه خدايا ما نمى‏ فهميديم و عاقبت كار را در نظر نگرفته بوديم.
 نتيجه اينكه مرگ واقعا يكى از الطاف بزرگ خداى تواناست كه هم خود انسانها و هم ياوران آنها را از آبرو ريزى و رسوائى، نجات داده و راحت كرده است.
 در اين مورد از آيات مختلف قرآن مجيد استفاده مى‏ شود كه خداوند امور اين جهان را كه بوسيله گروهى از فرشتگان تدبير مى‏ كند ، چنانكه در آيه 5 سوره نازعات مى‏ فرمايد : فالمدبرات امرا : سوگند به فرشتگانى كه به فرمان خدا تدبير امور مى‏ كنند.
 گروهى از اين فرشتگان ، فرشتگان مأمور به قبض ارواحند كه در آيات.
 1 -  الذين تتوفاهم الملائكة ظالمى أنفسهم فألقوا السلم ما كنا نعمل من سوء بلى ان الله عليم بما كنتم تعملون نحل : 28 همانها كه فرشتگان )مرگ( روحشان را مى‏ گيرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند! در اين موقع آنها تسليم مى‏ شوند )و بدروغ مى ‏گويند:( ما كار بدى انجام نمى‏ داديم! آرى، خداوند به آنچه انجام مى‏ داديد عالم است!
  2 - هل‏ينظرون الا أن تأتيهم الملائكة أو يأتى أمرربك‏ كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون نحل : 33 آيا آنها انتظارى جز اين دارند كه فرشتگان )قبض ارواح( به سراغشان بيايند، يا فرمان پروردگارت )براى مجازاتشان( فرا رسد )آنگاه توبه كنند؟! ولى توبه آنها در آن زمان بى اثر است! آرى،( كسانى كه پيش از ايشان بودند نيز چنين كردند! خداوند به آنها ستم نكرد؛ ولى آنان به خويشتن ستم مى‏ نمودند!
  و بعضى ديگر از آيات قرآن كه به آنها اشاره شده است ، و در رأس آنها فرشته مأمور مرگ حضرت عزرائيل عليه السلام قرار دارد .
 احاديث زيادى در اين زمينه ، نقل شده كه اشاره به بعضى از آنها از جهاتى لازم به نظر مى‏ رسد :
 1 - در حديثى از پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم مى‏خوانيم كه فرمود : الامراض و الاوجاع كلها بريد الموت و رسل الموت ! فاذا حان الاجل أتى ملك الموت بنفسه فقال يا أيّها العبد ! كم خبر بعد خبر ؟ و كم رسول بعد رسول ؟ و كم بريد بعد بريد ؟ أنا الخبر الذى ليس بعدى خبر ! : بيماريها و دردها همگى قاصدان مرگ و فرستادگان او هستند ، هنگامى كه عمر انسان به سر مى‏رسد ، فرشته مرگ مى‏ آيد.
 ) او از ديدن فرشته مرگ وحشت مى‏ كند و آن را بى مقدمه مى‏پندارد ولى ( او مى‏ گويد : اى بنده خدا چه اندازه خبر بعد از خبر و رسول بعد از رسول و پيك بعد از پيك براى تو فرستادم ؟ اما من آخرين خبرم ، و بعد از من ، خبرى نيست ! سپس مى‏ گويد : دعوت پروردگارت را اجابت كن خواه از روى ميل و خواه از روى اكراه ! و هنگامى كه فرشته مرگ قبض روح او مى‏ كند ، فرياد بستگان بلند مى‏ شود او صدا مى‏ زند: على من تصرخون ؟ و على من تبكون ؟ فو الله ما ظلمت له اجلا و لا اكلت له رزقا بل دعاه ربه : بر چه كسى فرياد مى‏ كشيد ؟ و براى چه كسى اشگ مى‏ ريزيد ؟ به خدا سوگند وقت او به پايان رسيده بود ، و تمام روزى خود را دريافت داشته بود ، پروردگارش از او دعوت كرد و او دعوت حق را اجابت نمود .
 فليبك الباكى على نفسه ، و انّ لى فيكم عودات و عودات حتى لا أبقى فيكم أحدا : اگر مى‏خواهيد گريه كنيد بر خويشتن بگرييد ! ، من باز هم كرارا به ميان شما مى‏ آيم ! تا يكنفر از شما را باقى نگذارم ! .
 يكبار ديگر اين حديث تكان دهنده را مطالعه كنيد كه حقايق بسيارى در آن نهفته است .
 2 - در حديث ديگرى از امام باقر عليه‏السلام مى‏ خوانيم كه پيامبر اسلام صلى‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم براى عيادت مردى از انصار به خانه او آمد فرشته مرگ را بالاى سر او ديد ، پيامبر صلى‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم فرمود : با اين دوست من با مدارا و لطف رفتار كن چرا كه او مردى با ايمان است ، عرض كرد اى محمد ! بشارت بر تو باد كه من نسبت به همه مؤمنان با محبتم و بدان اى محمد صلى‏الله‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم به هنگامى كه قبض روح بعضى از فرزندان آدم را مى‏ كنم خانواده او فرياد مى‏ كشند ، من در كنار خانه مى‏ ايستم ، مى‏ گويم من گناهى ندارم ) عمر او پايان يافته بود ( من باز كرارا به ميان شما بر مى‏ گردم ! بهوش باشيد ، بهوش ! سپس مى‏ افزايد : ما خلق الله من أهل بيت مدر و لا شعر و لا وبر ، فى بر و لا بحر الا و أنا أتصفحهم فى كل يوم و ليلة خمس مرات حتى انى لاعرف بصغيرهم و كبيرهم منهم بأنفسهم : خدا هيچ انسانى را از ساكنان شهر و بيابان ، خانه و خيمه ، در خشكى و دريا ، نيافريده ، مگر اينكه من در هر شبانه روز پنج بار دقيقا به آنها نگاه مى‏كنم تا آنجا كه من صغير و كبير آنها را بهتر از خودشان مى‏ شناسم ! .
 روايات ديگرى نيز به همين مضمون در منابع مختلف اسلامى آمده است كه مطالعه مجموع آنها هشدارى است براى همه انسانها كه بدانند ميان آنان و مرگ فاصله زيادى نيست ! ، و در يك لحظه كوتاه ممكن است همه چيز پايان گيرد .
 آيا با اين حال جاى اين است كه انسان به زرق و برق اين جهان مغرور گردد و آلوده انواع ظلم و گناه شود ، و از عاقبت كار غافل بماند؟!. 
 خدايا به احترام محمد و آل محمد، مارا آبرومندانه از دنيا ببر و مشمول رحمت و لطف و عنايت خود قرار ده آمين يا ربّ العالمين.