79 - ترسیمی از بی نهایت (1)
231 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                             ترسيمى از بى نهايت يا كلمات بى انتها 


( لطفا برای اطلاعات بیشتر یاد داشت  شماره 198 ) از این یاد داشتها را نیز مطالعه نمائید).
 كلمه بى نهايت تعبير از موضوعيست كه پايان ندارد و ابدا به آخر آن نتوان رسيد.
 از آنجا كه موجودات و مخلوقات گوناگون اين جهان هر كدام بيانگر ذات پاك خدا و علم و قدرت اويند، به هر موجودى كلمة الله، اطلاق مى‏شود، به همين مناسبت كلمات الله كه جمع است، به معنى علم و دانش، بى نهايت و بى پايان پروردگار گفته مى‏شود.
 روشن است، براى نوشتن تمام معلومات يك انسان ، گاه يك قلم با مقدارى مركب كفايت مى‏ كند ، حتى ممكن است با همين يك قلم انسانهاى ديگرى نيز مجموعه معلوماتشان را بر صفحه كاغذ بياورند ولى قرآن مى‏ گويد : اگر تمام درختان روى زمين قلم شوند ، )مى‏ دانيم گاه از يك درخت تنومند از ساقه و شاخه‏هايش ، هزاران بلكه ميليونها قلم به وجود مى‏ آيد(، و با در نظر گرفتن حجم عظيم درختان روى زمين و جنگلهائى كه بسيارى از كوهها و دشتها را پوشانيده است ، و تعداد قلمهائى كه از آن به وجود مى‏ آيد ، و همچنين اگر تمام اقيانوسهاى روى زمين كه تقريبا سه چهارم صفحه كره زمين را با عمق و ژرفاى بسيار پوشانيده است مركب شوند ، چه وضع عجيبى را براى نوشتن ايجاد مى‏ كند و چقدر علوم و دانشها را با آن مى‏ توان نوشت .
 مخصوصا با توجه به افزوده شدن هفت درياى ديگر به آن كه هر كدام از آنها معادل تمام اقيانوسهاى روى زمين باشد، همه اينها پايان مى‏ گيرد ولى علم و دانش او پايان نخواهد گرفت، و ترسيمى براى بى نهايت از اين جالبتر و زيباتر به نظر نمى‏ رسد اين بيان به قدرى زنده و گويا است كه امواج فكر انسان را در افق هاى بيكران و نامحدود با خود همراه مى‏ برد ، و غرق در حيرت و ابهت مى‏ نمايد .
 با توجه به بيان گويا و روشن كه در دو آيه مباركه ذيل آمده، انسان احساس مى‏كند كه معلوماتش در برابر آنچه در علم خدا است همچون يك صفر در برابر بى نهايت است ، و شايسته است فقط بگويد : دانش من به آنجا رسيده كه به نادانى خود پى برده‏ ام چنانكه عده اى از بزرگان صاحب علم و معرفت، اينگونه گفته‏اند.
 حتى براى بيان اين واقعيت، اگر بگويد علم من نسبت به علم خدا مانند قطره به درياست، باز نارسا و مقرون به صحت و حقيقت نيست.
 اكنون به مفاد دو آيه و مختصر توضيح و تفسير در باره آنها توجه نمائيد.
 1 -  قل لو كان البحر مدادا لكلمات ربى لنفد البحر قبل أن تنفد كلمات ربى و لو جئنا بمثله مددا كهف : 109 بگو: »اگر درياها براى )نوشتن( كلمات پروردگارم مركّب شود، درياها پايان مى‏ گيرد. پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان يابد؛ هر چند همانند آن )درياها( را كمك آن قرار دهيم!«
 مداد به معناى مركب و يا ماده رنگينى است كه به كمك آن مى‏ نويسند، و در اصل از مَدّ به معنى كشش، گرفته شده است ، زيرا با كشش آن خطوط آشكار مى‏ شود كلمات جمع كلمه در اصل به معنى الفاظى است كه با آن سخن گفته مى‏ شود و يا به تعبير ديگر لفظى است كه دلالت بر معنى دارد ، اما از آنجا كه هر يك از موجودات اين جهان دليل بر علم و قدرت پروردگار است گاهى به هر موجودى كلمة الله اطلاق مى‏ شود، مخصوصا اين تعبير در مورد موجودات مهم و با عظمت بيشتر آمده است : قرآن مجيد در مورد حضرت عيسى مسيح )عليه‏السلام( مى‏ گويد : انما المسيح عيسى بن مريم رسول الله و كلمته القاها الى مريم : عيسى كلمه خداوند بود كه آنرا به مريم القا نمود ) سوره نساء - 171 ).
 در آيه مورد بحث نيز كلمه به همين معناست يعنى اشاره به موجودات جهان هستى است كه هر كدام حكايت از صفات گوناگون پروردگار مى‏ كند .
 در حقيقت قرآن در اين آيه توجه به اين واقعيت مى‏ دهد كه گمان مبريد عالم هستى محدود به آن است كه شما مى‏ بينيد يا مى‏دانيد يا احساس مى‏ كنيد ، بلكه آن قدر عظمت و گسترش دارد كه اگر درياها مركب شوند و بخواهند نام آن و صفات و ويژگيهاى آنها را بنويسند درياها پايان مى‏يابند پيش از آنكه موجودات جهان هستى را احصا كرده باشند .
 توجه به اين نكته نيز لازم است كه دريا در اينجا مفهوم جنس را دارد ، و همچنين كلمه) مثل( در جمله )و لو جئنا بمثله مددا( نيز معنى جنس را مى‏ر ساند اشاره به اينكه هر قدر همانند اين درياها بر آن افزوده شود باز هم كلمات الهى پايان نمى‏ گيرد
 و به همين دليل آيه فوق با آيه مشابهى كه در پائين از سوره لقمان مى‏ آوريم هيچگونه منافاتى ندارد.
 قرآن مجيد براى ترسيم عدد بى نهايت ، و نزديك ساختن معنى علم بى پايان خدا و گستردگى فوق العاده جهان هستى را به افكار ما ، در اين آيه به بيان بسيار فصيح و بليغى دست زده است و از اعداد زنده و جاندار استفاده كرده است.
 به جاى اينكه بگويد مخلوقات خداوند در پهنه هستى از عددى كه يكصد كيلومتر صفر در كنار آن باشد فوق العاده بيشتر است مى‏ گويد : اگر تمام درختان روى زمين قلم شوند ، و همه درياها مركب ، تمام اين قلمها مى‏ شكند و از بين مى‏رود ، و همه اين مركبها تا آخرين قطره پايان مى‏ يابند اما حقايق عالم هستى و اسرار و رموز آن و موجودات اين جهان و معلومات پروردگار پايان نمى‏ پذيرد .
 در اينجا لازم است فكر كرد كه يك قلم چقدر قدرت نوشتن دارد ؟ و از يك شاخه كوچك درخت چند قلم ساخته مى‏ شود و از يك درخت بزرگ با آن ساقه تنومندش چند هزار يا چند مليون قلم تهيه مى‏ شود ؟ سپس مجموع درختان روى زمين در تمام جنگلها و باغها را در نظر بگيريد ، و قلمهائى كه از آن ساخته مى‏شود حساب كنيد ! از سوى ديگر با يك قطره مركب، چند كلمه مى‏توان نوشت ؟ سپس آن را در يك استخر و يك درياچه و يك دريا و اقيانوس و سرانجام همه درياهاى روى زمين ضرب كنيد ، چه عدد عجيبى را تشكيل مى‏ دهد ؟ ! !
 2 - لقمان : 27 و لو أنما فى الارض من شجرة أقلم و البحر يمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله ان الله عزيز حكيم‏لقمان : 27 و اگر همه درختان روى زمين قلم شود، و دريا براى آن مركّب گردد، و هفت درياچه به آن افزوده شود، اينها همه تمام مى‏ شود ولى كلمات خدا پايان نمى‏ گيرد؛ خداوند عزيز و حكيم است.
 نكات لطيفى كه در آيه فوق به چشم مى‏ خورد اين است كه شجره به صورت مفرد ، و اقلام به صورت جمع آمده ، تا بيانگر تعداد فراوان قلمهائى باشد كه از يك درخت با تمام ساقه و شاخه‏ هايش به وجود مى‏ آيد .
 و نيز تعبير البحر به صورت مفرد و الف و لام جنس براى آن است كه تمام اقيانوسهاى روى زمين را شامل شود ، بخصوص اينكه تمام اقيانوسهاى جهان با هم مربوط و متصلند و در واقع در حكم يك درياى پهناورند .
 و جالب اينكه در باره قلمها سخن از قلمهاى اضافى و كمكى نمى‏ كند اما در باره اقيانوسها سخن از هفت درياى ديگر به ميان مى‏ آورد ، چرا كه به هنگام نوشتن قلم بسيار كم مصرف مى‏ شود آنچه بيشتر مصرف مى‏ گردد مركب است .
 عظمت اين سخن آنگاه روشنتر مى‏شود كه به اين واقعيت توجه كنيم كه عدد سبع ) هفت (، عدد تعداد نيست بلكه عدد تكثير است ، و به تعبير ديگر مفهومش اين است كه اگر درياهاى بسيار بر آن دريا بيفزائيم باز »كلمات الله« پايان نمى‏ يابد .
 فكر كنيد اين عدد تا چه اندازه زنده و جاندار است ، عددى است كه فكر انسان را با خود مى‏ كشد و به سوى بى نهايت پيش مى‏ برد .
 عددى است كه هر كس ، چه رياضى‏ دان چه بى سواد ، عظمت آن را درك مى‏ كند ، و به گستردگى و ابهتش آشنا مى ‏شود .
 آرى علم خدا از اين عدد هم بالاتر است، علمى است نامحدود و بى نهايت .
 علمى است كه قلمرو آن سرتاسر جهان هستى است و گذشته و آينده تاريخ عالم و همه اسرار و رموز و حقايق را در برمى‏گيرد .
 در لغت عرب انتخاب كلمه سبع ) هفت ( براى تكثير شايد از اين نظر باشد كه پيشينيان عدد كرات منظومه شمسى را هفت مى‏دانستند ) و در واقع آنچه از منظومه شمسى امروز نيز با چشم غير مسلح ديده مى‏شود هفت كره بيش نيست ( و با توجه به اينكه هفته به صورت يك دوره كامل زمان هفت روز بيشتر نيست و تمام كره زمين را نيز به هفت منطقه تقسيم مى‏كردند و نام هفت اقليم بر آن گذارده بودند ، روشن مى‏شود كه چرا هفت به عنوان يك عدد كامل در ميان آحاد و براى بيان كثرت به كار رفته است.

(قسمت اعظم اين ياد داشت از تفسيرنمونه ج 10 و 17 استفاده شده است).
 خدايا به احترام مقربين درگاهت با درك و فهم اسرار مخلوقاتت بر خداشناسى و ايمان  ما                                       بيفزا  آمين يارب العالمين.